نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 مرداد 1398 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
 
                                                     آیا فلاسفه هم "زن ذلیل" بودند !

  یکی از دوستان فعلی که سابقاً محصلی فعال درمدرسه ی محل کارم بود  ولی دانش آموزی دندان گرد وسر به هوا  محسوب می شد که به سختی با معاونین مهارش میکردیم  اما این روزها می شنوم که  یه ربع مانده به ساعت دوازه نیمه شب  "وای فا ی " ش توسط عیال خاموش می شود و تا وقتی دیگر که مجوز ی دوباره صادرمی گردد  تا ایشان آنلاین شوند....  با این ماجرا ، یاد حکایتی دیگر افتادم که سالها پیش نویسنده مشهوری از کشورمان در بخشی از نقد سریالی نوشته بود که عیال دیشب نگذاشت که درست  ودقیق قسمت دیگری  از آن سریال را ببینیم و کانال را رد میکرد و دوباره برمی گشت همان شبکه... زیرا معتقد بود که "قطام ش" زیاد است وبرای سن من مناسب نیست !
 اما این دو حکایت مرا واداشت که مطلبی تهیه کنم تا ببینیم  برخی از فیلسوفان جهان  که سرگذشتشان ثبت شده ودردسترس ماست و دنیا را بنوعی با دیدگاه  وبرداشت خودتفسیر می کردند در عرصه ی همسر داری چه کارکردی داشته اند؟
فیلسوفان قرن ها در  میان افکار  خود موضوعات مختلفی  بررسی میکردند  و گاهی هم در مورد ازدواج و شرایط خانوادگی خود می نوشتند  البته تعدادی از  آنهائیکه بعنوان  موضوعی خاص  به این دو مقوله وارد می شدند در تاریخ از آنان بعنوان مبارزی شکست خورده  در خانه و پیروز در جامعه از آنها یاد شده است ؛ و از این منظر یکی ا ز آنها می گوید : اگر  مردی، به دختری علاقه داشت و به او می رسید وبا هم  ازدواج کردند، سکوتی خردمندانه  درپیش می گرفت و اگر شکست  می خورد ،  کتابی می نوشت.
 سقراط ممکن است  از این لحاظ یک مورد خاص در میان فلاسفه باشد او سکوت نکرد و کتابی هم ننوشت. همسر وی برخلاف فیلسوفانی که تا بعد از طلاق سفرفلسفی خود را آغاز  میکردند طرفدار فلسفه بود.
فیلسوفی بنام  "موسونیوس روفوس"، که فلسفه را راهنما ی زندگی می شمرد ، درباره ی  زنان دیدگاه های عقلی و انسان گرایانه تری داشت: "  زنان برای اجرای امور خود نیز باید فلسفه را بیاموزند ؛ زیرا فلسفه  علم وهنر زندگی است و همسر ایده آل ، همسر پاکدامنی است که  از نزاع لذت نبرد و   ظاهر پردازی او آزار دهنده نباشد.  هرکدام مسئولند تا حسن رابطه را چه مرد و چه زن کنترل کنند و  بر احساس غم و عصبانیت غلبه کنند.
ماکسیم گورکی و چخوف در حال قدم زدن در ساحل کریمه بودند تا اینکه با تولستوی آشنا شدند.او را  دیدند در کنار ساحل  در تاملی عمیق فرو رفته ودرحالت نشسته ، طوری سرش را  مایل  به پائین گرفته بطوریکه  ریش بلندش با شن و ماسه  ساحل درگیر بود  آن دو  درکنارش نشستند  و در باره زنان خود صحبت می کردند. تولستوی در سکوت محض به صحبت های آنها گوش فرا  میداد  ساعتی بعد ناگهان گفت: "اما من فقط وقتی پایم  را در قبر بگذارم ، در مورد حقیقت زن  سخن خواهم گفت و صراحتاً نظرم را اعلام خواهم کرد ، سپس به تابوت پرش می کنم ، و خودم را می پوشانم و  آنگاه می گویم: آنچه را که الان می خواهید با من انجام دهید، انجام دهید ».  زمانی نیز برنارد شاو  در فصلی  از كتابش بعنوان "زوجین نوشت:  "هیچ كس جرات نمی كند وقتی همسرش زنده است ، چیزی در مورد واقعیت ازدواجش بنویسد."
اگرچه همسر ویل دورانت ، آریل دورانت ، درنوشتن  بزرگترین دانشنامه ی تاریخی  کتاب او "داستان تمدن ها " به شوهر کمک می کرده است ، اما ویل دورانت  می گوید : از سلاح همسران علیه یکدیگر یعنی اشتباهات ناخواسته بایست صرفنظر کرد و توجیه كرد كه او در وضعیت ضعیفی قرار دارد و به این هنرها  امکان  سرزدن خطا نیاز دارد تا تعادل و توازن برقرار كند.
ناپلئون  هم گفت: " افراد فراوانی غالباً از قدرت خلاقانه ی من تمجید می کردند ، اما از نظر خانواده ام ،  من فقط یک مرد ضعیف بودم. آنها  نقطه ضعف مرا می شناختند. آنها با پشتکار و سرسختی عصبانیتم را پشت سر  می گذاشتند و آنچه را که از من می خواستند  وقتی انجام می دادند که  مرا  کاملاً خسته کرده بودند."
"  ماریا لوئیزا گونزاگا "  ملکه ی لهستان  ، افتخار داشت که همیشه آنچه را که از  همسر خواسته بود  با دو بار گریه کردن ، بدست آورده است .او برگشت به گریه در هنگام  جنگ با شوهر را یک قاعده اساسی زندگی میدانست: "اگر شما برای اولین بار موفق نشوید ، باید دوباره گریه کنید."  
 "متودوس" نویسنده مطرح اسلواک : از آنجا که "حوا "سیب را به آدم معرفی کرد ، زن با استفاده از تغدیه و سبک پخت خود، مرد را کنترل می کند. "
برتراند راسل یکی از مهمترین فیلسوفان قرن بیستم  او بعد از بیست سال زندگی مشترک از همسرش سوال کرد آیا مرا دوست دارید ؟ او پاسخ داد: نه !  برتراند به جرم بی وفائی همسرش او را طلاق داد  و احتمالاً آن زن مجرد ماند. ولی زن بعدی" راسل" پس از مرگ برتراند راسل دوبار ازدواج کرد...!  تا ثابت کند که فیلسوفی  چون راسل  هم  می تواند بی وفا و با وفا را نشناخته باشد.
  "شكسپیر"  هم معتقد بود كه بسیاری از مردان   نمی خواهند كه همسرانشان صرفاً  از نظر عاطفی  به آنها توجه کنند ، بلكه آنها را با فضیلت هم می خواهند ؛ یک زن باید نسبت به همسر خود با  احساس وظیفه و مسئولیت برخورد كند و تصور نكند كه شوهرش او را تنها به عنوان  همسر در اختیار بگیرد.
بسیاری از روشنفکران زمان  انتشار کتاب شوپنهاور با عنوان "مقاله ای درباره زنان" از این  تیتر لذت می بردند  انجا که  گفته بود : "این جنس سرکوبگر ، شانه باریک ،چاق بازو ، ساق کوتاه  "  بخشی از جنگ ابدی بین  دوجنس مذکر ومونث است که باید به او توجه  داشت...
اما در مقابل نیچه به مردان توصیه کرد: "اگر  با زنی  می خواهید روبرو شوید ، همراه داشتن شلاق خود را فراموش نکنید."؟!
 می توان گفت که مانند  این گفته ها در تاریخ فلسفه  فراوان است  ؛ حکمتی که از شکست مردان  یا زنان شکست خورده  باقیمانده است، زیرا آنها در تعامل و ارتباط همیشگی در طول تاریخ بشریت  نتوانسته اند از هم جدا  شوند  از نظر برتراند راسل " نهاد خانواده  معمولاً به سه عامل دین، غریزه ، اقتصاد تشکیل می شود و  قوانین و آداب و رسوم اعمال شده بر زن و شوهر ، صرف نظر از نظر جنسیت ، عادات مفید با منشأ دینی زنده می ماند ، به دلیل مفید بودن آنها ،    زندگی مشترک استوار است زیرا تمایز بین آنچه دینی و غریزی است برای انسان دشوار است... همه ی اینها را نوشتم تا بگویم هرخانواده ی برای خودش مقررات و نظمی دارد که قراردادی مرورشده میان اعضا ء آن را برسمیت می بخشد . قاعدتاً وقتی روندعادی خانواده سیر معمولی خود را اینگونه برنامه ریزی کرده، رضایت مندی همه ی افراد عضو آن خانواده را به ارمغان می آورد. وکسی   مجاز به  دخل وتصرف و طرح اشکال برآن  نیست . چه زنی حرف آخر را برند و چه مردی کلمه آخر را بگوید : "چشم " راه دوری نمی رود.

برخی منابع :
 
Why do philosophers make unsuitable life partners?
10 philosophers with complex views on love  …
WHAT IS A WIFE?
Marriage and Morals, 1929,
by Bertrand Russell
Minimizing Marriage: Marriage, Morality, and the Law
Marriage and Morals




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . Why do philosophers make unsuitable life partners? 10 philosophers with complex views on love … WHAT IS A WIFE? Marriage and Morals، 1929، by Bertrand Russell Minimizing Marriage: Marriage، Morality، and the Law Marriage and Morals،
لینک های مرتبط :


 

          ترجمه خلاصه کتاب: به من اعتماد کن! من دروغ می گویم

Trust Me, I'm Lying: Confessions Of A Media Manipulator By Holiday,
"رایان هالیدی"  نویسنده، بازاریاب و کارآفرین آمریکایی  که  در حوزه ی استراتژی رسانه‌ای فعالیت می‌کند، مدیر سابق بازاریابی امریکن اپرل بوده و در نشریه ی" نیویورک ابزرور" ستون‌نویس است.
 این کتاب منتشر شده ی او از تجارب رسانه ی وتبلیغاتی آمریکا وغرب که به فریبکاری مشغولند، پرده برداشته و اعترافات تلخی را مطرح می کند :
... شبکه های اجتماعی و رسانه های جدید ممکن است مورد توجه همه قرار بگیرند ، آن صفحات  دراین اواخر به یک منبع خبری مهم برای میلیون ها نفر تبدیل شده اند. با این حال ، پس از شیوع این پدیده و تأثیر چشمگیر آن ، باید در مورد دقت و صحت محتوا سؤال کنیم ، شبکه های اجتماعی موفقیت های زیادی را درانعکاس  سریع رویدادهای سیاسی  و اجتماعی  داشته اند ،  البته بسیاری از کارشناسان امر در نقش مثبت و سازنده آن تردید دارند ! چگونه و چرا؟  پاسخ این سوال را دراین کتاب بعنوان " به من اعتماد  کنید یا من را دنبال کنید" ! "من دروغ می گویم "،  درمی یابید که چگونه رسانه ی جدید، از طریق وبسایت ها  ، شبکه های اجتماعی و دیگر ابزار های مشابه  ، می تواند یکی از زشت ترین جنبه های رسانه ها ی بزرگ را در سطح وسیعی   پراکنده کرده ونشان دهد ، اما به روشی جدید وجذاب ؟!
این کتاب؛ با به چالش کشیدن ماموریت این دست رسانه ها - هوشمندی ما را با مثال های عملی  به دقت وحوصله ی بیشتر دعوت می کند. هدف اینجا تلویزیون یا شبکه های رسانه ای جمعی سنتی نیست ، بلکه  شبکه ها و وب سایت های تجاری هستند که از مظاهر  و رویاهای فردی و شخصی مخاطبین سود سرشاری می برند.
 چگونگی تقلب در فضای آنلاین و شبکه های اجتماعی ؟
از لحظه ای که یک ایمیل، صفحه ی یک محتوا مجازی را باز می کنیم یا مطالب وب سایتی را می خوانیم یا توییت های توییتر  را بررسی می کنیم ، مفاهیم ما از  موارد دریافتی نه با اطلاعاتی که می خوانیم تنظیم می شوند بلکه توسط "مکانیسم های هوس مصرف اطلاعات" مرتبط با همه چیزهایی است که می خوانیم ، می شنویم یا می بینیم تحت تاثیر قرار می گیرند.
این  روند ممکن است برای بسیاری آشنا یا شناخته شده باشد - اما آنچه ما نمی دانستیم این است که چگونه متخصصان رسانه  شکل گیری تصورات را  ایجاد می کنند این موضوع هیچ ارتباطی با "الهام غیرمستقیم" یا مسمومیت ذهن،  همانطور که در دهه 1970 و 1980 فکر می کردیم  ندارد،  بلکه همه مربوط به پیچیدگی های فنی است که گرایش های رفتاری و انسانی  را برای پردازش اطلاعات کنترل ومدیریت می کند وتحت تاثیر قرار می دهد .
    "
رایان هالیدی" خود اذعان  میدارد : من متخصص  امور استراتژیک در زمینه بازاریابی و رسانه برای بسیاری از مشتریان و مشاغل هستم و به عبارت دیگر ، یک سرگرم کننده حرفه ای در سوء استفاده از بازاریابی و دستکاری در رسانه ها برای جلب و حفظ علاقه ی کاربران با ساختن "داستانهای ساختگی" همراه با سفارشی که حتی اگر آن را نمی خواهید ، به شما قالب می کنم !
  او  توضیح داده  که  شرکت های رسانه ای بزرگ در حال خرید امتیاز  همان سناریو برای   وبسایت معروف سیاسی  هستند که  خود  به یک شبکه مستقل تبدیل شوند   با عنوان وبسایتی معروف در تلاش است نرخ ترافیک را برای کاربری های فزاینده افزایش دهند   و اینگونه  توانستند این کارها را  با  به دست آوردن میلیون ها بازدید کننده انجام دهند تا علاقه امپراطوری های رسانه ای سنتی برای ایجاد تله ای در به دام انداختن عموم کاربران، تامین وعملی کنند !
 
رایان همچنین بسیاری از  فعالیت های  شدید بازاریابی گمراه کننده را که او به عمد برای ایجاد سردرگمی و جلب افکار عمومی برای تبلیغ یک ایده ، محصول یا هدف  نجام داده را دراین کتاب تشریح  کرده است. و می گوید این روزها آژانس های تبلیغاتی زیادی وجود دارند که  علاوه  بر تخصص  در بازاریابی و اهداف تجاری مانند دستکاری در بورس سهام از طریق شایعاتی که  حتی برای اهداف سیاسی  منتشر می شود ، این نمونه کار را مورد استفاده قرار می  دهند.
من دیگر انتظار ندارم کسی من را از بروز چنین اتفاقی مطلع کند ، وقتی  که به آسانی در وبسایت  ها  بازاریابان از آن  شرایط تقلب آمیز استفاده  می کنند وبنوعی نمی توانم از شر آن ها و  احساس شک و تردید خلاص شوم زیرا به همان روشی که با مخاطبین  خود رفتار کرده ام با من معامله خواهند کرد . وقتی خواندن  این کتاب را تمام کنید ، بعضی از شما نسبت به من متنفر خواهید شد زیرا  من حقیقت را در مورد افرادی که در پشت وب سایت ها قرار دارند فاش کردم  بویژه که آنها شما را به عنوان فریب خورده،گمراه شده  و .... می بینند امااین روش ادامه دارد، چون جهان امروز، دنیای رقابت است و شما برای معاملات مختلف آنها یک برند هستید. در اینجا هدف اصلی ساختن یک برند با هزینه دیگران است ... علاقه و اعتبار شما همان چیزی است که به سرقت رفته است.
در اینجا ، ما درمورد مثال های عملی صحبت می کنیم که توسط رویدادهای شناخته شده و مستند در این زمینه پشتیبانی می شوند و  این دغدغه اصلی کارشناسان رسانه و روابط عمومی است که از میلیونها میلیون نفری سود می برند  که  اخلاق تجارت ، بازاریابی و رسانه نیز سعی در مبارزه با آن دارند.

 کتاب دوم نویسنده :بازاریابی به وسیلهٔ "هک رشد": آغازگر آیندهٔ روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات نام دومین کتاب از نویسندهٔ معروف رایان هالیدی است. این کتاب توضیح می‌دهد که هک رشد ارزان‌تر و مؤثر تر از روشهای سنتی بازاریابی است و مطالعاتی موردی در خصوص شرکتهایی چون توییتر و فیسبوک را برای نشان دادن قدرت تکنیک هک رشد( آغازگر آیندهٔ روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات) را آشکار می کند
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع : Trust Me, I'm Lying: Confessions of a Media Manipulator Hardcover – July 19, 2012
by Ryan Holiday





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ ترجمه خلاصه کتاب: به من اعتماد کن! من دروغ می گویم+ عکس /"هک رشد" /.Trust Me، I'm Lying: Confessions of a Media Manipulator Hardcover – July 19، 2012 by Ryan Holiday،
لینک های مرتبط :


به نام خدا
موضوع: طراحی و ساخت بوستان چشمه بی بی حبش
تهیه کنندگان: مهندس  ابراهیم بحرانی زاده و امید محمدزاده
در سال های اخیر اهمیت وجود فضای سبز در سطح شهرها بیش از پیش نمایان شده است. به همین خاطر مسئولان شهری می‌کوشند تا این دست از فضا ها را در نقاط مختلف شهر گسترش دهند.
 فقدان رویکردهای اکولوژیک در طراحی و برنامه ریزی شهری، پایداری شبکه اکولوژیک شهری را دچار اختلال کرده و به همین دلیل نیز ساختار و کارکردهای اکولوژیک شهری با اشکال مواجه شده و پایداری آنها در معرض آسیب جدی است.
بوستان چشمه بی بی که اخیرا توسط شهرداری کنگان طراحی و در حال اجرا و با ظاهری نیمه کاره در دست افتتاح است با معضلات و خطرات بسیار جدی در زمینه های های اکولوژیکی، طراحی و اجرا روبروست. در طراحی و اجرای این بوستان ( که البته طرح اجرا شده فعلی شبیه طرح آبروها و آبنماهای پیاده روهاست)، به خطری جدی برای از بین بردن سیستم اکولوژیک چشمه بی بی حبش تبدیل شده است. در این طراحی از یک طرف به از بین بردن گونه های بومی منطقه که سالیان سال در این مکان روییده و رشد کرده اند (از جمله درخت های بسیار زیبا و سازگار نخل و کنار) اقدام شده، و از طرفی دیگر هیچ اقدامی اصولی ای جهت جانمایی و کاشت این درختان صورت نگرفته است. طرح اجرا شده فعلی بسیار مبتدیانه و محدود به محدوده ای کوچک شده و با مشاهده کانالهای آب اجرا شده به نظر می رسد آب چشمه فقط به همین ناحیه محدود شده است که این اقدام به خطری جدی جهت نابودی درختانی که در قسمت های غربی واقع شده اند تبدیل شده است. در طراحی پارک های جنگلی در صورت عدم داشتن بودجه کافی، در ابتدا طرح کلی پارک تهیه و فاز بندی می شود. در این بوستان بسیار وسیع نیز می بایست طرح در چندین فاز دیده شده به طوری که هم این بوستان به طور اصولی قابل توسعه بوده و هم طرح اجرا شده فعلی، خطری برای سایر درختان و گونه های فعلی نداشته باشد.
در این طرح (که بسیار مبتدیانه به نظر می رسد)، نواقص و ایرادت بسیاری مشاهده می گردد که عنوان وار در ذیل آمده است:
۱- عدم وجود طرحی مناسب برای خود چشمه که محل خروج آب را می توان با طرحی بسیار زیبا اجرا کرد.
۲- طراحی و جانمایی اصولی فضای سبز (در نواحی پیرامون و شیب ها) و درختان جهت ایجاد محیطی زیبا و تامین فضایی دنج و خنک به هیچ عنوان صورت نگرفته است.
۳- درخت ها و گونه های اجرا شده در قسمت شمالی فضای موجود بومی منطقه نبوده و به شکلی بسیار نامناسب و نامنظم کاشته شده اند.
۴- عدم وجود فضاهای پارکینگ، پارک بازی کودکان، محیط نشاط بزرگسالان، سرویس بهداشتی، نمازخانه، پیست مخصوص دوچرخه سواری و پیاده روی، شهربازی، یادمان دفاع مقدس و شهدا، روشویی و شیرآبه، بوفه ها و فروشگاه های مورد نیاز، زباله دان و ...
۴- به لحاظ اجرایی و مشخصات فنی مشاهده می گردد که در حوضچه ها و کانالها ی آب اجرا شده از مصالح نامناسب استفاده شده همچنان که همین الان قبل از افتتاح نیز در کف آنها ترک های گسترده ای مشاهده می شود که نفوذ آب به زیر کف حوضچه، تخریب سریع آن را در می خواهد داشت. بحث آب بندی و مصالح مناسب جهت آب بندی نیز رعایت نشده است. در دیوار های کانالها نیز می بایست بجای سنگ ساختمانی از سنگ های چینی طبیعی مخصوص نما استفاده شود.
نکات بسیاری در این زمینه وجود دارد که در این بحث به همین موارد اکتفا شده است. به عنوان یک راهنما و چشم انداز، چند عکس از طرح های اجرا شده در کشور در ادامه پیوست می گردد.



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .طراحی و ساخت بوستان چشمه بی بی حبش، کنگان/ مردادماه 98 مهندس بحرانی زاده / امید محمد زاده،
لینک های مرتبط :


پابرهنگانی که کمر ثروتمندان را شکسته اند

© AP Photo / Nariman El-Mofty
گزارش و تحلیل
د
عماد آبشناس
1704

حدود چهار سال پیش عربستان سعودی جنگی را بر علیه مردم یمن راه اندازی کرد که بر اساس همه معیارها و حساب کتابهای نظامی می بایست طی چند هفته با پیروزی عربستان سعودی تمام می شد اما بر اساس همه این محاسبات این جنگ همچنان ادامه دارد.

اگر تسلیحاتی را که عربستان سعودی از کشورهای مختلف خریداری کرده با تسلیحاتی که مردم یمن در اختیار دارند را بخواهیم مقایسه کنیم می توانیم بگوییم توانمندی تسلیحاتی یمنی ها چیزی حدود یک به هزار نیز نمی باشد.

مضاف بر این عربستان سعودی توانسته با پول خود همه مجامع بین المللی را اجیر کند و تقریبا اکثر مجامع بین المللی امروزه در قبال کشتار مردم یمن سکوت اختیار کرده اند.

شاید معروف ترین ماجرا ها را بتوان سخنان دبیر کل سابق سازمان ملل آقای بان کی مون دانست که به صراحت اظهار داشت چون عربستان تهدید کرده بودجه پرداختی اش را قطع کند این سازمان از محکوم کردن عربستان سعودی برای قتل کودکان در یمن انصراف می دهد.

علیرغم همه این امکانات مالی و تسلیحاتی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و … که عربستان در اختیار دارد اما چهار سال است که نیروهایش در گل یمن گیر کرده اند.

به هر حال می توان گفت مردم یمن توانستند ثابت کنند که پیشرفته ترین تسلیحات جهان نمی تواند در مقابل اراده ملت ها کاری از پیش ببرد.

بر کسی پوشیده نیست که تنها کشور حامی یمنی ها ایران است که با هر آنچه در توان دارد تلاش می کند به مردم یمن کمک کند.

©
با توجه به شرایط محاصره یمن هم می توان گفت کمک های ایران به مردم یمن بسیار ناچیز به حساب می آید و مردم یمن مجبور هستند در اکثر موارد به توانمندی خود وابسته باشند.

در شرایطی که ایران بتواند شاید توانمندی های فنی و تکنولوژی خود را در اختیار مردم یمن برای دفاع از خود قرار دهد.

حتی با همین شرایط مشاهده می کنیم یمنی ها پس از چهار سال جنگ تمام عیار و محاصره اقتصادی و نظامی و … این روزها توانسته اند پهباد ها و موشک هایی را تولید کنند که می تواند تن دشمنانشان را به لرزه در بیاورد.

پهباد هایی که می تواند بیش از هشتصد و پنجاه کیلومتر در خاک عربستان پرواز کند و همه سیستم های دفاعی آمریکایی را پشت سر بگذارد و هدف خود را نابود کند و سپس برگردد.

همین ماجرا منجر شده که رئیس جمهوری ایالات متحده رسما اعلام کند که از ایران تقاضا دارد یمن را ترک کند.

این سخنان نشان می دهد که اولا جنگ یمن جنگ عربستان بر علیه مردم یمن نیست بلکه جنگ ایالات متحده بر علیه یمن است و عربستان واسطه ای بیش نیست، واسطه ای که نتوانسته ماموریت های خود را با موفقیت انجام دهد و حال ارباب مجبور شده تا وارد عمل شود.

ایالات متحده هم بخوبی می داند که ایرانی ها حضور فیزیکی در یمن ندارند و بیش از اینکه حضور فیزیکی داشته باشد حضور معنوی دارد و همین حضور معنوی ایران است که منجر شده یمنی ها بتوانند در مقابل آمریکا و عوامل آن مقاومت کنند و منظور آقای ترامپ هم این است که دیگر ایران حضور معنوی در یمن نداشته باشد.

همین حضور معنوی ایران یا آنچه به عنوان ایدئولوژی از آن یاد می شود منجر شده امروز ایران در سرتاسر منطقه نفوذ داشته باشد و هرگونه تحرکی بر علیه ایران با تهدید به آتش کشیده شدن منطقه روبرو شود.

هر تحلیلگر ساده می تواند بگوید که دلیل اصلی خودداری آمریکا از حمله به ایران این نبود که مثلا آقای ترامپ دل نازک است و نمی خواست یکصد و پنجاه نفر کشته شوند بلکه به این دلیل بود که همه تحلیل های کارشناسی نشان می داد که حمله به ایران می تواند برای آمریکا و همپیمانان اش فاجعه بار باشد و قطعا ایران واکنشی بسیار شدید نشان خواهد داد.

آمریکایی ها بخوبی متوجه هستند که تا زمانی که ایران از تسلیحات دفاعی و همپیمانان مجهز به ایدئولوژی انقلابی در منطقه برخوردار است هر گونه رویارویی با ایران می تواند برای آنها فاجعه بار باشد و بیش از هشتاد هزار سرباز آمریکایی که در منطقه پخش هستند به شکاری برای ایران و متحدان ایران در منطقه تبدیل می شوند علاوه بر اینکه دیگر چاه نفتی سالم نمی ماند تا بتوان اصلا نفت از این منطقه صادر کرد.

آمریکایی ها لحظه ای که تصمیم انجام عملیات بر علیه ایران در واکنش به سرنگونی پهبادشان را داشتند متوجه شدند بر عکس تصورشان به جای اینکه آنها ایران را محاصره کرده باشند این ایران و همپیمانان ایران هستند که آنها را در منطقه محاصره کرده اند.

همین موفقیت مردم یمن در مقابل عربستان سعودی نشان داد که داشتن تسلیحات مدرن امروزه نمی تواند جنگ را به نفع کسی تمام کند بلکه آنچه که می تواند تعیین کننده جنگ باشد اراده ملت ها است و این ملت ها حتی اگر پا برهنه هم باشند با داشتن ایدئولوژی می توانند بر همه ثروت های دنیا چیره شوند.

البته بماند که همین ایدئولوژی منجر به آن شده تا هم ایرانی ها و هم همپیمانانشان بتوانند در زمینه های علمی و ساخت تسلیحات دفاعی آنقدر پیشرفت کنند که فوق مدرن ترین تسلیحات دفاعی آمریکا هم در قبال آنها کارساز نباشد.





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .پابرهنگانی که کمر ثروتمندان را شکسته اند © AP Photo / Nariman El-Mofty گزارش و تحلیل 18:20 18.07.2019د عماد آبشناس،
لینک های مرتبط :


  

                        قشری نگری : اینترنت با مغز ما چه می کند؟


نتیجة بحث الصور عن ‪The Shallows: What the Internet Is Doing to Our Brains by Nicholas Carr (‬‏

تا پیش از این وقتی، حکیمی؛ حکمتی می گفت: همه خاموش و سراپا گوش بودند و به آن جان هوش فرا میدادند ودرجائی دیگر در بازتاب آن، علماء ، عقلاء ، صلحاء و صاحبان فکر تحلیل وتفسیر می کردند، اما اکنون  گاهی "خامی نوخواسته" درشبکه ی اجتماعی از سرِ سرگرمی و سرگشتگی ،محتوائی بازنشر ی را انعکاس داده یا منتشر می کند که صدها حکیم  برای اصلاح  آن موضوع  می بایست ضجه بزنند تا تفهیم تبرئه برای موضوعی شود،... جان مطلب اینکه در اندیشه‌ی مراد و حکماء ؛حکمت و تجاربی نهفته که در گذرِ زمان آموخته و اندوخته تا برای مریدان وشاگردان  فرصتی میّسر  کند که به کلام صائب و رای صوابش اقتدا وتاسی کنند .به هر حال اگر از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیداری کمی این طرف‌تر به رسانه‌های نوشتاری نظری بیاندازیم، این منبع  فرهنگی دیر زمانی نیست که  جایگاهش  کم رنگ شده ودر می‌یابیم که علت آشکار  آن چیست؟....  گرچه منبع اصیل همانست که در ارسال  پیام همیشه می توان به آن تکیه کرد و پشیمان نشد.

 اما پس از مقدمه ؛ کتاب "سطحی ها" از "نیکلاس  کارر" را بخوانید تا بدانید اینکه اینترنت چگونه روی ما تأثیر می گذارد
توضیح اینکه : نویسنده  ی کتاب اصطلاح " سطحی ها وقشری نگری " را در مقابل   عمیق نبودن و زود باوری و تاثیر پذیری سریع بکار برده است
"نیکلاس کارر" بعنوان نویسنده  کتاب اینگونه مقدمه چینی می کند : "آیا Google ما را  تبدیل به یک احمق می کند؟" [1] ،  او با توصیف اینکه چگونه  قبلاً می توانست ساعت ها برای مرور یک کتاب بنشیند و در جزئیات و مضامین آن غرق شود ، اما اکنون احساس پریشانی کرده و تمرکز خود را از دست داده است  و گلایه ی خودرا اینگونه آغاز می کند: من هم می توانم  اکنون آن را حس کنم که با گذشت سالها احساس نگران کننده ای دارم که شخص یا چیزی ، مغز من را دستکاری می کند،و درقالبی ناخواسته شکل دهنده اتصالات عصبی و برنامه ریزی مجدد حافظه ام است. ذهن من  ازبین نرفته، بلکه تغییر کرده است .زیرا من مثل گذشته  نمی توانم فکر نمی کنم.
اکنون این موضوع بعنوان یک پدیده بسیار گسترده  قابل مشاهده است. ممکن است متوجه شوید که برخی از افراد می توانند برای مدت طولانی آرام بنشینند تا یک کتاب را بی سر و صدا بخوانند ، در حالی که بسیاری با آن  وضعیت مشکل دارند و تمرکز خود را بعد از  خواندن چند صفحه برای بازبینی تلفن همراه های خود از دست می دهند، چرا مثلاً نشستن و تفکر عمیق درباره یک کتاب برای ما دشوار است؟ این همان چیزی است که "کارر "سعی دارد در کتابش یعنی  " سطحی ها " : چگونه اینترنت مغز ما را تغییر می دهد"  به آن پاسخ دهد.
اطلاعات وداده هایی به پهنای  یک "میل"و عمق  یک اینچ  ::
 "کارر" در "کتاب سطحی ها 
" تأثیر فرهنگ و جامعه اینترنت را در مغز ، تمرکز ، تفکر و حافظه ما  را نشان می دهد زیرا فضای اینترنت و  محیط شبکه های اجتماعی تمرکز عمیق را تحریک نمی کنند ، اما تفکر سطحی و تمرکز کوتاه بر بسیاری از رفتار وگفتار را تشویق و پاداش صوری می دهند. به دلیل مقدار اطلاعات جدید پست های: تلگرام ، فیس بوک ،  توییتر ، تصاویر ، پیام ها و پیام ها ی واتساپ، ) که  پی در پی  در حال دریافت آن  ها هستیم ، به طور ناخودآگاه ترجیح می دهیم بیشترین این موارد  و به روز رسانی ها را با هزینه شخصی و  تمرکز طولانی  تنها با یک بخشی اطلاعات جزیی بدست آوریم. به تعداد بازنشرها ، توییت ها ، پیام ها و عکسهایی که اخیراً دیده اید ، فکر کنید و ببینید  چقدر زمان در هربار گذراندید وماحصل آن چه بوده است ؟
"کارر" ایده اصلی خود را بر روی مفهوم انعطاف‌پذیری عصبی"نوروپلاستیسیته" بنا می کند ، بدین معنی که اتصالات مغزی توانایی بازسازی  با توجه به چگونگی کاربرد و یا غفلت از آن بوسیله ی شخص را  دارند.  نیکولاس در کتاب خود ، کار چندین مقاله ی تخصصی را مرور می کند تا  آشکار کند ارتباطات  نرم مغز چگونه است و چگونه مغز بهنگام یادگیری مهارت یا دستیابی به یک عادت جدید از درون تغییر می کند.
"کارر" در ابتدای کتاب خود تاریخچه خواندن و نحوه تکامل آن را با گذشت زمان نشان می دهد  و می نویسد: خواندن معمولاً ذاتی نیست (مثل صحبت کردن) بلکه بطور اکتسابی به دست آمده است. به عنوان مثال ، نسخ خطی   باستانی بدون فاصله بین کلمات نوشته شده است (  شما برای لحظه ای   واقعاً خاموش  ومتوقف نمی شوید) بنابراین مردم نیاز داشتند که با صدای بلند بخوانند تا بتوانند کلمات را رمزگشایی کنند.خواندن خاموش معمولاً جدید است. او توضیح می دهد که چگونه هر تحول در انتقال و ضبط دانش بر مغز و اتصالات آن تأثیر دارد ، در واقع ، این بحث مداوم بین "پیشگامان فناوری" و کسانی که نسبت به آنها  نگران هستند ،  خواندن مثل صحبت کردن اکتسابی است و بستگی به حافظه ی فرد دارد. رابرت برتون پس از اختراع چاپ  با عنوان "هرج و مرج کتاب خلاق" ناشی از آن اختراع شکایت کرد. البته ناگفته نماند که تأثیرات رادیو و تلویزیون نیز به آن کمک کرد که به عقیده بسیاری ، اینها  کودکان  فراوانی را از لذت خواندن محروم کرده است.
تبلیغات
بر این اساس در ایستگاه ها ومواضع مختلف ،این نویسنده - متخصص فن آوری - توضیح می دهد که چگونه مغز خود را با شرایط  پیش رو سازگار می کند و وسایلی که با توجه به اصل انعطاف پذیری عصبی در ارتباط است. با هر تغییر تکنولوژی  دراین عصر ، فرهنگ غالب در حال تغییر و تغییر شیوه های  جهانبینی می شود ، بعد از ظهور کامپیوتر ، مغز برای مثال  تنها به یک کامپیوتر تاثیر پذیر خشک وبی روح تبدیل شد.
  نویسنده  با تاکید بر بخش "شرور " این  جریان توجه  ما را جلب  می کند: استفاده بیش از حد از اینترنت و سایتهای آن مغز را با خواندن سریع مطالب و دریافت سطح اطلاعات تطبیق می دهد ، بازگشت به خواندن کتاب یا انجام کار نیاز به تمرکز عمیق برای یک دوره طولانی تر و غیره دارد.
ما عادات خود را می سازیم ، و سپس آن عادات ما را می سازند.
 ما باید در اینجا بایستیم و  سؤالی پارادوکسیکال (عارضی) بپرسیم: آیا  نسل تمام انسانها سطحی و بی فرهنگ از ظهور اینترنت پدید آمده اند؟ علیرغم اینکه وسایل و تکنیک هایی که ما از آنها استفاده می کنیم ، پیوندها و فرآیندهای مغز را تحت تأثیر قرار داده و تغییر می دهد ، وجود افراد سطحی و فرهنگی آزاد در هر جامعه امری واقعی است  که در طی قرون و زمان ، شاعران و خردمندان از حضور سطحی و  برداشت قشری ناپسند شکایت می کنند.  که امروز دراین پدیده ظاهرشده است [2].  اما نباید همه را در تکامل ارتباطات سرزنش کنیم. خود نویسنده اذعان می کند که رسانه های جدید از مزایای بسیاری برخوردار هستند ، اما می خواهد  بسیاری از عوارض جانبی آن را که جدی می بیند  برجسته کرده و هشدار دهد تا عمیق تر و سازنده تر با آن برخورد وتعامل داشته باشیم و ما آن ها را حرکت دهیم و نه بالعکس.
کل این کتاب براساس ایده  قالب"عادت"  نوشته شده است. دانستن اینکه چگونه اینترنت شما را  کنترل می کند و چگونه سایتهای مختلف سعی می کنند  شما را مدیریت کنند مهم است که بدانید چگونه از کنترل  آن خارج شوید. گذرواژه در اینجا "خوانایی" است. هرچه زودتر به نشستن و تمرکز عمیق بپردازید (مثلاً برای خواندن کتاب یا انجام مشاغل خانگی) ، بیشتر می توانیدذهن خود را بصورت مفید وموثر کنترل و مدیریت کنید.

اگر واقعاً می خواهید به مطالعه ی کتاب برگردید ، می دانید مهمترین قدم ساختن صنعت "خوانایی" است و خواندن معمولاً مانند هر عادت دیگر  از نظر عملی قوی ونیاز به ایجاد آمادگی و  حس خودجوش است. می توانید به عنوان مثال  برای خواندن رمان هایی را که دوست دارید شروع کنید و خود را مجبور کنید که برای شروع 10 دقیقه درنظر گرفته و سپس زمان را به 20 دقیقه ، نیم ساعت و غیره افزایش دهید. خواندن کتاب اینترنتی با فرمت pdf بدون ضررنیست اگر واقعاً می خواهید به  خواندن زنده یک کتاب برگردید ، می دانید مهمترین قدم ساختن صنعت "خوانایی" است و اگر می خواهید کتابی را از طریق تلفن یا رایانه خود با تمرکز بخوانید ، حتماً اینترنت را قطع کنید تا اینکه تمام شود تا دچار سردرگمی نشوید. نیست ، اگر می خواهید کتابی را از طریق تلفن یا رایانه خود با تمرکز بخوانید ، حتماً اینترنت را قطع کنید تا اینکه تمام شود  و دچار سردرگمی نشوید.
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع :

The Shallows: What the Internet Is Doing to Our Brains

by Nicholas Carr
[1] آیا Google ما را کند ذهن می کند؟
[2] کندذهن ترین نسل؟ کند ذهن نباش!
[3] برنامه های تقویت ، ماکسیم سیتچ
[4] اخبار خورانده شده را بخودتان بُکشید
[1] Is Google making us Stupid?
[2] The Dumbest Generation? Don't be Dumb
[3] Schedules of Reinforcement, Maxim Sytch
[4] Kill News Feed





نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان . نجوای کنگان منبع : The Shallows: What the Internet Is Doing to Our Brains by Nicholas Carr [1] آیا Google ما را کند ذهن می کند؟ [2] کندذهن ترین نسل؟ کند ذهن نباش! [3] برنامه های تقویت، ماکسیم سیتچ [4] اخبار خورانده شده را بخودتان بُکشید [1] Is Google making us Stupid? [2] The Dumbest Generation? Don't be Dumb [3] Schedules of Reinforcement، Maxim Sytch [4] Kill News Feed، ترجمه ی خلاصه کتاب : قشری نگری : اینترنت با مغز ما چه می کند؟،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 مرداد 1398 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
 
                            زندگی  درچشم مرگ
زندگی در چشم مرگ:  "کلایو جیمز "و خواندن و نوشتن آخرین کتاب
"  دقیقا نمی دانیم چه زمانی چراغ زندگی خاموش می شود ، لذا تا زمانی که این چراغ  روشن است ، باید خواندن و نوشتن را ادامه داد."
 این  عبارت توسط نویسنده معروف و ناقدهنری، کلایو جیمز،  بعنوان سرفصل کتابش  بنام "آخرین خواندن"، برگزیده است ،  این درست  زمانی بود که پزشکان متخصص در سال 2010   ابتلای قطعی  اورا به بیماری سرطان خون تشخیص دادند.
ماهها بعد،"جیمز "تصمیم به انتقال کتابخانه شخصی خود به خانه اش در کمبریج ، با خواندن و نوشتن به شیوه ی معمولی، مثل اینکه هیچ وقت چیزی  از پزشکانش نشنیده، برای ادامه زندگی عزم خود را جزم کرد.
  در  مقدمه ی این کتاب، جیمز نوشت: او این کتاب را بنا  به درخواست   سردبیران دانشگاه ییل آمریکا ،  درباره محتوای کتابهایی که اخیرا خوانده، نوشته است. جیمز می گوید: "شاید  منظور آنها  آخرین کتاب هایی (یادگاری) که در  پایان زندگی  می توانستم  بنویسم می خواستند به دستشان برسد ."
 با این وجود در سال 2015، کلیو جیمز کتابی را منتشر کرد که شامل 30 مقاله و یک بررسی ادبی برجسته است که جیمز  در دوره پس از تشخیص سرطان  آن را تالیف کرد....
در  مقدمه آن کتاب آمده است:
"در اوایل سال 2010، هنگامی که بیمارستان به من اطلاع داد : "بیماری کشنده من تایید شده" ...  از آن لحظه من دیگر، صدای  تیک وتاک ساعت را نمی شنیدم.  اما اصرار داشتم  با خواندن چیزهای جدید یا قدیمی، مفید واقع شوم یا حتی خواندن آثار مهمی که قبلاً آنها را متوقف کرده بودم دنبال کنم . بله، من کتابهای شعر خود را   دوباره لمس کردم و  تصمیم گرفتم چند یادداشت اضافی به آنها اضافه کنم  . هنوز  می توانستم  با پاهای خود قدم بزنم ، وقرار نبود به دلیل بیماری،  سر بر بر تخت و بستر بیماری  را  اختیار کنم زیرا  عبارت "بعدا کار خواهم کرد" هیچ ارتباطی با دنیای واقعی  ندارد،...
من خواندن را بدون یك سیستم خاص ادامه دادم و كتاب هایی با اهمیت سنگین را با كتاب هایی كه از اهمیت   كمتری برخوردار بودند ،درهم آمیختم." من به کتابهایی که قبلا خوانده ام پیوستم و مجبور شدم آنها را بخوانم. " جالب اینجاست که پس از رسیدن  نامه ی درخواست  نوشتن  از سوی دانشگاه ،   تمایلی   "دیوانه وار" برای خرید کتاب های بیشتر  که با هیچ منطقی منطبق با  وضعیت سلامتی وشرایط  روحی و زمانی برای خواندن این همه کتاب برای من نبود درگیرشدم  . وکتابهای نویسندگان بزرگی که برایم آنرژی آفرین بود می خواندم وگاهی نویسندگانی که برای او لین بار می شناختمشان ...در حقیقت با خواندن ونوشتن کتاب؛ علیه آن بیماری و نا امیدی اعلان جنگ کردم ....
کلیو جیمز  " پس از کشف سرطان خون در سال 2010  و سال انتشار  کتاب  آخردر سال 2015 ، پنج کتاب دیگر که گویا   خواندن و نوشتن کتاب ها  شمشیر بر روی گردن مرگ و درد بیماری بود، و تا به امروز واین تاریخ  نوشت و کلایو جیمز همچنان به خواندن و نوشتن ادامه می دهد.
 تهیه وترجمه : نجوای کنگان
 عبارات کلیدی:
 Unpacking my Library/Nostromo/Clive James



نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان .تهیه وترجمه : نجوای کنگان عبارات کلیدی: Unpacking my Library/Nostromo/Clive James،
لینک های مرتبط :


خبرنگار وفعال رسانه ی تاثیر گذار ؟ (1)
 در پیشباز رویداد رسانه ی تا دوهفته دیگر ؛  هفدم مرداد ماه هرسال بمناسبت روز خبرنگار و رسانه  گرامیداشته می شود و  دراین روز با برگزاری جلسات  ونشست هائی به تجلیل وتقدیر از فعالان این عرصه اقدام می شود که درجای خود به آن می پردازم....
اگر از افراد عادی سوال  کنیم که معمولاً کدام عنوان را  تا این لحظه دنبال می کنید؟ طبعاً پاسخ می دهد:  بیشتر موردی که(؟...) این روزها  ذهنم را بخود مشغول کرده است و اگر همین سوال را از برخی مسئولین بپرسیم و جواب واقعی بخواهند بدهند میگویند : سایت ومطلبی که عکس وتصاویر خود م را منتشر کرده یا تیتری که  بنقل وتمجید از من بوده ویا محتوایی که ازمن انتقاد کرده است !شاید این مقدمه  تا حدی نشان دهنده تاثیر گذاری سطحی رسانه و کار خبرنگاران  بر صنوف مختلف جامعه باشد.
حکایت: کدخدائی شبانگاهی تاریک از میان ده می گذشت ، با مردی در میان راه، با هم برخورد کردند  ( تصادف کردند) .ارباب، رعیت معذور را سرزنش کرد وپس از آن  دستورداد : که هرعابر در شب با خود فانوسی  داشته باشد.
شبی دیگر کدخدا با همان مرد برخورد ی دوباره داشت؟» به او گفت: چرا  امر مرا رعایت نمی کنید؟ رهگذر پاسخ داد: فانوس  همراه دارم اما  نفتی درآن نیست: و شما  از نفت نگفته اید!
کدخدا فرمان داد که از این پس  فانوس ها باید پر نفت باشد، اما شب دیگر  همان ماجرا تکرار شد ...
-  فانوس  همراه دارم اما فتیله ندارد!
ارباب فرمان داد تا بعد از این  افراد فانوس ها را فتیله دار کنند، بار سوم ارباب ورعیت بار دیگر و فانوس خاموش با هم برخورد کردند  کدخدا گفت : اینبار چرا ؟ عابر جواب داد شما دستورنداده اید که در معابر، فانوس را روشن نمائیم  ... کدخدا فرمان داد تا فانوس ها را روشن کنند ... ولی توجیهات این" شب رو گریزپاسخ " را پسندید واورا بعنوان  مشاور رسانه ی خود برگزید تا مقررات بهانه گیری، بهانه سازی و بهانه پردازی، را شش دانگ مجری باشد !
 فعال رسانه برای طرح موضوع  خود با برخورداری از پشتوانه ی فلسفی ،منطقی و  عقبه ی علمی نه تنها از منظر تحلیلی، بلکه تطبیق درنشر پیام  و تجربه تاریخی و دانش حرفه ای با  موارد متنوع مورد علاقه سطوح مورد علاقه ی جامعه  درگیر می شود و انتظار عموم این ست که به نتایج درخور ظرفیت های همه جانبه موجود دست یابد تا تاثیر خبرنگار و فعال رسانه ی بصورت اعم واضح وآشکار مورد تائید قرار گرفته وبچشم آید. و بنا به این موضوع  یعنی :
قانون اول نیوتن؛ دینامیک حرکت:" اگر بر جسمی هیچ نیرویی اثر نکند (یعنی جسم دیگری با آن برهمکنش نداشته باشد) آن جسم به حرکت یکنواخت خود در راستای خط مستقیم ادامه می‌دهد، اگر جسم در ابتدا ساکن باشد در همان حالت سکون باقی می‌ماند".بنوعی قابل توجه است.
 نتیجه ی کوتاه اینکه  خبرنگار و فعال رسانه ی  :
- راه حل هایی برای مشکلات روزمره ی ما ارائه کند.
 -  به ما فرصت ها وتهدید ها را بشناساند.
- به ما کمک  کند،تا بریاس و ناامیدی غلبه کنیم.
 - ضعف آگاهی و دانش تا خلاء دادها ی مورد نیاز ما را چاره اندیشی  کند.
 -  راهنمای مناسبی برای درمانی برخی  ناکارآیی و ناکارآمدی ما باشد.
-  چشم انداز روشنی را درافق های مرحله زمانی متعدد برای ما ترسیم کند.
- میزان ومحک وعیار مناسبی برای  مقایسه ی فرایندها وخروجی های مثبت و منفی چرخه های موجود و آئینه تمام نمای جامعه محسوب شود.
- اقشار ضعیف در عرضه ی مطالبات با «او» هم ذات پنداری کنند.
بنابراین خبرنگار وفعال رسانه ی باید عمیق  ، قوی در تفریق وترکیب بدون پیچیدگی وسازگاربا عنوان مورد نیاز و محتوا و ضرورتهای جامعه باشد
تا اینگونه با صورت‌بندی دانش ،آگاهی,داده های مربوط بشود وضعیت کارکرد ها ی مطلوب یا  نامطلوب  بصورت حقیقی  نشان دهد ! و بدانیم روزی که ما نقد می کنیم، می تواند روزی‌ باشد که آن را  صرف گفتگو ی رضایتبخش یا تقدیر از مزایا ومحاس عملکرد و بهبودعوامل مورد انتظار در هر بخشی فعال از جامعه کنیم.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .خبرنگار وفعال رسانه ی تاثیر گذار ؟ (1)،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 856 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :