تبلیغات
نجوا کنگان
 




نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


                           مکتب عاشورا؛ انسان نمونه و جامعه ی آرمانی
امام حسین (ع) در هنگام سفر به کربلا فرمودند: این دنیا دگرگون شده و روی از خوبی برگردانده وبه نیکی پشت کرده، و از آن جز"  قطره نمی" که بر کاسه ی  نشسته از  زندگی  پست شده، همچون چراگاهی تباه و خشک شده، چیزی باقی نمانده است. آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی گردد؟ در چنین وضعی، مؤمن به لقای خدا سزاوارتر است. من مرگ را جز سعادت، و زندگی باظالمان را جز ذلت نمی بینم. به راستی که مردم بنده دنیا هستند و دین تنها بر سر زبان آنهاست و  دین مادامی که برای معیشت آنان باشد، پیرامون آن می مانند،زیرا  وقتی به بلا آزموده شوند، دینداران واقعی اندک اند.(1)
امام خمینی رحمة الله در فرازی از وصیت‌نامه الهی سیاسی : ما مفتخریم که ائمه معصومین ما ـ صلوات الله و سلامه علیهم ـ در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل  حکومت عدل یکی از ابعاد آن است، درحبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه  براندازی حکومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند. وما امروز مفتخریم که می‌خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می‌کنند.
و استادشهد مطهری بخشی از ارزش های بی پایان قیام عاشورا را اینگونه بیان می کنند:
"نهضت عاشورایی امام حسین (ع)، با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر و با هدف برقرای عدل و عدالت و در نهایت برای نجات اسلام و مبارزه با طغیان بود.
آن همه گریه بر سیدالشهدا و عزاداری برای سید مظلومان نیز، برای زنده نگهداشتن این مکتب جهاد و شهادت و حفظ ارزش‌ها بوده است".
مطمئناً  امام حسین (ع ) بعنوان امام امت وجانشین پیامبر اسلام (ص)  با بینش وسیع  و آگاهی عمیق از وضعیت موجود و آینده نقش ویژه  مسیر انتخابی خویش  و سیر تکامل انسان براساس اراده الهی ومسئولیت اختصاصی خویش دراین را  با اهداف مشخص در امتداد حرکت  جد بزرگوارش (ص) و دو امام عظیم الشان "علیهم السلام" پیش از خویش  درصدد آغاز گری قیام عاشورا در جهت ایجاد تحولی در تاریخ بشری  و برپایی چشمه ی معرفتی همیشه فوران انسان سازی بوده اند  . امام نمی خواستند  صرف  کشته شدن و شهادت  را بعنوان یگانه راه رها شدن از ستمکاری و فساد دستگاه خودکامه ی یزید برگزینند و یا تنها  برای برچیدن بساط بنی امیه فقط برای یک مقطع زمانی مبارزه ی کرده باشند .بلکه  ماجرا ی  برپایی نهضت و شهادت  حضرتش  می بایست پایگاه قیامی برای پایان سردرگمی امت پیامبر و پیامی رسا برای همه ی  جریان های آزاده محور در راه مبارزه با ظلم وستم وبی عدالتی فساد در همه ی اعصار ودوران بشری در چهرگوشه ی جهان برپا باشد.  قیام امام موقعیتی و موضعی همواره انقلابی است که نتیجه فرهنگ خاصی برای دمیدن روح  انسانیّت در وجود  متعالی بشریت است که حضرتش از میان خطبه ها ، نامه ها وتوصیه های نقل شده در مکتب کربلاء؛ دروس کاملی برگرفته از تعالیم متعالی اسلام از چگونه زیستن  و چگونه مردن را به جوامع انسانی می آموزند. و اسوه  ومنبع  جامع شناختی کامل را  دراین عرصه ی بعنوان مرجعی فراگیر عرضه می دارند.
 تا علاوه بر تغییر سبک و روش زندگی  دنیایی،آشکارا  نشان دهند با ایجاد تغییر در بینش انسانی ، به تغییر و رد ایده های التقاطی وانحرافی وتاثیر بر دیدگاه ها و دگرگون نمودن مثبت روابط اجتماعی  به شیوه ی ممتاز متکی بر نگاه توحیدی  وضرورت  اتخاذ تدابیر اساسی در ساختار انسان سازی وجامعه  پردازی در هر زمان و مکان می توان خلاصه کردو برای رهایی از قید و بندهای ضد انسانی و تحریف دین اسلام؛ نمادی از بالندگی وپویایی و وابستگی و بعنوان مسیر نجات  به انسان  معاصر خویش و تا پایان تاریخ در مکتب عاشورا معرفی نمودند.
 
دکترشریعتی برداشت کوتاهی در این مبحث دارد که  برای توضیح و تبیین  دیدگاه شان دراین رابطه  آن را نقل  می کنم : "اگر همه اعضای جامعه نسخه هایی از حسین(ع) و ابوذر شوند ، زندگی و آزادی ، دانش و آموختن  ، قدرت و ثبات وجود خواهد داشت و دشمنان نابود می شوند  واین رویه باعث حفظ عشق حقیقی به خدا می شود. "
بنابراین ، آرزوی شریعتی در جامعه ی اسلامی ، تحوّل  انسان به نسخه هایی شخصیتی و دید گاهی ازامام حسین(ع) و ابوذر متناسب با وجود انسان و رسالت وی در این جهان ؛با مبنای تبدیل هستی انسانی به  هسته ی از انسان آزاده وآزاد شده از زندان خودساخته و یا دیگری برایش ساخته را  در برداشت آگاهانه از نهضت عاشورا می داند.
  وی در ادامه تشریح می کند:
"انسان  نمونه ؛ کسی است که نیمی از روح الهی اش بر نیمه دیگرش  که خاکی است غلبه کرده است  و از  شتابزدگی و تضاد بین قطب ها رهایی یافته است. انسان دو بُعدی  که ،  همانند پرنده ای که می تواند با هر دو بال مذکور پرواز کند. "
-------------
پاورقی (1)
ان هذه الدنیا قد تغیرت و تنکرت و ادبر معروفها، فلم یبق منها الا صبابه کصبابه الاناء و خسیس عیش کالمرعی الوبیل، الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لایتناهی عنه، لیرغب المومن فی لقاء الله محقا، فانی لا اری الموت الا سعادة و لاالحیاة مع الظالمین الا برما ان الناس عبید الدنیا و الدین لعقٌ علی السنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون.
(تحف العقول، ص 249 250)




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . مکتب عاشورا؛ انسان نمونه و جامعه ی آرمانی،
لینک های مرتبط :


                                                               رئیس شورا  شهر مهم نیست که باشد ؟                   
 ممکن است این ماجرا بار دیگر بازنقل نشود  اگر هماهنگ کننده ویا مدیری  و یا رئیس عکس آن عمل کند :   به مشاوری گفتند که  آقای دکتر : بچه ی لجوج  و سر به هوا  داریم چکار کنیم ...؟
 مشاور  بدون  معطلی گفت : تبریک ، تبریک ! جای نگرانی نیست در آینده این بچه ی شما به ریاست شورا  خواهد رسید !
طی  مرداد ماه اخیر و تا این روزها  از محافل رسمی اهالی رسانه تا  برخی مجالس خصوصی در سطح شهر سخن از تحویل و تحوّل در سمت شورای اسلامی  شهر کنگان و آغاز دوره ی  یکساله ی دیگر برگرفته از  گمانه زنی ها  یعنی انتخاب یکی از میان دو نفر (رئیس سابق و نائب رئیس فعلی) در رقابت پایانی برای سکانداری  شورا طی یکسال دیگر ست ...  درحقیقت در مجموع برای ما شهروندان از بضاعت موجود شورا آنچه مورد اهتمام در شروع سال  سوم فعالیت شور  مدنظر است ، ارائه ی کارائی مطلوب و خروج از وضعیت پرنوسان کارکردها و  بازگشائی فرصت های گفت وشنود حضوری موثر است ...
 روسا ومدیران معمولاً  به چهار نوع جذب پیرامونی درقالب :-  نگاه ها  - زبانها-   دلها -   مواضع سازنده می  اندیشند  و ازاین بین مدیرانی که به مواضع سازنده  تمرکز می کنند در جامعه موفق تر و ماندگار ترند.
لذا  درراستای  جلب  نظر رئیس جدید شورای شهر مان به مهمات امور و اهتمام به این  نکات حداقل انتظارت را  بصورتی فشرده در قالب مطالب زیر مطرح می کنیم :
- به دور از شعارها  که اینکه جوانان سرمایه اصلی  اجتماع  و  آینده آن هستندو دیگر شعارهای طنین انداز  و خارج از صورت نوشتاری و  گفتاری در کلیه مواضع عملی و تصمیم سازی وتصمیم گیری ها آن را مشارکت دهیم جوانان شهر ما از همه ی محلات و صنوف  واقعاً به فرصت توانائی شان اعتماد کنیم ، فرصتی برای میدان یافتن  ، فرصتی در تصمیم گیری ، فرصتی برای مسئولیت پذیری   آمادگی عمیق و عظیمی  به ایشان بدهیم وفعال کنیم و تنها بعنوان "پیادک " انتخابات ازآنها استفاده نکنیم
- علاوه بر سرمایه گذاریهای شخصی وخاص  به تهیه لیست پروژه های باز ، مستقل و مجازی برای اضافه کردن پیشنهادهای  فعال و نقش پذیر برای تکامل  ایده ها در  باب  توسعه ی همه جانبه باز طراحی دوباره داشته باشیم.
- تحلیل و بررسی اثرات قطب صنعتی پارس جنوبی بر ساختار  کلی شهر کنگان...
 - تدارک لیست  - مقدماتی  معیار های مناسب کیفیت زندگی  و رفاه شهروندی درکنگان  براساس شاخص های ملی حدود تقریبی جمعیت کنگان معادل یکهزارم جمعیت کشور بر اسناد مختلف ومبانی آماری، تطبیقی و فراخوان مطالبات با  طبقه بندی ، تجزیه و تحلیل داده ه که  معمولاً با تکیه بر پرسشنامه، مصاحبه و نظر سنجی روی جداول و ردیف گذاری دپو داده ها ی اجتماعی و فرهنگی صورت می پذیرد.
 - آماده سازی طرح توجیهی  و یا حتی با کمک گرفتن از  ( پروپوزال ) برگرفته شده از واژه" propose"  که به معنای پیشنهاد دادن است تا  این رویه اختصاصی برای عناوین برجسته ضرورت های شهری  و  جهت دفاع از آن و تامین بودجه و گرفتن اعتبار و  مقابله با تهدید ات اجتماعی  و عقب نماندن از استحصال فرصت ها  در هنگام دیدو بازدیدهای خرد و کلان می تواند ابزار  کاربردی موثری باشد.
در پایان وقتی در مورد توسعه شهری صحبت می کنیم ، درواقع از توانمندی مسئولین و  نخبگان رسمی ویا غیر رسمی وکارائی و کارآمدی  آ نان دراین پروسه صحبت می کنیم. زیرا تغییر واقعی زندگی  وشرایط برای بهتر شدن از بسیاری جهات دردست آنهاست  و آنها هستند  که درها ی کارگاه  ایده پردازی و  میدان  وتعامل محیطی  وفضای عملیاتی را باز می کنند و راه حل هایی را  که  ارائه می دهیم می پذیرند  و یا ارتقاء  می دهند و همیشه به دنبال منافع اکثریت افراد شهرخود هستند  پس باید به دنبال انواع روش شناسی و شیوه صحیح مدیریت شهری با توجه  به  هویت  حقیقی و  ضرورت های که دانش پاسخگوی آن است با بسیج توانمندیها  انسانی، مادی ، طبیعی همراه بود ... بنابراین رئیس شورا  شهر مهم نیست که باشد بلکه چه برنامه ی داشته باشد  این مهم است؟



نوع مطلب :
برچسب ها : مادی، طبیعی همراه بود ... بنابراین رئیس شورا شهر مهم نیست که باشد بلکه چه برنامه ی داشته باشد این مهم است؟، رئیس شورا شهر مهم نیست که باشد ؟، شورای اسلامی شهر کنگان،
لینک های مرتبط :


                              برای بازی بزرگ ، میدان بدون دید ، یک  مهره هم کافیست؟!
             انتخابات مجلس یاز دهم در حوزه  جنوب استان بوشهر با مرکزیت کنگان و  دغده ی ویژه ی که می طلبد :
 کسی که  برای اولین بار اصطلاح «بازى بزرگ» را به كار برد( كانلى)  افسری انگلیسى بود. که از  سوی دولت متبوعش ماموریت یافت تا به «سن  پترزبورگ» رفته و از آنجا  بصورت  ناشناس وپنهانی خود را از  افغانستان به هندوستان برساند. «كانلى» در این سفر زمانی خودش را "حكیم" و گاهى بازرگان،معرفى كرد  و زبان‌ها  و ارائه نقش و بازیهای مختلفی را برای طی مسیر  خود ، خوب بلد بود و هنگامى كه از او می‌پرسیدند  اهل كجائی ؟  جواب می‌داد كه هندی هستم. " كانلى"یكى از نخبگانى بود كه از دانشگاه علوم سیاسى آن کشور  مجمله ی فارغ التحصیلانی ماهر در حوزه دانش سیاسی و جاسوسى به دولت معرفی شد او  نخستین سال‌های جوانیش را در دانشگاه «رگبى» كه براى افسران سیاسى ساخته شده بود، سپرى كرد این كه چگونه «كانلى» توانست تا خودش را از «سن پترزبورگ» به هندوستان برساند از شگفتی‌هاست. زیرا در طول راه او با دشوارى‌ها و مشکلات  زیادى برخوردکرد و یكى از این موانع افتادن به چنگال  حاکم بخارا به شمار می‌رفت كه او به سخت گیری شهره بود و اگر بر كسى كه از قلمرو او می‌گذشت، مشكوك می‌ شد ترحمی نداشته و او را می کشت  اما  ازاین مسیر نیز جان سالم به در برد درحالیکه  هنوز  جوانى بیش نبود توانست آمو خته های خود را در هند كه میدان  سیاست ، اقتصاد وجنگ بود، در عمل پیاده كند. زیرا او فرستاده ومامور تامین منافع بود بطوریکه تا کنون نیز بسیاری از سرمایه داران انگلیسی نسل اندر نسل خود را وامدار این مامور ویژه می دانند...
جهان  امروز ما در سال جاری تا پایان آن درمجموع  شاهد برگزاری حدود  33  انتخابات ریاستی(رئیس جمهور ویا نخست وزیر)  و 76  مورد انتخابات  مجلس خواهد بود این آمار بتنهایی نشان دهنده  اهتمام به انتخابات در دنیای کنونی ماست و برای کشور ما که بجای خود از اهمیت ویژه و خاصی برخورداراست ، در این پروسه حوزه انتخابیه ی جنوب استان بوشهر بدلیل  نزدیک بودن  دوره بهره برداری  کامل و فراگیر پس از  حداقل دودهه تلاش برای توسعه ی میادین گازی پارس جنوبی آنگونه که پیداست حساسیت ویژه ای یافته است از پایتخت تا مرکزاستان صحنه ی پردازی فراتر از عناوین مرسوم برای انتخاب گرایش حاضر از قالب عقبه ی فرهنگی اجتماعی سیاسی به چهارچوبی در قالب اقتصاد سیاسی صرف ابعادی تازه پیدا  می کند تا به تعبیری کوتاه  از این پس "  از انجام ماموریت اقتصاد انرژی  در خدمت سیاست بیشتر خواهیم شنید ؟!
  ابهام احتمالی، بنفع کیست ؟
 یکی از شرایطی که می تواند انتخاب اصلح را بنفع مردم به تعویق وتاخیر اندازد ایجاد هاله ی از ابهام در عدم شناخت گزینه ی برتر و چگونگی رقم خورد اتفاقاتی ظاهراً تصادفی و مه گرفتگی فضای انتخابات می تواند باشد و مراتبی از آن بصورت متوالی تا اسفند 98 رقم بخورد ، ترجیحاً  در این برهه  این مسئولیت پذیری اهالی رسانه و صاحبنظران است تا به شفاف سازی حداکثری و تحلیل صادقانه و حقیقی از میدان واقعی موجود ونتیجه ی حاصله بپردازند .
 و ماجرائی عبرت آموز : در سال 1925  خلال مسابقه ی فوتبال در انگلیس بین آرسنال و اسپارتاک مسکو در ورزشگاه "وایت هارت لین" آغاز بازی  با مه گرفتگی  عجیبی که دید را بیشتر  از یکی دو متر ناممکن ساخته بود، همراه شد. که  پس از پایان آن مسابقه ی این گزارش شگفت انگیز ارسال گردید:
- یک بازیکن آرسنال به دلیل درگیری با  بازیکن حریف از زمین اخراج شد اما او بازی را ترک نکرد و بازی را بدون اینکه داور  متوجه شود ادامه داده است.
- در تیم روسیه ، مربی بازیکنی را تعویض کرد اما  این بازیکن بیرون نرفت  و به دلیل دید ضعیف در زمین  فوتبال ، بازی را در طول  دقایق باقیمانده از آن ادامه داد.
-تنها در پایان بازی بود که  همه به تعداد زیاد تر بازیکنان تیم روسی که در آن  مسابقه بازی  می کردند با 15 بازیکن به شک و تردید  روی آوردند ، اما مشکل این بود که هیچ کس به دلیل شدت مه گرفتگی نمی توانست  تعداد بازیکنان  اضافی  را محاسبه کند.  واز طرفی وقتی که  دروازه بان آرسنال مصدوم شده بود یکی از تماشاگران جایگزین او شده بود که این اتفاق بعدها مشخص گردید  ؟!
 این روند که  چرا باید  انتخابات حوزه ی جنوب استان بازی بزرگ به چشم آید بجهت  این استکه در طی ماههای آینده ، صد ها گروه مجازی و دهها سایت ، مسئول و مشاوردر سایز های متعدد و سرمایه گذار در اندازه های  متنوع و دهها هزار پیام کوتاه و بلند در میدان حوزه انتخابیه ی جنوب هرکدام بنوعی می خواهند دراین انتخابات  با ترفند و شگردهای مختلف نقش و سهمی داشته باشند و امید است  که اینگونه نشود که روز سوم اسفندماه 98 ، درست مثل دروازه‌بانی رنگ باخته ی دست خالی رفته که می‌رود تا توپ واردشده به دروازه خودی را در ثانیه های نهایی وقت اضافه ، از ته تور د آورد وآنوقت ناچار این یکی و آن یکی را مقصر بدانیم واظهار ندامت کنیم  ؟!
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . برای بازی بزرگ، میدان بدون دید، یک گل هم کافیست؟!، برای بازی بزرگ، یک مهره هم کافیست؟!،
لینک های مرتبط :




 " سیرت "آقا زاده "و صورت کش رفته "بنده زاده "


در باب سیرت " آقازاده "آورده اند: در عهد حاضر دو جوان معاصر همسایه بودند "آقا زاده ای" که گنج فراوان از پدر میراث یافت و دیگری "بنده زاده" که مکافات رنج و مشقت ودربدری در توبره داشت.
باری توانگر زاده در انواع متاع ،کالا،درهم ودینار و سکه زر بسیار و قرارداد پنهان وآشکار غوطه می خورد وشب دیرهنگام که سر بربالین خفتن می گذاشت نیارمیده هذیان می گفت : که فلان فاکتورم به فروشگاه اکابر است , بهمان سندم به بنگاه اصاغر، یکی ملک را بی خبر وبی اثر بفروشم و این یکی ملک را برای کورس بازار و بورس سیار نگه دارم واراضی سرگردان را بنام رعیتی بی خبر به بیع برسانم ، حساب خارج بانکی ام تبدیل به اموال منقول و سرمایه ی درکیش و روباهان دلال همچون گرگ در کمین میش مغفول باقی بدارم، قس علیهذا ...

علی ایحال،تا آن رئیس؛ رفیق، بزرگ خاندان و چه آن مدیر شفیق خانوادگیست مرا تاماً آسودگیست و دیگر سفته ام در بانک و آن یکی صفقه درصندوق دیگر اوراق بهادار در بانک نرخ معاملات را  من می گویم و رفت وآمد سکرتیر کدخدا یان را من خود، می جویم که اینان از جمله خلق کت بسته نزد خُردسالانم هم زبان بسته اند  که خود بسته تعاملات من را تعریف می کنند و پریدن از شاخ به آن شاخ بزبان تمجید وتحسین ... اعیان این دایره  به دیدار با من مفتخرند و اصحاب آن مجموعه در محفل من مُکرمند ، پشت گرمی دهنده اهل فن به زبان ناید که گفته اند از اسرار و رموز ناگشا باشد  ... چندان که مقرّبان آن مرکز بر درخواست  من وقوف دارند هرگونه  مجوز ی را درب دولتخانه به اکرام در آورند و وقتی برتر مقامی رسمی برایم معین کردند اما به تواضع  و تجاهل و تغافل خود  آن را فعلاً معذور داشته ام گرچه  پاره ی از محافل سیاسی  دست اندر کار با اندک تحفه ی  اهدایی متمنی خود ساخته ام و لطفی برای تشریک  مساعی درپیش گرفته اند  که مگو  و مپرس!
 این گذشت تا " مضمون" و" ضمین" و"ضمان" دست بدست چرخ کلک داده و طرحی مجزا را برایش تسهیل وتسطیح بطعم ترفند معسّل نمودندی  بنحوی که  وی در معبری  بظاهر بحکم تصادف  "بنده زاده " را  دید که  از مشقت  التماس گفتن در تعقیب کار و اندیشه ی خواربار و جفای روزگار قدش چون کمان تا زه کشیده به زانو  خمیده و  چیزی نمانده که به گونیا رسیده باشد و از جهتی، جسم وصورت  "بنده زاده " به تاثیر بینوائی افسرده و تاخیر وعده به دست تنگی پژمرده شده ، پایی فرومانده درگل ویمین کوتاه از همه جا ، کسری قلیل حساب متصل به یارانه و پیام گیرنده هشدار و اخطار همچون قطرات باران از محاسبات متوالی رایانه بواسطه ی اپراتور آشنا وغریبه چون  چشمه ی روان در بیشه بر او می فرستادند تا قطرات عرق آزرم چون شبنم صبحگاهی بر پیشانی او چون دانه مروارید بدرخشند و قلبش چون لعل بدخشان با هرپیامی رنگ برنگ محوّل می گشت  ازیرا که نه فرصتی برای طلب استمهال داشت و نه  اعتبار کارتی پر و پیمان برای استعمال و رفع ضد حال !
 بنده زاده که خورجین بردوش از راهی پرت و  بعید از منظر و دید خلق در عالم خود می رفت به ناگه  با صدای ترمز "خودروی" مات شیشه ی طلا اندود آقا زاده ، خلوتش  را مخدوش ومختل گردیده،در هم شکسته دید ...
  آقازاده با لبخندی تصنعی و آوای: درود، درود  ... بلند و بی پروا "بنده زاده" را بغل گرفته می  می پوئید وبوسید!  "بنده زاده" مثل کبوتری که سنگی بی خبر خورده باشد نمی دانست به کدام سمت پرواز فرار را آغاز کند و در سه قطع مفرد متفرق بهم خورده پرسید تا پیش ازاین سنگ چخماق به پهلویم نمی زدی ؟!  مگر انتخابات نزدیک  است ؟
آقا زاده گفت : نه جان برادر پیش از انتخابات خبری شد که  مجال اندک برحذر داشتن مرا واداشت تا ترا از خطر پسا انتخابا ت برهانم  و این خبراینکه  فلان قطعه ارض قناصی سه گوش  چند متر مربعی از خرابه ی مملوکی تان در بیابان الف زیر برج   "جیم" من افتاده که  نقطه مناسب برای چاه فاضلاب و مرآب سیارات و ارابه هاست و اکنون قیمتی مناسب دارد و تا بعد ازاین باب شکوه نگشوئی و دروازه افسوس بازنکنی که فرصت  بخارشد و بخت ثروت بخواب رفت. این چند درهم رابگیر و با توقیعی فوری خود وما را از این فلاکت برهان ؟!
"آقا زاده " ورقه ی مرقومه به امضای "بنده زاده" را برداشته و روبه گریز نهاد زیرا  ازوی  حکایت کنند که اراضی درویشان را خریدی به ثمن بخس و به توانگران را دادی به طرح غالی، ... در همین اثنا صاحب دلی بر "بنده زاده" گذر کرد و گفت : اینک مژده خلعت و نعمت نزد  تو آوردم و اخیراً  شنودم که عن قریب  ارض قناصی سه گوش دو برِ در بیابان به زمین تجاری در خیابان به ملک ذیقمت مبدل خواهد شد  و این را هنوز کامل نگفته بود که بنده زاده نگون بخت برپیشانی کوبید...وگفت :
  درویشی یک لااقبا هستم و خورجینی تهی پراز بلا  با خود دارم که همه جا با من است و اینگونه می میرم: سپس  همان جا دراز کشید و سر را بر خورجین گذاشت و بخواب ابدی تمکین کرد از آنکه آقازاده با ترفندی چرب  وز بستر نرم آینده  وی را  به خاکستر گرم حاضرش نشانده بود ، صاحبدل مذکور دست بربنا گوش گذاشته و این بیت سعدی را درقالب شروای محل بسرود که  دد و دام  و گِل خام از سوزناکی "وای از این دل " آه از نهاد جان و گزاره ی فرجام برآوردند :
درویش و غنی بنده این خاک درند
و آنان که غنی ترند محتاج ترند



نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان . " سیرت "آقا زاده "و صورت کش رفته "بنده زاده "،
لینک های مرتبط :


                         با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟

در برخی از کتاب‌های عرفانی و ادبی، ابیاتی  منسوب به امام علی(ع) نقل کرده اند که در یکی از آنها آمده است: «آیا گمان مى‏كنى كه تو موجود كوچكى هستى در حالى‌كه عالم بزرگ در تو نهفته است»این شعر دارای محتوای عمیق ووسیعی  می‌باشد و در بیان حقیقت واقعی و افق دید بلند انسانی و بیان جایگاه و مقامی است که انسان توان رسیدن به آن‌را دارد، اما از آن غفلت کرده و خود را تنها یک جسم کوچک بی‌ اثر می‌پندارد.(1)
از همین رو علاوه بر بسیاری  از عالمان ودانشمندان مسلمان ، برخی از اندیشمندان بزرگ غربی دردوره معاصر مانند "هِرمان هِسِه" (به آلمانی: Hermann Hesse) ( ژوئیهٔ ۱۸۷۷ - اوت ۱۹۶۲ میلادی) ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی-سوئیسی و برندهٔ جایزهٔ نوبلِ سال ۱۹۴۶ در ادبیات که تاکید می شود در برخی از آثارش، تاثیر پذیری از "مولانا" هویداست.به این مضامین رفیع از منظری در پاسخ به نامه  وسوالات جوانان پرداخته است :
در کتابی بعنوان نامه ها ی نوشته شده بوسیله ی وی  مجموعه  کل نامه های او  به سی و پنج هزار نامه رسیده است که برخی از آنها در آرشیو کتابخانه محلی شهر برن سوئیس  و بخش دوم در بایگانی پیشینه ی ادبی در شهر مارباخ آلمان  بایگانی شده اند داستان نویسی وی از سال 1970 آغاز شد ، هنگامی که نامه هایی را برای دوستان خود وسپس به فرزندانش) وبرخی افراد صاحب نام همدوره اش که در مجموع ده  درصد از مکاتبات وی برای جوانان بوده که با انتخاب  برخی پیام هایش  به جوانان در نوشتار زیر با  همخوانی شما با آن همراه می شویم:
 او در پاسخ به جوانان و نوجوانان می نویسد: (شما  خود پاسخ سؤال تان هستید: نامه هایی به جوانان) ، وی توجه ویژه خود را به  جوانان  معطوف می کند و خلاصه تجربیات ادبی و امیدهای خود را در زندگی و هنر را به جوانان ارائه می دهد. گروهی از نامه ها در چند مرحله،تحریر شده اند، که ایده کاملی از دیدگاه هسه در مورد موضوعاتی از قبیل: خدا و ایمان ، ناامیدی ، معنای زندگی ، مشکلات جوانی و نوجوانی ، سیاست و غیره ارائه داده است.  او در پاسخ   بعضی اوقات سخت گیرانه   عمل می کرد ، همانطور که در نامه زیر دانشجویی در دانشگاه آلمان تحصیل می کند ،بتاریخ ( 15 ژوئیه 1930 به   خانم JD -  دانشجوی فلسفه )  می گوید:
"من تصور می کنم که شما  نسلی از جوانانی هستید که همیشه امور را دست کم می گیرند و همه چیز را  به سخره میگیرید. شما در مورد بودا صحبت می کنید و می گویید که او را دوست دارید به دلیل ایده هایی که هیچ ارتباطی با بودا از نزدیکی یا دور ندارد ، در حالی که اصولی را که او برایش  زندگی کرده نمی بینید و به دنبال انتشار آن هستید. شما همه چیز را سریع می خوانید  ومی خواهید، دیدگاه های مذاهب و اندیشمندان  تا جهان خاص خودتان، همه چیزرا در معرض مصرف سریع و دلخواه  می خواهید. من نمی توانم به سؤالات شما پاسخ دهم ، زیرا من هنوز در جستجوی پاسخ به بعضی سؤالات خودم هستم ، همیشه در برابر سختی های زندگی بر انسان تامل می کنم ، اما مطمئن هستم که احساس پوچ بودن زندگی امری اورژانسی و گذرا است که با جستجو در زندگی خود می توان بر آن غلبه کرد.
و بگوئید که فقط یک بار زندگی خواهم کرد ، معنی و هدف  آن رابیابید. به نظر می رسد شما - جوانان - گاهی از مسئولیت های خود فرار  میکنید ، و اینجا اختلاف موجود بین ما  وشما نهفته است....
او غالباً پیامهای زیادی در رابطه با توصیه های كتابها و آثاری كه باید خوانده شود دریافت می كرد ، وی در پاسخ به سؤال خواننده جوان درباره توصیه های این کتاب می گوید: "من به لیست 100 کتاب برتر یا بهترین هزار کتاب   اثار بشر عادی اعتقاد ندارم. هرکدام از ما مجموعه ای از کتاب های زیبا و ارزش دقیق را انتخاب کرده ایم." یک خواننده نمی تواند کتابخانه شخصی خود را با خرید کتاب و انباشته کردن آنها در قفسه ها پیکربندی کند.  شایسته است خواننده با گوش دادن به صدای روح ، دانش و اشتیاق شخصی  خودرا پیدا کند  ، بنابراین کتابخانه شخصی وی مانند دوستی ها ودوستان اوست. "
وی در نامه دیگری می گوید: "داوری های ما در مورد کتاب ها هنگام ستایش یک کتاب مهم است ، اما داوری هایی که از کتابی کسر می می کند ناعادلانه است و بیشتر افراد یکه درمورد کتاب ها نظر  می دهند ، داوری هایی از این نوع هستند." وقتی در مورد کسی می گویم - مثلاً - من ترجیح  می دهم همراه او نباشم ، این جمله عینی وبرای خودم است ،  و حکم کلی صادر نمی کنم ، اما این تصمیم را برای کسانی که  حرفم می شنوند ، وا می گذارم ، اگر این شخص  را نمی خواهی  که  با او دوستی کنی  دوست مکن وحق نداری برای این تصمیم اورا بدنام توصیف  وتحریف کنی؟!   . اینکه مثلاً کسی را "فقیر یا مست" توصیف کنی ، یک رفتار نادرست است.که از نظر کسی دیگر ممکن است اینگونه نباشد ودلیلی داشته باشد  همین موضوع در مورد کتابها نیز صدق می کند ؛ اشتباهات در یک رمان یا کتاب بررسی می شو ند در حالیکه  قابل تجدید نظر نیست ، بلکه یک توصیف ناخوشایند است که شایسته یک روشنفکر واقعی نیست. "
هسه در پاسخ به نامه ی دختر جوانی ،که توضیحی درباره رمان معروف  او، گرگ بیابان می خواست ،نوشت: " متاسفم که به شمابگویم که نمی توانم داستان گرگ وبیابان  را بیشتر توضیح دهم.  زیرا نیازی به تفسیر اضافی ندارد  ، می خواهم به آرامی در گوشت  نجوا کنم:  اما اگر یک خواننده؛  کتابی یا یک اثر هنری را رد کند ،  نویسنده هیچ نکته ای در تلاش برای دفاع یا توجیه کار خود نداردزیرا  ممکن است برای مخاطب قابل قبول نباشد. آثار هنرمندانی که 
از کیفیت و ارزش بالایی برخوردار باشند نیازی به توضیحات و دفاع ندارند. آنها صبور هستند و منتظر خواهند ماند زیرا  آثار باقیمانده بسیار طولانی تر از کسانی که درمورد آن ارزیابی متفاوت دارند، عمر می کنند. "
در میان نامه های اخر، نامه ای بود که در 9 ژانویه 1956  بدست "هسه " رسید  ارسالی از سوی جوانی به نام اختصاری " ب " بود ، که در آن به دنبال  توضیحی در مورد آثار "فرانتس کافکا " بود. می دانیم که هسه یکی از هواداران بزرگ "کافکا" بود ، حتی می توان گفت؛ که او یکی از کاشفان «کافکا» بود و او را  نویسنده ی با استعداد قلمداد کرد و اثار ش را به عنوان یکی از شگفت آورترین و تحسین برانگیزترین پدیده های ادبی عصر ما توصیف  می کرد.
 اما هسه در پاسخ به سخنان این جوان گفت: "داستانهای کافکا به موضوعات مذهبی ، متافیزیکی یا اخلاقی نمی پردازد ، زیرا آنها صرفاً آثار هنری هستند". شخصی که قادر به خواندن اثر یک نویسنده است ، بدون آنکه از خود  سوال کند یا سعی در نتیجه گیری اخلاقی یا فکری از آنها دارد ، به سادگی حاضر است آنچه را که نویسنده دوست دارد بگوید  می پذیرد. کافکا رویاها و چشم اندازهای خود را در مورد تنها زندگی بی رحمانه خود به ما ترسیم می کرد ، و گوئی داستانهایی شبیه به تجربیات ، دلخوشی ها و دردهای خود به ما می داد و ما [خوانندگان] و گویا ما موظفیم که بخوانیم و براحتی بپذیرنم؟!  البته نه با تفسیرهای ناجوانمردانه ؟! "
آخرین نامه ی منتشرشده ، مورخ دسامبر 1961 ، ماهها قبل از مرگ "هسه" در آگوست 1962 ،  از طرف یک دانشجوی آمریکایی به نام" سوزان برومبرگ "دریافت شد.
 "هسه "در آخرین نامه خود می گوید: "خانم برومبرگ عزیز ، بخاطر سخنان دلنشین و محبت آمیز شما ، صمیمانه سپاسگزارم ، اما شما خیلی دیر مرا  یافتید.  دیر یا زود شما یک جایگزین  محلی به جای من پیدا خواهید کرد. اما حقیقت تغییر نمی کند و حق دگر گون نمی شود، هرچند آن را با چهره ها ونگاههای مختلف واز زوایای متفاوت ببینیم. "
توضیح :(1)
دَوَاؤُكَ فِیكَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّكَ‏ جِرْمٌ‏ صَغِیرٌ
وَ فِیكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی
بِأَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟، مولای موحدین امام علی(ع)،
لینک های مرتبط :



                                   تبعیض ونژاد پرستی ویژگی ومیراث غیرقابل  اصلاح استعمار است +   کتاب

اگر دانشنامه  جنگ های ناپلئون را ورق بزنید ، صفحاتی در مورد موسیقی دان بزرگ آلمانی بتهوون  می یابید  که او چگونه وچقدر شیفته ناپلئون بود و چه میزان زحمت کشید تا  با ساختن آهنگ های  حماسی  درموسیقی به نام او  تلاش کرد تا نشان دهد که چه مقدار به اوعلاقه و ایمان دارد، اما ناگهان دید که  ناپلئون به آلمان حمله کرد وبرنامه ی قتل وکشتار وتخریب ونابود ی را درطول وعرض آلمان بصورت رفت وبرگشت پیاده کرد... وناچار به او کافر شد .                 
 سارتر فیلسوف  فرانسوی  می گوید: وقتی کشور ما بوسیله ی آلمان ها اشغال شد آنگاه قدر آزادی خود را کاملاً  فهمیدیم . آنها ما را از فکر و احساس مسئولیت محروم کردند و بی اراده هر کاری را بخاطر آنها انجام می دادیم ..
 هیتلر وقتی فرانسه رااشغال کرد  در کنار  قبر ناپلئون حاضر شده وگفت : متاسفم عزیزم!  که توانستم کشورتان را اشغال کنم  زیرا زمانیکه که ما در حال  تولید آتش بارها وطراحی نقشه جنگ بودیم ، هموطنان شما در عیش ونوش غرق شده بودند.
 روز 16 دسامبرهرسال ، سرخپوستان و سیاهپوستان آمریکا به مناسبت  سالگرد قیام علیه مصیبت  کشف قاره ی آمریکا بوسیله کریستف کلمب ، که درقالب  زیاده طلبی استعماری  که درحدود  500 سال پیش روی داد ، علیه کشورهای اروپایی  مراسمی ویژه می گیرند .
واضح است که  این احساسات ضد استعماری در قاره آمریکای لاتین نیز گسترش یافته است ، برهمین اساس اکثریت مردم این محدوده ی جغرافیایی مواضعی ضد اروپائی و آمریکائی دارند و و انقلاب ها و  مبارزات زیادی علیه  آمریکا و همپیمانانش در آن اقلیم صورت گرفته است
  زیرا آنها   کریستف کلمب  و جانشینان او را  به عنوان قاتلان  سریالی توصیف کرده اند که به بهانه گسترش صلح و تمدن ، بدبختی را برای مردمان قاره آمریکا از شمال تا جنوبش به ارمغان آورده است .

فردریک داگلاس (Frederick Douglass؛( ۱۸۱۸- فوریه ۱۸۹۵)  برده ی که به مقام  روزنامه‌نگاری، دیپلمات و نویسندگی وبعنوان یکی از رهبران بزرگ ضد برده داری در آمریکا  رسید با این عبارت برجسته خود را به جهان  معرفی کرد: سیاه پوستان سه ابزار دارند: صدا ، قلم و رأی آنها ، که  امروز آنها مورد تهدید قرار گرفته اند.
"جانسون" رئیس جمهور وقت آمریکا  بهمراه نمایندگان افراطی جمهوری خواه  نگاه نژاد پرستانه ی خود را همچنان بشدت اعمال می کرد  اما  در زمستان 1866  داگلاس  با هیئت 12 نفره ی بنمایندگی جامعه ی سیاه پوستان  به کاخ سفید  رفت تا مراتب اعتراض  وحق خواهی خود را اعلام کنند . اما جانسون با عصبانیت تمام  و انتقادات تند بهمراه بکارگیری عبارات  نژادپرستان از مخاطبین استقبال کرد :  "من برده هایی دارم و برده های دیگری خریده ام اما هیچ برده ی نفروخته ام این ها فکر می کنند مرا به دام انداخته اند من معتقدم این داگلاس ملعون مثل هر زنگی دیگری اگر فرصت بیابد ، گردن هر سفید پوستی را خواهد زد " واما  ساعاتی بعد در جواب او داگلاس نوشت : رئیسی که بدنبال مطیع ساختن  چشم وگوش بسته ی مردم است " عین نکبت"  است .
و مبارزه سیاهپوستان حتی با  قتل مالکوم ایکس  و  مارتین لوتر کینگ  دو رهبرضد نژاد پرستی آنها ادامه یافت اما همچنان نژاد پرستی  و تبعیض به سرکردگی ترامپ شدت و قدرت بیشتری می یابد تا  علاوه بر ساکنین حتی  به مهاجرین و مسافرین به آمریکا نیز سرایت کند.
چندی پیش کتابی منتشر شده که نشان میدهد نژادپرستی در میان دولتمردان آمریکا  سیاستی نهادینه شده است و حتی با روی کارآمدن رئیس جمهور و وزیری  سیاهپوست  این ماجرا همچنان استمرار خواهد داشت.
   ای وای براسیری کز یاد رفته باشد؟!نتیجة بحث الصور عن ‪'Isolation' is Albert Woodfox diary,‬‏
«عزلت اجباری» ."Isolation"  کتابی بعنوان : تنهایی و انزوا درقالب ایزوله کردن در برگیرنده خاطرات دوران زندان  است  از آلبرت وودفوکس، مردی که چهار دهه  از عمر خودش را درسلول  انفرادی در  زندان لوئیزیانا به جرم و جنایتی که مرتکب نشده بود به سر برد. دهه 1960 بود که او  به عنوان یک زندانی محکوم به طولانی ترین دوره زندان انفرادی ،رهسپار  مدت  حبس شد  با این حال تلاش وی برای بقا به اندازه  ی دوست داشتن زندگی ،انسجام،  امید  و به همان اندازه مضطرب و غم انگیز است.وی در سال 2016 از زندان آزاد شد و برتری ذهن خود را پس از آن سالهای سخت حفظ کرد و به خودی خود شاهد پیروزی روح بشر ی بود.
 نویسنده  در این کتاب به صراحت وبشدت  از سیستم قضایی آمریکا  انتقاد کرده و روایات فراوانی از رفتار غیرانسانی با خود در  سلول انفرادی نقل می کند ،  و  با یاد آوری  نکات مهم  از زندگی جوامع محروم در ایالات متحده و چگونگی مجبورساختن آنها به ارتکاب جرم مواردی را برشمرده است.

وودفوکس می نویسد که  او توسط یک سیستم پیش داوری در آمر یکا محاصره  قربانی شده  و به زندان افتاده است  تا هزینه ی بالایی  را بدون ارتکاب گناهی بپردازد اما هر بازپرداخت به او هدفی می داد. او مکانیزمهایی را برای مقابله با انزوا ی کشنده در خود ایجاد  میکرده است  گرچه احساس خشم ، ناتوانی و ناامیدی همیشه وجود داشته  که عزم  و سلامت عقل او را تهدید می کرده است . "هر روز مجبور  می شدم آن قدرت را پیدا کنم ، مجبور شدم اراده و عزم را پیدا کنم که شکسته نشوم. آن خصوصیات را از مادرم دریافت کرده بودم."
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع :
Solitary – 5 Mar 2019
by Albert Woodfox


 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .نجوای کنگان منبع : Solitary – 5 Mar 2019 by Albert Woodfox،
لینک های مرتبط :



                   مسئولیت دولت درشرایط اقتصادی فعلی کشورمان کدام است؟

پنجاه سال پیش در میان ورزشکار دونده این باور وجود داشت که یک مرد در کمتر از چهار دقیقه نمی تواند مسافت یک  مایل را طی کند و هر کسی که سعی در شکستن این رکورد دارد قلبش منفجر می شود !! اما یکی از ورزشکاران پرسید که آیا کسی سعی کرده این رکورد را بشکند که  قلبش ترکیده باشد ؟ و خود ناگهان جواب داد نه ؟! . دریک  سال   بعد بیش از 100 ورزشکار این رکورد را شکستند و سال های بعد 300 ورزشکار این  رکورد  را بصورت متوالی بهبود بخشیدند.
اگر می خواهید نتایج متفاوتی داشته باشید ، باید روش دیگری را امتحان کنیم پیش بروید و ابزارهای بهتری را نسبت به هم اکنون در اختیاربگیرید ودر مسیر بهبود شرایط قرار دهید.
ادبیات و تئوری های اقتصادی از قرن هجدهم تا به امروز  درحیطه ی مسئولیت اقتصادی دولت ها نیز بهمین ترتیب متفاوت بوده است و نقش آن در اقتصاد با دخالت کامل دولت برای داشتن اختیارات و تسهیلات درتولید فکر وکار ملی، عرضه و سبک مصرف و نظارت بر بازار  بین  دو جریان چپگرا  و راستگرا از دیر باز در  جریان سیاست گذاری اقتصاد در تقابل بوده است ، تجربیات اقتصادی دولتها ، به ویژه در طول قرن بیستم و عبور از نظم جهانی در مرحله ی بحران طاقت فرسا اقتصادی ، حتی در قالب بازار آزاد به تنهایی هرگز نتوانسته  جلوه ی فراز ونشیب اقتصادی جوامع را  اصلاح  کرده و به ثبات  نزدیک کند ، اما در مجموع چگونگی نقش دولت ها دراداره ی اقتصادجوامع، روش ها  و شرایطی قابل مطالعه را ایجاد و مطرح کرده است که به هیچ وجه نباید آنها را بدون بررسی رها کرد،این نقش ها بشرح زیر هستند:
1. حمایت و امنیت
نقش اصلی دولت، ایجاد زمینه ی حمایت و فراهم کردن امنیت ،منافع ومصالح ملی و دفاع ازآن درداخل مرزها و خارج  آن بوده و اجرای  مقررات و قانون وطرح های پیشگیرانه است که جامعه را از  پدیده جرم و هرج و مرج محافظت می کند زیرا هیچ فعالیت اقتصادی نمی تواند در کشوری که از بی ثباتی امنیتی رنج  ببرد یا  در آن رخ دهد  بتواند در آن شرایط رشد کند و یا در میان جرم و فساد توسعه یابد.
  2. سازماندهی
دولت از طریق تدوین راهبرد و طراحی قوانینی که معاملات اقتصادی را تنظیم می کند (یعنی هرگونه فعالیت اقتصادی مانند ایجاد کارخانه ها ،  کار ، گرفتن وام ، ارائه اوراق بهادار ،خرید فروش ، تولید عرضه، و ...) نقش مهمی در اقتصاد دارد. رابطه بین بازیگران اقتصاد (از جمله تنظیم تسهیلات برای تولید ، ایجاد زمینه مساعد برای سرمایه داران ، کارشناسان ، کارکنان وکارگران عرصه ، مؤسسات مالی ، شرکت ها و غیره را به شکلی مطلوب هدایت می کند.
3. برنامه ریزی
  شامل تدوین سیاست  اقتصادی دولت است که باید به موسسات نظارتی ارائه شود و همراهی مردمی را بدست آورد و ساختار اقتصاد را ترسیم کند ؛ یعنی سهم بخشهای مختلف (مانند کشاورزی ، صنعت و خدمات) در تولید ناخالص داخلی مشخص باشد، و تعیین کند که هرکدام  ازبخش ها  از بهترین گزینه برای رشد اقتصادی برخوردار باشند و کدام یک بیشتر به حمایت دولت احتیاج دارند و کدام به زمینه اشتغال بالاتر و بهبود جریان کسب کار وسرانه ی درآمد دست پیدا می کنند.
4. ارائه خدمات عمومی و تامین و پشتیبانی از کالاهای اساسی
دولت باید برای شهروندان دسترسی به خدمات عمومی و کالاهای اساسی را که آنها به تنهایی نمی توانند به آنها دسترسی پیدا کنند ، با یک قیمت منصفانه ، برابر ، بدون تبعیض ، قیمت مناسب و با کیفیت بالا فراهم سازد. خدمات عمومی عبارتند: از حمل و نقل ، مراقبت های درمانی و بهداشتی ،شبکه ی زیرساختی: راهها، انرژی وسوخت ، برق ، شبکه های ارتباطی مجازی ، آب ، بهداشت و بهداشت و خدمات حفاظت از محیط زیست ازاین جمله اند.
دولت باید بتواند شهروندان را در زیر چترحمایتی خود با تامین  کالاهای اساسی مانند خواربار و فرآورده های انرژی به ویژه در شرایط سخت  و برای گروههای هدف مانند:  بیکاران ، سالخوردگان ، ناتوانی و بیماری  افزایش دهد. در سرمایه گذاری ، دولت باید از طبقات پایین در برابر پیامدهای شدید سرمایه داری محافظت کند. این روند می بایست در شبکه های زیرگروه تعاون و کار ،تأمین اجتماعی  وسازمانهای مشابه که نمایانگر  پروسه ی زیرساخت رفاهی است ، می تواند شهروندان را به شکوفایی اجتماعی و اقتصادی و همچنین ایجاد امنیت اقتصادی  پیرامون خود امیدوار کند و درحوزه  برخورداری از خدمات دهی هوشمند، هدفمند را گسترش دهد .
5. سرمایه گذاری عمومی مؤثرو فعال
در سرمایه گذاری عمومی ضروری است  همچنانکه که "کینز "، اقتصاددان انگلیسی در پرداختن به رکود بزرگ سال 1929  آن را برجسته نشان داد او احساس کرد که دولت برای تأمین شغل برای بیکاران و احیای تقاضای کلی ، باید برای پروژه های سرمایه گذاری عمومی هزینه کند. با توسعه تجربیات بین المللی ، می توانیم به مهمترین زمینه های سرمایه گذاری عمومی ، که   به عهده دولت است رجوع کنیم،یعنی:
الف: سرمایه گذاری درصنایع جدید و صنایع بزرگ ، به ویژه در صورت عدم ورود به بخش خصوصی،از جمله: صنایع سنگین ،انرژی و صنایع مرتبط با لجستیک و پشتیبانی سخت افزاری و تمهیداتی برای کارگاههای متوسط وکوچک.
ب) حمایت از تحقیق و توسعه ، زیرا سطح تحقیق و توسعه در هر اقتصاد بر عهده دولت است ، که قرار است بودجه و ساختار نهادی و همه ابزارهای پشتیبانی را برای بهبود سطح تحقیق در توسعه ی فن آوری فراهم کند.
ج)  سرمایه گذاری در منابع انسانی و میدان دادن به جوانان ، زیرا دولت باید از طریق هزینه کردن در خدمات رسانی مرتبط با کیفیت بالا برای آموزش عمومی و عالی، بهداشت ، آموزش فنی و حرفه ای و پرورش استعداد ها ، روی جمعیت یا ثروت انسانی خود سرمایه گذاری کند. و با فراهم آوردن محیط وفضای مناسب تربیت  نیرو ی مورد نیازجامعه را برای شهروند فعال یا علاقه مند مهیا نماید، به این معنی که شهروندان بتوانند توانایی های خود را در همه سطوح  معرفی کرده و توسعه دهندبه طور کلی ، طبق رویکردمجامع جهانی اقتصاد ، دولت باید منابع و زیرساخت هایی را فراهم کند تا شهروندان بتوانند در مقیاس وسیع به نقش آفرینی موفق  شوند ، بنابراین "شهروندان مولد وتولید کننده در همه ی ابعاد"  هدف گذاری در این مرحله است.
6. عدالت یاحسن توزیع ثروت
دولت ملزم به توزیع وتعریف مجدد ثروت و تولید آن در بین مردم ، کاهش اختلافات بین طبقات و کاهش فقر و نیازمندی از طریق اعمال ابزار سیاست های مالیاتی برای دریافت مالیات از کسانی است که می توانند بتدریج نرخ عدالت را برای خود ودیگران افزایش دهند ؛ و حمایت اجتماعی را به ذینفعان منتقل کنند.
7. مقابله با بحران های اقتصادی
دولت در تدوین وسیاستگذاری برنامه ها و ارائه ی راه حل ها برای  پیش گیری و رفع هرگونه بحران احتمالی در اقتصاد ، چه تورم و یا رکود در  بخشهای متنوع ، یا شیوع فقر و بیکاری و گسترش نابرابری بین طبقات ، اولین و بزرگترین نقش را دارد. در برخی کشورهای پیشرفته  برای مقابله با بحران مالی جهانی سابق، از  سرمایه ی نقدی مؤسسات مالی ، وامها و بانکها در حمایت توانمند سازی سرمایه گذاری وشهروندان  عملیاتی کردند، برای نمونه  انگلیس برنامه کینزی را برای خروج  از رکود بزرگ سال 1929 اجرا کرد.
8 . ایجاد مشارکت فرا مرزی  
نقش دولت در اقتصاد در مرزهای جغرافیایی آن متوقف محدود نمی شود ، بلکه باید برای تقویت معاملات بخش خارجی اقتصاد،با ایجاد مشارکت های اقتصادی با سایر کشورها و جهان خارج و با گسترش همکاری مشترک اقتصادی با کشورهایی که به طور استراتژیک با منافع کشور مرتبط هستند ، تلاش کند. 15 کشور همسایه ی ما دراین راستا  ظرفیت قابل توجهی بشمار می آیند ایجاد مشارکت اقتصادی چندین ساز و کار دارد که از جمله آنها می توان به امضای معاهدات ، راه اندازی سرمایه گذاری های مشترک، سرمایه گذاری تزریقی  یا تسهیلات  منشعب از خطوط  مرزی و مالی و کمک در پرداخت مالی ودادوستد کالا.
9.به روز رسانی داده ها و توزیع عادلانه اطلاعات در مورد اقتصاد
  دولت از طریق نهادها و سازمانهای وابسته  اختیارات خود برای جمع آوری اطلاعات ، گزارش های به روز ، کامل ، رایگان و در دسترس را در مورد کلیه داده های کلان و خرد و شاخص های مربوط به اقتصاد کشور تهیه می کند. می توان گفت که تجارب بین المللی در توسعه اقتصادی از آنچه  گفتمان مختلف اقتصادی برای نقش دولت تعریف کرده است ، فراتر رفته تا ویژگی های مشخصی از مسئولیت اقتصادی دولت در عمل وتولید را معرفی کند.
 اهمیت نقش دولت در اقتصاد
 این مهم است که دولت و شهروندان آن کشور نقشهای اصلی خود را در اقتصادایفا کنند با:
- بالا بردن سطح اعتماد به نفس و انسجام وهمدلی با سایر قوادر اقتصاد زیرا هردو شاخصی هستند كه توسط مؤسسات مالی بین المللی دایم در معرض ارزیابی قرار دارند.
-تقویت  چشم انداز و پیمان اجتماعی ، موفقیت دولت در دستیابی به استاندارد زندگی مناسب برای شهروندان و جلب رضایت عمومی آنها از خدمات عمومی و پشتیبانی کالاها و کاهش اختلافات طبقاتی که همه این موارد باعث کاهش خشم عصبانیت می شود و احتمال بروز درگیری یا تعامل بین لایه های جامعه را به دلایل اقتصادی کاهش می دهد.
- ارتقاء توسعه پایدار، زیرا توسعه اقتصادی یكی از مهمترین ستونهای توسعه پایدار بوده تا توسعه ی فرهنگی جامع ترین و اهمیت زیرساختی آن  كه شامل هدفمند کردن تلاشهای  دولت در زمینه های دیگر از جمله اجتماعی و اقتصادی است را درمی گیرد. می توان گفت که نقش های اقتصادی دولت در نهاد های اساسی برای بهینه سازی میزان امیدواری به توسعه پایدار نهفته است..
  نقش دولت در حالت جنگ و محاصره اقتصادی دراین عرصه چیست؟
وضعیت  رقابت و تسلط برمنابع ومنافع همواره از سوی ابرقدرتها  روابط بین الملل پرتنش و حتی مه آلود ساخته است جنگ و محاصره اقتصادی و سیاسی موارد خاصی است که در گام اول؛ دولت باید قادر به انجام نقش اصلی خود در دستیابی به اقتدارامنیتی و دفاعی با تکیه بر قوای مسلح و دستگاههای امنیتی ومراکز تصمیم سازی راهبردی باشد. در اینجا ، یکی از مهمترین اولویت های دولت،تهیه مواد اولیه و داروهای اساسی برای شهروندان و هماهنگ نمودن سازمان های نظارتی،بهداشتی و امدادی برای ارائه راه های ایمن درتهیه مواد غذایی است. نقش دوم منطقی کردن هزینه های عمومی به منظور عدم غفلت از بودجه فعالیت دفاعی و امنیتی است.
   سوم به ویژه در مورد حصار وتحریم اقتصادی ، که در آن شرایط ویژه ایجاب  می کند تا دولت در حال گسترش ساخت و ساز امکانات تولیدی در مناطق و فضای تعاملاتی به دور از کشف در محاسبات و معادلات دشمن  - جایگزینی بخش خصوصی -باشد که از رقابت محض در اقتصاد خارج می شود و به منظور پاسخگویی به نیازهای بازار محلی کالاها و خدمات  نقشه راهی را  طراحی کرده وتأمین می کند ضمن اینکه  افزایش فرصت های شغلی ، تلاش برای جلوگیری از رکود اقتصاد را توسعه می دهد.
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . مسئولیت دولت درشرایط اقتصادی فعلی کشورمان کدام است؟،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 859 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :