نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 
موج سواری رسانه ی با بسته های" هدفمند "غیر هوشمند؟!
 
مدیالوژی.medialogy.( رصد و مطالعات رسانه) ارزش  موج سواری رسانه ی اخیر در منطقه ی چقدر است؟
 
  در موج سواری رسانه ی  می تواند در این روزها بشدت مورد توجه افکار عمومی باشد. .  داستان کوتاه از کتاب مدیالوژی "دوپری" درکتابی بهمین عنوان  می نویسد:  که یکی از امپراتوران چین باستان ، برجسته ترین نقاشان  کشور خودرا فرا خواند تا  تصویری از  یک آبشار بر دیوار اتاق خوابش، نقاشی کند. نقاش  با دقت زیاد  وبشیوه ی کاملاً ماهرانه خواسته ی فرمانروا را  که تا حد زیادی طبیعی می نمود اجرا کرد، اما چند روز بعد همان امپراتور  از نقاش خواست که آن طرح را حذف کند زیرا که صدای شرشر آب آبشار مانع  خواب او می شود؟!... این داستان به طور قطعی نشان  دهنده، اهمیت تصویر و مقدار انعکاس اثری رسانه  است که  در گیرنده  وکاربرایجاد می کند.
  دكارت نیز جمله ی معروفی در این رابطه دارد:حتی در حالت عادی  ( حواس مان  گاهگاهی ما را می فریبد)،
اکثر  اطلاعات و تمامی اخباری  که بدست ما میرسد عمدتا از رسانه های تصویری، صوتی و یا خواندنی است که ما آنها را دنبال می کنیم.
 عادتاً  اغلب سایت های خبری ابزارهایی هستند که در آن افراد توسط سازمان های دولتی یا غیر دولتی یا صاحب منصبی خاص  بکار گرفته می شوند تا  روزنه های دلخواه را در میان افکار عمومی باز کرده و گسترش دهند .
 شاهدبودیم که درآغاز دوره ی نمایندگی فعلی حوزه جنوب استان بوشهر  شعار " تکرار" بسرعت و  در منطقه  طی دو مرحله   به اوج خود رسید،  تکرار چه بود جز قبولاندن یک نام در سطح وسیعی به حوزه انتخابیه ؟ آیا  اکنون ما همه این مسائل را با جزئیاتش شناخته ایم؟ البته، مطلقا نه .. ما  باید بدانیم که   دقیقاً  چرا اکنون حجم آن  شعار  بتوزیع انبوه می رسد  وما هها و روزهای پایانی دوره چهارساله نمایندگی  قرار است به اوج برسد  اتفاق می افتد، یعنی آنچیزی  که در این گوشه  از  استانمان بشکل بی سابقه  ی بصورتی روزمره  اتفاق می افتد. بنظر می رسد : هدفش گرو گرفتن مطالبات در ذهنیت انحصاری مخاطبین نسبت به یک فرد است.
بنابراین رگبار تیترهای برگزیده( بسته، پکیج، بسته ی پیوست فرهنگی، خبر خوش) ،  ازمنبع خاص  توسط کانالهای متعدد وابسته به  مقاصد متنوع بدون جزئیات خاصی شدت می گیرد! حالا این سوال مطرح است:  چگونه باید به این نوع  خبرپراکنی اعتماد کرد و  چرا باید از آن دفاع کرد ؟ همانطور که این واقعیتهتا  بسادگی منتقل می شوند و در عوض به همان آسانی آنها را می شود انکارنموده و رد کرد و اصل ماجرا  را جدی وقطعی ندانست؟
مالکوم ایکس می گوید: شما هوشمند نیستید،اگرکه روزنامه ها و رسانه ها از شما  کسی را بسازند که بی انصافی دیده اند را نفرین کنیدو کسانی را که بی انصافی می کنند دوست بدارید. این چیزی است که اغلب برای عموم مردم اتفاق می افتد، زیرا همه دانش و اخبار در اختیار آنها که توسط رسانه های خاصی دنبال شده که ممکن است غیر مستقل بوده، یا به ما نشان دهند که مستقل هستند.
 هدف  در این جریان،همان" فریم کردن " است یعنی تمام افراد جامعه  تنها به نفع یک گزینه   می توانند  وباید همه ی گزینه ها  را کنار بگذارند، که این اصطلاح از جنگ جهانی دوم باب شدو  یوزف گوبلز، وزیر اطلاع رسانی  آلمان نازی ، یکی از سازندگان رسانه هدفمند، محرک شایعات بزرگ در جهان آنروزگفت: به من  یک رسانه بدون  ملاحظه بدهید  درمقابل من به شما  یک جامعه ی فرمت شده خواهم داد؟!
مشخصاً وقتی انسان تاریخی پیشرفت کرد که چالش ها وتوانمندی خود راشناخت ، وقتی این دو، مورد بررسی قرار نگیرند رسانه ی  بدون ملاحظه با بی باکی بیشتری در هر مناسبتی با عنوانی دلخواه به اظهار وجود می پردازد.
 ماجرا اینکه:  بسته سازیهای اخیر  از تعهداتی بی منتت است که سابقاً باید دولت و وزارت نفت  بسیار پیشتر وبیشتر در قبال  مردم منطقه ی جنوب استان بوشهر  می بایست اعمال می کرد اما بنا بدلایل زیر تحت الشعاع دستمایه های انتخاباتی قرار گرفته واشکالاتی برآن وارد است :
1) نداشتن برنامه ی جامع زمان بندی شده، عدم مشورت با نخبگان وکارشناسان محلی، خلاء مبانی آماری و  عدم ترسیم جدول توزیعی مناسب / برای مثال، اگرسوال گرفته شود درهریک از شاخص های اعتباری دراین بسته ها به آن اشاره می شود؛  آمار اولیه شروع کار  در بعد فرهنگی (توسعه ی ورزش  یا اشتغال از کجا وبا کدام محاسبه درنظر گرفته شده  ونرخ آن چه میزان است، محالست  که پاسخ دقیقی ارایه گردد، ) ویا بگویند دراین دوسه سال گذشته  درهریک از این شاخص ها منطقه ما چه رشدی داشته است؟
2) عدم همراهی بسته ها در دستیابی به نرخ رشد لازم در بعد انسانی و اقتصادی لازم  که به سهم خود  ازفقدان غفلت از زیر ساخت ها  و چگونگی ترمیم  اوزان اولویت ها....حکایت دارد.
3) جستجو برای مسیرهای ناشناخته و غیر همسطح در پشت "فرصت بدون رقابت" به عنوان "کمک مرده: چرا  که کمکی  که معلوم نیست  با چه شرایطی ودرکدام موقعیت زمانی ومکانی با کدام راهکار تدوین شده آیا بهترین راه برای  حمایت از توسعه پایدار  می تواند باشد؟" بخش بزرگی از معضلات منطقه ناشی از صنعتی شدن نامتوازن است،اکنون ترویج " ایده های مبهم"به پیچیدگی بیشترآن وضعیت کمک می کند.
 4) رویکرد غالب بر اهمیت "رشد اقتصادی" در دستیابی به توسعه ی پایدار با تمرکز بر توسعه استانداردها در ابعاد اجتماعی و مبارزه با فقر و نابرابری به دور از شاخص های رشد اقتصادی به طور کلی مانند "تولید آتش برای دود است و نه دود برای آتش "  که دراین میان تأیید "رشد اقتصادی هنوز برای عموم، موضوع بسیار مهمی محسوب شده است، زیرا این آزمون اساسی در مجموع  و در کنارهم از پویائی فرهنگی و اجتماعی، فرصت اقتصادی و استانداردهای زندگی در کارنامه ی هرنماینده معیار فراموش ناشدنی  بشمار آمده است."
5)معضل "سیاست های کوتاه (کوتاه مدت گرایی) مدت":
 فرسایش اعتماد شهروندان ناشی از عدم توانایی صاحب منصبان در دستیابی به آرزوهای اجتماعی آنها و برآورده نساختن راهکار رفع چالش های اقتصادی  در بلندمدت است. "  گسترش این فرسایش با توجه به میزان رشد اقتصادی و افزایش تورم و بیکاری یک همراهی با تاخیر ازآن دوره به این دوره ارتباطی تنگاتنگ دارند. که در تدوین سیاست های عمومی تمرکز نیافته و درواقع چیزی تغییر نکرده است، همواره سیاست های بلند مدت که  فضای بیشتری برای حرکت وتغییرات اقتصادی گسترده  ایجاد می کرد مورد فراموشی قرار گرفته است.و مسکن های آنی برای پیروزی در انتخابات و دو دوره ی شدن جای خود را به سیاست های بلندمدت در جهت تامین منافع کلان منطقه ی  داده است. انتخاب کوتاه مدت ( فورس ماژورانتخاباتی) : دوره مأموریت فورا به دنبال نزدیک شدن به نزدیک بینی سیاسی و حذف سیاست های بلندمدت از حوزه های انتخاباتی رویکرد داشته است.
6) دلجویی از رای دهندگان سابق:  در برخی موارد توجه بخشی مقامات منتخب به این شکل  تنها برای دلجویی از رای دهندگان و اطمینان از جلب حمایت دوباره آنها  با تأثیرات مخرب اجتماعی  همراه است
7)  تمرکز علاقه  مندی گروه  های فشار: گروه های ذینفع رسمی وغیر رسمی نقش محوری را در  اینگونه برنامه ریزی ها به دلیل کمک های مالی خود در مبارزات انتخاباتی، که منجر به انحراف از سیاست های عمومی برای دستیابی به منافع مشترک، می شود برابر با بدهی منتخبین به سرمایه داران با پیروی از بررسی منافع نامحدود با تامین مالی در مبارزات انتخاباتی می تواند باشد برمنافع عموم ارجحیت می یابد.

8) خدشه به "اطمینان": "نقشه راه انتخاباتی " ارائه شده  برای ایجاد  شوک گسترده در میان نخبگان سیاسی  (سیاست تحریک) در نظر گرفته شده تا با  تحریک ایده های غیر سنتی آنها  برای دیدن توصیف معکوس کردن لحظه ای تاریخی دعوت کند. که این روند می تواند به اطمینان موجود میان انتخابگر وانتخاب شونده خدشه های چشمگیری وارد کند
9. وزن آرا  و توازن تبلیغات :  برای توسعه  وزن آرا  و بهم زدن توازن (سیستم رای گیری وزنی) در فرایند پیش از انتخابات بکار گرفته می شود تا توانایی افکار عمومی برای تشخیص تفاوت بین نامزدها و عملکرد آنها را تحت شعاع قرار دهد.
10 - اعمال "رأی کانالیزه":  عدم تمایلات حضور نخبگان برتر در انتخابات  تهدیدی برای بقای شایسته سالاری است؛ زیرا این امر باعث افزایش شانس برابر ی زمینه ی رقابت کاندیداها  برای دسترسی به انتخاب با فرصت برابر نمی شود و تنها تاثیر بخش های رای دهنده اصلی حلقه ی اول پیرامون بسته های  درگیر ماجرا را افزایش می دهد که به نامزد  مورد حمایت خود  برای رسیدن به منافع خود فشار وارد بیاورند.که در کنار اینها جوامع هدف  اقلیتی که از بسته ها برخودار شده اند هدایت سیر انتخابات را بعهده می گیرند!
 در نتیجه، به رغم گستردگی نظرات مختلف و انتقادات منتقدین و صاحبنظران، هنوز موضع روشنی در مورد گسل های احتمالی و هزینه های اجتماعی برنامه های"کوتاه مدت" سیاست هایی که مانع پروژه های بزرگ و زیر ساختهای ارزشمند بلندمدت  می شود،اتخاذ نشده  تا کاهش   زمینه یابی در انتخاب نمایندگان شایسته و  در مقابل کاندیدها ی منافعگرا تحت تزریق «پول سیاسی» بر روند تصمیم گیری و روابط «مشتریان سیاسی» و مصالح متقابل میان سیاستمداران و نام آوران اقتصادی همچنان تهدیدی برای یک انتخاب اصلح بشمار رود.




نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/موج سواری رسانه ی با بسته های" هدفمند "غیر هوشمند؟!/مدیالوژی.medialogy.( رصد و مطالعات رسانه)،
لینک های مرتبط :


           خنجر سیاست ، پست ترین نوع خیانت؟!
خنجر زدن از پشت، درسیاست به طول وعرض تاریخ سابقه ی دیرینه و منظری قبیح دارد، عوامل متعددی براین موضوع سایه انداخته وتاثیر داشته از جمله: حرص وطمع، گمراه شدن وفریب خوردن و رنجش خاطربدلایل مختلف، که عموماً در عبارتی بعنوان ضعف بصیرت یعنی فقدان آگاهی وسیع و عدم بینش عمیق  خلاصه می شود...
ازاینجهت این نوع خیانت پست ترین و سیاه ترین درنوع خود محسوب می شود درانواع دیگر مشابه ممکن است فرد ویا افراد قلیلی درمعرض آسیب وخسارت  قرار بگیرند اما در این رویه خنجر سیاسی گاهی سرنوشت قوم ویا جامعه ی را تغییر داده،تا جائیکه لقب "حماقت تاریخی" را در موقعیت های خاص بنام خود نوشته است.
   "زبیر" پسر عمه حضرت علی(ع) بود، رابطه وی با امام سراسر فراز و نشیب‌ است. تا جائیکه دربرابر جانشین پیامبر(ص) موضع تهاجمی میگیردودرنهایت امام (ع) با یاد آوری حدیث  پیامبر(ص) ، اشتباهش را به او یا د آوری می کند ودر جمله ی سوز ناک می فرمایند : به یاد داشته باش ما از مدینه با هم آغاز کردیم و با یکدیگر  آمدیم، اما چرا درکوفه از هم جدا شدیم ؟!
  همچنین در کتاب "سراج الملوک طرطوشی" ذکرشده است :  عبیده سلمانی به امام علی (ع ) از سر شماتت گفت: یا امیر المؤمنین چگونه بود که در زمان  پیشینیان قبل از شما تنش و درگیری ،کمتر بود ؟
امام (ع ) فرمودند : از این جهت که رعیت خلفای پیشین افراد ی مانند من و امثال من بودند، اما رعیت امروزم، افرادی همانند تو و  و امثال تو هستند !

نکته :  سه دهه  قبل زمانی که  حین خدمت نظام وظیفه  دوره  رژه ( نظام جمع ) طی میکردیم وپس از کلی تمرین وتنبیه  هماهنگ شده بودیم ، گروهان ما سر صبحگاه مشترک قرار بود بعنوان گروهان ویژه ازطرف گردان مان در آن مراسم شرکت کنند، فرمانده گروهان، "سرکارهای پاطلائی"! را از جمع ما خارج کرده بود، تا بقولاً حضوری موفق روبروی جایگاه که فرماندهان ومسئولین ارشد پایگاه ومیهمانان سان می دیدند داشته باشدو نشان (گروهان ! ممنون) را دریافت کند ،گروه موسیقی نظامی با ادوات وابزار کامل  مارش زیبایی می نواختند، روبروی جایگاه رسیدیم فرمانده  با علامتی  فرمان  نظربه راست داد و همه چیز در کوبیدن گام ها به زمین  و حرکت دستها با طبل وشیپورهماهنگ بود ولی ناگهان دومتری خط عبور پایانی مقابل جایگاه یکی از همقطاری هایمان،  اشتباهی پای "تک" زد و دوسه نفری دیگر ناخواسته بهمین ترتیب از ریتم  متوازن  وزیبای رژه خارج شدند ...  فرمانده ارشد میدان از همان بالا داد زد " گروهان ! حیف نون" ؟! بالاخره اشتباهی فردی بود که به  پای همه گروهان ثبت شد وعوارضش به همه ی مجموعه رسید ...که از جهت با مقایسه ی عوارض ونوع اتفاق قابل مقایسه با عنوان این مطلب نیست ... اما از جهت واگویی وواکاوی آسیب تا حدی اثرات سوء  ناهماهنگی  فردی نسبت به جمع، نشان میدهد.

 نمونه مشهور تاریخی : تراژدی ژولیوس سزار نمایش‌نامه‌ای که  اثر ویلیام شکسپیر است( احتمالا در سال ۱۵۹۹ میلادی نوشته شده‌است)
مارکوس بروتوس یک جنگ سالار رومی و از دوستان نزدیک سزارامپراطور روم است. بروتوس به خاطر شک فزاینده‌ای که به  سزار  دارد (این شک را گایوس کاسیوس در دل او می‌اندازد)  و به گروهی سناتور که قصد توطئه علیه سزار را دارند می‌گرود....  بروتوس آخرین نفری  است  به  سزار خنجر می زند ، اینجا بود که  ژولیوس سزار   که از ضربات قمه های دیگران احساس درد چندانی  ندارد اما با ضربه ی خنجر دوستش آه دردناکی می کشد  و جمله معروفش را در این لحظه به او می‌گوید: «تو هم، بروتوس؟» خدایا چگونه چیزی ممکن است دوست همه ی دوران زندگیم از پشت به من خنجر می زند ، من خود این خنجر را بتو هدیه دادم..
بروتوس در پاسخ  می گوید من توارا همچنان دوست دارم ولی روم را بیشتر!   این کار را برای روم کرده‌ام نه برای خودم !
  شکسپیر این را نیز از زبان سزار اضافه کرده‌است که «پس بر خاک بیفت، سزار» و با این عبارات خواسته این نکته را برساند که سزار پس از فهمیدن این خیانت نخواسته که زنده بماند،لذا قهرمان است.
نتیجه گیری :  استانداردهای مورد علاقه ی زندگی انسان، مجموعه ای از ایده ها  در شخصیت و استعداد اوست  امورثابت ومتغیرات فراوانی با بهانه یا بی بهانه  در این جهان برای تعاون ،تفاهم و یا تعارض و خیانت وجود دارد،  خیانت رفتاری غیر اخلاقیست که  باعث می شود تا مرتکب آن  در چشم مردم حتی دوست ودشمن وقیح و  زشت رو وغیر قابل اعتماد باشد ، درواقع شنیع ترین جنایت که ممکن است در حق بشریت مرتکب شد همین خیانت است، به خصوص اگر این  بزه و جرم در حلقه ی تصمیم سازی وتصمیم گیری سیاسی، اجتماعی، فرهنگی  ودرمیدان جنگ، مجموعه ی مدیریتی ، ستاد انتخاباتی، همفکران مبارز دریک مرحله تاریخی باشد، وبدتراینکه؛  این وضعیت  غالباً  وقتی صورت می گیرد که مجموعه گروه وتیم و... در آستانه ی پیروزی یا موفقیت یا در مراحل پس  از پیروزی قرار گرفته اند ، این روش خصمانه یکی از  دردناک ترین  سوء رفتار انسانی است که می تواند همه ی تناقض های درونی فرد را  در  زندگی فردی یا اجتماعی درمقطعی حساس وغیر قابل انتظار را بیرون بریزد  بنحویکه تاریخ در زمان حاضر و حتی آینده ممکن است توصیف های دقیق تر وهولناک تریرا بما بگوید؟! که هیچکس برنده ی آن نخواهد ماند وشاعر به شکل ظریفی این ماجر ا درقالب شعر درآورده است : " نه تو مانی ونه من"!
 





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ خنجر سیاست، پست ترین نوع خیانت؟!/تراژدی ژولیوس سزار نمایش‌نامه‌ای که اثر ویلیام شکسپیر است،
لینک های مرتبط :


آنتونیو گوترش و ٬٬ اخبار جعلی ٬٬ در ارتباط با پیمان مهاجرت

 

بیش از ۱۵۰ کشور ، برای شرکت در کنفرانس پیمان جهانی برای مهاجرت مطمئن ، منظم و قانونی در مراکش دعوت شده بودند (این سند به زبان انگلیسی با نام پیمان (Pacte mondialجهانی نام گذاری شده است ، و سازمان ملل آن را به صورت نامیده است .

در مقدمه ، دبیر کل سازمان ملل ، آنتونیو گوترش ،اطلاعات جعلی در ارتباط با این پیمان را بیان داشت . همچنین اعلام کرد که این نوشته برای دولت ها ایجاد محدودیت نمی کند و حق حاکمیت ملی آنها را مخدوش نمی سازد .

اما موضوع این بوده : که این پیمان که قرار نیست حق حاکمیت ملی کشوری را مخدوش نماید ، باعث می شود تا متن های بین المللی بر متن های ملی ارجحیت داشته باشند .

اصطلاح ٬٬ عدم محدود سازی ٬٬ به این مفهوم است که دولت های امضا کننده نخواهند توانست در سیاست قانونگذاری خود رفرم هایی در این رابطه ایجاد نمایند . اما برای شاکیان این امکان وجود خواهد داشت تا بتوانند برتری متن های بین الملل را بر حقوق ملی را نشان دهند ، و آنها را وادار به اجرای پیمان نمایند .

همین موضوع باعث گردید تا ۱۹ کشور ( اتریش ، استرالیا ، بلغارستان ، شیلی ، کروآسی ، دانمارک ، استونی ، ایالات متحده ، اسرائیل ، مجارستان ، لتونی ، هلند ، لهستان ، جمهوری دومینیکن ، چکیا ، سربی ، اسلواکی ، اسلونی ، و سوئیس ) در این کنفرانس شرکت نکنند .

شورای فدرال سوئیس به این اجلاس آمد ، اما بلافاصله از آن خارج شد .

بلژیک در ارتباط با اهمیت این پیمان تردید دارد ، چرا که برعکس ادعای آقای گوترش ، متن آن موضوع ساده ای نیست . در بروکسل ، شارل میشل ، نخست وزیر ، برای امضای این متن ، مجبور به دور زدن قوانین اساسی شد : بخشی از ائتلاف و سازمان اطلاعات ایالات متحده ، که از امضای این پیمان سر باز زدند ، مجبور به استعفاشدند . چرا که دولتی که در اقلیت قرار می گرفت ، می توانست سقوط کند . شارل میشل ، نخست وزیر ،با حفظ مقام خود ،پادشاه را به هنگام جابجایی وزرا از این موضوع مطلع ساخت . او به مراکش سفر کرد ، در حالی که از پارلمان رای اعتماد دریافت نکرده بود .

ترجمه توسط
Sylvia Bejanian





نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ آنتونیو گوترش و ٬٬ اخبار جعلی ٬٬ در ارتباط با پیمان مهاجرت ولترشبکه | 21 دسامبر 2018، نجوای کنگان/ آنتونیو گوترش و ٬٬ اخبار جعلی ٬٬ در ارتباط با پیمان مهاجرت ولترشبکه | 21 دسامبر 2018/ پیمان (Pacte mondialجهانی/ اتریش، استرالیا، بلغارستان، شیلی، کروآسی، دانمارک،
لینک های مرتبط :



                              هوس قدرت و الزایمر خدمت!
 "غزالی" قرنها پیش گفته بود:انسان ؛درآنچه می داند (مُخیر )انتخابگرست،  و درآنچه نمی داند مُسیر(غیر انتخابگر)ست .اما اکنون شتاب دورافکار کندتر ازپوشش مسائل روزاست و زمان سیاست گذاری ها کوتاه تر از خطوط موازی وغیر موازی مستمر مطالبات ... چرخه ی پرسشگری فعال تراز چرخش نقش نخبگان که همه ی اینها تا حد زیادی به هنر مدیریت ما برمی گردد.اما همچنان  برخی افراد که دراین عرصه توانمندی خاصی ندارند اصرار دارند به قدرت ومنصب بیشتری دست یابند و هرجا بروند ویا قرار داشته باشند کرسی ومیزشان همراه ودستی در توزیع صندلی کوچکتر داشته باشند؟! هرچند حق عامه در برخورداری از مدیران شایسته ضایع گردد و هدررفت سرمایه ی ملی درابعاد متنوع انسانی، فرهنگی ، اجتماعی و بیت المال تشدید شود.
 حکایتی مرتبط می تواند به توسعه ی دامنه ی گویای بحث بیشتر کمک کند: دردهکده ی روبروی منزل حکیم زمانه ، کارگاه  کساد نجاری بود که  او رفت و آمد نوجوانان وجوانان را به محفل حکیم بمنظور آموختن حکمت برنمی تافت لذا هر روز برمیزان کینه،حسادت و خصومت نجار به حکیم  افزود ه می شد. درآغاز ابزارهای ساخته شده ی نجار در مقابل چشمان مخاطبین حکیم ، توجهی را بخود جلب نمی کرد. نجار سرراه بر شاگردان حکیم می گرفت و علت را جویا می شد؟ آنها در پاسخ می گفتند : نیاز ما به حکمت بیش از این ابزارهاست و حکمت  تولید فکر در سعادت دین ودنیاست وآن دو رابهم آمیخته به ما می آموزد . مدتی گذشت و نجار فکری بنظرش رسید. و با  نقشه ی جدید تحت عنوان هدایای رایگان، ابزار وتجهیزات چوبی زیبائی ساخت تا بدینوسیله ی فراگیران پیرامون حکیم را جذب خود کند، و رفته رفته درکار خود موفق شد و هرچند وقت یکبار با طرحی نو از ساخته های خود، دوستداران حکمت را به علاقه مندان صنعت خود اعتیاد می بخشید، تا اینکه آنها را به مشتریانی تبدیل کرد که  بنام پرداخت خرید در قالب خدمات انساندوستانه آنها را وابسته ی به خرید مداوم و رقابتی  ورفاهی کاذب کرد. تا جائیکه تعداد قلیلی از مریدان، به نشستن پای آموزه های حکیم حضور می افتند آنها  نیز از قِبِل  دوستان سابق، سرزنش می شدند. ..نجار به صنایعی دیگر کنار نجاری روی آورد طراحی  و خیاطی لباسهای فاخر، واشیاء تجملاتی،... واینگونه سبک وشیوه زندگی دهکده عوض شد، و برخی اهالی آبادی مذکور آنقدرشیفته ظواهر وسطحی نگری شدندکه حکیم را عامل فساد وتباهی عمر خود تصور می کردند!؟  و درازای این  نوع نگرش نجار به ثروت انبوهی دست یافته بود، ونجار دید که فرصت این را یافته است که حکیم را از میدان بدر کند، اهالی آبادی را تحریک کرد تا خانه حکیم را بسوزانند، حمله کنندگان به خانه ی حکیم شعار می دادند آزادی،برابری،برادری ! ...  و اینان تابلو "حکیم دهکده" پایین کشیدند و آنرا بر در کارگاه نجار نصب کردند ونجار از آن پس خود را حکیم  خود خوانده دهکده منصوب کرد..،و برسر مردم  آنجا همان آمد که بره اسیر در رهائی از چنگال گرگ آرزو می کند.
این اشتباه پروسه ی سیاست است که به هرکسی که از راه می رسد اجازه می دهد تا به  هر رویایی بدون تلاش وبدون زمینه و بدون لحاظ منافع عموم به عنوان مقصد اختصاصی خود  به منصبی در جایگاه خدمت به عموم، فکر کند .‏آنها در پشت پرده توافق می کنند که موافقت خودرا با هم  اعلام نکنند..‏  وتوافق می شود که اسرار شان در سراپرده بیان نشود ‏ زیرا این انسان محدود کوچک عاجز  دوست دارد در گذشته اش زندگی کند زیرا کم هزینه است و لی با اینحال فرصت پیش رو برای شخص خویش ، خود را با نامحدودها مشغول می کند ،
مدیریت یک دستگاه کم است حقوق برای هزینه کردهای داخلی وخارجی ناکافیست؟!  با اینکه هدایا ومزایا فراوان است ولی وقت برای خدمت به مردم کم است ، همین مدیرهمان حرفهای مردم را می شنود که به مدیر قبلی گفتند، او هم نمی شنید و این هم نمی خواهد بشنود،وچند روزی پس از این نسیم تغییر  یا رفتن میوزد وپشت سرش می گویند فلانی خودکشی سیاسی کرد، زیرا  بسیاری  ازصاحبان منصبان، مثل نهنگ ها گوششان پر می شود از حرف و کرم  های کشنده، که فرصت بررسی را از دست داده اندنهنگ ها پس از این ماجرا قدرت توازن  خود را درآب از دست می دهند،و شنا کنان خود را به ساحل می کوبد تا با فراهم کردن اسباب مرگ خویش، از مخمصه رهایی یابد و از سوئی صاحب منصب حرف نشنو نیز خود را به دیوار سکوت می رساند.او طوطی عبارات آموز خود را در جامعه رها می کند تا حرفهایش از زبان طوطی منتشر شود. واگر باز خواستی  از سوی افکار عمومی باشدبتواند بگوید من با طوطی سیاسی میانه ی ندارم و اختلاف نظر داریم حرف من چیز دیگریست؟! و اکنون باید فهمید وفهماند که  بسیاری سیاست بازان ما طوطی صفتند که نقد را برنمی تابند و تنها مایلند فقط وفقط حرف خود را تکرار کنند‏. جامعه ی ما به حکیم نجار ونجارحکیم همزمان نیازمند است.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ هوس قدرت و الزایمر خدمت!/ غزالی،
لینک های مرتبط :


زمانی که قصد تحریم دولتی را دارند به آن انگ ٬٬ تروریست ٬٬ می زنند

تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده علیه ایران ، روسیه و سوریه به تحریمات سابق این کشورها افزوده شد . این مورد سخت ترین محظوریت ها را در نظر گرفته . نحوه ی عمل آنها مطابق با چارچوب قوانین سازمان ملل ، غیر قانونی می باشد :چرا که مانند سلاح های جنگی هدف آن کشتن است

| دمشق (سوریه)
JPEG - 36.9 kb
وزیر دفاع ، جیمز متیس ، از سوی وزیر خزانه داری استیون منوچین مورد تحسین واقع شد

جیمز جفری در ۸ ماه نوامبر به مسکو سفر کرد تا توضیح دهد ایالات متحده در برابر گسترش نفوذ ایران در دنیای عرب ( عربستان سعودی ، بحرین ، عراق ، لبنان ، سوریه و یمن ) نگران است . واشنگتن به لحاظ ژئواستراتژیک و نه مذهبی ( شیعه- سنی ) این سوال را مطرح می کند ، در حالی که تهران دفاع ملی خود را تدارک می بیند که در صف نخست شیعیان عرب قرار دارند .

مسکو در نظر داشت تا برای سست کردن تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده ، خروج نیروهای ایرانی را از سوریه پیشنهاد بدهد . پرزیدنت ولادیمیر پوتین بر موقعیت خود در برابر هم تای آمریکایی و همچنین اسرائیلی در اجلاس پاریس که به مناسبت پایان جنگ دوم جهانی در ۱۱ ماه نوامبر ترتیب می یافت ، تاکید داشت .

و کوشید تا دولت های غربی را متقاعد سازد که روسیه ترجیح می دهد به تنهایی در سوریه باقی بماند تا اینکه با ایران همراه باشد . اما در عین حال نمی توانست بر ادعای واشنگتن و تل آویو بر نفوذ ایران بر حزب الله و خروج این نیروها از سوریه ، سخنی به میان آورد .

نه روز بعد ، واشنگتن در پاسخ ، یازدهمین تحریمات یک جانبه ی خود را علیه روسیه که از ماه اوت آغاز شده بود ،آغاز کرد ، که با سخنرانی مضحکی همراه بود ، و درآن ادعا می شد روسیه و ایران برنامه ی گسترده ای ترتیب داده اند که هدف آن حفظ پرزیدنت بشار اسد بر مصدر قدرت بوده است که این موضوع دست اندازی ایران را بر دنیای عرب نشان میدهد.

در این بیانات که به نظر فراموش شده می آمد ، سه دولت را در هم آمیختند ( فدراسیون روسیه ، جمهوری عرب سوریه و جمهوری اسلامی ایران ) که در خدمت سه نفر می باشند ( بشار اسد ، علی خامنه ای و ولادیمیر پوتین ). آنها نسبت به ملت خود کینه ای در دل دارند . این در حالی است که بر عکس این بیانات ، آنها از حمایت گسترده ی ملت های خود برخوردار می باشند ، برعکس ایالات متحده که به طور عمیقی با گسست عمومی با ملت خود مواجه می باشد .

همچنین در این بیانات آمده است که روسیه برای تسلط ایران بر اعراب فعالیت می کند.

بنا بر ادعای استیون منوچین ، که تحریمات یک جانبه ی ایلات متحده را از ۲۰ ماه نوامبر معرفی کرد ، این تحریمات به صورت دریچه ی اقتصاد جنگی عمل نمی کند ، بلکه تنها به ٬٬ جنایات ٬٬ این سه رژیم پرداخته است . همچنین در مقابل زمستان پیش رو ایالات متحده،به طور عمده متوجه رساندن سوخت به ملت سوریه می باشد که بتوانند خانه های خود را گرم و نورانی نمایند .

هر چند این سه کشو فجایعی را که به آن متهم شده اند ، نفی می کنند ، اما ایالات متحده اعلام کرده که جنگهایی را که در افغانستان ، عراق ، لیبی و سوریه آغاز کرده ، همچنان ادامه خواهد داد .

JPEG - 73.4 kb

تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده ، از سوی شورای امنیت سازمان ملل مشخص نشده اند ، و تنها ایالات متحده در آنها نقش کلیدی داشته است . تحریماتی که به لحاظ قوانین بین الملل قانونی نمی باشند . ایالات متحده این کشورها را مهلک و خطرناک معرفی می کند و می خواهد تا کشورهای ثالثی به آن ملحق شوند که این مغایر چارچوب سازمان ملل می باشد . ایالات متحده اجازه دارد با سایر کشورها مبادلات تجاری نداشته باشد ، ولی نمی تواند بر کشورهای ثالث برای حمایت از خود فشار بیاورد . در گذشته پنتاگون تاکید داشت سو رفتار نسبت به یک ملت باعث خواهد شد تا آنها دولت خود را سرنگون نمایند . این موضوع برای صحه گذاشتن به بمباران درسد به هنگام جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، همچنین تحریم های پایان ناپذیر علیه کوبا از ابتدای جنگ سرد . این در حالی است که طی ۷۵ سال هرگز این نظریه با واقعیت های موجود مورد بررسی قرار نگرفته است . پنتاگون قصد دارد علیه یک ملت به جای کاربرد اسلحه ، بد رفتاری کند . و تحریمات برای کشتن شهروندان رادر نظر گرفته .

تمام اقدامی علیه ایران ، روسیه و سوریه به صورت بزرگترین روش محاصره در تاریخ برآورد شده است . این راه کارهای اقتصادی ، به صورت عملیات نظامی در حیطه ی اقتصادی قلمداد می شوند . عملیاتی که باید به مرور زمان جهان را بار دیگر به دو بخش تقسیم نمایند ، همانگونه که در دوران رقابت های ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته .

وزیر خزانه داری ایالات متحده منوچین به مدت طولانی در ارتباط با تحریم هایی که فروش هیدروکربن ها را متوقف می کرد ، تاکید داشت ، به صورتی که این کشورها - که اغلب صادر کننده می باشند - از مهمترین منبع مالی خود محروم بمانند .

به گفته ی استیون منوچین روند این عملیات به این صورت می باشد :
- سوریه قادر نخواهد بود نفت خود را تصفیه نماید ، چرا که تاسیسات تصفیه خانه های نفتی این کشور توسط داعش و یا بمباران های ائتلاف بین الملل علیه داعش از بین رفته است .
- از چهار سال پیش ، ایران نفت تصفیه شده به سوریه ارسال می کند که این مغایر تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده می باشد . این نفت از سوی شرکت های غربی که همکاری می کنند ، صورت می گیرد . این شرکتPromsyrioimportدرشرکت روسی اداره می شود که خود تحت Global Vision Groupاز سوی سازمان خصوصی سوری قرار دارد .Tabir Kish Medical and Pharmaceuticalنظارت شرکت ایرانی
- در پایان ، گروه گلوبال ویزیون بخشی از پول دریافتی را به حزب الله و حماس می پردازد

این داستان باور نکردنی است چرا که :
- ائتلاف بین الملل هدفش مبارزه با داعش می باشد . در حالی که بنا به شهود عینی ، طی چهار سال اخیر این ائتلاف اذعان داشت ، حکومت اسلامی را زمانی که از محدوده بمباران کرده وWrightی خود خارج شده بودمطابق با نقشه ی پنتاگون و طرح برای آنها با چتر سلاح فرستاده تا در منطقه ی محاصره شده باقی بمانند . ائتلاف بین الملل و داعش ، هر در نابود سازی تصفیه خانه های نفتی سوریه همکاری داشتند .
- هدف از به کار گرفتن دولت روسیه برای انتقال نفت از تصفیه خانه های ایران به بنادر سوریه چه بوده ؟
- به چه علت ایران ناگهان به کمک سوریه برای انتقال پول به حزب الله و حماس احتیاج پیدا کرد؟
- برای چه سوریه پول از ایران برای حماس دریافت کرده - در حالی که این سازمانی فلسطینی می باشد و اعضای آن جزو اخوان مسلمین می باشند و با سوریه در جنگ اند؟

استیون منوچین از ابراز توضیحات طولانی خسته نمی شود . برای او سوریه یک جنایتکار است و روسیه با آن همکاری می کند ، و ایران و حزب الله و حماس هر سه تروریست می باشند . همین کلمه باعث می شود تا هر گونه تفکری در این خصوص متوقف شود  از این رو هیچ منطقی در پاسخ وزیر خزانه داری ایالات متحده نسبت به میانجی گری روسیه وجود ندارد .

به تدریج ، ایالات متحده گروه های نظامی خود را از بحران های موجودی که خود پدید آورده بیرون می کشد . و به جای آنها از ارتش مزدور ( عناصر جهادی ) و تحریم های اقتصادی ( که خود برداشت مدرنی از محاصرات دوران قرون وسطا می باشد ) استفاده می کند .

تی یری میسان‬
ترجمه توسط




نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ولترشبکه | دمشق (سوریه) | 15 دسامبر/ بوسیله ى تی یری میسان2018، نجوای کنگان/بوسیله ى تی یری میسان/Promsyrioimportدرشرکت روسی اداره می شود که خود تحت Global Vision Groupاز سوی سازمان خصوصی سوری قرار دارد .Tabir Kish Medical and Pharmaceuticalنظارت شرکت ایرانی،
لینک های مرتبط :


مقایسه ای بر بودجه نظامی ایران با دیگر کشور ها

© AP Photo / Ebrahim Noroozi
سیاسی

 

ارقام نشان می دهد که کل هزینه های دفاعی ایران در مقایسه با بودجه نظامی سایر کشورهای خاورمیانه، بسیار ناچیز است.

به گزارش اسپوتنیک، ایران 3.2٪ از بودجه خود را در سال 1397 برای هزینه های نظامی اختصاص داده است.
در عین حال هزینه نظامی شورای همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس در سال آینده بسیار افزایش یافته است: عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال گسترش نیروهای نظامی خود هستند، زیرا این دو کشور در جنگ های مختلف در منطقه، از جمله یمن حضور دارند و حمایت از گروه های مسلح در دیگر کشورهای منطقه، مانند سوریه و عراق را نیز با خود به همراه دارند. 
 

براساس گزارش IHS Markit که در ماه سپتامبر منتشر شد، افزایش بودجه نظامی عربستان سعودی و امارات متحده عربی باعث خواهد شد تا شورای همکاری کشورهای خلیج فارس در سال 2019 به میزان 100 میلیارد دلار صرف بودجه نظامی برای خود تعیین کرده باشد. 
در سال جاری، هزینه های نظامی، هم در ریاض و هم در ابوظبی، به میزان 6 درصد افزایش یافت.
به گفته موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم (SIPRI)، کل هزینه های عمومی برای نیروهای مسلح در کشورهای مختلف به شرح زیر است: بلاروس: 25.3٪؛ عمان: 26.3٪؛ عربستان سعودی: 30.4٪؛ سودان: 30.9؛ ترکیه: 6.4٪؛ جورجیا: 7.5٪؛ قرقیزستان: 7.8٪؛ ایالات متحده: 8.8٪؛ عراق: 9.4٪؛ آذربایجان: 10.4٪؛ کویت: 11.3٪؛ اسرائیل: 11.5٪؛ بحرین: 11.8٪؛ روسیه: 12٪؛ ارمنستان: 15.5٪؛ لبنان: 15.6٪؛ اردن: 15.8٪؛ پاکستان: 16.7٪.
از سال 2008، هزینه های ارتش هند 45 درصد افزایش یافته است، در حالی که هزینه های فرانسه تنها 5/1 درصد افزایش یافته است. مخارج نظامی ایالات متحده در سال 2016 و 2017 تغییری نکرده است.
البته، بزرگترین افزایش هزینه نظامی در دهه گذشته در چین رخ داده است. از سال 2008، بودجه دفاعی پکن به میزان 110 درصد افزایش یافته است. در میان پانزده کشور باقی مانده، ترکیه 46 درصد بودجه نظامی خود را در مقایسه با سال قبل افزایش داده است. 
یکی از بزرگترین شگفتی ها کاهش شدید هزینه های نظامی روسیه است. موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم در این خصوص نوشت: "هزینه های نظامی روسیه در سال 2017 به میزان 66.3 میلیارد دلار در سال 2017 به میزان 20 درصد کمتر از سال 2016 بود، که کاهش میزان بودجه نظامی از سال 1998 به بعد در این کشور رخ نداده بود.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/اسپوتنیک، ایران 3.2٪/ بودجه/IHS Markit،
لینک های مرتبط :


 
  خلاصه ترجمه کتاب : شبه جنگ،  اطلاعات غلط
              راه های مقابله با تخریب دشمنان در سایت های شبکه های اجتماعی
"پیتر وارن سینگر " و امرسون بروکینگ  "پیتر وارن سینگر" (یکی از کارشناسان استراتژیک در مرکز امریکا جدید) و "امرسون بروکینگ" (همکار تحقیقاتی در شورای روابط خارجی) " درکتاب شبه جنگ  می نویسند:
   کارل فون کلاوزویتس، فرمانده و نظریه‌پرداز نظامی پروسی در کتاب مشهور خود " درجنگ" (قرن نوزدهم)  تصریح کرده است: هر  عصری نوع خاصی از جنگ  را در بطن  خود دارد و نظریه های جدید جنگ اغلب در نتیجه تعدادی تغییرات ریشه ی  ایدئولوژی، اقتصاد و پیشرفت تکنولوژیک.در محیط امنیتی بین المللی ظاهر می شود.
 وی تشریح کرده بود:  درواقع جنگ به معنای  سیاست با ابزار دیگری است  که بخشی از یک پیوستگی شامل تجارت و سایر تعاملات میان  ملت ها و دولتها   را در بر می گیرد. بنابراین "اگر شما متوجه شوید که چگونه روحیه  دشمن  خود را شکل دهید یا درهم بشکنید، می توانید  پیروز جنگ باشید، و نتیجتاً در  همانحالت از مقابله با ارتش دشمن اجتناب  میکنید."
در طول تاریخ، امواج پیوسته ی از پیشرفت های تکنولوژیکی جدید وجود داشته اند که وسیله ای برای تخلیه روحیه رقیب از راه دور محسوب شده است.
 
اینترنت یکی از برجسته ترین این تحولات در عصر مدرن است که توسط ایالات متحده و بازیگران غیر دولتی  برای دستیابی به این هدف تعبیه شده است،ازاین پس حمله به   مرکز ثقل دشمن (ذهن و روح  وجسم مردم )نیاز به بمباران گسترده نیست، ابزار آن تنها یک تلفن هوشمند است، و کاربران هدف و برای رسیدن به هدف سیاسی جنگ بدون شلیک یک گلوله  که نوع جدیدی از جنگ به نام  در این کتاب  تحت عنوان" شبه جنگ: با مسلح کردن سایت های شبکه های اجتماعی "، شبکه ی اینترنت را به میدان جنگ تبدیل کرده است
نویسندگان این کتاب به بسیاری از ویژگی های جنگ تعیین شده در"شبکه های اجتماعی." و حول محور یک سوال مهم پژوهشی اشاره کرده اند  که: چگونه اینترنت  به یک میدان نبرد جدید در    قرن بیست ویکم  تبدیل شده است؟
دو پژوهشگر مذکور در کتاب خود،  سابقه سیستم عامل های رسانه های اجتماعی، استفاده از آنها در فرهنگ عامه و درگیری مدرن، و مقایسه آنها با پیشرفت های فن آوری قبلی (مانند تلگراف و رادیو)، آنها را به  کلاوسیتز از جنگ  مرتبط دانسته اند.
به طور کلی، نویسندگان چارچوبی را برای درک اینکه چگونه رسانه های اجتماعی سیاست جهانی و درگیری های معاصر را شکل داده وبا بررسی نقش آنها به عنوان یک پلت فرم برای جمع آوری اطلاعات، هدف گیری، فرآیندهای الکترونیکی، جنگ های  روانی و روانشناختی، و فعالیت های فرماندهی و کنترل، ارائه می دهند.
جنگ دیجیتال:
ظهور اینترنت یک پیشرفت ناگهانی و خطرناک در جنگ و سیاست های بین المللی است. رسانه های اجتماعی دینامیک درگیری ها را تغییر داده و تبدیل به میدان دیگری برای جنگ  نوین شده اند که قلب و ذهن مردم را هدف قرار می دهند. بسیاری از  دولتها  و همچنین بازیگران غیر دولتی با استفاده از سایت های شبکه های اجتماعی برای دستکاری در تعارض شناختی افراد با بکارگیری این ابزار از آنها برای تأثیرگذاری بر ایده ها، نگرش ها و انتخاب های مخاطبین شان استفاده کرده اند. علاوه بر این، آنها می توانند افراد را به انجام حملات تروریستی یا گسترش نفرت و خشم و فعالیت های ضد امنیتی تحریک نموده  و  در میان مردم  بعنوان رقبای متخاصم تفرقه  ایجاد کنند، که می تواند منجر به جنگ یا نسل کشی شود. همچنین تقسیم و تشتت آرا در همان کشور و رسیدن به هدف سیاسی جنگ بدون تلفات  هدف نهایی باشد.
نویسندگان  مورد اشاره ، معتقدند که اینترنت به دولت های محوری  دراین مبحث،  راه های جدیدی  را برای کنترل مردم خود از یک طرف و به دست آوردن گسترش جهانی از طریق قدرت اعمال«اطلاعات غلط» از سوی دیگر داده است که در این روند  بر مردم  جامعه ی هدف به گسترش ایده های تقسیم و بی اعتمادی را با دستکاری در واقعیت ها و رویدادها به نمایش می گذارد.
در سطح دیگری از جنگ، اینترنت  میزان  شتاب گسترش اطلاعات،حجم انتقال، و ظرفیت دسترسی به خود را توسعه داده است. و بنوعی  پیش نویس همه موارد  از برنامه های عملیاتی نظامی ، اخبار کسب و کار تا مبارزات سیاسی. و ... را تبدیل به شگفتی بزرگ نموده و کاربری عملیات بزرگ نظامی علیه کشور دیگر را تقریبا غیر ممکن ساخته و  رمز و راز  محرمانه ماندن و طبقه بندی شده ی آن را افشا می کند. برخی سازمان های تروریستی مثل داعش  این مدار موردسوء استفاده قرار دادند.
نویسندگان کتاب ؛مجموعه ای از قوانین  جنگ دیجیتال در سایت های شبکه های اجتماعی را به شرح زیر تشریح کرده اند:
1) محیط اطلاعات مدرن پایدار بوده و اینترنت در حال حاضر  رسانه ای پیشرو در جهان است و  وحداقل تا  آینده ی نزدیک  نیز با همین عنوان باقی خواهد ماند و از طریق رسانه های اجتماعی،  اندازه ی شبکه ، دامنه و افزایش تعداد عضویت درآن رشد می کند، اما شکل اولیه و مرکزیتش مانند گذشته در سیستم های اطلاعاتی  سابق تغییر نخواهد کرد.
2)، اینترنت یک میدان جنگ است، نه یک  پیام آورصلح و درک متقابل ، همانطور که گفته  میشود، بلکه یک پلت فرم برای دستیابی به اهداف متفاوت است.
3)  تغییر در این میدان جنگ  به پرداختن در مورد اطلاعات  وداده های موجود  و   فکر کردن به همان موضوعات با شیوه مقابل ارتباط دارد، مشخص شده است که این رویداد تنها اگر با صداقت قوی  با مردم برخورد کند بهره رسان ومطلوب است، لذا"  مدیران شبکه  اینترنتی" به آثاری در تحریف حقایق "  که   به نفع آنها است  از طریق دستکاری روانی و سیاسی و  الگوریتم آنها می پردازند.
4)  رابطه بین جنگ و سیاست هرگز به این پیچیدگی نبوده است، اما در فضای مجازی، با ابزارهای متفاوتی که منجر به موفقیت  در جنبه های سیاسی و نظامی در این رقابت می شود، هماهنگی کامل دارد. به عنوان یک نتیجه،   عناصر جنگ اطلاعاتی  از سیاست  انتخاب شده   و خشونتی مانند مناقشه جنگ از منظری را بر روی اینترنت ، افکار را تحت تاثیر قرار  می دهد، که به معنی  دیگر مهندسان  "دره سیلیکون" آمریکا ، که در آن کسب و کار با تکنولوژی بالا و اختراعات جدید تولید شده در زمینه فن آوری،ترکیب شده  تصمیمات آنها  در میدان نبرد  را عملی کرده است که در آن، جنگ افروزان  و سیاست مداران تصمیم  نهایی را می گیرند.
5).  همه ی مردم  وکاربران بخشی از این نبرد هستند،  که  توسط بسیاری از درگیری های اطلاعاتی،احاطه شده اند  برخی  قابل مشاهده و برخی نامرئی بوده که هدف  این درگیری ها  تغییر درک ما از جهان  امروز است.در این جنگ جدید، زمین خنثی وبی طرف وجود ندارد.
 
بازیگران عمده در این میدان جنگ :
 
  - اسرائیل: این کتاب نشان می دهد :این رژیم از رسانه های اجتماعی برای ترویج یک تصویر مثبت تر از خود در اینترنت  با توجه به نکات ذکر شده در این مطلب  بشکل گسترده ی از آن استفاده می کند،
 - دونالد ترامپ: او   قدرت بیشتری از رسانه های اجتماعی را بیش از هر رئیس جمهور دیگر آمریکا بکار گرفته است . به عنوان مثال، اینترنت موسسه آکسفورد   برخی از برنامه های توییتر، ربات ها (روبات های اینترنتی، برنامه های آنلاین خودکار) نیز  توجه به جذب توجه روزنامه نگاران  ازموارد سرمایه گزاری او در این پروسه است  ترامپ همچنان با استفاده از رسانه های اجتماعی برای بسیج یک پایگاه کوچک،مراکز  تئوری  سازی  توطئه ملی را تقویت می کنند و به مطبوعات حمله می کند.
- سازماندهی "داعش" تروریست:  با کاربری  از برنامه ربات ها  از آن برای گسترش تبلیغات خود در توییتر به زبان عربی استفاده می کرد.
-....

 چه باید کرد؟
این کتاب تعدادی از راه حل ها را برای تضعیف این شکل جدید جنگ و آگاهی از جدیت آثار مخرب آن در سطوح مختلف ارائه می دهد:
- در سطح دولت: نویسندگان معتقدند که اولین گام برای دولت به منظور کاهش اثرات این جنگ جدید این است با به رسمیت شناختن اهمیت و جدی بودن نبرد های جدید، و آنها را به طور جدی مورد مطالعه قرار دهد .  وبرای مقابله با تهدید جنگ سایبری  سازمان یافته  که در طول دو دهه گذشته آغاز شده،  به این جبهه جدید در جنگ رسیدگی کرده و وتاثیرات آن را کاهش دهد.
  مدل های مختلفی وجود دارد در پاسخ کشورها فراتر از سازمان  نظامی در کار به تقویت جوامع خود در برابر روند تهدیدات اطلاعات،پرداخته اند از جمله فنلاند، استونی، لتونی، لیتوانی و سوئد، همه از آن یک مجموعه از حملات اطلاعات روسی روبرو هستند.
-   برضرورت استفاده از رسانه های اجتماعی برای افزایش آگاهی عمومی، ردیابی نیازهای شهروندان و حتی جمع آوری پیشنهادات عمومی تأکید کنند. سوئیس یک مثال برجسته است،  که با استفاده از شبکه های اجتماعی استفاده  اجازه می دهد  با دیجیتالی شدن درخواست های شهروندان و معرفی طرح های سراسری اینترنت  آنها را در مذاکرات شورا ی  سیاست گذاری  شرکت دهد.
  -  سطح شرکت ها و مجامع وگروههای شبکه های اجتماعی:  نقش این نهادها از نقش دولت کم اهمیت تر نیست، آنها باید فعالانه در پیامدهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی  خدمات خود فکر کنند، به خصوص که  هیچ  کدام از آنها تلاشی برای رسیدگی به مشکلاتی که در شبکه هایشان  به نظر می رسد،نمی کنند و  بداخلاقی کارکنان  خود را نادیده  گرفته و همچنان به شکایت و هشدار  از رفتار آنها  اعم از نفرت و آزار و اذیت. حاضر به مقابله با این نگرانی ها نیستند.
- در سطح فردی:  کاربران باید مسئولیت خود را به عنوان شهروندان  "مبارزان" عادی در جنگ های جدید، و نیاز به آگاهی در قبال موضوعات به  اشتراک گذاشته شده توسط فرد وافراد را بخوبی تشخیص دهند، و  ارتباط. افراد عادی در این جریان، نه تنها نقش آنها را تعریف می کنند، بلکه قدرت شان با تأثیر بر آنچه که دیگران می دانند ویا انجام می دهند، بمحک می گذارد که بنحوی  فراوان به کیفیت وکمیت درک آن ها  از این جنگ نهفته است.
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:
P. W. Singer and Emerson T. Brooking, “LikeWar: The Weaponization of Social Media”, (New York: Eamon




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/شبه جنگ با اطلاعات غلط/P. W. Singer and Emerson T. Brooking، “LikeWar: The Weaponization of Social Media”، (New York: Eamon،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 834 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :