نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :



                                        بزرگترین نظر سنجی ماه سپتامبر:2019
                اسرائیل یا ایران: کدام یک تهدید اصلی در منطقه است؟

 سپتامبر ١١, ٢٠١٩

بنیامین نتانیاهو اعلام کرده است که در صورت انتخاب مجدد ، در هفته آینده ، وی به طور رسمی مناطق بزرگی از کرانه باختری را ضمیمه فلسطین اشغالی خواهد کرد.برخی پایتخت های عربی سریعاً این اعلامیه را محكوم كردند زیر از نظر آنها این نزدیكی بین اسرائیل و برخی دولت های عربی سازش پذیر را تهدید می كند.  اکنو ن پس از سالها  کوبیدن بر پروژه  ایران هراسی با هزینه های سنگین تبلیغاتی و رسانه های مختلف  هنوز این ترفند تبلیغاتی نتوانسته   است با ادعای تبلیغاتی مشترک غرب و رژیم های مرتجع عرب  ایران را برای منطقه  تهدید بزرگ نشان دهد ،  در واقع دشمنی مشترک دولتهای اسرائیل ، عربستان سعودی ، امارات و بحرین با ایران تنها به رسوا یی  سیاسی در محافل اجتماعی و انزجار افکار عمومی  از طرح های ضد ایرانی شان  حاصل شده است .
و در این راستا موسسه ی افکارسنجی  رسمی عربی بنام" بارومتر عرب" که ماموریت دارد دیدگاه عموم  مردم عادی عرب  در ابعاد مختلف اجتماعی و...  در مراحل مختلف زمانبندی مورد مطالعه قرار دهد باطرح دوسوال که مشخصاً جنبه موضع گیری وعلامت دادن برای پاسخگیری مورد علاقه ی سوال کننده  بصورتی واضح  که و نتایج  دلخواه را به دستگاههای  تصمیم ساز ارجاع دهد جدیدترین نظر سنجی خود  پیرامون اینکه "  کدامیک از این دو  اسرائیل یا ایران تهدیداصلی و بزرگتر برای کشورهای عرب است " به انتشار پاسخ های دریافتی به شکل زیر پرداخته است :

در بزرگترین نظرسنجی در نوع خود در منطقه ، "بارومترعربی" دماسنج چند بعدی افکار عرب از شهروندان عادی در مورد دیدگاه های خود در مورد ایران و اسرائیل سؤال کرد. این یافته ها نشان می دهد که نسبت های  حداکثری در سراسر منطقه،  اسرائیل را در مقایسه با ایران تهدید اصلی وبزرگتر می داند و معدود شهروندان عرب ترجیح می دهند روابط بین کشورهای عربی و اسرائیل  تقویت شود.
به طور کلی ، در سه چهارم کشورهایی که مورد بررسی قرار گرفته اند ، اسرائیل تهدیدی بزرگتر واصلی برای ثبات منطقه ای نسبت به ایران است. تا حدود زیادی این امر به این دلیل است که ایران به عنوان یک تهدید بزرگ در منطقه دیده نمی شود.  به استثنا در کویت، جایی که تقریبا چهار نفر از 10 نفر (42 درصد) گفتند که آنها بیش از هر کشور دیگری از ایران می ترسند. در عین حال ، ایران به عنوان یک تهدید متوسط ​​در یمن (33 درصد) و در عراق (31 درصد) ، . اما در سایر کشورها ، کمتر در جهان عرب از ایران ترس دارند. تنها 11 درصد اردنی ها می گویند ایران تهدید اصلی برای ثبات منطقه است ، در مقایسه با 7 درصد در لبنان ، 6 درصد در مصر ، 4 درصد در سودان ، 3 درصد در فلسطین ، 2 درصد در مراکش ، 1 درصد در الجزایر و لیبی و کمتر از 1 درصد در تونس. .
.از طرف دیگر ، بسیاری دیگر از شهروندان عرب این نظر را  مطرح کردند که اسرائیل همچنان بزرگترین تهدید برای منطقه است. در همه کشورها حداقل یک نفر از 10 نفر اسرائیل را تهدید اصلی ثبات منطقه عنوان کردند. اکثر پاسخ دهندگان در لبنان (79 درصد) ، فلسطین (63 درصد) و مصر (54 درصد) از این نظر حمایت می کنند ، در حالی که بیش از یک سوم در اردن (42 درصد) و سودان (36 درصد). بیش از یک در هر پنج نفر اسرائیل را بزرگترین تهدید ، در مراکش (27 درصد) ، یمن (24 درصد) ، لیبی (24 درصد) ، الجزایر (21 درصد) و عراق (21 درصد) می دانند. کشورهای دارای کمترین نسبت ، اسرائیل را تهدید می دانند: تونس (14 درصد) و کویت (13 درصد) هستند.

در عین حال ، تعداد نسبتاً معدودی از شهروندان عرب معتقدند که نزدیکی بین برخی پایتخت های عرب و اسرائیل اخیراً به نفع منطقه بوده است. در همه کشورهایی که از این سؤال پرسیده شده بود ، کمتر از یک سوم از تغییرات اخیر حمایت کردند .
 منبع :  arabbarometer/ تهیه وترجمه : نجوای کنگان




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .منبع : arabbarometer/ بزرگترین نظر سنجی ماه سپتامبر:2019 اسرائیل یا ایران: کدام یک تهدید اصلی در منطقه است؟ سپتامبر ١١، ٢٠١٩ /تهیه وترجمه : نجوای کنگان،
لینک های مرتبط :


     " ابوذر" نمونه ی درخیزش عمومی برای توسعه ی کنگان 
                    
  در آموزه های دینی آمده است : "رحم الله امرؤً عرف قدر نفسه"   رحمت خدا برکسیکه قدر خود را بداند،این عبارت قبل از هرچیز دال بر لزوم شناخت  انسان در ابعاد مختلف  از خودش ومنابع در اختیار خوداست  که منجمله ویژگی ها ومزیت های در دسترس  برگرفته از ارزش ها ، توانمندی ها و  قابلیت رشد معنوی ومادی فرد در عرصه های مختلف را دربرمیگیرد.
      امروز پنجشنبه 21 شهریور 98 ، باشگاه ورزشی ابوذر کنگان پس ازبازگشت پرفروغ به میادین فوتبال به مصاف پرسپولیس  بندر دیلم  خواهد رفت ... انتظار و دیدگان بسیاری از ما کنگانیها بدنبال پیروزی در این مسابقه است تا بار دیگر از رهاورد  عرصه ی فرهنگی ورزشی در اثبات  وجودی  و موجودی کنگان،  همچنان  نشان  دهیم غرور زادگاهی وعرق حق آب وگل  در وجود تک تک ما زنده است و جریان دارد.و این حرکت جمعی وهمراهی می تواند تجربه و سکو و پایه ی برای  کسب افتخارات بزرگتر در میادین مهمتر و گسترده تر قرار گیرد. براین اساس جا دارد که مواردی را دراین باب در این مقطع مطرح نمایم :
یکی از  فرماندهان انگلیسی در پاسخ به این سؤال که چگونه در "نبرد واترلو"   ناپلئون  را شکست دادند؟ پاسخ داد: "ما از استادیوم های فوتبال این نبرد را بردیم." آنجا که روح  ورزش جوانمردی درکنار هماهنگی وهمکاری ، نظم و انضباط ، پشتکار وحوصله و وضوح  هدف یابی و آمادگی برای مبارزه و حتی هزینه های آن را با هم تمرین کردیم. این ها باعث شد که ما  بر نبوغ ناپلئون پیروز شویم به تعبیری دیگر کارکرد صحیح گروهی  مانع خطای دید می شود و برطرف ساختن خطای دید موجب وضوح عملکرد ودستیابی به هدف می شود. و در این راه آنانکه  راهبرد حرکت  دوطرف رقابت را رصد ، آنالیز  و حتی اسکن و تعبیر می کنند و آنانکه ارنج تیم می چینند و تاکتیک بازی و هدایت بازیکنان را درطول نود دقیقه یا بیشتر برعهده دارند بیشتراز بازیکنان فوتبال و بازیگران صحنه ی اجتماعی، مسئولیت نتایج را متعهد هستند .
  اما درصحنه ی اجتماعی کنگان بویژه  حداقل در این دو دهه ی گذشته  تحت پروسه ی که هیچ هم اتفاقی نبود ،حداقل با سه روش کنگان بسمت ناکجا آباد کشانده شد: شکستن روح  مطالبه گری ظرفیت وقابلیت بومی درکنگان، عزل و نصب های تصنعی و به گوشه راندن  وتخریب نخبگان آن ، با باز تعریف همه اتفاقات مصنوعی براساس مفهومی کلیشه ی بنام "کنگان دیار مهربانی"  تا  اغلب ردیف استخدامی ها و پست مدیریتی که حق بچه های کنگان بود بنام غیر با توجیهات بدیهی غیرواقعی مصادره شود و  از این طریق با غربال گری در شورای شهر و دوستانی که خود باید موجد انسجام و همگرائی باشند نیز دچار تشتت و تفرقه باشیم و اینگونه پیدا شوند کسانی با پیمان بندی سر دوراهی و پشت صحنه در پی آن درصدد تمرکز بر انحصارطلبی تکیه زدن بر  کرسی مجلس باشند  و بدین طریق نه  مدافعی قوی در سرراه قرار گیرد و نه  راه دفاعی برای بقیه باقی بما ند ، نمونه اش می بینید  در قبال مطالبه گری  تعدادی جوان کنگانی در مسجد اهل بیت؛ برای بی اثر کردن خواسته های آنان  ومظلو م  سازی  و ترحم سازی  زود هنگام انتخاباتی و سیاه نمائی برای جریان یا اشخاصی ، چه تعداد احساس نامه وپیامک ها ی یکی به نعل و یکی به میخ منتشر شد تا اصل مطالبه گری و پاسخگوئی مخدوش ومحکوم شود؟! ودیگر اینکه حق سوال ودانستنی درکار نباشد ؟!  که رمز و راز آن را بتفصیل بموقع خودش باز خواهم گفت...
روشن است که احتمالاً همان مسببان و متولیان ادامه ی همان پروسه ی دامنه دار در قالب های مختلف "کنگان ستیزی" بنحوی براین مطلب اشکال گرفته و خواسته یا ناخواسته دست خود را رو می کنند!
و اما درادامه می بایست از همین درس احیای باشگاه ابوذر و حرکت دوباره ی آن، خیزش اجتماعی سازمان یافته ی اصولی داشته باشیم که زنگ توسعه  درب هر خانه ی را بصدا درآرود ، درست کنگان هم همینطور پس از سالها سستی و رکود می تواندمطالبه جمعی  وروح سازندگی متکی برخود  را بازیابد ...
  و  نکته ی آخر اینکه : برای مهار سوء استفاده ی دیگران دوراه بیشتر نداریم الف ) نقاط قوت خود را بشناسیم وبرای بهروری هدفمند آن رافعال کنیم ب)  نقاط ضعف  خود را شناخته و آن را برطرف کنیم.   امید وارم  که اینگونه شود،تا مانند پیروزی مسابقات ورزشی ، بتوانیم موفقیت های واقعی اجتماعی کنگان را هم دشت کنیم .



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . " ابوذر" نمونه در خیزش عمومی برای توسعه ی کنگان،
لینک های مرتبط :


 
 

                           ظهر عاشورا و تعظیم تاریخ دربرابر زینب

  هنگامیکه امام حسین (ع )  بیعت با یزید  را با بیانی قاطع " مانند من با مثل تو بیعت نمی کند" رد کردند دیگر کمتر کسی تردید داشت که  نتیجه ی این رهنمود تاریخی چیزی جز شهادت امام   نخواهد
بود.
نبرد رهائی بخش  برای حیات تاریخ در جغرافیای طف برای آزادگی انسان از تاریکی محض و خلاصی ازجمود،رخوت و قیود مذلت و منکرات دنیوی در گرما گرم نظاره خورشید در میان سکوت خواص موج سوار به طمع وتهدید تسلیم شده و هلهله ی عوام غفلت زده خودباخته در هیاهوی کج روی از دین در سرزمین تفتیده کربلا به پایان رسید  اوج صدای" العطش" در غلغه ی جنگاوران و طنین شیپور نبرد و موج های کران تا کران شط به شریان اصالت پیروزی حق برباطل در تاریخ جانی دوباره بخشیده تا روان به تنگ آمده از سیاهی،با سپیدی فجر بعداز عاشورا طلوعی نو آغاز کند.
گرچه درکنار فرات ، فرزندان و اهل بیت پیامبر (ص) با تشنگی کامی وصف ناپذیر و با برخوردی سراسر شقاوت تمام ازسوی لشکریزید، زجرها ودردهای نامحدود کشیدند وسرانجام  یاران فداکار و خود امام حسین (ع)شربت شهادت نوشیدند،ودر پایان این معرکه، اطفال و زنان حرم محمدی با پای برهنه در بیابانی مملو  از خار مغیلان وشماتت تیراندازان کوفی و شلاق نوازان شامی در حلقه ی دود ناشی از سوختن خیام و جوی خون ، شقایق های خفته در قتلگاه به اسارت گرفته شدند .... تنهای بی سر و سران بی تن در آن وادی هرکدام حکایت سرخی از رودروئی یک نیم روز خونین در معرکه ی نابرابر دارند. 
 قبل از این امام حسین(علیه السلام) حجت را بدینگونه برهمگان تمام کرده بودند: " پس هركس این حقیقت را از من بپذیرد راه خدا را پذیرفته است و هركس رد كند من با صبر و استقامت (راه خود را) در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و این افراد حكم كند كه او بهترین حاكم است"
 راه حسین  آنچنانکه حضرتش در این جملات بیان کردند اهمیت و برجستگی نهضت و معانی عالی آن حرکت و چگونگی آن را با نحوه ی برشماری مبانی حرکت و مبارزه اش بیان نموده است و  هدف مشخص  آن ایجاد تحول در روح  انسان و مأموریت  مستمر مبارزه  در حقیقت جوئی  را روشن کرده بود. 
لذا پس از این  روند، به مژده رسانی فراگیر در پی فاجعه ی غم انگیز باید به آشنای  طریقت و  هدف شناس كه بتواند مدیریت چرخه ی پیام رسانی بعد از فاجعه را  به انجام رساند، نیاز بود تا این مهم به حضرت  زینب (سلام الله علیها) برای انجام این امر خطیر و دشوار واگذارشود....
عاشورا دو نیم روز از عصاره تاریخ فعال است صبح تا ظهری که از سوی امام و هفتادودو یار وفا دارش برترین مظاهر ایثار، شجاعت و فداکاری تجلی یافت و در نیم دیگر روز بعداز ظهرهمانروز مبدا شهامت،پایداری و روشنگری تبلور یافت.تا حماسه عاشورا جاودانه بماند.
عاشورا ختم روزهای درگیری در سرزمین کربلا- جایی که پیکر  مطهر حسین ، پسران و برادران  و یاران او را بعنوان نماد خیرخواهی بشریت معرفی کرد، نبود. هرچند که آسمان  با تمام فرازش  وزمین با همه ی پهنه ی خود شرمسار از مشاهده صحنه ی نبردی که  اجساد تکه و له شده شهیدان و آوارگی یتیمان  بی پناه  و فریاد زنان بی پشتیبان و محاصره بی شرمانه ی لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد بود مرور میکرد تا ببیند که چرا فرزندان رسول خدا، با ددمنشانه ترین برخورد ستمکاران روبرو  می شوند بعد از این در شور وشعور تپیدن خود را آغاز کردند؟!
 هنوزهم وقتی مورخان واقعه ی عاشورا  می خواهند چگونگی شهادت امام و اسارت فرزندان پیامبر(ص) را به دردناک ترین شکل و اندوهناک ترین تصاویر ممکن نقل کنند به این عبارات : « اسیرانی که  بچشم خویش سخت ترین مصیبت ها  وبی حرمتی  ها را دیدند تا  در غم ازدست دادن عزیزان با نگرانی های بیشمار وچشمانی اشکبار به سوی  کوشک کوفه و کاخ شام  رانده شوند »چاره ی نیست جز اینکه به روشنگری های حضرت زینب مراجعه کنند.
 زینب ماموریت داشت تا علاوه بر مراقبت و دلداری اسیران  نقش ویژه خود در رساندن پیام حسین  و ترویج اهداف واقعه ی عاشورا ، از لحظه لحظه ی فرصت پیش رو بهره ببرد .تا مسئولیت را بشکلی شایسته به مرحله ی اجرا درآورد.
در مورد ابعاد پیام رسانی ، سخنان و عقیله بنی هاشم  زینب (سلام الله علیها) وانتقال دروسی  از خطبه های ایشان انعکاس داده شده  که همه وهمه در صدد است  تا نشانی از نقاط عطف کربلا و نقش افشاگری زینب (سلام الله علیها) از علل قیام عاشورا در جهت تبیین  اهداف آن آشکار شود. بخصوص که دستگاه تبلیغاتی وبا مبلغان مفسر ساز شخصی از قران و شریح قاضیان خشک مغز، مقدس مآب همانند قبل از واقعه ی عاشورا سعی میکردند تا از نهضت حسینی ، بر اساس ترویج بوقچی ها ی دربار بنی امیه "خروجی نامتعارف از مسیر دین اسلام"  نمونه ی انحرافی ارائه دهند ؟!و همه ی امور ماوقع را مسکوت باقی گذارند.
هنگامی که  زینب بر مردم کوفه وارد شد ،به مردم بی وفا، آنهائیکه در دلشان ترس و شک داشتند و آنها ئیکه سزاوار آزادگی نبودند،با سخنانی رسا به آنان ، فهماند ، که چقدر از سرگذشت خود فاصله گرفته وسرنوشت نیک خود را باخته اند هرقدر اکنون زنان خاک برسرکنند و مردان گریبان چاک دهند دیگر سودی نیست  و درکنار اینها  "ابن زیاد" عمیقاً متوجه شد که همراهان حسین اراده شان خلل ناپذیر  و آرمان شان  پایدار و جهان گیر است و بدین ترتیب بوده  که تحمل همه ی سختی ها در مسیر حق برایشان زیبا و آسان باشد و پیروزی حقیقی از آن کاروان حسین است که از مکه راه درپیش گرفت و هیچگاه در کربلا متوقف نخواهد شد.
زینب (سلام الله علیها) مرحله آغازین دوره پس از انقلاب امام حسین  (علیه السلام) در سخنرانی های دقیق،با استفاده از روش ها  وشیوه های مختلف  بلاغت، آنقدر خردمندانه عمل کرد تا دف و کوس کوفتن وبانگ جرس  نواختن ها ی سرمستانه  بنی امیه تعطیل شود و نفَس های حبس شده درسینه  انفاس ها  غرق در بهت وحیرت باردیگر برای شنیدن آموزهای ناب اسلام محمدی ، آماده شود... » در شام و کوفه  مردمی که برای تماشای تحقیر قافله ی اسرا دعوت شده بودند در عمل و به اجبار شاهد تحقیرخود و دستگاه بنی امیه شدند زیرا قافله سالار اسیران  بنای همایش عظیم و پرشکوه همه ساله دهه ی اول محرم و اربعین حسینی  با منبری از  پیروزی حقیقت و مناره ی عدالت در برابر باطل و بی عدالتی  را درست در همنجا تکمیل کرد تا این جلوه ی نامتناهی حق طلبی تا حد زیادی مرهون روشنگری حضرت زینب کبری (س)  فریادگر عاشورا بماند که با پیام رسانی از مظلومیت سرور آزادگان عالم و انعکاس  اهداف قیام عاشورا،خط بطلانی برتزویرو ریاکاری یزید پلید کشید . هنگامی که آن وضعیت را برای مردم بلاد عراق وشام  تشریح شد این غم و اندوه و دریایی از درد فریادگر بیداری گردید تا از شعله ی گداخته آتش روشنگری ،طوفانی رستاخیزی برپا شده و دودمان بنی امیه برباد دهد . 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . بعداز ظهر عاشورا، آغاز تعظیم تاریخ دربرابر زینب،
لینک های مرتبط :


 احمدشاه مسعود  معروف  به شیر دره  پنجشیر ، فرمانده  مبارزه ی تقریباً نزدیک به دو دهه  علیه ابرقدرت شوروی و طالبان وبیگانگه ی غربی  از قهرمانان ملی افغانستان  است که تاپایان عمرازمیهن و منافع ملی آن دفاع کرد که امروز  18شهریور  سالگشت  ترور ناجوانمردانه اوست.
احمد شاه مسعود، رهبر فقید مجاهدین در  ساعت ١٢:٢٠ دقیقه روز ١٨ شهریور ١٣٨٠ در قریه خواجه بهاء والدین ولایت تخار، در  سوء قصدی انتحاری، توسط دو تروریست كه خودرا خبرنگار معرفی کرده بودند، به شهادت رسید.نتیجة بحث الصور عن احمد شاه مسعود
اینكه قاتلین احمد شاه مسعود  چه كسانی  بودند؟ توسط چه كسانی به این منظور بکار گرفته شده بودند؟ پرسش هایی است كه از آن روز تا حالا میشود تنها به یک جواب کلی قناعت کرد ، فرماندهان مردمی و بیگانه ستیز از سوی دشمنان داخلی و خارجی قابل تحمل نیستند . 
 دلیل این ادعا زندگی شفاف و بدون ابهام ، پر ثمر  با همۀ فراز و نشیبش، می باشد  و دلیل دیگر این است که پس از وقوع این فاجعه برای مردم افغانستان،  هیچیک از دشمنانش مسئولیت سوء قصد علیه وی را بعهده نگرفته بر پیچیده گی ابعاد آن افزودند.
   در این خصوص می توان مطالبی را بشرح زیر بطور  جدی و مستند محضر خوانندگان عرضه داشت:
  اول اینکه: علت موفقیت  مسعود،  بعنوان شخصیتی  برجسته ، را باید در همراهی با توده محروم  با در وهله ی اول باید جستجو کرد،  وباید گفت: درک درست و واقعبینانه، از اندیشه و عملكرد  و شناخت دقیق عناصر این کارکرد، در وقایع و رویداد های  مقطعی ازتاریخچه ی  زندگی اجتماعی او که در آن نقش ایفاء نموده، نقطۀ عطفی در مرحله ی مراجعه به عملکرد موثر او دانست  چند سال پیش به همین مناسبت  فیلمی مستند از شبکه 2 صدا و سیمای کشورمان پخش شد که مبیّن همین عملکرد بود و رویه ی مطلوب او در نشستن پا فقرا و بیچارگان  حوزه تحت استحفاظی اش که با حوصله ی فراوان به گفت وشنود با آنها  در فضای آزاد  بدون تشریفات و ادا واطوار رایج، زیر سایه ی  تک درختی با بساطی ساده و توجیهاتی دقیق و مسلط و تلاش برای حل قاطع یک موضوع ارجاعی می پرداخت ، حاصل اینکه این روند اذهان را بطور جدی تر به ضرورت و ارزش، شفافیت  وچرائی تفاوت و و جه متمایز او با سایر فرماندهان جنگی آفغانستان در مصاف با بیگانه  در نتیجه ی محبوبیت  و برتری منزلت وی، در خاطر و نظر هم مینهانش تاثیر شگرفی بهمراه داشت.
 او دو نیم دهه از عمرش را در مبارزه برای دفاع از اسلام عزیز، آزادی، استقلال، ارزش های انسانی و حفظ تمامیت ارضی كشورش سپری نمود. در این مدت همواره، مطرح ترین و كلیدی ترین چهره سیاسی و نظامی افغانستان بود.او فراتر از مرزبندیهای قومی، زبانی و ابعاد مترادف آن اندیشید و عمل نمود. مرزهای دوستی و دشمنی اش را منافع و مصالح علیای كشورش تعین مینمود. و در این راستا چنان اوج گرفت كه بقول دكتر "چنگیز پهلوان"، محقق ایرانی، گاه جهاد  در کشورش فقط در نام او خلاصه میشد. تاریخ جهاد و مقاومت ٣ دهه اخیر افغانستان، ازهر زاویه و منظری كه رقم زده شود، بدون ذكر نام و كارنامه های مسعود، ناقص و ناتمام است.
مسعود مبارزات اسلامی و آزادی خواهانه اش را، ابتدا در جریان نهضت اسلامی افغانستان آغاز نمود، اما دیری نپائید كه بنابر اختلاف نظر با سایر رهبران آن مسیر، راه خودرا برگزیده و مستقلانه عمل نمود.اما همه ی کارکرد سیاسی و نظامی او تحت شعاع توانمندی ارتباط صادقانه با مردمی بود که در بخش بزرگی از افغانستان آزادشده از اشغال شوروی ، طعم و رنگ و مزه ، مسئولی مردم دوست را با تمام وجود لمس و احساس می کردند . و این منظر برای مردم طبقه ی پائین جامعه جذابیت و اهتمام خاصی یافته بود

بدون شك احمد شاه مسعود از جمله فرماندهان افسانه ی مجاهدین در دهه هشتاد میلادی، علیه تهاجمات وسیع و سهمگین ارتش سرخ شوروی سابق محسوب میشد كه قسمتهای وسیعی از مناطق شمال و شمالشرق افغانستان را در كنترل خود داشت. او با ایستادگی در برابر هشت حملۀ تمام عیار ارتش سرخ بمثابۀ ستارۀ درخشانی در آسمان جهاد ملت مسلمان افغانستان درخشید. با درایت و تدبیر بی نظیر،  نظامیان مجرب و ارتش مجهز ابر قدرت شوروی وقت را چنان در پیچ و خم دره های هند وكش زمینگیر نمود كه از سوی آگاهان و كارشناسان امور نظامی جهان القاب ستودنی به وی تعلق گرفت. در حالیكه سایر رهبران نهضت اسلامی، زنده گی رام وآرام را در زیر چتر پاكستان اختیار نموده بودند، او پیوسته در سنگر خونین جهاد بسر برد و همۀ سختیها و دشواریهای دوران جنگ را در كنار مردمش تحمل نمود. شخصیت هایی در حافظۀ تاریخ ماندگار میشوند كه سرنوشت خود را با سرنوشت توده های عظیم مردم پیوند دهند.
در مرحلۀ دوم، او یگانه فرماندهی از مجاهدین بود كه تا آخر در برابر جند شیطان و لشكر تحجر، تعصب و تریاک طالبان مقاومت كرد و توانست نه تنها افسانۀ شكست ناپذیری آنان را نادرست ثابت كند، بلكه امید حامیان شان را كه تصور میكردند، با عدۀ ی اجیر و خودفروخته، میتوان سرنوشت ملتی را تغییر داد، به یأس مبدل نمود. از این بابت، مردم و تاریخ  افغانستان مدیون مجاهدتها و رشادتهای صادقانه و مخلصانۀ او و همرزمان صدیق و باوفایش میباشد.
دولت افغانستان علیرغم آنكه لقب قهرمان ملی را به شهید مسعود اعطاء نمود و هر ساله با مراسم ویژه ی  دریک روز از سال روز شهادتش تجلیل بعمل می آرند،  اما تا كنون هیچگونه اقدامی در راستای شناسایی و به پنجۀ قانون سپردن عاملین قتل وی انجام نداده كه پیوسته مورد انتقاد و نكوهش فامیل و همرزمانش بوده است.
وحید مژده   از تحلیلگران با اعتبار بویژه در امور طالبان و القاعده در زمینه مینگارد: (شكست های نظامی طالبان در شمال كابل از نیروهای جبهۀ متحد به رهبری مسعود این سوال را به میان آورد كه چگونه این مانع را از میان بردارند. برای این كار تصمیم گرفته شد تاطی یك برنامۀ مشترک طالبان و القاعده، مسعود دستگیر شود. اگر امكان دستگیری اش نبود و قصد مقاومت داشت، كشته شود.
 در اولین روز شهادت مسعود تایمز لندن در شمارۀ ٢٦ سپتامبر ٢٠٠١ خویش تحت عنوان (توطئه قتل مسعود در بریتانیا ریخته شده است) مطلبی را بقلم انتونی لیوید به نشر رساند. و محقق دیگری نوشت ...  ژنرال های پاكستانی اورا سالها  مزاحم  مسیر اهداف امریكا در منطقه معرفی كرده بودند.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . علت محبوبیت احمد شاه مسعود چه بود ؟،
لینک های مرتبط :


   رسیدن به زمین محل درگیری عاشورای 61 هجری درکربلاء
در هر منطقه‌ای از کره زمین، لایه‌های متعددی از خاک و گل و فرسایش و رسوب وجود دارند که طی سال‌ها روی یکدیگر انباشته شده‌اند. محل مورد نظر هم از این قاعده مستثنا نیست. هشت متر اولیه‌ای که خاک‌برداری می‌شود، لایه‌ها و رسوب‌هایی بوده که طی سال‌ها بعد از حادثه عاشورا روی سطح زمین قرار گرفته‌اند. این به آن معناست که سطح واقعی زمینی که روی آن نبرد عاشورا اتفاق افتاده در ارتفاع 8- است. به عبارت دیگر، تیم مهندسی بعد از هشت متر گود‌برداری و خاک‌برداری به منطقه‌ای می‌رسد که همان زمینی بوده که  در روز عاشورای سال 61 هجری(قمری) محل نبرد و درگیری طرفین قرار گرفته.

 بیش از 8 متر ممنوع
سطح واقعی قبرها و مزار شهدای کربلا هم در همین عمق است. دقیقا به همین دلیل بود که بعدها وقتی موضوع افزایش ارتفاع گنبد سیدالشهدا(ع) پیش آمد و نیاز به تقویت و مقاوم‌سازی ستون‌‎های اطراف مضجع شریف امام حسین(ع) بود، خط قرمز خاک‌برداری در اطراف مزار امام(ع) هم هشت متر تعیین شد و تیم مهندسی اجازه نداشت از این عمق پایین‎تر برود. پایین‌تر از این عمق، مزار شهدا کربلا بود که پیکرهای شریف آنها در دل زمین به ودیعه گذاشته شده‌ است.

 فسفات‌های واقعیت
شایعات مبنی بر پیدا شدن اشیا و لوازمی از نبرد عاشورا هم در این عمق مطرح شده است. نکته مهم آن‌که تیم مهندسی و خاک‌برداری در این مرحله، اشیا و لوازم فلزی نیافته‌اند به آن معنا که سالم یا نیمه‌سالم باشد. اصولا فلز در چنین بازه‌ای از زمان سالم باقی نمی‌ماند و تجزیه و فسفات می‌شود. آنچه یافت شده آثار و نشانه‌های رگه‌های فسفات و اکسید است. رگه‌هایی که به احتمال زیاد بقایای سلاح و ابزارهای فلزی بوده که در 1335 سال قبل (شمسی) در نبرد روز عاشورا مورد استفاده طرفین قرار گرفته‌ است از شمشیر گرفته تا نیزه و سپر و امثالهم. مشخصا رگه صاف فسفات کشف شده که احتمالا مربوط به نیزه یا سلاحی شبیه به آن است. از دیگر رگه‎‌های کشف شده، سطح دایره‌شکلی از اکسید بود که به احتمال زیاد مربوط به ابزاری مانند سپر مبارزان و جنگاوران بوده. ذکر این مطلب خالی از لطف نیست که علاوه بر رگه‌های فسفات و اکسید، بعضا ظروف سفالی و کوزه‌هایی هم کشف شده که مشخص نیست از بقایای عاشورای سال 61 هجری باشد.

 عجایب یک گنبد
از دیگر بخش‌هایی که در طرح توسعه و بهسازی حرم سیدالشهدا(ع) مورد توجه قرار گرفت، گنبد اصلی حرم بود. سابقه گنبد فعلی به صد و اندی سال قبل باز می‌گردد. یک گنبد خشتی
 هزار تنی که روی پایه‌های اصلی ساختمان اطراف ضریح قرار گرفته. معماران در آن زمان برای مقاوم ساختن بنا در برابر لرزش و زلزله، فضای بین گنبد و پایه‌ها را توسط چوب‌های ساج مهار کرده بودند. استفاده از چوب باعث می‌شد در زمان زلزله یا هر ارتعاش دیگری، لرزش از گنبد به پایه‌ها و از پایه‌ها به گنبد منتقل نشود. بعد از مطرح شدن افزایش ارتفاع گنبد، نیاز بود که این پایه‌ها تقویت شوند و همین باعث شد تیم مهندسی، به دنبال تزریق بتون بین گنبد و پایه‌ها باشد.  در این مرحله هم اتفاق عجیب دیگری افتاد. تمام چوب‌هایی که بیش از یک قرن قبل برای گرفتن ارتعاش بنا بین فضای گنبد و پایه‌ها قرار گرفته بودند، موریانه‌زده و تهی و تبدیل به پودر شده بودند. وزن گنبد خشتی هزار تنی در این مدت توسط همین خاک‌چوب‌های موریانه‌زده سست و تهی تحمل می‌شده. این‌که چرا این سازه
 هزار تنی در این مدت سقوط نکرده هم سوال جالبی است که هنوز کسی پاسخی برای آن ندارد. خاک‌چوب‌های موریانه‌زده خالی و فضا توسط کلاف‌های فلزی پر شده و در ادامه هم بتون به آن تزریق می‌‍‌شود تا مقدمات استقرار گنبد جدید روی این پایه‌ها فراهم شود. گنبد بتونی جدید تا چند ماه آینده روی بنای فعلی قرار خواهد گرفت.
منبع:جام جم
انتهای پیام/



نوع مطلب :
برچسب ها : رسیدن به زمین محل درگیریخبرگزاری فارس /جام جم/عاشورای 61 هجری درکربلاء،
لینک های مرتبط :


                                  بسمه تعالی
                          چند نکته  پیرامون حواشی جلسه ی خانم نماینده درکنگان
 
 چه دانی رمز دریا، گر نداری گوش گردابی؟
   که کار هرکسی نبود  زبان موج فهمیدن !
«من تقریبا به این نتیجه گیری تأسف‌بار رسیده‌ام که بزرگترین مانع سیاه‌پوستان در تلاش‌شان برای حقوق شان، نه "شورای شهروندان سفیدپوست" و نه کلوکس کلان‌ها، بلکه سفیدپوستان میانه‌روی اند که بیش از عدالت به "نظم" پای‌بند اند...»
"   مارتین لوترکینگ"
اینکه در جلسات گفتگو و پرسش و پاسخ  از این دست حواشی  و اتفاقات  ناخوشایندی برای دوطرف بوجود بیاید امری طبیعی است حتی در مجلس  کشور مان و  در برخی پارلمان های  کشورهای علی الظاهر پیشرفته خیلی تلخ تراین حوادث،  هم موارد از زد وخورد و لفاظی های تند پیش آمده است . ذکر این عبارات در جهت تبرئه ویا تخطئه هیچ طرفی نیست . ... اما اینکه چرا  پیامد این جلسه تا حدی برای برخی از ناظرین شوک آور بود . باید از جهات مختلف روانی، اجتماعی و... مورد تدقیق و ارزیابی مجدد قرار گیرد . ... اصل موضوع از بعدی  مرتبط با فاصله افتادن پاسخگوئی  زمانی و مکانی میان مردم وبرخی مسئولین است . بویژه در مبحث اشتغال این روند موجود و تحقیر مردم بومی توسط  صنعت با هیچ لاپوشانی قابل توجیه نیست ... بنده بعنوان  فردی که از بدو   این قول و ووعده و وعیدها در جریان پروسه ی کوچک وبزرگ انتخاباتی و انتصاباتی و چگونگی توسعه میادین گازی  کم وبیش در جریان بوده ام . صریح می گویم که هیچگاه حقوق این مردم برسمیت شناخته نشد که علت آن ضعف در برخی از نخبگان ما که برنامه  و چشم اندازی ترسیم نکردند و در مرحله مهمتر اغلب علت در انحصار طلبی تازه به مرتع رسیده ها بود ؟!  ... روز خبرنگار 17 مردادماه  سال جاری  به فرماندار  کنگان عرض کردم که دیگر "کنگان  بعنوان دیار مهربانی  معنایی ندارد "چون این مردم محروم و مظلوم هرچه حمایت و قناعت و صبوری پیشه کردند . بعکس مهربانی ها، نامهربانی دیدند ... اما متاسفانه مقبول نیفتاد ... خانم نماینده و  آقای فرماندار  مردم اینجا شاهد بوده اند که چه بسیار نورچشمی هایی با کیف  پارچه ی مسافرتی ته جعبه اتوبوسی دراینجا  ساکن شده و از قطب انرژی  سامسونتی مملو از دلار انباشته  کردند و وبه دیار خود برگشته اند، درحالیکه چیزی بیشتر از بچه های اینجا نداشته اند ... این ها درد است چه بپذیرید و چه نپذیرید  بنابراین در بعد اشتغال  اول خانم نماینده وسپس فرمانداران دولت  تدبیر امید وشورای شهر هرکدام باید به سهم خود   پاسخگوباشند . ...  و بعدازاین جلسات و شعارهای خود بگونه طراحی کنند که توزیع پاسخگویی براساس مراحل زمانی دچار تراکم  نشده وبه مسئول قبلی و بعدی ارجاع وحواله داده نشود  ...
 ودیگر  اینکه در جلسات نماینده نباید افراد غیر مرتبط ،بعنوان سیاهی لشکر ایشان را همراهی کنند و با نگاههای خصمانه به پرسش کنندگان چشم غره بروند و عکس برداری های غیر مسئولانه از فضای گفتگو تهیه کنند زیرا این روند خود اقدامی تحریک آمیز است ...
به شما قول میدهم اگر خانم نماینده تنها با یکی دونفر درهر محله ی  ومسجدی از کنگان جلسه بگذارد وحضور یابد هیچ جوان کنگانی اصیل و غیرتمند ی حاضر نیست بشکلی بدور از عرف سوالی را متوجه ایشان کند. و یا بدتر از همه ی اینها این معضلی که به فرار از پاسخگوئی انجامیده متاسفانه به دلیل عدم انصاف دهی به مطالبه مردم این شهر رایج شده ، برخی تا موضوعی را برخلاف ادعای شخصی شان  می شنوند آنها عنوان مطالبه را خطی وربطی وسیاسی معرفی کرده و یا با سیاه نمائی سعی می کنند  خواسته ی بحق آنان را بی اثر کنند تا جائیکه مدعوین به جلسات مسئولین استانی هم سعی می شود از افراد شسته و دست  خدمت به کمر بسته انتخاب شود ... دوستان وبرادران عزیز اگر می خواهید جلسات بدون حواشی باشد و مطالبه گری را متهم به ویژگیهای نا متعارف نشود  اول دوره زمانبندی پاسخگوئی مستند را درنظر بگیرید ثانیاً مدیریت جلسات  بجای خودش هنر وفن وفوتی  دارد که باید آن را لحاظ بفرمائید  روشن است که روشن شود که  عزیزان  کنگانی مطلع  هستند  که به کنگان در دوره ی دولت احمدی نژاد و هم در دولت روحانی مسئولانی به شهر شان قالب کردند که در شهرستان شمالی استان آنها را جواب کرده بودند،  و لی از مردم آنجا ایرادی نگرفتند بنابراین بجای نشافته رفتن مطالبه گران بفکر ترمیم و عده ها و تعبیر صادقانه در شعارهایتان باشید ، تهیه کوله بار عکس ،خاطره انگیز وآلبوم موسیقی مشکل این شهر را حل نمی کند، با جوانان بیشتر نشست داشته باشید تا انبوهی از دردل های ناگفته  وهزاران عقده ناشنوده را برایتان بازکنند.
"پیش" دریا شهری‌ست
که درآن وسعتِ خورشید
 به‌اندازهٔ چشمانِ سحرخیزان است.
شاعران وارثِ آب و خرد و روشنی اند؛
پشت دریاها شهری ست،
قایقی باید ساخت!
                                                                    عبدالمجید اورا






نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . چند نکته پیرامون حواشی جلسه ی خانم نماینده درکنگان،
لینک های مرتبط :


                                                 اشکالی نیست که چند نکته هم از خانم الماسی یاد بگیرم ؟!
  چند سال قبل روزنامه نگاری گزارش داد، که طی فراخوانی همگان  می توانستند به مرکز توانبخشی شغلی در روستائی در 50 کیلومتری پاریس مراجعه کنند. جالب این بود که  افراد مصدوم و یا بیمار زیادی طی یک کمپین هدفمند حضوری ، با عصا یا سرو دست باند پیچی و آتل بندی ویا ویلچر باعجله با  راه رفتن  و حرکت بسوی آن مرکز دو چیز  مشترک همه ی آنها را به هم نزدیک می کرد: تمایل برای بهبو دی و لبخند زدن، زیرا می خواستند بگویند که از احساس کم تحرکی و پوچ بودن و بیماری قوی تر هستند واین عیوب را بر نمی تابند ، این  نوع تحرک  بین آنها و رکود فاصله انداخته بود.... حرکت برای توانستن!
 بنده بطور قطع از نظر خودم  سرسخت ترین منتقد  نماینده فعلی در حوزه ی انتخابیه جنوب استان  بوشهر بوده وهستم ، بطوریکه اگر مجموعه ی نوشتارهای منتشر شده دراین عرصه را  صحافی کنم ، با اندکی  اضافه کردن تصویر وعکس،  برسم امروزی یک کتاب می شود ؟! ، اما براین باورم  که گاهگاهی جای انصاف دهی هم هست... که چند نکته از آن را قبل از اینکه به دور جدید بررسی عملکرد شان برسم مواردی را بازگو کنم که شاید خالی از اشکال نباشد ولی طرح آن حداقل برای خود م جنبه ی آموختن داشته باشد. در مجموعه ی رصد بازتاب  و بازخورد مطالب مورد اشاره؛ برایم مشخص شد که تحمل و صبرشان درباب شنیدن نقدها چشمگیر بوده و توجه مشاورین خود را به مهندسی معکوس و رفع نواقص از طریق همان نقدها معطوف داشته است . گرچه نقاط قوت و ضعف ستادی یا رفتار و تحرک انتخاباتی وی همچنان می بایست در  مرکز میزان اهتمام کنشگران اجتماعی قرار داشته باشد که طبعاً از نظر اهل فن دور نیست  اما همچنان  قدرشناسی  و تمرکز واضح شان  بر روی نیروهایی که برایش تلاش کرده اند و  اهتمام به مبحث کارتشکیلاتی و  ارتقاء قیف مدیریت پیکر بندی نیروهای ستادی وصفّی بوجهی قابل توجه راه رابرای ادامه مسیر خود، هموار ساخته  است ...
دیگر اینکه یاد میگیرم نیرویی که در کنارم کار م کار می کند "برده " نبوده نیست و قرار نیست که فکر کنم او  از من حساب برده و یا من با زرنگی  مثلاً اورا  اغفال کرده ام  و حتی اگر کسی از این جمع به هر ترتیبی از من بریده  تلاش  می کنم اورا به هرشکلی به مجموعه بازگردانم . واز سوئی دیگر در عمل  "زادگاهم "برایم اولویت دارد و برایم مهم است که برای همشهریانم اثبات کنم که همچنان اگر درصحنه باشم حق آب گل را فراموش نمی کنم . و نکته آخر اینکه  روش تعامل را با تکیه برمشورت پذیری برای تاثیر برافکار عمومی و حفظ مالکیت این تاثیر با همه ی کم وزیادش با اصرار دنبال می کند . ... او خودش را وقف تحرک برای انگیزه ها ی  اجتماعی اش کرده تا بتواند با محوریت بخشی به شیوه اختصاصی  در اولین فرصت به آن اهداف دست یابد و ابزار آن را هم  درقالب کار گروهی تا حدی نسبی آشناست و همانقدر هم آنها را بکار می گیرد. او  حتی اگر تلاش  کند تا بیشتر از خلائی که  ما ایجاد کرده ایم  وهر روز عمق بیشتر و ابعاد گسترده ی پیدا کند بیشترین بهره گیری را بعمل بیاورد باید گفت این رویه را ما ایجاد کرده ایم ؟!... برادرم  در میدان رقابت روش شناسی ها و عملگرایی ها  تعیین کننده است نه تعارف، ارباب منشی و ریش سفیدی ها را گرو گذاشتن ...  برگرفتن به میزان قناعت از حفره ی  آبی که دیگران از آن استفاده می کنند "گناه " آنان  چیست؟ ...   لذا کوزه ی که برمیگیریم هرچند وقت نگاهی به آن بیاندازیم... و شکاف  وروزنه غفلت را درز بگیریم .




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . اشکالی نیست که چند نکته هم از خانم الماسی یاد بگیرم ؟!،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 859 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :