چگونه  درکنگان شهروندی" شایسته" و فعال رسانه ی "بایسته ی" باشیم؟!
              قسمت اول:
‏ مقدمه:  "گالیله دانشمند مشهور ایتالیایی،زمانی که گفت : زمین  می چرخد  توسط کلیسا زندانی شده و مجبور به عذرخواهی گردید، ولی زیر لب می گفت: با این حال زمین متوقف نمی شود"( حتی با این وضعیت من، زمین می چرخد) !
  این دو سوال  وقتی برایم پیش آمد که همه  امور دراین شهر بحالت عادی  وشکلی متعارف جریان داشت . مبحاثی  چون   اشتغال ودرآمد و دریا وصحرا  و شاکی ومتشاکی و مدعی  و دعاوی و وبکاگیری مدیران بومی از صدر گاز تا  کوچکترین واحد  کار اداری حل وفصل شده بود.  ولبخند رضایت از  لب اهالی  وساکنین ومقیمان ومیهمانان ودر و دیوار می بارید همه و همه  برای بهره مند شدن از فضای خدمت و همکاری  مسابقه گذاشته بودند نه کاری برای پیگیری بود و نه قولی برزمین مانده  برای رهگیری؟  که جای نگرانی  وغصه داشته باشد...  
بنوعی اطمینان حاصل  کردیم که هنگام استراحت فضول باشان نق زن خرده گیر از غرب تاشرق شمال وجنوب شهرستان فرا رسیده  وباید به کنجکاوی غلط انداز و گزاف گوئی بیهوده پایان دهند .لذا چون سوژه ی نبود!  چاره ی نیست که به پیام رسانی و هشدارنشریاتی روی بیاورند تا اینکه فسیل نگشته و در میان خانه وکاشانه و بستگان،  بی فایده  وذلیل  محسوب نگردند؟
برخی از ویژگی شهروندان  شریف شایسته ! 
1) در ابتدا باید معترف شویم که هیچ کدام از ما برای اظهار نظر مناسب نیسیتم؟  وتنها باید مخاطبی حرف شنو بوده، ونزاکت: "دیدن کی بود مانند شنیدن !"را بردیده منت بگذاریم این ایده کلی است که ما باید تمام وقت بویژه در محافلی که دعوت می شویم  آن را به یاد داشته باشیم.
2) چیزی که شما را  نزد صاحب منصبی محبوب می کند این است که  تاحد امکان در تائید اظهارات کوتاهی نکرده وحتی اگر عارضه ی دیسک گردن دارید  در تائید گفتار شان تا پایان نشست بابت هرجمله دوبار سر تائید بالا وپائین ببرید .  و حتماً  وی را در اندازه وقواره  صاحب منصبان فرامرزی ببینید و یا حداقل لایق جایگاهی بهتر و استمرارقدرت  توصیف کنید ؟
3) اینکه  حتماً انگیزه های شما برای حضور در جلسه  مشخص وچک شود ؟ آیا تنها می خواهید او را ببیند یا او را  می خواهید تشویق وتحسین  کنید ؟ آیا می خواهید  دروس مدیریتی و القاء منظور ومفهوم واقناع بدون پیش فرض فرابگیرید؟  و...
4) عدم صحبت از عدالت اجتماعی  و یا  طرح موضوعی  مانند کاندید  احتمالی  شدن برای انتخابات بدون مجوز ورایزنی وهماهنگی قبلی یک جاه طلبی سیاسی  وبلندپروازی اجتماعی  ممنوعه بشمارمی آید که مغضوب شدن اداری،تقلیل مراتب و جایگاه اجتماعی و تخریب های مداوم چندسیگنالی حداقل مجازات آن است...  لذا به خودتان کمک کنید تا از  مزیت موجود خودتان  راضی بوده  و تا بعنوان شهروند شایسته ومنطقی  از شما یادشود و تنها  می توانید دراینصورت به ارتقاء علوم تجربی و تقویت فلسفه ی ذهنی و بنیان فکری تان  واخذ گواهینامه های متعدد پودمانی بیفزائید.
5) توجه داشته باشید درصورت مورد سوال  واقع شدن از بالا دست  در پاسخ فقط  از دوگزینه ی:  درست است؟ بله همینطور است! استفاده کنید  و به ارائه محتوا و  اهمیت انتقاد در روندتعاملی و نقش  خود هیچگاه فکر نکرده  واین معضل وگناه نابخشودنی را  بعلاوه  فعالیت های مطالبه گرانه نفی کرده و عصرپرسشگری  را منکرشوید. زیرا ظاهراً  انتقاد ناشی از این واقعیت است که تلاش جدی برای فهم   توسعه در تعارض  با "صاحب منصب سالاری" است  و  طرح آسیب های فرهنگی ومحدودیت های نقش آفرینی اجتماعی   احیاناً به ذهن متوهم ما برمی گردد و لا غیر...
 قسمت دوم:
روشن است است که هر کس در زندگی روزمره و حرفه ی اجتماعی خود نیاز به رعایت اصولی درتعامل سازنده با آنها دارد: نقاش با دیوار، دکتر با بیماران، کفاش با کفش، دانش آموز با کتاب، سیاسی با مسئولیت های خود، شوهر با همسر خود ....  اما  اگر ما دراین شهر خبر نگاریا فعال رسانه ی شدیم  باید برای بایسته بودن و طی کردن مدارج حلقه ی موجود پیرامون صاحب منصبی ورسیدن به مریدان حلقه ی اول برخی از اصول ثابت آن را کنار بگذاریم... می گوئید نه به امتحان وبررسی اش می ارزد!
بخشی  از خصوصیات  در برخی فعالان رسانه ی  وخبرنگاران محترم "بایسته"  که به فراموشی حداقل چهار اصل زیر برای اثبات توانایی وتوانمندی ونشان دادن حجب ، وقار   وموفقیت در کنگان نیازمندند؟!
 
1) دقت : به نظر میرسد که خبرنگاران و فعال رسانه  نیاز به هدر دادن وقت با ارزش خود ندارند تا خوانندگان را به خبرها وتحلیل ها ومقایسه بیشتر  سوق دهند.   آنها مجبور نیستند،خبر اصلی را پوشش دهند بلکه باید از درون صحبت های شنیده شده  ازموضوعی فرعی باید تیتر پرسروصدا وهیجان انگیزی بسازند ، منبع و موزع خبر بودن اولویت دارد. ونه مقایسه ها تناقض ها و غفلت از تیترهای سابق....آرشیو گوگل پشم و پشمک است؟
2. صداقت: برخی از خبر نگاران  واهالی  رسانه ی ما برای جستجو، تحقیق و تحقیق منابع اصراری ندارند تا اطمینان حاصل شود که ماجرای واقعی کدام است، و پیگیری در پشت صحنه ی خبر و مصاحبه مورد علاقه آنها نیست. دوست دارندصرفاً چیزی را بنویسید که توجیه گزار  تیتری روتین بوده و نقل بی حاشیه ی عاقبت بخیری داشته باشند،  .
 
3)شجاعت: یا قید تاسف، خبر نگار و فعال رسانه ی  وقایع بعد واقعه هستیم،  و تعهد وهزینه ی را  در قبال اعلام آسیب احتمالی و هشدار بموقع متقبل نمی شویم و جسارت پیگیری یک خبر حتی خبر خودمان تا حصول نتیجه را نداریم  ولی در  ستایش  وتمجید برخی  افراد ویادآوری  تلاش وفعالیت  ایشان روز و شب نمی شناسیم.جرات مطالبه گری کیلو چنده!
 
4) بی طرفی:رسانه در مرتبه اول برای بزرگنمائی عنوانی، ترویج سرگرمی های کم اهمیت ، و راستای تولید  محتوای مشغول کننده برای مخاطب ویا حتی تامین معاش نیست  و  سکوی قهرمان ساختن ازاین وآن نیست و مردم دوست دارند ببینند در قبال اتفاقات و قضای جامعه "  مواضع" اهالی رسانه  چیست  و جهت دهی هر گونه تغییر  بسود چه کسی  وچه  بخشی منتفع  وبهره برنده  از آن است ؟ به اشتراک گذاری  آنچه برخی افراد برای  خالی نبودن  عریضه می گویند یک نما چینی جنبی است وتنها مصرف رسانه ی دارد ! ...  بنابر این  لحاظ عدم بی طرفی در بسیاری ماجرا ها  همه این شایستگی ها را  مخدوش کرده ودر زمره ی چینش "بایسته های تحمیلی" وارد می کند؟
      مشکل  در تماشای  بیشتر بازی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این است که هیچ جام حذفی و  مدال لیگ برتری درمیان نیست، که  در آنها نه قانونی رعایت می شود ونه برسوت خطائی دمیده می شود  و نه به رعایت حکم داوری پرداخته می شود  و جالب تر اینکه به  استادیوم ومیدان و زمانی خاصی احتیاج نیست است .. این روند از  خورشید علی الطلوع تا شمس علی الغروب آشکار است .
قبل ازاین "دموستنس "  خطیب معروف یونانی  گفته بود : دو نفر  دعوای ونزاعی را به دادگاه کشاندند  که یکی از آنها اسب دیگر را اجاره کرده بود و صاحب اسب پشت سر او راه می رفت، پس از اندکی  طی مسیر دید که  اجاره کننده اسب آن مورد اجاره را در  زیرآفتاب سوزان نگه داشته و خود  در سایه ی آن حیوان  زبان بسته خوابیده است... وهمین کافی بود تا آنها  برموضوع  سایه اسب مرافعه ی مطرح کنند.؟
این دو مرد با یکدیگر روبرو شده ودرگیر شدند و دراین میان اسب فرار کرد ...   طرح داستان برای نشان دادن دلایل ناگواری بر سر یک توافق ناقص بود و  تفاوت بین نوع نگاه  دوانسان بود، اما  مسئله  چه بود : محدودیت استفاده از ظرفیت ها و  عدم لحاظ همه جانبه نقش  مقررات و قراردادها در همه ی ابعاد آن است؟




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : چگونه درکنگان شهروندی" شایسته" و فعال رسانه ی "بایسته ی" باشیم؟! /نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


جمعه 16 شهریور 1397 04:35 ب.ظ
عالی
پنجشنبه 15 شهریور 1397 09:50 ب.ظ
مرسی وبلاگتون عالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :