دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

نیاز مبرم کشور به مدیریت متدین و انقلابی

تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-07:26 ب.ظ

Image result for ‫هرگاه مدیریت انقلابی داشتیم‬‎

نوع مطلب : تصاویر رهبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طنز گرفتن وام(قسمت اول)

تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-10:56 ق.ظ

طنز
گرفتن وام(قسمت اول)
چند سال پیش که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم،به خودم می گفتم باید در اداره کلاس بالایی مشغول بکار شوم ، در ذهنم مرتب مشغول تعویض شغل بودم.اما پس از دو سال مراجعه به ادارات متعدد حتی به عنوان نگهبان هم مرا استخدام نکردند.دیگر از دست نق نق مادر و غرغر زدن پدر ،حسابی کلافه شده بودم،تا اینکه یکروز یکی از،دوستان  پیشنهاد کرد که جهت گرفتن وام و راه اندازی دکه ای ،به یکی از بانکها مراجعه نمایم.صبح روز بعد با هزار امید به بانک رفته و درخواست خود را به مسئول محترم واحد دریافت وام تحویل دادم،او هم پس از کلی اداء در آوردن ،سر تا پا یم ور انداز کرد و  کاغذی که در آن مدارک لازم جهت دریافت وام ،شامل چهار سری فتوکپی از تمام صفحات شناسنامه ،فتوکپی شناسنامه پدر ،مادر برادران ،خواهران ،سند مالکیت چهار بزی که داشتیم،گواهی حسن اخلاق از داش غلام صاحب سوپری محله، قباله عقد پدر و مادرم،ریز نمرات هر سه دوره مقطع تحصیلی آموزش عمومی،گواهی سلامت روانی و جسمانی از پزشک معتمد،گواهی سوء سابقه،خلافی ماشین به همراه تاییدیه معاینه فنی ، نوشتن خلاصه شرح زندگی از تولد تا تاریخ تقاضای فرم و معرفی چهار ضامن معتبر، در آن نوشته شده بود به دستم داد وگفت : اول مدارکی که در کاغذ نوشته شده تهیه و پس از دو هفته مراجعه نمایید تا نام شماجهت دریافت وام در نوبت قرار گیرد.پس از خدا حافظی جهت آماده کردن مدارک دست بکار شدم،چهار روز طول کشید تا توانستم پدر و مادر راضی نمایم تا فتوکپی قباله ازدواجشان در اختیارم قرار دهند.برای پیدا کردن ضامن به هر کس و ناکسی رو زدم اما حتی دوستانم که حاضر بودند جانشان فدایم نمایند زیر بار اینکار نرفتند، پس از رایزنیهای زیاد با قول پرداخت یک  میلیون به هر نفر ،چهار ضامن پیدا کردم.روز موعدبه بانک مراجعه نمودم ،کارمند بانک گفت :باپانزده میلیون تومان با بهره سی و هشت درصد به مدت سه سال وام شما، موافقت می شود که مبلغ ذکر شده پس از شش ماه و مسدود شدن بیست و پنج درصد ان به حسابتان واریز می شود. ادامه دارد... سید رضا حسینی بندر کنگان
طنز
گرفتن وام(قسمت دوم)
بالاخره روز موعد فرا رسید  جهت دریافت وام به بانک مراجعه نمودم،کارمند بانک گفت:پول به حساب شما واریز شده است .بعد از آن دفترچه ای به دستم داد،سر از پا نمی شناختم،مقداری پول در حسابم مسدود شده بود و اجازه گرفتن دوازده میلیون داشتم.در طول عمرم چنین مبلغی ندیده بودم.باید چهار میلیون طبق قرار ،به کسانی که ضامنم شده بودم ،پرداخت می کردم.هشت میلیون دیگردر حسابم باقی می ماند. فوری خود را به اداره ای رساندم که  مجوز باز کردن دکه صادر می کرد.خانم عبوسی،پشت میز نشسته بود.مدارک لازم جهت گرفتن مجوز روی میز و جلو او گذاشتم، پس از حدود پنج دقیقه نگاه تحقیر آمیزی به من کرد و  چیزی زیر درخواستم نوشته و با دست آنرا جلوم انداخت.به هر بدبختی بود توانستم دستخط خرچنگی او بخوانم ،زیر نامه ام نوشته بود ،اتاق شماره ۶، در راهرو اتاق ۶ را پیدا کردم،آقای دیگری که معلوم بودمثل من ارباب رجوع است،روی صندلی نشسته بود،سلامی کرده و کنارش نشستم،ولی از کارمند اداره که بایدبه پرونده ما رسیدگی می کرد خبری نبود.پس از نیم ساعت آقایی که بیشتر قیافه اش به بادیگاردها می خورد ،وارد اتاق شد و مشخص شد،همان کارمندی است که ما انتظارش می کشیدیم .پس از نشستن بر روی صندلی،قبل از بررسی پرونده  شخصی که زودتر از من به آنجا آمده بود،نگاهی به پرونده من کرد و زیر نامه اصلی  چیزی نوشت و گفت :به حسابداری مراجعه کن. خود را به حسابداری رساندم.مسئول حسابداری هم خانمی بود .پس ازحدود ربع ساعت کار کردن با ماشین حساب،سرش را بلند کرد و گفت :باید هشت میلیون و چهار صد تومان پرداخت کنی تا نامه شما به اداره مالیات و شهرداری ارسال گردد.نفسم گرفت ،چهار صد تومان کم داشتم تا نامه ام تحویل بگیرم،حتما باید حداقل چند میلیون هم به شهرداری پرداخت نمایم، الان دنبال وام دیگری هستم تا بتوانم مجوز افتتاح دکه بگیرم.خرج ساختن دکه ، خرید اجناس و پرداخت اقساط وام، قصه دیگری دارد.اما باز خدا را شکر که چند روزی اعم از گرفتن وام و گرفتن مجوز سر کار بودم.  سید رضا حسینی ـ کنگان چهارم مرداد نود و شش


نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سهم صبردرارتقاء عقلانیت اجتماعی

تاریخ:سه شنبه 3 مرداد 1396-09:54 ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم
نام  مقاله:
سهم صبردرارتقاء عقلانیت اجتماعی
نویسنده اسمعیل مختارپور... کارشناس ارشدعلوم قرآن حدیث
..ازصفات پسندیده بشری که انبیاء عظام همواره برآن صحت تاییدگذاشته وآرزوی دارابودن آن نزدهمگان امری رایج وپسندیده است صفت پرارزش، (صبر،حوصله،تحمل وطاقت)به عبارتی ظرفیت است.ازآنجایی که آدمیان بعکس سایرموجودات که ازدوویژگی عقل وغریزه برخوردارند،این دوصفت انسانی مدام درنزاع وکشمکش می باشند وآدمی همواره انتخابگرصحنه های پرغوغای مقتضیات درون خوداست و اگرخدایی نخواسته دنبال هوای نفس ومطلق غرایزرفت، سیردرعالم حیوانیت نموده ومقام خودراتاحدحیوان تنزل داده ، ودرجایی قران کریم مدعی پست ترازحیوان بودن آن ،برای انسان شده است امااگردرمسیرعقلانیت وفراترازغریزه گام برداشت وغرایزخویش راتحت فرمان عقل سکان داراصلی بدن قراردادوبه سوی آن مقصدروانه گشت ره به سوی فطرت عالی وخداجویی بازکرده واین انسان دیگرنماینده خدابرزمین است همان گونه که خدادرآغازخلقت وعده آن داده بوددرسوره بقره آیه 30..اذقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه.....هنگامی که خداوندبه فرشتگانش فرمودمن می خواهم نماینده خودرابرزمین قراردهم(بوجود  آورم)ویادرسوره اسراءآیه 30می فرماید: ولقدکرمنابنی آدم وحملناهم فی البروالبحرورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیرتفضیلا ...ومابنی بشرراکرامت دادیم وانان رادرخشکی ودریاتوانی جابجادادیم وآنان راازپاکی ها،روزی دادیم ووی رابربسیاری ازموجودات برتری دادیم.خود تاییدی است (بربرتری عقلی انسانهابرسایرموجودات خلقت)
 درمیان اقسام صفتهای الهی که می بایست ادمی بنابه تکلیف خودکه (نماینده خدادرزمین) است ومرتب آن روبه منصه ظهوربرساندصفت صبراست که نشانه تعادل وظرف،ظرفیت وجودآدمی است .بروزوظهوراین صفت دراجتماع ومجتمع انسانی نشان ازسلامت بهداشت روحی ،جسمی وروانی افراددارد.قرآن کریم درمواردمتعددی براینامر صحه گذارده وازان به عنوان زیبایی خلقت یادکرده و فرموده است. فاصبرصبراجمیلا.(سوره معارج آیه 5)این صفت رابارزترین صفت انسانی دربرخوردباانسانهای جاهل،نادان،عجول وپرخاشگر به عنوان یک راهکارعملی لازم، معرفی فرموده است درمقابل این صفت عالی صبر،صفت خشم وعصبانیت وغضب  بروزونموددارد.درنگاه کلی اساسامانمی توانیم منکراین صفت شویم ومزیت این صفت رانادیده بگیریم همانگونه که برای پایداری جوامع وارتباط دوستی مستحکم صفت خشم،اعتراض، غضب وعصبانیت لازم وضروری است برای حفظ بقاءوادامه آن نیزلازم است. برای این صفت ثابت وعالی درشکل تکامل یافته خود می توان ازواژه های معادل آن نظیراستقامت، دفاع،ایستادگی ،خشم وغضب کنترل شده تحت محدوده عقل تعریف شده، وچهارچوب مشخص شده آن برای حفظ ادمی وبقاءجوامع بشری لازم وضروری است ،مثال آورد.
 گروهی نیزدرعالم واقع وازسرقضاوت یک جانبه گرایانه وجوداین صفت(خشم وغضب)رااضاف برسازمان هستی دانسته ودرتمثیلات وعبارات وگفته های روزمره خویش ضرورت وجودی وی رانفی کرده وعامل بروزوظهورجنگ هاوکشمکشهادانسته وبرهستی وطبیعت آدمی به دلیل وجودهمچوصفتی ایرادگرفته اند.علی ایحال این خودانسان است که این اشرفیت وپتانسیل راداراست که بتواندجانشین خدادرزمین باشدو دست به ظرفیت آفرینی مجددبزند ورفته رفته به افزایش سعه وجودی خویش بپردازد لذابایدهمواره این صفت عالی لحظه به لحظه ارتقاء وافزایش دهد.ازسویی درمجتمع های بشری وجوامع امروزی می بینیم گروهی هستندکه به علت عدم غلبه برغرایزدرونی وتوجه میل شدیدبه غرائزعلاقه خودرایک طرفه کرده ومقهورانواع غرایزدرونی وذاتی خودشده اندتاجاییکه تعادل انصاف وعقلانیت راازدست داده ویکسوگرایانه تابع، تسلیم وبنده غرایزآنی وجلوه صفات غیرانسانی خویش شده وان رامطمح النظرقرارداده اند ودرپیشروی وحفظ بقاء غریزه جدیت تام ورزیده ودرره رسیدن به آرزو،آمال، قصرهاوبرجهای درون خویش راآذین بندی نموده اند وبه چیزی غیرازاین نمی اندیشندورضایت نمی دهند.
 وصول سریع به این اهداف متمرکزبیرونی ودرونی خویش باضابطه عقل ومعیارهای موجودانسانی هم سووهم رتبه نیستند لذا تلاش بی حدوحصری می کنندتادراین راه موفق شوندغافل ازاین که موجب ریختن آبروی خویش ودیگران وزحمتی بلاوصول به منتهای آرزوی ذهنی است، مضافاشایدانسانهایی باشندکه برای وصول به  مشتهیات نفسانی ومیل گرایی مفرط خویش موقتادسترسی بیابندبه فرمایش قران کریم "من یریدالعاجله عجلناه مانشاء
[سوره اسراءآیه18].آن کس که متاع زودگذر..دنیای مادی...رامی طلبدآن مقدارازان راکه بخواهدوبه هرکس که  اراده کنیم، می دهیم ودرادامه ایه شریفه......درحالیکه مذموم وازدرگاه خداوندرانده شده است.بسیاری ازمردم باوجوداین ایات روشن وبین متنبه نشده ومرتب اسب بخت خودرابه طرف آمال وآرزوهای دست نایافتنی می تازندوازتمام آبرووداشته های بشری موجودخوداستفاده می کنندتابه اصطلاح پیشرفت
کنند بطوری که اصول اولیه انسانی نظیر  اخلاق زیرپاگذارده ونسبت به هم نوعان شریف خودتهمت وآزاروایذاء واردمی کنندکه مصداقاًبه برخی ازاین موارد دردسرسازاشاره می کنم
1).برخی افرادازآرزوهای زودگذردنیایی وغیرضروری بحسب فطرت اولی نمی توانندچشم پوشی کنندنظیرخریدماشینهای لوکس وغیرضروروگران قیمت یاساختن ساختمانهاوبرجهای بلندیاچشم هم چشمی هایی که ناشی ازروندوپیشرفت کاذب جلوه شهرنشینی وشهری گری است که مبناوسنخیت صحیحی باتمکن ودارایی وشخصیت حقیقی وکرامت نفسانی آدمی ندارد.شخصیت وآبروی خودرابه مخاطره انداخته، وای بسابرای جلب رضایت اقوام وفرزندان خودموجب دردسرشده ودرراه تهیه وتحقق این آمال وآرزودست ازپای نمی شناسندبه زبانی ساده( برای راحتی وآسایش ودنیای دیگران، آخرت خودراتباه کرده وبه بهای اندک می فروشد.)اینجاست که خیلی ازخواهشها ونقشه های دنیایی امکان تحقق وفراهم شدن ان برایشان میسرنیست مثلاباتوسل به انواع قرضهاازاشخاص ویاتوسل به بانکهادرقالب تسهیلاتی نظیروامهای مضاربه ،جعاله،قرض الحسنه،یاخریدخانه،انواع وامهای معاملاتی دیگر که آن هم خود،بشرط تحقق واعطا، ازنظردینی وشرعی ضمانداراست.زیرا قانونگذارتسهیلات، ازمانخواسته پول وسپرده مردم دربیت المال رادرراههای غیرمتعارف وتعریف نشده درقالب تسهیلات، صرف وهزینه شودحال برای تحقق این خواسته ناچاربه ابتیاع ضمانت اجرایی ووثیقه می گردد.بنابراین ازاقوام درجه یک،دوستان،همسایگان همکاران.وغیره بدون درنظرگرفتن مسائل شرعی وام وکارکارشناسی نظیرقدرت استردادوجوه عاریتی سرمایه درزمان وموعد مشخص، طلب ضامن معتبر می گردند.حال شایددراین موردضامنی پیدانکردندویاکسی ازضمانت فوق سرباززد
 فردمتقاضی وام بدنبال فرددیگری وبالاخره این پروسه تحصیل وام تکمیل می شود.ولی وای بحال اولین فردی که نتوانسته ضامن بشود.متقاضیان شروع به انواع تهمت آزارواذیت وپرخاش ودرنهایت ریختن آبروی طرف.وحتی افشای اسرارخانوادگی وآبرویی وی می شوند.واخرین مرحله قهری وپاره شدن پیونداخوت وبرادری، تازه درصددانتقام نیزبرمی آیند. حال اگردرموضع انصاف وعدل برآییم قرارنیست برای هرآسایش وخواهش اقوام ازنوع مشروع وضروری یاغیرمشروع وغیرضروری سایرین به رنج وتکلف وزحمت بیفتند.وماچگونه مدعی انسانیت ،اخلاق،انصاف،ودینداری کنیم درحالی که حاضرشویم برای مطامع مادی ومانورمادیت اشیاءولوازم مادی خود،زندگی دیگران رابه مخاطره جدی بیندازیم 2)ازعوامل قهری ،اختلافات ومجادله  شدید،چشم هم چشمی هایی می باشدکه اقوام وخویشاوندان درمراسمات شادی نظیرجشن اعیاد،وسال روزتولدها،ازدواجها ،جشن فارغ التحصیلی ها وشرکت درمراسم عروسی ومکانهای شادمرتبط است،می باشد.شرکت درمراسمات شادنیزسازوکارمخصوص ولازم به خود می طلبدازقبیل لباس نو،لوازم وابزارآرایش،ووجودجواهرآلات وطلاومتعلقات به آن وانواع تقدیم کادوهاوهدیه دادنها.وشرکت دراین محافل می طلبدشخص  مسلمان وجهه انسانی وایمانی خویش رامحفوظ نگه داردوازاسراف وتبذیربپرهیزدشرکت درشادی دیگران امری معقول وبجاست .امابه رنگ جماعت درامدن ازنظرپوشش وآرایش وحمل زیورآلات صحیح انسانی وشان پسندنیست وتازه این جاست که رسالت اصلی فردمسلمان درنمایش وقار،عفت،عزت،طراوت وتبلیغ مردوزن مومن به اسلام بایدبه نمایش گذاشته شود.زیرامسلمان همواره موردابتلاء وآزمایش است، مگرماقبول نداریم که عالم محضرخداست ودرمحضرخدامعصیت نکنیم.آیامانورآرایش ومدگرایی وشرکت دراین مواردمی طلبد که ادمی خودرابه زحمت وتکلف بیندازدکه برخی شرکت کنندگان چنان مست ومبهوت جومجلس قرار بگیرندکه حاضرشوندکلیه وسایل ولوازم زندگی خودراحراج نمایندتابتوانندشبی دراین مانورقدرت لوکسی وباصطلاح باکلاسی شرکت کنندونزدسایرین چیزی کم نیاورند حال اگرلوازم ووسایل حضورآماده وعملیاتی نشد،آیااعتراض،خشونت، پرخاش،درگیری لفظی ومجادله وقطع علاقه خانوادگی ویاعدم شرکت شروع نمی شود؟اینجاست که جاپای شیطان باز می شودهمانی که دراتش افروزی وعداوت ودشمنی ومجادله دست قوی برآتش داردبیاییم به توصیه قران گوش بدهیم که می فرمایداسراف کنندگان برادران شیطانندوهماناشیطان به پروردگارش ناسپاس بوده است.حیف نیست به جای این که درمجالس خود،خودمان باشیم علاقه،شادیها،رضایت ،سرورباطنی واخلاق رابرفرزندان واهل منزل خودتلخ وتلخ ترکنیم شروع به قطع رابطه وارتباط خویشاوندی کنیم وخودراازابرازاحساسات صمیمی وعاطفی محروم کنیم
 3)ازدلایل قهری دیگری خودبریدگی اقوام، ازاقوام وانواع خواستگاریهایی می باشدکه بعضامنجربه قبول خانواده طرف مقابل قرارنمی گیردو خودبخودموجب قطع ارتباط فامیلی،قومی وآشنایی می شود که این خودراهکارمناسب قابل قبول تری می طلبدکه براثرمیل یک طرفه به وصلت وارتباط زناشویی بایدبه فاکتورومولفه های لازم نظیرهم کفوبودن .ایمان. شان.اخلاق.اصالت ونجابت خانوادگی هم سطحی تحصیلات، .اعتدال.وعقلانیت وپرهیزازمتغیرهای عامل احساسی ومقطعی درهردوطرف ویژه زوجین بصورت خاص،واعلام علاقه وتمایل ازخانواده هابصورت عام اعمال واعلام شود .حال این چه جای قهر،خصومت،تخاصم ودرگیری دارد.حیف نیست آدمی وعواطفش  درخاموشی بی مهریسردنمایددرحالیکه در این دوخانواده اعضای دیگری نظیرزنان وکودکان هستندکه این قهری وتخاصم وانزواگل روح وجودشان راپژمرده کرده وآنان رادچاربیماریهای روحی ،عدم ثبات تعادل ومثبت اندیشی می کند.مگربجزخانواده جای دیگری برای رشدوتعالی بخشی شخصیتی وجوددارد؟بخاطردلزدگی وگفتن خیریاجواب رددادن به طرف مقابل ریشه های دوستی چون وچندساله خانوادگی وحتی محرومیت ازسلام وعلیک ساده،درکوچه وبازاروعلاوه بر دشمنی میان این دوخانواده برای سالهای متمادی آیاارمغان دیگری بدنبال دارد؟اگراین عملکردوجنگ آوری یک طرفه روبه دادگاه عقل ووجدان ارجاع دهیم می بینیم که دراین شکاف وگسستگی اصلاطرف مقصری وجودندارد.زیراازامتیازات اساسی وبدیهی انسان برسایرموجودات این انتخاب هدیه الهی وفطری آدمی است که وجه تمایزاورااز سایرموجودات می رساندوفطریاتی نظیرحق انتخاب اراده اختیار،گزینش،وآزادی دوست داشتن که حق طبیعی اوست و قانونگذارآفرینش دردرونش به ودیعه نهاده است .راخدشه دارکندمی کندحال منطقی است که این ویژگیهای ذاتی وبالقوه راانکار،ابطال وحتی باآن به معارضه وتقابل برخیزیم ودرسایرمواردوموقعیتهای زندگی طرف مقابل رازیربمباردمان تهمت،کینه،انتقام جبران مافات برآییم وهیچوقت طرف مقابل رانبخشیم وزندگی خودراازروال عادی وطبیعی خارج کرده واخلاق خودوخانواده رابه حاشیه ببریم ودامنه دشمنیها وقهرها وآسیب های اجتماعی دیگررادامن بزنیم وکمک به گسستن پیوندعاطفی کنیم.مگربه حکم عقل واندیشه ادمی ذاتامدنی الطبع وجامعه گرانیست؟این جاست که این ندای قرانی ماراهشدارمی دهدومیفرماید..ادفع بالتی هی احسن فالذی کانه ولی حمیم..
 راهکاره قرانی ودوری ازتقابل این واکنشها .درسوره مبارکه مائده ایه 91خدامی فرماید(انمایریدالشیطان ان یوقع بینکم بالعداوه والبغضاء....هماناشیطان می خواهدالقاء کندوبگذارددشمنی وکینه وستیزه جویی.بعدازعامل اصلی یعنی(...دشمنی وستیزه  جویی)ذکرسایرمصادیق وجدایی می پردازدکه برای همه ماهشداردهنده است....خداونددرایه34سوره مبارکه فصلت می فرماید...ولاتستوی الحسنه بالسیئه ادفع بالتی هی احسن کانه بینک وبینه ولی حمیم."نیکی بابدی یکسان نیست.پس توبدیهای مردم رابابهترین عکس العمل دفع کن تاان کسی که بین توواودشمنی وقهراست چنان شودکه گویی دوست مهربان است"..یعنی ای رسول ما،دعوت به سوی خداباداشتن خصلت نیک وبانداشتن ان ازجهت تاثیرونفوذدرنفوس یکسان نیست.پس لاجرم توبدی رابابهترین راهش دفع کن...مثلاباطل راباحق بران.وجهل راباحلم وبردباری دورکن وبدی انهاراباعفووگذشت تحمل کن،دراین صورت است که ناگهان می بینی همان دشمن سرسخت آن چنان دست ازدشمنی برمی داردکه ماننددوستی شفیق ومهربان می شود.وآخرین نسخه شفابخشی که قرآن این کتاب تکوین برای چنین انسانهای پرتوقعی،زیاده خواه ودرنهایت پرخاشگروبی منطق وگلایه کن درسوره مبارکه فرقان ایه63آورده ومی فرماید.عبادالرحمن الذین یمشون علی الارض هوناواذاخاطبهم الجاهلون قالواسلاما.بندگان خداکسانی هستندکه درزمین(بدون تکبرورخوت)راه میروندواگرفردجاهلی به آنان بدگفت(یاتوهینی)کردبه آرامی ازکنارش ردمی شوندودرپاسخ آنان سلام می گویند .تذکر➖➖➖➖➖درشرع مقدس نیزآمده است که فردمسلمان صلاح نیست فریادعصیانگری واعتراضش بلندبلندبه گوش مردم برساندوراهکارهای زیردرصورت پایمال شدن حقش درجامعه یاتوسط فردارائه شده است.1)توصیه به ارامش وامربه معروف ونهی ازمنکر2)،تشکیل حکمیت دردادگاه خانوادگی وسایرراهها....خداونددر مواردمتعددترجیح عفوبرانتقام رابه بندگانش ذکرفرموده  است وحتی سوره مبارکه حجرات که یک سوره اخلاقی وراهبردی عام وعمومی است وظایف هریک رادرحوزه اخلاقیات وبایدهاونبایدهای اخلاق وسیره عملی زندگی اورده است تنهادریک ایه آن هم درسوره نساءایه 48قران کریم مجوزاعتراض باصدای بلندصادرنموده است وان درصورتی است که حق مسلم قانونی وشخص معترض، زیرپاگذارده شودبه ان عمل نشودوافرادجامعه درراه احقاق این حق ضایع شده وفراموش شده کوتاهی کرده باشند.مخلص کلام اینکه هیچگاه قول جهری(صدای بلندی.).به گفتارمطلوب نیست مگرازشخص مظلوم دربرابرظالم که بی باک است ولجوج وعنود، گفته شود..این قول جهربه اصطلاح گفتاربلند...جائزوروااست ازقرائن وامارات برمی ایدکه مرادازجهر...صدای بلند..به گفتارناهنجاروغیرطبیعی.اولا.درجایی است که زشتی وپلشتی ظالم به مظلوم رسیده است نه مطلق هرعیب وزشتی که درظالم وجوددارد..ثانیا این جهربه گفتاربایدبه جهت دفاع وجلوگیری ازظلم باشدنه به جهت مطلق غیبت کردن وزشتیهای دیگران برشمردن.
 یاحق  شاداب وتندرست باشید .......................
....منابع:الف.تفسیرالمیزان.علامه طباطبایی.ج5،8.........
. ب.زن درایینه جمال وجلال....علامه جوادی املی.➖➖➖➖                      
ج .کاروکوشش مجله   دین ودانش.قم➖➖➖
د.معارف 2دانشگاه انتشارات پیام نور
نجوای کنگان: باتشکر از استاد مختارپور


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طنز: خرید و فروش مدرک تحصیلی

تاریخ:سه شنبه 3 مرداد 1396-03:35 ب.ظ

سید رضا حسینی فعال اجتماعی  :
هر هفته در اکثر شهرهای کشور شاهد برپایی مراکز فروش کالا تحت عنوان"دوشنبه بازار،پنجشنبه بازار ،جمعه بازار " و امثال آن که مردم مایحتاج روزانه خود نظیر سیب زمینی ،پیاز ،گوجه فرنگی ،لباسهای دسته هزارم ،کفش و ... از آن تهیه می نمایند،می باشیم. با توجه به نیاز علمی،سیاسی،اقتصادی ،بهداشتی ،ورزشی وغیره کشور و وجود مراکز علمی رنگارنگ نظیر:دانشگاه صبحانه،دانشگاه ظهرانه،دانشگاه عصرانه،دانشگاه پیام هیچ،دانشگاه حریه و ..... ،جمعی از کاسبان بازار روز تصمیم دارند در اینگونه بازارها غرفه ای جهت فروش مدارک تحصیلی بشرح ذیل تاسیس،نمایند:
الف:مدرک کارشناسی(لیسانس) در رشته های ،پیاز و پوست پیاز، بیخیالی، خالی بندی،ستادی و بعد وستادی ،خالی کنندگان حسابها(دارندگان مدارک فوق می توانند در پست های فرماندار،شهردار،بخشدار،رئیس اداره ،عامل ذیحسابی مدیرکل ،کارشناس همه چیز و دیگر پستهای سازمانی ،مشغول به کار گردند)
ب:کارشناس ارشد در رشته های:برنج،شارژ،روغن ،پول(دارندگان این مدارک تحصیلی بعنوان عضو شورای، شورای،نماینده ،عضو صنوف مختلف بکار گرفته شوند.)
ج:دکترا در رشته های: وعده سر خرمن، امور زمین و غیر زمین،جلسه و جلسه شناسی،تجمل گرایی و لوکس بازی(خریداران این مدارک  در پست های وزیر،معاون،استاندار،کمکی،تدریجا مدیرکلی به کار گماشته می شوند.
شعار تبلیغاتی غرفه فروش مدارک تحصیلی در جمعه بازار:بدو تمام شد،بیا اینور بازار،نخری ضرر کردی ،به خریداران سه مدرک تحصیلی یک مدرک اضافه داده می شود.
 نویسنده سید رضا حسینی . بندر کنگان
 


نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دراین کتاب می خوانیم: جنبش ضد اسرائیلی دانشگاهیان در آمریکا به اوج خود نزدیک شده است

تاریخ:سه شنبه 3 مرداد 1396-03:04 ب.ظ

 علیرغم سرکوب شدیدجنبش ضد اسرائیلی داشگاهیان در آمریکا به اوج  خود نزدیک شده است

Image result for We Will Not Be Silenced: The Academic Repression of Israel's Critics

- عنوان: ما دربرابر سرکوب منتقدان دانشگاهی اسرائیل سکوت نخواهیم کرد .
- نویسندگان:  ویلیام رابینسون و میریام گریفین
- ناشر:   ای کا پرس ((AK Press)
- چاپ: آوریل 2017
- تعداد صفحات: 280
قدرت و نفوذ لابی اسرائیل در ایالات متحده  نه به خاطر مذهب یا نژادست، بلکه یک پروژه سیاسی منطبق بر مراقبت ،نظارت و آزار و اذیت و مجازات و نفی همه ی کسانی است که از اسرائیل انتقادکرده و یا از فلسطینی ها دفاع می کنند..
این عبارات  در مقدمه ی که ریچارد فالک، گزارشگر ویژه سازمان ملل در فلسطین اشغالی (2008-2014) برکتاب 14 فصلی؛ ویلیام رابینسون و میریام گریفین است  قابل ملاحظه است . کتابی که به ارائه شهادت درمورد آزار و سرکوب برای خاموش کردن صدای همه منتقدان اسرائیل، حتی اگر آنها  یهودی باشندپرداخته است .
ترور اخلاقی وشخصیتی
این کتاب با توجه به اسناد و مدارک شهادت دو استاد دانشگاهی یعنی دیوید گلدبرگ و ساری اورشلیم در دانشگاه  کالیفرنیا، مطالب خود را آغاز می کند:  آنها طی مقاله ای در سال 2009  در مجله ی "Tikkun" (تیکون مجله چپگرای یهودی ) اظهارات خودرا به این شرح منتشر کردند: لابی یهود در دانشگاه های ایالات متحده، از طریق  همپیمانانی که دارند به تاکتیک های ترورشخصیتی ، اخلاقی و مصادره ی زحمات حرفه ی افراد، وتشویش وتخریب عمدی، و دروغ بافی و ماست مالی علیه حقیقت می پردازند..
اگر چه انتقاد به کشورهایی مانند سودان، چین و کره شمالی در نقض حقوق بشر مجاز است؛ ولی با طرح" اتهام یهود ستیزی" به طور مداوم این شمشیر  بر سر منتقدان اسرائیل فرود آمده وفعال است ..
در فصل دوم کتاب آمده است؛  استاد تری جینزبرگ استاد مطالعات سینمائی، که در سال 2008  به دلیل تهیه  وعرصه فیلم  انتقادی علیه اسرائیل و سیاست های آن در فلسطین مجبور به استعفا از پست خود در دانشگاه کارولینای شمالی گردید...
"تری"  در زمینه مطالعات سینمائی محبوبیت زیادی داشت، اما پس از اینکه وی اقدام به  انتقاد علنی از برخوردهای  خشن و بد اسرائیل با فلسطینی ها  و همچنین از آمریکا و اسرائیل در اتحاد با صهیونیسم، در داخل و خارج از کلاس درس کرد؛ مدیریت دانشگاه مربوطه در مقابله ی فوری  در اقدامی تلافی جویانه در سال 2008  به حذف بخشی از کار وی و عدم تمدید  قرارداد ش با دانشگاه  روی آورد و همچنین سایر تحریم ها ومجازات  علمی اداری که مانع ادامه کار علمی این استاد بود، اعمال کرد...
پس از آن  مجموعه مجازاتهای دانشگاهی بضرر" تری" و پرونده ای را علیه دانشگاه در دادگاه در رد تبعیض کاری،ومحرومیت کارعلمی تشکیل داد اما دادگاه های ایالتی اتهام تبعیض در استخدام و نقض آزادی علمی را رد کرد. وتری از آن به بعد در لیست سیاه دانشگاههای  آمریکا قرار گرفت، درحالیکه خلال سال های 2009 تا 2012  برای  ورود ومشغول بکارشدن در 150  موقعیت شغلی متفاوت تلاش کرده بود، اما آنها حتی برای یک مصاحبه با وجود مطالعات متمایز  و رکورد حرفه ای برجسته ی "تری "در سابقه ی کاری از او دعوت بعمل نیاوردند. ... و نهایتاً او در حال حاضر مدرس دانشگاه، گینزبرگ  دانشگاه آمریکایی در قاهره مصر است..
نمونه ی گواهی وشهادت سوم و چهارم پیرامون جنگ غزه است که مورد مربوط به گواهی سوم ویلیام رابینسون، استاد جامعه شناسی  دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا می باشد.
 او در سال 2009، به دانشجویان خود واحد مطالعه آزادو قرائت اختیاری با موضوع  انتقاد از این جنگ ارائه داد، وی پس از این درطول شش ماه، با اتهامات عمومی توسط لابی اسرائیل  علیه خود رنج  برد، دراین مرحله همدستی اعضای هیئت علمی در دانشگاه با لابی صهیونیستی درطراحی مواضعی سختگیرانه و مبتنی بر فشار غیر قانونی علیه  او به اوج رسید...
درمورد گواهی چهارم: طاهر حرزالله و اسامه شبایک در خصوص تلاش برخی از دانشجویان مسلمان  دانشگاه کالیفرنیا در اعتراض" ایروین " علیه جنگ در غزه و اتخاذ این رویه انتقادی در یک گردهمایی که  سفیر اسرائیل در ایالات متحده آمریکا مایکل اورن، ( که نقش مهمی در مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی وحشیانه اسرائیل علیه غزه بازی کرد) درآن شرکت داشت. ... آن دو دانشجو صحبت های شنیدنی زیادی دارند :
واکنش محدود دانشجویان همراه با شعار و اعتراض مسالمت آمیز تنها نیم دقیه طول کشید، اما همان 30 ثانیه برای از بین بردن زندگی آنها و زندگی خانواده و دوستان شان کافی بود .
 دانشجویان بلافاصله پس از خروج از محل گردهمائی دستگیر شدند، و برای آنها یک پرونده کیفری که به عنوان "ایروین 11"معروف شد بمرحله ی اجرا درآمد  و آنها  به مدت سه سال تحت نظارت پلیس به  اتهام ممانعت از سخنرانی "اورن" قرار گرفتند، این  وضعیت به اضافه رفتار خصمانه و اظهار نفرت  در طول دوره ی محاکمه و پس از جریان محکومیت شان بود ...
سرکوب سازمان یافته
در فصل پنجم ، گواهی وشهادت دکتر کریستوفر پترسون: دانشگاه بروکلین برنامه ی تدریس اورا درعنوان  "سیاست در شرق میانه"  ، پس از شکایت "داف هینکد"عضو  شورای دولتی نیویورک به خاطرانتقادش از   اسرائیل، لغو کرد..
اعتراض و شکوائیه ی جدی "هینکد" بر این پایه بوده است که "پترسن " با مرکز فلسطینی حقوق بشر مشغول همکاریست، و همچنین او را به حمایت ازتروریست ها و  بمبگذاران انتحاری فلسطینی متهم کرد. .. طنز اینجاست که خود"هینکد" عضو سابق اتحادیه ی دفاع از" یهودیت"بوده ، که این سازمان توسط اف بی آی به عنوان یک گروه تروریستی راست افراطی توصیف شده  بود..
در بخش دیگری نویسندگان  این کتاب تشریح می کنند:چگونه دانشگاه کلمبیا در نیویورک،بعنوان یک هدف مستمر مورد تعرض وحملات لابی اسرائیل قرار گرفته است،در این راستا  بسیاری از  هیات علمی آن دانشگاه بجهت پیگیری برنامه مطالعات شرق میانه از جمله دانشگاهیان فلسطینی جوزف مسعد و رشید خالدی،  ادوارد سعید،نادیا ابو الحاج، همه آنها  با آزار و اذیت مداوم روبرو شده اند.
در فصل ششم؛  استاد استاد رباب عبدالهادی استاد مطالعات قومی و نژادی و پژوهشهای مقاومت در دانشگاه سان فرانسیسکو می گوید:  اوایل سال 2014 برنامه ی مباحث پیشنهادی  در محوطه ی دانشگاه بمنظور بحث در مورد نتایج حاصل از یک سفر تحقیقاتی به فلسطین و اردن برگزار شد...
اما ناگهان با ایراد اتهاماتی از سوی  سازمان صهیونیستی  معروف به نام " (AMCHA Initiative)- ابتکارامچا" روبرو شدم آنها مرا متهم کردند که در سفر خود   با تروریست های شناخته شده مهم ملاقات داشته ام و از این بابت خیلی  شگفت زده شدم و آنها تاکید داشتند که من تهدیدی برای امنیت دانشجویان یهودی بوده  وسعی  در کمک به ایجاد یک محیط خصمانه علیه آنها  داشته ام . درنتیجه با  آزار و ارعاب لابی اسرائیل مواجه شدم.
شهادت هفتم، توسط پروفسور دیوید شورتر استاد و معاون بخش هنر  و فرهنگ جهانی در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس مطرح شده است، او در موردنظریات قبیله ای در جهان به تدریس مشغول بوده است..
"شورتر" در چگونگی استفاده مردم بومی از رسانه ها با تمرکز به اعلام حاکمیت ها پرداخته بود، و طی ارتباط  ویژه  کلاسی از طریق سایت خود  بسیاری از منابع  مورد نظر که  به دانشجویان در تکمیل  پروژه های خود کمک می کرد و  از جمله معرفی یک لینک  از یک صفحه  اینترنتی فعال آمریکا ئی که درجهت تحریم های علمی و فرهنگی  اسرائیل کار می کرده، گنجانده است..
این موضوع منجر به این شده که" شوجنبش ضد اسرائیلی در آمریکا به اوج  خود نزدیک شده است
شورتر" بعنوان  یک هدف مستمر برای تحقیق وتفتیش دانشگاه معرفی شود، وبارها مورد  آزار و اذیت و نقض آزادی دانشگاهی و عمومی قرار گیرد که این روندهمه پروتکل ها و سیاست های داخلی دانشگاه کالیفرنیا  را زیر سوال برده است ...
فصل هشتم شامل گواهی استاد "پرسیس کریم، شاعره ی  دو تابعیتی ایران و آمریکا و استاد ادبیات تطبیقی در دانشگاه ایالتی سن خوزه آمریکاست. این  کارگاه برای یک روز در سال 2013 برای معلمان دوره متوسطه، و اعضای هیئت علمی در دانشگاه مذکور سازمان یافته بود با عنوان "ایجاد صلح و عدم خشونت، و روش های  آموزش  مناقشه ی درگیری اسرائیل و فلسطین" که با کمک مالی موسسه صلح ایالات متحده،   که توسط کنگره تامین می شود فعالیت خود را  در نظر گرفته بود..
اما قبل ازآغار بکار کارگاه ، تحرک لابی اسرائیل،با این ادعا که آن کارگاه نامشروع است با راه اندازی یک مجموعه از حقه های کثیف علیه  پرسیس کریم، با هدف آسیب رساندن به شهرت او و فشار بر دانشگاه به لغو کارگاه و مجازات سازماندهندگانش  اقدام کرد..
تهدید و آزار و اذیت
در شهادت دهم، دیوید کلاین، استاد ریاضیات دانشگاه ایالتی کالیفرنیا نورتریج می گوید: او نیزعضو  یکی از این کمپین های آمریکا وی ضد اسرائیلی بوده و برای تحریم علمی و فرهنگی اسرائیل  تلاش کرده است؛ او شروع به انتقاد از قتل عام غزه در جنگ خونین 2008-2009 کرده بود ... اما:
در واکنش به انتقاداتم، برخی از سازمان ها و افرادیکه  کمپین لابی اسرائیل را اداره می کنند به  آزار و اذیت و تهدید م بمدت یک ماه  آزادی بیان نظر دانشگاهی را نقض کردند، زیرا آنها اصولاً بهدف  نقض حقوق ما
راه اندازی شده اند..
"آزار و اذیت دانشجویان فلسطینی در صدها دانشگاه های آمریکا پس از موفقیت های جمعی جنبش دانشجویی علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی در دهه هشتاد افزایش یافته است ، زیرا آن تشکیلات با تحت فشار قرار دادن دولت آمریکا برای پایان دادن پشتیبانی از رژیم آپارتاید به موفقیت های چشمگیری دست یافت، و بنابراین همین اتفاق  اساس وحشت  لابی اسرائیل از موفقیت کمپین های مشابه  جنبش فلسطینی روندی فزاینده را درپی داشته است"
در فصل سیزدهم" لیزا رویل" استاد یهودی برجسته  انسان شناسی در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا کروز-  از  ادعاهای احساسات ضد یهودی صهیونیست ها اعلام تنفر کرده است .
وی استدلال می کند: آزار و اذیت مداوم به عنوان یک نتیجه از مشارکت آنها در بسیاری از  پروسه های انتقادی در محوطه دانشگاه و انتقاد از مهاجران استعمارگر اسرائیل  ثبت شده است. با توجه به شهادت وگواهی  او   همواره صهیونیست ها به اتهام زنی در برابر ش ظاهر شده وسعی بر تضعیف این مبارزه واقعی با تهمت یهودی ستیزی به او پاسخ داده اند، ولی او به بحث اثرات سرکوب لابی اسرائیل ضد آزادی دانشگاهیان ادامه داده است..
در نهایت،  فصل چهاردهم؛ نویسندگان کتاب ازمورد متعدد آزار و شکنجه شدید ضد "استیون سالطیا " که یک اردنی فلسطینی متولد شده در ایالات متحده است پرده برداشته اند ،او استاد زبان انگلیسی، و برنده جوایز در مطالعات هند آمریکایی از موسسه پلی تکنیک ویرجینیا و دانشگاه دولتی است که :
توییتهای او در سایت "توییتر" که  تنها یکی از آنها بیش از 140  حرف وکاراکتراست، برای او موجب بروز بحران حاد گردید، که آن توئیت ها از سوی رسانه های طرفدار اسرائیل در آمریکا بعنوان دشمنی با اسرائیل فرض شد. چون او به خود جرأت داده بود تا   انتقاد خود را از   تجاوز واشغالگری اسرائیل در آخرین جنگ  در نوار غزه، و  که منجر به مرگ هزاران نفر از غیرنظامیان فلسطینی که بسیاری از آنها کودک  بودند آشکار کند..
در پایان، این کتاب تاکیدارد:   پیام  با همه ی شهادت ها گواهی  شاهدان مندرج در آن، قصد افشای آزار و اذیت دانشگاهیان و تلاش  که برای ساکت کردن هرصدائی برای آزادی فلسطین در ایالات متحده صورت میگیرد، دارد و  هدفی جز مقاومت در برابر تلاش برای سرکوب اندیشه و مقاومت در برابر بی عدالتی ندارد  نویسندگان با الهام از جنبش "رز سفید"  که توسط دانشگاه مونیخ برای مقابله ی دانشجویان در برابر نازی ها به اوج قدرت رسید، شعار " سکوت نخواهیم کردو بدون دستیابی به عدالت،  آرامش وصلح  همه ی شما را به هم خواهیم ریخت." این کتاب را نوشته و به فعالیت خود ادامه می دهند.
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منبع:We Will Not Be Silenced: The Academic Repression of Israel's ...
We Will Not Be Silenced: The Academic Repression of Israel's Critics: Richard A. Falk, William I. Robinson, Maryam S. Griffin:


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چند بیت دکلمه در همدلی با آسیب دیدگان مالی حادثه ی آتش سوزی لنجهای کنگان

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-09:26 ب.ظ

 با کسب اجازه از استاد اجل سعدی رحمة اله علیه واستادان شعر وادب  براساس مثنوی "شنیدم که بغداد نیمی بسوخت"
جاشو وناخدای عزیز همشهری تاغمگینی بیادتم
توگفتی  چو کنگانِ بندر، که نیمی بسوخت
در آدینه شب ، پرده ی تلخ برسر بدوخت
یکی سربرآورد، زان شعله ی خاک و دود:
که ما را ز سود و حضر ضربدر سوخته بود
 ز مردان شیک و تمیز،زدندحلقه بردال میز
 گرو در گرفتند " بندر رئیسی" بقهروستیز
 جهاندیده‌ای گفتشان رسم وعُرفش نبود
 چه تیمارداری و زخم ودرد و این حد،خَمود(سستی)؟
پسندیده حُسنت، که تدبیر پیشینه باد!
بواقع زفکرت، حصل، خرج یک بیمه یاد
پسندی که لِنجَم بسوزد در حَصر نار(آتش)
وگرنه چراکرسیت بُودایمن زآتش کنار؟
مگو دریمین وحصین بود،جاشوی رنجوردار
نه آتش نشان بود،نه آتش خور،نه پرتاب مهار؟
 مریح و تنکدل نشدچو آنها به ساحل رسند
بلافندکه امداد ودلدادگان،کاروان، دررهند! بلافند(لاف میزنند)
بحیرت فُتادیم از مرهم پوچ و آتش زنه :(چخماقی):
اگرراست گفتی کجا شد نقدِسُرخ سِره؟ (پول واقعی) 
 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طنز تلخ در خصوص آتش سوزی جمعه ی دردناک بندرکنگان

تاریخ:دوشنبه 2 مرداد 1396-03:49 ب.ظ


طنز تلخ فعال اجتماعی سیدرضا حسینی
در خصوص آتش سوزی جمعه ی دردناک بندرکنگان

جمعه گذشته پس از آتش گرفتن لنج های مردم در جریان آتش سوزی بی سابقه ی اسکله ی کنگان عده ای نمک به حرام جوّی علیه بزرگانی همچون نماینده مجلس، استاندار، فرماندار، رئیس اداره بندر،شورای شهر،شهردار براه انداخته وایشان را مسئول عدم وجود امکانات ضدحریق درآنجا دانستند،

به گزارش کوگانا جمعه گذشته پس از آتش گرفتن لنج های مردم در جریان آتش سوزی بی سابقه ی اسکله ی کنگان عده ای نمک به حرام جوّی علیه بزرگانی همچون نماینده مجلس، استاندار، فرماندار، رئیس اداره بندر،شورای شهر،شهردار براه انداخته وایشان را مسئول عدم وجود امکانات ضدحریق درآنجا دانستند،

واقعاً برای این عده باید متاسف بود زیرا همه می دانندکه وجود امکانات شهری،رفاهی ایمنی،آموزشی ، بهداشتی،اقتصادی، ورزشی وغیره ربطی به مسئولیت این بزرگان ندارد.

استاندارو فرماندار وظیفه شان گل وپوچ بازی کردن دردفتر خود می باشد؟ کجای دنیا مرسوم است که شورا وشهردار به امور شهری واجتماعی کاری داشته باشند. در چه کشوری وظیفه ی تعلیم وتربیت کودکان ونوجوانان بعهده ی آموزش وپرورش است.

وظیفه ی نماینده هم جمع آوری ثروت ودارائی جهت خود ونزدیکانش در دوره عضویت  در قوه ی مقننه است و نه رسیدگی و قانونگذاری بمنظور حل مشکل حوزه انتخابیه  ی خود می باشد. بنابراین  می توان  گفت، اولاً: مسئول آتش سوزی جناب ادیسون می باشد زیرا اگر وی برق را اختراع نمی کرد،سیم برق جرقه نمی زد و آنچه درکنار اسکله بود دچار آتش سوزی نمی شدثانیاً : ملوانان وبازرگانان را  می توان بعنوان متهم ردیف دوم معرفی کرد، زیرا با دریافت یارانه نیازی به شغل وکاسبی ندارند ثالثاً: واقعاً آتش سوزی ونابودشدن زندگی دهها خانواده اینقدرمهم است؟که  گروهی بخوداجازه  دهند تا خیال  محترم مسئولان را مکدر نمایند. ان شاء الله خدواند مردم را براه راست هدایت نموده واز سر تقصیر ما بخاطر ظلم وستم کردن  به مسئولین بگذرد.  سیدرضا حسینی دانش آموز دهه ی پنجاه مدرسه ی راهنمائی آریا کنگان

طنز تلخ فعال اجتماعی سیدرضا حسینی
http://www.koogana.ir/module/news/68545/در-خصوص-آتش-سوزی-جمعه-ی-دردناک-بندرکنگان


نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا می خواهید کودک خود را به کودکستان بفرستید؟

تاریخ:یکشنبه 1 مرداد 1396-10:20 ب.ظ


چرا می خواهید کودک خود را به کودکستان بفرستید؟
مهد کودک خوب؟ مهد کودک بد!
حدود نیم قرن پیش مربیان بزرگ تعلیم و تربیت مانند فروبل، پستالوزی، دكردلی و مونته سوری كه از پیشروان مكتب فعال در آموزش و پرورش محسوب می گردند  شیوه كار مهد كودكان را مورد سوال قرار دادند زیرا آنان برای كودكستان ها رسالتی بسیار مهمتر از سرگرم كردن كودكان قائل بودند.
این مربیان با تأكید بر اهمیت دوران كودكی در شكل گیری شخصیت، با ارائه روشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی  كودك، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمی نمودند.یكی از این صاحب نظران كه عقاید او بسیار مرهون ژان ژاك روسو بود، خانم مونته سوری بود.
مونته سوری  در تعلیم وتربیت  ، بعنوان یك آموزگار پژوهشگر و یك مربی صاحب نظر از شهرت بالائی برخوردار است. نظریا ت او در تفكر رشد نگر از اهمیت بالائی برخوردار است .  او از نخستین كسانی بود كه مراحل حساس و بحرانی را در رشد روانی شخص بررسی و بحث كرده است.  و بالاخره در رابطه با فراگیری زبان روشهای ابداعی جدید و مطلوب عرضه نمود.علاوه بر این ها او نظرات ارزشمندی در مورد بازسازی تعلیم و تربیت ارائه نمود كه مورد توجه جهانیان قرار دارد.
 برای بحث پیرامون هر موضوعی چاره ی نیست  که به تحقیق  دقیق  ومشاهدات فردی و تجربیات دوره ی گذشته در نقاط مختلف مراجعه کرد. وبهترین روشهای همخوان با فرهنگ خودی را برگزید بنابراین بخصوص در مورد تصمیماتی که ب ه سرنوشت اطفال و کودکانمان ارتباط مستقیمی دارد باید بیش از گذشته حساس بود اینک بویژه در آغاز سال تحصیلی برخی خانواده ها سپردن فرزند یک کودک خود را به مهد کودک یا پیش دبستانی  در واگذاری نقش خود( نگهداری فرزند) به افراد ویا مکانی دیگر بجز خانواده یا خانه لحظه شماری می کنند اما  بعضی شاید فراموش کنند که در این مرحله به رعایت ودر نظر داشتن  نکاتی خاص  باید اهتمام داشته باشند. از همینجای مطلب سعی می کنم که تازه ترین نتایج علمی و توصیه های صاحب نظران موضوع را به والدین محترم انعکاس دهم:
 صاحب نظر این عرصه :در ابتدا من توصیه می کنم که شما تا سه سال نسبت به دور کردن  کودکان از خود بپرهیزید و دراین مورد صبر کنید، و پس از آن مادران به دنبال کشف میزان آمادگی و استعداد کودکشان باشند  اگر کودک شما از این حرکت استقبال کرد، به او میدان بدهید، اما اگر گریه کرد، آن رویه را باید به تعویق انداخت....
 مادران از من سوالاتی پیرامون فرستان به مهد کودک کردند به صراحت اعلام کردم  من  مهدکودکان را دوست ندارم!
 اصل در  آموزش مونته سوری برپایه مهد کودک یک واقعیت است! روش مونته سوری در طول شش سال سن اول کودکان ویژه مهدکودک است. من اعتراف می کنم که همین واقعیت بخشی از عدم پذیرش من برای مهد کودک برای کودکان است. رویکرد مطالعاتی من به اصول اولیه مونته سوری  و برون سپاری سرپرستی کودک به "مهد "، موجب عدم پذیرش آن رویه شده است و  دلایلی بشرح زیر دارم:
اول، وضعیت کودکان در مهد کودک
1)  بچه ی گریان
هر زمانی که من از کنار مهد کودکی می گذرم، و  یا وارد مهد کودک می شوم ، صدای گریه طفل ی کودکی  را می شنوم .  اغلب گریه ی تلخ وشدید  . من  احساس آنها را  از دورشدن وبحال خود رها کردن و غم و اندوه ناشی از به زانودرآمدن درک می کنم، و درهمان حال  میل  فوری به دور شدن به  اندازه ی که صدا را نشنوم  از منبع صدا به من فریاد می زند. این طبیعی نیست که  بچه ها بخشی از دوران کودکی خود را به ناله وزاری بگذرانند.
- اهمال درتوجه؛ کودک بحال خود رها می شود:
می بینم  کودکی که درگوشه ی نشسته به طور کلی نادیده گرفته شده نه با کسی حرف می زند ونه کسی با صحبت می کند ونه طرف بازی است، خطوط اشک خشک شده روی  سرازیری گونه ی تاریک و پژمرده اش هویداست. .  زمانی بعدتر در نظر داشته باشید که صدای آمرانه مربی  نام اورا صدا زده ومی گوید : «بیا اینجا»!
 ممکن است به جایی که  به او دستور داده شده بیاید و در میان کودکان  بار دیگر نشسته باشد اما   ذهن آشفته اش،  او را بار دیگر به دور از واقعیت های این محدود هدایت می کند. او چیزی نمی گوید و مشارکتی ندارد..
 2) اجبارکودک به آموزش تحمیلی:
این کودک مجبور به انجام فعالیتهای خاص در یک زمان خاص است. او می خواهد به   پارک برود، اما  مجبور به نشستن جدا شده شده ازبقیه است. او می خواهد نقاشی کند، اما مجبور به شمارش اعداد می شود . او می خواهدسرودی بخواند ، اما مجبور به تکرار کلمات کلیشه ی است. کودک ممکن است به لازم بودن فرامین و اجرا کردن آنها تمکین کند، اما وقتی به خانه باز می گردد برای از بین بردن و فریادزدن و سرکشی، برای جبران تعادل اطاعت  در مهد کودک که از آن خسته شده می پردازد !
این کودک  ممکن است برای جبران یک مبارزه نابرابر قدرت بین و مربی خود به روشهای گفته شده  بپردازد !
- قلدری کودکان
کودک  که  در خانه، خیابان، مهد کودک، مورد ضرب و شتم و تحقیرقراربگیرد به  یک کودک  ناراضی و آزار دهنده کودکان  دیگر تبدیل می شود . و در مقابل سایرکودکان ضعیف تر از خود  همان ماجراها را تکرار می کند تجربه ی مادران شاهد خاص این داستان است  !
دوم، برخی از جزئیات دیگر را هم دریابید...
- تجارت
هر کسی که بخواهد یک تجارت پررونق داشته باشد، براحتی تصمیم به باز کردن "بازداشتگاه کودکان" بنام مهد کودک می کند. یک ساختمان نقاشی شده ، چند اسباب بازی، صندلی ومیز، پوسترهای تبلیغاتی، و براحتی شما در اینجا  در مقابل مهد کودک قرارمی گیرید و نرخی دلخواه شما را دست به جیب می کند!
- تعداد مربی ها
 در مطالعاتم خوانده ام  که باید مشخص شود که متولی مهد کودک کیست و مربیان چه درسهائی خواننده و جه تخصصهائی مرتبطی دارند؟ از سن یک تا سه سال  برای هر  دو یا   حداکثر سه کودک  باید یک مربی درنظر گرفته شود درواقع تنها اینگونه مربی می تواند به مراقبت از کودکان، نظارت، حفاظت، گسترش بازی و مهارت های لازم اقدام کند.
همچنین آموخته ام که کودکان باید  در سنین مختلف، 2 تا  سال5، برای مثال مختلط نباشند، زیرا که کودکان باید بدون نظارت و کنترل و مراقبت مستقیم بازی آنان در مواردی با آزار و یا رفتارهای قلدرمابانه از  سمت دیگر هم بازیان روبروهستند.
- مدارک تحصیلی و دوره های آموز ش تخصص مربیان
آیا طبیعی است که کودک از تحرک وحرف زدن منع شود؟ ویا درست است که  کودکی درحال گریه رها شود ؟ وآیا طبیعی است که همه کودکان همزمان یادگیری مشابهی داشته باشند؟ این طبیعی است که کودک اجباراً به یاد گیری مجبورشود؟ آیا روندمقایسه  در میان کودکان طبیعی است؟ و طبیعی است که در علاقه و احترام دچار افراط وتفریط یا تبعیض شویم؟ این طبیعی است که صدای مربی گوش خراش باشد؟
- اتاق بسته
آیا بازیگری مربی مهد کودک، همانطور مانند من در خانه که رفتار می کنم است! ابزار قیمتی گران قیمت  نمی توانم بعنوان رشوه دادن به کودکان بکار ببرم. پسرم به خوبی می داند که چگونه  با ابزارهای گفته شده برخورد کند، اما این امکان برای کودکی دیگر وجود ندارد همانگونه که در خانه ما بچه ی همسایه مجاز نیست در نزدیکی وسایل قیمتی ما ظاهر شود.
بنابراین، اقدام مربی  در مهد کودک مونته سوری همانگونه است، و آن وسایل پنهان هستند و برای کودکان در هر زمانی که بخواهند در دسترس شان نیست وتنها ممکن است در دسترس  برخی از آنها قرار داشته باشد، که برخی از آنها ممکن است تنها برخی از زمان آنرا در اختیارداشته باشند!
- معضل ابزار و وسایل

 ابزارهای مهد کودک مونتسوری زیبا و متمایزاست، اما بسیاری از مهدکودک ها  هیچ درکی  ازفلسفه ی آنها ندارند. هنگام فعالیت؟ چگونگی پرداختن به فعالیت؟ تعداد کودکان درگیر فعالیت را مشاهده کنید؟  چگونه کودکان به شروع فعالیت می پردازند، مراسم آیینی و  پایانی چگونه صورت می گیرد؟ محل فعالیت کجاست؟  کیفیت در دسترس بودن فعالیت برای کودک؟
سوم:  فریبکاری مهارت های اجتماعی و زبانی تبلیغاتی
 دقیقا نمی دانم که منبع این افسانه ( تضمین مهارت های اجتماعی و زبانی) تبلیغاتی کیست. آیا آنها  که صاحبان امتیاز مهدکودک هستند؟ یا مادرانی که درنقش فرزندداری خود ودر مراقبت از آن ها بی تفاوتند؟ یا پزشکان متخصصی که خود اعتقادی به آن حرفها ندارند؟  نمی دانم!
واقعیت این است که در کودک مهارت های اجتماعی زبانی و اجتماعی زمانی که آنها در یک محیط  ارتباطی  دوجانبه تشویق می شوندو زمینه ی سازنده ارتباطی سالم که با افراد مختلف در سنین مختلف دارند وبا آنها زندگی می کنند رشد می کند
 کودک با مادر حرف میزندویا با پدربه بازی مشغول می شودو درهمان حین پدرش با او صحبت می کند ، پدر بزرگ  و مادر بزرگ  و عمه ها وخاله ها و  عموها، خویشاوندان و همسایگان و همبازیان غیررسمی در فعالیت های مختلف  اجتماعی ومیهمانی با او ارتباط برقرارکرده و او تشویق به تعامل با آنها می شود..
البته  ممکن است سپردن کودک به مهد کودک تحت شرایط قانع کننده ی به شما تحمیل شود:
    -  نیاز شدیدبه کار و بویژه کار اداری شما
     - اعتیاد به تلویزیون کودک
    - اختلالات روانی وناهنجاری رفتاری کودک
     - افسردگی شدید کودک
    - ناتوانی جسمی برای مراقبت از کودکان
3) جایگزین مهدکودک چیست؟
پاسخ به این سوال ساده است. نقش شما به عنوان یک مادر و یا یک پدر، این است که  نیازهای کودک در دوران کودکی را درک کنید. یک نیاز قوی و فوری برای محبت ، خنده وبازی در کودک وجود دارد و  نیازهای متنوع خاص دوران کودکی و اکتشاف وارتباط با پیرامون خود. همچنین نیاز به یک ماهیت اساسی بنام طبیعت در او وجود دارد؛ کوه، دریا، خورشید، هوا، آسمان و گل، گیاه و حیوانات مختلف.وبرای پاسخگویی به این نیازها لازم است در برقراری ارتباط با کودکتان توجه شخصی به کودک و بازی با او از سوی والدین با هم لذت ببرید.دراین روش همچنین لازم است به صرف بیش از 80٪ از زمان فراغت را در باغ و یا باشگاه و یا در مزرعه باهم بگذرانید.
شش مهارت  کلیدی در این مرحله : تحرک، پروسه ی ذهنی و روانی، اجتماعی، حسی، زبانی، مهارت های زندگی و عملی  کودک هستند که باید بر آنهاتمرکز داشته باشید: 
- مهارت های حرکتی
بهترین راه برای توسعه مهارت های حرکتی کودک ؛ ارائه فرصت های روزانه برای او  راه رفتن، دویدن، پریدن و بالا رفتن است. همانطور که برای مهارت های انگشتان و دست ودست وپا، حفر کردن و فشردن و نصب و رمزگشایی و باز و بسته کردن اشیا< غیر خطر ناک لازم است به او اجازه دهید  تا خود را با ابزار ساده مانند سنگ وماسه، خاک رس، سفال، نقاشی،  خمیر بازی را  توانائی  انگشتانش را توسعه دهد..
- مهارت های ذهنی
 آزادی حرکت او با اکتشاف مرتبط است. هوش اولیه کودک در دست ها و انگشتانش نهفته است. دست وانگشتان کوچک او کاوشگر حسی ذهنی اوست. مهارت های حسی او  با خروجش بسمت طبیعت عادی در ارتباط است، که این بخش بهترین  تماس های او برای تشخیص بو ، رنگ ها و صداها ی موجود در طبیعت محسوب می شود...
- مهارت های زبانی
شما دراین مرحله  به خاموش کردن تلویزیون و تمام وسایل الکترونیکی نیاز دارید و با عبارات مناسب و روشن و تلاشی مضاعف در رسیدن تان به آموزش مهارت های زندگی اجتماعی بهترین راه برای صرف 20 درصد باقی مانده از زمان فراغت در داخل خانه بشمار می آید است.  به کودکتان اجازه دهید به شما  در تزئین، تنظیم و آماده سازی مواد غذایی و آوردن قاشق و چنگال کمک کند. این مهارت ها در رویکرد مونته سوری جدی نشان داده شده است..
- مهارتهای اجتماعی:
کودک شماهمچنین  نیازبه دید و بازدید مکرر  وطولانی به همراه پدر و مادر از دوستان و همسایگان.اقوام وخویشان دارد، توجه داشته باشید مهارتهای ارتباط اجتماعی کودک از طریق شما  یاد بگیرند. چگونگی برخورد  شما با مردم در اطرافتان ؟درب و دربان؟ مهمان؟ مراجعین به درب خانه ی شما؟ فروشنده؟ تماس گیرنده؟ همسایگان نزدیک شما ؟  بدانید که آنها جگونه به استقبال  قوانین و مقررات درمهمانداری و نشستن سر سفره و مهارت های دیگرمشابه  به نظارت ومراقبت نیاز دارند. مهم نیست که چه می گویید، مهم این است، که شما در نقش یک مدل والگو برای او درآمده اید .
همانطور نیز برای برقراری ارتباط کودک با بحث اصلی یعنی مهد کودک ، شما می توانید از طریق شناسائی مادران  کودکان در باشگاه، خانواده کودکان، فعالیت های گروهی آنها اطلاعات لازم را  به دست آورید، ودرارتباط  با ارزیابی به رتبه بندی ارتباط با مادران و  کودکان آنها اهتمام داشته باشید.
نکته اینکه؛ کودک کمتر از سه سال در بازی، موازی با بچه های دیگر بدون مشارکت واقعی در مفهوم موردنظریک بزرگسال اقدام می کند .
معمولاً پس از  سه سالگی یک کودک شروع به بازی با کودکان دیگر می کند، وبه افزایش مهارت های خود همراه  با زمان می پردازد.بنابراین نیازی نیست که کودک هر روز به دیدن بچه ها برود، و نیازی به صرف  این همه وقت با آنها ندارد، از جمله ی توصیه ها این است که  تنها چند ساعت  ازروز طی دو بار در هفته دراختصاصبه این امر کافی است که لحاظ این جنبه نیازهای کودک را برآورده  می کند.
آنچه مهم است  که کودک در جهان  کودکانه منزوی نباشد،زیرا کودک نیاز به برقراری ارتباط با همه سنین و همه دسته های انسانی  بصورت مدیریت شده در رسیدن به رشد و آگاهی اجتماعی مناسب دارد..
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منابع:
    n 1986, a young American academic published a paper where he warned, tentatively, that babies who were looked after in daycare were showing signs of increased levels of aggression and disobedience in later life.
    Montessori Today, Chapter 3: The Age of Reason
    Effective Provision of Pre-School Education (EPPE) research
    'My warning to parents is simple: one in five children put into nursery early will develop mental health problems'
    The Purpose of Play in the Montessori Method


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :760
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...