نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ


سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
سه شنبه 17 تیر 1393 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
افسران - اینم یک پوستر جذاب از فرمانده ی افسران




نوع مطلب : تصاویر رهبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تورم ذهن : روشنفکران اروپایی و سیاست

نویسنده:دیوید سیسنز
27/10/2016
David Sessions
 The Deflationary Mind
سیر تحول نظریه پردازی غربی از نقد نظریات شروع شد تا درمسیر تقابل ، تخاصم و تناقض یکدیگر قدم گذاشت و در حال حاضر درآستانه فروپاشی اردوگاه روشنفکری غرب ،قابل مشاهده است که  درخواست محاکمه ومجازات برای خطاکاران نظریه پرداز به رویه ی معمول در تحلیل و تفسیرهای رومره تبدیل گردیده است....
کتاب زیر یکی از شواهد متنوع دراین مرحله است:
در 6 سپتامبر /  2016، یک نسخه تجدید نظر شده از کتاب « ذهن بی پروا : روشنفکران در سیاست» نوشته ی استاد علوم انسانی دانشگاه کلمبیا، مارک لی لا(این کتاب برای اولین بار در سال 2001 منتشر شده است)، همچنین اوکتاب  دیگر ی با عنوان  «: ذهن آشفته  درموضوع سیاست ارتجاعی »  منتشر کرده است. که این عنوان مقاله  اصلی  درکتاب پیشرو ست: تورم ذهن )، که بوسیله  دیوید  سیشنز، دانشجوی دکتری در تاریخ، فرهنگ مدرن اروپایی در دانشگاه بوستون،نوشته شده و  یک نقد برای دو کتاب فوق الذکر است
 ... در ذهن این روشنفکران اروپایی چه گذشته است، چیزی پیچیده‌تر، چیزی نسنجیده تر از نتایج حاصله که درد بشریت را علاج نکرد؟ در سیاست آنها به دنبال چه بودند؟ این کتاب می‌کوشد به این سئوالات بپردازد...
  در دهه نود برخی از طرفهای برجسته تر آنگلو-آمریکایی از تاریخ فرهنگی اروپا، در دهه نود، بمنظور  تسویه حساب به صحنه آمدند. از این رو، آنها مهمترین اندیشمندان  فردریش نیچه ، مارتین هایدگر ، جورج باتای ، ژان پل سارتر، لوئیس آلتوسر و میشل فوکو و ژاک دریدا، را به اضافه  چندتن دیگر  از روشنفکران را  از دوقرن گذشته  در دادگاه «پایان تاریخ»به جرم تفکر غیر مسئولانه فرهنگی، و حمایت ازاستبداد و اساطیر یوتوپیائی حاضر کردند..
تا برای مخاطبان سیستم لیبرالی آشکار شو د که  فلسفه قرن بیستم اروپا درشکست سرمایه داری جهانی لیبرال کشورهای انگلیسی زبان نقش اصلی داشته است. و در آن پروسه «مسئولیت فرهنگی» دارد دراین رابطه  دو مورخ انگلیسی تونی جات در نقد کمونیسم پس از جنگ با روشنفکران  فرانسه، و مارک لی لا در مقالات خود  نظریه پردازان اروپایی در سیاست  عمل گرایی انقباضی لیبرال انحصارطلب را  در موضعی برخورد فرهنگی  مورد نکوهش قراردادند..

 بنابراین  نظریه پردازان قرن گذشته اروپایی گنج گرانبهائی از اندیشه نقدی در مورد لیبرالیسم ، سوسیالیسم ، سرمایه داری و امپراتوری و چالش های برخورد فرهنگی تولید کرده اند..
نگاه «واقع گرائی»(reality-based community) نخبگان امریکا، در پایان قرن بیستم، شبیه به تکبر، کوته بینانه  آنها درهوشیاری نسبت به  مسئولیت شان بود. این نخبگان به خود اجازه دادند که به این باور برسند که پیروزی آنها همواره به صورت تاریخی دائمی است ..آنها برهمین اساس
هرپروژه ی را که به نجات اجماع پایان تاریخ می توانست کمک کند ملغی اعلام کردند.
فلسفه اقیون "واقع گرائی"در «ذهن بی پروا» ازنظر "لی لا"  در نتیجه سیاست عدم اعتماد بنفس،برای رسیدگی به هر گونه عدم تعادل ساختاری بوجود آمده است.
 «ذهن بی پروا»،   مقررات فرهنگی پیشرفت  در زمان و مکان و سنت های فرهنگی و فرهنگ سیاسی،را باید پیدا می کرد که این  «رویاهای جنون آمیز» خود متفکران را فریب داده است و لذا پاسخ آنها برای مقابله با  آسیب های مرتبط نیز از آن پایه  ارائه می کند ..
در هر صورت، " لی لا" اذعان می کند که تاریخ وقتی  « از خود راضی» بوده که در دهه نود این روال ظهور کرده و دچار اشتباه شده است  و از آنموقع تاکید لیبرالیسم بر حقوق و فردگرایی لیبرال و رشد اقتصادی به یک «دگم ظاهراً نرم» سخت تبدیل شده است..
که برای مثال: هدف از ان می تواند به استثناء کردن ادبیات سیاسی آمریکا از نقد سیاسی اسرائیل ذکر کرد...
و یا نمونه دیگر تحلیلی از ریاست جمهوری اوباما،: «آمریکایی ها معتاد به شعار امید شده اند ».  اوباما نتواست انتظارات را براورده کند، که به نوبه خود  او حتی موجب رنجش   کودکان هم شد، تا جائیکه بستنی  "دونالد ترامپ" و "برنی ساندرز"  جای  وعده های تو خالی اورا گرفت  »..
به نظر می رسد که چشم انداز فکری ذهن تورم، که به دهه نود می گردد تنها  قادر به ارائه چیزی  بنام پوچی و کلیشه شگفتی در "امید سیاسی" بوده است،  و در صنف طبقه کارگر در قرن بیستم ویکم خود را نشان داده که این طبقه  فاقد امنیت شغلی و اجتماعی شده و اهداف  واقعگرایی سیاسی  اکنون تهدید به برافروزی انقلاب شده  که خود یک محصول جانبی از واقع گرایی روشنفکران قرن بیستم می باشد..
  یکی از روشنفکران برجسته نیز اخیرا نوشته است، « موضع نئولیبرالیسم  فرهنگی نیست،  بلکه شرط تصور عنوان یک اقدام  درتبدیل به فرضیه واقعی خاص  بجای فرضیه های دیگر است که  نمی توان  آن را بیان کرد . و تنها مرزی برای تخیلات سیاسی است. ».
 و اکنون بایدهمین با همین مسائل در مسیر خود حرکت کند؟ بطوریکه باید با بریکست، دونالد ترامپ  و داعش  با حداقل ابزار فرهنگی ربرو می شود؟
یا شاید زمان آن رسیده باشد که  به تجدید بررسی فکر روشنفکران قرن بیستم بپردازیم ، که آینده ای نامعلوم را  با تخیل برایمان ترسیم کرده بودند.
نویسنده در پاسخ به  انتقادات شوکه آور،می نویسد :   نگاه  لیبرالیسم پس از سال ها جنگ جهانی ، دراین ختم شده است که آنها به سادگی فاقد  انرژی لازم برای پایان دادن واقعی به خشونت ها هستند، و در عوض، آنها مسئولیت ثبات را برای انتقال  خشونت به مناطق دیگر  انتخاب کرد ه اند یعنی یک صلح با جابجایی گمراه کننده. به عبارت دیگر، لیبرال فاقد شجاعت برای رسیدگی  واقعی  به خشونت  ها و پایان دادن به آن است، و بنابراین تبرئه قتل عام امپریالیسم و جنایات قومی محلی توسط  خود جوامع  انجام می شود که این موضوع حجم شکست اخلاقی لیبرالیسم را بیش از پیش آشکار کرده است
در حالیکه  زمینه تاریخی تغییر پیدا کرده و آخرین دستور کار سیاسی  و  ایده تاریخی، اخلاقی و یقین تبخیر شده است، و  بدیهی است ما بسیار بیشتر از تاریخ فرهنگی موجود به درک و راهنمای کار سیاسی صحیحی نیازمندیم.
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
  منبع:
The Deflationary Mind (Mark Lilla)" by David Sessions








نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ The Deflationary Mind (Mark Lilla)" by David Sessions،
لینک های مرتبط :

نشانۀ اختلال روانی در حلب شرقی

طی مدتی که قدرتهای بزرگ تروریست های مسلح  مستقر در حلب شرقی را جمع آوری می کردند، به گونه ای نقش بازی می کردند که گوئی نگران سرنوشت ساکنان شهر هستند تا سربازان خودشان را که از پیش به آنجا فرستاده بودند بیرون بکشند. ولی بنظر نمی رسد که هیچکس قادر به درک مصیبتی باشد که مردم سوریه متحمل آن شده اند. خلاف گزارشات و تفاسیر غربی ها، مشکل مردم حلب شرقی نه بمباران بلکه جهاد طلبان خارجی بود که زیستگاه آنان را به اشغال خود درآورده و قوانین دلخواه خودرا بنام «شریعت» به همگان تحمیل کرده بودند. بنظر می رسد که برخی ساکنان حلب از نوعی جراحت روانی، پسیکوتیک رنج می برند که می توانیم آن را نشانه گان یا سندرم حلب شرقی بنامیم.

| دمشق (سوریه)

پس از چهار سال و شش ماه جنگ در سوریه، سرانجام مردم حلب شرقی به دست ارتش عرب سوریه به پشتیبانی حزب الله، روسیه و ایران آزاد شدند. این پیروزی با شادی اکثریت جمعیتی معادل 120000 نفر، بر اساس آمار دولتی، مورد استقبال قرار گرفت. ولی فقط توسط اکثریت.

به شکل شگفت انگیزی، در حالی که دولت سوریه به آنان مواد غذائی، امکانات درمانی و مسکن موقتی اهداء می کرد، برخی از ساکنان حلب شرقی می گفتند که «ما به دولت اعتماد نداریم». ولی باید بپرسیم که ریشۀ این بی اعتمادی و ترس مردم از کجا منشأ می گیرد و چگونه این وضعیت را توضیح دهیم؟ این عده باز داشت نشدند، کاملاً بر عکس به عنوان فرزندان وطن مورد حمایت قرار گرفتند یعنی کسانی که مدتها در اسارت دشمن به سر برده بودند.

گوئی آن آزادی را که تا پیش از «بهار عرب» از آن برخوردار بودند، بفراموشی سپرده و گوئی طی همۀ این سالهای جنگ هیچ اتفاقی روی نداده و غالباً گفتمان الجزیره در سال 2011 را تکرار می کردند. با اطمینان می گفتند که جمهوری دیکتاتور است و کودکان را شکنجه کرده و اهل سنت را نیز به قتل می رساند، و جز اینها.

برای نخستین بار، در سطح تمامی یک شهر نشانه های پدیدۀ روانی خاصی را می توانیم تشخیص دهیم که پیش از این در سطح فردی پدیده ای شناخته شده است. به همان شکلی که فرزند، یا همسر کتک خورده در برخی موارد از پدر یا شوهر خشن به دفاع برمی خیزند و عمل خشونت بار او را توجیه می کنند، به همین شکل امروز برخی ساکنان حلب شرقی از جهاد طلبانی که آنان را سرکوب کرده بودند (مترجم : و از آنان به عنوان سپر محافظ در مقابل ارتش عرب سوریه سوء استفاده کرده بودند) نظریاتی را مطرح می کنند که حاکی از دفاع از آنان است.

در سال 1973، روانپزشک سوئدی، نیل بژروت Nils Bejerot به تحلیل حملۀ مسلحانه به بانک و شوکی که به مشتریان وار شده بود می پردازد. مشتریان بانک توسط گروه مسلح به گروگان گرفته شده بودند. ماجرا به وضعیت اسفناکی در آمد، دو پلیس زخمی شدند، و وضعیت یکی از آنها نیز بسیار وخیم بود. نخست وزیر الوف پالم Olof Palme تلاش می کرد که با دلیل و برهان جنایتکاران را متقاعد کند ولی آنان تهدید می کردند که گروگانها را خواهند کشت. زیر فشار شدید، گروگانها قیام نکردند، بلکه با مدارا با گروگانگیرها سعی می کردند از مرگ احتمالی نجات یابند. و سرانجام به همان گفتمانی پیوستند که گروگانگیرها. سعی کردند جلوی حملۀ پلیس را بگیرند و حتا یکی از گروگانها عاشق یکی از گروگانگیرها شد. این آن واقعه و نشانه گان روانی همانی ست که «سندرم استکهلم» نامیدند، به نام شهری که این واقعه در آن روی داده بود به ثبت رساندند.

سرانجام، پلیس با استفاده از گاز بی حس کننده گروه مسلح را خنثی و گروگانها را نیز آزاد کرد. گرچه مشتریان بانک بیش از 6 روز در وضعیت گروگان به سر نبرده بودند، ولی تا مدتها دچار همین «سندرم» یا نشانه گان روانی بودند و در دادگاه حاضر نبودند علیه گروه جنایتکار شهادت بدهند و زن جوان نیز با فرد تبهکار در زندان به مناسباتش ادامه داد.

سال گذشته، روانشناس و روان درمان، ساوریو توماسلا Saverio Tomasella نشان داد که « نشانه گان استکهلم»، «نشانی است از جراحتی وخیم در عالم باطنی انسان در هنگام وقوع که به شکل مستقیم در وضعیت ناتوانی، به ربودن هویت شخصی و ذهنی او می انجامد».

در نتیجه نباید تصور کنیم که این تعداد از مردم حلب شرقی که به این نشانه گان روانی مبتلا شده اند به سرعت به جهان واقعیات بازخواهند گشت. بر عکس باید برای آنان وضعیت ایمنی فوق العاده ای ایجاد کنیم و یک بار دیگر صبر شکیبائیمان را به آزمون بگذاریم. حتا اگر ابتدا باید به سربازان و همۀ آنانی که مقاومت کرده اند کمک کنیم، ولی این شهروندان نیز هم وطنان همۀ ما هستند.

تی یری میسان‬

ترجمه توسط
حمید محوی

منبع
Al-Watan (Syrie)





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ارتش سوریه درباره پیامدهای حمله اسرائیل به فرودگاه نظامی دمشق هشدار داد ارتش سوریه درباره پیامدهای حمله اسرائیل به فرودگاه نظامی دمشق هشدار داد

© Sputnik/ Mikhail Voskresenskiy 
 فرماندهی ارتش سوریه درباره پیامدهای حمله اسرائیل به فرودگاه نظامی المزه در غرب دمشق هشدار داد. به گزارش اسپوتنیک به نقل از خبرگزاری"رویترز"، حدود نیمه شب از ناحیه نزدیک دریاچه طبریه در اسرائیل چند موشک شلیک شده است. نظامیان سوریه در بیانیه خود به تل آویو هشدار دادند که به خاطر این حمله انتقام خواهند گرفت. پیشتر گزارش داده شده بود که نیروی هوایی اسرائیل به یک فرودگاه نظامی در دمشق حمله کرده است.

منبع: https://ir.sputniknews.com/near_east/201701132133449/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ https://ir.sputniknews.com/near_east/201701132133449/ ارتش سوریه درباره پیامدهای حمله اسرائیل به فرودگاه نظامی دمشق هشدار داد،
لینک های مرتبط :



امثال وحکم ونظرات در عرصه های مختلف
تدوین: حسیب شحاده
استاد دانشگاه هلسینکی فنلاند

❊ سرِقت افكار یک شخص را نامش میگذاریم سرقت ادبی ( pliagiaism)؛ سرقت  فکر اشخاص زیادی را  اسمش می گذارند پژوهش!
❊  دوعلت اصلی مشكلات درزندگی مان: بدون تفكر اقدام می کنیم، و یا درفکرکردن بدون اقدام غرق می شویم .
❊ نیمی از آنچه به آن فكر می کنیم نمی نویسیم ، و نیمی از آنچه که می نویسیم منتشر نمی کنیم  ونیمی از آنچه ما مننشر می کنیم خوانده نمی شود، وبیمی دیگر از این که خوانده می شود درک نمی شود، ونیمی ازآنچه درک می شود به فراموشی سپرده می شود .
‮❊  بسیاری از امور که مردم دندان های خودرا بخاطر آن بهم می فشارند، شایسته است افكارشان را با آن بجوند .
❊  کسانی هستند که  هیچگاه  حاضر نیستند از افكار اشتباهشان برگردند  چون آن افكار را بیشتر از حقائقَ‮ دوست دارند. 
‮❊  ملت ها نمی میرند بلکه ممکن است به انحَطاط برسند !

❊ همه بفکر  تغییر  جهانند، واز فکر تغییر خویش غافلند.
‮❊  اگر‮ نیرنگ درجامعه ی شایع شد، وبه شکل عادت درآمد آن جامعه روبه نابودی خواهد رفت .

‮‮❊  درجنگل   شاخه های درختان با همدیگر می جنگند ولی درزیر زمین ریشه های  آنان یکدیگر را درآغوش گرفته اند .

‮❊  وای برمردمی که فقط درپی تشییع جنازه صدایشان بلند است.
‮❊  غریب‮ ترین غریبان کسی است که در وطن خود غریب بماند
‮❊  فقر انسان در وطنش از او  غریبه می سازد.
‮❊    وطندوستی یعنی تنفراز اشغالگری بیگانه در همه ی اشکالش .
‮❊ ارزشمندترین درد ورنج کشیدن ها ،‮ دردورنج کشیدن بخاطر کشور است‮.
‮❊  مُعضل برخی جوامع  دراین است  که نخبگان کارمند دولت می شوند.

‮❊ نژاد پرستی  خصومتی  مطلق است،‮  که نه تنها به جدا کردن افراد ازهم می پردازد،‮  بلکه هوشمندی، جانها  و فرصت ها را از میان برمی دارد .
‮❊  شیطان پنداشتن دیگری،‮ نشانه ی بزرگ شدن تکبر ذاتی و کرنش دربرابر آن است .
❊   وقتی می نویسی وجود داری  و هنگامیکه می خوانی بدست می آوری‮!
‮❊   چه شگفت انگیز است مقام قلم، وقتی تاریکی را می راند ونور را می پراکند.
❊  عبرت آموزی فقط در خواندن چیزی سودمند نیست بلکه بکاری گیری آن است.

‮❊  نه هرکسی که قلم بدست گرفت می تواند بنویسد، ونه هرکسی که مینویسد خلاقیتی را پدید آورده است.
❊  هیچ تمایلی ندارم که باکسی معاشرت کنم که بیش از آنچه خوانده است می نویسد .
‮❊  سیاحت عقل؛  سیر در گردشگاه بشریت است.
❊  هرکس کتابی را امانت می دهد نادان است وهرکه آن را پس می دهد نادانتر!.
❊ هرگاه کتابی را می خوانم پنجره ی را بسوی افزایش اگاهی ام باز کرده ام .
❊کسانیکه نمی خوانند، نمی توانند موردی را بیابند که درباره ی آن فکر کنند، بنابراین حرفی برای گفتن ندارند .
❊  پرحرفی نماد عقب ماندگی در جوامعی است که مطالعه  ندارند.
‮❊  نقش یک نویسنده گاهی در حد ایجاد رابطه میان الفاظ کاهش یافته ومحدود می شود .
❊ واقعا چقدر سخت است  که کلمات شایسته ی را برای نوشتن پیدا کنیم !
‮❊   نوشتن یعنی درد وزحمت نویسنده،  وبهره بردن خواننده! 
‮❊   نوشتن بازدارنده ی فرسودگی درون انسان است.
❊  نویسندگی از دقیق ترین فنون  و سخت ترین آنهاست.
❊  نقْد همان بیدار کردن متن از خواب است  .
 تنها موردی که  همیشه برایش افسوس می خورم این است که فرصت مطالعه ی کتابهای را  که علاقمند به خواندن انها بوده ام به من دست نداده است.
برای مخالفت  ورزیدن و شگرد داشتن، باور داشتن وباورنداشتن  موردی یا پیدا کردن چیزی که می خواهید درباره ی آن  صحبت  کنید ، مطالعه را نخواهید ، بلکه  برای افزایش  وزن ذهن وگسترش دامنه ی فکر تان  مطالعه کنید. .
تهیه وترجمه : نجوای کنگان




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 نیویورک تایمز :
چه کسانی محدودیت بر آزادی بیان در دانشگاه های آمریکا  وضع می کنند؟
 JAN. 9, 2017

Image result for Who’s Really Placing Limits on Free Speech?

  محدودیت  آزادی بیان در دانشگاه های آمریکا

نویسنده مقاله: "دونالد پی مونهن" استاد روابط خارجی دانشگاه ویسکانسین

در طول شش ماه گذشته، حداقل برای سه بار قانونگذاران ایالت ویسکانسین،تهدید به قطع بودجه ی دانشگاه دولتی، به دلیل آموزش های  تبعیض نژادی و... کرده اند. من به عنوان یک عضو از آن گروه بر نحوه مدیریت سازمان های دولتی تمرکز می کنم، من چیز های زیادی در مورد خطرات ناشی از  تداخل سیاست در آموزش و پرورش و آموزش عالی شنیده ام.  هر چند مقامات منتخب  ویسکانسین  در توجه به آزادی بیان در دانشگاه حتی پس از ناکامی در تشخیص اینکه چگونه و در چه رویکردی باشد و با انتقاد  از تشکل سیاسی دولتی در دانشگاه  بعنوان یک تهدید بزرگ برای آزادی بیان  سخن گفته اند وهر چند مدعی اند به  پروسه  حفاظت  ازمطالبات رو به رشد  دانشجویان باید بهتر رسیدگی شود،..
برای نمونه"استیف نز"، سناتور معروف- رهبران دانشگاه را تشویق به عدم دادن راه  به  تجمعات اصلاح سیاسی  کرده است، و خواستار امکان وجود دانشگاه  به عنوان مکانی  امن شده است،
 اما در ماه ژوئیه، استیف ناز با ارسال یک نامه به سران این دانشگاه، در مورد مقاله توهین آمیز در مورد مردان و گرایشات جنسی شکایت کرده است. او چند روز پیش گفت:،  برنامه های دانشگاه برای کشف موضوع  یک جنگ علیه مردان  محسوب می شود..
در این رابطه ناز  تنها نیست ،  پیش از این نیز نماینده دولت که مسئول کمیسیون آموزش عالییست خواستار لغو پروژه ی شده بود، که در مورد هویت افراد پوست سفید بحث کرده بوده و درخواست اخراج مربی وراهنمای آن  پروژه را مطرح کرده است.
مسئول مذکور"دیو مورفی"  می گوید: که این  روش نشاندهنده ی" قطب گرائی نژادی" در دولت است.   و"اگر من در کنار این استاد اخراجی دانشگاه  قرار بگیرم، نمی دانم که چگونه  مالیات دهندگان رادر کنار خود حفظ کنم" و قول داد که برای هدایت تیم  آموزشی خود آنها را به سمت علوم انسانی سوق دهد، تا از آموزش عالی قانونی  اطمینان حاصل شود..
  نمونه های فراوان  ازاین دست نشان  می دهد که  آزادی دانشگاه ها ی آمریکا  دربحران قراردارد، وبه امری قابل قبول تبدیل شده است. و این ماجرا ها، بعنوان  یک رویداد معمولی میان ارزشهای سنتی از آزادی بیان و هویت سیاسی، با ناپدید شدن "تحمل تفاوتها" وجود یافته است. که این رویه با ناپدید شدن مخالفان، و یا عقب نشینی آنها همراه گردیده است..

   این جنگ در حال حاضر در همه دانشگاه ها ی امریکا در درجات مختلف بعنوان یک واقعیت درجریان است،  گرچه درک نمی شود ، و آنها به نمادبرتر ترس فوری بیشتر درمقایسه با  بسیاری از موسسات خصوصی و  نخبگان خاص تبدیل شده اند ..

این  مثالها تنها  نمایندگی یک بُعد از آزادی بیان در دانشگاه ها بعهده دارد ونمی تواند تجربه  14 سال تدریس  من در دانشگاه های دولتی میشیگان، تگزاس و ویسکانسین را منعکس کند.من و همکارانم  به یک دلیل روشن  نگرانی هائی در مورد برنامه های ایدئولوژیک  مقامات منتخب و سیاستمداران  دولتی داشتیم. دانشجویان  می توانستند به گرایشات دانشگاه اعتراض کرده و خواستار تغییر سیاست باشند ، درمقابل مقامات منتخب نیز می توانستند قوانین  یا  قطع منابع بودجه  و میزان چشم انداز خود را به مدیریت دانشگاه منتقل کرده وآنرا اعمال  کنند..

اعضای دانشگاه به ارزیابی  و پژوهش مشکلات اجتماعی و زیست محیطی، که سازگار با چشم انداز  حزبی نیست،  و قوه مقننه  کنترل آنرا دراختیار داردمی پردارند با اینحال آنها ترجیح می دهند که امادگی  اعتراض مقامات دولتی را که  در برابر آن نهفته است داشته باشند. در دانشگاه کارولینای شمالی، اعضای شورای دولتی،تامین مالی مرکز تحقیقات دانشگاه رامتوقف کردند زیرا  که  در  بررسی علل فقر به انتقاد ازدولتمردان  که به اتخاذ سیاست های  جنگ  علیه فقرا پرداخته  اند ، اشاره کرده بود ..
 در میان کاهش بودجه مرکزی به طور گسترده تر در ویسکانسین، فرماندار این ایالت، اسکات واکر، به قطع کمک های مالی بدون هشدار قبلی یا توضیح اقدام کرد، و تمام وجوه مورد نظر را به مرکز دولتی  تحقیقات انرژی های تجدید پذیراختصاص داد..

در دانشگاه های خصوصی و دولتی، اساتید معتقدند  که بحث در مورد :نژاد و جنسیت، طبقات اجتماعی، انتخابات، و یا حتی سیاست، می تواند آنهارا در معرض خطر حمله گروه های محافظه کار قرار دهد . این  موضوع شامل  اعضای نگران موسسات عمومی پژوهشی  برابر  امکان جستجوی  پیام ها وایمیل های  آنان نیز تحت قوانین موجود می شود. چون کنترل کننده اصلی  آن موارد، قانون گذاران  قوانین کلی در قبال موسسات مورد اشاره قرار داده است.

دراین میان  کارمندانی هستندکه نظارت  و مراقبت را  با نوشتن  گزارش منفی علیه استادان  ویسکانسین را دنبال کرده ،  تا همانند گذشته در زمان جدید با ارتباط با یکی از اعضای کنگره و  دولت محلی، که دوست  دارند به  دانشگاه حمله کنند پست ومقام بالاتری را دریافت کنند .

پس  ازتضعیف حمایت از داشگاه بوسیله ی قانونگذاران جدید ، استادان دانشگاه ویسکانسین و در حال حاضر امکان مواجه شدن با  اسلجه در غرفه ها وزیرسرپله ها را بعید نمی دانند،  چون این چیزی است که مسببین آن نمی خواهند تلاش برای ایجاد یک فضای امن  بحث وتعامل علمی موثر در دانشگاه حاکم باشد...
خطرازاینجا نشات می گیرد،  قانون گذارانیکه  خود را به عنوان حافظ آزادی بیان در دانشگاهها می دیدند   اکنون در برخورد با آن به عنوان یک عنوان گزینشی برخورد می کنند.و  به دانشجویان  می گویند که موسسات اموزش عالی را به معنی گوش دادن به دیدگاه های نظریه مخالف ببینند،  در حالی که خود آنرا  نادیده گرفته و یا به شدت به فرسایش شرایط ساختاری آن می پردازند  امری که اجازه می دهد چنین آزادی. به تصویر ی کاملاً  دور از موسسات خصوصی تبدیل شود،   بنابراین دانشگاه   باید محلی باشد که در آن به  غربالگری نگرانی ، که بعنوان یک راه که به نفع جامعه تمام می شود نگاه کنند .
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:

 Who’s Really Placing Limits on Free Speech?
[On Campus]

Donald P. Moynihan

ON CAMPUS JAN. 9, 2017
Continue reading the main story Share This Page
Continue reading the main story
Photo
Credit Micky Walls
چه کسانی محدودیت بر آزادی بیان در دانشگاه های آمریکا  وضع می کنند؟

 گرارش نیویورک تایمز  




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ نیویورک تایمز : چه کسانی محدودیت بر آزادی بیان در دانشگاه های آمریکا وضع می کنند؟/Who’s Really Placing Limits on Free Speech?،
لینک های مرتبط :
رویترز درباره ایران و برجام چه می نویسد؟
رویترز درباره ایران و برجام چه می نویسد؟
© AFP 2016/ Majid Asgaripour ایران 13:54 11.01.2017
 خبرگزاری رویترز خبر می دهد که تهران قصد دارد تا در مورد تمدید تحریم های ایران از جانب آمریکا اعتراض نکند و به این ترتیب به برجام آسیبی وارد نخواهد شد. به گزارش اسپوتنیک به نقل از خبرگزاری مهر: رویترز دیدار اخیر دیپلمات های ایران و کشورهای ۱+۵ را مطرح کرده و می نویسد، ایران قصد دارد تا در مورد تمدید تحریم های آمریکا اعتراض چندانی نداشته باشد تا به این صورت از آسیب خوردن به توافق هسته ای جلوگیری کند. تهران ماه گذشته اطلاع داد که اقدام مجلس سنای آمریکا در تشدید تحریم‌های علیه خود و تمدید تحریم‌های ایسا را تلافی خواهد کرد. ایران معتقد است تمدید تحریم‌های جدید آمریکا علیه این کشور نقض توافق هسته‌ای (برجام) است که طبق آن تهران باید در مقابل محدود کردن برنامه هسته‌ای خود، از برداشته شدن تحریم ها بهره مند شود. «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه ایران، درباره این نشست گفت: ایران نگرانی‌هایش در خصوص اینکه تمدید قانون تحریم‌های ایران وضع مجدد تحریم است را ابراز کرد. فکر می‌کنم کمیسیون مشترک، نگرانی‌های ایران را خیلی جدی گرفت.

منبع: https://ir.sputniknews.com/iran/201701112129072/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ رویترز درباره ایران و برجام چه می نویسد؟ /رویترز درباره ایران و برجام چه می نویسد؟،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 دی 1395 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
ترامپ و توئیتر
 

اوباما دردسر جدیدی برای ترامپ ایجاد کرده استJONATHAN ERNST
گزارش و تحلیل 13:56 11.01.2017
 مصطفی مطهری:
بستری برای سیاست سازی و سیاست بازی با نزدیک تر شدن مراسم تحلیف دونالد ترامپ رییس جمهور منتخب ایالات متحده آمریکا در 20 ژانویه سال ۲۰۱۷ میلادی (اول بهمن ماه) گمان زنی ها درباره نتیجه و پیامد های ستایش ها، تمجید ها و تحسین های منتخب ریاست جمهوری آمریکا (ترامپ) از ولادمیر پوتین رییس جمهور روسیه و تصمیمات وی در ارتباط با تحولات بین المللی از یکسو و دوری و فاصله گرفتن از هرگونه اقدام احساسی در برابر رفتارهای اتخاذیِ اعلامی ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر قوت بیشتری می گیرد.
 اوباما دردسر جدیدی برای ترامپ ایجاد کرده است در واقع در مسیر تمجید های رسانه های ترامپ از پوتین است که انگاره های تأملی در حوزه سیاست از برقراری ارتباط آمریکا با روسیه در عرصه جهانی برجسته می گردد. بطوریکه همسرایی با پوتین و قرار گرفتن در کنار روسیه در عصر حضور فیزیکی ترامپ در کاخ سفید و محور شدن متافیزیک وی و اهداف اولویت یافته او در بطن مناسبات و ساختار سیاسی و سیاستی در واشنگتن کم نظیر و تحول ساز خواهد بود. تحولی که به شکل گیری روند جدیدی از روابط میان دوکشور و به تبع آن در عرصه بین المللی و نظام بین الملل منجر خواهد شد. به عبارتی ترامپ با تغییر در سیاست های زمینه ای و تکوین یافته از موضوع دشمن سازی روسیه به دوست برای ایالات متحده آمریکا تبعاتی چند از جنس تغییرات اساسی در جبهه بندی های این کشور در عرصه همکاری ها و ائتلاف ها را بهمراه خواهد داشت. دگرگونی در صفوف و جایگرینی از موضوع تهدید و اساس تهدید از سوی رییس جمهور آینده آمریکا، این کشور را وارد فضا و روند جدیدی از جای گیری ها، موقعیت و جایگاه آنها در عرصه جهانی خواهد کرد. در این راستا به دنبال اظهارات پی در پی ترامپ در رسانه ها و فضای مجازی در مدت اخیر در روزهای پس از انتخاب وی به عنوان ریس جمهور در رابطه با روسیه، پوتین و ابراز احساسات به او و کشورش از یکسو و متهم کردن روسیه از سوی دولت مستجعل اوباما مبنی بر دخالت و دست داشتن در تقلب انتخاباتی و هک سیستم انتخاباتی آمریکا از سوی روسیه و وضع تحریم ها علیه روس ها و رد اتهامات وارده به روسیه و بی اساس خواندن این ادعاها از جانب ترامپ از سوی دیگر، بر متن شدن آینده رو به بهبود این دوکشور باهم و همکاری آنها در کنار هم برای حل بحران های جهانی دلالت دارد. بطوریکه در یک چرخش تاریخی از مواضع دو طرف روسی — آمریکایی بهم بعد از جنگ سرد این دوکشور در تامین منافع مشترک این بار به همزیستی های راهبردی مبتنی بر تفاهم و همکاری خواهند پرداخت. 
 شواهدی از دخالت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وجود ندارد هرچند که اتخاذ و انتخاب این رویکرد و سیاست چالشی از سوی ترامپ (رفع چالش ها و برقراری ارتباط با روسیه) با مخالفت های فراوانی از سوی میدان ها و گروه های (کلونی های) سنتی قدرت و سیاست در واشنگتن روبرو شده است اما ترامپ همچنان آن را به عنوان موضع اصلی و واقعی خود دانسته و بر آن اصرار می ورزد. بطوریکه وی اخیراً در یک پیامی توئیتری در رابطه با این مخالفت ها گفته است «تنها احمق‌ها و ابله‌ها» روابط نزدیکتر با روسیه را رد می‌کنند. وی همچنین بیان کرده است که داشتن روابط خوب با روسیه چیز خوبی است نه بد. وی در ادامه با این ادله که ما به اندازه کافی مشکلات داریم و نیازی به مشکل جدید نیست مدعی شده است روس‌ها برای دولت ما بیش از باراک اوباما احترام قائل خواهند بود. با این حال علیرغم آنچه که باور ترامپ درباره روسیه است و به آن اشاره شد، باراک اوباما به این مواضع ترامپ واکنش نشان داده است و با خطاب قرار دادن جمهوریخواهان گفته است باید بیش از آنکه به پوتین اعتماد داشته باشید به من اعتماد کنید چرا که همه ما در یک تیم هستیم. بهر حال با توجه به اتفاقات اخیر رسانه ای در آمریکا و واکنش های چالشی به روسیه و پوتین از سوی مقامات سیاسی (چه به عنوان مخالف و یا موافق برقراری روابط با روسیه) در این کشور (آمریکا) به نظر می‌رسد دونالد ترامپ حتی پس از دریافت گزارش اطلاعاتی که مسکو را به مداخله در انتخابات به نفع او متهم کرد، نظرش درباره روسیه تغییری نکرده است و هنوز آن را به مثابه دوست خود می داند و به این روند مثبت ر باره روسیه ادامه خواهد داد. در واقع با توجه به این روند تازه شکل گرفته در ایالات متحده آمریکا درباره روسیه و توجه به جایگاه جهانی این کشور از سوی ترامپ و دوست یافتن این کشور و تبدیل کردن روسیه به یک همراه و حتی متحد برای آمریکا نکته ای که در این زمینه قابلیت تحلیلی را پیدا می کند را باید با مسند نشینی ترامپ در کاخ سفید مورد توجه قرار داد. چرا که حضور در راس هرم قدرت اجرایی آمریکا می تواند محافظه کاری و یا رادیکالی بودن وی را به سیاست های سنتی کشورش درباره روسیه را نشان دهد.

منبع: https://ir.sputniknews.com/opinion/201701112129124/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ https://ir.sputniknews.com/opinion/201701112129124/ ترامپ و توئیتر،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 722 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :