دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

وابستگی اقتصاد و هک شدن هوش اقتصادی

تاریخ:جمعه 31 شهریور 1396-04:48 ب.ظ

 وابستگی اقتصاد و هک شدن هوش اقتصادی

تجربه ی تلخ «وابستگی»: چرا  برخی کشورها رشد وپیشرفت اقتصادی دارند و کشورهای دیگر ی
 عقب می مانند ؟
وقتی که مباحث اقتصادی دغدغه ی روزانه مردم  است طبیعتاً بررسی ومطالعه ی همه جانبه وبهبود اوضاع آن نه تنها  دربرگیرنده تعهد اجتماعی مسئولین، بلکه  بعنوان پروژه ی  ملی  درمسئولیت بزرگ  شامل نحوه عملکرد قشری برجسته بنام  "نخبه ی جامعه" هم می شود .
قابل توجه است که  از حدود 60 سال پیش تا کنون افراد  زیادی از کشورمان بمنظور کسب دانش اقتصادی جلای وطن کرده و درمراکز علمی غرب وشرق   هزینه های مختلفی را متحمل شدند تا از ره آورد کسب مدارج مختلف تخصصی دراین رشته و به اصطلاح تنکولوژی وفن آوری اقتصادی ، رونقی به رشد وتوسعه ی اقتصادی کشور ومردم ببخشند .وبسیاری از آنان شاید هزاران کنفرانس وسمینار و... درابعاد خرد وکلان در داخل وخارج از کشور میزبان ومیهمان شده ودر مناصب خردودرشت اقتصادی بفعالیت مشغول شده اند اما هنوز از اقتصادی ناخوش و دست به عصا رنج می بریم.که نه می تواند مردم را خوشبخت و برخوردار از رفاه نسبی کند ! ونه دولت را به سرمنزل مقصود برساند. ما هم مثل عموم سررشته ی چندان در اقتصاد نداریم اما ویژگی مشترک همه ی ما توانائی در مقایسه هاست . وحداقل از دوطبقه ی دار وندار که پیرامون خود می بینیم ویا دررسانه ها از احوالات آنها در پیوند با اقتصادباخبر می شویم و فاصله ها را درمی یابیم  و حرص وولع وخنده این یکی و درد والتماس وگریه ی آن دیگری  را در قالب ظواهر زندگی بشکلی از اشکال شاهدیم ... اما چرا دراین عرصه هنوز اندرخم یک کوچه ایم ؟
طیبعی است هرجا که اقتصاد علمی ویا بقولی دیگر اقتصاد دانش بنیان رو به پیشرفت گذاشته ، نظریه پردازان امر  به  چگونگی ارتقاء و تسلط این موضوع  در دو عرصه ی داخلی وبین المل توجه  داشته اند . وبوِیژه براهمیت  استقلال و مرکزیت بخشیدن به توانمندی  خود  درکنترل  جریان تولید،داد و ستد وبازار مصرف وتامین دراز مدت منافع،  هم کار فرهنگی کرده اند وهم کار دیپلماسی و هم از بازوان فضای مجازی والکترونیک به نحو کاملی استفاده کرده اند. واز سوی دیگر ضرورت ها ، اهداف ، علل وعوامل،عناصر  پیشرفت و پسرفت را بصورت تفکیکی در اجزاء مختلف دنیا تحت مراقبت ونظارت  قرار می دهند .
 برای نمونه  دریاداشت های اقتصاددانان معاصر می خوانیم : "بیل بارن" از دو گانگی اقتصادی و انحصار گری سرمایه داری  وتاثیر آن برعقب ماندگی جهان سوم  درکتابی استدلالی سخن گفته  و به این مهم می پردازد "چارلز بتلهایم " نیز براین باور است تفاوتهای تاریخی سرمایه داری مانع رشد کشورهای جهان سوم است، "اندرو ژنده فرانک" در مورد مراکزاقتصادی بین المللی و توابع آن  ، "الگره امانوله"، "جفری کی" در مورد نرخ نابرابر ی نرخ ارز وآسیب کشورهای درحال توسعه، "فرناندو کاردوزو"، "دیتر سنگاس"، "اولریش منزال " در زمینه دینامیک داخلی اقتصاد، "امانوئل والرستاین" و نظریه او درباره سیستم های اقتصاد جهانی، "بیل وارن "و  انحلال سیستم اقتصادامپریالیستی از درون ، به تجزیه وتحلیل اقتصاد موفق وناموفق درجهان امروز پرداخته اند. هرکدام ازاین اقتصاددانان بنوعی  تاکید وتائید می کنند که هرکشوری که می خواهد اقتصادی زنده و پویا وپایدار داشته باشد باید بداند که نباید طفیلی سیستم اقتصادی بین المللی و وابسته به معایب ودیدگاه  تحمیلی آن باشد.(1)
ازجهت عملی شدن آن نظریات:
ژاپنی ها و چینی ها  از غربی ها  عصبانی می شوند، وقتی غربیها پیشرفت آنها را معجزه و یا افسانه ی می نامند زیرا این میزان رشد برای غربی ها  غیر قابل باور است.که ژاپن و چین پس از جنگ جهانی دوم در صنعت، اقتصاد و علوم فضایی شگفتی ساز می شوند.
 درواقع چین و ژاپن و یا  چهار کشور  موسوم به ببرهای آسیا  خود را در آینه ی خویش نگاه می کنند و دقیقاً در  آئینه ی که در دستان خود آنهاست ... وآنها برهمین اساس پیشرفت خود را عادی می بینند .و براین باورند  که همه چیزهایی که به دست می آورند از طریق کار به دست می آید ... کار و نظم و انضباط و  شکیبایی وپشتکار زیاد...
آنها می گویند ما هر ابزاری را وسیله ی برای توسعه ی ابزار دیگر بحساب میآوریم .
چینی ها اظهار می کنند که آنها قاعده ی "اتاق داغ" را دنبال می کرده اند و سه اتاق برای سه کارگر داشته اند. اتاق اول یک کارخانه(کارگاه) کوچک ، دومین اتاق رختخواب گرم ونرم داشت و سومین اتاق محل صرف غذا بوده است. آنها به نوبت : هشت ساعت  کار، هشت ساعت برای استراحت و هشت برای خواب. این همه ی برنامه ی آنهابوده است .. اینگونه آنها توانستند غربی ها را سخت شگفت زده کنند ، گر چه این یک واقعیت ساده است و لی نتیجه شگفت انگیز است !
‏یک روزنامه نگار ایتالیایی به چین  سفر کرد تا جواب این سوال را  پیدا کند: چگونه  ما به راز این فعالیت وپیشرفت بزرگ چین  دست پیدا کنیم؟ ... چگونه  آنها همه چیز را در این دنیا می سازد؟ و...
"اومرتو گالیانی"  به دنبال پاسخ بود ولی  ازهرسئوال کننده چینی، تنها حاصلش  سکوت بود ، انکار ویا توضیحاتی نامفهوم وگمراه کننده ! وچیزی که دست آخر عایدش می شد لبخندی و یکبار انحنا ی قد، یعنی احترام سنتی چینی ها ...
روزنامه نگار ایتالیایی هرچه بیشتر سعی کردکمتر یافت تا اینکه  مجبور شد  از خارجی ها ی مقیم چین این سوال را بپرسد .. آنها به او جواب دادند زرنگتر از شما هم پیگیراین سئوال شده اند. اما هیچ کس به  آنها و شما چیزی نخواهد گفت!
روزنامه نگار ایتالیایی پس از بازگشت همان پاسخی را که  قبل از مسافرت به چین داشت باردیگر درگزارش خود نوشت: کار، پشتکار، نظم و انضباط، سخت کوشی  و اعتقاد مطلق به توانایی  یک کشور برای موفقیت در هر موضوعی! 
و درپایان نتیجه می گیریم :  آنچه که باعث موفقیت کشور های آسیائی  مورد اشاره گردیده ، با تکیه برخود اهتمام ارتقاء  توانمندی ترکیب فن آوری وتکنولوژی بین المللی با حفظ روح ملی وسنتی خود بدست آمده است . ونه چشم داشتن به کارگشائی بیگانه....
حفظ روحیه ی که از مصرف گرائی وهزینه ی بی پروا بیزار بوده وبه تولید خود اهتمام ورزیده و به مراقبت از سبک زندگی خود اهتمام داشته  بدینوسیله ی از هک شدن هوش اقتصادی اش بوسیله  بیگانه جلوگیری کرده تا خود به پیشرفتی که می خواهد نائل شود.

منابع :(1)
    Emmanuel Arghiri,  Unequal exchange..a study of the imperialism of trade, New York, Monthly Review Press, (1972).
    Geoffrey Kay, Development and Underdevelopment..A Marxist Anaysis, Palgrave Macmillan UK, 1975.
    Fernando Cardoso, Current theses on Latin American development and dependency: a critique,  Boletín de Estudios Latinoamericanos y del Caribe, No. 22 (Junio de 1977), pp. 53-64.
    Immanuel Wallerstein,  The capitalist world-economy. Cambridge: Cambridge University Press, (1979).
    Bill Warren, Imperialism..Pioneer of Capitalism, Verso, (1980).
 

 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.