نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


              نابرابری اجتماعی درکنگان: یعنی؛بنی آدم اعضای یک "پیکر" نیستند؟
      ‏2+2 ‏ درهمه ی شرایط  مساوی با 4 نیست ‏ مثلا‏ آیا :‏ دومرد بعلاوه 2 مرد ‏=‏ 4  مرد می شود!  جواب:  طبعاً همیشه اینطور نیست‏.‏ این حاصل جمع درست نیست مگر اینکه دروزن و قد و همه ی ویژگیهای دیگر دوطرف جمع مساوی باشد ؟!
 و همینطور قابل تعمیم است  ونه یک سیب+‏ سیبی دیگر - ونه خربزه+‏ خربزه‏ ی =2 می شود و....  البته در حوزه دانش ریاضی نمی توان به نتیجه بطورقاطع درصحت اینگونه محاسبه وخطای آن پرداخت‏!‏اما درسایر عرصه ها چرا؟  ممکن است دلیل اینکه  برخی جمع 2 + 2  را  4 بنویسند اما 5  بخوانند. همین باشد!
در واقع اینگونه افراد نامزد جائزه  ریاضی نوبل نیستند  بلکه  شایسته ی بی رقیب برنده شدن در جائزه ی بازیگری برتر اسكارمی باشند
در قرن گذشته، نابرابری اقتصادی درجهان اول با منحنی شکل( U)مشخص شده است - با شروع منحنی ازبالا به پایین، سپس اوج گیری به شدت افزایش پیدا می کند ودر واقع در همان قالب ثابت مانده است و اکنون بنظر می رسد به شکل( V) درآمده باشد؟!
  اقتصاددان فرانسوی توماس پیکتی برای توضیح این منحنی و  داده ها ی مرتبط با آن  پس از تاکید بر استدلال می گوید: که تمایل  به حفظ نابرابری اقتصادی یک ویژگی ارثی از "سرمایه داری"  که همین روند شکاف ها را عمیق تر کرده  است.
     چگونه "نابرابری" در آزمایشگاه ها وکارگاههای اقتصادی شکل می گیرد؟
 برای مثال در  شهرستان ما ، کنگان، ممکن است یک فرد با تحصیلات متوسط وجود داشته باشد که دسترسی به یک رشته ی دانشگاهی معتبر ندارد، کار ساده ای دارد، به اندازه کافی درآمد کسب می کند، و بناچار در خانواده کم بضاعت زندگی می کند.
 در نزدیک به او، در یکی از محلات ثروتمند شهر، یکی دیگر از فارغ التحصیلان از یک دانشگاه  بارشته ی معتبر، یک کار به خوبی دست پیدا می کند و یک پتانسیل اقتصادی بالا برای دسترسی به تمام امکانات دارد .و از طرفی ممکن است دو فارغ التحصیل  دریک رشته و از دودانشگاه همسطح  جویای کار باشند ولی یکی از این دو بنا به روابطی بسرعت مشغول کار شود. و آن دیگری  بیکار بماند؟ و بهمین ترتیب در در بسیاری از سطوح وطبقات اجتماعی مختلف در جهت برخورداری از فرصت ها، تحصیلات، کارودرامد ودستمزد،درمان، تسهیلات و خدمات اداری و شهری و....می توان شاهد میزان زیادی از نابرابریها بود.
 این پدیده (نابرابری) منعکس کننده سیاست های ناعادلانه یا ضعف عمومی است که برفضای شهر ستان  مستولی است . آیا  حجم آسیب ها وتهدیدات ناشی از  این پدیده را از نظر فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی  را می توان تصور کرد؟
مفهوم نابرابری چیست؟
نابرابری طبقاتی، نابرابری‌ِ را شامل می شود که ریشه در ساختار زندگی‌ اقتصادی داشته باشد و به عملکرد متفاوت اقتصادی مربوط می‌شود و ممکن است از راه  عدم نظارت صحیح نهادهای اساسی اجتماعی و قانونی هر دوره تداوم یافته و تشدید شود. مفهوم نابرابری با نظریه های عدالت اجتماعی ارتباط دارد و به توزیع نابرابر دسترسی به فرصت ها و ثروت در میان اعضای یک جامعه اشاره دارد. به عنوان مثال؛ دست کم:
10 درصد از جمعیت،30 درصد از درآمد عمومی را دریافت می کنند
و 50 درصد از جمعیت،  12 درصد از درآمد عمومی را  بدست می آورند.
در حالی که بهینه موضوع به این معناست که هر سهم  بخش جمعیتی تقریبا نزدیک به  سهم درآمدی دیگر بخشها ی جمعیتی باشد( منهای تفاوت های فردی )موردی برای نمونه درباب تخصصی و غیر تخصصی ویا اختصاصی وغیر اختصاصی.
10٪جمعیت = 10٪ یا 12٪ از درآمد  عمومی دریافت می کنند،
ویا  50٪ از جمعیت 50٪ یا 60٪ از درآمد عمومی را دریافت می کنند.
و برهمین پایه یکی از نشانه های جامعه توسعه یافته میزان دریافتی سرانه نقدی ومحیطی در عرصه های مختلف( فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی ودرمانی، خدمات و...) با معیاری متناسب استاندارهای تعریف شده است.
 
تنوع نابرابری اقتصادی از مناظر متعدد عبارتند از:
1. نابرابری درآمد
درآمد به همه چیزهایی که فرد به طور منظم با آن مواجه می شود، اشاره می کند؛ شامل دستمزد، حقوق بازنشستگی، بهره بانکی، بازپرداخت سهام و اجاره، و نابرابری درآمد یعنی توزیع نابرابر درآمد در میان اعضای یک جامعه واحد.
2. نابرابری در پرداخت / دستمزد:
نابرابری در دستمزدی كه در آن كاركنان حقوق مشابهی برای شغلهای مشابهی به دست می آورند، صورت می گیرد، و دستمزد می تواند از یك مرحله تا مرحله ی دیگر برای یک شغل متفاوت باشد یا با توجه به شرایط غیرواقعی متضارب باشد.
3. نابرابری در ثروت
ثروت به کل مبلغ دارایی های یک فرد یا خانواده اشاره می کند و ممکن است شامل دارایی های مالی مانند اوراق قرضه، سهام، اموال منقول وغیر منقول و حقوق بازنشستگی خصوصی باشد. بنابراین نابرابری در ثروت به توزیع نابرابر دارایی ها در یک گروه از افراد همان جامعه واحد اشاره دارد.
4. نابرابری فرصت ها
نابرابری در فرصت ها  خود منبعی برای سایر انواع نابرابری می شود. برای مثال،زمانیکه همه ی داوطلبان کیفیت تحصیلی به زمینه ی مساعد دلخواه یا  وقتی افراد دارای تحصیلات  یا مهارتهایی  باسطح بالا به  بازار کار دسترسی برابر ندارند، آنها  به شرایط مساوی درنقش آفرینی  دست نخواهند یافت و یا  نقش کاری خود را تامین شده  نمی بینند.
  نابرابری در اقتصاد چگونه ایجاد می شود؟
نابرابری در درآمد، امتیازات ومزایا و فرصت ها بوسیله چندین عامل مربوط به افراد خاص، موسساتی که در آن فعالیت می کنند، تنظیم بازار کار خود و برخی سیاسات دولتی  ویا گریزگاههای قانونی ایجاد می شود.
1.  نابرابری در بکارگیری سرمایه انسانی
حقوق و دستمزد که توسط افراد یا ثروت آنها به دست می آید، با توجه به اندازه سرمایه گذاری انسانی که  آنها زمینه ی مراجعه مساعد به آنها دارند ارائه می شود متفاوت است، بنابراین آموزش عالی و رشته تخصصی،برخی  مدیران ارشد ومیانی و مدیران محلی بانفوذ یا منتخبین مردم در مجلس وشورا  نقش خود را در گسترش و بازتولید سیستم کار،  پذیرش و دستمزد بصورت سازنده بازی نمی کنند.
به عنوان مثال، تعریف دامنه ی برابر بین طبقات کارجو ویا شاغلین، نقش خود را در صورتی که میزان تقاضا وشرایط افراد در یک جامعه برابر است، نقش خود را  فراگیر ایفا نمی کند.
2 .عدم تعادل بازار و نوسانات کار
تحولاتی خواسته یا ناخواسته در بازار کار وجود دارد که بر تفاوت های درآمد صنوف و دستمزد کارگران وکارکنان تأثیر می گذارد . تغییرات تولید ، توزیع ومصرف وهمچنین شرایط کلی اقتصاد وپیمانها ونداشتن الگوی « حمایت از درآمد ها »  با گسترش نو سانات ارزی و تجاری، جذب نیروهای غیر بومی  دیگر و... همه برپایداری درآمد وقدرت خرید شهروندان تاثیر می گذارد.
3. عقب نشینی غیر مجاز
هرچه کارآیی سازمانها  ودستگاهها در برنامه ریزی بالاتر باشد صنوف ،کارکنان و  کارگران بیشتری دستمزد حقوق و درآمد منصفانه تری کسب می کنند. هنگامی که یک کسب و کار با مدیریت ضعیف و سفارشات دست بالائی برای انعقاد یک پیمان  تنظیم می شود ممکن است تفاوت های دستمزد ناعادلانه را در میان کارگران پیدا کنیم(قانون کار نادیده گرفته می شود) ، زیرا بعضی از پروژه ها  تنها با توصیه ی موقتی کارفرمایان ایجاد می شود. تضعیف دستگاههای متولی اشتغال و ناتوانی آنها برای  تعامل و یا مذاکره با کارفرمایان  فرصت های لازم  را برای نابرابری تقویت می کند. برای مثال سالهای گذشته قبل از عید نوروز بسیاری از کارگران بومی تعدیل و تسویه شدند؟!
  4. کاهش نقش حمایتی ونظارتی دولت ومجلس وسایر نهادهای مرتبط :
  نوع نگاه دولت  به اقتصاد منجر به کاهش نقش آن به عنوان مدیر توزیع درآمد سود و دستمزد و مزیای  آن در بازار آزاد  میشود. این امر منجر به انتخاب الگوهای  صرفاً دید طولی ونه عرضی در جامعه می شود - که بیشتر از سوی بازار آزاد و سرمایه داران حمایت می شود - که بنوعی باعث افزایش نابرابری در میان افراد می شود. کاهش سهم شهروندعادی از طبقه کارگر وبازاری یا کارکنان جزء از  ثروت منجر به کاهش ظرفیت  درمان نابرابری  می گردد.
در بخش خصوصی، میزان امنیت شغلی کارکنان کاهش می یابد و حجم اشتغال در مقایسه با بخش دولتی کاهش می یابد.
                زیان نابرابری چیست؟
نابرابری تهدیدات و زیان های مستقیم و غیر مستقیم را برای اقتصاد واجتماع ایجاد می کند.  سرمایه انسانی  را به دو بخش برخودار وغیر برخودار ویا فعال وغیر فعال تقسیم می کند  و زیان های اقتصادی را به همان اندازه که این ظرفیت انسانی می توانند تولید کنند، ایجاد می کند.
نابرابری همچنین می تواند به دلیل  حرمان و محرومیت  به نارضایتی  منجر شود، که منجر به تلفات اموال، دارایی ها وبروز تهدیدات بر منابع انسانی در اجتماع  و اقتصاد شود.
در آغاز قرن 21، برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) توانست یک معیار جامع  کمی را در زیان ناشی از نابرابری، تفاوت بین شاخص توسعه و شاخص توسعه  نسانی معرفی کند.
این برنامه دو شاخص را نشان می دهد: HDI، که میزان پیشرفت هایی که در توسعه کشور از طریق بهداشت، آموزش و  سرانه درآمد حاصل شده است، و سپس  IHD I، که برابر با مقدار توسعه یا شاخص توسعه منهای نابرابری است، اندازه گیری می شود. بنابراین نابرابری تفاوت بین دو شاخص بوده و نشان دهنده میزان تلفات وخسارات در توسعه انسانی می باشد...

چگونه با نابرابری مقابله کنیم؟
به نظر می رسد بهترین و موثرترین نقطه شروع  در این پروسه افزایش آگاهی عمومی و همیشه نقش  مجلس و دولت در اتخاذ سیاست هایی است که بیشتر به طبقه فقیر و متوسط  اهتمام داشته  و از طریق یک سیاست مالی منصفانه و سیاست های منصفانه عمومی که شامل حمایت همه جانبه  از طبقات میانه و فقیر برای تامین نیازهای مناسب زندگی است، که با استعانت از بهبود قابلیت های بخش دولتی وخصوصی قابل اجرا می باشد.
همچنین باید مشتاق به تضمین ارائه فرصت های برابر در آموزش و تکمیل فرایند توسعه ی مهارتها  برای همه اعضای جامعه و سرویس دهی عمومی در اطلاع رسانی شفاف داده های بروز شده ی مورد نیاز ، گسترش مقررات  تسهیل کننده جذب وپذیرش طرح ها وپروژه ها، توزیع عادلانه امتیازات ، توسعه ی  توانایی بخش خصوصی  مطابق با استانداردهای ملی و بومی درسرمایه گذاری و توسعه کارگاههای دانش بنیان و...
همچنین لازم است به این نکته اشاره شود که  میراث نابرابری را از نسلی به نسل دیگر  بر اساس جغرافیایی مختلف منطقه، منتقل می شودکه عموماً  بومیان را برای رسیدگی به امور مورد علاقه در این عرصه به حاشیه  می راند و شکاف نابرابری را بیش از پیش عمیق تر می کند.
آنچه باقی مانده  دراین مسیر است که می گویند : در راه  مبارزه با نابرابری نیاز به یک محیط انعطاف پذیر  وفضای مشحون از تعامل عمومی، و سطح بالایی از شفافیت، و تلاش نهادهای نظارتی رسمی فعال می تواندبه ثمربخشی این فرایند کمک بیشتری نماید .
بنابراین  "برابری " برفراز قله ی کوهی بلند قرار دارد  که او برعرش خود ساكن است حرکت نمی کندوبسوی ما نمی آید، تنها مارا می خواند  هرکه می خواهد به آن دست یابد باید بسوی آن برود این رویه ی است که باید به آن اهتمام ورزید.
  




نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/نابرابری اجتماعی درکنگان: یعنی؛بنی آدم اعضای یک "پیکر" نیستند؟/برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) / IHD I، HDI،
لینک های مرتبط :


 
کتاب جدید آمریکائی: لیبرالسیم؛ شکست خورده است.
ضد  هویت ملی:
چرا لیبرالیسم موفق به صادرکردن مدل خود به خارج از آمریکا نشد؟

 نویسنده استاد علوم سیاسی دانشگاه : جان جی میرشایمر
   جان جی . میر اشمایر(John J. Mearsheimer) استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، در کتاب جدید خود، "توهم بزرگ: رویاهای لیبرال و واقعیت بین المللی"، به دنبال توضیح این  مطلب است که چگونه لیبرالیسم موفق به صادرکردن مدل خود  به  خارج از مرزهای  آمریکا نشد و درادامه آنچه سیاستمدار ایالات متحده باید برای جلوگیری از آن انجام دهد را در  بررسی این شکست تشریح کرده است.
: از زمان پایان جنگ سرد، سیاست خارجی ایالات متحده بدون در نظر گرفتن توازن قدرت بین المللی و هویت ملی که در برخی از کشورها حکمرانی می کند، چشم انداز لیبرال را در جهت گیری های خود دنبال کرده است و نتیجتاً  پیامدهای غلطی  بدست آورده است که موجب جنگ بیشتر برای جهان شده است و   نه تنها به صلح و امنیت بین المللی کمکی نکرده است بلکه آن در معرض هرج ومرج و تباهی قرار داده است....

لیبرالیزاسیون( لیبرالی کردن سایرکشورها) :

 نویسنده مذکور در کتاب خود؛ سلطه امپریالیستی را به عنوان یک استراتژی بلندپروازانه توصیف می کند که در آن دولت  آمریکا قصد  داشت و دارد تا بسیاری از کشورها  را براساس سیاست خود به دموکراسی های لیبرال  دلخواه خود تبدیل کند  و در عین حال درقالب آن،مدعی بود که با  ترویج اقتصاد بین المللی باز و ایجاد نهادهای بین المللی در نهایت با  طرح هدف ایجاد جهانی امن مورد نظر خویش،  با کاهش جنگ ها و  بهبود رژیم عدم  گسترش تسلیحات سلاح های کشتار جمعی و تروریسم و کاهش نقض حقوق بشر، امن تر و پایدار تر بنمایاند؟!
درحالیکه، این دیدگاه  طور کامل اشتباه است زیرا ابرقدرت ها ی دیگر به ندرت به دنبال سیاست های گسترده لیبرال هستند، به ویژه در سیستم دوگانه یا چند قطبی، زیرا در این مورد انتخابی واحد وجود ندارد تمرکز بر قرار دادن آن در تعادل قدرت جهانی، با توجه به دستورات  عملگرایانه  بقای  ترس استعماری، سلطه  و  حمله به آنها از سوی دیگر قدرت های بزرگ دیگر حفظ شده است . بنابراین، قدرتهای بزرگ، رفتارهای پرخاشگرانه خود را درمقابل گفتمان لیبرال ها  حفظ می کنند، به این معنی که  ممکن است آنها  صرفاً مانند لیبرال ها صحبت کنند  اما مانند واقع گرایان عمل می کنند.
در مورد سیستم  تک قطبی، قدرت های بزرگ می توانند سیاست خارجی  متکی بر لیبرالیسم را دنبال کنند که موجب  شود که آنها در امور داخلی کشورهای دیگر برای ترویج دموکراسی دخالت کنند.
  نویسنده معتقد است:  که سلطه لیبرال، اهداف خود را به دست نخواهد آورد وحتماً  با همه هزینه های  سنگین شکست خواهد خورد و  دولت لیبرال وارد جنگهای بی پایان خواهد شد. این ادعا  همچنین با ملیت های ناشناخته ای درگیرشده و آنها  را به همراه نخواهد داشت و سطح درگیری در سیاست های بین المللی را افزایش می دهد و به کاهش آن منجر نخواهد شد....
علاوه بر این، مسلما رفتار نظامیگری دولت آمریکا ارزش های لیبرال خود را که خواستار حل مسالمت آمیز اختلافات است تهدید می کند و حتی اگر دولت لیبرال اهداف خود را در جهت گسترش دموکراسی در داخل و خارج از کشور، ارتقاء ادغام اقتصادی و ایجاد نهادهای بین المللی به دست آورد، صلح جهانی هرگز محقق نخواهد کرد زیرا  جوامع با ایدلوژی خاص و اصرار برهویت ملی و حقوق فردی که برای خود قائلند و براساس فرهنگ خود آن را تعریف کرده اند  با روند نه گفتن به لیبرالیسم در مقابل آن موضع سختی گرفته و با آن مبارزه می کنند...
شکست لیبرالیسم آمریكا:
  "سیاست خارجی آمریکا  بویژه از سال 1993 تا 2017" که به  تغییر جهان از  دیدگاه ایالات متحده پرداخته بوددست آخر؛  از خوش بینی  یک ابرقدرت قادر به رهبری نظم بین المللی در پی فروپاشی اتحاد شوروی سابق منجر به بدبینی در مورد ناتوانی در حفظ صلح ثبات بین المللی پایان یافت. برای مثال در خاورمیانه و اوکراین، عراق ، سوریه وافغانستان وغیره  وحتی اروپا چیزی جز نابودی وخرابی و احتمال روز افزون جنگ وهرج ومرج اثری بجا نگذاشت. در واقع هرجا لیبرالیسم با مقاومتی روبرو شد در مقابل آن بشدت شکست خورد. و سیاست لیبرالیسم ابزاری برای جنگ و ناپایداری شناخته شد.
 میراشمایر یاد آور می شود : درپایان لازم است ؛ نخبگان آمریکا  با  بیدار شدن و درس گرفتن از شکست های متوالی لیبرالیسم درجهان وشناختن حدود مرز خود و  دورشدن  از تحمیل هزینه های سرسام آور،  بی نتیجه ی آن برمردم آمریکا آن راهبرد معیبوب را کنارکذاشته و به واقعیت موجود و ارزیابی صحیح از هویت ملی خود ودیگر جوامع بپردازند.
 تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:

John J. Mearsheimer, “The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities”, (New Haven: Yale University Press, 2018)
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/خلاصه ترجمه کتاب/John J. Mearsheimer، “The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities”، (New Haven: Yale University Press، 2018)،
لینک های مرتبط :


                 یادگیری تفکر انتقادی، باعث می شود شما باهوش تر باشید .. چگونه؟

 سایت سایکولوژی تودی (Psychology Today) : بعضی از خوانندگان ممکن است فکر کنند که لازم است فرد باهوشی باشند که بتوانند فکر انتقادی داشته باشند، اما نتیجه منطقی این است که با یادگیری تفکر انتقادی شما  هوشمندتر خواهید بود.
 اینگونه  با عبارات بالا دکتر "ویلیام آر.کلم-William R. Klemm Ph.D "  مقاله خود در  سایت مذکور، آغاز می کند : "این فرض که فرد می تواند یاد بگیرد به طور انتقادی فکر کند (یعنی هوشمند بودن) یک فرض معتبر است. امیدوارم  بتوانم به شما نشان دهم که چگونه می توانید با یادگیری مهارت های تفکر انتقادی  هوشمند باشید .
از خودتان بخواهید که به طور انتقادی فکر کنید
وقتی به خواندن  مطالب یا گوش دادن صحبت های دیگران  مشغولید خود را  وادار کنید توجه بیشتری داشته و یا با اطلاعات و داده های پیش رو  کلنجاربروید. سوالاتی که  در اینجا مطرح می کنید مشارکت شما در این عرصه را تایید می کنید
بیاموزید که چرا اشتباهات در  چرخه ی افکار شایع می شوند؟
: متأسفانه - اکثر بزرگسالان حتی در کالج ها و دانشکده ها  منطق را مطالعه نمی کنند، ممکن است  دوره های  مرتبط کالج اختیاری باشند، اما منطق و حس مشترک ممکن است کافی باشد. در اینجا  به برخی از جدی ترین اشتباهات تفکر اشاره می شود:
جذب قدرت و یا اجماع شدن (چشم بسته) : تلاش برای  تبرئه ی  نتیجه گیری که توسط تعدادی از افراد یا  صاحبان نفوذ که عقیده مشابهی دارند، توجیه می شود.
- شواهد انتخابی: هر گونه انتخاب اطلاعات و شواهد که از نقطه نظر خاصی پشتیبانی می کند و   شواهد و استدلال هایی که از دیدگاه مخالف پشتیبانی می کنندنادیده گرفته شوند  نویسنده اشاره کرده است که این روش نه تنها ناعادلانه است بلکه مضر نیز هست، به طور کامل، معمولا  برخی نکات صحیح جذب می شود.

- استنتاج دایره ای: هر نتیجه گیری از نتیجه بحث برای حمایت از استدلال. این خطا معمولا زمانی اتفاق می افتد که فکر می کنید شواهدی را از دست داده اید.
 - (وابستگی)تعصب شناختی: برای دستیابی به دیدگاه خاص یا موقعیتی با پایداری ، زمانی که امکانات دیگر در دسترس هستند. برای مثال، برخی از  شطرنج بازان  ماهر ممکن است زمانی که یک تاکتیک بهتر در دسترس است، از مانور صوری خوبی استفاده کنند.
 - خلط کردن (اشتباه ارتباط و علیت): هنگامی که دو چیز  باهم اتفاق می افتد ، به ویژه هنگامی که  موردی با فاصله ی کوتاهی قبل از دیگری اتفاق می افتد، فرد نتیجه می گیرد که یکی از علت های  مورد دیگر بدون  علت مستقیم  بر سببیت است، و این فرض توجیه پذیر نیست. " زیرا دلیل هر دو رویداد می تواند متفاوت   و چیز دیگری باشد. به عنوان مثال: باران  و رعد و برق با هم اتفاق می افتد  اما به نظر می رسد با هم حادث شده اند ، اما  هیچکدام  باعث  اتفاق دیگری نیستند.
- ( نتیجه گیری انفرادی)اشتباه منحصر به فرد: نادیده گرفتن شناخت عناصری از سازگاری در چند ایده یا افکار به ظاهر متناقض. مهم است بدانیم که این ایده ها ی مستقل، سازگار یا متقابل منحصر به فرد (متقابلا منحصر به فرد) هستند. به عنوان مثال: مفاهیم تکامل و خلق معمولا به عنوان مفاهیم متقابل منحصر به فرد استفاده می شود. با این حال، اعلام کرده اند که عناصر رایج و سازگار با شیوه های دیگرمطابقت دارند.
- انحصار در تشبیه بدلی: ایده را با یک مقایسه موازی مطرح کردن، در مقایسه ی   سیب را با پرتقال توضیح دهید. هرچند شبیه سازی ها و استعاره ها ابزار قدرتمندانه ای هستند، اما آنچه که به آن اشاره شده، برابر نیست.
 - نتیجه گیری جهشی:   استفاده از چند واقعیت قلیل برای رسیدن به نتیجه نهایی، این وضعیت به دلیل ناتوانی درطرح، تفریق و آزمون فرضیه هایی که برای رسیدن به نتیجه استفاده می شود، اتفاق می افتد، شایع ترین  عارضه ی آن در این است که به جایگزین فکر نمی کنید.
- تعمیم بیش از حد: این فرضیه که  موضوعی برای کسی درست است، بر شخص یا چیز دیگری اعمال می شود. به عنوان مثال: برخی از دانشمندان که به  مطالعه اراده آزاد می پردازند ادعا می کنند که روند تصمیم گیری برای فشار دادن بردکمه کنترل  برای تصمیم گیری پیچیده تر است.
                         یادگیری استراتژی های خاص
-افکار خود را بشناسید و به طرف های  تعامل توضیح دهید که نیاز به تفکر دارند. این هنر درونی است. این تمرکز بر ادراک فرد از میزان اموری است که او مانند: توجه، تمرکز، تعصب، بی طرفی ، حالت احساسی وهیجانی، اکتشاف گزینه ها، تفسیر یاتعبیر و اعتماد به نفس ، در خود تکیه دارد.
- توانایی  تمرین بر تمرکز  در یک دنیای چند کاره ، توانایی دانشجویان و ... برای تمرکز معمولا محدود است. زیرا آنها به خوبی گوش نمی دهند و ذهن آنها به راحتی منحرف می شود و معانی را از چیزی که آنها به خوبی می خوانند ، استخراج نمی کنند.
از استدلال مبتنی بر شواهد استفاده کنید. عقیده (نظر) و حقیقت را باهم  اشتباه نگیرید. یعنی وقتی دیگران چیزی را ادعا می کنند، بدون تایید شواهد آن را قبول نکنید و سپس شواهدی را علیه این ادعا  جستجوکرده ومطرح کنید.
- گم شده(حلقه ی مفقوده ) چسیت؟ آن را انتخاب کنید یعنی  برای شناسایی نکات مهم که در گفت وشنود یا خواندن ذکر نشده اند. این معمولا زمانی اتفاق می افتد که کسی تلاش کند شما را  با دیدگاه خود متقاعد کند.
-مطرح کردن پرسش ها و پاسخ های مرتبط  (سناریوهای احتمالی و سوالات مرتبط متنوع )
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منبع:  https://www.psychologytoday.com/us/blog/memory-medic/201710/how-learn-critical-thinking#




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/منبع: https:/ (Psychologدکتر "ویلیام آر.کلم-William R. Klemm Ph.D " y Today)/www.psychologytoday.com/us/blog/memory-medic/201710/how-learn-critical-thinking#،
لینک های مرتبط :



برداشتهای ناصواب و غیرتفسیری ازمعنی آیه
  "لااکراه فی الدین"درآیه الکرسی سوره بقره

نگارش:اسمعیل مختارپور
دوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث
آذرماه نودوهفت
دین ومذهب به دلیل دارابودن پایگاه مهم اجتماعی وفکری همواره دارای نقشی اساسی درزندگی مردم داشته ، دارد. قوانین والزامات آن ملازمت تام بافطره وشاکله هیئت انسانی داشته، بنیادهای فکری واوامراخلاقی وعملی مردم درطول تاریخ برآن بنانهاده شده است.
- لذاپایه اساسی وفکری وجهان شمول آن همواره مدنظرمردم بوده وسعی شده و اوامرونواهی دین برآن پی ریزی شده  برای سعادتمندی دنیاوآخرت مردم می باشد،
-وهمواره دین ازمردم خواسته مسائل،موضع گیریها وواقعیتهاراسطحی وقشری نپذیرند،زیراشناخت ومعرفت تعالیم دینی ، همواره مدعی پاسخگویی به تمام نیازهای مادی ومعنوی بشری درطول اعصاروتاریخها بوده است..
  بنا به دلیل اصالت  وکامل بودن وعدم تحریف موضوع، پایگاه مردمی وشرافت ومعنویت متن ونصوص قرآنی همواره دراذهان عمومی به بحث،نظرکنکاش وحتی چالش کشاندن، وزیرسوال بردن آیات منجرمی شود.
-طبق برداشت ظاهروروخوانی قرآن درآیه الکرسی، فرددر پذیرفتن دین کاملا آزادومختاراست ومی تواندنپذیردوقبول نکند.زیراخداوندخود فرموده است (لااکراه فی الدین)ازسویی ویژگی مهم این نصوص دینی مخصوصاًدر اسلام مبری بودن ازهرگونه تحریف وانحراف وحتی پاسخگوی دقیق به شبهات علمی وهمی وحتی خرافی مخاطب می باشد
- آنچه درمیان مردم کوچه وبازاروانجمن هاومحافل روشنفکری دانشگاهی مطرح می شود به چالش وزیرسوال بردن آیه256سوره مبارکه بقره است لااکراه فی الدین ...بنظراینان،ازاین آیه  صرفاً چنین برداشت وقرائت می شود
که فرددرپذیرش دین  مختاروآزاداست.وهر جورکه می خواهدمی تواندعمل کندوبپذیردویاردکند،  فهمیده می شود.
ودربرداشت ترجمه ،تفسیر، وفن استفاده، وعبارات استنباطی وتفسیری به فاکتورهایی تفسیری مثل عبارتهای محکم ومتشابه،مجمل ومقید،اسباب وشان نزول، ناسخ ومنسوخ وسایرمواردنیازنیست.،وحتی به ادامه خودآیه مذکورآنجایی که می فرماید: "قدتبین الرشدمن الغی"نیزتوجه ندارندواین طوروانمودمی کنندکه هرزمان ودرهرجاعقایددینی ومذهبی طبق ظاهر همین آیه پذیرش آن جنبه آزادودموکراتیک دارد.وهیج فکروفردی قدرت بازدارندگی افرادوکوچ اجباری آنان به تفسیروقرائت ازمذهب ،بجزخودفردندارد.
درنگاه اول شایدهم من حیث ظاهرادعاوبیان این افراد خوش توجیه، شیرین باشد.اماباتوجه به تفسیرتخصصی آن ومدنظرداشتن ذیل خوداین آیه وحتی سایرآیات قرآن وتاریخ شان نزول آن نه تنها این چنین ساده نمی توان برداشت تفسیری کردکه هیچ ،بلکه اگردین و تمام برداشتها وقرآتهای دینی به غیرازدین اسلام ختم شود،فرداززیانکاران خواهدبودونتیجه ای جزخسران وضرردردنیاوآخرت دربرندارد.
 درپایان به تاریخ شان نزول این آیه اکتفامی کنم امیداست عزیزان بامراجعه به متن ونصوص تفسیر برداشت مفسرین راخودمطالعه ومطمح نظرقراردهند
 شان نزول *آیه لااکراه فی الدین قدتبین الرشدمن الغی درآیه الکرسی به نقل ازتفسیرنمونه ج ا ص 231
مردی ازاهل مدینه به نام ابوحصین دوپسرداشت. برخی ازبازرگانانی که به شهر مدینه مبادله  کالاو  وردآن داشتند،هنگام برخوردبااین دوپسرابوحصین،اینان رابه آیین مسیحیت دعوت می کردند.پسران نیزتحت تاثیراخلاقی دعوت بازرگانان درامدند، پدرشان ابوحصین ناراحت شد،ونزد رسول خداشکایت بردوخواست پیامبرباقهرواجبارآنان رابه مذهب خودبرگرداند؟آیه نازل شدواین حقیقت رابیان داشت.که درگرایش به دین زورواجباری درکارنیست.نه اینکه هرلحظه وهرزمان که فردباهربرداشتی وهرذائقه نفسانی وحیاتی دوست داشته تغییردین وآیین بدهد.وخودفهم آیات قران وامرتفسیرراشخصا استنباط کند ومدعی دریافت حقیقت معارف دین شده است.
 آیه الکرسی درواقع مجموعه ای ازتوحیدوصفات جمال وجلال خدامی باشدکه اساس دین راتشکیل می دهدو درتمام مراحل بادلیل عقلی قابل استدلال است ونیازی به اجبارواکراه نیست.چون به دنبال ان ایه می فرمایدقدتبین الرشدمن الغی یعنی راه درست ازبیراهه آشکارشده است.این آیه وادامه آیه آیت الکرسی،پاسخ صریحی به آنهایی است که تصورمی کننداسلام ودرتمام  مواردجنبه تحمیلی واجباری داشته وبازوروشمشیروقدرت نظامی پیش می رود.زیراهمانطورکه درادامه آیه می فرمایدراه رشدازگمراهی روشن شده است.
 مگرمبنی تشخیص راه هدایت، رشدعقل نظری سلیم نیست که طبق حکمت خالق دروجودوذات بشرتعبیه وقرارداده شده است که سیستمی هماهنگ وروشن گرراهی است برای ادامه حرکت تکاملی روبه  جلو  وفرمانده اکتساب وورودبه جامع لذات واقعی وپایداردرعالم دنیاست.
  واین عقل موافق بافطرت وگرایشهای عالی درونی انسانی است که درهمه افرادبشری هماهنگ وهمسوویکسان داده داشته است.ولذاخداوندبه وسیله عقل که راهنمای درونی فردی است،خواسته انسان هدف متعالی خودراتطبیق دهدودرموضع گیریهای واعلام نظرهمواره اعضاء وجوارح بدن درزیرمجموعه عقل سلیم بحرکت روبه جلو وصواب ادامه حیات دهدومسولیت این اعضاء درجهت ادامه زندگی واستفاده ازلذات هستی زیرمجموعه عقل سلیم قرارداده است واین امتیازسالم انسانی ازهیچ فردی سلب نمی شود
  خداونددرسوره آل عمران آیه 85
می فرماید:
ومن یبتغ غیراسلام دینافلن یقبل منه وهوفی الاخره من الخاسرین
که اتفاقافردمی بایست بااستفاده ازابزارعقل وفطرت خودکه بصورت هدیه فیضی دردرون بدن فردبه مثابه معیار،میزان ومفتاح قرارداده شده است،استفاده کند تافردحتی اگرمثلابراثرضرورت وعدم دسترسی به منابع مطالعاتی  ومفسرین کتاب الهی،خودعقل سلیم ساده خودرابکارببردوبتواندصحت این انطباق وتساوی آن درتمامی مواردحیات به اسانی مشاهده کند وبسادگی راه سعادتمندی خودازبیراهه های مکاتب ساختگی ذهن واندیشه بشری معاصربرهاندزیرا دین جای هیچ گونه شک وشبهه ای وسوال بدون پاسخی برای مردم، باقی نگذاشته است.

نگارش اسمعیل مختارپوردوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث آذرماه نودوهفت



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
          چرائی مطالبه گری وچیستی پاسخگوئی ؟
 چرائی مطالبه گری؟
مطالبه پیامبرگرانمایه اسلام از امت مسلمان :
 رسول اعظم (ص) کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته(1)
آیا می دانید که دانشمند بزرگ "لینوس پائولینگ" برنده  دو جایزه نوبل : در شیمی و در صلح، به رغم موفقیت های علمی بزرگی که  وی  به دست آورده بود،وقتی که گفت : ویتامین C  باعث طول عمر  می شود! به سادگی  اورا خرف زده ودیوانه لقب دادند ، زیرا ارزش برخی نظرات بموقع شناخته نمی شود!   درمجموع تاسف و نگرانی از آسیب های اجتماعی درسطوح  جوامع مختلف و عدم اعلام وصول بموقع طرح مطالبات و پاسخگوئی شفاف برخی صاحب منصبان یک پایه ی مشترک دربرداشت های عمومی گاهی سوء تفاهمی را درپی دارد.
    دراین مطلب   سعی براین است با ارجا ع اذهان به این مبحث ، پیرامون عنوان بالا گوشه های از اهمیت آن را بازگو نمایم:
 نکته مرتبط  از دنیای رسانه:طرح مطالبه وسوال زمینه ی لازم و  زمان ومکان مناسب ارزش خاص خودش و طبعاً پاسخ ناشناخته اش را درپی دارد برهمین اساس از روزنامه نگار فعالی در عرصه ی پرسشگری پرسیدند که   ارزش نقدی سوالاتت چقدراست ؟ پاسخ داد اگر سوالی چالشی را ازمسئولی پرسیدم  برهمان اساس  دلارهای چشمگیری از سوی موسسه ی محل کارم  به حسابم واریز می شود و اگر  سوالی ساده از مدیر مسئول تحریریه نشریه خودم کردم مثلاً  گفتم این پول از کجا می آید وچرا ؟ دوبرابر همان دلارهای پیشین از حسابم کم شده و احتمال بیکار شدنم می رود!
 اما با وجود همه ی این تراکنش ها - بودن رسانه با همه کم وکاستیش بهتر از نبودنش است.  گرچه شهروند احساس می کند همه مطالباتش طرح نمی شود و ناچاراست در بخشی ازماجراهای روزمره از شبکه اجتماعی و نشست های  بازوبسته ی اطلاع رسانی برای اظهار درخواستش بهره می برد که هرکدام محاسن ومعایب خودش را  همراه دارد.
لذا درهمین راستاست که چگونگی پرداختن به مطالبات از سوی  مطالبه گر و نقش شخص پاسخگو  درهرمرحله ی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند
مطالبه گری چیست ؟
 همراه با رشد آگاهیها و توسعه ی آبادیها ضرورت دارد که زیرساخت های متنوع شانه به شانه نیازمندی ها حداقل بصورت نسبی ایجاد گشته و مورد بازسازی و گسترش قرار گیرند  بخصوص وقتی که تعاریف هریک از موضوعات ، استانداردهای متعارف، مقایسه ها  و نهایتایتاً معیارهای ارزیابی کم وبیش در دسترس همگان قرار می گیرد . واز همینجا پرسش و پاسخ ها متبلور می شود. و بهنگام انتخابات دستمایه ی برای بسیاری در راستای عرضه ی خود متبلور می گردد .... ؟
   که این  رویه به سهم خود خطائی مصطلح، قوی تر  از صحیح مجهول‏  متاسفانه جا افتاده است ؟
قاعده ی در تاریخ   جوامع شهری قابل مطالعه است که  هرگاه شهروندان هوشیارند  همانطور که عقلای جمع و بزرگان معتمد قوم می خواهند  درواقع کارگاهی کوچک شکل می گیرد که مشکلات بزرگ را از میان برمی دارد  مهم نیست که این کارگاه کوچک است  زیرا اهمیت آن دراین است که اراده خواستن  با انرژی سرسام آوری و توانمندی شگفت انگیز   با نقش جوانانی  تلاشگر که در متن آن نهفته است هدف بزرگی را در سر دارد
و اکنون نشانه هائی از این فرمول در شهر مان دیده می شود هر کسیکه باوری شرافتمندانه برای یاری شهرش دارد در فراخوان عمران و آبادی و توسعه ی جامعه اش تنها به یک ماموریت در مرتبه اول می اندیشد سرافرازی  شهرمان کنگان ...
وروشن است که احیای مطالبه گری صرفاً برعهده موسسات و گروههای خاصی نیست  حتی خود جوانان نیز می توانند برای گسترش این فرهنگ در میان قشرها وصنوف جامعه همت لازم را بکار گیرند  و سایر دوستان و همفکران خودرا در مطالعه کردن و نوشتن خواسته ها و گرد آوری انتظارات از میان سطوح و طبقات مختلف  از طریق  ابزارهای  عملی  فعال به تحقق موفقیت  و تكوین  نسل مطالبه گر که با مطالعه وتحقیق که  مهارت اساسی ومهم  برای هر انسان صرف نظر از زمینه ی کاری  و عرصه ی فعالیتش در در همه ی احوال است  آن دو را دنبال  خواهدکرد .‏
- نگران بودی یا سرحال  چاره ی جز مطالعه نیست  و لازم است مطالعه داشته باشی که چیزی دستگیرت شود،دقت درمطالعه آن را لذت بخش می کند و اتفاقاً همین نکته باعث می شود  هرگاه  ایده ی را بخواهی در هنگام نیاز به ذهنت خطور  می کند   عدم مطالعه یعنی  روزمرگی ذهن و مرگ الفبائی آن  و درنهایت هم گفتگو را می بازیم وهم مطالبه گری را درواقع همه چیز را تا امروز بهمین آسانی باخته ایم‏!‏
 و ممکن است گاهی مطالبه گری  با پرسش های آسان شروع  شود و با جواب های مبهم وکلی روبرو می شود واز همین منظر بسیاری از خواسته ها را امروز دور از دسترس و شاید محال بدانیم ؟!
تکیه بریک مطلب خصوصی، و معضل فراموشی دو آفتی است  که می تواند مطالبه گری  نسل حاضر را با آسیب روبرو  کند و پیچیدگی پاسخگوئی ها  باعث می شود که بدون استفاده از یک منبع خارجی  درکنار حافظه ی خود ، همه چیز را  نتوانیم به خاطر بسپاریم. به عنوان مثال، زمانی که می خواهید  پیگیری های سابق را به یاد داشته باشید آرشیو رسانه ها و صاحبان تجربه  مراجع ذخیره  خوبی هستند که  کمتر مورد توجه قرار گرفته اند، ودیگری «دفترچه یادداشتی»  است   تا «مرور  اتفاقات  روزانه ی  »  که ممکن است برایمان بار دیگر اتفاق بیفتد را به اشتراک بگذارید(مشکلات دیگران راهم مشکل خود بدانیم) تا بتوانید آن را در وقت آزاد خود به خاطر خود وهمفکران بسپاریم.
 
 چیستی پاسخگویی اجتماعی؟
مفهوم پاسخگویی اجتماعی از اهداف و ابزارهای مهم برای کمک به ایجاد یک تعامل پیشرفته و مدیریت کیفیت و مردمداری شفاف در بخش عمومی ارتباط مسئولین ومردم  است، که منجر به  تاثیر گذاری  مثبت بر وجهه ی سازمانی مقامات  و موسسات در اجرای ماموریت شان می شود ، به ویژه  وظایفی که مربوط به مدیریت منابع عمومی است. این مفهوم، به  مهم ترین رکن مشارکت موسسات  حکومتی و دولتی،  شرکت های بخش خصوصی، سازمان های اجتماعی و نهادهای مردمی  ، به منظور افزایش ظرفیت  در کمک به روند توسعه جامعه، و رسیدن به رفاه بیشتر  و  ایجاد جوامع کار که در آن. اهمیت پاسخگویی اجتماعی در محور متعددی، از جمله: بهبود عملکرد مسئولیت داری مطلوب، با بهبود ارائه خدمات و  کاهش  هزینه سیاسی و اقتصادی  و توانمندسازی از طریق  گسترش  مشارکت مردمی و آزادی انتخاب  در چارچوب افزایش بهره وری و اثربخشی توسعه  بشمار می رود .
پاسخگویی اجتماعی با ارزش ذاتی بر اساس مفاهیم و اصول کلیدی، مانند: مشارکت، کار تیمی، شفافیت، استقلال، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، مردم سالاری دینی، برابری و دیگر محاسن مربوط همراه شده است.
پاسخگویی اجتماعی، دارای مکانیسم و ابزار مختلفی بوده و منبعی برای افزایش اعتماد  وحمایت عموم مردم محسوب می گردد که در نتیجه  به بی توجهی و کمبود خدمات  و ضعف درون ساختار سازمانی ، از طریق ارتقاء دسترسی به  سیر اطلاعات وداده های متعارف  و حمایت از رسانه های مستقل، پایان می دهد
واین فرایند یا مکانیسم خاصی، مانند نظارت مستقیم در جلسات عمومی و  نشست های پرسش وپاسخ ویا خبری وتحلیلی بشکل  مسالمت آمیزی ... در روند توسعه جامعه  و گسترش فعالیت های  موثر  به  رفع چالش ها  کمک می کند .
لیست  پیدا کردن مشکلات  و فهرست کلان راه حل ها  از همین طریق تهیه می گردد  لذا پاسخگویی مانعی بر سر راه رشدمدیریت منابع انسانی،  اقتصادی و رفاه جامعه نیست
و از اهمیت نقش و ابهت  هیچ  سازمان  و مدیر یا صاحب منصبی در بهره برداری موثر از قابلیت ها و منابع  متنوع جامعه  نمی کاهد بسیاری از مفاهیم فرایند توسعه یافته وارتقاء کارکرد مدیریتی  در پاسخگویی اجتماعی  و افزایش مشارکت جامعه هدف، نهفته است  بنابراین، مفهوم پاسخگویی اجتماعی  این است که از نزدیک با مفاهیم شهروندی ارتباط مستقیم ودوجانبه  با تاکید بیشتر  نسبت به حقوق شهروندان و نقش ها و مسئولیت  دوطرفه   و تعهد مقامات  به شهروندان  منعکس کننده منافع شهرو شهروندان بشمار  می آید.
 در پایان: این پاسخگویی اجتماعی است  که ما را به  کار داوطلبانه ، صمیمانه وانسان دوستانه، حفظ انگیزه در ارتباط با مسئولین  دعوت می کند و  راهکاری سازنده  و قوی برای انجام وظایف دو سویه در جامعه است  که از بیشترین اولویت و اهمیت در  هدایت تلاش های ما و بکارگیری آنها برای خدمت به جامعه و شهروندان  با افزایش خدمات مناسب برای توسعه همه جانبه آن فراهم کرده است.

1) «(الا)کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ.» (مجلسی، ج 72، ص 38، مسلم، 1420 ق، ص 825، دیلمی 1412 ق، ج 1، ص 184، شعیری، 1363، ص 119، ورام، بی‌تا، ج 1، ص 6، شهید ثانی، 1409ق، ص 381)
ترجمه: (همگی شما شبان [نگهبان] هستید و همگان‌تان در برابر رعیت [مورد نگهبانی و سرپرستی] مسئول هستید).




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ چرائی مطالبه گری وچیستی پاسخگوئی ؟/«(الا)کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ.» (مجلسی، ج 72، ص 38، مسلم، 1420 ق، ص 825، دیلمی 1412 ق،
لینک های مرتبط :


معلم "فقیر " ثروتمندترین انسان روی زمین است
 
سی سال معلمی حقیر هم به ایستگاه سه دهه آموزگاری معلمین پاکباخته و دلسوزی که قبل از این حکم بازنشستگی شان صادر شد رسید. اما هنوز هم  دریقین عمیق، باور دارم که بفرموده بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) : معلمی شغل انبیاست ...
و بقول دکتر شریعتی: بهترین شغل ها معلمی است وبهترین معلم ها ، معلمین نویسنده هستند.
نمی خواهم از این سال سی ، سرگذشتم را بنویسم زیرا بقول یکی از فلاسفه حتی اگر دقیق وبدون حاشیه هم آنرا بازگوکنم ناخواسته به تعریف وتمجیدی از خود می پردازم که قالبی خودبینانه می گیرد. ... اما حسب تیتر این مطلب می توانم به دستاورد خود که مشابه  کارکرد اجتماعی  سایر همکاران عزیز وارجمندم است اشاراتی گذرا داشته باشم  که چرا خودرا  جزو ثروتمندترین های بشر در سیاره خاکی می دانم؟ ... اول اینکه با دوستان وهمکارانی در این عرصه آشنا شدم که در هر باردیدارشان،  تازه ترین ها را از آنها یاد گرفتم وهرگاه از نگرانی خرد یاکلانی رنج بردم در  همدلی وهمزبانی شان آرام گرفتم ودوم اینکه :  دانش آموزانی در کنار داشتم که  با عنوان محصل آموزشگاه محل کار م  پس ازطی مدتی از ارزشمندترین داشته هایم در زندگی شخصی و چرخه ی جامعه  نقش ها را باز آفر ینی کردند. ... وهمواره بواسطه آفتخارآفرینی شان برخود بالیدم ... در این که هرکدام ارزش ویژه در کارائی و عملکرد اجتماعی خود دارند و از مفاخرشهرم محسوب می شوند شکی نیست...
اما براساس نگاه نقادانه و پرسشگری  که به آن علاقمندم و دوست دارم منش و سبک کارفرزندان خودم در جامعه باشد .  در این راستا بصورتی ویژه کارعزیزانم از نسل فعلی  بعنوان نمونه، یعنی: آقایان؛ کاشف الغطاء یوسفی و مسعود حیدری،  امید محمد زاده، داریوش کنگانی و امید لطیفی و...  سایر همسن وسالانشان و همراهان جوانشان  را در گروه  اتحاد کنگان را می ستایم . که بنظر بنده عظمت کار اینان اگر در مقام مقایسه با کاردر افتتاح فاز 24 پارس جنوبی قرارمی دادند. از نگاهم کار عظیم شان ، ارزشمندتر ووالاتر وبالاتر از  شکوه افتتاح آن پالایشگاه بود. چون هر پالایشگاهی به زمان بهره برداری و ولاجرم پایان منبع ومعدن و ذخیره خود می رسد اما فکر خواستن و تجزیه ی تحلیل  آگاهیها هیچگاه پایانی ندارد  و این انسان است که پالایشگاه را می سازد ونه عکس آن ! و برکات سیر مستقیم آگاهی دهنده این خط فعال، نسل آینده را هم برخوردارمی کند. و براین عقیده  حرکت بسمت پرشدن خلائی که سالها در کنگان زجر و تلخی اش را لمس کرده و از نزدیک نبودش را احساس می کردم . اکنون آرام آرام شکل و قاعده خودش را با همه ی کم وزیادش باز می یابد... درنتیجه این روند می تواند با ساماندهی علمی ومتد فرهنگی هوشمندانه وهدفمندش با تقویت همگرائی  و هم افزائی ها و ترکیب تجارب صاحبان نظر وخرد با حمایت  همه جانبه ی دلسوزان واقعی کنگان ، ظرفیت این را دارد که به دور (از حاشیه و انحراف احتمالی از هدف حقیقی!) بسیاری از موقعیت ها و فرصت های جدید را برای شهروندان خلق نموده و تهدید و چالش های موجود را به حداقل برساند.... و حاصل اینکه مهمترین آرزوهایم  که در کسوت معلمی به آن عشق ورزیده و درراه آن ملامت ها و سرزنش ها و تخریب های بی شماری تحمل کرده ام ولی همچنان برآن اصرار دارم ، همین بوده که  در سی سالگی معلمی به آن دست یافته ام ... بنابراین درعالم وجودی  خویش می توانم این ادعا را داشته باشم که از ثروتمندترین ها در دنیای امروزم ! زیرا که " هرکس آنگونه زندگی می کند که فکرمی کند"
در پایان  از همه ی همکاران ودوستان عزیزی که در آئین تودیع سی سال خدمتم ، بنده را  به انحاء مختلف و بصورت  حضوری و غیر حضوری مورد تفقد ولطف خویش قرار دادند با  زبان  الکن  و قاصر، نهایت تقدیر ، تجلیل و سپاسگزاری بعمل می آورم ...




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : najvayeمعلم "فقیر " ثروتمندترین انسان روی زمین است -kangan.mihanblog.com،
لینک های مرتبط :


                                           کنگان در وجدان برخی صاحب منصبان!
 

 بنظر می رسد محدوده ی جغرافیایی جنوب استان بوشهر بویژه سه شهرستان ساحلی اش از ضمیربرخی صاحب منصبان در لحاظ استاندارهای نسبی زندگی شهروندان حذف شده است...
  یادآوری حکایتی کوتاه از كتاب‏ (تاریخ در یک بطری)  سیگلرسوئدی که حاوی ماجراهای  واقعی آموزنده است:  به ما نشان می دهد که  فریاد کمک خواهی (استغاثه)  نباید باتاخیر زمانی شگفت انگیز به مقصد برسد؟!  این نویسنده  ازشیشه های (بطری) سربسته ی که محتوی یک پیام کتبی  درخواست نجات بوده در طول تاریخ  بوده گزارشهای مستندی را تهیه کرده است .... شیشه های که موج و بادها های متنوع آنها را به بازی گرفته  تا اینکه  به ساحل برسند یا نرسند ؟ برخی از این  موارد با تاخیری صد ساله وگاهی تا دویست سال  که ممکن است تنها امید ارسال کنندگان خود بودند در زمانی غیر مفید به دست کسانی رسیده است که جز تاسف وتاثر عکس العملی برایشان نمانده است ‏.‏ نویسنده در این بین، سندی تاریخی را  آشکارمی کند؛ نامه ی از این نوع، بوسیله ی چند دریا نورد ژاپنی سال (‏1714‏ )   ارسال می شود که مطالبه ی دردمندانه ی آنها  مساعده  فوری پس از اینکه، کشتی شان درآستانه ی غرق شدن  قرارگرفته،  درخواست کرده بودند، اما این نامه  پس از ‏150‏ سال به سواحل ژاپن رسید ‏!‏
دانشمندان عرصه روانشناختی با مطالعه ی اتفاقات اینچنینی می گویند:  فرایندی از این دست به این علت رخ می دهد که  ما از میان عادت کردن(عادی شدن مسائل ازنگاه ما) به بروز این گونه قضایا و  اعتقادمان که  چگونه با جزئیات مرتبط روبرو  شویم ، هر دو موضوع را  باهم خلط می کنیم  و میان آن دو تفاوتی قائل نیستیم و غالبًاکسی ما را به چالش  وآزمون نمی کشد و به هرسوالی  بسادگی  تمام ، جواب آسانتری را که  در دسترس داریم ، ارائه می کنیم.
روانشناسان این پدیده را اینطور تفسیر می کنند:-  انسان  معمولا به طرق کوتاه  در هنگام تصمیم گیری و تصمیم سازی و یا ارزیابی می پردازد–   که بعنوان نظریه ی ”بخل شناختی” یا کسر علم و آگاهی مطرح شده است .
مدت زمان  غفلت  وفراموشی چقدر بطول می انجامد .. . فریاد مردم محرومی که در معرض انتشارمستقیم  گازهای دی اکسید کربن  و کلر فلورکربن وحشتناک  وسایر گازهای سمی رو به افزایش  و سکوت  سوال برانگیز صاحب منصبانی که از این فاجعه خبر دارند ولی اقدامی عاجل  وقاطع در دستور کارندارند، موضوع دامنه داری است  که این برآیند با هر توجیهی  و موقعیتی ، در برگیرنده ی موضعی غیر اخلاقی است یکی از نتایج اجتناب ناپذیر آن، افزایش انواع واقسام بیماری های صنعتی و نهایتاً کاهش  نرخ سلامتی وتوابع منفی انسانی،اقتصادی وزیست محیطی آن است ...
  این مسئله امروز   از تمرکز ذهنیت کسانیکه که می توانند برای مردم منطقه کاری کنند هر روز دور تر می شود  و جهتی بسمت خنثی شدن  مطالبات مردمی دراین راستا با برجسته کردن  فضاهای گسترده از تخیل و ابزار های سیاسی پشت  معامله های سیاسی  وحتی اقتصادی با عرضه ی بدایلی نچندان حیاتی محو می شود که می تواند  در ادبیات سیاسی بعنوان اقدامات (پساشهروند)  معروف شود زیرا هنوز هم برای بسیاری  از صاحب منصبان فشار بر سیستم دولتی وغیر دولتی از مقولاتی  اختصاصی است  تا  فرصتی برای درخواست تجدید نظر در لحاظ  عدالت انسانی در محافل سیاسی  را به یکی از قوانین مقدم بر جنبش  واقعیتها برای حفظ و مراقبت از میز وصندلی وکرسی  تبدیل شود!
براستی  برخی از اهالی رسانه،اهالی مصالح ، اصحاب منافع  و ارباب مناصب در مقابل  موج فزاینده آلاینده ها که ناشی از نامتوازن بودن وعدم همراهی توسعه ی صنعت در جنوب استان بوشهر   با زیر ساخت های  ضروری زیست محیطی است و دریا، هوا و خاک را بشدت تخریب  و آلوده کرده  تا درنهایت  سلامتی شهروندان  را  در معرض آسیب افسارگریخته قرار داده کدام موضع اصولی اختیار کرده اند؟
همین بس که  ادعایمان با بسته های نسیه درنسیه و وعده های سربسته   و بخش شدن  فلان شهر و شهر شدن آن یکی روستا و به میز رسیدن بهمان شخص ختم  شود ؟  آیا صرفاً باید به  اینها خرسند بود؟  تاکی باید با   چشم و گوش بسته وهوش خسته  بسمت به اصطلاح "تعاملی" چرخید  که بازنده ی اصلی آن مردمان محرومی هستند که هرچند وقت یکبار با چالشی جدید و جدی در عرصه صنعتی شدن روبرو می شوند. روشن است که بوی  گاز های خطرناک بر آرامش شان غلبه کرده و  نگرانی  ازتاری آسمان، فضای منطقه  را فرا گرفته است ...  پاسخ بدهید چه زمانی بار  این مسئولیت  را بر روی شانه ها خود حس می کنید؟
 متهمان اصلی کلمات و عباراتی دوطرفه در لابلای وجه السکوت ها  هستند  که چرخش و  گسترش همه ی انواع آلاینده های صنعتی را   توسعه می دهد  و همه اینها  بصورتی غیر قابل درک  تبدیل به  تلخ کامی های می شوند که  می توانند در کمتر دوسه سال دیگر مردم منطقه را با شرایط اسفباری در حوزه سلامت ودرمان روبرو کنند  .




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ کنگان دروجدان برخی صاحب منصبان،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 834 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :