نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ


سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
سه شنبه 17 تیر 1393 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
افسران - اینم یک پوستر جذاب از فرمانده ی افسران




نوع مطلب : تصاویر رهبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ترامپ نمی‌تواند رابطه مسکو و تهران را تخریب کند

© REUTERS/ Jonathan Ernst
گزارش و تحلیل 10:46 03.01.2017
 دکتر مانی محرابی   در جامعه کارشناسی ایران پیش فرض اشتباهی در باب روابط روسیه و ایالات متحده وجود دارد مبنی بر اینکه رابطه میان پوتین و ترامپ به ضرر تهران خواهد بود. استدلال کارشناسان مذکور نیز همراهی روسیه با ایالات متحده در تصویب قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت سازمان ملل بر علیه ایران می‌باشد. باید تاکید کرد تصویب قطعنامه‌های فوق در برهه زمانی‌ای رخ داده که ایران اساسا دارای رابطه ضد با روسیه بوده و این دو کشور دارای منافع مشترکی نیز نبودند. امروز ایران به بازیگری مهم در عرصه بحران خاورمیانه تبدیل شده و با توجه به آنچه از پوتین انتظار می‌رود، وی هرگز به واسطه گرایش نسبی ترامپ به سوی مسکو روابط خود با تهران را تخریب نخواهد کرد. الف: ایران در دو هارتلند جهانی به عنوان یک بازیگر مستقل و قدرتمند حضوری حداکثری دارد، خلیج فارس هارتلند انرژی فسیلی و غرب آسیا هارتلند بحران خیز جهان. روسیه به هیچ عنوان نمی‌خواهد تنها بازیگر این منطقه که دارای منافع همسو و بعضا مشترک با مسکو است را از دست بدهد زیرا در این صورت هیچ جایگزینی برای آن نخواهد داشت. ب: سوریه به عنوان تنها پایگاه نظامی روسیه در مدیترانه یکی از مهمترین کلیدهای استراتژیک روسیه و جهان شرق در مقابل جهان غرب می‌باشد که از دست دادن این منطقه ضربه‌ای سهمگین در بعد ژئواستراتژیک برای روس‌ها خواهد بود. ایران در این مورد نیز دارای منافعی همسو با روسیه است که عدم همراهی دو کشور در بحران سوریه، هر دو کشور را در شرایط وخیم ژئواستراتژیک قرار خواهد داد. پ: ایران با وجود مرزهای آبی گسترده در جنوب کشور، بطور بالقوه توانایی مرتفع کردن مشکلات روسیه در دسترسی به آب‌های آزاد را دارد که این مسئله تاکنون قطعا مورد توجه استراتژیست‌های کرملین قرار گرفته است. ت: با توجه به بحران‌های اخیر خاورمیانه و ظهور روزافزون گروه‌های مسلح تروریستی، و پتانسیل بالای کشورهای افغانستان و ترکمنستان در جهت میزبانی از این گروه‌ها، ایران به مثابه سدی در مقابل نفوذ حداکثری گروه‌های حاضر در سوریه، عراق، شبه جزیره عربستان و شمال آفریقا به کشورهای فوق می‌باشد که عدم این اتفاق سبب نفوذ تروریسم به مرزهای چین و روسیه خواهد شد. ث: در ابعاد هیدروپلیتیک دریای کاسپین نیز ایران تنها همراه روسیه در باب سیاست‌های منع حضور نیروهای نظامی کشورهای غیر ساحلی در دریای کاسپین در مقابل آذربایجان و ترکمنستان است. با توجه به موارد ذکر شده باید اذعان داشت امروز نه ایران آن ایران گذشته است که بتوان به راحتی از همراهی وی دست پوشید و نه روسیه آن روسیه گذشته است که به واسطه نزدیکی به غرب امتیازاتی را به غرب اعطا کند زیرا در هر دو صحنه تقابل رو در روی میان مسکو و واشینگتن، یعنی اوکراین و سوریه، این روسیه است که دست بالا را دارد.

منبع: https://ir.sputniknews.com/opinion/201701032113368/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ https://ir.sputniknews.com/opinion/201701032113368/،
لینک های مرتبط :
 

گروه های طرفدار انگلیس ِ مخالف مذاکرات مربوط به سوریه در آستانه

  
   
 

پس از آنکه ایالات متحده ، فرانسه و بریتانیا تردید خود را در ارتباط با مذاکراتی که در آستانه ( قزاقستان ) برگذار خواهد شد ابراز نمودند ، در روز ۳۱ ماه دسامبر ۲۰۱۶ ، در شورای امنیت بسیاری از امضا کنندگان آتش بس ترکیه و روسیه ، تهدید کردند که در این مذاکرات شرکت نخواهند کرد [1]

این موضوع در اربتاط با گروه جیش الشام بود ، که از خانواده ی علوش هستند و از سوی م ای ۶ بریتانیا حمایت می شوند .

در حالی که امضا کنندگان عقب نشینی خود را آماده می کنند ، خاطر نشان کردند که نبردهایی که هم اکنون در وادی برادا ( ۱۵ کیلومتری دمشق ) در جریان است ، آتش بس را نقض می کند . آنها ارتش عرب سوریه را در مقابل القاعده ، جیش الشام و عواملی که خود را از جزو ارتش آزاد سوریه می خوانند قرار می دهند .

این نبردها در جهت عقب راندن عناصر جهادی است که سعی دارند مانع تعمیر ایستگاه های هیدرولیک شوند که در ۲۳ ماه دسامبر ۲۰۱۶ توسط جیش الاسلام آلوده شده اند . در واقع ۵ میلیون تن از ساکنین پایتخت از یک هفته پیش از دسترسی به آب شهری محروم شده اند و دولت مجبور شده تا کامیون های آب رسانی در محله های دمشق مستقر سازد . این نبرد از چندین هفته پیش ادامه دارد ، به خصوص پس از آزادی دهکده ی حاریرا از سوی جمهوری عرب سوریه .

ترجمه توسط
Sylvia Bejanian

یک گروهک داعش به اروپا باز می گردد

  
   
 

کشور ایتالیا سال پیش عده ای از اهالی کوزوو را که با داعش همکاری می کردند ، دستگیر کرد . لادوریم موهاهری ،با همراهی ریدوان هاقیفی و عده ای دیگر قصد دراند به اروپا باز گردند .

موهاهری مرد جوان از اهالی کوزوو می باشد و ۲۷ سال سن دارد ، و مدتی در ناتو کار می کرد و سپس عضو یک شرکت نظامی خصوصی شد که زیر مجموعه ی ناتو در افغانستان و عراق بود . او از سوی امام زکریجا کاظیمی استخدام شد و به داعش عراق ملحق گردید   او ویدئوهای بسیاری را از خود در حال به قتل رساندن ددمنش آمیز زندانیان منتشر ساخته است .

او از سوی سازمان ملل ( مینوک ) ، اینترپول ، و سازمان اطلاعاتی آمریکا تحت تعقیب می باشد . هم اکنون نیز یوروپول به دنبال اوست . مطابق با سازمان اطلاع رسانی سوریه و ایتالیا ، او در آلبانی ، کوزوو و مقدونیه در حال طرح ریزی چند سوء قصد می باشد .

موهاهری عناصر جهادی آلبانیا را رهبری می کرد تا زمانی که خبر مرگش منتشر شد . ریدوان حقیفی جانشین او شد ، اما خودش در ماه مه ۲۰۱۵ بار دیگر ظاهر شد .

داعش سازمانی است تروریستی ، که در ابتدا توسط ایالات متحده به وجود آمده تا بتوانددر برابر ارتش مقاومت عراق بجنگد . در سال ۲۰۱۴ ، تحت فرماندهی شاهزاده سعودی عبدالرحمان الفیصل در آمد که ماموریتش بستن جاده ی ابریشم در عراق و سوریه بود

ترجمه توسط
Sylvia Bejanian





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ گروه های طرفدار انگلیس ِ مخالف مذاکرات مربوط به سوریه در آستانه ولترشبکه | 7 ژانویه 2017،
لینک های مرتبط :


دیپلماسی... چگونه حتی با شیطان  مقابله کنیم !
چالش های واقعی دیپلماسی قرن بیست ویکم

Image result for L’avenir de la diplomatie
کتاب مهم  محقق  دانشگاهی معروف فرانسوی پیر گروسر تحت عنوان «.. دیپلماسی  مقابله حتی با شیطان است. شروط دیپلماسی واقعی در قرن بیست ویکم »این موضوع  برجسته   را با اهمیت زیادی درمبحث ویژگی های کار دیپلماتیک  قرن بیست ویکم، با چالش ها و شروط. آن مورد کنکاش وبررسی قرار داده است .
نویسنده درمقدمه ی کتاب خود  تاکید  می کند در هر صورت ادامه ی  مقابله با مسائل  قرن حاضربا سبک و روش دیپلماسی قرن  گذشته امکان پذیرنیست. و انتشار این کتاب همزمان با تغییرات بزرگ   در حال وقوع در دیپلماسی جهانی است  بطوریکه  دلیل ایجاد اتفاقات جاری میان دشمنان سابق ..مانند  ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران  نمونه ی آن است ..
نویسنده این کتاب  پیرگروسر فارغ التحصیل دانشکده تحصیلات تکمیلی علوم سیاسی فرانسه، مدرس ارشد استاد در تاریخ روابط بین الملل، از برجسته ترین متخصصان استراتژیک، دیپلماتیک و سیاسی جهانی  تحلیلگر و نویسنده  متخصص در اسرار دیپلماتیک ایالات متحده   و آشنا با طرح هاو توطئه ها و محاسباتی است که در ایالات متحده به عنوان کار  دیپلماسی در واشنگتن دی سی مطرح می شود.
این کتاب همزمان با تحول بزرگ  در جهان با ظهور طلایه داران انتقال گرانش اقتصادی به شرق آسیا به طور خاص، و چالش های که توسط ایالات متحده در دوره پس از جنگ ویرانگر عراق مواجه شده و مشکلات قاره پیر  در پرتو ظهور بازیگران جدید و بازگشت  روسیه   به شرق میانه از طریق دروازه سوریه و ایران -  بعلاوه   دوره  «دیپلماسی دست دراز و  دروازه باز »، که در حال حاضر توسط دولت باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، که شرط بندی بر روی دیپلماسی تبدیل شده پرداخته است  و پس از خروج  آن کشور  از عراق و افغانستان  که با فرسودگی نگران  کننده همراه شده است بطوریکه از درگیر شدن در ماجراجویی جدید نظامی در شرق میانه و یا در دیگر مناطق جهان  خود داری می کند، نگاهی عمیق دارد..
  ایالات متحده، درک کرده است حتی اگر  بعنوان ابرقدرت برجسته باقی بماند  می داند قدرت نظامی دیگر کافی نیست که از آن طریق  به حل و فصل مسائل  مورد نیاز  برای انطباق با تحولات قرن جاری بپردازد. در واقع، نویسنده منظور  خودرا اینگونه بیان می کند  که  دیپلمات ها باید هنگام نشستن در میز مذاکره به حل و فصل همه مشکلات ، به جای اصرار بر  عنوان شیطان و یا یک سگ دیوانه و یا یک فرد مردود برای دشمن خود آماده باشند  !!
نویسنده  «دیپلماسی» را  در رویکردآکادمیک   - به موجب صلاحیت علمی بررسی می کند -  این نویسنده   یک برنامه آموزشی برای دیپلمات ها در وزارت امور خارجه فرانسه در یک دوره ده ساله  دردولت  هربرت ودراین وزیر امور خارجه سابق فرانسه برگزار کرده است  این برنامه آموزشی آکادمی   مشابه دوره تحت نظر  راجر فیشر از دانشگاه هاروارد،  آمریکا می باشد که این  دوره ها بمنظور مدیریت دیپلماسی قرن جاری راه اندازی شده است.
 با توجه به الفبای  دیپلماسی در قرن جاری نیاز به اجتناب از قضاوت در مورد وضعیت و بحران فعلی با استفاده از مقایسه های  تاریخی که ممکن است ما را در خواندن   وقایع محدود   میکند  واین شکل کار با تجزیه و تحلیل چالش ها و مشکلات  بحران معاصر متناسب نیست.
چگونه است که نویسنده اشاره می کند که نو محافظه کاران در استفاده از دیپلماتیک قرن گذشته از  این فرم  دوری نمی کنند.
 نویسنده  دربخش دیگری از کتاش می نویسد:  بسیاری از دیپلمات همیشه با عجله با توجه به بحران های کنونی و مشکلات و چالشها از طریق الگوها و قالب های گذشته دیپلماسی به آن وارد می شوند، مانند مسئله مذاکرات با تهران درباره برنامه بحث برانگیزهسته ای .... برخی از طرفهای  غربی واروپائی  به طور خاص در ایالات متحده   شروع به شبیه سازی از نظام ایران با  رژیم نازی آلمان  می کرد  ودرمقابل رهبری ایران نیز هشدارمی داد که «دیپلماسی مماشات» عواقب وخیمی بهمراه دارد.
نومحافظه کاران، همیشه  راه حل دیپلماتیک  را با ایران رد  می کردند - وآن را به عنوان یک نقطه ضعف بشمار می آوردند- و خواستار  جنگی پیشگیرانه برای تغییر نظام در تهران بودند..
مولف کتاب؛  با برحذر داشتن طرفهای مذاکره کننده  صرف نظر از تغییرات بافت زمانی و مکانی که همیشه نیاز  به انطباق با حفظ ستون اساسی  مذاکرات که مظهر منافع حیاتی همه را در بردارد  ولی  بدون رعایت آن هیچ مصالحه ی را دربرنمیگیرد.  او مخالفت خودرا با مذاکرات روتین و بسته بندی شده  و آماده  دیپلماسی از طریق برشمرده فرضیه های زیر ازسوی طرفهای غربی اعلام کرده  است :
- اگر ایران  شبیه به آلمان نازی باشد باید یک جنگ پیشگیرانه و فعال در برابر آن صورت گیرد .
- اگر ایران شبیه به اتحاد جماهیر شوروی باید با استفاده از یک استراتژی مهار که در طول دوره جنگ سرد  بکاربرده شد و از درون به  به آرامی به تهی شدن جمهوری اسلامی و از داخل فرسوده  شوداعمال گردد تا عقاید آن کشور متلاشی  شود ، همانند سرنوشت فکر کمونیست که نظریه دولت شوروی بود اتفاق بیافتد.
- اگر ایران -  شبیه به چین در دوران مائو تسه تونگ رهبر کمونیست باشد   راه آنها را  در رسیدن  به مذاکرات منجر به همگرایی  مانند  سال 1972   بایدهموار کرد..
این مدل ها ممکن است  از نظر تاریخی مفید باشد اما به اندازه کافی برای انطباق با تغییرات معاصر و تغییراتی که نیاز به توسعه  ابزار، روش ها و استراتژی ها و روش های دیپلماتیک و سیاسی  که برخی از آنها ثابت است   دیپلماسی  اثر گذار وبدون خظائی بشمارنمی آید.
نویسنده در این باب از کتاب خود از آنچه  که او تراکم  تاریخی دیپلماسی ناکارامد می خواند که می تواند منجر به ارتکاب اشتباهات دیپلماتیک متعدد شود برشمرده است.
وتوضیح می دهد که سیاست فشار و جریمه کردن تنها موجب مسدود شدن مسیر دیپلماسی وسوق دادن آنها  به افراط گرایی بیشتر می شود .
برای نمونه  دیپلماسی بیش از حد شتابزده دول غربی که خواستار خروج بشار اسد و بحث در مورد پایان رژیم اودر دمشق  بودند  تنها ویژگی حاصل آن  عدم پایان کوتاه مدت بحران سوریه بوده است..
نویسنده بر نیاز  برای جلوگیری از اشتباهات سیاستمداران و دیپلمات  ها با  تکیه بر آموزه های نادرست تاریخ است. گاهی اوقات شما باید به کبوترها  ی دیپلماتیک هر چه او می خواهد بدهید با این تصور که او بازی با عقاب را ادامه می دهد - و بالعکس - بدرستی این  ماهیت کار دیپلماتیک اصولی  است..
نویسنده با هشدار نسبت به خطر همپوشانی بین رسانه ها و دیپلماسی می نویسد: رسانه در تلاش است تا به تقویت اطلاع رسانه حرفه ی خبرنگاری  حتی بدنبال اغراق موضوعات ونتایج فوری باشد . در حالیکه  کار دیپلماتیک نیاز به صبر ، خونسردی و عقلانیت و متانت وسعه ی صدر ، و گاهی اوقات بسیاری از  همراهی ها  با محرمانه بودن دارد..
نویسنده باگسترش مطالب خود  بسیاری از مثالها و سوالات مهم را  در مورد ماهیت  ویژگی های دیپلماسی در قرن بیست و  بیست و یکم یاد اوری می کند:
نویسنده تاکید می کند: با توجه به تحریم ها و  جنگ و جنایت  در قبال دشمنان   کار دیپلماتیک  قرن بیستم را به طور خاص تحت الشعاع قرار داده بود.  غرب  وخصوصاً  ایالات متحده آمریکا  با شخصیت ها و کشور هایی مانند صدام حسین، معمر قذافی ، فیدل کاسترو، و کشورهایی مانند شوروی ، عراق، ایران، لیبی، کوبا و کره شمالی  بر خلاف رویه متعارف برخورد کرد .
برای نمونه توماس فریدمن روزنامه نگار آمریکایی در یکی از مقالات خود در نیویورک تایمز می نویسد:
     غرب وآمریکا  سیاست«صنعت شیاطین سازی  فانتزی» را در خدمت منافع و اهداف دیپلماسی خود در قرن بیستم و بیست ویکم قرارداده است..
  سبک های مختلف  دیپلماسی  بکارگرفته شده توسط غرب و ایالات متحده در طول قرن بیستم به رهبری آمریکا  ودر آغاز قرن بیست و یکم  نام هائی مانند «دیپلماسی مهار» و «دیپلماسی انزوا»،« تحریم های سیاسی» ، «دیپلماسی تحریم ها» ، «دیپلماسی  چماق و هویج »و
« دیپلماسی دست باز » که اشکال مختلفی از«دیپلماسی رئالپولتیک» بودند که  آخرین آنها بوسیله باراك أوباما  در مقابل  ایران درپیش گرفت ودر برخورد با جمهوری اسلامی دنبال کرد..
بنابراین «اگر تعامل دیپلماتیک با دشمن یا حریف »  یک ضعف با حرکتی  مخاطره آمیز درمشارکت سیاسی یا «گام اشتباه» همراه باشد می تواند نتیجه ی معکوس  درپی داشته باشد، پس جایگزین چیست؟
 دیپلماسی موثر بر درک درست  از  منافع همه طرف ها با   واقع بینی سیاسی، استراتژیک، و با در نظر گرفتن منافع مشترک - بدور از هر گونه  خطر یا هیستری در نگرش. عملگرائی سیاست خارجی مطلوب است . مانند برخی از سبک های دیپلماتیک مانند «سیاست مهار هوشمند» که رفتار غرب  با اتحاد جماهیر شوروی سابق را   یا رئالیسم دیپلماتیک ریچارد نیکسون رئیس جمهور سابق آمریکا و  در برخورد با چین در دهه هفتاد قرن گذشته دنبال کرد..
نویسنده؛ برخی از صفحات کتاب خود را به دو رویداد مهم در قرن بیستم و آثار به وضوح دیده در دیپلماسی قرن بیستم اعمال شده بوسیله  ایالات متحده که  شکست خورد و به تقویت جنبش های آزادی بخش در جهان سوم انجامیداختصاص داده است .
نویسنده  درپایان بانتیجه گیری از کتاب خود می نویسد: «استعمار و تمایلات امپریالیستی غرب بانژادپرستی و بیگانه ستیزی نظامی  خود شیاطین واقعی هستند» واین ایالات متحده بوده که بزرگترین  صنعت دشمن سازی حرفه ای و پروژه ی«شیاطین بدلی» را بوجود آورده است..
تهیه وترجمه: نجوای کنگان


L’avenir de la diplomatie 28 juillet 2015

Pierre Grosser - Institut Diderot




 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ خلاصه ترجمه کتاب: آیا مذاکرات هسته ی ایران و آمریکا واقعی بوده است؟/L’avenir de la diplomatie 28 juillet 2015،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 دی 1395 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
                       معضل بیکاری در ایران
معضل بیکاری در ایران
© Flickr/ گزارش و تحلیل
 عماد آبشناس
بهمن چالش بیکاری در ایران روز به روز بزرگتر می شود و جای تاسف دارد که هیچ افقی برای حل این معضل با شگردهایی که تصمیم گیران و متولیان امر در حال حاضر به آن استناد می کنند نیست چون راه را اشتباه می روند. عرب ها ضرب المثلی دارد که می گوید "آرد خود را به نانوا بده حتی اگر نصفش رو هم خورد". شاید بتوان گفت بزرگترین مشکلات مملکت ما امروزه این است که آرد دست نانوا نیست و متولی حل معضل بیکاری شاطر کننده کار نیست. افرادی که متولی حل مشکل بیکاری هستند عموما خود نه تجربه کارگری وبیکاری را داشته اند و نه تجربه کارفرمایی. بدیهی است تا وقتی که نتوان مشکلات کارگران و کارفرمایان را اصولی درک کرد نمیتوان مشکل بیکاری را حل کرد. مشکل عمومی بیکاری در ایران نبود کار نیست بلکه نبود نیروی کار ماهر است. مشکل ما مدرک گرایی به جای حرفه گرایی است. مشکل ما تعدد فشار ها بر کارفرماها ونبود حمایت صحیح از کارگران است. مافیای بین المللی کودکان کار هنوز به ایران وارد نشده است
در ایران سازمانی به نام سازمان آموزش فنی و حرفه ای وجود دارد که طبق قوانین و مقررات باید متولی برنامه ریزی برای تامین نیروی کار ماهر برای بازار کار باشد اما این سازمان طی چندین دهه نتوانسته به ماموریت خود عمل کند. شاید بخشی از کوتاهی این سازمان را بتوان بر دوش بدنه کارشناسی آن انداخت اما می توان گفت چالش های روبروی این سازمان دلیل اصلی این معضل به حساب می آید. در حالی که طبق قوانین و مقررات این سازمان متولی آموزش فنی و حرفه ای می باشد اما شاهد آن هستیم که ارگان های زیادی نه فقط اقدام به ورود غیر حرفه ای به امر آموزش فنی و حرفه ای می نمایند بلکه به جای اینکه این سازمان با آنها برخورد کند آنها با این سازمان برخورد می کنند که چرا در مقابل آنها ایستادگی می کند. به عنوان مثال ورود غیر مجاز وحرفه ای شهرداری ها به آموزش های فنی و حرفه ای منجر به آن شده که بسیاری از آموزشگاه های وابسته به این سازمان ورشکسته شوند و کارمندانشان از کار بی کار شوند و در مقابل مراکز وابسته به شهرداری ها معروف به سرای محله ها به دلیل عدم رعایت حد اقل استانداردهای آموزشی جوانان جویای کار را دل زده کنند. چرا که این جوانان پس از گذراندن دوره های آموزشی در این مراکز و یاد نگرفتن حرفه متصور هستند که خود ناتوان هستند و متوجه نمی شوند که اشکال از طرف آنها نیست بلکه از مکانی است که برای آموزش به آن مراجعه کرده اند. بهانه شهرداری ها این است که می خواهند آموزش ارزان قیمت برای قشر ضعیف جامعه تامین کنند در حالی که عموم افرادی که به این مراکز مراجعه می کنند افراد قشر ضعیف جامعه نیستند چون طبق قوانین و مقررات مملکتی اقشار ضعیف جامعه می توانند از امکانات آموزش کاملا رایگان سازمان آموزش فنی و حرفه ای برخوردار شوند. جالب اینکه بنده چند روز پیش برای جلسه ای به اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان تهران مراجعه کرده بودم و با کمال تعجب دیدم که شهرداری اقدام به نصب بلوک های سیمانی در مقابل درب این اداره نموده وقتی ماجرا را جویا شدم متوجه شدم چون این اداره کل با فعالیت غیر مجاز مراکز آموزشی وابسته به شهرداری اعتراض کرده شهرداری درب این سازمان را تیغه کشیده. یعنی شهرداری به خود اجازه می دهد درب یک سازمان دولتی را تیغه بکشد. خوب دیگر چه امیدی است که این سازمان دولتی بتواند فعالیتی انجام دهد. البته بدیهی است که مقصر اصلی اعضای شورای شهر تهران می باشند که به جای رسیدگی به کارهای شهرداری و مردم تهران سرگرم درگیری های جناحی و فرقه ای و شخصی خود هستند وبدیهی است تا زمانی که این افراد در شورای شهر حضور دارند امیدی به حل معضلات شهری وجود نخواهد داشت و قطعا در انتخابات آتی شورای شهر شهروندان ومدیران و کارمندان آموزشگاه های فنی و حرفه ای باید در انتخاب خود تجدید نظر کنند وگرنه همین ماجرا و مشکلات دیگر شهری ادامه پیدا خواهد کرد. همین ماجرا را می توان به ارگان های دیگر نیز تعمیم داد. یعنی شاهد آن هستیم که بسیاری از سازمان ها خودسر اقدام به ورود به امر آموزش فنی و حرفه ای می کنند و در صورتی که سازمان آموزش فنی و حرفه ای بخواهد از فعالیت آنها جلوگیری به عمل آورد برخورد مشابهی را با این سازمان می کنند. آنوقت توقع داریم که سازمان آموزش فنی و حرفه ای بتواند نیروی کار ماهر برای مملکت تربیت کند؟ یا توقع داریم مراکزی که به صورت غیر استاندارد اقدام به تربیت نیرو می نمایند برای ما نیروی ماهر تامین کنند؟ چهار دهه کافی نیست تا متوجه شویم که همانگونه که بحث آموزش های آکادمیک مثل مدارس و دانشگاه ها هر کدام باید یک متولی خاص داشته باشد که طبق مقررات و قوانین و استانداردهای خاص آموزش می دهد آموزش های غیر آکادمیک هم باید فقط یک متولی داشته باشد؟ در آمد کودکان کار در ایران چیست؟
 حال به فرض نیروی کار ماهر تامین شد. معضل بعدی مشکلات کارفرمایان در ایران است. در شرایطی که کارفرمایان در ایران با انواع و اقسام مشکلات ناشی از رکود اقتصادی و فشار تحریم ها و… دست و پنجه نرم می کنند شاهد تشدید مقررات مالیاتی — بیمه و عوارض و… بر آنها می باشیم. در همه جای دنیا وقتی که می خواهند زمینه اشتغال را فراهم کنند دولتها تلاش می کنند فشار بر کارفرمایان را کم کنند نه اینکه اضافه کنند. یعنی عوارض ومالیات را حذف یا کم می کنند نه اینکه مالیات وعوارض را بر آنها اضافه کنند. در ایران مساله بر عکس است یعنی همه هزینه های کارفرمایان چند برابر می شود و بعد توقع دارند که این کارفرمایان بتوانند به کار خود ادامه دهند و چرخه اقتصاد بچرخد و اشتغال ایجاد شود. بر کسی پوشیده نیست عموم کارفرمایان در ایران امروزه ترجیح می دهند به دلیل قوانین کار از استخدام نیرو طبق این قوانین طفره بروند اما هنوز دستگاه های متولی حاضر نیستند فکر کنند که این قوانین باید تغییر یابد و بگونه ای باشد که هم خواسته کارفرمایان تامین شود وهم کارگران. برخی متصور هستند با تشدید قوانین حمایت از کارگران افزایش می یابد در حالی که ماجرا بر عکس است یعنی با این شرایط نه فقط حمایت از کارگران افزایش نمی یابد بلکه یا بیکاری افزایش می یابد یا اینکه کارفرمایان به دنبال راهکارهای قانونی برای گریز از این مقررات می روند و چتر حمایتی از بالا سر کارگران کاهش می یابد. به عنوان مثال بحث قوانین کارگری و کارفرمایی و تامین اجتماعی در ایران در زمانی نوشته شده که برخی متولیان امر با دیدگاه و تفکر های چپگرا و سوسیالیستی در راس کار بودند. در تمام جهان این دیدگاه ها و تفکر ها شکست خورده اما ما در ایران هنوز اصرار داریم که این ها را اجرا کنیم. اگر کارمندی و یا کارگری رسمی باشد خیالش راحت است که مدیر یا رئیس نمی تواند او را بیرون کند و چون ترس و واهمه ای برای از دست دادن کار ندارد دلسورزی ای نیز انجام نمی دهد و تلاشی برای پیشرفت نمی کند. در مقابل کارمند و یا کارگری که قراردادی یا موردی باشد مجبور است با دلهره سر بر بالین بگذارد که مبادا فردا صبح به دلیل مازاد نیرو وی را اخراج کنند چون به هر حال اولویت با کارمند یا کارگر رسمی است حتی اگر این نیروی قراردادی کارش بهتر باشد. اخراج فله ای جناحی نیروها از ادارات دولتی با تغییر دولت ها و همچنین جابجایی آنها با حکم ماموریت خود یکی دیگر از معضلات است. امری که اطمینان از آینده شغلی را از کارگر سلب می کند. در همه جای دنیا با تغییر دولت ها مدیران ارشد تغییر می کنند که این مساله امری طبیعی می باشد اما در ایران تغییر به مدیران ارشد ختم نمی شود و ماجرا حتی به آبدارچی ها هم کشیده می شود بسیاری از نیروها هم که رسمی می باشند وامکان اخراج آنها وجود ندارد به سازمان های دیگر مامور می شوند که هیچ ربطی به تخصص و حرفه شان ندارد و یا اینکه مجبور می شوند در گوشه ای به کاری که در شان و تخصص آنها نیست مشغول شوند تا اطمینان حاصل نمایند که آب باریکه آخر عمرشان قطع نمی شود. در مقابل برخی سازمان ها و ادارات دولتی را مادام العمری به نام خود ثبت کرده اند و با ارتباطات وزد و بند های مختلف حتی بعد از بازنشستگی با رانت پارتی بازی یا به کار خود بر می گردند وفضای باز برای استخدام یک نیروی جدید را می بندند در بسیاری از این موارد برخی حتی چندین پست در چندین سازمان و اداره را نیز اشغال می کنند و باور دارند که هنوز سهمشان را از سفره انقلاب برنداشته اند، چند تا لقمه در بشقاب های ته سفره مانده که نباید اجازه دهند کس دیگری بخورد، نمی دانم آیا وقتی مردم انقلاب کردند امام (ره) به این افراد قول داده بود که تا ابد الدهر خود و خاندانشان و نسلشان سر سفره انقلاب باید بشینند و بخورند و بخورند یا اینکه خود با کمترین امکانات قناعت کرده بود تا الگویی باشد برای دیگران؟ آنهایی که با خصوصیت زندگی آیت الله خامنه ای آشنایی دارند می دانند با اینکه امکانات و اموال زیادی در اختیار وی هست اما هم خود و هم خانواده اش به کمترین امکانات قناعت می کنند و از تجملات دوری می ورزند و زندگی بسیار ساده ای دارند تا دیگر مدیران ارشد از وی الگو برداری کنند اما متاسفانه ظاهرا بسیاری از مدیران و خانواده هایشان به جای الگو برداری از رهبر انقلاب از پادشاهان و امرای عرب کشورهای همجوار الگو برداری می کنند. در مواردی هم ادارات را مصطلحا خصولتی (مخففی که جناب آقای دکتر روحانی برای شرکتهای دولتی که به بخش خصوصی واگذار شده استفاده کرده) می کنند تا در اختیارشان باقی بماند ودیگر ماجرا از مساله کارمندی می گذرد و به کار تملیک کشیده می شود. متاسفانه علیرغم اینکه همه قوانین و مقررات مبنی بر این است که پس از بازنشستگی جا برای استخدام نیروی جدید باز شود و استخدام نیروهای بازنشسته ممنوع است و علیرغم اینکه داشتن چند شغل طبق قوانین ممنوع است اما به راحتی می توان دید که هنوز بسیاری چندین شغل و پست در مملکت دارند و چندین حقوق دریافت می کنند وبه هیچ کدام از آنها نمی رسند، یعنی هیچ فایده ای برای مملکت و نظام ندارند، در حالی که بسیاری از جوانان و نیروهای جویای کار بی کار هستند. با این شرایط متصور هستید که کدام کارمند یا کارگر با دلسوزی کار خواهد کرد؟ فکر می کنید ریشه فساد اداری از کجا نشأت می گیرد؟ نیرویی که به فردای خود اطمینان نداشته باشد چگونه می خواهد در مقابل وسوسه های فساد مقاومت کند؟ آیا نباید این قوانین بازبینی گردد تا هم جلوی بیکاری گرفته شود هم جلوی فساد؟ آیا حل این مسایل نباید اولین پله در راه رسیدن به اقتصاد مقاومتی که مد نظر نظام و مقام معظم رهبری است باشد؟ تا وقتی که مشکلات مرتبط با آموزش نیروی ماهر کار و همچنین قوانین و مقررات کارگری و کارفرمایی حل نشود قطعا نباید توقع داشت که معضل بیکاری در مملکت ما حل شود وبا این اوضاع امیدی به قدم برداشتن در راستای ایجاد اقتصاد مقاومتی نباید داشت.

منبع: https://ir.sputniknews.com/opinion/201701052116838/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ https://ir.sputniknews.com/opinion/201701052116838،
لینک های مرتبط :

 عنوان کتاب: پول سیاه
Dark Money: The Hidden History of the Billionaires Behind the Rise of the Radical Right
- نویسنده:
جین مایر
- تاریخ انتشار: 2016
- تعداد صفحات: 449

کتاب " جین مایر " در سه فصل تخصصی  تنظیم شده که  فصل اول به سیاست "کمک های مالی استفاده به عنوان یک سلاح در جنگ  ایده ه ها  در دوره  سالهای بین 1970-2008"، و فصل دوم "اهدا کنندگان مخفی  وفرآیندهای پنهان بین 2009-2010 " فصل سوم "سیاست خصوصی سازی و هجوم همه جانبه ی اقتصادی در سالهای 2011تا 2014 "  اختصاص یافته است ...
 خلاصه ی کتاب :
دو حزب  به خوبی شناخته شده امریکا این گونه شناخته شده اند:  حزب دموکرات و حزب رقیب جمهوری خواه همواره  سهم ونقش شیر  را در  صحنه سیاسی آمریکا برای خود حفظ کرده اند، و در حالی که  اولی از احزاب چپگرا، با گرایشات لیبرالی، دوم  راستگرا  بهره گیرنده  از گرایش ها ونمادهای مذهبی و باشگاه میلیاردرهای  مولتی سرمایه دار ثروتمند است ....
  درچشم انداز سیاسی ، فرضیه ،رسانه ها و ماجراها  ها در مورد راستگراهای آمریکا و گنج  قارون نهفته در پشت آن، برای حمایت ازمنافع خود  با ادعای جهت گیری مذهبی  تظاهر می کنند  ... اما محرز است که  بیشتر این مجموعه شخصیت سرمایه داری صرف دارند.تا ادعاهای طرح شده امروزی...
"پول سیاه" کتابی از جین مایر  درصدد ات که با کنار زدن افسانه بوسیله ی مطالعه ی کارشناسی از لابی موثر سردمداران سرمایه دار راستگرا ی افراطی  در ایالات متحده با عنوان : " ماجرای پنهان ملیاردرهائی که  ظهور دست راستی های افراطی را سازماندهی کردند ".
این کتاب در مورد خانواده های آمریکایی فوق العاده  ثروتمند که با نفوذ سیاسی رول اصلی رادر شعارلیبرالیسم را  بعهده گرفته و نقش خودرا بازی کرده و یک شکل از عدم  پذیرش قدرت دولت، و رد کردن پرداخت مالیات که نوعی از استبداد است،  کنترل دولت و ساماندهی کار را به عنوان یک نوع  حمله علیه آزادی خود برمی شمارند..
و هنگامی که این صاحبان  قدرت   با جنبش  اکثریت قریب به اتفاق مردم آمریکا   با آنها برخورد کرده  وروبرو می شوند، آنها  به حمایت از راستگراهای رادیکال در پشت صحنه به شیوه ی مافیا در تاریکی پنهان می شوند،تا صحنه را مانند تئاتر عروسکی که هیچ کس نمی داند که کنترل آن با  بازی کدام شخصیت ها ادامه می یابد به نقش مخرب خود ادامه می دهند..
مایر در بخش دیگری ازکتاب خود می نویسد:   این روند، که بوسیله برادران چارلز و دیوید کوک- آغاز شد پس از آشکار شدن واقعیت ها  با افکار عمومی خشمگین روبرو شد چون همین خانواده  شعار آزادی مورد ادعا  را در اعتقادات سیاسی را خود زیر پا گذاشت  و این واقعیت روشن شد که خانواده   مذکور ثروت خود را  از طریق سرمایه گذاری  در دو پروژه   دراتحاد جماهیر شوروی  (استالین) و آلمان نازی ، که  با همکاری دو سیاستمدار که  خصمانه ترین اقدامات را علیه آزادی عقیده انجام می دانند بدست اورد..
تصور بجا مانده از اینان در جمع آوری مالیات و کنترل دولت بر کسب و کار و اقتصاد برای تحمیل نظم و جلوگیری ازبرابری فرصت ها برای دیگران  همچنان حمله به آزادی های فردی  عرضه می شد، در این رهگذر آنچه   ثابت شد این است که  انها یک پوشش برای راه اندازی از دست میلیونرها  در بهره برداری از قدرت مردم در هر دوبخش جامعه ودولت ، به عنوان  تشخیص بی   نظمی جدی مالیاتی  و نقص قوانین کار  وعدم حفاظت  آلودگی محیط زیست در مجموعه شرکتهای متعلق به این خانواده  آشکارشد..
مایر در این کتاب  که پنج سال  برای پاسخ  سوالات زیاد ی که ذهن بسیاری از آمریکایی ها را بخودمشغول کرده است ، مانند سوالاتی در مورد دلیل شکست رژیم آمریکا در حمایت از کارکنان ،کارمندان و کارگر ان، شکست این کشور در کاهش آلودگی آب و هوا، شکاف وسیع  میان مالیات کم پرداخت شده توسط  ثروتمندان و  پرداخت مالیات سنگین  توسط عموم مردم است..سعی کرده است پاسخ آن ها را بیابد.
برادران کوک پس از تعیین چشم انداز سیاسی خود-به  سازماندهی شبکه ی "اختاپوسی" هشت پای پیچیده ای از تجارت ، شرکت ها و کارخانه در تمام زمینه ها پیکربندی کرده که از طریق آن شروع به تامین مالی موسسات آموزشی ، مراکز تحقیقاتی، دادگاه ها ، کنگره آمریکا و حتی ریاست جمهوری ایالات متحده، در تلاش جدی برای کنترل و نفوذ در تصمیم گیری و تدوین روند سیاسی و فکری عمومی پرداخته است..
در این زمینه، ریچارد اسکایف -  یکی از رهبران جریان اصلی لیبرال ها- با ارائه یک طرح نوآورانه  نقشه ی راهی تهیه کرد تا  همه نهادهایی که در خفا به ترویج سرمایه داری  با ایده های راست افراطی  مشغولند ،نمادی از یک استراتژی "نیکوکارانه " بشمار آیند، که در آن نهادهای عمومی فعالیت های تامین مالی  را در خدمت اهداف خود  با اجرای نقشه های مخفی دنبال  کننواین روند را  به عنوان یک "بازیگر خوب  و همزمان  چنین کمک های مالی  را در زد وبند های بازیابی مالیاتی بکار  گیرد...
 این رویه اساس تحرکات سیاسی پنهان  وبسیاری از اقدامات مرتبط است که به تدوین رفتارسیاسی و جهت دهی  رای دهندگان کمک بزرگی می کند،  که دراین منظر معروف ترین  واسطه "
سارا پیلین "سرکرده "حزب چای" جناح راست"    دارای روابط نزدیکی با دونالد ترامپ رئیس جمهور منتخب آمریکا داشته که نام او در لیست نامزد ها برای یک پست در دولت جدید قرار گرفته بود..
خانواده کوک  باتحرکات  خود در تاریکی ، شبکه ای از فعالان  حرفه ای که از  درجه بالایی در هوش،ظلم ، انضباط ، ظلم و سنگدلی ،برخوردارند را ایجاد کرده است .
و"مایر" با  افشای  اسناد   در کتاب خود  به نمونه هایی از افراد   که با جریان   کوک  مرتبط بوده  و خبرچینان ویژه برای بی اعتبار کردن فعالان ، روزنامه نگاران  و  از دور خارج کردن تحقیقات انجام شده توسط دولت ، فعال هستند اشاره می کند بطوریکه این تلاش ها  در منظومه ی مافیائی خود  به موفقیت های قابل توجهی دست یافته است..
بنابراین اصول حمایت شده توسط لیبرال ها در مورد محدودیت های مالیاتی و مقررات دولتی   از همان آغاز  علیه مردم امریکا اعمال شده  و در واقع  بصورت دکترین دولت های محلی در ایالات متحده و اعضای دیوان عالی کشور و حتی کنگره درآمده است.
نتیجه گیری، بنا به توضیح ناشر؛ این کتاب  به عنوان یک سند بسیار مهم محسوب می شود زیرا آن  بر اساس صدها مصاحبه،پرونده سیاسی، قضایی و فایل هایی که بیش از پنج سال برای تهیه آن کار شده  جمع بندی شده است، تا نشان دهد که دموکراسی آمریکایی چقدر تا تحت تاثیر "پول سیاه" قرار دارد.
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
 
.منبع:

Dark Money: The Hidden History of the Billionaires Behind the Rise of the Radical Right

by





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ خلاصه ترجمه کتاب/ درخلاصه ی این کتاب :خورده لیبرال های نفوذی چگونه درس فراگرفته از لیبرال های آمریکا را پس میدهند / by Jane Mayer /،
لینک های مرتبط :
۹۵/۱۰/۱۳ :: ۱۶:۲۸

رهبر معظم انقلاب در دیدار نخبگان و دانشجویان بسیجی مدال‌آور دانشگاه شریف:

جوانان مؤمن و انقلابی را بسیار دوست دارم/ اهتمام جدی به آرمان‌ها و تعهد انقلابی لازمه پیشرفت واقعی/ از افراد متزلزل در راه دین و انقلاب باید حذر کرد

خبرگزاری فارس: جوانان مؤمن و انقلابی را بسیار دوست دارم/ اهتمام جدی به آرمان‌ها و تعهد انقلابی لازمه پیشرفت واقعی/ از افراد متزلزل در راه دین و انقلاب باید حذر کرد

رهبر انقلاب اسلامی فرمودند: من جوان‌های مؤمن و انقلابی را بسیار دوست دارم و از آنها، در هر کجا باشند پشتیبانی می‌کنم و وظیفه رؤسا و مسئولین دانشگاه‌ها و وزرای مربوطه، حمایت مضاعف از جوانان مؤمن و انقلابی در دانشگاه‌ها است.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) با جمعی از نخبگان و مدال آوران علمی دانشگاه صنعتی شریف دیدار کردند و در این دیدار، مدال‌های کسب شده از سوی نخبگان در مسابقات و المپیادهای کشوری و جهانی به رهبر معظم انقلاب اسلامی اهدا شد.
رهبر انقلاب اسلامی، دیدار با جمعی از نخبگان جوان علمی کشور را، باز شدن پنجره‌ای به سوی یک باغ دلگشا و ورود هوای تازه، و فروزان‌تر شدن امیدها به تحقق اهداف والای نظام و کشور، توصیف کردند و گفتند: من شکرگزار خداوند متعال به سبب وجود جوانهای خوب، صالح و نخبه کشور هستم و این جوانان نیز باید شکرگزار نعمت نخبگی و ظرفیت‌ها و استعدادهای بالای خود باشند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای مطالب مطرح شده از جانب نخبگان علمی را مطالبی پخته، صحیح، دقیق و منطبق با آرمانها خواندند و تأکید کردند: هسته‌های نخبگی که همچون گلخانه‌هایی در سراسر کشور پراکنده هستند، قطعاً آینده کشور را سرشار از عطر علم و تجربه و استعداد و تدین و انقلابی گری خواهند کرد.
ایشان با اشاره به فراگیر شدن گفتمان تولید علم در کشور و پدیدار شدن نتایج عملی آن، افزودند: تلاش و حرکت علمی در کشور به هیچ وجه نباید کُند یا متوقف شود بلکه باید با شتاب بیشتری ادامه یابد.
رهبر انقلاب اسلامی مدال‌های نخبگان علمی را بسیار با ارزش و نماد استعداد درونی و هویت والای این جوانان دانستند و خاطرنشان کردند: ارزش معنوی این مدال‌ها بسیار بالاتر از ارزش مادی آن است و به همین دلیل من مدال‌های اهدایی جوانان نخبه را  با کمال میل و با افتخار می پذیرم اما بعد به خود آنان باز خواهم گرداند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، موضوعِ تعهد دینی و انقلابی را در کنار تلاش علمی بسیار مهم ارزیابی و تأکید کردند: پیشرفت علمی به تنهایی یک ملت و کشور را سعادتمند نخواهد کرد بلکه همراه شدن حرکت علمی با آرمانهای والای معنوی و انقلابی، زمینه‌ساز به سامان رسیدن مسائل کشور و الگو شدن آن برای منطقه و دنیای اسلام و جهان خواهد بود.
ایشان دلیل شکاف‌ها، کمبودها و سستی‌های کنونی بنیان تمدن غرب را با وجود پیشرفت‌های فراوان مادی آن، نبود معنویت و آرمانهای الهی دانستند و گفتند: انحراف‌های گوناگون فکری، عملی و اخلاقی، متلاشی شدن بنیان خانواده، خشونت روزافزون، فساد اخلاقی و خودکشی‌ها در جوامع غربی به‌ویژه آمریکا، ناشی از همین موضوع است، برخی از متفکرین و اندیشمندان آمریکایی صراحتاً به این شکافها و آسیب ها و نبود اخلاق، اذعان می‌کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به خشونت‌های روزافزون در جامعه امریکا و کشتار به‌وسیله سلاح، افزودند: آدمکشی و رواج اسلحه در آمریکا به یک مشکل جدی تبدیل شده است که علاج آن، توقف استفاده از سلاح در میان مردم است اما به دلیل سلطه مافیای کمپانی‌های اسلحه‌سازی در آمریکا، هیأت حاکمه این کشور جرأت غیرقانونی کردن استفاده از سلاح را ندارد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، «اهتمام جدی به آرمانهای دینی و الهی و تعهد انقلابی» را لازمه پیشرفت واقعی کشور دانستند و تأکید کردند: این موضوع باید در همه عرصه‌های کشور اعم از اقتصاد، سیاست، کار علمی، اداره کشور و گزینش مدیران مورد توجه ویژه قرار گیرد.
ایشان سومین عامل برای پیشرفت کشور را، «ثبات و ایستادگی در راه دین و انقلاب» برشمردند و گفتند: انجام کارهای بزرگ همچون پیروزی انقلاب اسلامی و یا موفقیت در 8 سال دفاع مقدس و همچنین مقابله با فشارها و تعارض‌ها علیه نظام اسلامی، به دلیل انسانهایی بوده است که دارای ثبات قدم و ایستادگی بودند و در مسیر دین و انقلاب دچار انحراف و تزلزل نشدند و از افراد متزلزل در راه دین و انقلاب باید حذر و پرهیز کرد.
رهبر انقلاب اسلامی، «حضور جهادی» در عرصه‌های گوناگون، خصوصاً میدانهای تأثیرگذار برای آینده کشور را از دیگر عوامل موفقیت و پیشرفت دانستند و افزودند: اقدام جهادی به معنای خسته نشدن در مقابل سختی‌ها و موانع، و ایمان به مسیر و حرکت براساس فکر و منطق است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای نسل جوان کنونی را بسیار توانا‌تر، آگاه‌تر و هوشمندتر از نسل اول انقلاب برشمردند و با اشاره به جنبش دانشجویی تأکید کردند: جنبش دانشجویی به معنای حرکت جهادی در مسیر و در خدمت آرمانهای انقلاب است و نه بر ضد آرمانها سخن گفتن.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: من جوانهای مؤمن و انقلابی را بسیار دوست دارم و از آنها، در هر کجا باشند پشتیبانی می‌کنم و وظیفه رؤسا و مسئولین دانشگاهها و وزرای مربوطه، حمایت مضاعف از جوانان مؤمن و انقلابی در دانشگاهها است.
ایشان همچنین با اشاره به سخنان یکی از دانشجویان نخبه درخصوص ایجاد شرایط لازم برای بانوان نخبه خاطرنشان کردند: مسئولان دانشگاهها باید تسهیلات و شرایطی را فراهم کنند که زنان دانشجو و محقق، علاوه بر انجام کارهای علمی خود، بتوانند وظیفه همسرداری و نگهداری از فرزندان را نیز انجام دهند و مجبور به کنار گذاشتن مسیر علمی خود نشوند.
حضرت آیت الله خامنه ای به سخنان یکی از نخبگان علمی درخصوص اقتصاد مقاومتی اشاره کردند و گفتند: اقتصاد مقاومتی یک اندیشه تجربه شده در دنیا است و فقط اختصاص به ما ندارد.
ایشان چگونگی بهره برداری از اقتصاد مقاومتی را منوط به اهداف کشورها دانستند و افزودند: جدای از نحوه جهت گیری و بهره برداری، این موضوع که اقتصاد مقاومتی کشور را در برابر تکانه های گوناگون جهانی اعم از بدخواهانه یا غیربدخواهانه، حفظ خواهد کرد یک اصل پذیرفته شده است.
رهبر انقلاب اسلامی دلیل پیشرفتهای علمی و صنعتی امریکا در یکصد و پنجاه سال گذشته را، بکارگیری اقتصاد مقاومتی دانستند و خاطرنشان کردند: البته امریکایی‌ها این اندیشه را در جهت مادی گری و پول بکار گرفتند اما همین تجربه پذیرفته شده جهانی را می توان با جهت‌گیری متعالی‌تری بکار گرفت.
حضرت آیت الله خامنه ای، امکانات و ظرفیت های طبیعی کشور را بسیار متنوع و گسترده و البته ناشناخته خواندند و تأکید کردند: وجود چنین ظرفیت هایی یک اقبال بلند برای نسل جوان است که با بهره گیری از آنها، کشور را به پیشرفت همزمان مادی و معنوی برسانند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، دکتر فتوحی رئیس دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به نقش برجسته این دانشگاه در پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و اقتدار و شکوفایی علمی کشور و با بیان گزارشی از دستاوردها و برنامه‌های دانشگاه صنعتی شریف گفت: دانشگاه صنعتی شریف تلاش دارد در پیشرفت و ارتقای علمی پایدار و درون‌زای کشور و مشارکت در حل مسائل ملی، نقش موثر داشته باشد.
در ابتدای این دیدار نیز آقایان:
-    مرتضی حسنی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف و دارنده مدال برنز المپیاد فیزیک کشوری
-    محمدسعید سرافراز دانشجوی دکترای مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف و دارنده مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری
-    مهدی یوسفی برگزیده و فعال اقتصادی جهان اسلام
و خانم سارا مشحون دانشجوی دکترای نانوفناوری و دارنده مدال طلای المپیاد نجوم کشوری و نیز تعداد دیگری از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف دیدگاه‌ها و دغدغه‌های خود را بیان کردند.
مهمترین محورهای سخنان دانشجویان به این شرح است:
-    انتقاد از تعارض ساختارهای علمی کشور با جهت‌گیری توحیدی انقلاب اسلامی و لزوم قرار گرفتن حداکثری دانشگاه بر روی ریل انقلاب اسلامی
-    امکان‌پذیر بودن تحول در دانشگاه با تکیه بر هسته‌های خودجوش انقلابی و ضرورت اعتماد به جوانان مؤمن
-    انتقاد از میدان ندادن به جوانان انقلابی توسط مسئولان
-    لزوم اتحاد کشورهای اسلامی و کاهش اتکاء به نظام سلطه با اشتراک‌گذاری مدل اقتصاد مقاومتی
-    لزوم انعطاف‌پذیری بیشتر نظام دانشگاهی در رابطه با دانشجویان متأهل و ضرورت فراهم آوردن زمینه‌های تحصیل و اشتغال این دسته از دانشجویان
-    ضرورت برنامه ریزی برای ارائه آموزش‌هایی که دانشجویان را برای زندگی توانمند می‌کند
-    انتقاد از عدم توازن در انتخاب رشته و ضرورت برگزاری المپیادهای معتبر در همه رشته‌ها
-    پیشنهاد راه‌اندازی دانشگاهی در تراز انقلاب اسلامی
-    ضرورت اصلاح و تجدید نظر در برخی ساختارها و مبانی برنامه‌ریزی کشور

انتهای پیام/





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/ خبرگزاری فارس،
لینک های مرتبط :
مشاور ارشد ترامپ: تحریم های علیه روسیه نادرست است مشاور ارشد ترامپ: تحریم های علیه روسیه نادرست است

© REUTERS/ Carlos Barria
 مشاور ارشد رئیس جمهور منتخب آمریکا معتقد است که دستور اخیر کاخ سفید برای اخراج ۳۵ دیپلمات روس به اتهام جاسوسی نادرست است. به گزارش اسپوتنیک به نقل از تسنیم، شان اسپایسر مشاور ارشد دونالد ترامپ روز یکشنبه در مصاحبه ای با ای بی سی، گفت: کاخ سفید احتمالا به طور نامناسبی 35 دیپلمات روس را به اتهام جاسوسی مجازات کرده و دستور اخراج آنها را صادر نموده است. وی در ادامه تاکید کرد: ترامپ از سرویس های اطلاعاتی آمریکا درباره اخراج دیپلماتهای روسی، سئوالاتی را خواهد پرسید. اوباما روز پنجشنبه دستور وضع تحریم‌های جدید علیه روسیه را به خاطر دخالت مقام‌های مسکو در انتخابات ریاست جمهوری 2016 اعلام کرده و دستور اخراج 35 دیپلمات روسی را به اتهام جاسوسی صادر کرد. اسپایسر گفت: یکی از سئوالاتی که ما داریم این است که چرا این مجازات تا این حد سنگین است؟ منظور من این است که به 35 فرد اخراج شده نگاه کنید، 2 ساختمانی که تعطیل شده، سئوال این است که آیا این واکنش مناسب بوده است؟ شاید بله، شاید هم نه، باید درباره آن فکر کنید.

منبع: https://ir.sputniknews.com/us/201701022111964/




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ نجوا کنگان/: https://ir.sputniknews.com/us/201701022111964،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 722 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :