نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ


سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
سه شنبه 17 تیر 1393 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
افسران - اینم یک پوستر جذاب از فرمانده ی افسران




نوع مطلب : تصاویر رهبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هرج و مرج و خلافت: جنگ جهادگران و غرب برای خاور میانه
Chaos and Caliphate: Jihadis and the West in the Struggle for the Middle East
نویسنده: پاتریک کو کبرن/2016
  پاتریک کوکبرن روزنامه نگار ایرلندی تبار انگلیسی ، که نزدیک به چهارده سال را صرف مطالعه خاورمیانه از سال 2001 تا سال 2015،کرده،  خلاصه  گزارشی پوششی خودرا ازچگونگی  نقش چشمگیر دخالتهای نظامی غرب در افغانستان، لیبی، سوریه و یمن که  موجب جنگ های داخلی، خشونت های فرقه ای و  تاسیس سازمان "داعش" در سوریه و عراق.‮.‬شده است باراین کتاب جدیدافشا کرده و منتشرنموده است.

این کتاب به پنج فصل اصلی تقسیم گردیده است، فصل اول  جنگ آمریکا در افغانستان و نقش طالبان در آن، فصل دوم در مورد جنگ بزرگتر به رهبری ایالات متحده بزرگتر در عراق تمرکز دارد، و  انگیزه های پشت صحنه ی ایجاد و استقرار  " داعش "بعنوان  وسیله ی سازمانی در جذب اعضای خود از میان مردم محلی و  در فصل پایانی به وقایع بهار عربی،  عواقب آن، جنگ لیبی ،سوریه و یمن، پرداخته است ‬

نقش ایالات متحده در هرج و مرج  منطقه ی:
 
نویسنده آشکار می کند:  که ایالات متحده نقش مهمی در تقویت هرج و مرج و درگیری در منطقه شرق میانه و شمال آفریقا داشته است، این وضعیت بخصوص از طریق محاسبات اشتباه و جعلی از جنگ علیه تروریسم پس از حوادث 11سپتامبر  سال 2001شدت بیشتری یافته است، و سهم فزاینده آمریکا با مداخله در ترویج بازی درگیری قومی بین مناطق مختلف و گروه های مذهبی پراکنده  اوج گرفته است . این رویه  نشان می دهد که رشد درگیری در افغانستان و عراق، به دلیل مداخله نظامی عمدتا غربی در این دو کشور می باشد، که در آن مقامات نظامی ایالات متحده تصور می کردند که آنها در شکست دادن طالبان موفق شده اند، اما آنها متوجه نبودند که طالبان فقط به جنوب افغانستان نقل مکان کرده و برای بازگرداندن ظرفیت دوباره خود ، حتی  ازسال 2006 ، بار دیگر بعنوان منبع اصلی تهدید برای ثبات داخلی و منافع آمریکا و غرب در افغانستان تبدیل شده است..‬
 
واینگونه بود که  دخالت آمریکا در عراق نقش مهمی در تخریب این کشور و توسعه درگیری بین جوامع مختلف مذهبی، به ویژه شیعه و سنی ایفا کرده است. حتی  این مداخله به گسترش مقیاس   درگیری بین گروه های مختلف، که در آن به یک درگیری میان کردها و ایزدی ها نیزکشیده  شد علاوه بر عراق و سوریه، دخالت آمریکا باعث  به درگیری کشاندن حوثی ها در یمن  نیز شده است..‬
 

علاوه برهمه ی اینها، کوکبرن درادامه می نویسد:  دخالت آمریکا در لیبی، پس از بهار عرب، باعث شد تا آن کشور با یک وضعیت شکننده نتواند نه از مرزهای خود حفاظت کند ونه از شهروندان خودحمایت کند، و زمینه رشد گروه های به شدت خشن مسلح درداخل  لیبی  را فراهم کرد، و واین گروهها با کنترل  مناطق بزرگ  از آن کشور،  نقش تاثیر منفی آن در امنیت منطقه ای کشورهای همسایه نیز احساس گردد ، و کل منطقه در شعله ی آتش افروزی گروه های تروریستی مسلح گرفتار کند..‬
 
عراق و بدتر شدن اوضاع داخلی:
 
 بخش عمده ای از کتاب کوکبرن موضوع عراق را در برگرفته است، که در فصل دوم پس از تهاجم آمریکا ، جزئیات وخامت اوضاع عراق  را مورد بررسی قرارداده ، واز  اشتباهات  دولت آمریکا،  ناشی از  تاسیس سازمان  " داعش "گروه تروریستی در عراق و گسترش آن را به بسیاری از کشورها ی منطقه مورد کنکاش قرارداده است
 نویسنده با اشاره به  دخالت آمریکا در عراق  تشریح می کند : که این اقدام وحدت عراق را به عنوان یک کشور نابود کرده است،  و موجبات اختلاف سه جامعه تشکیل دهنده عراق یعنی سنی ها، شیعیان و کردها  با حالت رویارویی دائم  مهیا کرده است ، که این جریان  تاثیر زیادی بر کشورهای همسایه عراق گذاشته است، ودراینجا باید تاکید کرد که ایالات متحده به عنوان یک نتیجه از آن دخالتها،هیچگاه مایل نیست  که کشورهای عراق ، سوریه و یمن یکپارچه باقی بمانند..‬.

"کوکبرن" در کتاب خودمی افزاید ، مقامات آمریکایی برای توجیه دخالت در عراق را  دلیلی چون  مداخله آمریکا برای  جستجوی  سلاح های کشتار جمعی مطرح کردند ،که آن چیزی جز یک دروغ بزرگ ساخته شده توسط مسئولین  آمریکایی برای توجیه دخالتشان نبود ، به ویژه اینکه هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود پس همه ماجرا بدست نیامد ،و  ایالات متحده  قبل از تجاوز نیز از این وضعیت آگاه بود..  وتنها دستاورد ایالات متحده از این جنگ،‮ تنفر شدید گروهها و اقوام وطوائف مختلف عراق از آمریکا بود ونهایتا عراق را به دست هرج ومرج داعش سپرد.‬

بهار عربی و هرج و مرج در منطقه:
 
نویسنده اشاره می کند: که مداخله آمریکا در منطقه پس از بهار عرب، به  بدتر شدن اوضاع انجامیده است. در لیبی، به عنوان مثال، سهم اصلی نیروهای ناتو برای از بین بردن قذافی در ترویج رشد جریان های افراطی در لیبی غیر قابل انکار است که از جمله دلایل نقض امنیت و ثبات در منطقه بشمار آمده است.‮.‬
 
  نقش آفرینی آمریکا  در جنگ در سوریه :
  تمرکز بر نقش آمریکا در جنگ در خاک سوریه. نشان می دهد که ایالات متحده در حساب های جعلی خود با تکیه بردید ناقص خود  به ایجاد و توسعه ی بحران سوریه دامن زده است،  در آنجا نیز دولت ایالات متحده، از مخالفان  دولت سوریه  پشتیبانی می کند. در مقابل، ایران و حزب الله که احساس می کردند که شکست رژیم اسد درحال تبدیل شدن به یک تهدید وجودی دامنه دار علیه ایران است، بناچار به جنگ داخلی سوریه وارد شدند. پس از درگیری های  عراق و سوریه،  داعش در یمن نیز ظهورکرد،که بیانگر نفوذ حکام عرب  مورد حمایت آمریکاست.
در نهایت، این گزارشگر درپایان نتیجه گیری از کتاب خودمی نویسد:  که  سیاست"تفرقه بینداز و حکومت کن" سیاستی بوده که توسط ایالات متحده در منطقه  از گذشته دنبال شده،ولی ازاین پس با تکیه برآن سیاست  دستیابی ایالات  متحده به منافع  مورد نظر خود امکان پذیرنیست، به ویژه در فضای فقدان مطالعه کافی توسط دولت آمریکا  در ماهیت منطقه،شرایط فرهنگی ملت ها و حفظ حریم خصوصی هر کشور،  طبیعت، تاریخ  و تنوع فرقه ای هر یک ازاین کشورها . در نتیجه به تبع  دخالت  آمریکا در منطقه،    شرق میانه  درمرحله جنگی بی پایان قرار گرفته است، و با دوره جدیدی از هرج و مرج و بی ثباتی مواجه است.  وبنابر این سابقه ی منفی آمریکا  دراین بخش از جهان  موجب شده  تا در آینده، ملتها ی منطقه اجازه ندهند  که ایالات متحده  درکشورشان دخالت کند، و آنها خواستار خروج آمریکا از خاورمیانه هستند ..‬
 تهیه وترجمه نجوای کنگان
 منبع:

Patrick Cockburn
Paperback, 428 pages
Published April 21st 2016 by OR Books
Patrick Cockburn,by
 Chaos and Caliphate: Jihadis and the West in the Struggle for the Middle East, (New York: OR Books 2016)
 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ ترجمه خلاصه کتاب/ "کو کبرن"در این کتاب:چون آمریکا عامل هرج مرج است ملتها اجازه نمی دهنددر کشورشان دخالت کند،
لینک های مرتبط :
دانش آموزان استرالیایی مدل ارزان قیمت داروی درمان بیماری ایدز را کشف کردند دانش آموزان استرالیایی مدل ارزان قیمت داروی درمان بیماری ایدز را کشف کردند

© Sputnik/ Sergey Venyavsky جهان 02:35 03.12.2016
 به گزارش اسپوتنیک به نقل از روزنامه گاردین، دانش آموزان استرالیایی موفق به ترکیب آنالوگ و مشابه دارو های گران قیمتی شدند که حق ثبت اختراع آن در حال حاضر به سرمایه دار صنعت داروسازی "مارتین شکریل" تعلق دارد. به گزارش این نشریه، دانش آموزان موفق به تولید داروی "داراپریم"، (Daraprim) شدند که برای درمان بیماری ایدز و ویروس اچ آی وی (HIV) از آن استفاده می شود. بر اساس برآوردهای انجام شده، قیمت یک قرص این دارو حدودا 2 دلار خواهد بود و پروسه تولید و فروش آن تنها پس از سپری کردن موفقیت آمیز تمامی آزمایشات مربوطه، آغاز خواهد شد. مارتین شکریل زمانی به شهرت رسید که با خرید حق ثبت اختراع داروی ایدز، قیمت آن را از 13.50 دلار به 750 دلار افزایش داد. پس از این واقعه، موجی از خشم و ناخرسندی بیماران و اعتراضات در شبکه های اجتماعی پدید آمد و رسانه های ایالات متحده به وی لقب "منفورترین تاجر و سرمایه دار آمریکا" را دادند.

منابع: https://ir.sputniknews.com/world/201612032034288/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ : https://ir.sputniknews.com/world/201612032034288/ دانش آموزان استرالیایی مدل ارزان قیمت داروی درمان بیماری ایدز را کشف کردند،
لینک های مرتبط :
تیم ریاست جمهوری ترامپ به دنبال تحریم غیر هسته ای ایران
تیم ریاست جمهوری ترامپ به دنبال تحریم غیر هسته ای ایران
© Fotolia/ Andreykr جهان 01:04 03.12.2016
 به گزارش اسپوتنیک به نقل از روزنامه فایننشال تایمز، تیم رئیس جمهور منتخب ایالات متحده "دونالد ترامپ" در حال مطالعه و بررسی پیشنهاد بسته جدیدی ار تحریمات علیه ایران است که به هیچ عنوان با برنامه هسته ایران ارتباطی ندارد. این روزنامه با استناد بر اخبار کنگره آمریکا می نویسد که تحریم های جدید احتمالا به خاطر برنامه ساخت موشک های بالستیک توسط ایران و یا نقض حقوق بشر در این کشور اعمال شوند. یک منبع آگاه از فعالیت تیم رئیس جمهور جدید منتخب آمریکا در این رابطه اعلام کرد: "آنها (تیم نهاد ریاست جمهوری ترامپ) اکنون با دقت در حال مطالعه و بررسی توانایی های خود هستند که در وهله نخست، ایجاد و اعمال تحریم های غیر هسته ای را شامل خواهد شد."

منبع: https://ir.sputniknews.com/world/201612032034273/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ تیم ریاست جمهوری ترامپ به دنبال تحریم غیر هسته ای ایران،
لینک های مرتبط :
كیف تبیع أمریكا أصدقاءها? آمریکا چگونه دوستانش را می فروشد؟
در خلاصه ی این کتاب می خوانیم : پیمان شکنی بوسیله ی آمریکا در طول تاریخ یک استراتژی است
جمعه 29 اسفند 1393 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
Image result for ‫كیف تبیع أمریكا أصدقاءها‬‎
استراتژی پیمان شکنی آمریکا در طول تاریخ

مقدمه:
 
استراتژی پیمان شکنی حکومت آمریکادر مسیر تاریخ باید از چهار منظر قابل بررسی است
  1- سنت پیمان شکنی  آمریکا   بعنوان میراث دار سیاست انگلیس

2-پیمان شکنی  آمریکا نسبت به قانون اساسی کشور ونسبت به مردم خود
3- پیمان شکنی  آمریکا نسبت به قوانین ومعاهدات بین اللملی ونقض منشور مختلف سازمان ملل در ابعاد متنوع
4- پیمان شکنی  امریکا نسبت به دوستان و هم پیمانان( معرفی حداقل یک کتاب در ادامه مطلب)

اگر ما فقط برخی از تئوری های موجود  در ادبیات سیاسی غرب  وبویژه آمریکا که بصورت مطالعات پژوهشی و کتب سیاسی و یا ثبت خاطرات سیاسمداران کهنه کار   در عرصه مطالعات روابط بین الملل بررسی کنیم  می توانیم  باتوجه به  عناصر ثابت مشترک در پیمان شکنی سیاسی که  آثار سوء  مختلف  وسیع آن در تاریخ معاصر  سرنوشت ملل داشته را براحتی لمس کنیم و موارد نامحدودی، از آن را برشماریم  تا  جائیکه پیمان شکنی  سیاسی در "تاریخ جهان"   بعنوان رسوایی های بزرگ آمریکا و غرب یاد شده است". این عمل علاوه بر آنکه بعنوان یک استراتژی در سیاست آمریکا بکار برده شده ومی شود اکنون بصورت قالبی  واضح و آشکار در دانشنامه  های سیاسی  مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است ....
 ذیلآ  به برخی از دلایل  سرپیچی ونقض وهمچنین  موضوعیت پیمان شکنی در سیاست آمریکا وغرب اشاره می کنیم:

    -  رویه ی نسبتاً موفق ، به عنوان راه حلی جامع برطرف کردن  چالش ها  ومطالبات  مشابه در جهان .
   - تمایل  فزاینده درزیاده خواهی اقتصادی وبرتری جوئی در قدرت طلبی با استفاده از دروغ گفتن.
    -  تناقضات ،تخلفات، نقض قانون؛ بعنوان  مسیری کم هزینه و میانبر برای دستیابی به اهداف مورد نظر.
   - خارج کردن یک دیدگاه معتبر واصولی از جایگاه اولیه / فرسایش آن با چانه زنی های بعدی.
    - تلقین ساختار قطعی هدیه ناگهانی سرنوشت  برای مجموعه ی بین الملی منهای جهان اول .
    -  تقویت زمینه سازی بررسی سفر ومهاجرت از شرق ، که منجر به قهرمانی در غرب می شود .
    -  تلقین شرایط دائم مبارزه زندگی و مرگ  برای مردمی که سلطه ناپذیرند
    - پذیرش ظلم و ستم جزئی از شخصیت اصلی  مردم است ؛و نفاق ( ویژگی تفکیک ناپذیر یک شخصیت غالب  است  که شیوه زندگی دیگر افراد را تنظیم می کند).
   -  وقوع پیمان شنکی ازسوی دشمن: مجازات  یک شخصیت است  در مقابل اقداماتی که خود  انجام داده است....
معرفی یک کتاب»»

 

آمریکا چگونه دوستانش را می فروشد (خیانت می کند)
نویسنده :  مجدی كامل2953886
تعداد صفحات 380
  چاپ  2009
معرفی نویسندکتاب؛ مجدی كامل
 "مجدی حسین كامل المنیاوی" كاتب ومترجم و روزنامه نگار نشریه أخبار المصریة( مصر) است
وصاحب قلم در تالیفات  سیاسی   محسوب می شود برخی کتابهای او: "چه کسی طاغوت ها را می سازد"،
"رهبران صهیونیسم"، "بلاك واتر : ارتش تاریکی"، "یاداشت های جورج تنت (ترجمه  )" ،"دورغ های بزرگ تاریخ   و "خانواده روچیلد"، "أسرارهسته ی" ....از دیگر نوشته ای او بشمار می آیند...

  تاریخ استراتژی پیمان شکنی آمریكا در طول تاریخ

او در این کتاب به استناد مدارک  می نویسد: علیرغم أینکه  ایالات  متحده  در  طول دهها سال گذشته  هم پیمانان و دوستان زیادی را قربانی کرده وبفروش رسانده است(خیانت کرده است)   بمجرد اینکه  بدیلی بهتر برای آنان پیدا کرده ،   و یا آنها را درحال  سقوط  دیده  از آنها عبور نموده  و به حال خود رها کرده است- وغالبا خود دلیل اصلی در  سقوط آنها نبوده است -  ولی با این وجود بیشتر حكام کشورها  از این  پند وعبرت نمی گیرند و بدتر ازآن اینکه دربین این حکام کسانی پیدا می شوند که داوطلبانه بعد از رزیم قبلی اربابی آمریکا را برسمیت شناخته و گرده خود را را برای مزدوری ورعیتی تزئین می کنند،  و خود را بعنوان " نامزد جدید نوکری" معرفی می کنند  و این اقدام بخاطر آن صورت می دهد به "  امیدی که آمریکا "چتری" است؛ برای پریدن از دوش مردم  بر صندلی  ریاست، و ایام می چرخد و در پایان  پیمانشکنی در انتظار اوست،  و حتی از پذیرشش در آمریکا نیز سرباز می زند..
  در این كتاب  تجربه های مشابه برای هم پیمانان و دوستان واشنگتن که منطق  پیمانشکنی آمریكا  آنها را دهم شکست مرورمیکنیم   "نه صداقتی همیشگی بود..  ونه وفاداری  دائم" و از جمله آنها  نخست وزیر پاكستان  پرویز مشرف،  شاه إیران محمد رضا پهلوی،  نخست وزیر فیلپین  فردیناند ماركوس،   مانوئل نورئیگا رئیس جمهور پانما. ... که می توان به انها حسنی مبارک مصر - علی بن زین العابدین (تونس ) علی عبدالله صالح و معمر قذافی اضافه کرد و...  باید با استفاده از این تجربه ها  درک کنیم که آمریكا  نه "عزیزی"  می شناسد    ونه  برای  "دوستی" ارزش قائل است  درواقع آنها براین سیاست  تکیه دارند وهمین شیوه ی تاریخی وسنتی آنهاست.
 تاریخ  طولانی  ایالات  متحده آمریکا   پراست از پیمانشکنی علیه دوستانش و هم پیمانانی که  پس از استفاده از نقش مورد نظر  وبهره گیری سیاسی،  آنها  را  به بوته ی فراموشی و نقض پیمان سپرده است
 این اشتباه وخطای  تاریخى که مرتب تکرار می شود و صاحب قدرت با قربانی کردن منافع ملی  به سر سپردگی  ابر قدرتی تن درمی دهند  که شاید تضمینی برای استمرار  باقی ماندن در قدرت باشد "شاید بزرگی " تاکنون محقق نشده، است. تهیه وترجمه: نجوای کنگان
 

مواردی برای جستجو در اینترنت:

+ كیف تبیع أمریكا أصدقائها /

Perfidy America's friends and allies+

+How do you sell American friends


    Galen Roger Perras (March 2003). Stepping Stones to Nowhere: The Aleutian Islands, Alaska, and American Military Strategy, 1867-1945. University of British Columbia Press. p. 232.
    Kenneth Rose (October 10, 2007). Myth and the Greatest Generation: A Social History of
 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ آمریکا چگونه دوستانش را می فروشد؟،
لینک های مرتبط :

 
  راه های ساده قدرت اقتصادی .. برای حل  بحران مالی کشورها



  

كتاب "قدرت اقتصاد" مارک اسكاوزن

مارک اسکاوزن نویسنده ی کتاب "قدرت اقتصاد" اقتصاددان وبرنده جایزه نوبل درهمین رشته است  او با ارائه تصویری تاریخی از اقتصاد جهان وتجزیه وتحلیل دقیق پژوهشی براین باوراست که با راه حل هائی ساده می توان جهان را از بحران اقتصادی حال حاضر نجاب داد وهمچنین توسعه ی اقتصادی پایدار را در چشم انداز ی علمی برای نسلهای بعدی فراهم کرد.

مارک اسکاوزن درکتاب "قدرت اقتصاد" می نویسد : تجزیه و تحلیل اقتصادی می تواند زندگی افراد و کشورها  بهتر یا بدترکند، و این به جهت تاثیر بسیار بزرگ آن  با نفوذ چشمگیردر  امور مالی جهان و تجارت دولت هاست،و همچنین جایگاه موثر و ویژه خود را  درمدیریت بازرگانی، قانون، دین و سیاست حفظ کرده است بنابراین هرچه بیشتر  از "قدرت اقتصاد دانید " تغییرات را بهترکنترل کرده و جهت مطلوب می دهید  ...

نویسنده معتقد برای اینکه یک اقتصاد بتواند کارائی خود را نشان بدهد  نیازمند التزام مثبت به  7 اصل اساسی است:  پاسخگویی، اقتصاد و تحلیل هزینه، بهره وری و بهره دهی ، صرفه جویی و سرمایه گذاری، رقابت و انتخاب، کارآفرینی و نوآوری و رفاه اجتماعی است..

این کتاب توصیه های عملی در امور مالی شخصی، درآمد و پس انداز، سرمایه گذاری و بازنشستگی، بر اساس  پشنهادهای برجسته  توسط متخصصان در زمینه اقتصاد رفتاری فراهم می کند..


این کتاب همچنین بر یافته ها  و ابتکارات مهم ایجاد  شده توسط اقتصاددانان برای حل مشکلات محلی؛ مانند ترافیک وتنگی جاده ها و مسیرها  ، مراقبت های بهداشتی، آموزش وپروش دولتی، جرم و جنایت، و مسائل دیگر که در صدر فهرست مسائل عمومی  دلالت دارد که آنها را عرضه کرده است ..

دربخشی دیگر از این کتاب  به بررسی چگونگی رمزگشائی  اقتصاددانان در  حل تعدادی از مشکلات جهانی شامل:  گرم شدن کره زمین ، جنگ های مذهبی، و با نگاه به آینده همچنین به بررسی آنچه که بنوعی فلسفه ی اقتصادی جدید "اقتصاد پویا" که بر هزاره سوم  مسلط میشود پرداخته است...

درواقع خوانندگان با استفاده از این کتاب به عنوان یک راهنما، موفق می شوند تا  درک درستی از نیروها وعوامل  تاثیر گذار بر اقتصاد ، و چگونگی تلاش برای بهبود وضعیت جهانی که در زندگی می کنند بدست آورند...

"مارک اسکاوزن" در فصل دیگری ازکتابش تاریخ را گواه می گیرد:  در سال 1930، یعنی در آغاز رکود بزرگ، او نوشت: جان میناردکینز اقتصاددان مشهور در مقاله ی کوتاه تحت عنوان "ظرفیت های اقتصادی نوه های ما" همکاران خود را بابت  انفعال بیش از حد در اقتصاد تنبل مورد سرزنش قرار داده بود ؛ در واقع کینز دوستان خود مورد انتقاد قرار داده و به بدبینی متهم کرده بود و اعلام کرد که آنها در مورد آینده"اشتباه در اشتباه"فکر می کنند  و  آن رکود بزرگ با توجه به پیش بینی  کینز "اختلالی موقت" دراقتصاد بود و "در دراز مدت  انسان قادر خواهد بود  جایگزین های بیشتری را معرفی کند بود، و مشکلات اقتصادی خود را حل کند. ..

مارک اسكاوزن با حق دادن به کینز در آنموقع ادامه می دهد: مشخصاً نقش مهم اقتصاددانان در رونق اقتصادی بعد از جنگ  قابل توجه است ، که چگونه نسل جدید از این افراد با  تلاشی  متفاوت باعث پیشرفت اقتصادی در برخی نقاط جهان شدند، وتوانستند با مدل های اقتصادی بازیگری باشند که دردها را از مسیر بردارند  با  راه حل های چون پس انداز و جلوگیری از بدهی و سرمایه گذاری عاقلانه و محتاطانه و بلندمدت میلیون ها فقیر را از فقر نجات دادند، و از طریق میکرو اعتبارات بانک های خصوصی ، و به دنبال کاهش جرم و بهبود آموزش و پرورش عمومی و موجبات صرفه جویی در مقدار زیادی از پول دولت ها و شرکت ها را فراهم کردند و در دنیا را از طریق مناقصه های موثر و کارآمد و  وافزایش قیمت ها و ترافیک را از طریق دوره های ویژه ای از تکنیک ها کاهش دادند ...واین اقتصاد دان توضیح می دهد:  که چگونه نوع تفکر اقتصاددانان در امور مالی شخصی، مانند تئوری چمدان  مدرن سرمایه گذاری، یک سرمایه گذاری با عملکرد بالا و  تاسیس بزرگترین شرکت ها در جهان، و همچنین حل مسائل محلی و ملی ،و حل مشکلات جهانی مانند انفجار جمعیت را ساماندهی کرده است ...

نویسنده در یک فصل از کتاب  به این موضوع اشاره می کند:  برخی دین اسلام را به خاطر آنچه که  برای  مصری  ها از بحران اقتصادی اتفاق افتاده  دین اسلام را متهم می کنند اما دین اسلام بی گناه است، آنچه  که آنجا محل اتهام است  عبارت است از دخالت  سیاست واقعی سوسیالیستی  در اقتصادآن کشور است.. تهیه وترجمه نجوای کنگان 
منبع :   Фото: EPA/EVERETT KENNEDY BROWN




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ Фото: EPA/EVERETT KENNEDY BROWN /نجوا کنگان/ Фото: EPA/EVERETT KENNEDY BROWN،
لینک های مرتبط :
 روشنفکری در عصر بردگی

بخشی دردناک ازتاریخ  روشنفکری:
خیانت روشنفکران  "خود مامور"  عجیب ، غریب و حتی جدید نیست، قرآن درآخرین آیات  سوره " "الشعراء"  خیانت نقش روشنفکران آن دوران (شاعران) را در عصر خودرا اینگونه برمی شمارد: "آنها چیزی می گویند که  انجام نمی دهند، در هر وادی سرگردان هستند، و آنها علت فساد مردم بوده  آنها را تبدیل به موجوداتی بی ارزش" می کنند.[1]
 خیانت در برخی انسان ها ویژگی شناخته شده ی است، که البته روشنفکران، دانشمندان مثل هر فرد دیگری ازآن مستثنی نیستند وصد البته خیانت در برخی اعضای این مجموعه به موجب سطح دانش علمی، ادبی و فلسفی که ازآن برخوردارندوحشتناکترین نوع خیانت بشری محسوب می شود.
به طور کلی، ما می توانیم در این مسیر تعریف روشنفکر را اینگونه از منابع متعدداینطور بازگو کنیم : کسیکه علاقه فراوان به مطالعه پژوهش ونظریه پردازی دارد و این پروسه را  از دو منظر نظام مند و کاربردی دنبال کرده است و ازآگاهی اجتماعی ، سیاسی و مهارتهای خلاقانه و توانایی بکارگیری آنها در جامعه و  قدرت تجزیه و تحلیل  سازنده، با توجه به منافع همه نیروهای اجتماعی نگاهی به آینده دارد.
 از اینرو  اندیشه ی او به نوبه خود به تهیه متد علمی  مدل ارزشی ،ارزیابی فکری، تئوری سازی و عملگرائی واقعی  منتهی می شود،
واز همینجا  فاصله ی بین روشنفکرنما بازنده و روشنفکر سازنده که به حکم صفای باطن وصافی گر عالمانه به دفع همه ی انحرافا ت طیف های فکری بدور از تعصب می پردازد،آشکار می شود او هرگز علیه منافع جامعه موضع نمی گیرد، مثبت اندیش بوده  و  آموزش فکری مبنائی رابا چشم اندازی  تعیین کننده  نمایندگی می کند متعهد به توسعه جامعه و توسعه ی پایدارآن بوده و به هرباز ویرانی از نو نمی اندیشد  همچنان که در مقدمه روشنفکری ارگانیک آمده است با روشنفکرنما فاصله ی فراوان دارد .
در مقابل؛ شکست اجتماعی فرد یا یک جریان،درواقع شکست رو شنفکر یا روشنفکرنمایانی است که به نحوی باژگونه  در ادعای سخنگوی جامعه  به گفتار در می ایند  وشعار یا نظری را مطرح می کنند که پیامدی منفی به همراه داشته ومعمولاً بیگانه بهره بردار اساسی آن می باشد.
مهم است که توجه داشته باشیم  "روشنفکر"  تنها نویسندگان، شاعران و تحصیلکردگان  مدنظر  نیستند بلکه شامل سیاستمداران ، حقوقدانان و یا حتی برخی روحانیون می شود که  توانایی مشترک   آنها قدرت تاثیر گذاری بربخشی ازتوده مردم است که بمثابه یک فانوس روشنی بخش  می توانند عموم را از سرگردانی نجات داده و توان پاسخ به سوالات داشته   و راهنمای آنها در  مسیر ایمن  وبا ثبات است. که می تواند از درون طبقات مختلف فقیر، متوسط، ومرفه جامعه خود را معرفی کند....
 اصطلاح "روشنفکر" در بستر تاریخی همگام با ظهور خود  حداقل با سه عنصر اساسی ارتباط  داشته است: (دانش ، آگاهی ، نگرش) یا شناخت، هوشیاری و موضعگیری ، که مفهوم روشنفکری را با هم ابعاد وجه اختصاصی تام بخشیده است
روشنفکر و صعود
(دانش، آگاهی، نگرش) با هم در آمیخته شده تا درکنار یکدیگر به تدوین و شکل دهی شخصیت او هر چند درسطوح مختلف می پردازد، اما عدم اعتبارشخصیتی  روشنفکر بستگی به شکست یکی از آن عناصر دروجود او دارد، بنابراین نگرش فکری ناشی از آگاهی، مسئولیت تاریخی در پرتو تشخیص واقعیت  ضرورت دارد. و باید مطمئن شود که این مسئولیت  او لباس حقیقت بپوشد، هرچند که به خصوص در بحران ها و شرایط استثنایی، تداخل انگیزه های دنیوی و دینی، مادی ومعنوی در وجود او با یکدیگر به رودروئی بپردازند.
او هیچگاه به اردوگاهی که  صدای خشن و فضا سازبلندتر را یا منطق زور ، حیله گری و فریب غالب  جولان می دهد، نمی پیوندد، چو ن پناهگاه او آگاهی وحقیقت جوئی  است، او  به عوامل توسعه نیافتگی و  آگاهی مردم از ارزش ها و مفاهیم  تمدن ساز بیش از برجسته شدن خود در چشم بیگانه اهمیت می دهد  و مهم ترین شرایط حفظ مؤلفه های فرهنگی در شناخت، آگاهی و توانایی خود در یک موضع گیری راسخ تکمیل کرده است وتداوم پیشرفت را از خود  آغاز می کند و رشد سطح فردی را با مفاهیم موجود، و در سطح جامعه با گزینه ی  گسترش تعهد به جامعه و شهروندان درسر می پروراندوجان برآن راه می گذارد ، و مفهوم شهروندی را  به جای مفهوم جناح ،قبیله ، حزب و طبقه، مسئولیت خود باز می شناند...

اغراق نیست که  به ما بگویند : شرط رسیدن به جامعه  تمدن ساز، و  آینده امیدوار، به ویژه برای کشورهای استقلال یافته وانقلابی درگرو فعالیت روشنفکران و نخبه ها ی مسئولیت پذیراست ، که همچنان به حاکمیت ارزش های فرهنگی خود  و ضرورت عملگرائی در تصمیم گیری های سرنوشت ساز وابسته است..
 اوست که باید با  گفتمان فرهنگی و سیاسی، در تلاش، برای نشان دادن حقیقت  عقلانی و آگاهی  تحت روش های نوین ارتباطی که در عملکرد ثابت  نشان می دهد ، و در  دفاع  برابر هرنوع تهاجم بیگانه به خانه خود ، توانمند در دفاع از آن است. و دراین راستا باشایستگی  تمام فریاد آگاهانه هوشیاری ، بصیرت وبیداربخش خود رابه گوش مخاطب داخلی و جهانیان می رساند .
روشنفکر و سقوط
ممکن است این تعریف" كارل ماركس" از روشنفکر  : روشنفکر؛ بدنبال کشف حقیقت،  منتقد  همه چیز و همه کس  بدون در نظر گرفتن نتایج وپیامدهای آن است " بسیاری از روشنفکران را به اشتباه مرکب انداخته باشد.
چه بسیار حتی درزمان معاصر پیش آمده ومی آید که  بسیاری از روشنفکران جوامع ازمصائب یک جریان فکری که به آن خدمت کردند وبرای آن طبل زدند رنج برده و از جریانی که سخت منتقد ان بوده اند رویکردی دوباره به آن داشته و اکنون دوباره دلتنگ تجدید واحیای باز تعریف آن شوند!
بنابراین صحنه ی حامعه گردانی، "سن" بازیگری نمایش  ورجزنامه خوانی متعارف نیست که موقتی وگذارباشد و با عهده داری نقش مثبت یامنفی بازیگر ، مسئولیتی پس از نمایش وترک صحنه مترتب او نباشد؟ واینگونه به طور معمول، هنگامی که حقیقت مشخص شد روشنفکر فرصت طلب  تلاش خود را در انکار و اصرار در متقاعدکردن دیگران بکار بندد...

 معامله با ارزش ها
یکی دیگر از نشانه های خیانت سری  روشنفکرنما خرید و فروش ارزشهای متعالی سرزمینی در بازار یک پروژه رسانه ای ویا معرکه گیری سالنی محدود شده است ، او با اطمینان از اینکه تبلیغات همه چیز است و آثار مهمی می تواند از خود بجا بگذارد به جعل خبر ، شبهه ، تردید  وتخریب وتشکیک در دستاوردهای انقلاب اسلامی در فعالیت ها ی  روزانه خود ادامه می دهد واز توانائی خود در وارونه جلوه دادن وقایق واتفاقات نهایت سوء استفاده می کند.
موضوع شناسایی  روشنفکران درگیر توطئه و آلوده ی خیانت به کشور ومردم خود و  تلاش زیادی نمی خواهد برای شناسایی آنها کافیست به لیست محبوب بیگانه وبکارگیری فهرست عناوین خصمانه حتی علیه بخشی از مصالح ومنافع کشور وگروهی از فرزندان ملت  ، توجه کنیم هر کس  که ادهای پیش وبیش آگاهی و تولید فکر  یا اتخاذ اقداماتی علیه استراتژی ، راهبرد وچشم انداز  کلان سرزمین و همان رفتار وکردار را معمول می دارند   دشمن کشور برای مصاحبه ودیدار  در فرمتی و تریبونی خیانتکارانه به وضوح در این مسیر از او قهرمان می سازد.
 او برای پیشبرد اهداف آنی ومنافع حزبی اشغال استعماری  کشور را و غرق شدن سرنوشت جامعه در ابهام بی پایان را تشویق می کند و  تصویر استعمارگر  را  بعنوان  ناجی  میهن  ارائه می دهد، او  در مقابل هجمه ی فرهنگی واقتصادی  بیگانه  تا پیدایش شکاف در انسجام ملی موضعی نمی گیرد وگاهی با آن نتایج  آن دومورد نیز همدست  می شود  در تولید تردید و عرضه ی آن در بازار افکارعمومی  به تفکر ی التقاطی  و وارداتی می اندیشد ودر این راه با حذف عوامل اسطوره ای مذهی وداشته های سرزمینی  مانع  توسعه جامعه و کشور می شود و مبارزه با اندیشه روشن و منطقی   ​​هر دستاورد وپیشرفت  داخلی ، ارزش ها، آداب و رسوم و سنت های  کشور را با دروغ سفید فرسوده معرفی کند ..
او موقعیت استراتژیک  مبالغه آمیز مدرن نظم جهانی و لیبرالیسم  را  در همه ی ابعاد افتخار و ارتباط  با آن را قرین دستیابی رفاه  می شناسد و برای  توجیه سیاست های خود  خطرناک ترین مسیرها را با  تکیه بر فرصت طلبی در برجسته سازی یک پدیده فرهنگی نامطلوب به هردستاویزی روی می اورد ..
 در روند به اصطلاح نظریه پردازی فرهنگی و حتی سیاسی  دخالت در برنامه ریزی مجلس و دولت  را حق  باد آورده  خود می دانند که هرچه را می گویند درست وصحیح است . وهنگامیکه دستشان رو می شود از ابزاری بعنوان «سوء تفاهم» دراظهاریک شوخی ودروغ سفید تا سیاه بهره میگیرند تا مدتی ازنوک پیکان  منتقدان خویش دور بوده و به تجدید قوا بپردازند...
وسعی می کنند  در رهگذر عنوان « خیانت مشروع » با سایه ی اندازی  در توسعه سریع مفاهیم مورد نظر از طریق وسایل ارتباطی  به اتهام خیانت خود پایان  داده وهم اینکه   از عناصر تداوم دهنده انقلاب و نسل فعال مطالبه گر عبور کنند.
 
   از زمانیکه " آرتور کستلر" و "استفان اسپندر"، که سازمان فرهنگ  آزاد در" رم " ، با انتشار نشریه ی«انکاونتر» مجله تحت نظارت سازمان سیا، به کادرسازی مشغول شدند ....
آنها برای دفاع از خودمی گویند: ، آیا ما باید به آگاهی مان خیانت  کنیم؟ یا به حزب و یا  جامعه مان ؟
 وانها اینگونه روشنفکرنماها را در تعارف وروردربایستی عامدانه قرار می دهند تا روشنفکری با ادعای سرریز آگاهی بجان  جامعه خود و بنوعی شورش علیه  خودی ها مشغول شود. این است واقعیت روشنفکر ناپخته ی که شتابان هوا ئی می شود و حسب اتفاق که نه؛ به انتخاب خود به استنشاق هوای آلوده فرهنگی  تن درمی دهد.
وجه مشترك اینگونه شبه روشنفکران بویژه در کشورهای جهان سوم ودرحال توسعه وحتی انقلابی معذرت خواهی دیرهنگام وعقب نشینی از موضع قبلی است  که با تناقض های پی درپی  جبری بوجود امده ،  در رفتارخود سنگ روی یخ می شود.
در طرف دیگرماجرا ،  ایده پردازان در مبارزه طبقاتی علیه ماتریالیسم تاریخی بر اهمیت فرهنگ انقلابی "تمرکز کرده ومی گویند : از جمله عامل تعیین لازم برای انقلاب موفق  رد جبر اقتصادی تحمیلی وابسته وبازگشت به توانائی های خودی است هرچند که نیاز به غلیان دوباره انقلاب و غربال روشنفکران  تا مشخص شدن خادمین وخائنین میان این صنف به تاخیر افتد ضروری می نماید.
  همچنانکه  درتاریخ معاصر عدم توجه به این نکته  را شاهدیم که انقلابی در الجزایر  رفته رفته از مبادی بنیادین  خود(بدلیل نفوذ روشنفکر نماها ) فاصله گرفته و فرانسه در قالب دیگری به استعمارگری خود ادامه می دهد
 آنچه در مورد 
شناخت عصر  حاضربایدگفت ، اینست که  اطلاعات ومجموعه آگاهی از نیات واهداف بیگانه در دسترس است چه چیزی سخن از ادامه ی مبارزه در میان کادرروشنفکر نمایان  احزاب سیاسی را تضعیف کرده است ؟ آیا به  دلیل "توجیه  پذیری ناتوانی" در مقابل سرمایه داری، همانگونه که در دهه ی اخیرطرح شده است؟  چرا توانایی مرکز سرمایه داری برای حفظ جریان خود  وپیام  ارسالی از مرکز به حاشیه  با عنوان  پوشش دولت رفاه   این مجموعه را در انتظار "فوردیسم " نگه داشته است؟ آیا دلیل آن مگرنه  این است که برای تضعیف هر نقش توسعه واقعی  درکشورمان، ابرقدرت پس از "پسا استعمار" آمریکا  ما را بعنوان برده و اسیر واردات  با هر گونه انحراف از تولید ملی می بیند؟
صرف نظر از این دلایل به صورت جداگانه و یا ترکیبی از آن ها ، تنها افاقه ی روشنفکر نما اینگونه ظرح می شود باید برای جلب رضایت آن ابرقدرت با تجزیه و تحلیلی خود ساخته  به انکار اهمیت فرهنگ خودی شتاب کنیم تا دوره انتظار زودتربسر رود؟

  در عصر جهانی شدن، جهان تحت کنترل "طبقه ی " سرمایه داری جهانی با مرکزیت سرمایه داران، به ویژه شرکت های بزرگ با توزیع پایگاه ها  وعناصر خود در سراسر جهان  در یک کلاس دولتی وغیر دولتی  با هدف  شکست کارهمه جانبه  یعنی  سرمایه ملی هرکشور متوجه است. با توجه به این پروسه  غلبه استثمار اقتصادی و سرمایه داری همان مفهوم  اشغال نظامی سابق را دربردارد اما با ابزارها ،عوامل وعناصر "خودمامور". براساس همین برآیند...
 روشنفکر نما  نیروی خودی را مقصر می داند وقابل سرزنش می بیند  ودر عین حال  احزاب وتوده هائی در بخشی از افکارعمومی حداقل فرصت نمی یابند  تا قادر به بررسی علل دوران بحران سرمایه داری  از سال 2008  تاکنون نماید.
   جهش تکنولوژی  وگسترش رسانه ها در ماموریت محوله زدودن نقش فرهنگ خودی  و ورود به عرصه ی اطلاعات واگاهی تحریف شده  در دستگاه قدرت جهان سلطه قرار می گیرد ، چون روشنفکر نما راه حلی برای مشکلات نیافته  وتنها با دامن زدن به اختلاف سیاسی، جناحی حتی دینی و غیره ... بعنوان پرکننده خلاء ضعف تفکر ونداشتن راه حل ها  درچنته ی خالی خود بسنده می کند، این است واقعیت فعالیت روشنفکر نمای امروز ما...
پاسخ رسیدگی  به وضعیت  روشنفکران نمای که نمایندگی  ضد انقلاب، ایالات متحده آمریکا، رژیم صهیونیستی و حاکمان مرتجع رانت باز نفتی عرب را بعهده  دارند درپایان این نوشتار كلامی از مقام معظم رهبری را حسن ختام این نوشته قرار می‌دهم كه حاكی از نظر نهایی ایشان دربارة روشنفكر است:
البته به نظر ما، در روشنفكری به معنای حقیقی كلمه، نه ضدیت با مذهب هست و نه ضدیت با تعبد، یك انسان می‌تواند هم روشنفكر باشد؛ همان معنایی كه همه روشنفكر را تعریف كرده‌اند ـ كسی كه به آینده نگاه می‌كند،‌كار فكری می‌كند، رو به پیشرفت دارد ـ و هم می‌تواند مذهبی باشد می‌تواند متعبّد باشد، می‌تواند مرحوم دكتر بهشتی باشد، می‌تواند، شهید مطهری باشد، می‌تواند بسیاری از شخصیت‌های روشنفكر مذهبی كاملاً مؤمن ما باشد، كه ما دیده‌ایم، هیچ لزومی ندارد كه مخالف مذهب باشد.[2]
--------------------
پاورقی
[1]وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿۲۲۴﴾
و شاعران را گمراهان پیروى مى كنند (۲۲۴)
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی كُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ ﴿۲۲۵﴾
آیا ندیده‏ اى كه آنان در هر وادیى سرگردانند (۲۲۵)
وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ ﴿۲۲۶﴾
و آنانند كه چیزهایى مى‏ گویند كه انجام نمى‏ دهند (۲۲۶)
[2]اندیشه حوزه، ش 25، ص 40. 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ تفاوت میان روشنفکر خادم و خائن در چیست؟ / حوزه اندیشه،
لینک های مرتبط :

یادداشت

ماجرای دلار 4 هزار تومانی/ پشت پرده فتنه اقتصادی در پنج سال بعد

خبرگزاری فارس: ماجرای دلار 4 هزار تومانی/ پشت پرده فتنه اقتصادی در پنج سال بعد

آذر و دی ماه سال 1390 به بهانه شروع تحریم های جدید، بازار ارز و طلا به هم ریخت. رسانه ها و سیاسیون غربگرا نقش اصلی را در ایجاد فضای روانی تورم انتظاری آن روز داشتند.

به گزارش خبرگزاری فارس، محمد ایمانی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی تحت عنوان ماجرای دلار 4 هزار تومانی به مسائل پشت پرده فتنه‌ای اقتصادی پرداخته که متن این یادداشت به شرح زیر است:

آذر و دی ماه سال 1390 به بهانه شروع تحریم های جدید، بازار ارز و طلا به هم ریخت. رسانه ها و سیاسیون غربگرا نقش اصلی را در ایجاد فضای روانی تورم انتظاری آن روز داشتند.

آنها 2سال بعد، جفای دیگری را مرتکب شدند و برای پیروزی انتخاباتی به هر قیمت، مدعی شدند مشکل رکود و بیکاری و تولید و آب خوردن مردم و آلودگی هوا به واسطه باج دادن به کدخدا حل می شود. تصاویر جشن توهمی بعد از بیانیه لوزان حاکی از این بود که با توافق نهایی، دلار از 3 هزار تومان به هزار تومان کاهش خواهد یافت.

منتقدان را منکوب کردند و نظام و مجلس و شورای عالی امنیت ملی را تحت فشار روانی گذاشتند که هر روز تاخیر در اجرای برجام، مساوی 170 میلیون دلار زیان است. اما 5 سال بعد از استارت فتنه اقتصادی، قیمت دلار به 4 هزار تومان نزدیک می شود و ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم کاهش می یابد. این همه دستاورد برجام است.

آیا فقط پای بی کفایتی یک جبهه ائتلافی در میان است که سرلوحه شعار های آنها ما نمی توانیم بوده است؟! البته در بی کفایتی ائتلاف مدیریت اشرافی تردیدی نیست. اما احتمال دیگری هم در میان است.

درست است که اعتبار روحانی آن هم 6 ماه مانده به انتخابات زیر سوال می رود، اما طیف فتنه گری که علنا گفتند دولت روحانی را رحم اجاره‌ای خود می دانند، همچنان به پروژه شکست خورده 88 می اندیشند. مهر 1388 که فتنه به سرازیری افتاده بود، لس آنجلس تایمز از قول مقامات آمریکایی نوشت نمایندگان رهبران جنبش سبز در نشست مشترک با ما و اپوزیسیون گفتند تحریم‌ها باید تشدید شود اما نه به صورت تدریجی که مانند واکسن عمل کند بلکه باید دفعتا و فلج‌کننده باشد. پس از این گرا بود که تحریم های جدید اعمال شد...

دلار 4 هزار تومانی از یک سو در نگاه برخی مدیران دولتی که به سیاست لیبرالی تعدیل باور دارند و مدام بر قیمت حامل های انرژی می افزایند ابزار کسب درآمد محسوب می شود و از سوی دیگر در نگاه برخی افراطیون غربگرا، دستاویزی برای القای ضرورت برجام های خسارتبار جدید و تسلیم بیشتر مقابل آمریکا و اروپاست (شاید هم همین ، تنها حربه انتخاباتی آنها باشد). نوچه هایی مانند علی مطهری و محمود صادقی تنها به کار غافل کردن مردم و مجلس و رسانه ها از این خیانت و وطن فروشی بزرگ می‌آیند.

انتهای پیام/





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ ماجرای دلار 4 هزار تومانی/ پشت پرده فتنه اقتصادی در پنج سال بعد/خبرگزاری فارس،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 706 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :