دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

سهم صبردرارتقاء عقلانیت اجتماعی

تاریخ:سه شنبه 3 مرداد 1396-09:54 ب.ظ

بسم الله الرحمان الرحیم
نام  مقاله:
سهم صبردرارتقاء عقلانیت اجتماعی
نویسنده اسمعیل مختارپور... کارشناس ارشدعلوم قرآن حدیث
..ازصفات پسندیده بشری که انبیاء عظام همواره برآن صحت تاییدگذاشته وآرزوی دارابودن آن نزدهمگان امری رایج وپسندیده است صفت پرارزش، (صبر،حوصله،تحمل وطاقت)به عبارتی ظرفیت است.ازآنجایی که آدمیان بعکس سایرموجودات که ازدوویژگی عقل وغریزه برخوردارند،این دوصفت انسانی مدام درنزاع وکشمکش می باشند وآدمی همواره انتخابگرصحنه های پرغوغای مقتضیات درون خوداست و اگرخدایی نخواسته دنبال هوای نفس ومطلق غرایزرفت، سیردرعالم حیوانیت نموده ومقام خودراتاحدحیوان تنزل داده ، ودرجایی قران کریم مدعی پست ترازحیوان بودن آن ،برای انسان شده است امااگردرمسیرعقلانیت وفراترازغریزه گام برداشت وغرایزخویش راتحت فرمان عقل سکان داراصلی بدن قراردادوبه سوی آن مقصدروانه گشت ره به سوی فطرت عالی وخداجویی بازکرده واین انسان دیگرنماینده خدابرزمین است همان گونه که خدادرآغازخلقت وعده آن داده بوددرسوره بقره آیه 30..اذقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه.....هنگامی که خداوندبه فرشتگانش فرمودمن می خواهم نماینده خودرابرزمین قراردهم(بوجود  آورم)ویادرسوره اسراءآیه 30می فرماید: ولقدکرمنابنی آدم وحملناهم فی البروالبحرورزقناهم من الطیبات وفضلناهم علی کثیرتفضیلا ...ومابنی بشرراکرامت دادیم وانان رادرخشکی ودریاتوانی جابجادادیم وآنان راازپاکی ها،روزی دادیم ووی رابربسیاری ازموجودات برتری دادیم.خود تاییدی است (بربرتری عقلی انسانهابرسایرموجودات خلقت)
 درمیان اقسام صفتهای الهی که می بایست ادمی بنابه تکلیف خودکه (نماینده خدادرزمین) است ومرتب آن روبه منصه ظهوربرساندصفت صبراست که نشانه تعادل وظرف،ظرفیت وجودآدمی است .بروزوظهوراین صفت دراجتماع ومجتمع انسانی نشان ازسلامت بهداشت روحی ،جسمی وروانی افراددارد.قرآن کریم درمواردمتعددی براینامر صحه گذارده وازان به عنوان زیبایی خلقت یادکرده و فرموده است. فاصبرصبراجمیلا.(سوره معارج آیه 5)این صفت رابارزترین صفت انسانی دربرخوردباانسانهای جاهل،نادان،عجول وپرخاشگر به عنوان یک راهکارعملی لازم، معرفی فرموده است درمقابل این صفت عالی صبر،صفت خشم وعصبانیت وغضب  بروزونموددارد.درنگاه کلی اساسامانمی توانیم منکراین صفت شویم ومزیت این صفت رانادیده بگیریم همانگونه که برای پایداری جوامع وارتباط دوستی مستحکم صفت خشم،اعتراض، غضب وعصبانیت لازم وضروری است برای حفظ بقاءوادامه آن نیزلازم است. برای این صفت ثابت وعالی درشکل تکامل یافته خود می توان ازواژه های معادل آن نظیراستقامت، دفاع،ایستادگی ،خشم وغضب کنترل شده تحت محدوده عقل تعریف شده، وچهارچوب مشخص شده آن برای حفظ ادمی وبقاءجوامع بشری لازم وضروری است ،مثال آورد.
 گروهی نیزدرعالم واقع وازسرقضاوت یک جانبه گرایانه وجوداین صفت(خشم وغضب)رااضاف برسازمان هستی دانسته ودرتمثیلات وعبارات وگفته های روزمره خویش ضرورت وجودی وی رانفی کرده وعامل بروزوظهورجنگ هاوکشمکشهادانسته وبرهستی وطبیعت آدمی به دلیل وجودهمچوصفتی ایرادگرفته اند.علی ایحال این خودانسان است که این اشرفیت وپتانسیل راداراست که بتواندجانشین خدادرزمین باشدو دست به ظرفیت آفرینی مجددبزند ورفته رفته به افزایش سعه وجودی خویش بپردازد لذابایدهمواره این صفت عالی لحظه به لحظه ارتقاء وافزایش دهد.ازسویی درمجتمع های بشری وجوامع امروزی می بینیم گروهی هستندکه به علت عدم غلبه برغرایزدرونی وتوجه میل شدیدبه غرائزعلاقه خودرایک طرفه کرده ومقهورانواع غرایزدرونی وذاتی خودشده اندتاجاییکه تعادل انصاف وعقلانیت راازدست داده ویکسوگرایانه تابع، تسلیم وبنده غرایزآنی وجلوه صفات غیرانسانی خویش شده وان رامطمح النظرقرارداده اند ودرپیشروی وحفظ بقاء غریزه جدیت تام ورزیده ودرره رسیدن به آرزو،آمال، قصرهاوبرجهای درون خویش راآذین بندی نموده اند وبه چیزی غیرازاین نمی اندیشندورضایت نمی دهند.
 وصول سریع به این اهداف متمرکزبیرونی ودرونی خویش باضابطه عقل ومعیارهای موجودانسانی هم سووهم رتبه نیستند لذا تلاش بی حدوحصری می کنندتادراین راه موفق شوندغافل ازاین که موجب ریختن آبروی خویش ودیگران وزحمتی بلاوصول به منتهای آرزوی ذهنی است، مضافاشایدانسانهایی باشندکه برای وصول به  مشتهیات نفسانی ومیل گرایی مفرط خویش موقتادسترسی بیابندبه فرمایش قران کریم "من یریدالعاجله عجلناه مانشاء
[سوره اسراءآیه18].آن کس که متاع زودگذر..دنیای مادی...رامی طلبدآن مقدارازان راکه بخواهدوبه هرکس که  اراده کنیم، می دهیم ودرادامه ایه شریفه......درحالیکه مذموم وازدرگاه خداوندرانده شده است.بسیاری ازمردم باوجوداین ایات روشن وبین متنبه نشده ومرتب اسب بخت خودرابه طرف آمال وآرزوهای دست نایافتنی می تازندوازتمام آبرووداشته های بشری موجودخوداستفاده می کنندتابه اصطلاح پیشرفت
کنند بطوری که اصول اولیه انسانی نظیر  اخلاق زیرپاگذارده ونسبت به هم نوعان شریف خودتهمت وآزاروایذاء واردمی کنندکه مصداقاًبه برخی ازاین موارد دردسرسازاشاره می کنم
1).برخی افرادازآرزوهای زودگذردنیایی وغیرضروری بحسب فطرت اولی نمی توانندچشم پوشی کنندنظیرخریدماشینهای لوکس وغیرضروروگران قیمت یاساختن ساختمانهاوبرجهای بلندیاچشم هم چشمی هایی که ناشی ازروندوپیشرفت کاذب جلوه شهرنشینی وشهری گری است که مبناوسنخیت صحیحی باتمکن ودارایی وشخصیت حقیقی وکرامت نفسانی آدمی ندارد.شخصیت وآبروی خودرابه مخاطره انداخته، وای بسابرای جلب رضایت اقوام وفرزندان خودموجب دردسرشده ودرراه تهیه وتحقق این آمال وآرزودست ازپای نمی شناسندبه زبانی ساده( برای راحتی وآسایش ودنیای دیگران، آخرت خودراتباه کرده وبه بهای اندک می فروشد.)اینجاست که خیلی ازخواهشها ونقشه های دنیایی امکان تحقق وفراهم شدن ان برایشان میسرنیست مثلاباتوسل به انواع قرضهاازاشخاص ویاتوسل به بانکهادرقالب تسهیلاتی نظیروامهای مضاربه ،جعاله،قرض الحسنه،یاخریدخانه،انواع وامهای معاملاتی دیگر که آن هم خود،بشرط تحقق واعطا، ازنظردینی وشرعی ضمانداراست.زیرا قانونگذارتسهیلات، ازمانخواسته پول وسپرده مردم دربیت المال رادرراههای غیرمتعارف وتعریف نشده درقالب تسهیلات، صرف وهزینه شودحال برای تحقق این خواسته ناچاربه ابتیاع ضمانت اجرایی ووثیقه می گردد.بنابراین ازاقوام درجه یک،دوستان،همسایگان همکاران.وغیره بدون درنظرگرفتن مسائل شرعی وام وکارکارشناسی نظیرقدرت استردادوجوه عاریتی سرمایه درزمان وموعد مشخص، طلب ضامن معتبر می گردند.حال شایددراین موردضامنی پیدانکردندویاکسی ازضمانت فوق سرباززد
 فردمتقاضی وام بدنبال فرددیگری وبالاخره این پروسه تحصیل وام تکمیل می شود.ولی وای بحال اولین فردی که نتوانسته ضامن بشود.متقاضیان شروع به انواع تهمت آزارواذیت وپرخاش ودرنهایت ریختن آبروی طرف.وحتی افشای اسرارخانوادگی وآبرویی وی می شوند.واخرین مرحله قهری وپاره شدن پیونداخوت وبرادری، تازه درصددانتقام نیزبرمی آیند. حال اگردرموضع انصاف وعدل برآییم قرارنیست برای هرآسایش وخواهش اقوام ازنوع مشروع وضروری یاغیرمشروع وغیرضروری سایرین به رنج وتکلف وزحمت بیفتند.وماچگونه مدعی انسانیت ،اخلاق،انصاف،ودینداری کنیم درحالی که حاضرشویم برای مطامع مادی ومانورمادیت اشیاءولوازم مادی خود،زندگی دیگران رابه مخاطره جدی بیندازیم 2)ازعوامل قهری ،اختلافات ومجادله  شدید،چشم هم چشمی هایی می باشدکه اقوام وخویشاوندان درمراسمات شادی نظیرجشن اعیاد،وسال روزتولدها،ازدواجها ،جشن فارغ التحصیلی ها وشرکت درمراسم عروسی ومکانهای شادمرتبط است،می باشد.شرکت درمراسمات شادنیزسازوکارمخصوص ولازم به خود می طلبدازقبیل لباس نو،لوازم وابزارآرایش،ووجودجواهرآلات وطلاومتعلقات به آن وانواع تقدیم کادوهاوهدیه دادنها.وشرکت دراین محافل می طلبدشخص  مسلمان وجهه انسانی وایمانی خویش رامحفوظ نگه داردوازاسراف وتبذیربپرهیزدشرکت درشادی دیگران امری معقول وبجاست .امابه رنگ جماعت درامدن ازنظرپوشش وآرایش وحمل زیورآلات صحیح انسانی وشان پسندنیست وتازه این جاست که رسالت اصلی فردمسلمان درنمایش وقار،عفت،عزت،طراوت وتبلیغ مردوزن مومن به اسلام بایدبه نمایش گذاشته شود.زیرامسلمان همواره موردابتلاء وآزمایش است، مگرماقبول نداریم که عالم محضرخداست ودرمحضرخدامعصیت نکنیم.آیامانورآرایش ومدگرایی وشرکت دراین مواردمی طلبد که ادمی خودرابه زحمت وتکلف بیندازدکه برخی شرکت کنندگان چنان مست ومبهوت جومجلس قرار بگیرندکه حاضرشوندکلیه وسایل ولوازم زندگی خودراحراج نمایندتابتوانندشبی دراین مانورقدرت لوکسی وباصطلاح باکلاسی شرکت کنندونزدسایرین چیزی کم نیاورند حال اگرلوازم ووسایل حضورآماده وعملیاتی نشد،آیااعتراض،خشونت، پرخاش،درگیری لفظی ومجادله وقطع علاقه خانوادگی ویاعدم شرکت شروع نمی شود؟اینجاست که جاپای شیطان باز می شودهمانی که دراتش افروزی وعداوت ودشمنی ومجادله دست قوی برآتش داردبیاییم به توصیه قران گوش بدهیم که می فرمایداسراف کنندگان برادران شیطانندوهماناشیطان به پروردگارش ناسپاس بوده است.حیف نیست به جای این که درمجالس خود،خودمان باشیم علاقه،شادیها،رضایت ،سرورباطنی واخلاق رابرفرزندان واهل منزل خودتلخ وتلخ ترکنیم شروع به قطع رابطه وارتباط خویشاوندی کنیم وخودراازابرازاحساسات صمیمی وعاطفی محروم کنیم
 3)ازدلایل قهری دیگری خودبریدگی اقوام، ازاقوام وانواع خواستگاریهایی می باشدکه بعضامنجربه قبول خانواده طرف مقابل قرارنمی گیردو خودبخودموجب قطع ارتباط فامیلی،قومی وآشنایی می شود که این خودراهکارمناسب قابل قبول تری می طلبدکه براثرمیل یک طرفه به وصلت وارتباط زناشویی بایدبه فاکتورومولفه های لازم نظیرهم کفوبودن .ایمان. شان.اخلاق.اصالت ونجابت خانوادگی هم سطحی تحصیلات، .اعتدال.وعقلانیت وپرهیزازمتغیرهای عامل احساسی ومقطعی درهردوطرف ویژه زوجین بصورت خاص،واعلام علاقه وتمایل ازخانواده هابصورت عام اعمال واعلام شود .حال این چه جای قهر،خصومت،تخاصم ودرگیری دارد.حیف نیست آدمی وعواطفش  درخاموشی بی مهریسردنمایددرحالیکه در این دوخانواده اعضای دیگری نظیرزنان وکودکان هستندکه این قهری وتخاصم وانزواگل روح وجودشان راپژمرده کرده وآنان رادچاربیماریهای روحی ،عدم ثبات تعادل ومثبت اندیشی می کند.مگربجزخانواده جای دیگری برای رشدوتعالی بخشی شخصیتی وجوددارد؟بخاطردلزدگی وگفتن خیریاجواب رددادن به طرف مقابل ریشه های دوستی چون وچندساله خانوادگی وحتی محرومیت ازسلام وعلیک ساده،درکوچه وبازاروعلاوه بر دشمنی میان این دوخانواده برای سالهای متمادی آیاارمغان دیگری بدنبال دارد؟اگراین عملکردوجنگ آوری یک طرفه روبه دادگاه عقل ووجدان ارجاع دهیم می بینیم که دراین شکاف وگسستگی اصلاطرف مقصری وجودندارد.زیراازامتیازات اساسی وبدیهی انسان برسایرموجودات این انتخاب هدیه الهی وفطری آدمی است که وجه تمایزاورااز سایرموجودات می رساندوفطریاتی نظیرحق انتخاب اراده اختیار،گزینش،وآزادی دوست داشتن که حق طبیعی اوست و قانونگذارآفرینش دردرونش به ودیعه نهاده است .راخدشه دارکندمی کندحال منطقی است که این ویژگیهای ذاتی وبالقوه راانکار،ابطال وحتی باآن به معارضه وتقابل برخیزیم ودرسایرمواردوموقعیتهای زندگی طرف مقابل رازیربمباردمان تهمت،کینه،انتقام جبران مافات برآییم وهیچوقت طرف مقابل رانبخشیم وزندگی خودراازروال عادی وطبیعی خارج کرده واخلاق خودوخانواده رابه حاشیه ببریم ودامنه دشمنیها وقهرها وآسیب های اجتماعی دیگررادامن بزنیم وکمک به گسستن پیوندعاطفی کنیم.مگربه حکم عقل واندیشه ادمی ذاتامدنی الطبع وجامعه گرانیست؟این جاست که این ندای قرانی ماراهشدارمی دهدومیفرماید..ادفع بالتی هی احسن فالذی کانه ولی حمیم..
 راهکاره قرانی ودوری ازتقابل این واکنشها .درسوره مبارکه مائده ایه 91خدامی فرماید(انمایریدالشیطان ان یوقع بینکم بالعداوه والبغضاء....هماناشیطان می خواهدالقاء کندوبگذارددشمنی وکینه وستیزه جویی.بعدازعامل اصلی یعنی(...دشمنی وستیزه  جویی)ذکرسایرمصادیق وجدایی می پردازدکه برای همه ماهشداردهنده است....خداونددرایه34سوره مبارکه فصلت می فرماید...ولاتستوی الحسنه بالسیئه ادفع بالتی هی احسن کانه بینک وبینه ولی حمیم."نیکی بابدی یکسان نیست.پس توبدیهای مردم رابابهترین عکس العمل دفع کن تاان کسی که بین توواودشمنی وقهراست چنان شودکه گویی دوست مهربان است"..یعنی ای رسول ما،دعوت به سوی خداباداشتن خصلت نیک وبانداشتن ان ازجهت تاثیرونفوذدرنفوس یکسان نیست.پس لاجرم توبدی رابابهترین راهش دفع کن...مثلاباطل راباحق بران.وجهل راباحلم وبردباری دورکن وبدی انهاراباعفووگذشت تحمل کن،دراین صورت است که ناگهان می بینی همان دشمن سرسخت آن چنان دست ازدشمنی برمی داردکه ماننددوستی شفیق ومهربان می شود.وآخرین نسخه شفابخشی که قرآن این کتاب تکوین برای چنین انسانهای پرتوقعی،زیاده خواه ودرنهایت پرخاشگروبی منطق وگلایه کن درسوره مبارکه فرقان ایه63آورده ومی فرماید.عبادالرحمن الذین یمشون علی الارض هوناواذاخاطبهم الجاهلون قالواسلاما.بندگان خداکسانی هستندکه درزمین(بدون تکبرورخوت)راه میروندواگرفردجاهلی به آنان بدگفت(یاتوهینی)کردبه آرامی ازکنارش ردمی شوندودرپاسخ آنان سلام می گویند .تذکر➖➖➖➖➖درشرع مقدس نیزآمده است که فردمسلمان صلاح نیست فریادعصیانگری واعتراضش بلندبلندبه گوش مردم برساندوراهکارهای زیردرصورت پایمال شدن حقش درجامعه یاتوسط فردارائه شده است.1)توصیه به ارامش وامربه معروف ونهی ازمنکر2)،تشکیل حکمیت دردادگاه خانوادگی وسایرراهها....خداونددر مواردمتعددترجیح عفوبرانتقام رابه بندگانش ذکرفرموده  است وحتی سوره مبارکه حجرات که یک سوره اخلاقی وراهبردی عام وعمومی است وظایف هریک رادرحوزه اخلاقیات وبایدهاونبایدهای اخلاق وسیره عملی زندگی اورده است تنهادریک ایه آن هم درسوره نساءایه 48قران کریم مجوزاعتراض باصدای بلندصادرنموده است وان درصورتی است که حق مسلم قانونی وشخص معترض، زیرپاگذارده شودبه ان عمل نشودوافرادجامعه درراه احقاق این حق ضایع شده وفراموش شده کوتاهی کرده باشند.مخلص کلام اینکه هیچگاه قول جهری(صدای بلندی.).به گفتارمطلوب نیست مگرازشخص مظلوم دربرابرظالم که بی باک است ولجوج وعنود، گفته شود..این قول جهربه اصطلاح گفتاربلند...جائزوروااست ازقرائن وامارات برمی ایدکه مرادازجهر...صدای بلند..به گفتارناهنجاروغیرطبیعی.اولا.درجایی است که زشتی وپلشتی ظالم به مظلوم رسیده است نه مطلق هرعیب وزشتی که درظالم وجوددارد..ثانیا این جهربه گفتاربایدبه جهت دفاع وجلوگیری ازظلم باشدنه به جهت مطلق غیبت کردن وزشتیهای دیگران برشمردن.
 یاحق  شاداب وتندرست باشید .......................
....منابع:الف.تفسیرالمیزان.علامه طباطبایی.ج5،8.........
. ب.زن درایینه جمال وجلال....علامه جوادی املی.➖➖➖➖                      
ج .کاروکوشش مجله   دین ودانش.قم➖➖➖
د.معارف 2دانشگاه انتشارات پیام نور
نجوای کنگان: باتشکر از استاد مختارپور


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.