دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

نیاز مبرم کشور به مدیریت متدین و انقلابی

تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-06:26 ب.ظ

Image result for ‫هرگاه مدیریت انقلابی داشتیم‬‎

نوع مطلب : تصاویر رهبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

راز ها ی نیم قرن پس از مرگ چه گوارا

تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1396-04:38 ب.ظ


نیم قرن پس از مرگ چه گوارا
 هنوز"اسرار و دروغ و توطئه های مخفی علیه او وجود دارد"


Image result for Che Guevara

چرا تاکنون کشورهای درگیرموضوع چگونگی درگذشت چه گوارا را مخفی نگه داشته اند؟
اخیراً روزنامه اسپانیایی موندو"Mundo" گزارشی را در مورد سالگرد مرگ رهبر انقلاب کوبا "چه گوارا" منتشر کرد که در آن  جزئیاتی را از نحوه اعدام وی و اسرارهایی را که هنوز سرگذشت او را احاطه کرده و "دروغهای" که در مورد او شایع شده بود پرده برداشته وتوضیحاتی ارائه کرده است..
 البته همچنان تماس ودرخواستهای بسیاری برای باز کردن آرشیو پرونده وی  وجود دارد تاشاید همه اسرار ومعمای این پروسه هیجان انگیز را کشف کند..
این روزنامه درتشریح ماجرای پر رمز و راز و هیجان انگیز چه گوارا " "Che Guevara در بولیوی همراه با انقلابیون، نوشته است: اگر چه بیش از نیم قرن  از این قضیه گذشته است. اما مورخان تاکنون قادر به تجزیه و تحلیل کامل و منطقی  آن دوره نیستند، در حالی که بسیاری از سوالات مطرح شده همچنان بی پاسخ  مانده است: چه کسی  به او در بولیوی خیانت کرده است؟ حکم اعدام  او چگونه اجرا شد؟ آیا گوارا واقعاً توسط  یک سرباز  کشته شد؟ کوبا، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی چه نقشی در به دام افتادن این رهبر آمریکای لاتینی داشتند؟
 این روزنامه اظهار داشت: همه این سوالات هنوز هم در آمریکا در آمریکای لاتین مطرح است است و دوباره درمراسم سالگرد مرگ  چه گوارا بی پاسخ مانده است. اما این اسرار تا زمانی که تمام کشورهای مرتبط به توافق نرسند که آرشیوهای مخفی خود را به نمایش نگذارند، نشان داده نخواهد شد..
این روزنامه گزارش داد : خوزه لوئیس آلکازار، روزنامه نگار بولیوی، خبرنگار روزنامه پرینسانیا، که با نیروهای دولتی در حال مبارزه با شبه نظامیان تحت رهبری
 چه گوارا بود، نخستین عکسی از چه گوارا را در 8 اکتبر سال 1967 به دنیا عرضه کرد . اما خوان  کارلوس سالزار ، که  اولین کسی بود که در ماه مارس 1967 وارد منطقه مبارزه شد. او سپس رویدادها را برای آژانس فیدس و آژانس خبری آلمان پوشش داد و دستگیری و محاکمه "رگین دبرا " و "سر باستوس" را که توسط چه گوارا رهبری می شدندگزارش داد.


 "خوان راولس سالارز گفت: "راز مرگ گوارا همچنان ادامه دارد، زیرا برخی معماها هنوز حل نشده اند و این تا زمانی که کوبا، اتحاد جماهیر شوروی سابق، آژانس اطلاعاتی آمریکا و ارتش بولیوی حاضر به افشا شدن آن اطلاعات نیستند، ادامه خواهد داشت.  ".

آلکازار که توسط روزنامه بریزنسیا  که مهمترین رسانه اطلاع رسانی در آن زمان در بولیوی بود، به میدان جنگ فرستاده شده بود،، تنها خبرنگاری است که شاهد عملیات ارتش دولتی علیه چریکهای تحت رهبری چه گوارا  بوده  است. هدف آلکازار در آن زمان، برگزاری یک مصاحبه مطبوعاتی با چو گوارا در جنگل بود، درست همانطور که "هربرت متیوز" روزنامه نگار آمریکایی در ده سال پیش در" سیرا ماسترای " کوبا با فیدل کاسترو دیدار کرد..

این روزنامه می افزاید که لوئیس آلکازار نتوانست این آرزو را  محقق کند، همانطور که پیش از او روزنامه نگاری دیگری بود که این خیال را برای یک عمر همراه داشت وعملی نشد. با توجه به رابطه نزدیک او با ارتش،شانس نادری در مرحله ی  دستگیری چه گوارا داشت. در همین حال، آلکازار دروغ هایی را که توسط رژیم ژنرال رونی باریننتوس در مورد مرگ  گوارا در جنگ مطرح کرد، برملا نمود...

آلکازار موفق شد که بدن اورا در بیمارستان لمس کند و اشاره کرد که هنوز  بدنش گرم بود او پس از گفتگو با تعدادی از سربازانی که در منطقه لاههیرا در حال حفاظت از فرمانده ارتش بولیوی  بودند، آلکازار به این نتیجه رسید که ارتش  به سمت  چه گوارا  شلیک کرده است..
 که به احتمال زیاد، سرهنگ کارلوس پرز ، یک گلوله کشنده را با استفاده از یک تفنگ M2، پس از هدف قرار دادن  قلب وی به سمتش شلیک کرده است،ونهایتاً  یک سرباز گلوله ی خلاص  را  به گردن او زده است به گفته آلكازار، ارتش در آن زمان  آن خبر را بصورت رسمی اعلام نكرد. علاوه بر این، روزنامه اش از انتشار داستان واقعی  سرنوشت چه گوارا خودداری کرد، در حالی که یک روزنامه نگار فرانسوی دیگر در مورد واقعیت هایی که در آن زمان اتفاق افتاده صحبت کرد.
جالب توجه است که تنها کسی که در نهایت موفق به افشای این راز خطرناک در مورد چگونه  درگذشت چیگوارا منتشر کرد، میشال رئی روزنامه نگار جوانی بود.  که توانست باریتینوس را فریب داده و اعترافاتی را از او بگیرد؛ این مجله به طور انحصاری در مجله فرانسوی پاری ماچ Parry Match در دسامبر 1967 منتشر شد. .
این روزنامه اظهار داشت که الکازرار و سالازار در مورد شکست  چه گوارا در بولیوی متفق القول  هستند و این امر در مورد تلاش های قبلی او در کنگو نتیجه ی کمتری داشت  بود. واضح بود که  شرایط مناسب برای موفقیت را بدست نیاورد، در حالیکه او نتوانست حمایت واقعی  دهقانان را به دست آورد..
این روزنامه خاطر نشان کرد که گوارا با مشکلات مشابهی   در اردوگاه نانکا هوازو  مواجه بود. کشاورزان رابطه خوبی با چه گوارا نداشتند، و او  قادر به جذب آنها نشد. از سوی دیگر، آلکازار معتقد بود که چه گوارا  موفق نشد عقل سیاسی و واقعیت های اجتماعی  بولیوی را بطور تاثیر گذاری نشان می دهد..
این روزنامه خاطر نشان کرد که مورخین هنوز  هویت فردی که چه گوارا  را در بولیوی" لو" داد وحضور  اورا فاش کرد ، شناسائی نکرده اند. چه گوارا در ماه نوامبر 1966  یعنی یک سال و نیم قرن قبل از مرگش بصورتی مخفیانه وارد این کشور شده بود... "اما با وجود گذشت 50 سال از اعدام وی هنوز مردم بولیوی به او احترام می گذارند" .
 
 تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منابع دیگر برای مطالعه:
-Che Guevara

Bolivians honour Che Guevara 50 years after execution- 







 

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گاردین سازمان"سیا "چگونه مخفیانه دانشگاهیان را استخدام می کند

تاریخ:پنجشنبه 20 مهر 1396-11:25 ق.ظ



گاردین:  سازمان"سیا "چگونه مخفیانه دانشگاهیان را استخدام می کند:

    11 اكتوبر 2017

 بقلم :دانیل گولدن
" دانیل گولدن " نویسنده  ستون سایت پروپوبلیکا  (ProPublica )در بوستون آمریکاست:
سازمان سیا مخفیانه میلیون ها دلار را صرف سازماندهی کنفرانس های علمی در سراسر جهان  می کند
Image result for The science of spying: how the CIA secretly recruits academics
این نویسنده درمقدمه مطلب با شرح جزئیات  دیدار یکی از عناصر سیا با  فردی از دانشمندان هسته ی درخارج  چگونگی اغفال اورا توضیح می دهد...
اوسپس درادامه می نویسد : در واقع، به عنوان بخشی از تحرکات سازمان سیا ، که مسلما  در حوزه های علمی باید بی باکانه ودقیق تر باشد، سیا مجبور است میلیون ها دلار برای برگزاری کنفرانس های علمی در سراسر جهان هزینه کند . هدف  آژانس جاسوسی  آمریكا این بود كه دانشمندان هسته ای ایران  کشورشان را ترک  کرده و خودرا  به جاهای دیگر منتقل كنند، طی کنفرانس های علمی خارجی افسران اطلاعاتی توانستند با آنها به طور جداگانه صحبت كنند و به آنها فشار بیاورند .و مراقبین امنیتی آنها را ازطرق مختلف دربرخی مواقع با مسمومیت غذائی منجر به اسهال و"قی" از ماموریت اصلی شان بازدارند به عبارت دیگر، سازمان سیا سعی داشت تا با توسل به دانشمندان و دانشگاهیان آن کشور از توسعه تسلیحات هسته ای ایران جلوگیری کند واین مهم از طریق    میزبانی کنفرانس ها از استادانی بودند که در آن حضور  می یافتند و سخنرانی  می کردند، میسر می شد ..

لازم به ذکر است که مدعوین در این کنفرانس ها هیچ اطلاع قبلی نداشتند که آنها در یک بازی ساختگی شرکت می کنند، در حالی که مدیریت آن از راه دور صورت می گرفتو اینگونه بدون تردید برخی از دانشگاهیان از طریق فریب  وطرح CIA  دلسرد شده و خواهند شد..
در حقیقت درسایه جریان اصطلاح جهانی  شدن ، کنفرانس ها به احتمال زیاد  نسبت به سایر زمینه های دانشگاهی  مکان مناسبتری  برای جاسوسی هستند. این محافل و آیین های اجتماعی و فکری همه جا در حال رشد هستند. در این میان، سازماندهی یک کنفرانس با توجه به فضای مناسب ولازم صورت می گیرد ،  اگر چه با ارتباط آنلاین در همه  ی اوقات با  محققان وپژوهشگران می شود  ارتباط گرفت  ، اما  انجام  جلسات مجازی،  یک جایگزین مطلوب برای جلسات واقعی با همتایان مورد نظر درسطوح مختلف نیست و تقویت شبکه روابط در به دست آوردن شغل ونتیجه ی دلخواه  و در مورد آخرین مکانیسم ها و تحقیقاتی که بعد از آن در  پوشه ی کنفرانس منتشر خواهد شد جذابیت های خاص خود را دارد..
به طور کلی، اهمیت  یک کنفرانس تنها بر اساس تعداد شرکت برندگان جایزه نوبل یا استادان آکسفورد که آنها را جذب می کندنیست، بلکه  به تعداد جاسوس ها ئی است که در آنجا فعال هستند بستگی دارد. در این راستا، افسران اطلاعاتی ایالات متحده و خارجی به کنفرانس ها می آیند، همین دلیل باعث می شود کسانی که مسئولیت استخدام را در یارگیری  بعهده دارند  تمرکز خود را بر نقاط ضعف  وافرادیکه بیشتر نیازمندی مالی  دارند قرار می دهند تا زمینه ای مناسب برای جذب فرصت ها باشند. در حالی که ممکن است یک استاد یا دو نفر از آنها در محوطه دانشگاه که علاقه مند به تبادل اطلاعات هستندمشغول کار خود باشند  ، ممکن است کنفرانس به مناسبتی خاص ،  بحث در مورد پهپادها یا داعش بوده  که ده ها تن از این استادان را درگیر موضوع کرده است....
"در این راستا، یک عنصر سابق در سازمان سیا گزارش داد : که "هر سازمان اطلاعاتی در جهان  با حمایت مالی کار  در کنفرانس ها را دنبال می کند  و به دنبال راه هایی برای جذب افراد ی در آن مشارکت دارند، تمرکز دارد."
 از سوی دیگر، مارک گلیوتا ، محقق ارشد در موسسه روابط بین الملل در پراگ، مشاور ویژه وزارت امور خارجه سابق انگلیس می گوید:  که "استخدام  وجذب  فرد مورد نظری که  به نفع  دستگاه اطلاعاتی است شامل یک فرایند طولانی است در درجه اول بر عامل اطلاعاتی متکی است. مرحله اول در این فرایند در آماده سازی  زمینه برای حضور مخاطبین  درکارگاه خود با فرد مورد نظر است. حتی اگر آن  فرایند در شروع  خود  به تبادل یک سری اطلاعات  جزئی منجر شود، اما شما می توانید در کنار هم به ابتکار عمل برای برقراری ارتباط بیشتر با فرد مورد نظر دست یابید. ".
در واقع، اداره تحقیقات فدرال ایالات متحده از دانشگاهیان آمریکا در سال 2011 خواسته است در مورد کنفرانس ها احتیاط کنند، واین هشدار را با اشاره به یک سناریو برای یک محقق که دعوت ناخواسته ی برای ارائه یک مقاله در یک کنفرانس بین المللی دریافت کرده است روشن کرده است. "این محقق مقاله پژوهشی خود را که بعدها پذیرفته شد در آنجا ارائه داد. در طول این کنفرانس، ناظران کنفرانس از یک محقق برای تهیه یک نسخه دیگر از مقاله ارائه شده درخواست کردند   سپس با یک فلش حافظه(میموری) که او آن را در لپ تاپ خود قرار داد تا فایل ها و منابع داده های خود را بدون دانستن  هدف بوسیله طرفهای  دیگردانلود شود..

این نویسنده دربخشی دیگر از مقاله خود تاکید دارد : برهمین اساس امکان اینکه در کنفرانس های میزبانی شده توسط آژانس بین المللی انرژی هسته ای در وین، "تعداد افسران اطلاعاتی   از کارشناسان و دانشمندان واقعی بیشتر بوده باشند وجود دارد"
" واقع امر این است که سازمان سیا و FBI  خلال کنفرانس ها تعداد زیادی از اشخاص را گردمی آورد. یک مقام سابق اف.بی.آی.ای گفت: "افسران اطلاعاتی آمریکا در تلاش هستند تا  خود را به محققین آمریکایی را برای جمع آوری تحقیقات نزدیک کنند و FBI در حال پیگیری چگونگی فعالیت ها آنها است".

از سوی دیگر، سازمان سیا در کنفرانس های مختلف  با اعزام  افسران  اطلاعاتی برای مشارکت در این کنفرانس ها یا میزبانی محافلی مشابه در منطقه اطراف واشنگتن شرکت می کند. بنابراین، جامعه اطلاعاتی آمریکا بدینوسیله  می تواند از دانش خردمندانه  دانشگاهیان  استفاده کند و کنفرانس های  صوری را برای دسترسی به معارضین بالقوه از کشورهای دشمن برگزار کند...جاسوسهای سیا در طول کنفرانس های دانشگاهی، فرایند  ارتباط گیری  با یک  استاد را  اغلب با یک برخورد تصادفی شروع می کنند.
در عین حال، سازمان سیا بدنبال نظارت بر کنفرانس هایی است که در سراسر جهان برگزار می شود و به شناسایی  وضعیت وچگونگی بهره برداری از آنها اقدام می کند . فرض کنید یک کنفرانس بین المللی دررابطه با تکنولوژی سانتریفیوژ در پاکستان برگزار می شود. اغلب سازمان سیا در آنجا مخفی شده وموضعی برای شکار  می گیردو یا یک استاد را استخدام می کند که ممکن است در این کنفرانس شرکت کند تا به آنها گزارش دهند. اگر از حضور دانشمند هسته ای ایران در این کنفرانس مطلع شوند، ممکن است  وبهمین طریق  در جلسات سال آینده کنفرانس مشابه و   آژانس بین المللی انرژی اتمی ازاین ظرفیت سوء استفاده می کند زیرا  اطلاعات جمع آوری شده  از کنفرانس های دانشگاهی می تواند پارامترهای سیاسی را تعیین کند. برای مثال،اطلاعات مشابه  به دولت بوش  انتقال داد ه شد "که  چگونه صدام حسین هنوز سلاح های کشتار جمعی در عراق را توسعه می دهد" !..
در عوض"جین کاول " مامور سابق سیا دریاداشت های خود نشان می دهد:  که سیا بنظور یارگیری اساتید دانشگاه از طریق وزارت منابع ملی با ایجاد  یک "رابطه کاری" با تعدادی از دانشمندان ایرانی را برنامه ریزی کرده است.    کاول می گوید :  " سازمان اطلاعات با برگزاری یک کنفرانس در وین، از  دانشمند  آمریکائی بنام اسمیت  می خواهد تا با شرکت  طبیعی در آن کنفرانس به حرف وحدیث با ایرانی ها بپردازد وگفته های آنها را به او منتقل کند." در این راستا، "اسمیت می گوید:" به من گفته شد اگر  با یک ایرانی روبرو شدید  در جهت موافق او حرکت کنید وراه بروید..و "اگر او گفت:" من می خواهم  درکنفرانس ها  حضور داشته باشم ، اما بودجه سفر بسیار محدود است، شما ممکن است بگویید،  می توانیم بودجه بلیط و ویزا وهزینه سفر شما را تامین کنیم ..درهمین رابطه یکی از کارکنان سابق سازمان سیا در خارج از کشور بانام مستعار "R" میگوید: "من تعداد زیادی از افراد مورد نظر را  در همینگونه کنفرانس ها جذب کرده ام،   زیرا این جریان برای من  یک روند دشواری نیست. وبهمین ترتیب برای کنفرانس های متنوع وایجاد  شرکت های صوری و دعوت بر سر سفره شام یا نهار برنامه ریزی کرده ایم ".
در این زمینه،  افسر سابق سازمان اطلاعات مرکزی، که اغلب با نام مستعار،" اشمائیل جونز" شناخته می شود ، در کتاب خود تحت عنوان  "عامل انسانی: اختلال در فرهنگ اطلاعاتی در داخل سازمان سیا،" در سال 2008می نویسد: "ما به حوادث متوالی مانند این تمایلات نیاز داریم مثل : کنفرانس پاریس در سال 2005  که آنجا شرایط بسیار ایده آل برای دیدار با دانشمندان کشورهای  سرکش فراهم بود،یعنی  زمانی که  مأموران  سیا زمینه ی تماس با استادانی برای اهداف ایده آل از کره شمالی، ایران، لیبی، روسیه و چین  میسربود...
سازمان سیا با مخفی کردن نقش خود،برای  دانشمندانآن کشورها این امکان را فراهم می کند تا دیدگاه ها یشان را تغییر دهند. از سوی دیگر، این دانشمندان هزینه های خود را برای سخنرانی های دریافت شده بدون نشان دادن کار خود به عنوان مشاوران CIA دریافت می کنند.

در ضمن این کنفرانس، رئیس سابق شورای امنیت ملی و معاون مدیر بخش امنیت ایتالیا و همچنین مدیر مرکز تحقیقاتی، جمع آوری اطلاعات  برای دستگاه  اطلاعاتی سوئد ، سخنرانی کرد. درواقع  با حضور نزدیک به 700 شرکت کننده از 40 کشور  برگزار شد که نشان دادند که آنها برای دولت آمریکا، سفارتخانه های خارجی، پیمانکاران اطلاعاتی یا فروشندگان محتوای مربوط به اینترنت مشغول به کار بودند و یا در دانشگاه ها تحصیل  وتدریس می کردند..

از سوی دیگر، سازمان سیا سازماندهی کنفرانس های مربوط به مسائل سیاست خارجی را به عهده دارد تا تحلیلگران، که اغلب   جزئیات زیادی را از کشورشان دراختیار  دارند ، می توانند از   در عرصه سیاسی به منابع اطلاعاتی سیا ارجاع دهند به طور کلی، به  اساتید شرکت کننده 1000 دلار علاوه بر هزینه ها ی جاری  پرداخت می شود. سخنرانی های علمی مانند هر نشست علمی برگزار می شود، اما بسیاری از شرکت کنندگان، که تحلیلگران سیا هستند، اغلب مدالها ی غیرواقعی را تنها با نامهای خود می پوشانند علاوه برارتباطات اینترنتی و افراد رسانه ی تنها تا سال 2015 سازمان سیا ده کنفرانس برای اهداف موردنظر تشکیل داده است و پوشش دادن دعوت دانشگاهیان وروشنفکران رابا این ترفند موضوعی مفید ارزیابی کرده است..
برای دانشگاهیان ایرانی که بسوی غرب روی می آورند ، کنفرانس های دانشگاهی در دوران مدرن ما بعنوان مترو"راه آهن زیرزمینی" در نظر گرفته می شود. در واقع، سیا از این نقطه حساس به طور کامل بهره مند شده است.  از  دوره جورج دبلیو بوش،  دولت آمریکا "پول بی اندازه ونامحدودی " را برای تلاش مخفیانه در به تاخیر انداختن توسعه  تسلیحات هسته ای ایران تا کنون هزینه شده  است، با توجه به گفته ی دیوید آلبرایت: فرسایش مغزها یکی  از ماموریت های موسسه علوم و امنیت بین المللی آمریکاست  که یکی از برنامه های سازمان اطلاعات مرکزی  بر اساس تخلیه دانش واطلاعات مرکزیت یافته  است. این تلاش برای انگیزه دادن دانشمندان هسته ای ایران برای فرار از کشورشان به یک کانون تبدیل شده است..

 این مقام سابق  اطلاعاتی امریکا درادامه می افزاید : "از آنجایی که نزدیک شدن به دانشمندان در ایران دشوار بود،  سازمان اطلاعاتی سیا آنها را به کنفرانس ها در کشورهای دوست یا بی طرف دعوت کرده و جذب کرد. و در این زمینه مشورت با اسرائیل یک راهکار جدی بود ، آژانس برای انتخاب  افراد بالقوه دراین زمینه ، با ایجاد یک کنفرانس در موسسه معتبر علمی از طریق یک واسطه، که معمولا یک تاجربوده بکارگرفته شده است وبراین پایه هرقدر این افراد از هدف نهائی کمتر آگاهی داشتند کار ما ساده تر بود ،   اغلب کارشناسان بر این باورند که برای اجرای هرکنفرانس و سمپوزیوم   بین 500 هزار تا دو میلیون دلار  توسط سازمان سیا پرداخت شده است.
سپس نویسنده این مقاله با برشمردن مواردی از ارتباط گیری جدید با دانشمندان ایرانی  با ذکر نام و تبادل شرایط  جذب به مستندسازی از ماجرای عنوان ها و چگونگی یارگیری از میان افراد تحصیلکرده درسطوح عالی می پردازد ونتیجه گیری می کند:
در این راستا، کارآفرینی  متعلق به شرکت فن آوری، و یا سازمان سیا ممکن است  با یک شرکت ساختگی دراین پروژه استفاده شود و نهایتاً این آژانس  تنها یک بار افراد را بکار می گیرد. ".
 بطوریکه پس از برجام هسته ی  شکل دهی جذب دانشمندان ایرانی شدت بیشتری یافته است و این رویه می توانددر موضع گیری نهائی آمریکا درقبال برجام در ماه جاری تاثیر زیادی داشته باشد.

  تهیه وترجمه : نجوای کنگان

منبع:گاردین/The science of spying: how the CIA secretly recruits academics
In order to tempt nuclear scientists from countries such as Iran or North Korea to defect, US spy agencies routinely send agents to academic conferences – or even host their own fake ones. By Daniel Golden

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برنارد هنری لوی درکردستان عراق به دنبال چیست؟

تاریخ:چهارشنبه 19 مهر 1396-09:52 ب.ظ


              برنارد هنری لوی درکردستان عراق به دنبال چیست؟
از میدان تحریر مصرتا کردستان عراق... برنارد هنری لوی صهیونیست درمیان مسلمانان  چه می خواهد؟


برناردهنری لوی- ( Bernard-Henri Lévy ) روزنامه نگار صهیونیست فرانسوی، بار دیگر در کردستان عراق در روز رفراندوم در مورد جدائی اقلیم از منطقه ظاهر شد، درواقع این حرکت  او یاد آور بازگشت  فتنه انگیز او  باحضور پیشین مکررش در مصر و لیبی وتونس در طول  جنبش بیداری عرب بود.

"لوی" اخیراً درمصاحبه  با شبكه ی CNN آمریکا گفت:  "کردستان دومین دموکراسی در منطقه خواهد بود و در حال حاضر وضعیت کردها  ی امروز به نوعی   خاطرات اسرائیل   سال 1948  را به من یادآوری می کند  ... ".
" عبارات لوی درباره دموکراسی دوم پس از "اسرائیل" پیرو اظهارات قبلی  او درباره  دموکراسی ارتش اسرائیل  است که در جریان سفر خود به تل آویو در مه 2010 با ادعای  مشابه آن تزویری وفریبکاری مضاعف او را دراذهان زنده می کند .
لوی درآنجا گفت: "من هرگز یک ارتش دموکراتیک مانند ارتش اسرائیل ندیده ام که  اینقدر به معیارهای اخلاقی پاسخگوست ،زیرا این امر در دموکراسی اسرائیل به طور غیرعادی حیاتی  بشمارمی آید."

او در ادامه  افزود: "اسرائیل معجزه آزادی و دموکراسی و رد جهالت فاشیستی است و صهیونیسم تنها جنبش بزرگی در قرن بیستم است که پیروز شده است واین موضوع به لطف مردم یهودی که اسرائیل را از تاریکی نازیسم و کمونیسم و  دیکتاتوری خلق عرب رها کرد.
.
اما این  فردبظاهر روزنامه نگارخود از سوی بسیاری از رسانه ها و حتی برخی از دولتمردان  عرب  بعنوان یک عامل اطلاعاتی  وجاسوس خارجی شناخته می شود زیراکه توانسته است گروهی از تروریست های جنایتکار را  تحت نام انقلاب  وجنبش در طول بهار عربی به خدمت  گرفته وانحرافی در مطالبات  مردم منطقه ایجاد کند، وهمیچنین "لوی"  از  سوی برخی از اندیشمندان مسلمان وعرب  به عنوان "لورنس جدید عرب"  توصیف شده است.زیرا او با ادای ماموریت از سوی سرکردگان صهیونیسم جهانی و  ماجراجوئی خود پایه جنگ ها ، بحرانها و فتنه های فراوانی را طراحی کرده است.
اولین ماجراجوئی وآشوب طلبی" لو" ، در میدان تحریرمصر در جریان انقلاب 25 ژانویه نبوده است، بلکه اولین ایستگاه  او در این  رابطه در جنگ هند و پاکستان در سال 1971 آغاز شد ، زمانی که او از جدایی بنگلادش  از پاکستان حمایت کرد و از جامعه جهانی خواست تا در حمایت از آن دخالت کنند، که این روند منجر به جنگ شد.
.
بعدها او یکی از برجسته ترین مدعیان غربی بود که  باسوء استفاده از قتل وعام بوسنی خواستار مداخلات سیاسی و نظامی  از ناتو در صربستان برای حمایت از استقلال کوزوو در سال 1999  شد.
"لوی" در دارفور سودان
"لوی"  در سال 2007 در آستانه انتخابات ریاست جمهوری فرانسه یک ائتلاف را برای کاندید شدن نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نیکولا سارکوزی مطرح کردند تا اطمینان حاصل شود که رئیس جمهور جدید فرانسه در حمایت از دستگیری عمر البشیر، رئیس جمهور سودان و انتقال آن به دادگاه بین المللی  حمایت می کنند  سپس زمینه جدائی  منطقه  دارفور را با ایجاد جنگ داخلی وادعای حمایت از مسیحیان فراهم کردند.
.
نخستین حضور لوی در دوران بهار عربی تنها در تونس نیست بلکه در مصر، به ویژه پس از وقایع جمعه خشم در تاریخ 28 ژانویه 2011، زمانی که او در یک عکس درکنار معترضان در میدان تحریر ظاهر شد با ابراز نگرانی در مورد افزایش  قدرت اخوان المسلمین در
قاهره رسانه ی شد.
او در مقاله ای با عنوان «سوالاتی درباره انقلاب مصر» ترس خود را نسبت به اسلام گرایان، به ویژه اخوان المسلمین، توضیح داد و گفت که پروژه آنها نسبت به جامعه شناخته نشده است و باید از آنها پرسید: آیا آنها از جنبش حماس فلسطین فاصله گرفته اند؟ آیا آنها از قانون اسلامی رها شده اند؟  رابطه آنها با ایده های سید قطب چیست؟
و باید بنحوی به شعارها ی ضد صهینیستی و ضد آمریکائی باید دراین انقلاب ها  پایان داده شود.
"لوی" یکی از اولین افرادی است که  نقش مهمی در لیبی دربستر سازی  برای  دخالت  نظامی خارجی وهمچنین  جنگ داخلی سوریه علیه  بشار اسد در ماه مه 2011  با برگزاری کنفرانس حمایتی  برای مخالفان سوری در پاریس بازی کرده است، .
"لوی" از تونس اخراج شد
برخلاف بی تفاوتی نسبت به حضور او  در میدان تحریر مصر وشطینت  گسترده اش در آن کشور  و در توسعه ی میدان های جنگ لیبی،  بمحض اینکه مردم تونس از فرود اودرفرودگاه  آن کشور مطلع شدند هزاران تن از تونسی ها در روز 1 نوامبر 2014 به خیابان ها آمده وبا اعتراض تند به دخالت ها ی لوی خشم خود را ابراز کردند بطوریکه او مجبور شد از درهای اظطرای پستی فرودگاه را ترک کند واز تونس خارج شود. 

در آن روزها کمیته ی ملی حمایت از مقاومت عرب، ضد عادی سازی روابط  با صهیونیسم تونس طی بیانیه ای  تحرکات لوی را در آن کشور  محکوم کرد.و  آن موضع را در بیانیه ای تشریح کرد : "همه می دانند که حضور او  در کشور یک مصیبت بزرگ است ،براستی  او بوسیله  چه کسی دعوت شده است؟ آیا معقول است که یک تروریست جدی صهیونیستی را دعوت کنید  آیا نمی دانید اوکسی است که علیه  منافع ملی ما و  مسائل  جهان اسلام مواضع خصمانه ی دارد"
 
نتیجه گیری:
 شرکت "لوی "در جشنواره فیلم کن در سال 2016 نشان می دهد که چرا او
اخیراً  به کردستان عراق رفته است." لوی"  با این فیلم  در جشنواره  کن با فیلم مستندی که خود تولید، کارگردانی کرده  تحت عنوان «پیشمرگ» همانند فیلم قبلی او که بعنوان مهمان جشنواره فیلم کن در سال 2012 برای مستند «" The Oath of Tobruk، (سوگند به طبرق)» نوشته شده و توسط خودش درباره نگرانی مطرح شده از   ظهور اسلامگرایان  در کشورلیبی بود....،  اینبار  بدنبال این است  که در منطقه ی کردستان که در آن مردم از طوایف واقوام مختلف کرد سنی  و شیعی، کلدانی ها، آشوری ها،  آرامی  ها و یهودیان  در کنارهم طی قرن ها زندگی آرام و مسالمت آمیز وبرادرانه ی مشغولند را به آشوب بکشد  . 



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خلاصه ترجمه كتاب: آمریکای غمگین ... افول قدرت مرکزی جهان

تاریخ:سه شنبه 18 مهر 1396-09:17 ب.ظ


خلاصه ترجمه كتاب: آمریکای غمگین ... افول قدرت مرکزی جهان
 

 Triste Amérique

عنوان كتاب: آمریکای غمگین ... افول قدرت مرکزی جهان

تألیف: میشل فوکو(میشل فوکه)
ناشر: لزارین پاریس ــ 2016
 تعدادصفحات: 225 صفحه
آمریکای غمگین .. افول قدرت مرکزی

 موارد زیر در بسیاری کتابها توسط تحلیلگران آمریکایی و خارجی و استراتژیستها در مورد موضوعات مختلف مربوط به سیاستهای ایالات متحده در سطح جهانی ارائه شده است. اما تعداد کمی "کتاب" وجود دارد که به تعریف  واقعی وضعیت جامعه ایالات متحده  پرداخته است..
 "بسیاری موافقند که ایالات متحده آمریکا موضعی مرکزی در سیاست بین المللی داشته است. بدون شک بزرگترین ابرقدرت متفاوت  در  جهان است که ما از زمان جنگ جهانی دوم سراغ داشته ایم. به نظر می رسید که این کشور  پس از سقوط دیوار برلین در سال 1989 و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و سقوط نظام سوسیالیستی ا ش تبدیل به " قدرت مرکزی" در جهان یکپارچه شده بود  .
در اینجا واز همین منظر کتاب مستند"میشل فوکو"، که به عنوان گزارشگر برای  کانال اول تلویزیونی فرانسوی در واشنگتن طی سالهای 2011 تا 2016 خدمت کرده است، بسیار مهم است. او علاقه مند به توصیف آمریكا از درون آن کشوربعنوان شاهدعلت یاب ماجراست و همانطور كه او آن شرایط را  درک کرده تجربیات كامل خود را در آن کشور. تحت عنوان" آمریکای غمگین" به رشته ی تحریر درآورده  است.
میشل فوکو از آمریکا می نویسد:  که آمریکا، تنها یک آمریکا نیست. ما دو آمریکا را دیده ایم...  آمریکائی که بعنوان غول اقتصادی وفناوری وابرقدرت نظامی معرفی می شد ،اکنون باید در قالب"آمریکایی" دیگری به عنوان "  آمریکا ی غمگین" تعریف شود، همانطور که در عنوان کتاب آمده است. این "غم انگیزی " آمریکا  درطول پنج سال تمام که درآنجا  زندگی  کرده ام  و نحوه زندگی مردم آن را با توجه به پتانسیل های موجود با تمام ادراک دریافته ام..
یکی از توصیفات اساسی  قابل ذکر این است  که " دولت این کشورنیمی از بودجه سالانه خود را برای تقویت زرادخانه نظامی و ارتش خود اختصاص داده است." اما این "کشور است در تمام جنگ هایش شکست خورده  است".  تنها اثر جنگهایی که  ناموفق بودفقط در جنگ ویتنام خلاصه نمی شوند، هنوز خیمه  و سایه شکست و تلخ کامی ها ، ویرانی ها وخسارت فراوان  حاصله از جنگ  برسر بسیاری  از آمریکایی ها تا به امروز، حتی تا دهه ها ی بعد ادامه دارد..

نویسنده دربخش دیگری از کتاب خود در عرصه  اجتماعی آمریکا می نویسد:  براساس آمارهای گوناگون  "نسبت زندانیان   بیشتر از جمعیت کل زندان های چینی یا کره شمالی است."  در همان مقیاس ، ایالات متحده در سطوح مختلف میزان جرم و جنایت بسیار بالاتراست  برای نمونه به طور متوسط روزانه حدود 30 تن در خاک آمریکا  کشته می شوند..
 از سوئی دیگر قابل ذکراست، یکی از جدی ترین آسیب ها  در آمریکا "پدیده رو به رشد فقر از نظر تعداد روزافزون افزوده   به جمعیت فقراست. طبق ارقام ارائه شده،از هر  چهار کودک آمریکایی یک کودک ناچار است تهیه غذای خود را  ازطریق انجمن های مساعدت ها اجتماعی دنبال کند. هزینه بالای تحصیل را هم به آن اضافه کنید که به طور  هزینه تحصیل متوسط 40،000 دلار در سال، مانع ادامه تحصیل  تعداد زیادی از کودکان فقیر آمریکایی است..
نویسنده در فصل دیگری از کتاب خود تأکید می کند:  سیاست های مالیاتی که توسط  مسئولین دولت فدرال و همچنین در ایالت های مختلف ایالات متحده اتخاذ می شود بر اساس مجموعه ای از استانداردهای غیرمنصفانه علیه فقرا تثبیت شده است..
مولف  کتاب در تحلیلها و توصیفهای وضعیت آمریكاییها در سطوح گوناگون و شرایط مختلف استدلال  و مدارک مستند همراه با آمار وارقام مطرح میكند كه آمریكا ی امروز در واقع آنچه را كه قبل ازاین  « آمریكای رویائی » نامیده است و امواج متوالی مهاجران را از سراسر جهان جذب كرده بود باید گفت که این تصور از آغاز قرن بیست و یکم تغییر کرده است و" آمریکائی رویائی" مرده است..

درپایان نویسسنده نتیجه گیری می کند: نشانه های اصلی «غم انگیزی آمریکا» واضح وآشکار وغیر قابل انکار است:   " در این کشور  بیشتر جنایات  با استفاده سلاح آتشین   انجام می شود"و کشوری است  که بیشترین تعداد زندانیان را دارد "، "کشور ی است بزرگترین تعداد فقیران را درخود جای داده است"، "کشوری است که اقلیت ها به رسمیت شناخته نشده ودر معرض بینوائی وخاموشی دائمی قرار دارند" و "کشوری است  که عقاید وایده های دولتمردان برمردم تحمیل می شود  " "و همه ی اینها به ما می گویند که"   هزینه زندگی اجتماعی پراز ابهام دراین کشور روز به روز خطرناک تر می شود. ".واقعیت این است که "آمریکای غمگین" فعلی  نتیجه ی وعده های ناموفق  در(ر ثروتمندکردن و پیشرفت اجتماعی) بوسیله ی شخصیت های مشهور جهانی است ، که به طور عمده توسط رؤسای جمهور ایالات متحده نمایندگی می شود.
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:
Title:    Triste Amérique
Format:    Paperback
Published:    May 6, 2016
Publisher:    Les Arènes
Language:    French

 
 

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا شرکت های بزرگ بین المللی برای استخدام "هکرها " تلاش می کنند؟

تاریخ:سه شنبه 18 مهر 1396-09:14 ق.ظ

            چرا شرکت های بزرگ  بین المللی در تلاش برای استخدام هکرها هستند؟

              اطلاعات  امنیتی شرکت ها گروگان تقابل هکرهای  کلاه سفید وکلاه سیاه
Image result for Security of corporate information among white and black hat owners

 سال 2017 تعداد حملات سایبری در سراسر جهان در مقایسه با سال های قبل افزایش چشمگیری داشته است. گرچه در سال گذشته  هم حملات  سایبری به تعداد زیاد ی که درنوع خود بسیار توسعه یافته بودند انجام شد،اما  نفوذ ورخنه  فعلی  هکر ها دقیق تر، مخرب تر  و خطرناک تر از قبل بوده است..
هکرها توانسته اند کمپین های حمله بسیار پیچیده و گسترده را با بیش از 45،000  مورد نفوذ در بیش از 100 کشور در سرتاسر جهان، از جمله شرکت های نفت و برق، مخابرات، بانک ها و بیمارستان ها و  حساب های شخصی و سازمان های دولتی وغیر دولتی، طراحی کرده وآنها را هدف قرار دهند..
بر اساس این تهدیدات امنیتی، چندین کشور تلاش کرده اند تا با ایجاد یک سیستم قوی برای مقابله با انواع  هجوم هکری و جلوگیری از سوء بهره برداری و پیشگیری از نشت و تخریب  داده های ملی  اقداماتی فوری وجدی بعمل آورند ، یکی از این کشورها  ایالات متحده آمریکا بود ه که" روز انشتاین" معاون وزیر دادگستری  آن کشور  از استخدام " هکرهای اینترنتی "کلاه سفید" در فضای  امنیتی و محافظت از  رایانه ها  و  سیستم های شبکه   برای مقابله ی سایبری وحراست از  تجهیزات وشبکه های الکترونیکی  کشورش مقابل هکرهای " کلاه سیاه" اظهاراتی را برزبان آورده است ..
وزیر دادگستری آمریکا درادامه می گوید: "پیدا کردن نقاط ضعف در سخت افزار و نرم افزار شبکه به ما کمک می کند تا حفره های امنیتی را در سیستم های کشورمان از بین ببریم."وبراین پایه  همه شرکت ها باید با دعوت از  "هکرهای اخلاقگرا"  این همکاری با ما را در این مسیر  گسترش داده و سیاست های امنیتی اطلاعات خود را بررسی کنند. ".
 او همچنین تشریح کرد:  که وزارت  دادگستری قبلا برنامه خود را برای برطرف ساختن ضعف های الکترونیکی که ممکن است منجر به حمله سایبری به آنها شود توسعه داده است و این برنامه  توسط وزارت دفاع انجام شده که از طریق مدیریت موفقیت آمیز "هکرهای کلاه سفید" قبل از نفوذ هکرها ی مهاجم  به شبکه  ملی بسیاری از بحران ها ی مرتبط را مهارکرده است  ..

  نگرانی شرکت ها ازاستخدام هکر ها  در کدام جنبه است؟
قابلیت های امنیت الکترونیکی در جهان توسعه یافته است، اما درمقابل  تهدیدات تهاجمی متنوع نیز به شدت افزایش یافته است، بنابراین چندین شرکت تصمیم گرفته اند از مهارت و تخصص " هکرهای اخلاقی " در حفاظت و  تامین امنیت سیستم هایشان بهره برداری کنند..
اما برخی از این شرکت ها توصیه می کنند که به طور کامل  از  بکارگیری  "هکرها ی کلاه سیاه" باید دور  ماند و در استخدام یا  تعامل  با آنها باید مراقب بود، زیرا اهداف شخصی آنها  ماموریت شان را برای حفاظت از یک سیستم یا تجهیزات خاص  الکترونیکی تحت الشعاع قرار می دهد.
این شرکت ها از  "هکرهای کلاه  سیاه" می ترسند؛ زیرا قابلیت های  "هکرهای کلاه سیاه "  متوجه  نقض  ومخدوش شدن امورامنیتی  می شود که ممکن است این گروه به اطلاعاتی که برای اهداف شخصی یا سوء استفاده  آنها مناسب باشد دسترسی پیدا کنند   به ویژه اینکه آنها  می توانند سیستم یا نرم افزار را   برای حل شکاف ها وروزنهها  و یادر  اجرای حملات الکترونیکی برنامه ی را طراحی کنند..
 اعتماد  در این زمینه تقریبا غیرممکن است، به خصوص به این دلیل که این افراد می توانند به  محرمانه ترین و حساس ترین اطلاعات  مانند توافقنامه های محرمانه و اطلاعات دقیق کشورها و بعلاوه  به حساب های بانکی و شخصی دست پیدا کنند
بعضی از کارشناسان می گویند بهتر است از دانش این  هکرها بدون بکارگیری آنها در موقعیت هایی که آنها را قادر به دستکاری در امنیت اطلاعات شرکت  ها می کند ، استفاده شود . بنابراین شرکت ها باید بدانند که چگونه از "افراد بد" بدون  استخدام مستقیم   و اختیارات نامحدود آنها در برابر حفظ امنیت  استفاده کنند..
" سین لم"، معاون هیئت مدیره تجارت الکترونیک می گوید:توجه به "هکر اخلاقی" یکی از سریع ترین موضوعات  رو به رشد در جهان است، زیرا دولت ها و موسسات   نیازهای خود را دراین عرصه  از طریق این افراد برآورده کرده اند...
همچنین  قابل ذکراست که   ایده های فراوان زشتی درذهن  بسیاری هکرها وجود دارد لذا بسیاری از مردم نمی توانند ترس از استخدام آنها را رد کنند، اما در عین حال هم نمیتوانند آنها را از دست بدهند، مخصوصا زمانی که فکر کنیم هکرها انگیزه و اهدافی متفاوت دارند. پول " انگیزه اول آنهاست که شرکت ها می توانند تا آنجا که ممکن است کمک های مالی به آنها ارائه کنند..
معروف ترین شرکت هایی که به اصطلاح "هکرهای اخلاقی" را بکارگرفته اند، گوگل ، اپل و مایکروسافت هستند  که از آنها  برای شناسایی مشکلات امنیتی در اینترنت و دیگر موارد مرتبط بهره می گیرند.
"لم "گفت: "همه شرکت ها نگران هکرها هستند وتنها  در برخی موارد، وظایف آنها محدود به ارائه مشاوره و توصیه، شناسایی شکاف ها و مشکلات امنیتی است." بدون اینکه آنها به اطلاعات و اطلاعات حساس یا شخصی دسترسی داشته باشند..
در همین زمینه، برخی مدیران این حوزه گفته اند که:  برنامه های آموزشی یا آزمایشی بصورت همزمان  می توانند، بسیاری از اهداف و مهارت های  هکرها  را نشان دهند. در این دوره ها می توان  به بررسی انگیزه ها و توانایی های آنها پرداخت بدون اینکه از اطلاعاتی که ممکن است امنیت و آینده شرکت را تهدید کند، آگاه شوند.برنامه ی پاداش علاوه بر دستمزد ثابت برای ارائه پشتیبانی کامل از محتوا ی برنامه و به دست آوردن عضویت شان را در شرکتی که در آن کار می کنند را می توان پیشنهاد داد ومطالعه کرد...

دستمزد بالا برای هکرهای" کلاه سفید"
"سامانی" معاون رئیس و مامور برجسته ی  فنی عملیات های امنیتی در اروپا و خاورمیانه می گوید: "انگیزه اصلی جرایم اینترنتی معمولا پول است." بر اساس این واقعیت و مراقبت از شهرت عمومی  شرکت ها دستمزد بالا ئی را برای تأمین امنیت آنهاخود به  آنها می پردازند..
بعضی از شرکت ها  دستمزدهای به میزان نسبتا بالائی و یا پاداش به هکرها می پردازند. به عنوان مثال، مایکروسافت حدود 15000 دلار برای هر کسی که نقص الکترونیکی را در سیستم هایش  تشخیص می دهد و 100 هزار دلار برای پیدا کردن فن آوری های ناشناخته یا معیارهایی که گاهی  توسعه دهندگان شبکه نیاز دارند یا برنامه نویسان در حال بررسی ساختار سیستم  هستند پرداخت می کنند و شرکت هایی نیز هستند  که برای  دریافت خدمات  متفاوت از "هکرهای اخلاقی "برای حل مشکلات امنیتی کاری خود اقدام مشابه روی آورده اند..
با افزایش جرایم اینترنتی در سال های اخیردراینجا باید گفت : از نظر فعالیت های هکری شرکت ها بردو نوعند : نوع اول: می دانند که مورد حمله واقع شده و هکرهائی به آن نفوذ کرده اند(سامانه ی الکترونیکی  آن هک شده است)و نوع دوم : شرکت های که به آنها نفوذ وحمله ی سایبری شده اما اطلاعی از این بابت ندارند  "در مفهوم دیگر سیستم الکترونیکی آنها هک شده و لی برایشان قابل شناسایی نیست "که بروز این  پدیده  نشانه ای از قدرت حملات سایبری است که دستیابی به اطلاعات از انگیزشهای مهم  دراین جریان بشمارمی آید..
اهمیت موضوع دراین نکته خلاصه می شود : که طبق گزارش  موسسه ی پونیمون( Poonimon)، میانگین خسارات سالانه  شرکتهای بزرگ ناشی  از حملات سایبری در جهان بیش از 7.7 میلیون دلار در هر کدام از آنها ست با اینکه مجموع موسسات مورد اشاره در سراسر جهان در سال گذشته 73.7 میلیارد دلار را صرف  تامین امنیت اطلاعات الکترونیکی  خود کرده اند .
 

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

علم سوزی هیوم و درک تحلیلی کانت

تاریخ:شنبه 15 مهر 1396-05:03 ب.ظ

علم سوزی هیوم و درک تحلیلی کانت
 
فهم و درک تحلیلی  از نظر "کانت"
واضح ترین ویژگی تحقیق و دانش علمی مدرن این است که تا چه حد با آنچه که منطق ثابت و غیر قابل انکار می شناسیم ، تعامل داریم. کمترکسی  "علیت "را مورد سوال قرار داده یا سعی در پیدا کردن ساختاری  دارد که   جهان  از آن ساخته شده ودر آن دانائی سیر دارد.شاید تنها  این موضوع  به فیلسوفان سپرده شد و به نظر می رسید که دانشمندان به طور کامل غرق در کاوش "درون طبیعت" و نه خود طبیعت بودند!
هنگامی که حقایق و شواهد وجود اتم اثبات کردند، نسبیت و مکانیک کوانتوم شروع به تمرکز در ذهن ما کرد و این  امرتغییر کرده وروبه رشدگذاشت و معلوم شد  شیوه ای که ذهن ما در آن کار می کند چیزی است که برای ما به عنوان یک انسان خاص معمولی است و  واقعیت لزوما نباید با آنها مطابقت داشته باشد
و لی با قطعاتی از دانش که می تواند یکپارچه شود ، می شود آنرا پاک کرد، مگر اینکه واقعیت فیزیکی یا ریاضی باشد  که نتوانیم  آن را از بین ببریم،اکنون با این رویه برخورد کرده ایم. و این سوال مطرح است آیا با آخرین تحقیق - امکان لغو فرضیه های اولیه  و رها کردن آنها تنها از لحاظ نظری یا ریاضی برای ما وجود دارد ؟  چگونه  سیر فلسفه ی کانت این امکان  تحلیلی را برای ما توصیه می کند؟

کانت در اواخر دهه   اوایل دهه  70 قرن نوزدهم  با شدت با فلسفه ی "هیوم " به تعارض برخاست،زیرا  او متوجه شد ه بود که سیستم ذهن انسان نیاز به یک توسعه کاملا جدید دارد. کانت اولین کسی بود که می گفت اگر هیوم درست  گفته باشد، علم در معرض مشکلات خواهد بود. او نواقص بزرگی را در درک فلاسفه از ذهن انسان و نحوه کارکرد آن پیدا کرد.كانت دراین خصوص بپاخواسته بود..

اکتشافات در برابر دانش؟

"هیوم "در کتاب خود "تحقیق در مورد درک انسان"An Enquiry concerning human understanding»   او بین دو نوع دانش در ذهن انسان تفاوت قائل  می شود: روابط ایده ها "Relations of ideas" و مسائل واقعی(Matters of facts). این مرحله بر اساس انتقاد او ازرو ند خودانتقادی بیرون می آید..

او توضیح داد که روابط ایده ها یک دانش پیشینی( priori) است که توسط باور مورد پذیرش است  و بدون نیاز به تجربه به عنوان  روابط ترکیبی درمثالی مانند :  2 + 2 = 4 یا قواعد ی از منطق  که تعریف  می شود مقبول می افتد.  سوالات واقعی به تجربه بستگی دارد، ما می دانیم که خورشید در "تجربه "درخشان و زرد است، و این یک تجربه واقعی است، پس از آن یک ذهنیت ثانویه( posteriori ) تبدیل به فهم واقعی تبدیل شده است. بدین ترتیب او تمام دانش های احتمالی ذهن انسانی را تقسیم کرد و چشم انداز شک و تردید خود رابرآن پایه گسترش داد...
کانت   در تلاش خود برای جلوگیری از نتیجه گیری های ناخوشایند هیوم راهی بجز مطالعه ی این تقسیم ندیده بود، جون این قاعده اساسی "هیوم " اشتباه  یا حداقل معیوب بود..

کامل ترین جزء ماجرای  "کانت" در این زمینه با عبارت «تعریف این حقیقت  » آغاز می شود. کانت به سادگی این وضعیت  را "تحلیلی" - (analyticity) نامید. کانت یک عنوان تحلیلی را برای هر استدلال تعریف می کند که در خود حاوی اطلاعاتی است که به ما دست می دهد. ما نند این  مثال در شرایطی چون "همه مجردها ازدواج نکرده اند" را می بینیم. اعتبار این جمله از این واقعیت نتیجه می گیرد که " ازدواج نکرده ها" به صورتی یکنواخت مجرد تعریف می شوند..

از سوی دیگر، استدلال های مصنوعی( Synthetic ) لزوما درست نیستند و  تعریف آنها درست نیست؛ آنها در پیش داوری "Predicate "به ما می گویند که  آن چیزها" Subject"در متن وجود ندارد. ما می توانیم نمونه ای از این را در عبارت هایی مانند : " همه ی مجردها فوتبال را دوست دارند پیدا کنیم" چنین اظهارات تنها براساس تجربیات استوار است،  این  تنها یک قاعده یا یک رابطه پیشنهادی است و بیشتراز آن نیست و قواعدی از این نوع  الزاماً درست نیست.
با توجه به تعاریف این اصطلاح چهارگانه ، دانش قبلی، دانش تحلیلی  (analytic) است، در حالی که دانش ثانوی همان دانش مصنوعی از طبیعت آن است.
در اینجا"کانت" فکر می کند که این امکان وجود دارد که دانش نوع دیگری داشته باشد، بعنوان دانش پیشین تصنعی (Synthetic a priori knowledge)

ذهن کار خود را انجام می دهد

آنچه "کانت" پیشنهاد کرد - یا آن را کشف کرد : این بود در ذهن انسان به سادگی ایده های درست درآن موجود  است، که در طبیعت درست نیست و توسط تجربه نیز آموخته نمی شود. ما در مورد حالت کاملا جدیدی از ذهن صحبت می کنیم و کشف نقش جدیدی که مغز در نهانخانه خود از زمان شکل گیری آن جهت گرفته است را بازگو می کنیم.
تجربیون و عقل گرایان به طور سنتی نقش منفی( passive)  مغزرا متصورند، به این معنی که مغز از همان ابتدا درگیر شناخت شده است، حاوی دانشی می شود که  دانش منطقی را از فضای بیرونی دریافت کرده است، همانطور که در مورد آزمایش کنندگان(تجربی ها) صدق کرده است. کانت سوال  می کند که اگر مغز نقش منفی دارد پس چرا به عنوان یک عضو فعال در "روند جذب دانش" دخالت دارد و اگر دانش از دنیای بیرون می آید چرا  از طریق یک فیلتر بنام ذهن عبور می کند و  آن را تغییر و شکل می دهد  وطبقه ی ترکیب آن چه معنائی دارد.؟

اگر شما به یک کتابخانه عمومی نگاه کنید متوجه خواهید شد که کتابها به یکباره  وبصورتی تصادفی در طبقه بندی  دیوئی  قرار نگرفته است. این سیستم زمانی که یک کتابخانه  ایجاد شد بمرور زمان توسط انسانها ابداع شد. این نقش نظارتی انسان ها بوده است که ذهن یک فرد به آن طبقه بندی عمل می کند، ؟ اگر چنین است، معیار در اینجا ترکیب ذهن، نحوه کارکرد و آگاهی از اموراست..
از شیوه ی ذهنی کانت، ما متوجه می شویم که ذهن به عنوان یک فایل سازمانی بزرگ عمل می کند که اسناد و داده ها را دریافت می کند و آنها را در یک رنگدانه رنگ می کند. به این ترتیب ذهن تصویر خود را بر واقعیت خارجی تحمیل می کند، و در نتیجه یک دانش مصنوعی و قبلی را در همان زمان  بهمراه دارد..
فیلسوفان سابق غربی مانندکانت به امکان تغییر در اطلاعات بین مغز و ذهن  توجه نداشته اند. در این منطقه، این نوع جدید از دانش قبلی، مقدار زیادی تصنعی،بود. ما می توانیم رویدادهای موردنظر کانت را درذهن با مراحل زیر خلاصه کنیم:

     1. آزمایش وتجربه انجام می شود و اطلاعات را تولید می کند
       2.  اطلاعات  به ذهن وارد می شود
         3. ذهن این اطلاعات را دریافت می کند و طبیعتا "شناخت" را طبقه بندی می کند.
        4.  با توجه به نحوه استفاده و تأخیر در شکل گیری ذهن، طبقه بندی رخ می دهد
        5. ما دانش را از واقعیت یکپارچه  و ماهیت مغز بطورهمزمان می گیریم

کانت دانش جدید را مانند یک کیک نشان می دهد که تجربه ملموسی است بطوریکه مواد تشکیل دهنده آن :  آرد، تخم مرغ و روغن  است، و ذهن نشان دهنده نحوه ترکیب، ساخت، شکل گیری و بلوغ دراین پروسه است..

به این ترتیب، ما می توانیم ایده هایی مانند علیّت (causality )و خلاء را ( space )  درابعاد مختلفش درک کنیم، حتی زمان و طبیعت را. به این ترتیب ما همچنین می توانیم درک کنیم که هنگامی که طبیعت شروع به نشان دادن آن می کند، عقاید قبلی ما از این نوع - تنها به عنوان یک دلیل -ما با شوک مواجه نشده ایم.. زیرا آن پیشینه ذهنی برای  درک علیّت در جهان ضروری نیست،
علم بر اساس تجربه در وهله اول و سپس بلوغ کَمّی تا زمانی که شروع به انتقاد از آزمایش وتجربه که در اساس آن کار می کرد، می کند   که به سقوط ذهنی می رسد. برخی  می پرسند که ظهور به علیت بستگی دارد، آیا نتیجه تجربه ی در خود اوست یا اینکه  در تعریف آن درست  عمل کرده است که باید آن را بدانیم؟ آیا اینگونه نیست؟ پس چرا باید علم آن را بپذیرد؟ برعکس، شک و تردید "هیوم" با غلبه بر تجربیات 100٪ آزمایشی به نتایج آن متعرض می شود..
در این محیط تهاجمی، نظریه کانت  طی ده سال پیشرفت کرد، که منعکس کننده بیانی بود که  بسیاری آنرا نادیده گرفته و مورد غفلت واقع  شده است. ایده کانت در تاریخ فلسفه، دانش، علم و متافیزیک نیز یک جهت جدید برای ذهن متصور است که نقش موثر و مرکزی را  باید بازی کند واین مهم را تشریح وتائید کرده است..
همنطور که "کوپرنیک" نیز خورشید  را  مرکز جهان  معرفی می کند،  زمین در انحنای آن   پایه ای برای همه دانش  نجومی می شناسد  کانت نیز با انتقال  به  ذهن   آن را کانون و پذیرا و مولدشناخت کهکشانی می داند . علاوه بر این، نظریه کانت می خواهد به میزان درک و فهم ما کمک  کند، اما دستاورد او به همینجا محدود نمی شود . تئوری جدید به ما اجازه داده که کارهای ذهن را مقایسه کنیم و اطلاعات جدیدی را درباره چرخ دنده هایی که در میان آن حرکت می کنیم، بدست آوریم. در حال حاضر ممکن است به تصویری از ذهن نگاه کنیم و بین واقعیت  و آنچه که به علت فرآیند فیلتر کردن در آن جاری است، تمایز قائل شویم. در این مرحله این شرایط امکان پذیر شده است که ما بتوانیم دانش را از ذهن شناخت واقعی و دانش نجات   واقعی و نه ماهیت  علم سوزی مانند"هیوم  " به دست آوریم..


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ایران در رتبه ی 68جهانی رده بندی گردشگری2016-2017 + نمودار

تاریخ:شنبه 15 مهر 1396-04:21 ب.ظ

 ایران در رتبه ی 68جهانی رده بندی گردشگری2016-2017 + نمودار
 

گزارش سالانه محبوب ترین  شهر برای گردشگران و بازدید کنندگان در سراسر جهان در سال 2017 توسط شرکت مستر کارت "MasterCard Worldwide"  منتشر شد. این گزارش در سال 2016 محبوب ترین  کشورهای جهان رااز نظر توریست ها ی  بین المللی رتبه بندی می کند   و 132 شهر را در سراسر جهان  تحت  گردآوری آمار وارقام خود در این راستا قرار داده  تا بتواند از همه مناطق جغرافیایی جهان شهرهای برتر را  در نمایندگی از یک کشور در جهت  میزان جذابیت  ومحبوبیت نزد گردشگران  بین المللی مشخص کند..
این گزارش هفتمین گزارش سالانه در شاخص گردشگری است که از سال 2009 منتشر  شده است. دلیل  اهمیت این مطلب دراین است که گردشگری یکی از مهمترین منابع درآمد در عرصه ی اقتصاد و توسعه جهانی  محسوب شده است و یکی از شاخص هایی است که به شدت بر تولید ناخالص ملی کشورهای مختلف تأثیر می گذارد. قرار گرفتن  این موضوع در نقشه گردشگری جهانی  می تواند از جهت تعیین سطح رقابت  و چگونگی جاذبه کشورهای  مختلف  موجود در   فهرست   موردنظر برای رسیدن به جایگاه واقعی  آنها در گزارش های آینده کمک کند..

کدام منبع این شاخص ها را صادر می کند و چگونه محاسبه می شود؟

این شاخص توسط  سایت مستر کارت  MasterCard Worldwide، شرکت پیشرو در تامین مالی پرداخت و یا شرکت پرداخت الکترونیکی صادر شده است که دارای بزرگترین و سریعترین شبکه پرداخت آنلاین در جهان است و متصل به مصرف کنندگان، موسسات مالی، معامله گران، دولت ها و شرکت ها است. که  بیش از 210 کشور و را در سرتاسر جهان به هم مرتبط کرده ومدیریت می کند. علاوه بر این،   ارائه دهنده راه حل ها و تجزیه و تحلیل در جنبه های مختلفی مانند تجارت روزانه، گردشگری، خرید، مسافرت، مدیریت کسب و کار و مدیریت مالی، محسوب می شود .
تعداد گردشگران در بیش از نیمی از شهرهای جهان از  سال 2009 افزایش یافته است  و روند رشد گردشگری  فعلی  در میان منابع  درآمداقتصاد ملی کشورهای مختلف به جایگاه واقعی خود دست یافته است. از سال 2009 تا کنون تعداد گردشگران از جهت تعداد تا  55.2 درصد افزایش یافته است..
بانکوک تایلند در سال 2016  درصدر شهرهای توریستی قرار گرفته است
قاره آسیا، اقیانوس آرام و خط ساحلی آن این  شاخص جذب توریست  را بشدت تحت تأثیر قرار داده اند؛ 11 مورد از 20 شهربرتر جهانی از این حیث  در این مناطق جغرافیایی قرار دارند که به دنبال آن خاورمیانه و آفریقا  قرار گرفته است که این دونقطه ی جغرافیائی دارای 4  فقره  از 20 شهر برتر جهان هستند.
برای نمونه گردشگران خارجی شهر دبی در امارات متحده عربی با بیش از 31.3 میلیارد دلار در سال 2016  هزینه ی سفر جایگاه چهارم جهان را به این کشور تقدیم كردند؟!..
ده شهر برتر توریستی جهان بقرار زیر بترتیب رده بندی معرفی شده اند:





در این رتبه بندی نه شهر برتر  گردشگری در سال 2016 بشرح زیر می باشد:
1- دبی (امارات متحده عربی) - اولین کشورهای عربی و منطقه ای و چهارمین کشور در سطح جهان با مجموع 15.27 میلیون بازدید کننده در سال

2. ریاض (عربستان سعودی) - دومین شهر جهان عرب  و منطقه ای و مرکز 28 در  جهان با مجموع 4.59 میلیون بازدید کننده در سال .

3.ابوظبی (امارات متحده عربی) - سومین شهر جهان عرب و منطقه ای و جایگاه 41 در جهان، با مجموع 3.14 میلیون بازدید کننده در سال .

4- قاهره (جمهوری عربی مصر) - چهارمین شهرجهان عرب و منطقه ای و مرکز 67 در جهان با مجموع 1.55 میلیون بازدید کننده در سال .

5. تهران (جمهوری اسلامی ایران) - پنجم در منطقه ومقام 68 در  جهان، با مجموع 1.52 میلیون بازدید کننده در سال .

6. بیروت (لبنان)، ششم منطقه ای، جایگاه پنجم جهان عرب ،  رده 77 در سطح جهان، در مجموع 1.16 میلیون بازدید کننده در سال.

7. کازابلانکا (مراکش) - هفتم منطقه ای، ششم جهان عرب، مرکز 82 در  جهان، در مجموع 1.05 میلیون بازدید کننده در سال.

8. تل آویو (فلسطین اشغالی) - هشتم منطقه ای وپله ی  86 درجهان، با مجموع
سالانه  990 هزار بازدید کننده .
9. عمان نهمین  منطقه، هفتمین منطقه عرب و 89 در جهان است که در مجموع 930،000 بازدید کننده در سال را داراست

منابع:
    Defining What Makes a City a Destination
    10 most popular cities for international travelers in 2017
    Global Destination Cities Index
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
 

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :770
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...