نوع مطلب :
برچسب ها : دشمنان بدانند ما به آنها سیلی میزنیم...، نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 
مطلبی از:  استاد اسمعیل مختارپور
 تحت عنوان؛ زکوه استقلال مالی مسلمین درجامعه دینی

مقدمه
پیش ازاینکه ازیاری وکمک به همنوع، مشارکت واحسان اجتماعی بحثی به میان آید.نموداین خصیصه را می توان در(آفاق وانفس) وحتی دردرون خودمان، وجهان هستی مشاهده کنیم. موجودات زنده برای ادامه حیات و تنازع بقادرمحیط زیست خود ،هنگامی که باسایرجانوران در جنگ وستیزهستندوازفرط خشم وغضب غریزی، همدیگررادرمعرض خشونت وجنگ و این دفاع وحمله را تاسرحدجان، انجام می دهندودراین نزاع غریزی برای جبران جراحت هاوآسیب های حاصله، بین خوددست به تقسیم کاربهبودی وسلامت مجددخودپیش می روند، وتاجایی هم که پیش آمده ،ازبچه های یکدیگرچه بصورت شیردهی ویاپانسمان والتیام غریزی وپرستاری نگه داری می کنند،وحتی حاضرهستندجان خوددراین راه به خطراندازندودراین کاروتعاون عمومی، ناخواسته وغریزی منجربه قتل خودشوند،تادوستان وبقیه گونه هم نوع راحت وایمن باشند.بااین مقدمه، نوشته خودرا،بامبحثی تحت عنوان (زکوه پشتوانه مالی مسلمین آغازودرجوامع مسلمین)الزامات بایدونبایدی این مقوله را ازنظرمی گذرانیم.
 
زکوه استقلال مالی مسلمین


ازفاکتورهای مهم دینی که خداوندمتعال مماس باکلمه صلوه(نماز) درقرآن کریم مرتب اهمیت آن یادآوری نموده است،زکوه می باشد. کلمه زکوه 28موردهمپایه نمازوطبق احصائات معجمی حدود34بار،این  کلمه درقرآن آمده است.
زکوه ازریشه کلمه زکو به معنی رشدونمویافتن. صلاحیت قابل بهره برداری شدن.طاهروپاکیزه کردن آمده است.علاوه برجایگاه این امرمقدس درقران کریم،به تناسب احادیث معصومین (ع)زکات رادرمواردبی شماری اهمیتش راقلمدادنموده اندکه حسب مجال برخی ازتعابیرمعروف
می اورم
-العفوزکوه الظفر..
عفوزکات پیروزی واستیلااست
-الصوم زکوه البدن ..روزه زکوه بدن است.
-زکوه العلم نشره..
زکات دانش نشر وانتشارآن می باشد.
اهمیت این واژه تاجایی است که پیامبربعدازتوحید
آن راهمردیف نمازدانسته اندو
درسوره مبارکه مومنون درایه چهارم  آن راچهارمین نشانه(مومن)می داند.
شایددروصف اهمیتش این سوال همواره به ذهن متبادرشودچرازکات.به عنوان..سهم لایتجزی فقیران نام برده می شود.
 تمام تلاش وسعی دین  بعدازتوحیدایجاد، عدالت اجتماعی است. که بااجرای عدالت کم کم تیشه به ریشه رویش شوم طبقات قارچی مراکزپولی.وارزی وتمرکزثروت سنتی ومتداول غیرتعریف شده می زنند.  بشرامروزی براثرتکاثرثروت وزر اندوزی وبرتری طلبی خودبه خوداین مراکزرابوجودآورده است.
اینجاشایداین سوال ذهن آدمی رابه حودمشغول کند.
چراثروتمندان ومتمکنین بایدزکوه مال بدهند.
ایافقرادر ثروت ثروتمندان شریک آب وگل دارند؟
آیاتکاثر ثروت بستگی صرف به  ثروتمندان وزرنگی خودآنان ندارد؟
افکارعمومی مردم منهای ادیان همیشه این سوال مذمن وکهنه را دارند،که آیااین همه انجمن خیریه و ثروتمندان کارآمدیندارند،وکانون توجه نیستد که دین الزاماواجباراباید ونباید های مالی وضع کندوبخشنامه کند

 پاسخ به سوالات وشبهات فوق

طبق دستورقرآن نیازمندان وفقرادراموال ثروتمندان شریک نیستند.وکسی بدون دلیل حق چنین برداشتی راندارد.امااین سلامتی وطول عمروبهبودی  اکتساب ومعیشت وفراخ بالی رادرسایه نعمتهای بی شمارالهی که درسایه لطف وفضلش به بندگان ومخلوقاتش داده نیازبه تشکروسپاس جدی ازخداوندجل وعلا ،نبایدبه حساب آورد.اگرچنین برداشتی داشته باشبم خودنوعی بی انصافی به منعم است وبه حکم عقل قبیح است.چون طبق حکمت خداوندی وتفاوتهای فردی که درذات افرادوجوددارد،اقشارجامعه ازنظرمکنت ودارایی هم سطح نیستند،واین ناهمسطحی دررفاه زندگی دلیل تفاخروتفاوت آنان درمقامات معنوی نیست.بلکه خداوندمعیشت انان رادرحیات دنیادرمیانشان تقسیم کرده وبعضی رابعضی برتری داده تایکدیگرراتسخیرو مسخرکرده وباهم تعاون اجتماعی کسب  نمایند.سوره شوری ایه 32
منتهای مراتب به دلیل انظباط مالی ومعین وسلامت اجتماع دین اسلام ،مباحثی نظیر، انفاق واحسان آنهم درقالب زکات باذکرنصاب لازم از9بخش متفاوت درامدحاصله  که به این امرمهم اختصاص دارد،وضع نمود

زکات
فردمتمکن درصورت دارابودن شرایط آنهم نه عین مال که می توان قیمت وبهای ان محصول وموردزکوه راپرداخت ،که علاوه برکمک انسانی ودستگیری نیازمندان،که یک امرفطری وذاتی است،واشاره شدکه حتی درچرخه طبیعت،میان سایر موجودات جاری وساری است. دراین راستانقش زکات درجهت  الفت قلب ها وموانست ونزدیک شدن مهروهمدلی افرادجامعه، وامیدبه زندگی درپی دارد.

دین مدعی عدم تلاش فرددرراه ازیادوجمع آوری ثروت نشده، اماگزینه ها،ومولفه های متفاوتی در زندگی وجودداردکه دست به دست هم داده واین پتانسیل ثروت برای فردرابه وجوداورده اند.
مولفه هایی نظیرامنیت، حمل ونقل، برق واسایش امنیت کاری، هویت یابی ،استقلال اقتصادی،بازارعمومی، فروش محصول کارکه اگرهمه این فاکتورهادرکنارهم ردیف شوندمی بینیم که عقلا...وبدون
نیازاعلام مرجعی پسندیده ومقتضی است که  جایگاهی چنین توجه هاتی به اقشارآسیب پذیرجامعه وجودداشته باشد.

دین منکرکمکهای بشردوستانه افراوجمعیتهانمی شودامااین کمکهابایدهدایت شده ومشخص باشدزیرااین سازمانهای خیریه جهانی درسایه مدیریت های وابسته به قدرتهای استعماری وبزرگ بصورت گزینشی ومقطعی درتحویل ائانات وامانتهابه نیازمندان حقیقی وواقعی معلوم نیست صدرصدرصحیح اصولی وبجاوتاثیرگذارعمل کنند
پافراط وتفریط که آفت ریشه جوامع بشری است وهمواره موجبات افت وعقب ماندگی جوامع بشری به همراه دارد، می توانددست به دست هم دهدو کمک به این همه نابسامانی بکند ونیازمندان واقعی راازمدعی فقر نتواندتشخیص بدهد.زیراحتمال کمکهای گزینشی ویک طرفه.شتابزده وشایدنژادپرستانه درعصرما، دروصول کمک به فردوگروه مستحق اخلال ایجادکند،بطورمثال می توان ازکمکهای بشردوستانه کشورهای پیشرفته اروپا درحق دولت بحران زده ومشکل دارمثال زد که تعصبات نژادی یکجانبه گرایی استعمارجغرافیایی وسایرمعذورات بشری درپی دارد.بطورمثال می توان ازنحوه کمک اتحادیه اروپابه اوکراین کمک کردولی درشبه جزیره کریمه حدودچهل کیلومتران طرف ترخبری ازکمک نشد.درحال حاضرازنوع کمکهای انسان دوستانه انجمنها به جوامع کنونی مثل اتیوپی وکنیا برمه وکودکان آواره یمنی رامثال زدکه چقدرکمکهاگزینشی ولوطی خورمی شودومستحقین دربدربدنبال لقمه ای غذاوقوت لایموت خود هستند...
 
الزامات مطرح شده دردین اسلام  درباب زکوه
 
.درهنگام پرداخت زکات ازافراط وتفریط که نکته اغازین خروج ازعدالت اجتماعی درپرداخت ومساعدت هست بایدجداجلوگیری شودزیرا زکات را به عنوان عامل اصلی دراحیای اقتصادومعیشت مسلمانان تکیه نموده است.که خودنشان ازاهتمام جدی به اقشارآسیب پذیرجامعه دارد.
درسوره مبارکه اسراخداوندازاسراف وتبذیردربذل وبخشش کاملانکوهش ومنع می کندوبیکارگان رانهی وبانگ وانکاروتوبیخ می کندوازبذل وبخشش بدون حساب واندازه نهی می کند ودرحدمیانه توصیف وتشویق ودورازهرگونه افراط وتفریط معرفی می کند.وی اقتصادومیانه روی درمصرف  راالگووسمبل صحیح جوامع بشری می داند.
دراقتصادوقدرت مالی وخریدمردم هشدار می دهدوهمواره اززراندوزی مفرط وبیکارگی مطلق مردم رابدوروازهرگونه بخششی بدون وحساب وکتاب برحذرمی داردکه نتیجه بی انظباطی مالی راحسرت فقرونداری معرفی می کند

..دین اسلام زکوه راهم منحصرا به کمکهای نقدی وجنسی حواله نداده، وگفته، ای بسامومنان درپرداخت صدقه واحسان وزکات مبادکه بادست وزبانتان افرادمحتاج رابیازاریدوموجب وهن شخصیت آنان نشوید
...زکات نیزمی تواندبه صورت راهکارهای مشورتی وعملی باشدکه فردمتمکن وسرمایه داربتواندمشورت شغلی رانیزبه مستحقان ومستمندان ارائه دهد، ودراین مسیرفعالیت وایجادشغل نیازمندان رایاری کند.امروزه درجامعه چنین افرادی کم نیستند
 
..انفاق بایدهدایت شده وعاقلانه باشدوبه گفته ضرب المثلهای شرق آسیا.ژاپنیهاروش ماهیگیری بایدبه فردنشان دادونه باماهی وی رامیزبانی کرد.علاوه براین بایدپرداخت زکوه موجب احیای شان شخصیتی افرادشودونه موجب وهن انهایعنی درمسیردریافت زکوه فردبایداین توقع راازخودکناربزندکه جامعه وافرادش همیشه باید به من کمک کنند.دارابودن چنین توقعی وامیدی موجب کسالت جامعه وپرورش گداپروری دراقشارکم دارمد می شود..ایمان به کاروتلاش درروایات مابسیار تاکیدوپافشاری شده است تاجایی که تلاش فردبرای معیشت خانواده اش آن راهمردیف ایثار ومجاهدان مدافع ازمرزهابیان می کند.
 
آبان ماه نودوهفت /نگارش  :
اسمعیل مختارپور
دوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث ..آبان ماه نودوهفت
 





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : زکوه (زکات) استقلال مالی مسلمین درجامعه دینی/آبان ماه نودوهفت /نگارش : اسمعیل مختارپور دوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث ..آبان ماه نودوهفت/، نجوای کنگان،
لینک های مرتبط :


چگونه ایران تحریم شده حریف کشورهایی با ده ها برابر درآمد است؟

© Sputnik / Anton Bistrov
گزارش و تحلیل

عماد آبشناس
5463

شاید برای بسیاری این سوال پیش آمده که چگونه ایران می تواند در سطح بین المللی ومنطقه ای حریف کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی و اسرائیل باشد، مخصوصا که امروزه شدید ترین تحریم ها بر علیه ایران وضع شده.

امروزه امکان ندارد روزی پرزیدنت ترامپ و یا ملک سلمان و یا نتانیاهو بخواهند جایی صحبت کنند و نام ایران را به میان نیاورند.

حتی با فرض محال اینکه ایران بخواهد کل درآمد های خود را هزینه رویارویی با این کشورها نماید باز هم کشوری مانند ایالات متحده چیزی حدود هشتاد برابر ایران در آمد دارد، عربستان حدود هفت برابر ایران و اسرائیل هم دو برابر ایران.

البته اگر فقط اینجا درآمد دولت ها را حساب کنیم و نه درآمد کلی مملکت، چون بحث بر سر مخارجی است که دولت ها انجام می دهند است.

خوب بدیهی است در این شرایط هر یک دلاری که ایران بتواند خرج کند دشمنان مقابل اش حد اقل دویست برابر میتوانند هزینه کنند و اگر کشورهای دیگری مانند قطر و امارات و ترکیه و کشورهای اروپایی رقیب ایران در نفوذ منطقه ای را نیز به این مجموعه اضافه کنیم که ماجرا سر به فلک می کشد.

بر کسی پوشیده نیست که امروزه ایران و سه رقیب اصلی اش یعنی ایالات متحده و اسرائیل و عربستان سعودی درگیر جنگ های واسطه ای و درگیری های امنیتی و اطلاعاتی بسیاری در سطح منطقه و جهان می باشند که همگی به پول های کلان نیاز دارد.

در نهایت نیز همه شان اظهار می دارند که تلاش دارند با نفوذ ایران در منطقه مقابله کنند.

اگر فقط به صحبت های وزیر سابق امور خارجه قطر که اظهار داشته بود کشورهای عربی حدود 273 ملیارد دلار در سوریه هزینه کرده اند و به آمار و ارقام غیر رسمی مجامع بین المللی که مدعی هستند ایران حدود 30 ملیارد دلار در سوریه تا به حال هزینه کرده اند بنگریم می بینیم که حتی اختلاف فاحشی میان هزینه کردها وجود دارد.

اگر به هزینه کرد کشورهای عربی هزینه هایی که ایالات متحده و اسرائیل و ترکیه فقط در سوریه انجام داده اند را اضافه کنیم احتمالا باید خنده مان بگیرد که چه تناسبی در این هزینه ها وجود دارد.

واینکه اصلا چرا این کشورها حاضر هستند چنین هزینه ای را برای مقابله با ایران انجام دهند.

شاید بتوان گفت با این هزینه این کشورها می توانند یک سرزمین بزرگ به اندازه سوریه در جاهای دیگر جهان بخرند.

خوب البته ماجرا به این سادگی ها هم نیست.

چون این کشورها نمی توانند نفوذ خود در منطقه را با یک ایدئولوژی گسترش بدهند مجبور هستند چنین هزینه هایی را انجام دهند و در مقابل چون ایران با یک ایدئولوژی جلو رفته می تواند بسیاری از هزینه های خود را با ایدئولوژی جبران کند.

مثلا در بسیاری از موارد می توانید مشاهده کنید که بسیاری از جنگجویان در سوریه و لبنان و عراق به نیروهای همپیمان با ایران می پیوندند و با دشمنان ایران می جنگند و حتی شهید هم می شوند که نه فقط یک سنت پول دریافت نمی کنند بلکه حتی هزینه های خود را از جیب خود تامین می کنند.

در مقابل این ماجرا از طرف مقابل امکان پذیر نیست.

یعنی دشمنان ایران در منطقه امکان ندارد بتوانند کسی را پیدا کنند که حاضر باشد رایگان برای آنها کاری انجام دهد حتی در حد کار اطلاعاتی ساده.

در ضمن چون طرفداران ایران در منطقه برای یک ایدئولوژی مبارزه می کنند می توان گفت اینها از جان برای هدف خود مایه می گذارند در حالی که طرف های مقابل می دانند باید زنده بمانند تا پول های دریافتی را بتوانند استفاده کنند و به این دلیل حاضر نیستند جانفشانی کنند.

مورد دیگری هم که وجود دارد این است که انعطاف پذیری سیستم ایدئولوژی فکری ای که ایرانی ها از آن برای مبارزه با دشمنان خود استفاده می کنند علیرغم پیچیده بودن آنقدر انعطاف پذیر است که به راحتی می تواند با دولتی بعثی مانند سوریه کنار بیاید و با گروه های مبارز سنی در فلسطین کنار بیاید و با دولتی ترکیبی در عراق نیز کنار بیاید علاوه بر اینکه می تواند مثلا یک رئیس جمهوری مسیحی در لبنان را متحد خود کند و یا فراتر از مرزهای منطقه ای با دولت هایی کمونیستی نیز دوستی نزدیک برقرار کند، در حالی که خود تابع یک ایدئولوژی و تفکر اسلامی است.

در مقابل دشمنان ایران مجبور هستند به یک تفکر سلفی وهابی و تکفیری خشک وابسته باشند که به جز با پول نمی توانند طرفدارانی برای این تفکر پیدا کنند و اکثر آنهایی که طرفدار این تفکر هستند خود نمی دانند به دنبال چه هستند.

نمی توان گفت پول در تامین تجهیزات و تسلیحات مدرن و پیشرفته بی تاثیر می باشد اما به هر حال این کیفیت نیروی انسانی است که می تواند روی استفاده از این تسلیحات تاثیر بگذارد و ایران توانسته در جنگ با عراق تجربه بسیار موقفی در راستای تقویت این روش استفاده کند.

در پایان می توان گفت وقتی که ایالات متحده از ده ها هزار کیلومتر آنطرف تر به منطقه می آید و در صدد است از منافع ملی خود دفاع کند و به قول آقای ترامپ بیش از هفت هزار ملیارد دلار هزینه دفاع به قول خودشان از منافع ملی می کنند، بدیهی است که ایرانیان نیز مجبور می باشند هر آنچه در چنته دارند برای حفظ منافع و امنیت ملی خود در منطقه هزینه کنند و باقیمانده را با ایدئولوژی جبران نمایند.





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/چگونه ایران تحریم شده حریف کشورهایی با ده ها برابر درآمد است؟، najvaye-kangan، © Sputnik / Anton Bistrov گزارش و تحلیل 18:21 20.11.2018دریافت لینک کوتاه عماد آبشناس،
لینک های مرتبط :


 
                                حق با عالیجنابان است اگر که تنها یک شورا و شهرداری در جهان بود؟!
 مثلاً "جوابیه "(حبابیه) دوبخشی  افرادی که خود را داعیه دار مطلق منصب و خدمت برای کنگان می دانند نشان داد که  دوستان چقدر از گفتمان تاریک  ودست های باریک دربرابر بارهای سنگین رنج می برند...مدعیانی که لقلقه ی زبانشان تلاش بی بدیل وخستگی  کار کشنده برای کنگانی است که از داشته های بزرگش فقط نامی باقی مانده است.چقدر نازل و چه بیمقدار عرض حالی که  گرهی زیزاگی بود  بر کلاف سردرگم و آسیب های پیچ درپیچ شهر وبس اختلافی فاحش داشت با سبک نوین پاسخگو بودن!
آن "حبابیه" چیزی جز  نثار فحش وتوهین های خرد ودرشت در لفظ ومضمون ومحتوا  به بنده و عدم احترام به حقوق شهروندی و فرار از پاسخگوئی  به مطالبات فزاینده ی همشهریان و پاسخنامه ی انشائی  محض  و سراسر اشتباه در پرداختن به اصل پاسخگوئی و گزینشی با انتخاب بندهای مورد علاقه از نامه نبود.  که علاوه براینها آشکار شده که مخاطبین عنوان از  کاربرد کوچک ترین بدیهیات  مرسوم در پاسخگوئی به عموم درمانده و عاجزند. و حتی با ندید ن ویا نخواندن مطالب قبلی حقیر و بررسی اقدامات  یک ونیم ساله ی خود صرفاً به جوابی واکنشی شتابزده وبه دور از شان  و شاخص های  معمول  برسمیت شناخته شده مسئولین پاسخگو به عکس العملی دست  دوم  خشمگینانه، بهم ریختگی خود را در ملاء عام  آَشکار کردند. در واقع این جوابیه که در اتاق جنگ چند نفره که مصالح ومنافع خود را در معرض خطر می بینند  در مجموع درهمه ی ساختار پاسخی عاطفی به یک نامه بود و نه جوابی واقعی به رویکرد پرسشگری !
علیهذا بمنظور تشریح مطالب و اعاده اهتمام به کم وکاستی  درمحضر عموم  و توجیه  دست اندرکاران تدوین و تنظیم آن "حبابیه" چاره ی نمی ماند که به بند بند آن  در حدامکان در این مرحله بپردازم:
- ازبرنامه گفتید؛ کجاست برنامه ی مدون جامع تفصیلی ویا حتی یکساله ، کجا بود شیوه نامه ی اجرائی هدفمند شورا وشهرداری در ابعاد مختلف زیرساختی شهری فرهنگی و اجتماعی واداری ! کجاست چشم انداز توسعه ی شهر؟ یک نسخه از آن را هم بدهید رسانه تا ماهم ببینیم! کجاست آمار و مبانی دادهائی که شهروند بداند کجای کار و نقشش در منظومه ی شعارهای شماچیست.... به که دست دراز کردید که به شما نه گفته است...؟
- یکی از نشانه های "کمدی سیاه"این است  که  صاحب منصبی  چگونگی طرح خواسته  مطالبه گران را ، صرفاً  براساس مزاج وسلیقه ی خود بخواهد و آنگونه تعریف کند که دوست دارد !   روندی که  اکنون در شهرما به بیماری مزمنی تبدیل شده  ولاجرم ما این بیماری را پذیرفته و  از درمان آن غفلت کرده ایم.
- حقیراین فرصت را  " نه  اتفاقی گذرا  بلکه  نقطه عطفی برای تحول حقیقی در این شهر می بینم ، واز این منظر با دیدگاه "حبابیه نویسان تفاوت" دارم.  بخصوص که  ناظران آگاه  و وجدان های هوشیارو آزادمردان بیدار در ضمیر خود مأموریت می یابند كه اشتباهاتی را كه در  برخی از کارکردهای  اجتماعی وجود دارد تصحیح و اصلاح كنند، که اینها شواهدی دال  از رشد ما در مقابل استفاده  ابزاری نوکاسبکاران از تعارفات تلخ گذشته در هر فرصتی جدید است،
- چه چیزی باعث  نگرانی  ناراحتی و وحشت شما  شده است ؟ تراز نامه ی  سالانه مالی را چرا  "ترشی" گذاشته اید ؟ آن را منتشر کنید ابرا م بر  قاعده ی تاخیر و تعویق برای چیست ؟  اعلام  متنوع و متعدد ارقام بدهی سابق شورا و شهر داری  کدام راه حل منطقی برای عبوراز مطالبه گری  شهروندان است؟ معاونت استانداری بوشهر درهمان روزهای اول به شما گفته است : شهرداری و شورای بدون بدهی یعنی هیچ ! و انگهی چرا درطول این مدت از ارائه علل و  شیوهای هزینه کرد آن بدهی طفره  رفته اید؟
-   بنده هیچگاه یکسره ویکباره  به طرح موضوعات مندرج در مطلب سابق نپرداخته ام یا موضوعات را نخوانده اید و یا مثل این مدت آنقدر سرگرم گفت وشنود پیرامون اهداف فردی بوده اید که فرصتی برای دیدن دیدگاه عموم نداشته ید علاوه برنشست ابتر مرتبط  با موضوعات مدیریت شهری در مسجد حسین آباد و حضور رسانه در سالن اجتماعات شهرداری  که بنابه اقرار این مطالب را هم در جوابیه قدیمی فرض کردید یعنی حتماً سابقه ی ذهنی از سابقه وقدمت مطالب داشته اید؟!
ضرورت ساماندهی حمل ونقل درون شهری کنگان/
شهر کوچک کنگان،معضلات کلان شهرها را تجربه می کند
درعرصه "تغییر " جای متغیّرها کجاست؟
اتوبوس شورا به ایستگاه شهرداری می رسد!
...
-   در دنیای امروز موسسات و سازمان ها و زیادی هستند که  دررسانه  و سایت ها  داوطلبانه و زودهنگام برای شناسائی روزنه ها ، مشکلات ،خلاء ها و چالش ها سوالاتی با جایزرا  منتشر کرده و پاسخ های دریافتی را در راهبردهای زمانی چند منظوره تاثیر وتسری می دهند . البته آنها در کشش و ظرفیت و قابلیت گفتمان سازی مدیریتی خود  گفت وشنود ها را مستوجب دشنام و تهمت وافترا  و در تقابل با خودمی دانند لذا توصیه می شود به  دنبال رسالت های جایگزین  و الترناتیو های مازاد از ترس فروریختن آمال و نگرانی باشید شهر ما  در رهگذر  وعده ها شلنگ تخته جز وکالت آینده واصراربرصبر وشکیبائی نه به هدفی عامه پسند  ونه موفقیتی راهبردی وزیر ساختی دست نیافته است.
- جانب تاریک  نمایشنامه ی دوستان  معزز به نماد اصطلاحی روانشناختی" NOBUS" که اختصار   عبارت  "هیچکس بجز مانیست " ختم شده که  به دستورالعملی برای کارکردهای روزمره تبدیل شده است ...  
  روشن است که دراین مقطع آزمایشگاه ادراک انفردی " سر آغاز فصل فعالیت خود را با دو مشکل اصلی  روبرو می بیند : پرستیزشخصی خودرا ارتقاء دهند:  و از شهرشان  هزینه کنند  وهمین زبان بریده را قربانی این  نوع نگاه کرده و پرستیژی واژگون از شهر را در محافل رسمی  استانی وکشوری  نمایان کنند؟
  نمونه مرتبط: پاسخ بدهید که چگونه فردی که رای محکومیت  تخلف انتخاباتی او صادر شده در راس شورا قرار می گیرد؟ و درقبال ارزیابی مراقیبن فرا شهرستانی رادر باره خودتان به چه شکلی تفسیر می کنید این بام ابهام است و آخرکدرگرائی ، حذف کننده شفاف سازیست؛ نه مطلب اخیر بنده!
- افاضه کرده اید؛ ... و  با  بکارگیری ترکیباتی   همچون همشهریان عزیز! دست ویاری... دوست داشته اید که در بازی با الفاظ عاطفی به احساسات همشهریان تلنگر بزنید ...   اما  پیش از اینها فراموش کرده اید : نحوه رد اعتراض اصناف عموماً  بومی  نسبت به نمایشگاه بهاره وپائیزه و ...درخواست همشهمریان وداوطلبی جوانان توانمند برای درخشش در پست "شهردار" را و حتی تعیین نیرو  حسابداری شهرداری را به چه نحوی تعبیر می نمائید؟ چه عزیزی و کدام عزتمندی !
- چرا باید یک نفر که همان یک کار  اولیه خودش، برای خویش  چند کمکی گرفته بود و طاقت شنیدن دوکلمه حرف حساب ندارد! چه ضرورتی دارد که عناوین سنگین وخطیر کدخدای مجامع صنفی ، نائب رئیس شورا وهمزمان مدیریت محل کسب کار را باهم یدک بکشد در حالیکه جوانان همشهری تحصیلکرده  خوش استعداد با ایده های به روزشده ی  فعال در بازار به گوشه انزوا و کنج عزلت رانده شوند؟!
-  "تغییر " به سخره گرفته می شود واز آن تعبیری شخصی وابتدائی  در جابجائی فرد با علی البدل ساخته می شود به مطلبی اختصاصی دراین رابطه مراجعه کنید »
-   یکی  از مشاورانی که  به شما خط می دهد  و در جنوب شهر دره را پرمیکند ایضاً  در شمال شهر  و درامتداد دهکده ی گردشگری هروزمرز ونرخ سرسام آورجدیدی برای فروش زمین به شهرداری و شورا فرض می کند همان کسی است که به هرکس مشورت داده اورا به خاک سیاه نشانده و بقول بچه های محل هنری جز "شخته"بازی  و پاخط کردن  در هر مرحله ی گرایش سیاسی پیروز با سنگ  همان فصل به بازی  پرداختن ندارد!  و استاد پنهان شدن در وقت ضرورت است و بفرض خود در رنگ رزی برای این زمین و آن محدودیتی ندارد غفلت کرده : بطوریکه  عکس ها ی هوائی و ثبت شده گوگل در مدارزمانی مشخص  و ثبت مختصات طول وعرض جغرافیائی مقرر اگر باهمین فرمان وسبک پیش برود بی شک  از نظر منبعی خاص در پایتخت که مترصد چنین گزارشاتیست قابل طرح خواهد بود، نادیده گرفته است  واگر پایش بیفتد ناچارم هشدار ایشان رانادیده گرفته و حتی اگرلازم باشد  تنها با پای پیاده و" جامه ی یک لا" راه تهران را درپیش گیرم و فریاد واخواهی مردم محروم دیارم را بسمع ونظر مراجع ذیربط برسانم .بویژه اینکه تنها  ومستقیم رفتن را  بسوی هدفی عمومی وزلال با همه هزینه هایش، سخت علاقمندم  چه آنقدر  در کار گسترده فرهنگی  مشارکت داشته ام که برخی از صاحبان اندیشه ی ناب نکته بین و اهالی رسانه درد آشنا نه فقط مرا می شناسند بلکه عمیقاً فکر و حرف حقیر را باور دارند.... و طبعاً آنوقت می شود به نتیجه بازرسی دوروزه دراین شهر امیدواربود.
  - دوستانی  که بقول خودشان   در معیّت "خدای خدمتند"  و امیدوارم که مدح وثنایشان مقبول بیافتد و خرمای شیرینشان همواره در ناخوری دوشاب عجین باشد ؟! دمادم دفاعیه صادر می کنند و با پیامک های خصوصی قشون گرد می آورند به زعمشان:حقیر؛ بی تقوای، متوهم، بی انصاف،بی اطلاع،غریبه، اختلاف افکن، همراه ام الفساد، و ...  که خیلی ساده می شمارند، می نامند: به ایشان عرض میکنم  چنانچه حتی اگر همه این اوصاف دروجودم می بود  (؟! اما  چنانچه عضو شورای شهربودم "هیهات"  به خود اجازه نمی دادم: که از دکور اتاق شهرداربرای نورچشمی  فاکتور چند ده ملیونی دست وپا کنم و از فضای ورزشی تحت پوشش  امتیاز 700 ملیونی واگذارکنم ؟!این را چه می نامید؟ تداخل غیر قانونی  یک صاحب منصب در معاملات و... نهاد عمومی و موسسه ی دولتی ومردمی چه حکمی دارد؟
- از ریخت پاش جلوگیری شده ؟ً! دوست عزیز ! در مقابل  این ادعا حداقل حاضر شوید و به تعدادی  افراد در مجموعه ی سازمانی تان هزینه های آنچنانی برای حضور در مسابقات جهانی مسکو صرف می کنند این سخن  ابوذرغفاری را نقل کنید: که اگر پول آن را از بیت المال داده اید خیانت کرده و اگر از جیب مبارک داده اید چیزی جز اسراف نیست . ... بخصوص که دراین شهر با همان پول بیماران ومستمندان زیادی را می شود مساعدت  کرد. کدام شفاف سازی همشهریان ارجمند!
- مردم خود شان تفاوت غایب وحاضر را نیک میدانند... آیا اوضاع شهرو شورا وشهرداری  اثری ثابت  و  تلاش قابل عرضی را  برای تمجید و تعریف گذاشته است؟ اعضایی در شورا  و احادی در شهرداری از تکروی و فشار بی سابقه   "این مال من" و محدویت اختیار می نالند...  وتوضیح اینکه با نصب چند المان ونصب وبرداشت تندیس پرواز نمی توان سربه آسمان سائید  و آواز خواند   بخصوص برای بنده که  نه صدایم خوب است و نه سوت وقلمم محبوب شماست ؟!... توضیح اینکه  : سازی که می نوازید  بیشتر به سنج  و"عود" غم و اندوه  ناشی ازشکست و دهل کوبیدن از دور شبیه است تا نغمه ی برای طرب و نشاط دیگران خارج از حلقه ی اول شما ! ...
-  تاکید : هر امروفعالیت مثبتی را که انجام گرفته  مستند کرده و به اطلاع عموم برسانید فقط مستند....!
درپایان ؛ معمولاً کاربران منتظر حکایت وداستانی هستند اینهم که بی ربط بی ربط است تقدیم به عزیزان : گالیوردرجهانگردی اش در دهکده ی که بخشی از آن  به لی لی پوت ها منتسب بود جائیکه که بسیاری از ساکنان از قارچ توخالی خانه ی برای خود ساخته بودند ... ناچار فرود آمد... پس ازمیهانی و پذیرائی مفصل و گشت گذاری مختصر (سردسته ی کوتوله ها) روبروی گالیور ایستاده وگفت  : دهکده ی مارا چگونه می بینی؟  گالیور نشنید... بالاخره پله ی بلند تاشوی آوردند و "شهریار کوتوله ها" برفراز آن سکوی لرزان ،صدایش را چاق کرده  و همان سوال را تکرار کرد ؟
گالیور جواب داد: سرورم؛ جلال وجبروت تان کوه ودریا را  فرا گرفته و برکت انفاس ملوکانه تان گیتی را درنوردیده ؛  خلاصه اینکه  حضرتعالی ؛عظیم ترین شهریاران جهان و دهکده تان شکوهمند ترین عالم است،که قرین وهمتا ندارد  ...(حالا خوشت آمد) فقط سریعتر از پله نزول اجلال بفرمائید، چونکه خرده نسیمی دارد نزدیک می شود واهمه ی آن دارم که از این همه تبختر و تفاخر وتفضّل محروم شوم؟!




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 
     شورا وشهرداری کنگان منتقدین" زبان بریده" می خواهند ؟!
  اشاره:  افراد طالع بین که از خطوط کف دست به پیش گوئی می پرداختند از این حرفه دست کشیده و آن را رها کنار گذاشتند  چرا که با وجودیکه  آنها  آینده   مخاطبین را پیش بینی می کردند ، برای خود آینده ی درست نتوانستند ترسیم کرده وپیش بینی نمایند  ونها یتاً نه آینده خودرا دیدند و ونه آینده مشتریان را ... ‏!‏در واقع اینان برداشته های دیگران ماجراجوئی وکردند تا اینکه اندک داشته خودرا نیز برباد دادند؟ و متاسفانه این پرسش دهان به دهان می چرخد که آ یا برای بسیاری کنگان کارگاهی برای  کسب درآمد وسرمایه مشروع یا نامشروع و طبعاً  در مقابل در نظر گرفتن شهری دیگر دردور دست ها  با  آب وهوای خوش برای تفریح واقامت ... است که هزینه تلخ وکمرشکنش را باید در ابعاد مختلف گسترده شهروند بومی و قشر آسیب پذیر بپردازد؟!
اکنون در کنارهمه ی اینها  و مطلب زیر باید پرسید خرافه گری درسیاست به ما چه آسیبی رسانده است؟ وبه قانونگذاری و مصوبات  و اجرای شعارها و پیگیری مطالبات چه  آسیب هائی وارد کرده است؟
   !گربه گفته های قبل  وبعد از انتخابات برخی صاحب منصبان تکیه زده برکرسی  شورا طی سالهای اخیر بپردازیم دربکار گیری دواصطلاح طلائی پرآوازه "شفافییت" و "تغییر" بشکل افراطی برمی خوریم اما در بوته ی عمل همچنان،  در کنگان نه تحولی ونه تغییری  ونه حتی تکانی پیش افتاده بوقوع پیوسته و بویژه در عرصه  ی توسعه پایدار  تحرکی رقم نخورده است ، براستی  چرا خبری از هیچکدام نیست؟ وتنها آنچه بجامانده ماتَرِکی جانکاه و ارثی پرهزینه ازلابلای  انتخابگری کورکورانه درانتخابات شوراست که جامعه  ما را می فرساید....  یکی دراین میان ادعای " مهماتیر محمد "  کنگان را داشت  و بقول خویش تیغ جراحی  برداشته و پرده  پنجره اتاق جراحی اش را پائین کشیده و "عمل کردن" غدد و "عدد "را آغاز کرد. حالا پس از مدتی شهر و شورا وشهرداری دچار خونریزی شده ، خونریزی که مهار آن  با این روند محال است ...؟
نائب رئیس شورا که که ادعا ها یش بالاتر از رئیس و تاثیر گذاری مطلوبش کمتراز یک عضو عادیست بسیار مایل است زبان نقد شهروند را هم جراحی کند   یعنی اتفاقی که  میتواند  رویاها  و مطالبات را به سربه نیست می کند؟! وطبیعی است که وقتی ابزار حقیقی درانتخابات جایش رابه سازکارهای مادی و   لاف گزاف و بلوف های ناصواب می دهد نباید انتظاری جزاین نتایج حاصله داشت....
درعمده قاعده  مبحث مذکور این نکته قابل درک است که هم انتخاب کننده شکست سختی خورده و هم انتخاب شونده مغلوب دست وپابسته ی خواسته ها ی شخصی باندی وکمبودها ی شخصی خودش شده است....درواقع دوطرف ماجرا بصورتی همزمان بازنده اند. آنهم از نوع بدجورش!
 از بد حادثه وبقول شاهدان عینی: این دوست ما می خواهد با یکدست دو هندوانه بزرگ بردارد  کدخدائی مجامع صنفی برای تامین رای دوانتخابات پیش رو و حفظ دائمی نائب رئیسی شورای شهر برای پشتوانه اقتضاء ات  خودرو!
در حوزه بازار می بینیم که فروشنده و مشتری نالان بوده و هرکه از راه می رسد جوازکسبی می گیرد و بساطی راه می اندازد که هم حق فروشندگان باسابقه و بومی  ضایع می شود و هم عدم رضایت از نحوه ی اداره ی بازار پیش آمده که مشکلاتی برای مصرف کننده و شهروند حتی نمی داند که  در پنجشنبه بازار چرا دو وانت تره بار فروش در فاصله ی چند متری همدیگر  برای یک محصول دوقیمت متفاوت دارد چه برسد در بازار دائمی...؟ شکلی عادی بخود می گیرد.
  نویسنده ی معروف دراین رابطه داستانی آموزنده دارد :  صیادی  مروارید  بسیار بزرگی را در دریا بدست آورد  آن را به خانه آورد، مردم آبادی که از انتشار خبرهای خوش دهانشان آب افتاده بود شبانه روز برای درخواست سهمی پیرامون خانه اش پرسه می زدند ، صیاد خود نیز هیجان زده درمیان بازار و معامله گران جواهر گرانبها  درتردد بود ... طرف های معامله از پرداخت بهای آن مروارید گرانقیمت ناتوان بودند  خود صیاد نیز در استفاده بهینه از مروارید در اختیار،  عاجز گشته بود. ...او دست آخر تنها یک راه حل به ذهنش خطور کرد. این مروارید پرارزش را برده و شنا کنان دور از ساحل به دریا بیندازد و  اتفا قاً همین کار را هم کرد! ...
در حال حاضر بسیاری از فرصت های رسمی نزد برخی از صاحب منصبان ما همین روند را پیدا کرده است؟ و همواره ما باید در مراسم4  ساله تشییع  جناره مطالبات در هر دوره ی چهار ساله شرکت فعالانه داشته باشیم. نقش ما فقط همین است !
   اما عزیزان ارجمند؛ لطفاً  حداقل در این فاصله زمانی ومکانی کوتاه پاسخگو باشید:
- برای شناسایی اولویت ها ی مدیریت در شورا و شهرداری ها با ماهیت خدماتی که شهروند ان  به آن نیاز دارند و چگونگی دستیابی به آنها  کدام برنامه ریزی صورت گرفته است؟
-بهای مشورت در شورا و شهرداری چقدراست و  هزینه خسارت دوباره کاریها برای مثال در خصوص نصب یک تندیس بدون توجه به فرهنگ عمومی و بررسی ،مطالعه وتحقیق و سپس برداشتن آن  چه کسانی باید پاسخگو باشند؟
-  شفافیت در عدم ارائه تراز مالی شورا وشهرداری واطلاع رسانی عمومی  با کدام توجیهات قانونی سازگار است؟
 - شورا و شهرداری به میزان مشارکت نخبگان در تصمیم گیری چقدر اهمیت داده اند. و مبانی تصمیات خلق الساعه و عدم پاسخگوئی به افکارعمومی با کدام معیارهای متداول بین انتخاب کنندگان ومنتخبین  سازگاراست؟
- برای اجرای شعارها و وعدها ی نمادین چه اقدام تعیین کننده ی صورت گرفته است؟
- تاثیر سفارش نزدیکان و همکاسگان در  دریافت مزایا ، امتیازات و عناوین شغلی را  به چه میزان ازریابی می کنید؟
بخدا ما بیچاره ایم که دررسانه های محلی بعضاً به توصیف و تیترپردازی از کسانی می پردازیم که با بهره گیری از عجزما به جایگاهی دست یافته اند و بیچاره ترکسانی هستند که این بزک کاریهای ژورنالیستی را باور می کنند. زیرا که این روند سطحی و قشری گری هم فکر و ذهن  شخصی ما را به ویرانی کشانده  و که توسعه ی پایدار شهر را به  پرتگاه سوق داده است. این مقدمه ی تلخ  گاهی برای سطوح مختلفی از انتخابگری قابل تسری وتعمیم است . اما اینک نزدیک تربه به بخت و شانس وسرنوشت جامعه ی ما "شورای اسلامی  شهر"ماست . که  بوسیله ی تعدادی  افراد مرتبط با  برخی اعضا درمجموعه ی  تفنگدارانش گلوله ی بسمت مشکلات شلیک نمی شود . و بی  شک اگر شلیکی در کار باشد. ما شهروندان عادی سیبل و هدف اولیم ....؟!
- شهردار محترم خویش بهتروبیشتر می دانند که هر هفت نفر عضو شورا با وضعیت فعلی برگزیدگان مردم این شهرند و شهروندان بحسب  نقش "رای واحد" انتظار دارند که آنمقام مسئول فاصله ی یکسان و متناسبی را با  هر کدام از اعضاء بویژه در محل   اخذ شور ومشورت وموقعیت تصمیم گیری و تکامل پازل ها در اهتمام به  نقشه راه مدیریت شهری داشته باشند چون هرکدام  بفراخور حال خود ملجا و منبع دردل و مراجعه عمومندونادیده انگاشتن هر عضو  با هرتوجیه ذهنی وتصور انتزاعی بی حرمتی به بخشی قابل توجه از انتخاب کنندگان  وکانونی برای نقد فزاینده و نارضایتی روزافزون است.
-  دیگر اینکه  این پرسش  نیز مطرح است که پرداختن به  برنامه ریزی جامع فرهنگی ، مدیریت شهری ، اجتماعی  و نیاز سنجی شهروندان از طریق ایجاد پایگاههای رصد داده های معتبر علمی و نظر سنجی عمومی ،چه زمانی مورد توجه عملی واقع  می گردد؟.
- ....
گاهی به اشتباه و یا بصورت غریزی هم نقطه ضعفی بزرگ از  همانهائیکه که فکر می کنیم نزدیکترین و علاقهمندترین به ما هستند نیز ثبت می شود: مادر  آشیل (به یونانی: Ἀχιλλεύς, Akhilleus)  آکیلیس قهرمان اسطوره‌ای یونان در داستان جنگ تروآ است. آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس)  بود. او قویترین جنگجوی یونانیان در جنگ تروا بود و قهرمان حماسه ایلیاد هومر است. همه پیکر او به جز پاشنه پایش رویین بود و همین بخش  پیکرش هم مرگ او را رقم زد . مادر این قهرمان افسانه ی ، کسی بود که نقطه ضعف پسرش را به دیگران نشان داد، او در رودخانه مقدس  پسرخردسالس را برای ایمنی از گزند تیرهای روزگار غوطه  ور کرد اما برای این که فرزندش غرق نشود مچ پایش را گرفته بود و درست همان نقطه ی که  با آب تما س نداشت فلش ها ی غیر ایمن شد. که  به طور غریزی  نقطه ضعف همیشگی و آنهم بوسیله نزدیکترینش ایجاد شد !
اگر چنانچه حرف های حقیر را پسندیدید که بعید است! لاقل عملاً به شعار و  وعده های پیشین خود برگردید و اگر غیر ازاین است .بدانید که سکوت مان بدلیل پاره ی ملاحظات و نقدمان به  زعم مطروحه واخواهی سهم نیست. واگرگران گپی زدیم که به مذاقتان خوش نیامده می توانید برای رسم معمول جاری  هم که شده زبان وگوش مرا بریده  و پیکرم را  روبروی درب بزرگ شورای شهر به دار بزنید تا عبرتی برای دیگران باشد.که به خاموشی خویش ادامه دهند و لاجرم شما به سیادت وسروری تان تا دوره و دوره های بعد..."عساکم من عواده"!!
 

  




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
اعتدال وعقلانیت ازمنظرقرآن کریم

 
اساسی ترین آموزه های بشری که سنگ بنای زندگی فردی واجتماعی افراد برآن بنانهاده شده،قانون اساسی زندگی اقوام وملتهااست.آنان به فراخورمیراث وحیات تمدنی خویش ،می توانندقضاوتی برماندگاری وپویش حاکمیتها، درطول تاریخ داشته باشند.باتوجه به گذرزمان وشهادت اکثر جوامع بشری، آیین هاو حاکمیتها،مسلمانان مردمی بودندکه همواره نوک پیکان  توجه، بطرف شان  اشاره رفته است.آنچه همه ملتها رامدهوش ومتوجه خودساخته است،دستورو قوانین زندگی آنان است.که گرانسنگ ترین کتاب قانون بشری (قرآن)است ،هموکه توانسته ،این جمعیت میلیاردی،رامتحدو جهانیان راشگفت زده نماید.زیرااین نحله فکری،جمعیتی پویا،متحرک پرطرفدارودارای کتاب آسمانی فوق اندیشه بشری وغیرقابل خدشه وتحریف ازسوی مبداآفرینش است.بامولفه اکسیری چون اعتقادراسخ به  خدای واحدوتوحیددرنیایش ویکتایی،درهمه سطوح، ایمان به معادواعتقادبه بعثت پیامبران ازخودمردم انتخاب شده،که بااکثرفاکتورهای حقوقی وفطری آدمیان معاصرهمخوانی وسازگاری دارد،می باشد.
 اهم محتوی این کتاب ،توجه به رشد عقلی،در میزان هدایت و راهنمایی زندگی است .همسویی وهمسانی با فطرت آفرینش وغرایزساختاری در فیزیک جسم و روان آدمی واحترام به معنویت ،اخلاق ،کرامت انسانی واعلام مواضع قوانین حیاتی وزیرساختهای فکری ومقابله گفتمانی باسایرکتب ملتها واعلام تحدی ومبارزه طلبی فکری درصداقت متن و کلمات موزون ،محتواواعجازهای علمی وحقیقی این
درتقابل متنی باسایرکتب وقوانین حکومتی وبشری کنونی ازبدوتاسیس جامعه اسلامی تاکنون ولویک بخش ویک سطروبه صراحت مدعی شده است ،که اگرکل موجودات هستی ازنظرتکمیل قوا،پشتوانه ومددفکری جمع شوندو همنوعان بشری رایاری اندیشه ای وفکری کنند، نمی توانندچنین کتابی باچنین دستاوردغنی محتوایی وآموزه های مترقی وپیشرو بیاورند.که رمز تداوم وماندگاری این کتاب حتی درحافظه ملتها، سازگاری بافطرت وانطباق باقوای عقلی وجسمی افراددرتمام زمانهااعلام شده است.
دراین مقاله بخشی ازآموزه های غنی این کتاب درباب اعتدال وعقلانیت جامعه  پیشرووالگوآورده واشاره شده است وبر مطالبی تحت عنوان .........
امت میانه ووسط...
........خردگرایی.
 .روابط وکنش متقابل اجتماعی....
.....اقتصادو میانه روی..
....معنویت واخلاق بطوراختصاراشاره وسخن رفته است.

امتی میانه ووسط

سوره بقره آیه 143(وبدینسان ماشماراامتی میانه قراردادیم تابرمردم گواه باشید)
که عنصراصلی این کارآمدی عمل به آیه فوق و نظارت همگانی دراصول امربه معروف ونهی ازمنکراست که ضمانت جدی جامعه ازآفات وکجرویهایی ناشی ازتمامیت خواهی وفزون طلبی برخی افرادجامعه درجلب وتفسیرقانون جامعه به نفع خودوعدم تمکین به هنجارهای جامعه است. این نظارت فی نفسه ،راه رابرترقی واعتلای اخلاقی وبزرگواری وکرامت انسانی افراد،
هموارمی کند تازمینه های لازم اجتماعی برای اعتلاء رشدفکری وفرهنگی پدیدارشود،استعدادهاشکوفه شودوراه رابرای رقابت سالم فکری مهیاوآماده کندتاجامعه براحتی بتواندراه تکامل وپیشرف راطی کند. برخی به اشتباه امت میانه ووسط رادربیطرفی وانفعال دررویدادهای جامعه بشری و موضع گیریهای اجتماعی می دانندکه این امرخودعدم اشراف ودرک موقعیتهای زمانی ومکانی ومسولیتهای اجتماعی درجامعه وسط، رامی رساند.واین خودتعبیری ناکارآمد،ناصواب وغیرمنطقی، ازامت میانه ووسط است.امت وسط ومیانه نه یعنی اینکه  درجریانات وحوادث ورویدادهای اجتماعی روزمره موضعی بیطرفانه وحدوسط راپیش بگیرد،منظورازامت میانه اینجا مردم وجامعه ای است، که دربرابرحوادث ورخدادها بدورازافراط وتفریط ویکجانبه گرایی قضاوت واعلام موضع نمی کندوتصمیمات وداوریش بجاوعقل پسندوازسرحکمت وغرض وهدف است

   
خردگرایی

یکی ازمولفه های قوی قوام وبقاء جامعه عشق به خردورزی وروش بکارگیری آن برای ایجاد رویه وحدت وپیشرفت بهبودزندگی مادی ومعنوی بشر است، وراه عبوربه این پیشرفت جزازطریق تحمل آراء وافکاردیگران امکان پذیرنیست. زیراآدمیان ازسرحکمت وغرض آفرینش ،دارای افکارونظرهای متفاوت وبه اصطلاح فنی آن دارای تفاوتهای فردی درالگوگیری وبکاربستن آن دربسترحرکت اجتماع می باشند.قرآن کریم همواره براین مقوله صحت تاییدگذارده هنگامی که سوره زمرایه 26مطالعه می کنیم خداوندمی فرماید.بشارت بده به آن بندگانی که همه اقوال وگفته هارامی شنوندوبهترین آن انتخاب می کنند.زیرابه فرمایش امام علی( ع )شنیدن افکاروآراءدیگران خودشریک درعقل وذهن دیگران است.که این امرزمانی میسرمی شودکه فردبااستفاده ازعقل وخردجمعی بتواندتحمل افکاروعقایددیگران داشته باشدوسعه ظرفیت وجودی خویش رابالابرد

وعزت،تکریم ومناعت نفس خودرادرلیاقت وتدبیروکفایت ظهوروبروزدهد.این کتاب آسمانی مرتبا بادعوت به استفاده ازعقل درموضع گیری های زندگی فردی واجتماعی نداسرمی دهدوبشدت ازبکارگرفتن قضاوتهای احساسی ومقطعی واعلام موضع گیری بدون دخالت
 
عقل ،ردونهی می کندوهمواره ازدست آورداطلاعاتی که بدون دخالت فکروپالایش وتحقیق ومقایسه عقلی درترازکارگیری باشد. نهی می کندومی فرماید،ولاتقف مالیس لک به علم ان السمع والبصروالفوادکل اولئک کان عنه مسولا
ازآنچه بدان آگاهی نداری بپرهیز،زیراگوش وچشم دل همگی مسول وپاسخ گوهستند.

 
مخاطب پذیری دوسویه درروابط اجتماعی

یکی ازمسائلی که جوامع مختلفی بشری رابهم تنیده وآنان راپیکرواحدومتحدمی نماید. حوزه روابط عمومی افرادبا یکدیگروبعبارتی کنش متقابل افرادبه همدیگردرمام وطن بزرگ دینی است.علاوه برذکرفاکتورهایی نظیراحترام متقابل،دیدارخویشان واقوام،ارتباط بااقشارضعیف وکم درامدواحوالپرسی، حتی نحوه قرارگرفتن ونشستن درمجالس وجابازکردن برای راحت ترنشستن دیگران و همه این فعل وانفعالات عمومی جامعه،اسلام  دستوری خاص دارد. درسوره مبارکه نحل آیه125دستوری خاص دربرخوردبادیگران ومخاطب پذیری ارائه نموده است.دردعوت دیگران به حق وحق طلبی این بیان معنادار،ذکرمی کند.
.ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن.می فرماید
دردعوت گفتمانی به حق وحق پذیری ودرنهایت به خداپرستی  ازحکمت.(سخنی محکم واستواربادلایل عقلی..واندرزوپندی نیکو... وروش ارتباط کلامی صحیح واصولی و دوطرفه سخنی پسندیده وبادیالوگ پرسش وپاسخی بهترومتین وجذاب تر..که نقشی دوسویه دربرقراری
عامل ارتباطی داردبکارببرید. وهمواره ازماخواسته که این سه اصل ضروری که موجب محبت وتمایل افرادبه یکدیگراست،ومی تواند
مردم رابه سوی خدا گرایی دعوت می کندبکاربندیم.واین دیالوگی شیرین که ازحکمت ودانش نظری افرادسرچشمه گرفته وهمگان برآن صحه گذارده اندو روشی مقبول وپسندیده است ان رانهادینه ومرسوم سازیم.
 
 اقتصادومیانه روی
پسندیده ومناسبت است که
امت اسلامی بابهره گیری ازالگوی اقتصادقرآنی جامعه ای پویاوپیشروداشته باشند.پیش فرمان چنین امری خداونددرسوره مبارکه اعراف آیه ..31.قرارداده است وفرموده، بخوریدوبیاشامیدولی اسراف وزیاده روی نکنیدودرجایی فرموده جهت شرکت درمسجدواجتماع اززینتهای خوداستفاده کنید..درجایی دیگرفرموده چه کسی استفادصحیح وبهینه وپاکیزه ازنعمات اللهی به بشررا منع کرده است؟همواره برخمس وزکات به عنوان عامل اصلی دراحیای اقتصادومعیشت مسلمانان تکیه نموده است.که خودنشان ازاهتمام جدی به اقشارآسیب پذیرجامعه دارد.اتفاقااسلام مخالف کهنه وژنده پوشی است ..دربیشترآیات عدم اسراف واستفاده اززیباییهای خلقت وهستی گوشزدنموده است
درسوره مبارکه اسراخداوندازاسراف وتبذیردربذل وبخشش کاملانکوهش ومنع می کندوبیکارگان رانهی وبانگ وانکاروتوبیخ می کندوازبذل وبخشش بدون حساب واندازه نهی می کند ودرحدمیانه توصیف وتشویق ودورازهرگونه افراط وتفریط معرفی می کند.وی اقتصادومیانه روی درمصرف  راالگووسمبل صحیح جوامع بشری می داند.
دراقتصادوقدرت مالی وخریدمردم هشدار می دهدوهمواره اززراندوزی مفرط وبیکارگی مطلق مردم رابدوروازهرگونه بخششی بدون وحساب وکتاب برحذرمی داردکه نتیجه بی انظباطی مالی راحسرت فقرونداری معرفی می کند

 
معنویت واخلاق

دین اسلام اخلاق وگذشت راتنهامعبرزندگی جمعی وسلامت اخلاقی جامعه می داندوازهرگونه  سوءظن وگمانه زنی وکنجکاوی درزندگی مردم،غیبت وتجسسهای بی مورددرامورروزمره گی یکدیگرراشوم وباطل وموجب انحطاط وزوال اخلاقی ونابودی کرامت انسانی وحذف شخصیت معنوی مردم  می داند.ازدرگیری وکشمکش بدون دلیل، جوامع بشری رانهی می کندونتیجه آن راازهم پاشیدگی جمعی واتحادوثبات می داند.معیاربزرگی وارجمندی راتقوی وخشوع بیشتردرمقام ربوبیت خدامعرفی می کند.
دربرخوردباعوامل محیطی غضب ،وخشونت غیرمنطقی  ودرگیری قبیله ای و بحران های عمومی،نهی می کندوبه اموری چون تشویق به عفووبخشش گذشت وایثاروانفاق رامدنظرقرارمی دهدوتصریح می داردلذت عفوشیرین ترازانتقام حتی انتقام حساب شده است،زیراموجب دوستی وتقریب قلوبهاوآشتی وصفاوبرادری می شود.
ودربرابربی ادبان درجامعه بشری وتوهین کنندگان به ساحت قدس اخلاقی جامعه که کم نیستند، روش تربیتی رفق ومداراپیشه کنند.درسوره فرقان آیه 63 می فرمایدعبادالرحمن الذین یمشون علی الارض هوناواذاخاطبهم الجاهلون قالواسلاما. ودرآخرنیزفسادوتباهی وتجاوزبه حقوق دیگران رانتیجه هلاکت وقهقرای جامعه دانسته ،عامل انحطاط وازهم پاشیدگی تمدن بشری می داند.
 
تهیه کننده
اسمعیل مختارپور
دوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث آبان ماه نودوهفت ..کنگان 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : اعتدال وعقلانیت ازمنظرقرآن کریم،
لینک های مرتبط :


 

                  دارالاماره منطقه ویژه ونقشه های ریزه،میزه  ؟!
سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت رسول اکرم)ص)، شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر همگان تسلیت باد. آنچه   به ما در فلسفه ی  بزرگداشت سجایا و سوگواری  پیامبر اکرم (ص) وائمه ی اطهار حیاتی دوباره می بخشد آموزه ها، رهنمودها و سنت وسبک زندگی و  انتظارات آن اولیاء الله در رویکرد ما بعنوان یک مسلمان به زندگی فردی واجتماعی مان است متن و هدف آئین های بزرگ یادواره بزرگان دین  اسلام می بایست سرلوحه ی حرکت و رفتار مان باشد زمانیکه  رسول اعظم صلوات الله علیه وآله  وسلم  دین اسلام  را برای جهانیان به ارمغان آوردند یک رویکرد سیاسی زمینی ایجاد نمودند که بر اساس پیام کامل آسمانی بر پایه های یک  حکومت  بزرگ بشری قرار می گیرد  که حتی در حال حاضر  بوسیله بسیاری از اندیشمندان معاصر مستقل مورد استقبال قرار گرفته است زیرا انسان را بسوی سعادت دنیوی واخروی رهنمود کرده است... و اکنون تا زمانی که برای حل مسائل فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مان بر پایه همان رویکرد و تفکر و قانون اسلامی تمسک  عقیدتی و عملی قوی نداشته باشیم ، همچنان ما از لحاظ اخلاقی و فرهنگی وسایر امور مرتبط با زندگی اجتماعی فقیر باقی خواهیم ماند ودر خم یک کوچه  سردرگم می مانیم....
  ما درسیر مسائل روز  با بسیاری از افراد که که در طیف سیاسی واجتماعی  متنوعی فعالند روبرو هستیم  یا حداقل از طریق رسانه ملاقات می کنیم و  گاهی تا بیشتر از یک روز در نمادها ورویکردهای واقع،  فکر کرده یا در باره ی آن  صحبت می کنیم، اما افکار و  اعتبارات مورد نظر بر خی از این افراد  برای همین جامعه محدود ما نیز  کارگشا نیست زیرا بیشتر اقدامات درواقع بخشی از باشگاه وجشنواره ی بزرگ بینی شخصی است تا بها دادن به مطالبات وحقوق مردم پیرامون خویش....  
  یک نظر سنجی پژوهشی که در دهه اخیر دریکی از کشورهای پیشرفته غربی صورت  گرفت تایید می کند : که  از نظر  بیشتر توده مردم با توجه به سیاست بازی بسیاری از سیاستمداران، شخصیت های داستان ها واقعی بوده و قهرمانان واقعی تنها شخصیت داستان ها هستند!
در اینجا  ما نیز دوباره خود را در مقابل دو موضع در هنر گفت و گو  می یابیم سهم قهرمانان  جامعه اینگونه تعریف می شود :  ایمانداری ، وطندوستی وفداکاری،قانونمداری و فقربرای اقشارقابل توجهی از مردم ودر مقابل  آن قدرت، پول و ثروت ومناصب برای اقلیت سیاستمدار لابی زن  ....
 و حالا این سوال مطرح است ارزش طلا و الماس در سیارات دور از ما چقدراست؟  طلا و الماس و گاز ونفت ومعادن  و  فلزات نادر به عنوان وسیله تمایز طبقاتی  که بمیزان فراوان وسرسام آوری در سیارک ها و سیاره های شناور در فضا  وجود دارد کدام است وچه چیزی می تواند به آن ارزش حقیقی ببخشد ؟! آیا ما اکنون متوجه هستیم که ارزش و هدف این منابع در کنار سرمایه های عظیم انسانی چیست؟ واضح است که وجود انسان بها دهنده به همه ی این هاست  انسانی که  از سهمی عادلانه برخورداراست وبرای کار کردن برآن نقشی دارد و نه تماشاگر است.
 برای نمونه در حوزه ی جنوبی استان بوشهر با وجود گردش  مالی هزاران هزارملیارد تومانی  صنعت گاز ونفت وپتروشیمی  شهروندان باید با مبلغ شگفت انگیز بسته ی 600 ملیارد تومانی کلاهشان را به آسمان بیندازند!  همان آسمانی که "فلرها" ابر باران زایش را فراری می دهدو اکسیژن پاکش را می بلعد؟! یعنی دقیقاً ما "ریز" دیده شده ایم؟!
برداشت های موجود نتیجه برخورد ما  با تصاویر و رنگ های وطرح ها ونقشه های زمینه ی پیش رو هستند   و هر کس دارای زاویه دید خود است و از این رو، ادراکات و ایده ها متفاوت است. با این حال، همه چیز  فقط به چشم انداز بصری  وسمعی وابسته نیست، بلکه بر دیدگاهی بصری و فرهنگی تکیه دارد  که متاسفانه به واویلای شبانه و وانفسای روزانه منتهی شده و درارتباط است تا این روند در نظر بگیرند وجاری شود که  طبیعت متفاوت و عمق مشارکت انسانی  مانع توسعه و خلاقیت است!
" سید پیروز" پیروز آمد ‏..‏ ولی آیا مردم منطقه هم در دفتر یاد داشت شان جای خواهند داشت و یا صرفاً  تقویم اجرائی منطقه ویژه براساس توصیه و سفارش این خاله و آن عمه و این پسر عمو وآن دائی تحولات وتغیرات وخانه تکانی مشروط در آن دستگاه دولتی رقم خواهد خورد؟!
آیا بازهم شاهد این خواهیم بود که پایمالی مطالبات مردمی منطقه بویژه در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی وحتی سیاسی قربانی برنامه های اقلیتی خواهد بود که فقط به منصب و قدرت خویش می اندیشند؟! و از آن محدوده وپیرامون آن می خواهند سکوئی برای پروازهای انتخاباتی بسازند ؟ آیا درست است منطقه ی ما به اینجا  برسند که برخی با سرمایه گذاری برچالش ها ومشکلاتی که خود در ایجاد بسیاری از آنها نقش عمده دارند،  مردم منت کش روز شمار وتیترهای دفتر یاداشت شان باشند؟!
داستانی  به ما می گوید: که یکی از کدخدایان  برای انتخاب ندیم مجری دست راست  مسابقه ی با رقابت خنده داری طراحی کرد:  او از هر یک مشاوران نزدیکش خواست که برای رسیدن  به این پست  خروسی آزموده را آورده  ودر حیاط قلعه به  نزاع و جنگ جمعی وادار کنند تا برنده ماجرا بواسطه ی خروسی تعیین می شود  که  پیروز این معرکه باشد ...
در روز موعود همه ی  داوطلبان منصب مورد نظر خروس های گردن کلفت جنگجوی خود را به میدان آوردند، اما یکی  ازمتقاضیان پست مورد اشاره  خروسی لاغر  و ضعیف و نه به اندازه کافی قوی  به جمع  خروس های اضافه کرد ... همه  در اطراف حلقه  مبارزه  به تماشای رقابت با استرسی  پر هیجان دچار بودند و
 خروس لاغر وضعیف در یک گوشه کز کرده بود  در حالی که بقیه خروس ها به  کشتن یکدیگرمشغول بودند تا مشخص شود کدامیک از آنها زنده  می ماند،  زخم های مرگبارو خونریزی شدید باعث شد تا خروس های درگیر معرکه به اجسادی بی جان تبدیل شده و در وسط میدان نبرد برزمین افتند  و ناگهان خروس ضعیف   بدون یک قطره خون که از منقارش بچکد  و ارد گود شد  و با اعلام پیروزی ، صاحبشموفق به کسب عنوان بزرگ ندیم مجری گردید. ... وممکن است برخی نصب وانتخاب های منطقه ی ما نیز اینچنین رقم بخورد؟!
 ونهایتاً انتظار  مردم منطقه ی ما  از صنعت نفت وگاز  احتمالاً به این حکایت پیوند می خورد :
در فرهنگ عامه می گویند: شخصی  بنام ‏(‏ عرقوب‏)‏ بود که  "جاخالی دهنده ترین" زمانه ی خود بود ...  از پدر نخلستانی به  دو برادر رسیده بود برادر عرقوب از او  مقداری  "خارک" درخواست کرد.
‏عرقوب:‏ باشد اجازه بده تا  خارک ها رنگ شده  و یا به دمباز برسند‏ و همینطور اصرار و انکار میان دوبرادرادامه یافت تا اینکه نخل ها به رطب رسیدند و عرقوب به برادرش گفت : تا اینجا که حوصله کردی یه مرتبه بگذار تا خرما برسد وسهمت را بدهم.
  پس از اینکه  باغستان کاملاً به بار نشست... عرقوب شبانه  وغافلگیرانه همه محصول را  برداشت کرده و چیز ی به برادر نداد و اینگونه عرقوب ضرب المثل شد ( که قدما می گفتند: برادری فلانی مثل برادری عرقوب است!‏ ) بنابراین بین همه ما ارتباط چندانی وجود ندارد، جز یک درک مشترک میان ما  و دوستان نفت و گاز  عنصر شگفتی است که اتفاق افتاده است. ما شگفت زده ایم که این همه بی توجهی چرا؟ آنها هم شگفت زده شده که اینهمه بی تفاوتی ما از کجا  ؟!



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : دارالاماره منطقه ویژه ونقشه های ریزه، میزه ؟!// منطقه ی انرژی پارس جنوبی/ استان بوشهر/ کنگان نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 834 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :