نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 
بسمه تعالی
*ادامه ی مهره چینی نماینده ی مجلس با انتصاب یک نیروی جمی به سمت رئیس جهاد کشاورزی کنگان*
   
با پایان یافتن مدت خدمت جناب آقای هاشمی رئیس سابق جهاد کنگان همه ی مردم کنگان و بویژه فعالان سیاسی حامی دولت دکتر روحانی، انتظار آن را داشتند که مسئولان محترم به وعده های خود مبنی بر استفاده از نیروهای بومی جامه ی عمل بپوشند و یک نفر از پرسنل جهاد کنگان یا یک نیروی اهل محل را به عنوان جانشین رئیس سابق منصوب نمایند .
     با هماهنگی با فرماندار تلاشگر و خوشفکر  کنگان، کاندیداهای بسیار مناسبی از بدنه ی اداره ی جهاد کنگان به سازمان جهاد کشاورزی استان معرفی شدند و پیشرفت امور  چنان نشان می داد که بالاخره آرزوی سی و اندی ساله ی مردم کنگان محقق می شود و به زودی مسئولیت این نهاد انقلابی به  یک نفر بومی یا یک‌ نفر از بدنه خود اداره جهاد کنگان سپرده می گردد، اما متاسفانه بر خلاف خواست قاطبه ی پرسنل جهاد و مردم  کنگان این امر تحقق نیافت و باز هم بی اهمیتی به کنگان و‌کنگانی در سازمان جهاد کشاورزی ادامه یافت !
    به نظر می رسد که نماینده ی محترم مجلس فقط نیروهای جمی را مدیر و قابل اعتماد تشخیص داده اند و معتقدند که هیچ شخص شایسته ای  در شهرستان کنگان و در اداره ی جهاد کشاورزی کنگان برای تصدی این سمت وجود ندارد!
لذا باز هم یکی از « از ما بهتران جمی » را فعلا به عنوان سرپرست جهاد کنگان منصوب کرده و در حال انجام مقدمات صدور حکم ریاست ایشان بر این‌ نهاد مهم شهرستان کنگان می باشد .
      با توجه به انتصاب تعداد بسیاری از نیروهای اهل شهرستان جم در سمت های مدیریتی شهرستان های کنگان و عسلویه،  به نظر می رسد که نماینده محترم مجلس در صدد کم کردن نگرانی های خود در مورد نارضایتی و عدم اقبال مردم این دو شهرستان به ایشان در انتخابات آینده ی مجلس هستند !
    این در حالی است که حتی یک نفر از نیروهای توانمند شهرستان صد و بیست هزار نفری کنگان در شهرستان جم به کار گرفته نشده اند !
این سیاست در شهرستان عسلویه نیز با شدت بیشتری دنبال می شود به طوری که تقریبا قریب به اتفاق مسئولین تأثیر گذار این شهرستان از نیروهای شهرستان جم انتخاب شده اند !
  شایان ذکر است که فعالان سیاسی منطقه، نیروهای توانمند اهل جم را نیز جزئی از ثروت های انسانی منطقه به حساب می آورند و هیچ اعتراضی به سپردن مسئولیت ها به افراد کاردان و دلسوز جمی وجود ندارد اما با این‌ حال چشم‌ بستن بر نیروهای دلسوز کنگان و عسلویه و ترجیح نیروهای دست سوم و چهارم جمی بر جوانان  تحصیل کرده، توانمند، دلسوز و خوشفکر این دو شهرستان را هم بر نمی تابند .
لذا بهتر است که نماینده ی محترم و مسئولان محترم سازمان جهاد کشاورزی استان دور اندیشی بیشتری به خرج دهند و نگذارند اعتماد مردم کنگان به نماینده ی مجلس و مسئولان ارشد سازمان جهاد استان  بوشهر بیش از این خدشه دار گردد . 
مشاوران سرکار خانم الماسی باید ایشان را متوجه نمایند که این سیاست اهمال و نادیده انگاشتن نیروهای کنگان و عسلویه و ترجیح  همفکران جمی ایشان، بر جوانان کنگانی و عسلویه ای، و این مهره چینی های ناشیانه، دقیقا نتیجه ی عکس خواهد داد .
انتظار است که سرکار خانم الماسی و مسئولان محترم تصمیم گیرنده در سازمان جهاد کشاورزی استان، به خواست مردم کنگان که به یقین خواست فرماندار محترم شهرستان هم هست، احترام بگذارند و یکی از نیروهای جهاد کشاورزی کنگان یا یک نیروی توانمند بومی را به ریاست این نهاد انقلابی و مهم کنگان منصوب نمایند .
                  جعفر دریایی




نوع مطلب :
برچسب ها : ادامه ی مهره چینی نماینده ی مجلس/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مهر 1397 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
                                                        خوشه های فکر(2)
 
 نقطه کور: راه های جدید برای حل مشکلات!
کتاب :  "نقطه کور راه های جدید حل مشکلات" ما را به دیدگاه علمی دعوت می کند تا راه های جدیدی برای حل مشکلات ارائه دهیم.
"مشکلات اساسی"  که اینشتین درباره ی آنها  سخن معروفی دارد: "نمی توان  با همان سطح تفکر ی که باعث ایجاد آنها می شود، آن مشکلات را  حل کرد" در واقع، آنچه ما به آن دراین راستا توجه داریم" نگرانی" می نامند  وبه  راه حلی که چه فردی یا چه جمعی باشد نیاز منداست یعنی این  همان چیزیست که کیفیت نوآوری های ما را تعیین می کند.
کاربرد اصطلاح "نقطه کور" توسط  این کتاب : موضوع آن؛ عدم شناخت انسان یا  بی طرفی او  و یا علیه خودش بودن است!  کلمه " کور" در اینجا از این اصطلاح به معنای "غیر واقعی اش در زمینه دید" استفاده می شود. در این کتاب،  بکارگیری  این اصطلاح به  فضای درونی جسم هر یک از ما اشاره دارد که ممکن است ما را از توجه  و از پرداختن به اهمیت حق برخورداری رفاه  نسبی در زندگی مان جلوگیری کند.
 لذا تمرکز توجهات ما به نقاط  کور مان درجهت تأیید اعتبار قضاوت ها و تصمیمات اتخاذ شده یکی ازضرورتهاست که  براین اساس مهم است تا تغییرات سازمانی را که دستگاهها ، موسسات ،شرکت ها و جامعه به طور کلی در حال حاضر به آن نیاز دارند معرفی کنیم.
 نویسنده این کتاب توضیح می دهد که  چه چیزی را  به نام نظریه ی"U" می نامد، که او همچنین   شکل سفر در آن نظریه را به ما می دهد و توصیف می کند. این نظریه فرض می کند که تمام انسان ها و تمام جوامع اجتماعی دارای منابع مختلفی هستند که از طریق آنها کار می کنند و مشکل در حال حاضر ممکن است در عدم توجه و فقدان  بهره برداری مطلوب از این منابع متنوع باشد.

این  موضوع به  این واقعیت مرتبط است که منبع اهتمام و عمل ما با توانایی عادی ما برای مشاهده دامنه منافع ومصالح مان ، کم وناکافی است، یعنی  این پروسه  وابتکارعمل در ناحیه نقطه کور ما دست نخورده باقی می ماند. هدف ما در جستجوی U-  به دنبال توضیح و روشن شدن این نقطه کور و گستره آن است که از طریق این سفر، انسان یاد می گیرد با خودش بهتراز گذشته ارتباط برقرار کند.
یک انسان قادر به "دیدن" از طریق نقطه کور خود است، و او از به راهی که می تواند  به بازگشائی و توسعه در سطح ذهنی، عاطفی و معنوی آگاهانه دست می یابد  . این روند گسترش یافته نشان دهنده تغییر در آگاهی است که به ما اجازه می دهد تا به آینده وارد شویم و به محض ورود به آن و رسیدن به آن، نقشی سازنده در آینده جهان داشته باشیم.
نظریه ی یو/ “U”  یک  عرصه ی جدید تحقیق علمی بوده  که مدیریت شخصی مفید، موثر وسازند را در فرد دنبال می کند. این منطقه جدید بر اساس تجارب و شیوه های زندگی واقعی و شیوه های معمول قابل تجربه است.
در این کتاب، نویسنده   در مورد توسعه زندگی شخصی و عملی،  سیاری از داستان ها و نمونه ها را نقل قول می کند. آخرین فصل کتاب، چارچوبی برای مبانی و شیوه هایی است که به ما اجازه می دهد که در آینده ای که ما می خواهیم، شرکت داشته ومشارکت کنیم.
 این کتاب شامل تعدادی تمرین عملی در زمینه های مختلف است تا به خوانندگان کمک کند تا مسیر موفقیت را در مدیریت موثر پیدا کنند. این کتاب به خواننده کمک می کند تا مهارت های رهبری خود را ادامه دهد و از او بخواهد که قدرتمندترین ابزار رهبری راهبردی خود را کشف کند.
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : خوشه های فکر(2)/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 به هشدار  چند وقت  پیش آقای سیستانی توجهی  دوباره داشته باشیم » نکند یک وقتی به سوی اجنبی و خارج کسی چشم داشته باشد یا متوسل شود.   ... ایشان فرمودند :  بدانید برای برای من سختی یک خبر بد از ایران دردناک تر از این چند سالی است که از خانه بیرون نرفته‌ام
 

وی با اشاره به آنچه در عراق به لحاظ اشغال اتفاق افتاد؛ تاکید کرد: بدانید اینها برای کشورهای دیگر نیز نقشه دارند. در ایران همه باید دقت کنند به مسائل، وحدت و همدلی کنند و به خواسته‌های مردم و یکدیگر توجه داشته باشند.
آیت‌الله‌العظمی سیستانی افزود: ایران کشوری شیعه است که برای آن قبل و بعد از انقلاب خون های زیاد داده شده است. ایران کشوری است که در گذشته، سالها تحت دخالت و سیطره کشورهای بیگانه قرار داشته و دچار تشویش بوده‌است. برادرانه، روشنفکران و دانشجویان مسایل را حل کنند. همه مراقب باشند. هرکس فقط به خواسته خود اصرار نکند. آزادی محترم است اما نباید هر قشری فقط به خواسته‌ی خود اصرار کند. روشنفکران و دانشجویان فقط به خواسته خود اصرار نکنند. چیزهای دیگری هم هست. خواسته‌های همه گروه‌ها و اقشار مد نظر قرار گیرد. توجه کنند به خطرها.
وی افزود: نکند یک وقتی به سوی اجنبی و خارج کسی چشم داشته باشد یا متوسل شود. اگر آنچه در عراق اتفاق افتاد در جاهای دیگر اتفاق بیافتد؛ بیرون آمدن از آن ممکن نیست. البته دیگران هم توجه کنند به خواسته‌های مردم. باید بین مردم و مسوولین و روشنفکران همدلی و همفکری باشد.
آیت‌الله‌العظمی سیستانی با تاکید بر احترام به فرهنگ، اعتقادات و امور دینی گفت: اختلاف افکار صحیح است لکن همه به امور دینی احترام کنند. در کشورهای دیگر که صنعتی شده‌اند؛ باز توجه و احترام به دین وجود دارد. به تاریخ ژاپن نگاه کنید؛ من آن را خوب مطالعه کرده‌ام. آنها احترام بودا را حفظ می کنند. آلمان را هم مطالعه کرده‌ام. جاهای دیگر هم همین‌طور. ببینید دیگران احترام دین خود را دارند. یهود احترام دین خود را دارد. شما هم مراقب باشید.
وی ادامه داد: البته در داخل باید قاعده لاضرر و لاضرار حفظ شود. نباید کسی به کسی زیان برساند. اما باز هم تاکید می کنم در حل مشکلات کسی چشم به خارج و اجنبی ندوزد. در اداره‌ی امور مردم، باید افراد آگاه و خبره و نخبگان و مسؤلان با یکدیگر همکاری کنند.
آیت‌الله‌العظمی سیستانی تاکید کرد: من پنج سال است از در خانه بیرون نرفته‌ام. اگر ایران خوب باشد قلبم شادمان است. اما باور بکنید اگر خبر بدی از ایران به من برسد؛ قلبم جریحه‌دار می‌شود و برای من سختی یک خبر بد از ایران دردناک تر از این چند سالی است که از خانه بیرون نرفته‌ام.
آیت الله‌العظمی سیستانی درباره خبر و خبررسانی، خبر و خبرگزاری را از امور مهم تلقی کرده و افزود: اگر کاری مهم است خطای در آن مهم است و باید مراقبت شود که خطا در اطلاع رسانی می‌تواند خطرات بزرگ در پی داشته باشد.
خبر از سه جهت باید مورد دقت قرار گیرد. یکی وجه صداقت است دیگر آنکه باید منطبق بر موازین شرع مقدس باشد و دیگر آنکه مصلحت کشور در آن رعایت شود.
خبری که مصلحت کشور نیست منتشر نکنید. همه دنیا این کار را می کنند تا آنجا که من می دانم در کشورهای دیگر هم خبری که به مصلحت کشورشان نیست؛ منتشر نمی کنند.
وی در پایان دعا کرد که انشالله خداوند بصیرت در دین به ما بدهد و ما را از گرفتاری‌ها نجات دهد.
منبع:
https://www.sistani.org/persian/in-news/1084
 
ایران
سیاست خارجه وروابط بین الملل
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : https://www.sistani.org/persian/in-news/1084/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مهر 1397 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
                                    خوشه های تفکر(1)
 
لکه های کور در سر ما
 نکته : عمده مشکلات و چالش های پیش رو ی ما ناشی از خطاهای فکر، گوش و  دید است که مرکز بروزآوری هرسه درذهن است که باید با پرورش خوشه های تفکر این خطاها را به حداقل رساند .
در شبکیه چشم  نقطه تاریکی شبیه به لکه ی زخم بهبود یافته  (از عصب بینایی) وجود دارد که قادر به دیدن و دریافت نور از خارج نیست! و همچنانکه این نقطه کور در چشم ما وجود دارد؛ نقاط کور بسیاری در سر ما وجود دارد و شاید بیش از حد تصورکه فکر کنیم و و همین ضعف تصور می تواند مانعی برای  درستی  وصحت  در نوع تفکر ما  باشد.  این توضیح   در عنوان  کتابی بصورت خلاصه عبارت است  از (لکه های کور  : چرا" گاهی" افراد هوشمند رفتار احمقانه ای دارند ؟)…  نیز قابل مطالعه است.
…  ما به طور دائمی و مداوم  وپله ی فکر نمی کنیم، بلکه به طور مستقیم به نتیجه گیری  می رسیم و   با توجه به واکنش ها  ی پذیرفته شده  تصمیماتی می گیریم. همانطور که احساسات و هیجانات ما ممکن است مکانیسم تفکر ما را تحریک کند،تا درباره  دیگران ارزیابی زود هنگامی داشته باشیم !! برای مثال   درمقایسه ی فوری از وضعیت اقتصادی ، سیاسی یا فرهنگی دوجامعه یا دو فرد متفاوت !!
 
 خلاصه ی دیدن  واضح تصویر "بزرگ  وکامل" یکی از نقاط  محوری تفکر بوده که از سوی "مادلین وان هیز" روانشناس پژوهشگر در این کتاب  بشرح زیراست و   به همراه شما  آنها را بررسی می کنیم :
لکه ها(نقاط) کور :
-  غالباً از مکث کردن برای تفکر غافل می شویم  و رفتار  معمولی وعادت گونه روتین ( به سادگی به عادتهای مان رجوع می کنیم به  اقدامات برنامه ریزی شده اجرائی بسته و تصمیم گیری آماده که 80 درصد از اقدامات روزانه را دربرمی گیردمتکی هستیم  درواقع ما به کیفیت وارتقاء آنها فکر نمی کنیم).
-  درهنگام تصمیم گیری هیچ ایده ای نو وبدیل های متنوعی  نداریم (برای اینکه  به جهل وامّل بودن و یا عقب ماندگی متهم نشویم ... همانطور که اتفاقی می افتد آنرا می پذیریم  درحالیکه که محتوای آن را نمی دانیم) !!!
- عدم توجه  به ابعاد مختلف یک موضوع  که چه چیزی واقعا واضح است (سیستم عصبی ما به سادگی نمی تواند همه چیز را در یک زمان ببیند، بنابراین توصیه می شود قبل از تصمیم گیری، عجله و بررسی نکنید).
- ما نمیتوانیم خودمان را کامل  ببینیم و یا خودمان را به روش بیطرفانه و انتزاعی ارزیابی کنیم (به همین دلیل  بعضی وقتها مردم به ما میگویند: چرا خودت را نمی بینی ؟
- دیدن جهان  پیرامون خود صرفاً  از روزنه ی  باور ، عشق، نفرت یا اعتقاد اختصاصی مان  (و قتی ما با عطر زدن به دیدار بیمارآسمی می رویم !)
- سقوط به دام دامنه طبقه بندی و تعصبات کور (و در نتیجه به نظر  بی طرفانه وتحلیل دقیق در مورد یک فرد یا یک کلاس فکری دست پیدا نمی کنیم  )!
- جهش به طور مستقیم به نتیجه گیری و تصمیم گرفتن فوری (نتیجه گیری؛ نتیجه  بعدی تفکر و انعکاس ذهن  است،بنابراین اشتباهات ما وقتی افزایش می یابد  که ما به طور مستقیم بدون تفکر به سوی آن پرش می کنیم)!
- وابستگی چشم بسته به نیمی از واقعیت های رسانه ی (شبکه اجتماعی و اخبار هیجان انگیز (که ما اغلب آگاهی فوری مان را از آن استخراج  می کنیم و  وبدون تفکر اقناعی به آن دست پیدا می کنیم که این رویه  دست مایه معتبری نیست، بلکه نتیجه این روند آن است که چون با دیدگاه ها و جهت  گیری های ما مطابقت دارد یا با دیدگاه ها ومخاطبین ما سازگار است پس قابل  توجیه و توزیع است)!
- ایجاد یا معرفی یک متهم اصلی برای فرافکنی  درقبال همه ی مشکلات (برخی ممکن است برای کاهش فشار روانی یک موضوع  همه مشکلات و چالش های  خود را ناشی از سیاست و اعمال سلیقه و خرابکاری رقیب یا طرف مقابل توصیف کنند)!
- آخرین نقطه ناتوانی در دیدن تصویر بزرگ وکامل است  که تمرکز ما تنها   بر بخش کوچکی ازیک کل میسر است  وتنها می خواهیم با دیدن همان بخش کوچک   کل موضوع را توضیح داده وتفسیر کنیم، زیرا آن  بخش را متناسب با اندیشه ها  و روند انتظارات مان  می شناسیم ....
 ما هنگامی که ماه را می خواهیم نشان بدهیم تنها با اشاره   انگشت به ماه  این  شکل معرفی را   برای نگاه کردن و دیدن ماه   کافی می دانیم !
 ماخذاصلی: (BLIND SPOTS, why Smart people do dumb things)




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : : (BLIND SPOTS، why Smart people do dumb things) /نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


        ما دهه چهل و پنجاهی های کنگان ؟!
 می گویند به 50 سال رسیدی دیگه همانی که بوده ی وخواهی بود. قالبت وقابت همین است  که هست، چه بخواهی وچه نخواهی؟!
  *ما نسلی هستیم که جوانی نکرده  مستقیماً از کودکی به پیری افتادیم!
* ما سرگرمی مان توپ فوتبالی  بود و بازیهای محلی بدون حاشیه های جانبی اگرهم دعوا و حرفی بود فردا ی بعدی خبری از قهر وناراحتی نبود   !!
*به بزرگترهایمان  بسیار  اعتماد و اطمینان داشتیم ، حتی نمی شد که مستقیم به چشمانشان نگاه کنیم و حرفی بزنیم که شنیدنش برایشان سخت باشد
*متلک گفتن و نگاه ها ورفتارها ی آنچنانی نه درمرام مان بود ونه در منظورمان؟
*بوسیدن دست مادر بزرگ وپدر بزرگ و فرمان بردن دستور شان روی سرمان جا داشت و آرزوی هرروز مان !!!*
*  نهایتاً نسل  دوربین سیاه وسفید وعکس های 6در4  ونه فیلم های رنگی و دروبین دیجیتال...  دوچرخه سوار بودیم و مهربان با درازگوش ،گاو وگوسفندها و حتی گربه های محله مان .
*درازای  دریافت یک تومانی در طول  یک ماه هم شکرگزار بودیم و برای یک خرید واقعی موردنیازدست به خرج می شدیم
* نوشیدنیها ی مورد علاقه پپسی کولا وکاناداری، فانتا وسون آپ که گاه گداری به آن دست پیدامی کردیم.! نه بیشتر؟
*صبحانه چای شیرین ونان تنوری بود، ناشتائی وعصرانه نان وخرما بود.
* نسل مطالعه بودیم برای  امانت گرفتن کتاب از کتابخانه مدرسه  و  خرید مجلات هفتگی وورزشی  صف می کشیدیم
* نسل نوشتن مشق و انشاء ویاداشت وحفظ اشعار بودیم  
* نسلی بودیم که معلم وآموزگارمان را قلباً دوست داشته و فوق العاده احترام کرده و از ایشان هزار حساب می بردیم.
*  نسلی بودیم که برای مکتب ومدرسه دلتنگ می شدیم و شوق دیدن دفترکتاب سالهای قبل و پیش رو هیچگاه رهایمان نکرد.  
 مانسل  دانش آموزی بی امکانات وکوچه خاکی هستیم .. که هیچ  وسیله ی نقلیه  ما را به  مدرسه نرساند و نه معلم خصوصی و نه کلاس کنکور و نه سفارش دهنده نمره  داشتیم  ..
* ما نسل بی کلاس بی "پلاسی"بودیم که پدرمان از آنسوی آب...  لباسی برای مان بترتیب وقتی   Small  بودیم/سایز  medium   واگر medium  بودیم  largeمی فرستاد: بهانه نمی گرفتیم ؟!
* ما نسلی هستیم که رسیدن به اوج قله های آرامش  در ساحل دریا و  خانه گاه گلی و کپرهای شاخه وبرگ نخلی را تجربه کردیم.
* نسل ما احترام گذاشت و التزام داشت ودارد به :
*  بزرگان خانه وخانواده ... مفاخران آبادی ... و غم و اندوه همسایه ... و فقیران درراه مانده... و  ... ...دوستان دروقت نیاز  .
*نسلی بودیم که با خنده همنوعان خندان بودیم  با نگرانی های شان نگران و هر امری را فقط در جای خودش می شناختیم . واقعاً : هرحرفی جائی وهرنقطه مکانی داشت!
  مانسلی هستیم که حتی با  "فرض" مطلقاً محال زندگی دوباره،  دوست داریم همگونه که زندگی کردیم ، زندگی کنیم .
واخیراً ما نسلی هستیم (جعبه ی سیاه  جامعه )که صدها راز بنهفته درسینه و دهها درد خفته دردل داریم که به رمزگشائی آن اصراری نداریم؟!



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/najvaye-kangan، ما دهه چهل و پنجاهی های کنگان،
لینک های مرتبط :


  سیاستمداران بی سیاست و "سیاست" بدون سیاستمدار !
 امام علی (ع) : برای پیروزی در هر "موضوعی" باید به آن معتقد بود و آنرا باور داشت.
 نکته:
  زمانی که قرار بود برای اولین بار مردمسالاری  یا بقول غربی ها دموکراسی در یونان باستان اجرا شود  مردم آتن در میدان مرکزی شهر گردهم می آمدند وبه تبادل  نظر در باره ی امور روز مره عمومی می پرداختند وبراین پایه عدالت وبرابری را براساس قانون تجربه می کردند  مردمسالاری گام به گام با آموزش و تاکید برارزشها و موضوعیت شاخص محوری آن تقویت می شدو پس از آنکه  ناآگاهی یا سوء استفاده برآن سایه می انداخت دچارسستی شده،رکود و بی سروسامانی اهداف را بدنبال داشت چون انتخاب ها وانتصاب تصادفی وباری به هر جهت درآن راه یافته بود در دموکراسی یونان افرادعادی  براساس نفوذ سیاستمداران خرده پا  ومدعیان بی هنر وناکارآمد مناصب متعددی را بدست آوردند ... به سقراط هم دراین گیردار  ومیان این جمع، منصبی رسید ... اما این  تمرین دموکراسی ناموفق  اورا به کام مرگ فرستاد چنانکه اورا وادارکردند بجهت باورهای  آگاهانه شناختی اش، جام زهر بنوشد.و او قربانی نظریه پردازی خود  و نامتوازن بودن کارکردها وبدفهمی جمعی بشود؟!
هرچند سقراط  تلاش کرد تا  اشکال ومشکلات شهروندانی عادی را که به مناصبی در قدرت دست می یابند برطرف کند وتوانمندی حکیمانه ی آنان را توسعه بخشد اما کسانیکه به لذت قدرت و شیرینی ثروت دست یافته بودندحاضر به پذیرش منافع عموم در برابرمصالح خود نبودند. ودرنهایت او را مجرم وناسازگار با شرایط روز شناختند.؟!ونهایتاً یونان بحران زده  همچنان تا بحال در مکافات عمل معا مله خودبا سقراط می سوزد.
  نمونه:
اما چه  زمانی باید مشکل رابرطرف کرد؟
استاد وارد  یکی از کلاس های دانشگاه، شد او  چیزی جز یک لیوان آب  همراه نداشت. قبل از شروع سخنرانی او به دانشجویان نگاهی کرد، لیوان آب را برای یک دقیقه در فضای بالای  سربلند کرد  ونگه داشت و سپس  از آنها را پرسید چه کسی  میداند  وزن آن چقدر  است؟
شاگردان با حدس زدن ،شروع به پاسخ دادن به این سوال کردند تا پاسخ صحیح را بیابند
(50 میلی لیتر-75 - 100 – 125 میلی لیتر  ) ... اما پاسخ  استاد آنها را شگفت زده کرد: دانشجویان عزیز، من هم دقیقاً نمی دانم   وزن  آب  درلیوان چقدر است؟ اما سوال اصلی من این است  : اگر این لیوان آب را همچنان اینگونه بالا نگهدارم ، چه اتفاقی می افتدو بیش از چند دقیقه طول بکشد چه اتفاقی می افتد؟ دانشجویان پاسخی ندادند
استاد ادامه داد :  اگر یک ساعت  آن را بالا نگهدارم چه می شود؟
یکی از فعالان  کلاس پاسخ داد: "  قطعا به بازوی شما صدمه می رسد 
استاد  : "عالی"  بسیارخوب  اگر یک روز تمام آن را نگه دارم، چی؟
یکی از افراد دیگر کلاس پاسخ داد: "دست شما شروع به فلج شدن می کند با  یک فشار عضلانی  دردناک غیرقابل تحمل، ممکن است به پارگی رگ و عصب و یا فلج شدن برسیم. و مجبورمی شویم شما را به بیمارستان منتقل  کنیم.
استاد : عالیه، اما در طول تمام این مدت ، آیا وزن آب یا لیوان تغییر کرد؟ ؟ البته نه ...
و  دانشجویان تائید کردند
استاد: پس به من بگویید علت درد بازو و تنش عضلانی من چیست؟
یکی از دانشجویان پاسخ داد: "دلیلش خودشما هستید، دست خود را پائین بیاورید و لیوان را کنار بگذارید و با این وضعیت  ازهمه ی این مشکلات وتبعات آن راحت خواهید شد  .
در اینجا استاد گفت: "دقیقا درست گفتید، فرزندانم، مشکلات وچالش های زندگی  وجامعه نیز همینطور است. که دررابطه با رفع کردن مشکلات در همان مراحل اولیه و بروزعلائمش باید فکر ی کرد و  در مورد آنها  به راه حل رسید  ونه اینکه مدت طولانی   آنها را رها کرده تا  به مرحله ی دردناک و احساس فلج و ناتوانی برسیم ؟!

                             انرژی ناپدیدشدن؟!
برخی از دانشمندان ادعا می کنند موادی را کشف  کرده اند که با به کار گرفتن آن  می توانند ظاهر فیزیکی اجسام دیگر ناپدید ونامرئی کنند، البته این چیز جدیدی  نیست  که حالا دانشمندی مدعی  اجرای آن شود  پیرامون ما این  فرایند کشف شده فراوانند که براحتی می توان آنها را لمس کرده وحس کنیم.
برای تجربه ی این رویا ی دیروز در جامعه ی امروز  وقتی وارد فضای عمومی و پیگیری مطالبه و یا خواسته ی بحقی باشید باشید می توانید عیناً آنرا تجربه کنید چند مثال:
- به خاطر آروزها به فلانی وبهمانی رای میدهید اما تا رای آورد  "انرژی پنهان شدنش" بکارمی افتد
- برای پیدا کردن مکانیسم قیمت گذاری به منابع ذیربط مراجعه می کنید.دلیلی وعلتی را نمی بینید
- دنبال کار می گردید، ناگهان عامل مرتبط غیبش می زند.
-  قولی به شما داده اند هم قول و هم قول دهنده ناپدید می شوند
-  روزی بفراخور حال بازار روی یک کالا کلیک می کنند. فقط جویای سلامتی آن کالا می شوید، متوجه می شوید آ ن کالا از شب قبلش ناپدید می شود.
-  صاحب منصبی بوقت سوال وپرسش غیبش می زند و برای به میان مردم نیآمدن  از انرژی ناپدید شدن استفاده می کند
- مسئولی که پنهان وقایم می شود تا فقراء،مشکل داران،گرفتارها اورا نبینند و ایضا وی آنها را نبیند
- و صاحب منصبی که چشم بر کم کاری و فساد برخی کارکنانش می بندد تا خود را غیب کرده باشد.
- ...وقتی  منافع ، مزایا... امتیازات وپست ها سفارشی می شوند، شایستگی و مطالبات اجتماعی و حقوق بومی ها  ناپدید می شود
و بدتراز همه ی اینها وقتی از صاحب منصبی سوال مستقیمی می شود، چرا به ابزارهائی چون: توجیه ناصواب، طفره رفتن، فرافکنی،پاسخ انحرافی،ناپدیدشدن  تا وقت دیگر روی  می آورد!
وتلخ تر از همه ی اینها درمجلس وقتی از طرح شفافیت سوال می شود. عده ی درآغاز زیر بار نمی روند وبعد که از  موضع گیری افکارعمومی نگران می شوند به آن طرح می پیوند . وجالب اینکه : در لیست نهائی 190  نفر امضا می دهند که ما هستیم و سپس همان طرح در مجلس رای نمی آورد؟! حالا پیدا کنید حجم "انرژی ناپدید شدن " حداقل در عرصه ی "امضاء " ...





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاستمداران بی سیاست و "سیاست" بدون سیاستمدار !/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 
             پاسخگوئی نماینده به افکار عمومی و نظارت برعملکرد وی، یک مطالبه است
 نقشه ی راه زندگی! ‏:‏ هدفت را  ببین و بگو  آنگاه حرکت‏ کن !‏»وسه عامل موفقیت دراین راه ‏:‏  نظم وتعهد،عمل است ‏.‏
  دونکته : در اواسط قرن نوزدهم، فیلسوف مشهورآلمانی، آرتور شوپنهاور در باب حکمت زندگی، نوشت:  در یک روز سرد زمستانی، جوجه تیغی ها برای محافظت از خود در برابر انجماد منتهی به مرگ،کنارهم هسته ی از گله ی جوجه تیغی های به هم چسبیده  می سازند تا ازاین معضل عبورکنند اما آنها پس از یک دوره  تحمل درد ناشی از خار های همتایان خود،با احساس گرمای لازم دوباره پراکنده  می شوند، و سپس بار دیگر آنها مجبور می شوند  تا آن رویه را تکرار کنند واینگونه ادامه  میدهند، یعنی همگرائی  "بوقت ضرورت "تا زمانی که فاصله ایمنی  و امنیت  ومزایائی  تضمین شود درد تیغ ها مقبول است و در فرصت دیگر باید دور از دردتیغ ها درامان بود  و "زمان نیاز"  تنها نگه دار و تعیین کننده همراه بودن هاست . این نمونه تا حدی  برای توصیف معضل تشکیلاتی نبودن ایستار های وموضع گیری های اجتماعی در کارکرد بسیاری از سیاسیون ونخبگان جامعه ی ما وبویژ ه استان ما صادق است. که اگر غیر از این بود. حداقل تکلیف دلار  که بجای خود! وضعیت شهروند سرخورده و جوان جویای کار و سرریزمنابع  اقتصادی غنی این منطقه یعنی حوزه انتخایبه جنوب استان بوشهر میان غفلت، سستی، اهدار واطماع از ما بهتران روشن بود.
    تنها آیتم قابل قبول درمجموعه ی گفتار وکردار  " الیور کرمول " سیاستمدار انگلیسی ،در سخنرانی مشهورش این بود ، که به نمایندگان پارلمان انگلستان گفت: "شما اینجا برای  مدتی طولانی  معطلید و بیشتر از آنچه که لازم باشد اینجا مانده اید  بدون اینکه فایده ی برسانید ازاینجا خارج شوید من به شما می گویم،از اینجا بیرون برو ید  بگذارید تا از دست شما نجات پیدا کنیم  . بروید بخاطر  خدا! »  که گویای ناکارمدی وضعف برخی نمایندگان مجلس است و بالاخره باید یکی باشد به این دسته از افراد بگویدکه محاسن ومعایب تان چیست وکجای کارید؟!
 پاسخگوئی  و نظارت دورویکرد از اصول مهم  مردمسالاری دینی  در کشورماست که از سوی مراجع و منابع مختلف  قانونی برسمیت شناخته  می شود و به وسیله اجرای شایسته آن   صاحب منصبان از فساد سیاسی و اقتصادی دور نگاه داشته می شود. در این بین نظارت بر نمایندگان پارلمان نیز در بسیاری از کشور ها و از جمله  جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار گرفته است. هرچند نمایندگان  استقلال داشته و از مصونیت  قانونی برخودار هستند ولی برخلاف آنچه دربادی امر به نظر می رسد  این مزایا  نامحدود نبوده و بمنزله چک سفید وعقد اخوت بی پایان در اختیار نمایندگان مجلس نیست و ملزم کردن نمایندگان مجلس به پاسخگوئی و نظارت بر  عملکرشان منافاتی با این امتیازات ندارد. جلوگیری از تخلفات احتمالی مانند:  فساد سیاسی، رانت خواری، حفظ وحدت  رویه ها و روندهای  ثابت واصولی اجتماعی و حفظ شئونات نمایندگی مجلس و...  از جمله موارد ی است  که نظارت بر نمایندگان را ضروری تر از همیشه می سازد و در این بین نحوه نظارت بر نمایندگان و شیوه ی اجرای آن بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. در کشور ما پس از تصویب قانون نظارت مجلس بر رفتار نمایندگان شیوه نظارت درون سازمانی پذیرفته شده است. که در رابطه با شیوه های بیرون سازمانی و ترکیبی از نواقص کمتری برخوردار است. در این شیوه عملکردهای نمایندگان از جمله دارائی ها، هزینه های سفر، سبک تعاملات متنوع حوزه کاری ودر مجموع بررسی ها  مجاز و ممنوع و باید ونباید  ها ست که  نظارت بر رفتار نمایندگان را با ارائه ی  سازوکاری  خاص مورد توجه قرار داده  است. در تقسیم بندی دیگری می توان نحوه نظارت بر رفتار نمایندگان را به قواعد الزام آور و قواعد اخلاقی تقسیم کرد که هر کدام آنها ضمانت های اجرای خاصی را در بر دارند. در این مطلب علاوه براینکه به حق مطالبه گری مردم حوزه انتخابیه از وکیل خود در مجلس اشاره دارد  از ضرورت نظارت بر عملکرد نمایندگان مجلس و   لزوم  جلب نظر  هیات نظارت  مرتبط  و شیوه های پیگیری آن به مطالبی پرداخته می شود.
 نمونه : سکینه الماسی در نشست خبری:
ثابت می‌کنم از نمایندگان آینده جنوب استان هم جلوتر هستم!/ تاخیر در تغییرات مدیریتی پارس جنوبی بخاطر مقاومت من است(  از آن نماینده هایی نیستم که در حد دربان مدرسه هم دخالت می کنند) http://pgnews.irخلیج فارس:/module/news/214222/
 با شنیدن و خواندن این ادبیات متناقض و اغراق آمیز حقیر هم نفسش چاق شدکه خیلی بی پروا بگوید :  پس اینطور است من هم با حدود  سی سال فعالیت انتخاباتی و سیاسی برایم که هرصاحب منصبی سیاسی  را با این فرمان رانندگی کند، هم در بعد شخصیتی و هم  از منظر کارکردی مثل  نوشیدن یک لیوان" آب معدنی"   آنالیز کنیم ....  که باشد سر فرصت مناسب و شرایط متناسب سرهر جمله ی از همام منبع محترم شنیده ایم و خوانده ایم  به بحث خواهیم نشست. ...
1) اما در این مطلب: خلیج فارس: نماینده جنوب استان بوشهر در مجلس می گوید: "ثابت خواهم کرد نه در میان نمایندگان گذشته حوزه انتخابیه، بلکه در آینده عملکردم با دیگران مقایسه خواهد شد".... بسیار خوب ...  حداقل چهار نفر در این حوزه قبل از جنابعالی به مجلس راه یافته اند . که خود سزاوارتراست درپاسخ به این جملات انکاریه  وارد عمل شوند؟!.... اما بفرض اینکه  ضعیفترین احتمالی  از جمع ایشان بفرض حضرتعالی  از در پاسخگوئی یامقایسه برنیاید نیز بنظر نمی رسد در دوره هیچکدام از نمایندگان ادواری مجلس حوزه جنوب استان  با زمان  وضعیت مشابه فعلی اینقدر با کاهش  نرم دریافت  وبرگشت در سطح میزان بودجه واعتبارات ویژه در شهرستان  کنگان  در مقایسه با سایر حوزه های انتخابیه استان  و ... روبرو شده باشیم ... ونکته ی پیرامون این موضوع :)
ایندیرا گاندی نخست وزیر اسبق و سیاستمدار هندی  :  " روزی پدربزرگم به من گفت؛ که در عالم سیاست دو نوع از افراد وجود دارند: کسانی که کارهایی را انجام می دهند و کسانی که کارهای انجام گرفته و یا انجام نگرفته را به خود نسبت می دهند ... من توصیه می کنم که تو در میان صنف اول قرار بگیر ،  زیرا در  میان  آنها رقابت کمتری وجود دارد".
و در مورد پیشگوئی و پیش بینی آینده  هم بهتراست که بگوئیم الله اعلم ... همین که پذیرفته شود  بعد از این نمایندگانی  دیگر هم از جنوب استان حتی برای مقایسه  برصندلی مجلس  تکیه خواهند کرد....جای شکرش باقیست! و تنها یک مقایسه ی تلخ  قابل قیاس  مطمئن وجود دارد وقتی این همه اشتباه جدید وجود دارد که می‌توان مرتکب شد! چرا باید همان   اشتباهات قدیمی‌ها را تکرار کرده و آدرس همان خطاها را داد !؟
2)  از افاضات  دیگر قابل تامل  ایشان در عبارات این بود  : تاخیر در تغییرات مدیریتی پارس جنوبی بخاطر مقاومت من است در مقابل (  از آن نماینده هایی نیستم که در حد دربان مدرسه هم دخالت می کنند) اما باید پرسید که:... ؟  دخالت شده ... نشده ؟... بالاخره چه  اتفاقی افتاده؟ مقاومت شده یا نشده؟  دربان مدرسه در  معرض تغییر بوده ویا رئیس و... عوض شده ...ومی شود ؟
در این عرصه شاهد تحرکات و تغییرات قابل توجهی بوده وهستیم ... که  بسیاری از ناظرین امر خوشبین اما نامطمئن  اظهار امیدواری کرده اند که ان شاء الله این وقایع کادرسازی  نباشد ؟! که ممکن است تغییرات  بنابه درخواست مردم ... وضرورت بهبود خدمات وارتقاء سرویس دهی عمومی،باشد؟!
وگرچه بعید است  این داستان ها  به این سادگی  به ختم خوش برسد و تبعات خاص خود را نداشته  باشد و مردم منطقه و همان قیف مدیریت  انتخابات که خانم نماینده  برای خودشان چترحمایت فرض داشته اند و هیات نظارت برنمایندگان و کمیسیون های مرتبط رفته رفته با کم وکیف این گونه اتفاقات نامیمون آشنا خواهند گردید . واضح است . اگر سنگی  به دریا پرتاب شود هنوز خود به عمق آب نرسیده ، حلقه ها ی موج دامنه دارش به ساحل می رسند.و در نهایت صدایی بالاتر از معرکه گیری روزانه تبلیغاتی هست که آن را صدای عقل و قلب می نامند که درو زدن آن امکان پذیر نیست،واین صدا  در بحبوحه ی انتخابات مجلس رسا خواهد بود.
 و پرسشی که همچنان باقیست : آیا می توان شخص  مطالبه گر ومنتقد را در عصر روشنگری به تبعید یا نزد روانپزشک فرستاد و با برچسب تخطئه کرد یا همانطور  که در  قرون وسطی اروپا معمول  بودبه محکمه ی تفتیش عقاید فرستاد ؟
ظاهراً دراین برهه  برای کسانی که در جوامع ما کوتاهی می کنند زیباترین ابزار نقد،تشویق وتحسین است  زیرا که نقد با توبیخ روبرو می شود و اورا با چیزی پاداش می دهید  که صاحب منصبی عادت به آن کرده  و شما چیزی دریافت می کنید که انتظار دارید به آن دست یابید ودرواقع هردوی شما  سرجای خودتان مانده اند و نقشه ی راهی درکار نیست.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : پاسخگوئی نماینده به افکار عمومی و نظارت برعملکرد وی، یک مطالبه است/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 830 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :