دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

نیاز مبرم کشور به مدیریت متدین و انقلابی

تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-06:26 ب.ظ

Image result for ‫هرگاه مدیریت انقلابی داشتیم‬‎

نوع مطلب : تصاویر رهبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تدفین شهدای کربلا

تاریخ:یکشنبه 9 مهر 1396-01:38 ب.ظ

تدفین شهدای کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم
تدفین شهدای کربلا علیهم السلام
عمر بن سعد ملعون، پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) و یاران بزرگوارش دستور داد جسدهای پلید لشکریانش را دفن کنند؛ اما پیکرهای پاک، مطهر، بی سر، برهنه و چاک چاک امام (علیه السلام) و یاران باوفایش بر زمین بماند. اما مدتی نگذشت که پیکرهای بی­ سر و مطهر شهدا با حضور امام سجاد (علیه السلام) و با کمک مردم بنی اسد شناسایی و به خاک سپرده شدند.
روز دفن شهدا
مورخان در مورد روزی که پیکرهای مطهر شهدا دفن شده­ اند اختلاف نظر دارند عده­ ای روز یازدهم[1] و برخی دیگر هم روز سیزدهم محرم[2] را زمان دفن شهدای کربلا بیان کرده­ اند. علما و مورخان اهل سنت، بالاتفاق بر این باورند که مراسم تدفین امام حسین (علیه السلام) و یارانش در روز یازدهم محرم سال شصت و یک هجری صورت گرفته است.[3] سرشناس ­ترین مورخان شیعه نیز با اهل سنت، در این که روز یازدهم محرم زمان دفن شهدای کربلا توسط طایفه بنی اسد است، موافقند. شیخ مفید در ارشاد و سید بن طاوس در لهوف و ابن شهر آشوب در المناقب از جمله بزرگانی هستند که این نظر را تأیید کرده اند. از جمع روایات نقل شده در این کتب، چنین برمی­ آید که دفن شهدا در همان روزی انجام گرفته که عمر بن سعد از کربلا خارج شد؛ یعنی روز یازدهم. در این صورت دفن شهدا در عصر آن روز صورت پذیرفته است؛ چرا که بنابر نقل تاریخ عمر بن سعد بعد از ظهر روز یازدهم راهی کوفه شده بود.[4]
دفن شهدا
برخی اقوال:
پس از رفتن ابن­ سعد و یارانش، جماعتی از بنی ­اسد که در نزدیکی کربلا منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند و چون آن بدنهای پاک و مقدس را به آن وضع دیدند دانستند که این بدنها، پیکر مطهر حسین (علیه السلام) و یاران اوست، پس صدا به شیون و زاری بلند کردند و در شب موقعی که ایمن از دشمن بودند بر امام حسین (علیه السلام) و یارانش نماز گذاردند و آنها را دفن نمودند. امام (علیه السلام) را در موضع فعلی آن و علی اصغر را پایین پای آن حضرت (علیه السلام) دفن کردند، قبری هم برای اهل بیت امام (علیهم السلام) حفر نمودند و قبری نیز برای یاران امام (علیه السلام) در پایین پای حضرت (علیه السلام) در نظر گرفتند و آنان را در آنجا به خاک سپردند. بدن مبارک عباس (علیه السلام) را نیز در همان قبری که فعلاً قبر او شناخته می­ شود و در همان جایی که به شهادت رسیده بود دفن نمودند.[5]
 نقلی دیگر:
«دفن شهدا برای بنی­ اسد امکان پذیر نبود، زیرا آنان اهل روستاهایی بودند که در میدان نبرد شرکت نداشتند و بدون راهنمایی کسی که از همه آن شهیدان شناخت کامل داشته باشد قادر به شناسایی و دفن آنان نبودند به ویژه آن که سرهای شهدا را بریده بودند از این ­رو دفن دقیق و همراه با شناخت شهدا بدون وجود راهنمایی آگاه، امکان پذیر نبود و از سوی دیگر با توجه به این باور که کار دفن امام (علیه السلام) را کسی جز امام (علیه السلام) نمی ­تواند بر عهده بگیرد ناگزیر ما را به این مطلب می­ رساند که این راهنما باید امام سجاد (علیه السلام) بوده باشد. اما این حضور باید به صورت خارق ­العاده بوده باشد، چرا که ایشان در آن زمان در بند اسارت دشمنان به سر می­ برد.
با توجه به این گفته، برخی دیگر از مصادر شیعی چنین بیان داشته­ اند که: بنی اسد در دفن شهدای کربلا، متحیر و سرگردان بودند، چرا که کوفیان بین سرها و بدنهای شهدا جدایی انداخته بودند و بدنها قابل شناسایی نبودند. در این هنگام امام سجاد (علیه السلام) به کربلا تشریف آوردند و آنان را در این امر یاری کردند. ایشان با یاری مردان بنی اسد نخست پیکر مطهر پدر بزرگوارشان را پیدا کردند و پس از گریه زاری فراوان، آن را روی قطعه حصیری ­گذاشتند و به آرامگاه فعلی­ اش آوردند؛ سپس اندکی از خاک محل دفن را کنار زدند قبری ساخته و پرداخته ظاهر شد. سپس امام زین­ العابدین (علیه السلام)، دستها را زیر بدن مبارک امام حسین (علیه السلام) قرار دادند و فرمودند:
«بسم الله و فی سبیل الله و علی ملة رسول الله صدق الله و رسوله ما شاء الله،و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.»
آن گاه به تنهایی، بدن مطهر را در داخل قبر گذاشت؛ ایشان در حالی که دیگران را از کمک در تدفین امام (علیه السلام)، باز می داشت فرمودند: «با من کسانی هستند که مرا یاری دهند.» وقتی حضرت (علیه السلام) بدن را در قبر نهاد صورت مبارکش را بر گلوی بریده ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) نهاد و در حالی که اشک بر گونه­ هایش جاری فرمود:
«طوبی لأرض تضمنت جسدک الطاهر
فان الدنیا بعدک مظلمه
و الآخره بنورک مشرقه
و اما اللیل فمسهد
و الحزن فسرمد
او یختار الله لاهل بیت دارک التی انت بها مقیم
و علیک منی السلام یابن رسول الله و برکاته؛

چه مبارک است زمینی که بدن مطهر تو را در برگرفته است؛ دنیا بعد از تو تاریک است و آخرت با نور جمال تو روشن و نورانی. بعد از تو شب هایمان سخت و حزن هایمان طولانی است؛ تا آن زمان که خداوند سر منزلی را که تو مقیم آن شده ­ای برای اهل بیت (علیهم السلام) و خاندانت اختیار کند ای زاده رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو باد.» آنگاه قبر را پوشانید و با انگشت مبارک روی قبر امام (علیه السلام) نوشتند:
«هذا قبر الحسین بن علی بن ابیطالب (علیهما السلام) الذی قتلوه عطشانا غریبا.»
سپس برادر گرامی اش -علی اکبر (علیه السلام)- را در پایین پای امام (علیه السلام) دفن کردند و بقیه هاشمیین و اصحاب را در قبر دیگر در زیر پای امام حسین (علیه السلام) دفن نمودند. سپس امام (علیه السلام) به همراه بنی اسد به نهر علقمه رفتند؛ در آنجا با مشاهده پیکر پاک عمویش -عباس (علیه السلام)،- خود را بر روی بدن ابوالفضل (علیه السلام) افکند و گلوی مبارکش را بوسید. امام (علیه السلام) در حالی که به شدت می گریست، ­فرمود:
«علی الدنیا بعدک العفا یا قمر بنی­ هاشم و علیک منی السلام من شهید محتسب و رحمة الله و برکاته؛
بعد از تو ای قمر بنی­ هاشم خاک بر سر این دنیا؛ و سلام من به تو و رحمت و برکات الهی بر تو باد.» آنگاه برایش قبری حفر کرد و همانند پدر شهیدش به تنهایی او را درون قبر گذاشت و به بنی اسد فرمود: «کسی با من هست که کمکم می کند» سپس بدن شریف عباس (علیه السلام) را دفن کردند.»[6]
مؤید این نقل:
این گزارش به وسیله روایتی که از امام رضا (علیه السلام) نقل شده نیز تأیید می­ شود. راوی می ­گوید: «من نزد امام رضا (علیه السلام) بودم که علی بن ابی­ حمزه، ابن­ سراج و ابن­ مکاری بر حضرت (علیه السلام) وارد شدند. علی پس از گفتگو با حضرت (علیه السلام) درباره امامت ایشان، گفت: "از پدران شما برای ما روایت کرده­ اند که کار امام (علیه السلام) را کسی جز امامی مانند خودش بر عهده نمی ­گیرد.[پس چگونه است که پس از شهادت پدر بزرگوارتان امام موسی کاظم (علیه السلام) شما حضور نداشتید و متقبّل امر کفن و دفن ایشان نشدید]"
امام (علیه السلام) فرمود: "بگو ببینیم حسین بن علی (علیهما السلام) امام بود یا غیر امام؟" گفت: "امام (علیه السلام) بود". فرمود: "چه کسی عهده­ دار کارش بود." گفت: "علی بن الحسین (علیهما السلام)" فرمود: "علی بن الحسین (علیه السلام) کجا بود." گفت: "در کوفه در زندان ابن­ زیاد." امام (علیه السلام) فرمود: "چگونه در حالی که زندانی بود عهده­ دار کار پدرش گردید." گفت: "دور از چشم آنان رفت و پدرش را کفن و دفن نمود و بازگشت." امام (علیه السلام) فرمود: "آن کسی که به علی بن الحسین (علیهما السلام) امکان داد به کربلا برود و کار پدرش را بر عهده بگیرد به صاحب این امر نیز امکان می ­دهد که به بغداد برود و کار پدرش را عهده­ دار گردد."»[7]
آنچه که در این روایت به صراحت بدان اشاره شده است خارق­ العاده بودن حضور امام سجاد (علیه السلام) در کربلا و همراهی با بنی­ اسد در تدفین شهدای کربلا است.
همچنین نقل شده است که به هنگام دفن شهدای کربلا اقوام و خویشاوندان و به نقلی مادر حر بن یزید ریاحی، جنازه او را به محلی که اکنون به آرامگاه حر بن یزید ریاحی معروف است بردند و در آنجا دفن نمودند.[8]
همچنین نقل است طایفه بنی اسد راضی نشدند که پسر عم خویش - حبیب بن مظاهر - با دیگر یاران امام (علیه السلام) دفن شود از این ­رو او را در جایی جدا از دیگران و در محلی در بالا سر امام (علیه السلام) که امروز به قبر حبیب شناخته شده است دفن کردند.[9]

منبع:http://www.ziaossalehin.ir/fa/content/11534
------------------------
پی نوشتها:
[1]-البلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، بیروت، دارالتعارف، چاپ اول، 1977، ج3، ص205؛ الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک(تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967،ج5، ص455؛ المسعودی، علی بن الحسین؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق اسعد داغر، قم، دارالهجره، چاپ دوم، 1409، ج3، ص63 و ابن­شهرآشوب؛ مناقب آل­ابیطالب، قم، علامه، 1379ق، ج4، ص112.
[2]-المقرم، عبد الرزاق الموسوی ؛ مقتل الحسین (علیه السلام)، بیروت، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ پنجم، ص1979، ص319.
[3]-البلاذری، پیشین، ص205؛ الطبری، پیشین، ص455؛ المسعودی، پیشین، ص63 و ابن ­اثیر، علی بن ابی­ الکرم؛ الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-داربیروت، 1965،ج4، ص80.
[4]-سید بن طاوس؛ الملهوف علی قتلی الطفوف، جمع آوری عبدالزهرا عثمان محمد، قم، المعد، چاپ اول، 1988، ص107.
[5]-شیخ مفید؛ الارشاد، قم، کنگره شیخ مفید، ص1413، ج2، ص114و طبرسی؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، 1390ق، ج1، ص417.
[6]-المقرم، پیشین، صص319-321.
[7]-کشی، محمد بن عمر؛ رجال الکشی، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348ش، صص463-464 و مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار (علیه السلام)، تهران، اسلامیه، بی­تا،ج45، ص169.
[8]-الامین، محسن؛ اعیان الشیعه؛ تحقیق حسن الامین، بیروت، دارالتعارف، بی­تا،ج1، ص613 و المقرم، پیشین، صص321.
[9]- الامین، پیشین، ص613.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جدیدترین جاسوسی اینترنتی آمریکا از ایران

تاریخ:یکشنبه 9 مهر 1396-10:05 ق.ظ


جدیدترین جاسوسی اینترنتی آمریکا از ایران

اخیراً  سایت مجله ی اندراسپت  (Andreaspt )آمریکا
در گزارش ماه سپتامبر 2017 خود افشا کرد:  که آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) به جاسوسی  اینترنتی علیه تعدادی از کشورهای شرق میانه، از جمله ایران پرداخته  است.
بر اساس این گزارش، آژانس امنیت ملی آمریکا  طی یک اقدام  همه جانبه  محرمانه برای پیگیری فعالیت های الکترونیکی در کافی نت ها و...، تا حد شناسائی  ردیف قرار گرفتن کاربران  بر صندلی های مورد استفاده  دنبال کرده است. "
این سایت درتشریحی مفصّل؛ " بنا به گفته مدیر فناوری اطلاعات در سازمان امنیت ملی آمریکا " چارلی اسپاید" توضیح می دهد:  مزدوران این آژانس با استفاده از یک برنامه ی مخفی  به نام ایرگاب" Aergab " بصورت پنهانی  و با  هویت  مستعاری خود بعنوان مشتری  برای دسترسی به اطلاعات وب سایت ها وارد ماجرا شده اند، او اضافه کرد: "این نرم افزار  توسط یکی از بزرگترین شرکت های موفق ارائه دهنده اینترنت جهانی تهیه شده است".

 این مقام آمریکائی افزود: «با توجه  به وضعیت کافی نت ها  عناصر آژانس امنیت ملی آمریکا از برنامه ای به نام"  مَسترچک  "استفاده می کنند که محتویات رایانه ها، قطعات و اینترنت مودم های مرتبط با اطلاعات ماهواره ای را مورد بررسی ومراقبت قرار می دهد،  این مسئول آمریکا ئی" تاکید کرد:   این"برنامه "  در کل  فعالیت های کاربران و زنجیره کسب و کار  کافی نت ها، را با تمام اطلاعات موجود  را  با شناسایی موقعیت جغرافیایی و مودم های متصل به شبکه و همچنین محل واقعی  نصب و راه اندازی واقعی  دستگاه ها وسیستم ها را ردیابی می کند. از طریق این برنامه  آژانس امنیت ملی آمریکا توانسته است با ردیابی 400 پایگاه عرضه اینترنت از جمله 50 کافی شاپ  را  با کنترل سایت مورد نظر  و حساب کاربر  فعال در کافی نت ها  از شرق میانه تا شمال آفریقا  دنبال کند.
این سایت درپایان  اشاره کرد : سازمان امنیتی ملی آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم،  پایگاههای اینترنتی را در یمن، افغانستان، سوریه، لبنان، ایران و عراق را زیر نظر گرفته ومورد تجسس قرار می دهد .
تهیه وترجمه : نجوای کنگان


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلام بر حسین

تاریخ:یکشنبه 9 مهر 1396-09:04 ق.ظ


سلام بر حسین
کتاب تاریخ را ورق میزنم ،تک و تنها در بیابانی قدم می زدم ، بجزء زمین ،آسمان،رود ونخلستان چیزی دیگر دیده نمی شد.به فکر کاروانی هستم که در سال شصت یک هجری بدین سرزمین آمده بودند.رو به آسمان کردم ،و در باره آن کاروان پرسیدم.آسمان آهی کشید و گفت: در حالی که توسط لشکر عبیدالله به فرماندهی "حر" محاصره شده بودند، به این سرزمین آمدند.صورتهایشان از نور موج می زد .رو به زمین کردم وگفتم :زمین آنچه را دیده ای  برایم بگو، زمین گفت: وقتی بدین جا آمدند ،خیمه های خود را برپا نمودند،هر کس خیمه ای داشت ،خیمه حسین،خیمه عباس ،خیمه زینب خیمه حبیب و .... .آنها همچون پروانه به دور شمع وجود فرمانده خود می چرخیدند.نخل گفت: فرمانده ازنسل و نماینده همه ی انبیاء از جمله  موسی (در کوه طور)،عیسی،(صلیب بر دوش)ابراهیم،(در میان آتش)نوح(سوار بر کشتی)،اسماعیل (در قربانگاه)و محمد در غار حرا بود.و از طرفی در لشکر مقابلش تمام جنایتکاران تاریخ  از جمله،بلعم باعور،نمرود،دقیانوس، بخت النصر،ابولهب،ابوجهل و فرزندان شجره خبیثه  قرار داشتند، لشکر شیطان آمده بودند تا در این بیابان، انتقام تمام ستمگران تاریخ که بدست انبیاء نابود شده بودند، از حسین نماینده خدا  بگیرند. به شط نگاهی کردم، فهمید که می خواهم ،درباره امام حسین(ع) و یارانش از او بپرسم ،بدون اینکه منتظر سوالم   بماند، آهی کشید و گفت :تا روز محشر شرمنده فرزندان علی(ع) خواهم بود،آنها در روز آخر همگی تشنه لب بودند.به آسمان نگاه کردم و از او خواستم باز از لشکر خدا برایم بگوید.پس از اندکی درنگ،پاسخ داد :وقتی امام به نماز می ایستاد علاوه بر اصحابش ،ملائکه های خدا نیز به ایشان اقتدا می کردند.زمین فریادی کرد وگفت:حسین یاران بی نظیری داشت،همچون" بنیان مرصوص" در کنارش بودند.و آیه "من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا" در شان آنها نازل شده بود.از نخل سوال کردم: از برادران و فرزندان و دیگر اعضای خانواده اش بگو،نخل به برگهای خود تکانی داد و گفت :در تاریخ نمی توان نمونه ای از چنین مردان بزرگی یافت.بعد از آن شط خروشی کرد و گفت : شب عاشورا در این سرزمین  غوغایی بر پا شده بود،سپاهیان خدا، همه ی وجودشان غرق شادی  بود،برای طلوع فجر ،بی قراری می کردند،با صدایی دلنشین آیات قرآن را تلاوت می کردند.پس از اقامه نماز مغرب،امام با یاران خود سخن گفت و از آنها خواست ، در صورتی که تمایلی به یاری او ندارند ،می توانند به شهر و دیار خود برگردند،مجاهدان راه خدا ،لبیک گویان اعلام نمودند که اگر چندین بار کشته و زنده شونده او را تنها نخواهند گذاشت. آسمان سخن رود را تایید کرد وگفت: در آن شب ،صحنه هایی سرشار از عشق به خدا و دفاع از دین در بین یاران امام حسین (ع) دیده می شد که قادر به توصیف آنها نیستم. صبح که از طرف لشکریان ابلیس بر طبل جنگ نواخته شد،"حر" به سوی خیمه فرمانده حق آمد و پس از اظهار پشیمانی با شجاعت  برلشکر بندگان شیطان حمله ور شد و خون خود را برای آبیاری درخت اسلام به پای آن بر زمین ریخت. زمین گفت :کاش چنین روزی ندیده بودم،اجساد،قطعه قطعه یاران امام حسین(ع) ،مانند اوراق قرآن بر روی زمین ریخته بودند،اما در اراده امام خللی ایجاد نشد .نخل گفت:پر شورانگیز ترین صحنه نبرد،  هنگام ظهربود ،پسر علی،بدون توجه به قدرت دشمن تا بن دندان مسلح، به نماز ایستاد و چند نفر از یارانش هنگام دفاع از وی جهت اقامه نماز، جان به جانان تسلیم کردند. از شط پرسیدم :جریان کشته شدن اصغر برایم تعریف کن؟گفت ای مرد، ترا خدا مرا به یاد آن صحنه نیندازید. اصرار کردم ،باز امتناع کرد،خواهش کردم ،چیزی نگفت ،به حسین قسمش دادم. رود گفت:بخدا قادر به بیانش نیستم ولی همین بگویم که وقتی پسر فاطمه ،خون طفل شیر خوارش به آسمان ریخت ،آرزو کردم که به کویری خشک و سوزان تبدیل شوم. از رود خواستم از عباس بن علی بگوید، شط درنگی کرد و گفت : از او شجاع تر و جوانمردتر در تاریخ  ندیده بودم،روز عاشورا با مشک وارد من شد ،سخن فرات قطع کردم و گفتم :حتما خود را سیراب کرد، رود با صدای بلند گفت : نه نه، به خدا، تشنه لبانش بودم،فریاد زدم و گفتم: مگر تشنه نبود.فرات آهی سر داد وگفت:او حتی یک قطره از من ننوشید و حسرت بوسیدن لبانش را بر دلم گذاشت،عباس آنقدر وفادار بود که به خود اجازه نداد در حالیکه امام حسین (ع)و یارانش تشنه بودند ،قطره آبی بنوشد.از زمین خواستم در مورد آخرین لحظات زندگی فرمانده کربلا بگوید،زمین لرزشی کرد و چنین گفت:از جنایت پسر شیطان صفت هند جیگر خواره ،به خدا پناه می برم.وقتی پسر خبیث ذالجوشن با سر بریده  امام حسین(ع) از گودال قتلگاه بیرون آمد ،دلم می خواست شکاف برداشته و زیر و زبر می شدم، لشکریان شیطان بعد از آن خیمه های فرزندان مصطفی به آتش کشیدند،در این بین دختر علی(ع) ،برای یافتن کودکان یتیم ،در خارهای مغیلان شروع به دویدن کرد. کتاب تاریخ را بستم، نمی دانم چه شد، در حسینیه در حالی که زانوهای خود را در بغل گرفته بودم،نشسته بودم هرکس فریاد یا محمدا،یا حسینا سر می داد،پیرمردی بر پیشانی خود میزد،جوانان ضجه می زدنند،دلم می خواست قلبم از کار بیفتد،همه فغان می کردند،گریه امانم نمی داد،نوحه خوان با صدای حزین می گفت:وای حسین کشته شد،بی اختیار به سر وسینه می زدم.
سید رضا حسینی دهم محرم ۱۴۳۹،برابر با نهم مهر نود وشش، ،بندر کنگان.


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کری: برخی محدودیت‌های مندرج در توافق هسته‌ای برای ایران ابدیست

تاریخ:شنبه 8 مهر 1396-05:58 ب.ظ


کری: برخی محدودیت‌های مندرج در توافق هسته‌ای برای ایران ابدیست

© AFP 2017/ Fabrice Coffrini
آمریکا


وزیر خارجه سابق آمریکا تاکید کرد محدودیت‌های غنی‌سازی اورانیوم ایران تا سال 2030 ادامه دارد، اما نظارت‌های بر برنامه هسته‌ای این کشور هرگز پایان نمی‌یابد.

به گزارش اسپوتنیک، جان کری، وزیر امور خارجه سابق آمریکا در یادداشتی در روزنامه واشنگتن‌پست به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا درباره خروج از برجام هشدار داده است.

کری در این یادداشت خاطرنشان کرده هنگامی که برای اولین بار در سال 2013 با وزیر خارجه ایران دیدار کرده ایران به چرخه کامل سوخت هسته‌ای دست یافته بود و از ذخائر اورانیوم کافی برای تولید 10 تا 12 بمب هسته‌ای برخوردار بود.

وی نوشت: «ایالات متحده از طریق دیپلماسی توانسته بود متحدان اروپایی خودش و کشورهای بی‌میل- مانند چین، روسیه، هند و ترکیه — را برای اجرای تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران همراه کند، اما حتی این موضوع از سرعت پیشرفت ایران برای تبدیل چند صد سانتریفیوژ به هزاران سانتریفیوژ جلوگیری نکرد. تنها با مذاکره می‌شد برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کرده و آن را به عقب راند.»

جان کری با اشاره به اینکه برخی می‌پرسند چرا در این توافق، مفادی برای متوقف کردن «رفتارهای بی‌ثبات‌کننده ایران»، حمایت این کشور از حزب‌الله و دولت سوریه گنجانده نشده می‌نویسد: «این سوالی خوب، با پاسخ‌هایی خوب است.»

وی اضافه می‌کند: «قرار نبود ما با چانه‌زنی، هیچ چیزی دیگری را به بهای از دست دادن اطمینان در موضوع هسته‌ای از دست بدهیم. ما اختلافات شدیدی با ایران داشته و هیچ اعتمادی به آنها نداشتیم، از سال 1979 با آنها گفت‌وگو نکرده بودیم و با نزدیک شدن عقربه‌های ساعت به زمان گریز ایران، در حال حرکت به سمت مسیر تقابل نظامی با ایران قرار داشتیم.»

کری می‌نویسد: «جهان تنها در یک موضوع، متحد بود: توان هسته‌ای ایران. با اضافه کردن موضوعات دیگر ما نمی‌توانستیم به اتحاد دست پیدا کرده و یا نظام تحریم‌ها را پابرجا نگاه داریم. اما معتقد بودیم که حل سایر اختلافات با ایران، زمانی که همزمان با یک حکومت هسته‌ای تقابل نداشتیم، آسان‌تر بود.»

وزیر خارجه سابق آمریکا با رد ادعاهای برخی منتقدان که می‌گویند توافق هسته‌ای، امتیازات ایران را پیشاپیش به این کشور داده است نوشته است: «بر خلاف برخی گزارش‌ها، ایران مجبور به پیش‌پرداخت (امتیازات) بود.»

او درباره مفاد موسوم به «غروب آفتاب» که مدعی هستند محدودیت‌ها علیه برنامه هسته‌ای ایران ظرف 10 تا 15 سال آینده منقضی می‌شوند هم نوشته است: «توجه زیادی به 'مفاد غروب آفتاب' در این توافق شده است. استفاده از این لفظ برای توافقی که مفاد آن تا 10، 15، 20 و 25 سال طول می‌کشند و برخی تا ابد دوام می‌آورند، مناسب نیست.»

وی نوشته است: «ما اطمینان خاطر داشتیم چون سقف ذخایر اورانیوم کم‌غنای ایران تا سال 2030 دوام دارند. تولید سلاح هسته‌ای با 300 کیلوگرم اورانیوم کم‌غنی‌شده امکان ندارد.»

وی ادامه داده است: «ما همچنین اطمینان خاطر داشتیم، زیرا تمهیدات بی‌سابقه نظارتی و راستی‌آزمایی که به آنها دست پیدا کردیم، هرگز منقضی نمی‌شوند. به خاطر بازرسی‌های دائمی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اگر ایران بخواهد آنقدر حماقت به خرج دهد که به دنبال سلاح باشد، دنیا از آن آگاه خواهد شد.»

کری نوشته است: «حال که این را گفتیم، بایستی بدانیم که تقریباً توافق‌های کنترل تسلیحاتی شامل مفاد زمانی هستند و به همین دلیل هم هست که آنها بعد از اعتمادسازی میان طرفین، به حصول توافق‌های تعقیبی منجر می‌شوند.»

وزیر خارجه آمریکا در پایان این یادداشت تأکید کرده که خروج از این توافق، به دلیل داشتن حساسیت بر سر اینکه برنامه هسته‌ای ایران در یک دهه آینده توسعه می‌یابد، اقدامی غیرمنطقی است زیرا که با خروج از توافق، این اتفاق می‌تواند از همین فردا آغاز شود.

او همچنین تأکید کرده که چنین اقدامی آمریکا را در شرایطی به مراتب بدتر، و در حالی که منزوی شده به عقب برمی‌گرداند.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فنلاند ؛حداقل سن کاربری شبکه های اجتماعی را افزایش می دهد

تاریخ:سه شنبه 4 مهر 1396-08:55 ق.ظ

فنلاند ؛حداقل سن کاربری شبکه های اجتماعی را افزایش می دهد
 25 سپتامبر 2017

فنلاند حداقل سن برای کاربران رسانه های اجتماعی را در ماه مه 2018 به عنوان بخشی از تعهد خود به قوانین جدید اتحادیه اروپا در این حوزه افزایش خواهد داد..
براین پایه وب سایت "yle.fi" گزارش داد: فنلاند حداقل سن  16 سال را  بعنوان شرط اصلی کاربری کودکان  و نوجوانان  برای استفاده  از فضای ارتباطی مجازی  درنظر خواهدگرفت تا این گروههای سنی اطلاعات خود را بدون اطلاع از جدی بودن تبعات منفی موضوع افشا نکنند..
درهمین رابطه انو تالوس" Anu Talos" مشاور حقوقی وزارت دادگستری آن کشور می گوید: "با توجه به قانون حفاظت از داده ها، حداقل سن کاربران  16 سال است، اما  این جریان در سطح ملی ما می تواند بین سنین 13 تا 16 سال تعیین شود".
در عمل، اجرای  این مقررات به این معناست که افراد زیر سن قانونی درآینده  با رضایت  والدین یا سایر سرپرستان خود درجهت  شرکت در خدمات رسانه های اجتماعی نیاز دارند.
قانون  جدیدحفاظت از اطلاعات  در اروپا  از تاریخ 25 مه آینده به اجرا در می آید.
که در آن جریان کاربران مسئول پایگاه داده های کاربر شبکه های اجتماعی باید اطمینان حاصل کنند که کاربران شبکه ها طبق قوانین جدید به سن مورد نیاز رسیده اند..
درست قبل از تعطیلات  تابستانی، یک گروه کاری از وزارت دادگستری پیشنهاد جدیدی را برای حفاظت از اطلاعات شخصی فراهم کرد که مقررات حفاظت از اطلاعات کلی اتحادیه اروپا را تکمیل می کند..
قابل اشاره است که تا پیش از این نیز در آن اتحادیه سایت های  اختصاصی  شبکه های اجتماعی برای کودکان وجود داشته که اقدامات سختگیرانه ای را برای حفظ حریم خصوصی و همچنین یک محیط الکترونیکی سالم وپاک برای کودکان  اعمال کرده است،زیرا بسیاری از سایت های شبکه اجتماعی  بزرگسالان برای کودکان زیانبار بوده است..
و از سوی دیگر ایجاد حساب شخصی خاص  در سایت فیس بوک  به طور رسمی برای گروههای کم سن وسال ممنوع اعلام شده و قوانین و مقررات آن  برای کودکانی   که کمتر از 13 سال دارندجاری شده است، که این مجموعه باید از شرکت یا ارائه اطلاعات شخصی خودداری کنند، اما در واقع هیچ راه ومکانیزمی برای جلوگیری از دروغ گفتن  کودکان ونوجوانان در مورد سن آنها برای ثبت نام  وایجاد حساب شخصی  بوسیله ی  آنها طراحی نشده نشده است؟
تهیه وترجمه: نجوای کنگان



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ازچه زمانی حضرت عباس به لقب «باب الحوائج» ملقب گردیدند

تاریخ:سه شنبه 4 مهر 1396-07:30 ق.ظ


اباالفضل العباس(ع) اسوه ی بصیرت و شجاعت
ازچه زمانی حضرت عباس
به لقب «باب الحوائج» ملقب گردیدند

 
اباالفضل(علیه السلام) بر صحنه تاریخ اسلام به عنوان فرمانده ای بزرگ و منحصر بفرد ظاهر شد که تاریخ بشریت نمونه رشادتهای بی نظیر و همچنین صفات پسندیده وی را هرگز به خود ندیده است .
اباالفضل (علیه السلام) در روز عاشورا با استقامت ، اراده آهنین و غیر قابل توصیف ، اعتماد به نفس بالا و نیروی عزم که به مثابه سپاهی شکست ناپذیر بود سپاه ابن زیاد را مرعوب نمود و روحیه سپاهش را همانند میدان نبرد در هم کوبید .
رشادتهای اباالفضل (علیه السلام) در طول اعصار و قرون موضوع بحث مردم بوده و هست . جهانیان تا کنون نظیرعباس(علیه السلام) را ندیده اند که با وجود حجم سنگین مشکلات و مصائبی که بر دوشش سنگینی کرده بتواند بر سپاهی مجهز که متشکل از دهها هزار پیاده نظام است حمله ور شده و خسارتهای سنگین به آنان وارد نماید . مورخان در خصوص شجاعت عباس(علیه السلام) در روز عاشورا چنین نوشته اند :
"هر چه بر گردانهای دشمن حمله ور می شد نیروهای آن گردان از ترس وی می گریختند و زیر پای یکدیگر له می شدند . او هیمنه مرگ بر روی گردانهای دشمن می گستراند.ترس و وحشت بر آنان مسلط می شد و دلهای دشمنان را متزلزل می نمود بطوریکه با آن کثرت نفرات یارای مقاومت در مقابل او نبود "
این رشادتها و مواهب افتخار آمیز حضرت عباس(علیهى السلام) منحصر به او و مسلمانان نمی شود بلکه هر انسانی که به اصول انسانی پایبند باشد به وی افتخار میکند.
علاوه بر تمامی مواردیکه در بالا برای شخصیت والای اباالفضل (علیه السلام) برشمردیم او نمادی برای صفات والا ، برخوردها و رفتارهای بزرگ منشانه بود . شهامت ،نجابت ، وفا و همراهی در وجودش نقش بست تا آنجا که با برادرش امام حسین(علیه السلام) در سختیها همراهی نمود و جانش را فدایش کرد و با خون خویش از وی دفاع نمود . به درستی چنین وفا و همراهی جز از کسانیکه خداوندش قلبشان را بر ایمان آزموده و هدایت نموده است ساطع نمی شود .
حضرت عباس(علیه السلام) از خلال تعامل بسیار خوبی که با برادرش امام حسین(علیه السلام) داشت حقیقت برادری اسلامی و همه ارزشها و الگوهای آنرا به نمایش گذارد و از هیچ اقدامی که ادب و احترام و احسان به برادر بزرگوارش را اثبات کند فروگذار ننمود .از مهمترین این اقدامات زمانی بود که با جگری گداخته در کنار نهر علقمه قرار گرفت و خواست که جرعه ای آب بنوشد اما یاد عطش برادر و اهل بیتش مانع از آن شد و آب را ننوشید .
تاریخ ملتها را مطالعه کنید . آیا می توان نمونه ای از این برادری صادقانه پیدا کرد ؟! در تاریخچه نجبا و ایثار گران تاریخ جستجو کنید .آیا می توانید همانند این ایثار بیابید؟؟!!
حضرت عباس(علیه السلام) از برای اصولی که مهمترین آنها اجرای حکم قرآن و برقراری عدالت درمیان مردم( که برادرش امام حسین(علیه السلام) آنها را فریاد زده بود ) ، بازگرداندن کرامت و آزادی به مسلمانان ، نشر رافت اسلامی ، ریشه کنی ظلم و جور و بنا نهادن اجتماعی خالی از ارعاب و ترس به شهادت رسید .
امام حسین (علیه السلام) انقلابی را به وجود آورد که خداوند درقرآن به آن اشاره نموده و آنرا عبرتی برای خردمندان و دانشمندان قرار داده بود و بواسطه آن قلعه های ظلم و جور را در هم کوبید .
امام حسین(علیه السلام) این نهضت را آنچنان که خودش توصیف می نماید نه از برای فساد و نه تکبر و ظلم بلکه برای اصلاح در واقعیات تلخ اجتماع که بواسطه حکومت امویان از همه قوانین و عرف اجتماعی فاصله گرفته بودند و زندگی مردم را به جهنمی ملال آور وغیر قابل تحمل مبدل نموده بودند به وجود آورد .
بلادی که تحت فرمان زیاد ابن ابیه (والی معاویه بر عراق و برادر غیر شرعی او) بود از بدترین و سخت ترین شکل اداره رنج میبرد بطوریکه وی آتش فتنه را برافروخت و قانون اللهی را در قضاوت به کنار نهاد و بی گناهان را بجای گنهکاران توقیف و براساس تهمت و گمان مردم را کشت و این مسائل را بر همه مردم تسری داد.
نبرد کربلا نه تنها ازمهمترین اتفاقات جهان بلکه از بزرگترین موفقیت های بشریت در راستای مبارزه مسلحانه با ظلم و طغیان به شمار می آید که توانست مسیر تاریخ ملتهای مسلمان را تغییر دهد و افقهای روشنی در راه مبارزه و سرپیچی از حکومت ظلم و طغیان بنمایاند.
این حماسه عظیم در کربلا احساسات آزادگان را برای مبارزه مسلحانه در راستای آزاد نمودن اجتماع از بندگی، بردگی و حاکمیت قوانین غیر شرعی برانگیخت .
امام حسین(علیه السلام) و اهداف و اصول با عظمتش در این انقلاب جاویدان به پیروزی دست یافتند و به عنوان نمادی برای مبارزه مقدس با ظالمین و طاغوتیان که در هر زمان و مکان انقلابیون را روح و انرژی می دهد جاوید شد . از پیروزیهای قابل توجه و ارزشمند امام حسین (علیه السلام) سلب مشروعیت از نظام اموی حاکم بود ، نظامی که نه تنها نماینده اسلام و مسلمین نبود بلکه حکومتی دیکتاتوری مبتنی بر پایه شمشیر وقلع و قمع و عدم توجه به رضایت و اختیار مردم بود .
امام حسین (علیه السلام) بنیان حکومت بنی امیه را واژگون و نمادهای شکوه ، طغیان و بی اخلاقی آنرا متلاشی نمود و آنرا مبدل به مثالی سیاه و فراموش نشدنی برای تمامی حکومتهای منحرف از راه حق وعدالت در طول تارخ نمود.
انقلاب سیدالشهدا (علیه السلام) ملتهای اسلامی را از حالت رخوت و خمودگی خارج نمود . بعد از این حماسه ، ملت های اسلامی شعار آزادی ، استقلال و حفظ کرامت را برای رهایی از زیر یوغ این حکومتهای جبار فریاد زدند و در انقلابهای بعدی همچون طوفانی کوبنده مشارکت نمودند تا آنجا که ملتهای اسلامی توسط انقلابهای بعدی که امتداد انقلاب امام حسین(علیه السلام) بود نظام حکومتی بنی امیه را سرنگون و از صفحه تاریخ حذف نمودند.
هرآنچه از بی حرمتی ها و تعدی های بی شرمانه ای که در حماسه کربلا به امام حسین(علیه السلام) رفت ناگهانی و بی دلیل نبود . دلیل تمام این اتفاقات ناپسند نتیجه مستقیم انحرافات در مسیر حکومت و مملکت داری از جانب سیاسیون آن عصر بود که به حکومت به دید منبع درآمد و وسیله ای برای رسیدن به ثروتهای کلان می نگریستند و اطلاعی از نظر اسلام در خصوص حکومت که آنرا وسیله ای برای خدمت به مردم و پیشبرد سطح فکری و معیشتی مردم می داند و آنان را در خصوص مسائل اقتصادی امت در برابر خداوند مسئول دانسته ، نداشتند . شریعت اسلامی برای مسئولین حکومتی این اجازه را نیز قائل نشده که بین مردم و نزدیکان خود تفاوت و تبعیض قائل شده و از اموال حکومت چیزی را برای نزدیکان اضافه بر مردم برگزینند .
بر راس فرمانروایان منحرف ، سرکردگان بنی امیه بودند که اموال خدا را حیف و میل نمودند و خود را صاحب اختیار و قیم مردم معرفی نمودند . علاوه بر تمام ظلم و جور و تجاوزی که بنی امیه بر مردم و کرامتشان روا داشتند ، در ظلم به علویان و دور نمودن شیعیان از ایشان نیز تعمد نمودند .
حضرت اباالفضل(علیه السلام) این مشکلات سخت را پیش پای اهل بیتش و محبان ایشان می دید و بر اندوهش افزوده می شد .
در حماسه کربلا پیشوای ما حضرت عباس(علیه السلام) بعد از برادر گرانقدرش امام حسین(علیه السلام) که بینانگذار این حماسه جاویدان عدالت خواهی و حق طلبی بود ، نقش اصلی را برعهده داشت و بواسطه خدمات ارزشمند ، مواضع شجاعانه و مقاومت دلیرمردانه اش مقابل لشکریان ابن زیاد ، بر تمام اصحاب و اهل بیت مکرم امام (علیه السلام) برتری داشت . او شجاعت وصف ناپذیر و حیرت برانگیزی را به منصه ظهور نهاد . او در وجود نیروهای لشکر برادر اعتماد به نفس ، عزم برای فداکاری و شهادت را تقویت می نمود . او مرگ را آسان می پنداشت تا آنجا که این روحیه در جان نیروهای امام (علیه السلام) نیز نقش بسته و همگی برای اعتلای کلمه "الله" به میادین نبرد شتافتند و به شرف شهادت نائل آمدند.
حضرت عباس(علیه السلام) در روزهای سختی همراه همیشگی برادرش بود و هر آنچه از محبت و احسان در توان داشت تقدیم و از امام با جان و بدنش حمایت نمود . او علمدار لشکر ، هماهنگ کننده و در خدمت امام بود .
بعضی از روایان نقل میکنند که قلب امام(علیه السلام) چنان آکنده ازعشق و محبت عباس(علیه السلام) بوده که عباس (علیه السلام) را به سان میهمان خویش می پنداشته و چون امام (علیه السلام) با وجود وی احساس اعتماد به نفس و قدرت می نموده است اجازه حضور در میدان نبرد را تا زمان شهادت اصحاب و اهل بیت به وی نمی داده اند.
هنگامیکه حضرت اباالفضل(علیه السلام) به شهادت رسید امام (علیه السلام) احساس غربت و تنهایی و نا امیدی نمود و بر این ضایعه به شدت گریست . امام (علیه السلام) بعد از این اتفاق به سوی میدان نبرد شتافت تا با برادرش در بهشت ملاقات نماید .
سلام بر تو ای اباالفضل که در حیات و مماتت گردآورنده تمامی اصول و مبانی انسانیت بوده و به تنهایی نمونه ای از شهدای کربلا که به قله رفیع شرافت و بزرگی در جهان عرب و اسلام دست یافتند هستی .

حضرت عباس در کلام ائمه اطهار
  امیرالمؤمنین علی(ع) در خطابی به همسر گرانقدرش ام‌البنین می فرماید: «نور دیده‌ات نزد خداوند منزلتى سترگ دارد و پروردگار در عوض آن دو دست بریده، دو بال به او ارزانى مى‌دارد كه با فرشتگان خدا در بهشت به پرواز درآید؛ آن سان كه پیشتر این لطف به جعفربن ابى‌طالب شده است." سپس خطاب به فرزند گرامی خود عباس فرمود: جلوتر بیا. عباس پیش روى پدر ایستاد و امام با دست خود، شمشیری را بر قامت بلند او حمایل نمود. سپس نگاهى طولانى به قامت او نمود و اشك در چشمانش حلقه زد و فرمود: "گویا مى‌بینم كه دشمن پسرم را احاطه كرده و او با این شمشیر به راست و چپ دشمن حمله مى‌كند تا این كه دو دستش قطع مى‌گردد.»

در زمان امام حسن مجتبی(ع) و پس از صلح و بازگشت امام به مدینه، عباس در كنار امام به دستگیرى از نیازمندان پرداخت و هدایاى كریمانه برادر خود را بین مردم تقسیم مى‌كرد. او در این دوران بود که لقب «باب الحوائج» یافت و وسیله دستگیرى و حمایت از محرومین جامعه گردید. او در تمام این دوران، در حمایت و اظهار ارادت به امام خویش كوتاهى نكرد.

امام حسین بن علی(ع) هنگام خروج از مدینه به طرف کربلا ندا داد: «كجاست‌ برادرم ... كجاست ماه بنى‌هاشم؟ پس عباس جواب داد: بله بله اى آقاى من! آنگاه امام حسین فرمود: اى برادر، اسبم را حاضر كن، پس عباس اسب حضرت را حاضر نمود.»

در عصر تاسوعا شمر با چهار هزار نفر وارد كربلا شد. یكى از نقشه‌هاى او براى كاستن از یاران امام حسین امان دادن به عباس و برادران او بود. وقتى جناب عباس شنید كه شمر امان نامه آورده اصلاً به او اعتنا نكرد و جواب او را نداد، تا این كه امامش به او فرمان داد كه جواب شمر را بگوید، عباس فرمود: «چه مى‌گویى؟» عرض كرد: «شما و برادرانت در امانید.» عباس غیرتمند سراسر وجودش آتش گرفت و فریاد او بلند شد: «دست‌هایت ‌بریده باد و لعنت بر آنچه كه از امان نامه آورده‌اى. اى دشمن خدا! آیا دستور مى‌دهى كه ما برادرمان و آقایمان حسین پسر فاطمه را رها كنیم و داخل اطاعت لعنت‌شدگان و فرزندان لعنت‌شدگان شویم؟ آیا به ما امان مى‌دهى در حالى كه فرزند رسول خدا در امان نیست.»

امام سجاد(ع) می فرماید: «خداوند حضرت عباس(ع) را رحمت كند كه به حق ایثار كرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابی طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد كه روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.»

امام صادق(ع) همواره از عمویش عباس تجلیل به عمل مى‌آورد و با درود و ستایش از او یاد مى‌كند و مواضع قهرمانانه‌اش در روز عاشورا را بزرگ مى‌داشت. از جمله سخنانى كه امام درباره قمر بنى‌هاشم(ع) فرموده است این است که: «عمویم عباس بن على بصیرتى نافذ و ایمانى محكم داشت. همراه برادرش حسین جهاد كرد، به خوبى از بوته آزمایش بیرون آمد و شهید از دنیا رفت...» امام صادق(ع) از برترین صفات مجسم در عمویش یعنی تیزبینی، ایمان محکم و جهاد، پرده بر می دارد.

در جای دیگر نیز امام صادق(ع) فرموده است: «شهادت مى‌دهم كه تو براى خدا و رسولش و برادرت خیرخواهى نمودى، پس تو چه نیكو برادر فداكار بودى.»

بقیة الله الاعظم، امام زمان(عج) در بخشى از سخنان پرمعنای خود در زیارت ناحیه مقدسه درباره عمویش عباس(ع) چنین مى‌گوید: «سلام بر ابوالفضل، عباس بن امیرالمؤمنین، همدرد بزرگ برادر كه جانش را فداى او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنكه فدایى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشید و دستانش قطع گشت...»
 منبع : سایت الکفیل


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آموزش وپرورش الکترونیک: مزایای واقعی یا تجربه ی گذرا

تاریخ:یکشنبه 2 مهر 1396-07:57 ب.ظ




                            آموزش وپرورش الکترونیک: مزایای واقعی یا تجربه ی گذرا
 

از گوشه وکنار جهان می شنویم که موضوع آموزش الکترونیک در آموزش عمومی وآموزش عالی به مبحثی پر سروصدا تبدیل شده و برخی کشورها پیشرو دراین زمینه گوی سبقت درکاربردی کردن آموزش دیجتال وحتی از راه دور کردن یادگیری به موفقیت های دست یافته اند. از یک جهت این فرایند توانستنه است بازار خوبی برای مصرف و استهلاک دستگاههای و سیستم ها وتجهیزات الکترونیکی باشد و افراد فراوانی دراین کسب وکار نسبتاً جدید از مزایای آن برخوردارشوند . اما از سوی دیگر تنوع مطالعات وپژوهش ها برچگونگی اثراث کمی وکیفی آن تا کنون نتوانسته است مراحل اثباتی را پشت سر بگذارد و نگرانی های دانشمندان علوم تربیتی را دراین راستا مرتفع کند . با این اوصاف تنها  کاربری  سیستم های الکترونیکی در بخش اداری و داده پردازی آماری وارقام  و انتقال اطلاعات اولیه در قالب فعلی،توانسته جای دفاتر قطور وعریض آموزش وپرورش ودانشگاه را بگیرد اما  امکان معرفی خود بعنوان بدیلی تضمینی وبلا منازع برا ی ارتقاء آموزش از طریق جایگزینی کتب ودفاتروجزوات دانش آموز و دانشجو نیافته است. درمطلب زیر به این موضوع از زوایای متفاوتی می پردازیم:

   محتوای آموزشی فعال ورسانه ی سنتی در کلاس درس حریف دندان گردی برای "آموزش  تحت فشار دیجیتالی "است:

در سال 2015،میزان گردش بازار جهانی در آموزش الکترونیکی به حدود 165 میلیارد دلار رسید، رقمی که انتظار می رود در سال های آتی به بیش از 240 میلیارد دلار برسد. مدارس دولتی و دولت ها میلیاردها دلار برای ادغام وسایل فنی در فرایند آموزش در کلاس درس صرف می کنند.  دست اندر کاران امر پیش بینی می کنند تا بازار کلاس های هوشمند  تا سال 2020 نزدیک به 94  میلیارد دلار برسد. .

 این روند مشابه  ی «تب طلا» اواخر قرن نوزدهم است که در اینجا بازار محصولات الکترونیکی برای یادگیری  درهمه ایده ها و فن آوری های جدید جذاب، برای نظام آموزشی دولت ها و موسسات آموزشی  متنوع با در نظر گرفتن فن آوری های جدید و ادغام آنها در کلاس ها و سیستم های خود به طور فزاینده ای رقابتی شده اند. نرخ رشد بازار  آموزش الکترونیکی بیش از 7 درصد در سال است. در برخی کشورها این نرخ بسیار بالاتر است بطوریکه در تعدادی از کشورهای   آمریکای لاتین وشرق آسیا به میانگین   16٪ تا 17 ٪ می رسد.

با  وجود  تمام تلاشهای سخت و پیچیده ای که برای  تبدیل مطالعه ی وآموزش جاری  صرفاً در قالب فعالیت های الکترونیکی انحصاری انجام شده  ولی درمقابل  موجی از مخالفت ها را  بخاطر استفاده بیش از حد از وسایل الکترونیکی در طول تحصیل بدنبال داشته است. بسیاری از کارشناسان در مورد آسیب های ناشی از قرار گرفتن افراد در معرض طولانی مدت وسایل الکترونیکی، مخصوصا برای نوجوانان و کودکان جوان سخن گفته اند. بنابراین لازم است بدانیم تفاوت بین استفاده مناسب از فناوری  آموزشی و ناکامی آموزش در زمینه توسعه تکنولوژیک درچیست؟

مزایای جذاب

شکی نیست که مزایای آشکاری در یادگیری الکترونیکی وجود دارد و برای کسانی که موضوعات و مشکلات تحصیلی را در سطح فردی و سیستم های آموزشی به طور کلی عمیق دنبال می کنند،این ماجرا واضح است.
تنها در ، هزینه چاپ کتاب های درسی کشورمان سالانه چیزی معادل  1000 میلیارد تومان  (50 تن کاغذ) است، کتاب هایی که عمدتاً یکبارمصرف بوده و از بین می روند و نمی توانند از یک سال تا سال دیگر ویا از یک دانش آموزتا  محصل دیگری استفاده شوند در این جریان قرار گرفته اند. جایگزینی کتاب الکترونیکی نه تنها صرفه جویی در قیمت چاپ بلکه  مزایای مختلف اقتصادی و محیط زیستی دیگر ی نیز بهمراه دارد..

استفاده از کتاب الکترونیکی ( دیجیتال)  انعطاف پذیری را در برخورد با حفظ و خواندن ودرک موضوعات متنوع  افزایش می دهد، یادداشت برداری، امتیازات جانبی متنوع و کپی نقل قول ها را تسهیل می کند و سیستم ها و برنامه های بسیاری وجود دارد که کاربر را قادر می سازد تا مشاهدات خود را از طریق فضای الکترونیک ثبت و ضبط کند. همچنین بسیاری از برنامه های کاربردی و آموزشی وجود دارند که تسهیل کننده  ارائه مواد پیچیده را در شیوه های زنده و تعاملی بوده و باعث می شود تا دانش آموز یک تجربه غنی تر و متنوع تری را  در مدرسه داشته باشد...
اکثر سیستم های یادگیری الکترونیکی دانش آموزان را قادر می سازد تا با انجام تسهیل برنامه ریزی، ارتباط و ادغام در انجام وظایف، با انجام وظایف علمی خود همکاری کنند و سپس پس از اتمام کار، آن را به شیوه ی جذاب ارائه دهند. همکاری الکترونیکی در سال های اخیر به طور قابل ملاحظه ای پیشرفت کرده است، و کار دانش آموزان برای درک مفاهیم مانند روحیه تیمی، هماهنگی، همکاری و ارتباطات موثر، ساده تر شده است..

مفاهیم جدید

با توسعه تحقیقات آموزشی و استفاده از فن آوری های پیشرفته، چندین مفاهیم پدیدار شده  که نشان می دهد این روند می تواند هرچه بیشتر به آموزش بهتر کمک  کند. به عنوان مثال، بسیاری از دانشگاه ها شروع به اجرای سیستم طبقه بندی معکوس کرده اند، که در آن ایده آموزش سنتی لغو شده است، به طوری که دانشجو با تماشای فیلم ها ی مستند، مواد درسی ومحتوا  و مطالب آموزشی در خانه  تجزیه وتحلل می کند و سپس برای بحث و تبادل نظر و  پاسخ یابی سوالات  ورفع اشکال  در کلاس درس  مطرح می کند..
توسعه فنی ظهور شبکه اینترنت بزرگ از یک مفهوم جدید در آموزش و پرورش است و «دوره خود هدایت آموزشی» و بهترین بعدها به عنوان «دوره های آموزشی گسترش تعداد زیادی در اینترنت از دوره های رقابت ، بازبینی وخودآموز آنلاین »  MOOCs» که در آن تهیه محتوای آموزشی از یک راه ترکیبی  با ابزار های فنی چند رسانه ای مختلف شناخته شده برای ترسیم مسیر  دانش آموزان در آموزش و پرورش تدرک دیده شده است این شیوه می تواند بعنوان یک تابلو  با توجه به توانایی های خوداو، وی را توجیه نموده تا از یک مرحله به  مرحله ی دیگر تا زمانی که مواد آموزشی را به پایان برساند همراهی کند ،دراین پروسه  رونق  یک مفهوم بزرگ از یادگیری، که در آن دانش آموزان قادر به یادگیری مفاهیم آموزشی مستقل و ساده شده را کمک می کند  درحالیکه دانش آموز یا دانشجو در حوزه های مختلف بدون نیاز به درگیر  شدن در یک دانشگاه یا دانشکده تخصصی  به    محتوای آموزشی تا حدی  دلخواه دست پیدا  می کند..

این راه حل جادویی نیست

علیرغم تمام این مزایا و موارد دیگر که ما در یادگیری الکترونیکی به آن  اشاره نکرده ایم، صداهای زیادی وجود دارد که وابستگی بیش از حد به رسانه های الکترونیکی در آموزش را محکوم می کند. تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد صفحه نمایشگرها  منجر به آسیب دیدن  تمرکز،  و خلق و خوی عمومی افراد دیگر می شود   و ارتباطی واضح بین گسترش وسایل الکترونیکی و بیماری های مانند بیش فعالی و عدم تمرکز وتشت فکر در کودکان وجود داشته واین مهم آشکار شده است..

یک مطالعه تحلیلی از دانشگاه دورهام"Durham" نشان داد : که ارزیابی آموزشی مورد انتظار در هنگام استفاده از آموزش الکترونیکی به طور قابل ملاحظه ای  اغراق آمیز واشتباه بوده است. در این تحقیق، تجزیه و تحلیل جامع استفاده از آموزش الکترونیکی و استفاده از تکنولوژی در توسعه آموزش، مقایسه نتایج این برنامه ها با سایر تلاش ها برای بهبود فرآیند یادگیری انجام شد.درنهایت این تحقیق نتیجه میگیرد:  که در حال حاضر شواهدی از پیشرفت آموزشی که با فناوری در سیستم آموزشی ترکیب شده است وجود دارد  اما به طور متوسط این بهبود کمتر از پیشرفت هایی است که براساس تغییرات اجتماعی در مدارس دیگر به دست می آیند بوده است.

لازم است دراینجا تاکید شود که نوع تعامل معلم با دانش آموزان عامل اصلی بهبود فرآیند آموزشی است و اهمیت جهت گیری اجتماعی تدریس و تعامل در مدیریت فرایند یادگیری به مراتب بیشتر از مزایای تکنولوژی، به ویژه درنو جوانان، بچشم آمده است. یادگیری تمرکز بیش از حد یادگیری از طریق رسانه های الکترونیکی همچنین می تواند منجر به سوء تفاهم نادرست از برتری و اطلاعات به دلیل سهولت دستیابی  به مرجع ومنبع شود ، که باعث می شود  احساسی خودبرتربینی هوشی غیردقیق به افراد دست بدهد ...

قلم و کاغذ

بنابراین فن آوری های مدرن نباید هرگز با کنار گذاردن کتاب های کاغذی، به ویژه در فعالیت های یادگیری که نیاز به خواندن طولانی دارند،همراه شود. بر اساس یک مطالعه علمی، زمانی که ما خواندن الکترونیکی را با مطالعه ی  متعارف کتب مقایسه می کنیم، خواندن الکترونیکی از لحاظ سرعت خواندن و نیز میزان اطلاعاتی که خواننده از کتاب دریافت می کند، بازدهی کمتری بجا گذاشته  است. یک متخصص مغز و اعصاب این کمبود را با این واقعیت که خواندن الکترونیکی درناسازگاری  با مغز در تنظیم و نگهداری اطلاعات، محدودیت های خود را اشکار کرده است،  و توانایی خواننده را برای حفظ اطلاعاتی که دریافت می کند، محدود می کند..
همانطور که خواندن تحت تاثیر گذار رسانه های الکترونیکی دارای بارمنفی است، تحقیقات نشان داده است که نوشتن دستی بر روی کاغذ، از لحاظ حافظه و تمرکز نویسنده،اثرات مثبت خیلی زیادی داشته است. در یک مطالعه انجام شده در مورد دانشجویان دانشگاه، در یادداشت برداری در طی سخنرانی ها درچند روش مقایسه شد:  دست نویسی، نوشتن کوتاه وخلاصه برداری و نوشتن الکترونیکی. دراین سه روش نشان داده شد:  که نوشتن دقیق بهترین راه برای حفظ و تمرکز اطلاعات در ذهن است، به ویژه هنگامی که در طول مدت زمان طولانی  آن را تجربه کرده وامتحان می کنید..

نتیجه بررسی تمام این مزایا و معایب این است که این موضوع به رسمیت شناخته شده این است که راه حل جادویی برای آموزش وجود ندارد گرچه در هنگام استفاده  از یادگیری الکترونیکی به بطور صحیح واصولی ،می تواند مزیت چشمگیر داشته باشد. بنابراین  می بایست هر تلاشی که  برای بکارگیری تجهیزات وسیستم و تکنیک ها در یادگیری صورت می گیرد  با رعایت ظرافت وابعاد همه جانبه ی  آن  قبلاً باید مطالعه و بررسی شود. زیرا  جاده آموزش  به بن بست نمی رسد..


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :770
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...