دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

جهت دهی ذهن و متقاعد کردن

تاریخ:شنبه 18 شهریور 1396-10:20 ب.ظ



          ذهن و متقاعد کردن
 هر نویسنده برای رساندن  افکار خود به  مخاطبان تلاش  می کند  تا به ارائه ایده های منسجم بپردازد .  وبه ذهن خواننده احترام بگذارد ، نویسنده در این عرصه  با استفاده ازاحترام به ذهن خواننده  ، استدلال، سطح  دیدگاه فرهنگی و فصاحت نوشتار در چارچوب روش معمول به عنوان  مولد ایده به چگونگی ارسال  مطلب  به خواننده ، شرایط  دریافت بهتروموضع وبرداشت او می اندیشد.
 ذهنیت یک  ایده حاصل از یک عملکرد جدید در نوشتن از طریق  برجسته کردن مبانی کلی مقالات وگفتارسابق ارائه می شود . دراین پروسه شرط موفقیت این است که خواننده در برخورد با ایده ها ازمسیر  درگیری تعاملی  به پاسخ برخی  سوالات برانگیخته شده از عنوان و یا سئوالات پیش فرض مشتق از آن در روند مطالعه وبررسی مطلب به پاسخ های قانع کننده و ارتقاء دهند به جوابهای نو منتهی شود  ویا حتی در رمز و  کدگذاری  به همخوانی ذهنی مشخص  ویا حداقل نظری  موقت  مشترک دست می یابد، اما این  رویه ی دوطرفه تا زمانی مطرح است که سوالات  منحصر به فرد و انحصاری بتواند به پاسخ قطعی درهرفرصتی دست یابد، برای راه اندازی ماشین اندیشه و تولیدی فکر و ایده و دیدگاهی ثابت  در اعتقاد های مختلف و یا حمایت ازارتقاء راندمان تعامل فکری  در نتیجه دو ذهن دردوطرف امواج تا به لنگرگاه تامل رسیدن، چاره ی جز تکوین این مرحله ندارد .
 این تصور غالب وجود دارد که بهترین عملکرد در انتشار ایده ها و تاثیر گذاری آن، زمانی رخ می دهد که ذهن در حال مبارزه  در ابعاد متنوعی چون صیقل دادن  تفکر  و شروع درون بازتابی ، تعجب ، نگرانی و شک و تردید، تاکید و...  پیکره بندی تاملات ذهنی را باز یابد ، سکوی جهش از روزنه ی ذهن تا به منظومه ی بی انتهای آگاهی ، هدفی مطلوب برای ارائه ایده ها و  جذب ایده های برتر  است و بنابراین از آنچه ما  بعنوان یک رویکرد معمول  در استفاده از محتوی متعارف بکارمی بریم حالتی قرار دارد که در آن به جای پذیرش و دریافت، نتیجه تاریخ طولانی از فرهنگ القا ی خودکار را به چالش کشیده ایم  و درپایان موقعیت مان برای قبول آنچه که برای ما اتفاق می افتد  در چار چوبی حقیقی تعریف شده موضوعی،  ثابت و یا رد می شود، پس بیائیم هر ایده را  بنحوی مطرح کنیم که  پرسش و شگفتی، بلاهت وبدیع بودن  وجستجوی  مد نظر مارا  بنحوی شایسته بیان کند و  دیدی پرسشگر را تداعی کند..
به سراغ نمونه هائی دراین وادی وتبیین مقدمه می رویم:
- آیا می توانیم شکل دهی ایده ای از یک پرتقال بدون  سابقه ی ذهنی از وجود پرتقال بسازیم؟ البته، خیر و غیر ممکن است که یک ایده شکل بگیرد و پرتقال را بدون وجودش تصور کنیم، این یعنی عدم امکان آگاهی  مادی  بدون حضور فیزیکی قالبی از ماده مورد نظر ...
- موضوعی غیرمادی بنام امور" تصادفی" ... چه اتفاقی افتاد؟ و آیا آن امر در زندگی  ما فرصت  جدیدی را به وجود می آورد؟
 تصادف است که آن را بعنوان درمان  وتوجیه  یک مفهوم استباطی وغیر منتظره  بزرگ  یا کوچک،  زندگی را وادار به تحمل آن می کند(مستثنیات)  هیچ اتفاقی در معنای متعارف با تکرار صحنه های نادر همسان نیست،  صحنه ی غیرقابل پیش بینی  وگاهی تبعات واثرات آن می تواند  ما را به علل یابی واظهار خوشبختی یا عکس آن سوق دهد و شباهت این برآیند همیشه منوط به نتیجه نیروهای فیزیکی وغیر فیزیکی علنی شده، رهاورد آن اتفاق  است. در هنگام پرتاب تاس  در جدول  مهرهای موضوعات مربوط به خود ، نتایج به دست آمده  از حاصل جمع  مماس وتماس   فرض شده بر اصطکاک وامتزاج دو موضوع و غیره که ما نمی دانیم قبلاً چه فاصله ی باهم داشته اندهمه چیز در دست یک اتفاق است ودرست زمانی بوقوع می پیوندد که انتظارش نداشتیم ... که اتفاقاً من همین را می خواستم بگویم؟!
. مفهوم صحیح  امر"تصادفی" را  پیشامدرا برپایه سفارش وانتظار  محقق نمی کنند  بلکه  می گوئیم این ماجرا کاملاً  بدون زمینه وفکر قبلی پیش آمد
- چرا ایده ها و دیدگاه متفاوت است؟ ایده؛ محصولی  از برخورد با تصورات و تصاویر و رنگ ها وجودی  هر انسان  که دارای یک زاویه ی دید آشنا ویا نا آشناست که نهانهایتاً  این فرایند دیدگاه  را عرضه می کند،  این ایده در اینجا تصورات وایده های متفاوتی را رقم می زند، اما همه چیز را در این زاویه به دید بصری و ژرف نگری بستگی دارد نه تنها برای ورود به چشم انداز فرهنگی و اجتماعی بلکه در فضای ایدئولوژیک، نیز قاب و  انسجام فکر بشر ی تحت تاثیر طبیعت و مشارکت انسانی و توسعه  خلاقیت  وباخوردهای انتزاعی قرار گرفته است.

اسرار هدایت ذهن واقناع کردن

متقاعد شدن از دیدگاه اکثریت فرآیندی است که در آن دو یا چند طرفه مجموعه ای از اطلاعات وآگاهی های مستدل را به اشتراک می گذارند تا قویترین برهان مورد قبول را بدست اورند ...
اما متاسفانه نه تنها با توجه به تحقیقات علمی بلکه با رجوع به واقعیت های موجود، ظاهراً این پروسه کمرنگ شده است!!
 نمی توان  درباره این موضوع به بسط  آن دراین نوشتار پرداخت زیرا بیم آن دارم که از موضوع عنوان اصلی دور شوم ، اما اجازه بدهید به شما بگویم که  هر فرد ممکن است با همه ی آنچه  که شما فکر می کنید کاملا و به طور متفاوتی برداشت های خاص خود را بهمراه دارد..
اما در این قسمت در مورد  راههائی که در آن برخی به باور می رسند  وبسیاری از آنها بسادگی پیرامون موضوعی متقاعد می شوند، و ما ممکن است یکی از آنها باشیم بحث کنیم..
 اولین روش  : ممکن است  موضوعی را باور کنیم زیرا شناختی نسبت به آن نداریم!!
 توضیح اینکه: در اکثر اوقات حرفی را  که به ما گفته می شود باور می کنیم  زیرا  نمی دانیم آیا این حرف درست است یا خیر، و بنابراین ماباور  می کنیم، زیرا  انتخاب دیگری نداریم!..
 نمونه: این جمله همه چیز را خلاصه می کند، اگرمشخصاً گفته  شود: "که  رنگ قرمز حالت روانی شخص را بهبود می بخشد و برخی از بیماری ها را درمان می کند" ..
حالا بیایید یک ترفند چند بعدی برروی این  عبارت انجام دهیم. اگر  فرض کنیم کسی که این عبارت را گفته، یک کودک پنج ساله بوده است؟
وپس از آن در حال حاضر تصور کنید  کسی که عبارت  فوق را  می گوید یکی از معروف ترین فیزیکدانان
 ویا متخصصان بین المللی جهان است. آیا بر باور شما تأثیر می گذارد؟
پس لازم است تمرکز کنیم تا بدانیم که ما صرفاً از اطلاعات خام بدست آمده راضی نیستیم ، بلکه با عناصر دیگر که در این مثال توضیح خواهیم داد  می توانیم قانع شویم:
شما می دانید که جهان در اجزا و محتوا سراسر انرژیست آیا اینطور نیست؟ رنگ قرمز  (345 مگاهرتز)  انرژی  را (همانطور که می دانید) در مغز ما فعال می کند  (وقتی که سخنگوئی  سرش را تکان می دهد). این  رنگ محرکی  انرژی زاست، توانایی شارژ بدن را با قدرت پارالل (95٪) همانطور که می دانید فراهم می کند، و این بارها ی انرژیک مورد بحث مشکلات فیزیکی بدن را حل می کند! آیا این فوق العاده نیست .
آیا می دانید چرا؟ من آن را ابداع نکرده ام بلکه مشکل رد آن عبارت در عناصر زیرنهفته است::
1-  آن عبارت گفته  یک فیزیکدان یا یک متخصص معروف است.
2-واژه های علمی بکارگرفته شده  نشان می دهد آنچه گفته شد از لحاظ علمی اثبات شده است.
3-استفاده از "درصد نسبیت" پس از هر چیزی که قبلاً گفته می شود..به تنهایی می تواند اثری سحر آمیز و جادو ئی بر اعتقاد فرد داشته باشد..
4-
- "اگر شما می گویید"همانطور که می دانید " او با واقعیت آنچه می گوید موافق است و اگر گفت" من می دانم " این تایید از ناتوانی او در مقاومت است. او آنجا اشتباه میکند که نمی داند چون نمی خواهد بداند و  امکان پردازش اطلاعات را از بین می برد و به فکر  کردن با خود در مرور عبارت"من نمی دانستم" می پردازد. در هر صورت، اغلب افراد ترجیح می دهند به توافق برسند،وبگویند "بله، ما می دانیم".….
5- مردم اغلب پس موافقت درتائید سر خود را تکان دهند اگر شما نیز با موافقت کردن مشابه با تائید سر اورا همراهی  کنید حتی بصورت نمایشی  در مقابل اطلاعاتی که ممکن است به همان اندازه "ساده" باشد، سر خود را تکان دهید..
6- 345 مگاهرتز! استفاده از اعداد اثر سحر و جادوئی دارد، بنابراین ذهن شنونده با فراوانی عددی  مشغول می شود و  از مقاومت یا جستجو برای  یافتن یک خطا اجتناب می کند..
7-  بویژه اگر فرد مذهبی ومومن باشد و اگریک جمله با یک سوال مربوط به مذهب  مورد علاقه ی وی پایان یابد، ونشان می دهد که او قراردادن موضوع را با پرسش  وپاسخ مذهبی  مثبت می بیند و به طور خودکار با این موارد موافق می شود .
این واقعا جالب است و مهمتر از همه اینکه "اغلب مردم  آنچیزی را  که شناختی از آن ندارند باور می کنند   " راهکار آن این است که کافیست فرد را  متقاعد کنید تا مطمئن شود  که  شما   نمی دانید او نمی داند .این جریان با طرح سوالاتی که او پاسخش را نمی داند وشما جواب برایش دارید  امکان پذیرمی شود وبدینوسیله حتی اگر چیزی ساده اما تازه را برایش نقل کنید می پذیرد .
 بنابراین لطفاً همه  ی چیزهایی را که به شما گفته می شود باور نکنید. همانطور که  گفته شد، تحقیق برای حقیقت، با تفکر و استفاده از مراقبت ذهنی، ضروریات و پیشداوری های مردم را بر عهده دارد.
آیا شما متوجه شدید که کلمه "ساده" دو بار در این مطلب استفاده شد؟ آیا کلمه ی برای پیوند معانی جملات بودو یا کلمه ی کوتاه گذرا بود یا واقعیتی که سراسر محتویات  عرضه شده را پوشانده است تا عمق موضوعی را آشکار نکند؟
  در پایان چه نتیجه ی می گیرید؟  واقعا  رنگ قرمز345 مگاهرتزی یک شگرد ساده برای مثال برا ی رخنه در نگاه مخاطب وخواننده بود یا  اصطلاحی کاربردی که ذهن شما را از درون درمان ورانندگی می کند؟ 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.