دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

نیاز مبرم کشور به مدیریت متدین و انقلابی

تاریخ:سه شنبه 8 فروردین 1396-07:26 ب.ظ

Image result for ‫هرگاه مدیریت انقلابی داشتیم‬‎

نوع مطلب : تصاویر رهبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تعریف فساد سیاسی وكیفیت مقابله با آن

تاریخ:چهارشنبه 17 خرداد 1396-12:33 ق.ظ


تعریف فساد سیاسی وكیفیت مقابله با آن
فساد سیاسی در عصر حاضر  توانسته است که  تا حد نگران کنند ه ی سرنوشت جوامع را دستخوش نابسامانی کرده و مردم  را از رفاه و آسایش مورد انتظار دور کند. هر چند وقت از رسانه ها و یا گفتگوهای محفلی مواردی تلخ از اختلاس، رانت خواری،قراردهای مشکوک و معاملات پشت پرده که عموماً اکثریت جامعه متضرر اصلی آن در ابعاد مختلف هستند به بیرون درز می کند . که علاوه برتبعات مستقیم آن برنسل فعلی مانند افزایش فاصله طبقاتی، فرار سرمایه، ترس از سرمایه گذاری و... که درمجموع  بهم خورد تعادل اجتماعی  ، اثرات زیانبار آن می تواند بر نسلهای بعدی نیز غیر قابل تحمل باشد... ازاین رو توجه به این موضوع در اغلب جوامع بعنوان یک چالش جدی درنظر گرفته شده است . که مطلب زیر حاوی برخی مطالعات در صحنه ی واقعی و اظهار نگرانی اندیشمندان دلسوز در متن دانش اجتماعی و جامعه شناسی نوین است  که تو جه شما را به آن جلب می نمایم:

فساد سیاسی(تجارت از راه منصب):

 این جریان بمعنای گسترده تر به عنوان سوء استفاده از قدرت عمومی (دولتی) برای تامین اهداف غیر قانونی و معمولا برای منافع شخصی مخفی بکار برده می شود . انواع سیستم های سیاسی مستعد به آلوده شدن به فساد سیاسی هستند  که اشکال متفاوتی دارد اما شایع ترین  انواع آن شامل پارتی بازی، رشوه، اخاذی،  اعمال نفوذ، تقلب ورانت خواری  می شود اگر چه فساد سیاسی  فعالیت های جنایی  ومجرمانه ی دیگری مانند ،قاچاق مواد مخدر وکالا، پول شویی،تخلف انتخاباتی  را شامل می شود .  اما  فساد سیاسی محدود به این فعالیت ها نمی شود و ممکن است  به پشتیبانی جرائم مختلف دیگر نیز بپردازد در حالی که این پدیده موجب تضعیف سیستم دولتی شود که بر اساس احترام به حقوق بشر و آزادی های عمومی ، شفافیت، پاسخگویی و حاکمیت قانون را  می خواهد درنظر داشته باشد..
فساد با توجه به فرهنگ انگلیسی آکسفورد اینگونه تعریف شده است: ". انحراف یا تخریب یکپارچگی وشفافیت در اجرای وظایف عمومی را از طریق رشوه و پارتی بازی" فساد را به یک مفهوم کلی از تغییر حالت ایده آل  یک دولت به وضعیت  غیر ایده آل آشکار می کند...

فساد با توجه به تعریف بانک جهانی: استفاده از امور اجرائی دولتی وعمومی برای کسب منافع خصوصی (شخصی)  که غیر قانونی است بدنبال دارد . وقتی این تعریف با نظر صندوق بین المللی پول مقایسه می کنیم، یعنی اینکه این موسسه فساد سیاسی برخوردار  از دست بلند و دراز عامدانه ی است که با هدف سوء استفاده از مزایای این رفتار، یک نفر و یا  مجموعه مرتبط  درگیر یک رابطه بازی  سیاه می شود رابطه فاسد و رفتار نمادهای اجتماعی به دنبال نقض قوانین و رفتار اجتماعی در حالی که مدعی دفاع به نمایندگی از جامعه از منافع عمومی است به یک تلبیسکاری ساده بدل می شود ...

انواع فساد:

- فساد سیاسی: سوء استفاده از قدرت عمومی توسط نخبگان قدرتمند در اهداف غیر قانونی، مانند رشوه، اخاذی، پارتی بازی، و اختلاس.  سوء استفاده از مقام دولتی (دولت) برای اهداف غیر قانونی و معمولا برای منافع شخصی مخفی است. انواع سیستم های سیاسی مستعد فساد سیاسی که اشکال متفاوت بود اما شایع ترین پارتی بازی، رشوه، اخاذی، و اعمال نفوذ، تقلب و پارتی بازی..
-فساد مالی:  نقض  کلی وانحراف مالی در قوانین مالی و مقررات حاکم بررفتار  کار اداری و مالی در دولت و نهادهای آن است...
- فساد اداری:  ارتباط فساد به مظاهر انحراف اداری و کاربردی و یا سازمانی و کسانی که با بی نظمی وبی انضباطی  در طول انجام وظایف رسمی  و شغل  عمومی بعنوان کارمند یا از کارکنان رده های مختلف در تشکیلات سازمانی قرارگرفته و دررسیدن به اهداف سازمان خلل ایجاد می کنند ..
- جرائم شرکت ها :  جرم شناسی شرکت شامل جرم یا جرایم اقتصادی در انحراف مالی یا اداری  توسط یک شرکت، و یا توسط افراد شاغل در آن شرکت  می باشد. و تخلف از قوانین مالی و مقررات حاکم بر عملکرد کار اداری و مالی در سازمانی را  در برگرفته است..
- فساد در داده ها وآمارو ارقام یا فساد دراطلاع رسانی .
- فساد درتجزیه وتحلیل وترکیب واستنتاج..
سهم خواهی وباج گیری:  یک فرد سیاسی مسئول  می تواند با استفاده از بودجه عمومی به طور غیر قانونی به این امر بپردازد که می توان آن را به اخاذی  دفتری وتجارت ازطریق منصب مقایسه کرد..
شرایط مساعد برای فساد:
• سازکار های متاقض دولتی .
• تمرکز قدرت، با این حال، تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان از مردم فاصله دارند.
• فقدان توجه به مردم سالاری یا ضعف دیدگاه به آن..
 
علل فساد:
- گسترش فقر، جهل و عدم آگاهی از حقوق فردی و حاکمیت ارزش های سنتی و ارتقاء روابط بر اساس اصل و نسب و خویشاوندی وباندبازی سیاسی .
- عدم تعهد به اصل جدایی واستقلال  بین سه قوه ی، مقننه و قضایی در نظام سیاسی و خودخواهی قدرت اجرایی فراتر از قوه مقننه وقضائی.که منجر به نقض اصل کنترل متقابل است.
-  تلاش در تضعیف سیستم قضایی و عدم تمکین به بخش حقوقی وعدالت گستری .
- کنترل ضعیف در دستگاه دولتی و عدم استقلال لازم در حوزه اختیارات.
- ضعف اراده  سیاسی برای مبارزه با فساد به طوری که برای هر گونه اقدام پیشگیرانه و یا تنبیهی علیه کسانی که در پرونده های فساد دست دارندبایدمسیری طولانی طی شود  .
- ضعف نقش نهادهای مردمی و نهادهای خصوصی در نظارت بر عملکرد دولت و یا عدم برخورداری از بی طرفی در کار خود.
- کنترل شاخه اجرایی بر تمام جنبه های فرهنگی ، سیاست های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی .
- وجود منافع و روابط تجاری با شرکای خارجی و یا تولید کننده از کشور های دیگر و استفاده از روش های غیر قانونی توسط شرکت ها و  شخص ثالث برای به دست آوردن امتیازات و انحصارات مزایای مرتبط  .
- پارتی بازی، پارتی و واسطه گری در قرار ملاقات های دولتی و انتصاب افراد در مناصب دولتی بر اساس خویشاوندی و یا وابستگی سیاسی به منظور افزایش قدرت شخصی خود و در بهره گیری  از فرصت بدست آمده و حذف فرصت های برابر از حساب مردم..
 علل دیگر فساد:
- دلایل سیاسی: به این معنی که فقدان آزادی های عمومی و جلوگیری از نظارت ونقد مردم و  تضعیف رسانه و یا اجبار به تائید و سانسور وجلوگیری از اطلاع رسانی هوشمند .
-  دلایل اقتصادی: این بدان معنی ضعف سرمایه گذاری وپراکندگی سرمایه گذاری وناتوانی در جذب سرمایه گذاری و نبود فرصت های شغلی و افزایش سطح بیکاری و فقر.
- دلایل اجتماعی: اثرات وابستگی به بیگانه و پیامدهای آن و مداخلات خارجی، و ترکیبی از اولویت بندی جناحی  و اضطراب ناشی از بی ثباتی اقتصادی و سرانه ی درآمد و سطح پایین آموزش.
- دلایل اداری و سازمانی، از جمله روش های پیچیده (بوروکراتیک) و ابهام در قوانین و کثرت مقررات موازی .
- فقدان نظارت مستمر، از سوی یک مجلس قوی و عدم پیگیری پاسخگویی بدنه ی دولت، دست اندرکاران معاملات و هر یک از مدیران دولتی موضوع طرح..
- عدم احترام  به قانون.

ابزارهای فساد سیاسی:

- قدرت طلبی فزاینده : قدرت یک محیط مناسب برای در آغوش گرفتن فساد و محافظت از فاسدان است که همین روند به حمایت و  تمرکز  فساد دامن می زند ساقه و ریشه زده و گسترش می یابد و فساد سازمان یافته شامل شبکه لابی قدرتمند خود را در پشت مقررات و قوانین  برای تفسیر دخالت فاسد در بدنه سیستم موضع می گیرد، ​​اما می توان با تسری قانون، تعقیب به کنترل آن پرداخت.
- فرافکنی و عدم پاسخگوئی صریح
-نقدینگی(پول) : معاملات مبهم  در تمام جنبه های  قراردادها ویا خارج از آن دربخش واگذاری امتیازات و پارتی بازی و  رشوه، و ائتلاف میان کاسبکاران و برخی سیاستمداران و زمینه های مورد علاقه مشترک نهایتاً در خدمات متقابل برای نمونه درانتخابات وپس از آن انگیزه های دوجانبه را تقویت می کند .

-منصب: وقتی که منصب تنها به یک افتخار و اجرای  دستور ونه بعنوان وظیفه ومسئولیت تبدیل می شود زمانی است که فرد  با ولع  و طمع فزاینده  به دسترسی به منافع ومنابع با هر راهی و به هر قیمتی به راه می افتد،و آسان تر ین روش را برای  استفاده از این اقلام  درموقعیت بدست آمده به عنوان سپر و عقبه ی پشت سربه انجام کسب و کار خود  در یک نقش خاص و با هماهنگی پنهان سرعت می بخشد.

-غفلت از مردم سالاری: هنگامی که انتخابات به گروگان  مردان با نفوذ و پولدار درمی آید او با پدیده پول سیاسی  برای خرید مطالبات و بهره برداری از مردم فقیر و ضعیف به منظور رسیدن به اهداف بعدی  تلاش افزونتری را نشان می دهد.
رسانه : هنگامی که این منبع  به یک اطلاع رسانی مخرب تبدیل شده واز حق السکوت برخوردار شده و از تمام استانداردهای مطلوب ومقایسه ی مفید عقب می افتد رسانه به یک بازاریاب از ایده ها و پروژه های فاسد و گمراه کننده برای تزریق بی حسی ذهنی و جعل آگاهی و معرفی پیروزی ها و دستاوردهای در قالب تماس های وارتباط جعلی با اطراف فاسد به منظور مبارزه با دشمن (خیالی)  ورود پیدا می کند واصل حرفه ی آگاهی بخشی بنفع گروه وجریان خاصی که حتی حاضراست استقلال کشور را مخدوش شده ببیند مبتکر تردید و شبهه افکنی می شود...

روش های درمان فساد:

- بازگشت به آموزه های دینی ، انقلابی و فرهنگی
 - تشکیل کمیته ویژه دائم   از سوی مجلس و سایر ناظران قانونی دربکارگیری اختیارات قانونی استفاده از سئوال وتذکر واستیضاح  و مراجع ذیربط در توسعه یک سیستم یکپارچه برای ارزیابی عملکرد کارکنان و انجام بازرسی های دوره ای بین گروه ها و وزارتخانه ها و تهیه گزارش انجام این کار به مردم و مجلس.
- ساده سازی و تسهیل تکمیل روند معاملات شهروندان در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی در کمترین هزینه و وقت  ممکن.
- چرخش نقش تناوبی  نخبگان و کارکنان در هر مرحله  وکار به منظور کاهش بروز فساد در تمام انواع آن .
- اعلام کارنامه و عملکرد شفاف رتبه بندی شده  که شامل بخش عمومی ودولتی با توجه به ماهیت وظایف درلایه هاو  اقشار و صنفوف  متصدی امور و  توسعه ی دانش در سطوح مختلف وتعیین استاندارد شایستگی و تجربه وکارمدی وپاکدستی.
- تعیین حقوق مکفی و مناسب موجود پس از انجام یک مطالعه مقایسه ای از توابع مشابه در بخش های دولتی و خصوصی .
- ایجاد یک سیستم نظارتی مراقب با کار مستقل موثر و پیگیری شیوه های انجام شده توسط  کارکنان در هر یک از وزارتخانه ها و نهاد را به عنوان سازمان های مردمی و کارکنان  متخصص..
- فعال شدن دولت  درخدمات به این معنا که تمام گروه ها، موسسات دولتی و شهرداری ها را تحت تاثیر خدمات وسرویس دهی مستقیم  مربوط به اولویت خدمات الکترونیکی به مردم  .
- تلاش برای پیدا کردن راه هایی برای جلوگیری از فساد بدون افتادن به یک دور باطل وجلوگیری  تخریب گسترده  ارزش سلامت کارائی وبهره وری کارکنان سالم ومقیدوبخش های غیرآلوده.
- رعایت اصل شفافیت در  همه امکانات و نهادهای دولتی.
- گسترش درک اخلاقی، مذهبی، فرهنگی (درونی کردن نظارت)و شفافیت در میان عموم مردم و روزآمد کردن نتایج حاصله..


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا برخی افراد ظرفیت رسیدن به قدرت ومسئولیت را ندارند؟

تاریخ:دوشنبه 15 خرداد 1396-10:26 ب.ظ

 
چرا برخی افراد ظرفیت رسیدن به قدرت ومسئولیت را ندارند؟
  شاید این  نوع جملات را قبلاً هم شنیده باشید روزگار مردمان خود را معرفی می کند یا اینکه  تاکی باید بدنبال مسئولی شش دانگ  درجستجو بود.یا اینکه مسئولیت وقدرت نه فقط افراد را تغییر می دهد بلکه همه ی کنه وذات درون وبرون آنها را آشکار می کند.
در دورانی که تقریباً دستیابی به هرآگاهی واطلاعات دلخواه در باره یک موضوع مطروحه تنها  فقط چند دقیقه وقت لازم دارد چرا هنوز برخی برپنهان کاری و دورشدن از حقایق اصرار دارند و فکر نمی کنند نوع رفتار و گفتار آنها باسرعتی فائقه موردتجزیه وتحلیل قرار می گیرد. و بدتراینکه شاید این عده فکر می کنند تنها خود از این بخش معلومات برخوردارند ؟
تاریخ داستان های زیادی را از چهره ها وشخصیتهائی که پس از ورود شان به  قدرت  تغییر کرده ودر موقعیت جدید برخلاف توقع مورد انتظار ظاهرشده اند نقل کرده است، و جامعه شناسان و روانشناسان کوشیده اند تا با جستجو ی علت  به کشف چگونگی  این تغییر که بسیاری از کسانی که برای رسیدن به قدرت در عمل به شیوه  های غیر اخلاقی هم دست زده اند نائل آیند،و یا سبب  تفاوت  جهشی  دریک دوره کوتاه از آنچه آنها  قبل از رسیدن به قدرت ادعا داشته اند حرکت می کنند چیست؟..
چه چیزی درقدرت وجود دارد ؟ که  اغلب کسانی که  قدرت را بدست می آورند در یک اقدام،  غالباً مشابه  مشترکند !  روانشناسان  می گویند از ویژگی های قدرت، می تواند همین باشدکه بر ویژگی های افراد برتری می یابد.
«همه نوسان قدرت بین آنچه اعلام شده و آنچه  پنهان می شود قرار گرفته است ،از مبانی عقیدتی و ایدئولوژی که چهره اعلام شده قدرت است، و بُعد روانی که نیمه پنهان آنست را باید درنظر داشت»
در آغاز،آنگونه که روانشناسان قدرت را  می بینند باید نقل کنیم: توانایی کنترل دیگران برای دریافت چیزی را که متعلق به آنها است،متوقف و یا  حرکت دادن آنها برا ی انجام اعمال خاص، پول و قدرت،وحتی لذت بردن مردم از گزینه های متعدد یک نوع قدرت به افراد می دهد.
آنچه که یک  نفر را به فردی  "بد" در قدرت تبدیل می کند،این است  او به کسی که می خواهد صدمه نمی زند ویا می خواهد به او آسیب برساند، بلکه او به کسانی لطمه می زند که  مالکیت روش آسیب زدن به آنها را در اختیار دارد ، و درست این راز قدرت و  مخزن آزمون فرد درآن می باشد..
اعتماد به نفس  بیش از حد، شتابزدگی و بی پروائی، و حتی "پارانوئید" جنون خودبزرگ بینی در بسیاری از افراد شناخته شده که به قدرت رسیده اند ثبت شده است، که می تواند به عنوان به تصویر کشیدن کاربردهای عملی  از قدرت توسعه یافته توسط ماکیاولی  یا کتاب "روانشناسی توده ها" از گوستاو لوبن  که نشان دهنده  چگونگی درک قدرت در بسیاری از سیستم های  دولتی معاصر است را مشخص کرده است ...
اولین تلاش برای درک آنچه در قدرت اتفاق می افتد به  زمانی برمی گردد که یونانیان  ، صفاتی مانند بی مبالاتی و سندرم جنون هر دو را از نتایج  قدرت  و تحت تاثیر قرار گرفتن فرد می دانستند، و آنها بروز این رفتارها  را درقدرت  برابر با مجازات خدایان برای مردم در عدم تعهد  به دستورات شان برمی شمردند...
 توضیحی دراین راستا وجود دارد : که تغییر افراد در مواضع قدرت هنگامی رخ می دهد که آنها احساس  قوی بودن دارند، در حالی عمدتادراین حالت  باید دیگران احساس ضعف کنند، بنابراین  با تصور آنچه در آن احساس صاحبان قدرت صورت می گیرد  صاحبان قدرت، واقع بین  نبوده و از قدرتی حقیقی برخودار نیستند. و از  نظر برخی اکنون نیت واقعی صاحبان  قدرت آشکار شد ه واین تنها زمانی  روشن می شود که آنها در قدرت باشند...
در یک آزمایش  که توسط دانشمندان دانمارکی  بر یک گروه از افراد انجام شده است، برای حمایت از گزینه های سیاسی، و برخی از اعضای گروه گرسنه، در کمال تعجب دانشمندان مشاهده کردند گرسنگی دارای تاثیر بر انتخاب فرد داشت ، به عنوان مثال  آنها بیشتر متمایل به سیاست برابری و عدالت در توزیع ثروت بودند ، در حالی که دیگران کمتر تمایل به همراهی همدردی با گروه اول داشتند..
این مطالعه غربی توضیح  دهنده  گرایش های سیاسی عجیب و غریب از رای دهندگان بود؛ آن ها نتیجه گرفتند که تفکر منطقی تنها  بر انتخاب های ما تاثیر گذار نیست؛ گرسنگی مردم را به همراهی با احزاب چپ و شهروندان در کشورهای ثروتمند نسبت به شهروندان کشورهای فقیرکمتر تمایل به ارائه کمک های مالی و خیریه دارند، ، و توضیح آن است که شهروندان کشورهای ثروتمند حس همدردی و دلسوزی را تجربه نمی کنند؛ و آنها  لزوم برآوری نیازهای مردم در اطراف خودرا نمی بینند..
بسیاری از مطالعات روان شناختی نشان داده است افراد یکه در قدرت هستند قادر به همدردی با مردم و به خصوص در لایه های پایین تر نیستند،  واینجا ما بایدبه آنها شک کنیم  زمانی که آنها عباراتی مانند   «ما احساس شما را درک می کنیم » یا «ما هم مانند دیگران یا (شما) رنج می بریم» چرا که آنها واقعا در مورد مراقبت وپیگیری خواسته ها و انگیزه های دیگران خیلی بخود زحمت نمی دهند ، آنها  در این موضع  با ابزار های مختلف، متفاوت هستند، و آنها درواقع ممکن است به  دچار  عارضه ی به نام «کوری عاطفی» و یا «کوری اجتماعی» مبتلا باشند ، که بین آنها و دیگران فاصله انداخته و حتی در میان اعضای خانواده می ایستد.
 یک تجربه علمی در دانشگاه کالیفرنیا تایید کرد : کسانی که در جایگاه قدرت  قرار می گیرند جستجو و پیدا کردن  احساس دیگران  برایشان دشوار است  و نهایتاً مشخص شد احساس، قدرت و کاهش انواع همدلی وهمکاری ارتباط  نزدیکی با هم دارند..
 تغییرات مغز و افزایش قدرت؟
 ممکن است یک راه ساده تر برای درک آنچه برای مردم در قدرت  اتفاق افتاده  تا آنچه به برای مردم در صفوف توده ها اتفاق می افتد وجود داشته باشد،که می تواند از زبان گوستاو لوبن در کتاب اختصاصی اش روانشناسی توده خواندنی باشد «از ویژگی های اساسی  مخاطبان، تلفیقی از اعضای آن دریک روح با یک احساس مشترک است که تمایزات شخصی را ازبین می برد و باعث کاهش سطح خرد انحصاری  روانی شده است  می توانید به درک آنچه برای فرد اتفاق می افتد را هنگام دست یابی به قدرت زمانی که از توده جدا شده است دست یابید..
یک مطالعه در سال 2014 منتشر شده نشان داد: که احساس قدرت مسیر کار مغز را تغییر می دهد و  عامل تغییر تعامل انسان با دیگران است، یک سیستم موسوم به نورون  آینه مسئول نگرش ما نسبت به دیگران و همدردی با آنها ست. و این سیستم واکنشی نشان  دهنده نوعی تقلید از اعضای این گروه  می باشد که ما را در کنارهم نگاه داشته است ،  اما شکاف های اجتماعی که سیاستمداران را از مردم جدا کرده  و آنها را تحت تاثیراین سیستم قرار می دهد ، به طوری که  اقدامات  سیاستمداران،همدردی کمتر در قدرت با مردم را آشکار می کند کهاین روند به  دلیل کار این سیستم عصبی است..
فرصت طلبی و خودشیفتگی  از ویزگیهای اختصاصی قدرت  هستند ، ما نمی توانیم بعنوان قطعاتی از یک  جمله بگوئیم که آیا قدرت آنها را ایجاد می کند و یا فقط آنها را توسعه می دهد، اما حداقل ما می توانیم این صفات را از شخصیتی که در حال حاضر به قدرت وارد می شود قطع نکنیم، اما برخی از دانشمندان تلاش کرده اند: تا  حقیقت را از طریق تجربه پیدا کنند: مقایسه گروهی از زندانیان محکوم به جرائم یقه سفید(یک گروه از مدیران)، در آزمایش نشان داد : که کیفیت  خودشیفتگی در میان همه ی زندانیان فعال است اما درمدیرانی  که از سایت های قدرت وخود شیفگی خیلی لذت می برده اند، که به احتمال زیاد در همه حال  دراین افراد  وجود داشته وپس از ورود آنها به قدرت تشدید شده است.
« قدرت اساسا راه کار مغز را تغییر می دهد» "اسکفندراوبهیا "دانشمند عصب شناس  دانشگاه ویلفرد لوربی- کانادا
امور پنهان دیگراز قدرت:
تاثیرات ظریف دیگری از سوی قدرت بر ذهن وجود دارد، در آزمونی که برای مقایسه رفتار کسانی که در قدرت حضور دارند و دیگران  انجام شده است، کسانیکه در قدرت بودند درخواست اطلاعات کمتر نموده و  وقت طولانی را به تصمیم گیری اختصاص نمی دادند، و آنها  برای حل معماهای دشوار، برای پیدا کردن راه حل  با صرف وقت زیادی در تلاش بودند، و هروقت  با کسیکه در نظر موافق آن ها نبود شنیدن را متوقف  می کردند ودر مقابل  تفاوت ها موضع می گرفتند.
 مزه قدرت درمغز شبیه به اثرو طعم  کوکائین است، که با افزایش  سطح تستوسترون  در مردان و زنان، منجر به یک سطح بالایی از دوپامین، که مسئول پاداش در سیستم مغزبوده و منجر به اعتیاد به قدرت می شود ، دانشمندان می ترسندکه با ترشح دوپامین بیشتر به اثرات منفی مانند تکبر و بی حوصلگی منجرشود. زیرا حضور ما در قدرت به وضوح  اهداف ما را افزایش می دهد.
منبع:
How and why power changes people
¿El poder cambia a las personas o revela cómo realmente eran
The Two Big Ways Power Transforms a Person
Power really DOES go to your head: Giving people a taste of authority can corrupt even honest members of a group
When Power Goes To Your Head, It May Shut Out Your Heart
El poder no cambia a las personas
rich-are-different-not-good-way-studies-suggest
Some Personality Correlates of Business White-Collar Crime


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اسد: دوران سختی درگیری های سوریه را پشت سر گذاشتیم

تاریخ:یکشنبه 14 خرداد 1396-03:48 ب.ظ

اسد: دوران سختی درگیری های سوریه را پشت سر گذاشتیم

 

رییس جمهور بشار اسد اظهار کرد که وضعیت در کشور رو به بهبود است و سختی ها را پشت سر گذاشته ایم.

به گزارش اسپوتنیک، بشار اسد رییس جمهور سوریه در گفتگو با کانال «ویوم» اظهار کرد که اوضاع در سوریه به طور محسوس رو به بهبود است که دلیل آن عقب نشینی پیوسته گروهک های تکفیری و به طور عمده «داعش» و «جبهه النصره» و از دست دادن مناطق تحت کنترلشان است. به این ترتیب وضعیت درگیری ها بسیار بهتر از قبل شده است».

اسد همچنین افزود که در سوریه اوضاع نه تنها از نظر درگیری های مسلحانه که حتی حمایت گروهک های تروریستی از سوی برخی کشورها همچنان پیچیده است. به گفته وی کشورهای ترکیه، قطر، عربستان سعودی، ایالات متحده امریکا، فرانسه و بریتانیا به این گروهک ها کمک می کنند.

پیشتر اسد رییس جمهور دونالد ترامپ را به خاطر فراموش کردن وعده های پیش از انتخابات متهم کرده بود.



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اثر فاجعه بار خروج غیرمسئولانه آمریکا از توافقنامه پاریس بر ایران و کشورهای جنوب غرب آسیا

تاریخ:یکشنبه 14 خرداد 1396-12:27 ق.ظ


اثر فاجعه بار خروج غیرمسئولانه آمریکا از توافقنامه پاریس بر ایران و کشورهای  جنوب غرب آسیا


2ژوئن /2017
کران کوک،  خبرنگار خارجی سابق شبکه «بی بی سی» و «فایننشال تایمز»، مقاله ای برای سایت «شرق میانه » در توضیح چگونگی  تصمیم   غیرمسئولانه آمریکا از پیمان آب و هوا ی پاریس واثرات منفی آن در جنوب غرب آسیا  و شرق میانه، به شرح زیرنوشته است که  ترجمه آنرا  تقدیم می نمایم:
 اعلامیه دونالد ترامپ پس از خروج از کنوانسیون پاریس در مورد تغییرات آب و هوا  با استقبال برخی از کشورها در شرق میانه موجه شده است. کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که به تولید نفت و گاز مشغولند   از جمله عربستان سعودی در بدترین حالت به دنبال  مخالفت  علنی خود  با آن بودند ...
طنز اینجا همین است که کشورهای حوزه خلیج فارس خود بزرگترین متاثر از تاثیر گرم شدن کره زمین بیش از هر کشور دیگری در این سیاره خواهند بود. گزارش های صادر شده سازمان ملل متحد  و مطالعات آکادمیک متعدد  یک عکس تاریک و دلگیر، برای آینده شرایط آب و هوایی آن منطقه را ترسیم کرده است.
"موسسه ماکس پلانک آلمان" یکی از مراکز پیشرو جهان در تجزیه و تحلیل اثرات تغییر آب و هوا - به تازگی گزارشی را منتشر کرده که نشان می دهد :  بسیاری از کشورهای جنوب غرب آسیا شرق میانه و شمال آفریقا در معرض  طوفانهای شن و افزایش شدید  سطح رطوبت قرار خواهند گرفت ...
 پروفسور "جاس لیلفیلد" از آن موسسه  می گوید : ممکن است که آب و هوای آینده در بخش های بزرگی از کشورهای شرق میانه و شمال آفریقا  تغییر جدی کند به حدی که باعث می شود حضور جمعیت در آنجا با خطرات جدی روبرو شود  همچنین این موسسه تایید می کند که تنها راه موجود پیش روی جمعیت منطقه مهاجرت است..
Image result for Trump’s climate decision a threat to life in Middle East/ Kieran Cooke
عهدنامه پاریس به دنبال محدود کردن درجه حرارت کره زمین در حدود 2 درجه سانتی گراد بالاتر از میانگین صنعتی آن بود، و آرزوداشت این روند در آینده به 1.5 درجه سانتیگراد کاهش  یابد. اما به لطف ادامه سیاست کار معمولی جاری ، با انتشار مقدار زیادی از کربن در هوا، باعث بالا رفتن درجه حرارت، درجه حرارت زمین  به یک درجه سانتیگراد بالاتر میانگین صنعتی نزدیک شد.

عده ای ممکن است که فکر کنند این مقدار  افزایش شاید زیاد مهم نباشد، اما این رقم از میانگین جهانی درجه حرارت در بسیاری از مناطق - از جمله شرق میانه - موجب افزایش  نرخ سریعتردما خواهد شد..
پژوهش های مطالعاتی صادر شده توسط موسسه ماکس پلانک  تاکید دارد که موج گرما درمنطقه طولانی خواهد بود، و  روزهائی که درجه حرارت به 40 درجه سانتیگراد حرارت افزایش  می یابد آن شرایط یک رویداد مستمربوده و  استثنا نخواهد بود در سال 2050،به احتمال ظهور 46 درجه  سانتیگراد پنج برابر سالهای آغازین قرن حاضر افزایش می یابد، و تعداد روز هائی که در آن دما به  50درجه سانتیگراد  می رسد به مدت 80 روز  در یک سال افزایش خواهد داشت.
مطالعه دیگری که توسط موسسه تکنولوژی (MIT)ماساچوست صادرشده نتیجه گرفته است، اثر سطح رطوبت بالا در منطقه مورد مطالعه، که در آینده نزدیک با فعالیت های خارجی همراه می شود در امتداد دو طرف سواحل خلیج فارس در شهرهای ابوظبی، دبی، دوحه و بندر عباس  و همچنین در سواحل یمن در دریای سرخ - خطرات آن جدی است..
به طور کلی، این چشم انداز غم افزا در این منطقه بروز خواهد کرد، اما بسیاری از دولت ها در منطقه همچنان به ادامه پمپاژ نفت و گاز مشغولند. با افزایش درجه حرارت بالا و رطوبت در آن مناطق، افراد ثروتمند  به سایر نقاط جهان فرار می کنندو در سواحل فرانسه، اسپانیا و یا آپارتمان های لندن، پاریس و یا کالیفرنیا  اقامت خواهند گزید. و دیگران باید به رنج در خانه های خود در شرایط بسیار دشوار بسر برند..
منبع:Trump’s climate decision a threat to life in Middle East/ Kieran Cooke
 تهیه  وترجمه : نجوای کنگان
 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صحت انتخابات شورای کنگان تائید شد اما نفرین آن برجا ماند.

تاریخ:شنبه 13 خرداد 1396-09:53 ب.ظ


صحت انتخابات شورای کنگان تائید شد اما نفرین آن برجا ماند.

 فرقی نمی کند نتیجه ی انتخابات شورای کنگان را چگونه تحلیل کنیم،از پائین بالا یا بالا به پائین هردوروش یک نتیجه را تفسیر می کند بابی فراتر وبالاتر از قانون باز شد و مشخص شد که هستند افرادی و ابزارهائی که قانون ومطالبات مردم را به هیچ می انگارند وبنابراین حالا حالاها باید منتظر بد فرجامی متوالی آن بود...
در فضای معنوی ماه مبارک رمضان  رفتن به وادی انتخابات، از جهت اینکه صلاه و صیام وقیام،همواره  بخش اصلی از ایمان و اخلاص وپیروزی بر نفس وهواى درونی وطرفهائی است که انتخابات را بدیلی برای نداشته های خود می دانند لازم است از ابعاد مختلف و سوء نتایج مترتب برآن ازاین منظر پرداخت،
در آغاز بگذاریم اعتراف  درون سرزنشگر خودرا پیرامون  بحرانی که این روزها  برجامعه ی انتخابگر وانتخاب شونده سایه انداخته است بصراحتی تمام  بیان شود زیرا بازندگی برازنده مردم ما نیست و چقدر آسان است که بگویم همین قربانیان دیروز انتخاب شورا  می توانند طرفی موثر در حل  مشکلات بجا مانده باشند وبجای اینکه  تماشاگر میان  دو طرف ماجرا باقی بمانندهمواره پرسشگری خود را در راستای حصانت وامانت انتخابات مطرح کنند ،چون این  واکنش دائم وجود دارد که برمسیر صحیح اتفاق نظر حاصل می آید وبر روشهای نادرست همیشه سایه تردید ونگرانی وجود خواهد داشت.
که آنچه مایه نگرانی وعدم پذیرش دراین نوع جمع آوری رای  بود از جهت لوث شدن و وبی قیمتی ادعاها و سکه بازی در ماجرای مرتبط ، آنچه از تجربه  حاضر شده بعنوان ذخیره برای آینده می ماندهمه چیز مشخص است بویژه اینکه دست های پیش وپشت پرده لورفته وموج بی اعتمادی به این لایه بیشتر شناخته شده ومعلق بین نفی ونهی افزون تراز همیشه آشکار شده است ...
شهروندان وقتی  به تعداد آراء و فهرست هفت نفر و باقیماندگان درلیست  وچگونگی رهیابی به شورا ی شهر نگاه می کنند طبعاً حق دارند کیفیت کسب وجذب آراء را  با توجه به تحرکات بورسی و بیزنس با توجه به پیامدهای آن کنار هم  بچنیند و حجم اتفاق چندش برانگیز افتاده را بارها وبارهامرور کنند وگاهی این افكار در ذهن آنها  متبادر می شود  که آیا یک مجموعه می خواسته چنین حادثه ی رقم بخورد یا صحنه کاملاً اتفاقی وتصادفی بوده است تا حدود وثغور بی تفاوتی و یا معامله ی حساب شده نهایتاً این جریان را به این سمت وسو بکشاند ... درست شاید هم این باشد که غیاب مبانی دقیق یک انتخاب درست و نداشتن توجه به نکته اهم یعنی قانوگرائی و شایسته سالاری و فقدان ارتباط انتخاباتی موثر میان گروه نخبگان و صاحبان تصمیم و مجموعه انتخاب کنندگان در پایان موجب اقناع به هرچه "برآید" وهر که "سرآید" شده است؟
 طبعاً میدان داران صحنه ی انتخابات بویژه ناظران بالادستی آن یعنی نماینده مجلس وطیف مراقبین پائین دستی نباید راضی به این پدیده با این وضعییت باشند که از ایشان دراین راستا  تاکنون موضعی اعلام نشده که درمجموع به نفع مردم و شهر باشد و درمجموع لبخندرضایت برلبان کسانی نشست که خود موجب این لجام گسیختگی انتخاباتی و افسارگسیختگی بی محابای خریدوفروش رای  باشند.در پایان باید اشاره کرد : نمی توانگفت آن شد گذشت چون سرنوشت مردمی دراین شهر محروم به دست باد و مه وخورشید فلک  سپرده شد تا بازهم شاهد این باشیم که به نشد وبدتر شد . و چیزی نمی ماند برای ما جز بگوئیم نفرین براین بی تدبیری و  ضعف و عجز دربرابر قانونگریزان و مماشات با کاسبکارانی که رکورد بازارسیاه و  رای تباه را شکستند.و حکم همکاسگی و همپیالگی را از حساب این شهروندان آزرده خاطر کاستند وامضاء کردند...



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درخلاصه وترجمه ی این کتاب آمریکائی : مسلمانان حق دارند نگران دین ، فرهنگ وهویت خود باشند

تاریخ:شنبه 13 خرداد 1396-07:38 ب.ظ

 Image result for The Islamic Enlightenment: The Struggle Between Faith and Reason, 1798 to Modern Times
عنوان: روشنگری  اسلام .. ایمان  و منطق
- نویسنده: کریستوفر D بیلاگو
- ناشر: بنیاد لیورایت
- تعدادصفحات Hardcover, 432 pages
Published April 4th 2017 by Liveright تاریخ انتشار  نسخه: اول / آوریل 2017

 کتاب "روشنگری اسلامی ..."نوشته ی روزنامه نگار آمریکایی کریستوفر D بیلاگو  مورد توجه منتقدان  در ایالات متحده  از بسیاری جهات پس از گذشت چند هفته از انتشار آن واقع گردیده است اما نکته قابل توجه این است که بسیاری از منتقدان از همه عقاید توافق کردند که این کتاب " پاسخ کربونیزه "شده ای  به فراخوانی است که پس از حوادث 11 سپتامبر سال 2001 علیه اسلام  پدید آمده  و خواستار باز بودن و پذیرش دیگران توسط جهان اسلام شده است...
نویسنده که به عنوان یک گزارشگر در شرق میانه برای دو روزنامه، گاردین و ایکونومیست کار می کرده  تلاش دارد که ثابت کند: این جهان اسلام بوده که همیشه مشتاق به دانستن و آغوش باز درمقابل دیگران بوده است ، و افتخار می کرده که  از تجارب کشورهای دیگر بهره مند شود ،  ودراینجا باید غرب را مورد سرزنش قرار داد که همیشه بدنبال  پیدا کردن روزنه ی برای شکاف و جدائی  دینی وفرهنگی غرب از جهان اسلام  بوده است
کتاب روشنگری اسلامی در درجه اول به تاریخ شرق میانه از سفر ناپلئون بناپارت به مصر در سال 1798 تا زمان حاضر با تمرکز بر سه پایتخت مهم اسلامی می گوید: که آنجا مرکز حوادث در قرن های گذشته، یعنی قاهره، استانبول و تهران بوده است،  که  هر کدام فصلی رابه خود درمیان شش فصل  کتاب به خود اختصاص داده اند..
نویسنده با اشاره به موضوع می گوید: این یک مثال زنده است که برخلاف ادعای غرب،  دنیای اسلام دروازهای ی خود را برروی جهان نبسته است . بلکه این غرب بوده ،که  به جهان اسلام  پشت کرده است، و گوش  خود را بر روی او بسته وحرف اورا نمی خواهد بشنود  .
نویسنده توضیح می دهد : شکاف بین غرب و جهان اسلام از صدها سال وجود داشته، اما دامنه ی  آن به طور چشمگیری به تازگی گسترده تر شده که عوامل متعددی در آن نقش داشته که  مهم ترین آن عبارتند از: اعمال خشونت  به نام اسلام و مغالطات تاریخی، چشم انداز پوشاننده ذهنیت برتری خواه غربی ،که ذهن سیاستمداران و نویسندگان غربی را فراگرفته است. .
این کتاب با تمرکز بر یک نقطه نظر می گوید :  که تعامل غرب با اسلام یک تعامل بیهوده  است، چون در آن رسانه ها واندیشمندان غربی از متفکران و تحلیلگران جهان اسلام درخواست  باز کردن فضا و اصلاح فضائی دارند که امکان پذیر نیست و آنها از مسلمانان میخواهند که از حساسیت خود  درمقابل انتقاد از پیامبر و دین و یا کتاب مقدس شان  دست بردارند ..
اما صاحبان آن دسته ازاین افکار  به طور کامل فراموش کرده اند که آنها در این چارچوب به گفت و گو نپرداخته اند  بلکه  تجربه خود را  عرضه کرده اند ، در حالیکه هیچ منطقی وجود ندارد  که بگوید  حتماً این امر و تجربه  را  مسلمانان و یا دیگرادیان باید تکرارکنند و به  قدم برداشتن  به جای قدم  دیگران ملزم باشند..
و پس از آن  نویسنده  درمقایسه عصور گذشته نسبت به دوران مدرن می گوید: که غرب امروز پر از مسلمانان مسالمت جو شده که در زمینه های مختلف سرآمد هستند  ولی این سئوال را باید  اکنون پرسید: آیا   غرب با آنها همانطور که آنها با غرب تعامل داشته اند تعامل کرده است؟ که اینطور نیست  با اینکه آنها در مرکز نقطه ی تتغییر پذیری قرار گرفته اند و دراین موضوع می توان تجارب متعددی را نقل کرد؟ ... آن ها تغییرات یکطرفه را پذیرفته اند که خود درآن نقش وتعریفی ندارند...
این کتاب  با  مطالعه مسیر تعامل مورد بحث از تمام جهات ثابت می کند:  کسانی که مدافع آزادی اسلام از منظر تجربه خود هستند درواقع  آنها از خود و از تجربه باریک وتنگ نظرانه جامعه غربی خود می گویند  و آنها به دنبال به تصویر کشیدن  جامعه شرقی به عنوان یک گروه از مردمی که  از نظرفکری نابالغ هستند ویا هنوز  بخشی از زندانیان قرون و اعصار گذشته هستند تلاش کرده اند که اینگونه آنها را تصیف کنند ؛ که این تلاشی منفی است، نمونه هایی که در رد این فکر وجود دارد و با استدلال قوی آن رامطرح کرده ام دراین کتاب می بینید .. کم درک بودن  و عقب ماندگی جهان اسلام از نظر  غرب ها ، در فصل دوم این کتاب به استانبول اختصاص داده شده  که سفرنامه و نوشته کاشفان اروپایی ومستشرقین از دلایل گسترش این رویه است.
برای بررسی این موضوع تجربه ی روزنامه نگار ایتالیایی"ادموند د آمیسیس"  که  از جمله ی بازدید کنندگان از مراکزی در جهان اسلام بوده جالب توجه است، او فقط  یک هفته در استانبول به سر برده، و سپس به کشور خود بازگشته تا در مورد آنچه  از جهان اسلام دیده گزارشی ارسال کند ، اما او پس از آن چه در مورد تماس محدود با جهان اسلام داشته می نویسد : "آنجا فاقد شرایط لازم برای نوشتن من  است.
کریستوفر در این کتاب همچنین به علت ظهور اسلام سیاسی و ظهور جنبش های رادیکال اسلامی، اشاره کرده ومی نویسد: طبیعی است که آنها در واکنش به جریان فکری بوجود  بیآیند که در قرن بیستم سلطه برجهان را به ارمغان آورده است،که در آن مبارزه بین ایدئولوژی سوسیالیسم و سرمایه داری نیز بشدت ترویج پیدا کرده بود.
هرکدام ازاین جریان اخیربه دنبال این بوده اند تا  بر بزرگترین بخش ممکن  از جهان تسلط یابند، مسلمانان این اهداف را دیده اند، و زنگ خطر رابه صدا درآورده اند چون آنها احساس می کنند نیاز به سپر نوآوری وشیوه های حافظت از فکر و حفظ حریم خصوصی و هویت خود در مقابل جهان غرب دارند..
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:  The Islamic Enlightenment: The Struggle Between Faith and Reason, 1798 to Modern Times
by Christopher De Bellaigue


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درخلاصه ی این کتاب: آمریکا دوست دارد سواری کنداما پایش به رکاب نمی رسد

تاریخ:جمعه 12 خرداد 1396-12:24 ق.ظ


چماق بزرگ  : محدودیت قدرت نرم وضرورت قدرت نظامی
Image result for Eliot A. Cohen, The Big Stick:  The Limits of Soft Power and the Necessity of Military Force
چوبدستی بزرگ: محدودیت های قدرت نرم و ضرورت  نیروی نظامی

نویسنده :  الیوت ای. کوهن
 
Eliot A. Cohen, The Big Stick:  The Limits of Soft Power and the Necessity of Military Force, (New York: Basic Books, 2017)
 
از زمانی که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، خودرا بعنوان یک ابرقدرت مطرح کرد، سیاست خارجه اش بر مقوله مشهور رئیس جمهور اسبق آمریکا،تئودور روزولت (1901-1909) " متکی بوده است : "به نرمی حرفت را بزن ، ولی چماق خشم آلودوبزرگت را بالا داشته باش".  واین کشور همواره تطبیق این روند را از دوره رقابت با شوروی سابق و عصر جنگ سرد حفظ کرده است...
اما امروز،بسیاری ازآمریکائیها  فرایند نظامیگری جهانی آمریکا را محل شک وتردید دانسته و آن را بدون فایده می دانند و  آنها براین باورند که دوران نظامیگری آمریکا به پایان رسیده، واصرار برآن غیر ضروری وخطرناک است، بخصوص که خسارات وتلفات سنگین وآشکار نیروهای آمریكا در دوجنگ افغانستان (2001)، وعراق (2003) این مسئله را اثبات کرده است.
 از سوی دیگر الیوت كوهن، استاد پژوهش استراتژیک درداشگاه  جانز هاپکینز،  ومشاور  سابق وزارت خارجه آمریكا، در کتابی،که همزمان با بقدرت رسیدن رئیس جمهورجدید، دونالد ترامپ، نوشته است باردیگر براهمیت قدرت نظامی آمریکا  ، در تامین امنیت آن کشور وترویج ارزشهای  آمریكا تاکید دارد . این کتاب بریک استدلال اساسی تکیه دارد که مفهوم آن این است:قدرت جنگ سخت هنوز هم برای سیاست خارجه ی آمریكا لازم است، ولی باید اعتراف کرد  که ایالات متحده باید در بکارگیری آن بسیار محتاط باشد .
 
تهدیدات اصلی موجود:
 
نویسنده توضیح می دهد : که اکنون جهان بهوضعیت خطرناک ونا امنی رسیده است، ودرکنارهمه ی این ها  فهرست تهدیدات جهانی عبارتند از  :  درخشش تسلیحات و اوج موضع گیری چین،   اشغال  شبه جزیر ه کریمه وشرق اوكراین بوسیله ی روسیه، تهدیدات اتمی كره شمالی وایران، وگسترش گروههای ترویستی افراطی  مانند داعش.
 
  كوهن  درادامه می افزاید : برای مقابله نظامی با چین و روسیه، وسایر قدرتهای ضدآمریکائی ،  به توسعه ی مستمر گزارش های نظامی  آمریكا سخت نیازمندیم ، بویژه که فراوانی فرضیه های اشتباه در این چرخه  در سالهای اخیر افزایش یافته است، برای نمونه یکی از خطاهای ثبت شده دراین نوع گزارش ها این بوده است: که روسیه  از نظر اقتصادی فوق العاده ضعیف است و نمی تواند هیچ گونه اقدام نظامی خارجی را انجام دهد .
 
اهمیت نیروی نظامی:
 
  كوهن دربخشی دیگر ازکتابش اشاره میکند : اگر ایالات متحده  از جایگاه پلیس بین المللی کنار زده شودو شکست بخورد در معرض مخاطرات گسترده ی مانند اعتراضات، خشونت، واستبداد  قرار می گیرد که از دهه ی 30 قرن گذشته بی سابقه است.
وعلیرغم اهمیت توسعه ی نیروی نظامی، و بودجه ی های سنگین نظامی آمریکا   قدرت دولت  این کشور در وفای پرداخت دیون بشدت کاهش یافته است، با توجه به شرایط پیش آمده حتی اگر کاهشی در بودجه ی نظامی صورت گیرد اوضاع مالی واقتصادی کشور خیلی بهتر نخواهدشد .
وبا این وجود همه ی اینها  نباید برا تراکم بیش ازحد وانبوه    قدرت نظامی وبکارگیری  آن  اصرار داشت  و حضور رژیم هائی که از مقابله با آمریکا نگرانی ندارند و گروههای هکری وگروههای تروریستی نیز مانعی جدی بشارمی رود چرا که این روش هزینه ی سنگین اخلاقی وانسانی را برما تحمیل خواهد کرد...وگرچه قدرت نظامی راه حل خوبی برای همه مشکلات موجود نیست باید در افزایش قدرت نیروی دریائی آمریکادر خلیج فارس بیشتر تلاش کرد تا از بلند پروازیهای ایران جلوگیر ی شود  و درکنار آن لزوماً از جنگ نرم نیز باید بهره گرفت.
و كوهن در پایان نتیجه گیری می کند: همه نامزد های ریاست جمهوری آمریکا در حین مبارزات انتخاباتی  شعار کاهش نظامیگری آمریکا را طرح می کننند  اما پس از رسیدن به کاخ سفید ناچارند با جهانی روبروشوند که این را می خواهد! وترامپ نیز از این قاعده مستثنی نیست وبراساس گزارشات نظامی واصله تصمیم گیری می کند.
تهیه و ترجمه:نجوای کنگان
 منبع :Eliot A. Cohen, The Big Stick:  The Limits of Soft Power and the Necessity of Military Force, (New York: Basic Books, 2017


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :753
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...