پنجشنبه 10 آبان 1397 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
                                       لطفاً "خودمان "باشیم؟!
 ممکن است گام ها  مسیر را گم کنند اما راه ها همواره  گام ها را می شناسند وگم نمی کنند. بنابراین همیشه راهی درست برای رفتن هست اگرکه چشم رصد کردن  ودست از زمین بلند شدن و پای رفتن داشته باشیم،اما  گاهی همه ی اینها در نشناختن خودمان گیر کرده و برخی رویاهایمان سوخته است.
  حکایت : خروسی در هر سپیده دم   اذان می داد ، صاحب خروس  آمد و به او گفت: اگر فردا دوباره صدای بانگت را شنیدم  بال و پرت را می چینم .
خروس ترسید و با خود گفت: در همان محل دیگر خروس ها  بانگ می دهند ضرورت ندارد  که من خطر کنم لذا از اذان گفتن دست کشید.
یک هفته بعد صاحب خروس آمد : از امروز به بعد مثل مرغ ها ، قد قد  می کنی. ...
خروس پذیرفت....و صاحب خروس یک ماه بعدآمد و گفت : آگر فردا "تخم "نگذاشتی ترا سر می برم
  خروس  آنموقع بخود آمد و سخت  اندوهناک شده گفت: کاشکی همان روز اول از بانگ دادن دست نکشیده بودم و بهتر بود کشته شده بودم و امروز به این تحقیر غیر قابل تن نمی دادم!
 نکته ی اصلی ماجرا این است که ماهیت خود تحت هر شرایطی  فراموش نکنیم.
با بازگشت به نقطه ی اشتراکمان و هم ترازی با نام شهرستانمان وترسیم چشم انداز روشن در اهداف بزرگ فراگیر "خودمان" را با فکر کردن در مورد گزینه های پیشنهادی دیگران  فرسوده نکنیم و ویژگی های گرانش وجاذبه  ی یک پیشنهاد خود ساخته ویا از روبرو پرداخته به  برداشت طرف مقابل ازشخصیت ما و به حجم واقعی ما برمی گردد کدام گزینه را انتخاب کرده ایم آیا گزینه ی  که خود مان انتخاب کرده ایم؟ آیا با آنچه که   معادلات  جاری و توابع آن برای  ما در زندگی شخصی  واجتماعی  جامعه ی ما مفید است محاسبه کرده ایم یا تنها با یکی از این متغیرها مطابقت داشته باشد کافیست .
ما  گاهی در قبال ستایش غیر واقعی ومصنوعی دیگران خودرا تامین شده و حتی در مقابل وعده ی بی سرانجام  بشکلی ناباورانه می بازیم. قولی  که نه ما را با   در عرصه  ی  توسعه ی واقعی همه جانبه بی نیاز  می کند  وچشم اندازی پایدار را ترسیم می کند و درواقع چیزی جز سرمایه گذاری  برنیاز ها ی مصنوعی، خلاء تصنعی واسیب های اجتماعی جدی که پدید آمده و بهره برداری از هویت نزدیک به صفر شده ی ما  که  در معرض بازنده بودن برای قرارداد دائمی بی اعتبار ، بدون نام و بدون امضا وتاریخ و تضمین اجرا   قرار می گیریم  همان که قابی از ای کاش وافسوس مداوم میسازد ...
البته اگر می شد به تعدادی از اذهان در سرتاسر شهر ستانمان سفر  می کردیم و در مورد ماهیت افراد در لباس  علاقه و دلسوزی  و دلبستگی به مردمان دیارم از آن منبع بی واسطه سراغی  بی پرده از راز رمز های نهفته ودرگوشی های سر بسته می گرفتیم . امروز این عنوان را برای مطلبم انتخاب کردم تا به عقاید ذهنی بالغ که به دنبال حقیقت و موفقیت هستند،بگویم که فردا  ممکن است برای این بازشناسی نقش مان در کنگان دیر باشد ؟! به ویژه در سایه  صمیمت های  موقتی و غیرواقعی که یکی از مهمترین ابزار موفقیت دیگران در به زانو درآوردن ماست، رویه ی که با ظاهر زیبا فریبش  رسیدن  به ساحل آسایش روحی و روانی، جسمی و اجتماعی  ومادی آنی وگذر هرلحظه از روز به رنگی و هر ساعت درشب به آهنگی خودرا معرفی می کند.این ریسک ابعاد تازه تری یافته است.
 در عنوان و محتوا  و متن هویت  حاضر و آگاهی  واقعی  تنها  پیروز میدان کسی است که بداند این خود او ست که حاضر وناظر مسایل جاری روز خود است واو انتخابگر است، و آنچه برگرفته اصالت و نجابت فردی،  پاکی  وصفای محیط ، محاسن جامعه همگرا و بالنده ومنسجم است اینجا متبلور می شود.
آنگاه می شود  امیدوارانه  یک رقابت برای درک و تجزیه و تحلیل  هوشمندانه وهدفمند در میدان عمل نه  تکرار کلمات و عبارات و اصطلاحات،تن دادن به افکاری یکطرفه را مشاهده کرد.  در این روند  که ما  در "شخصی گری" این یا آن هضم شویم ، واز این طریق فرم و رومینگ شناسایی ، برای خود بسازیم  درواقع اسیر   پروژه ی ساختگی   از طریق شبکه های اجتماعی  و عناوین اشتباهی از طریق ارسال عکس وتصاویر تبلیغاتی، پایه منفعت دیگران واقع شده ایم چه بخواهیم وچه نخواهیم   و طرح ویژه "خودمان بودن" را به عنوان مناسب ترین مسیر رشد را در پرتو واقعیت، چالش ها و فرصت ها و تهدیدها  ندیده ایم

خودمان باشیم - جویندگان فردا - درقامتی راسخ برای نگاه کردن به خودمان، دانستن نقاط قدرت و ضعف خود مان و موفقیت های واقعی ویا احیاناً تصادفی و برخی ناکامی ها ی  رسمی و غیر رسمی در واقعیت های امروز که خودمان مستقیماً در آن دخیلیم  و این خود مان است که مارا سرزنش و یا تحسین می کند، و آنچه  که  از طریق اندازه گیری به رسمیت شناخته   شده دیگر معیار و مقیاسی دردسترس ندارد ،باخطراین رویه تلخ است که دیگر خودمان نیستیم     و  افراد موفق، برای موفقیت واقعی خودشان  به "خودشان" بستگی  و وابستگی دارند .

گاهی تعدادی  از کسانی که در محافل عمومی ملاقات کرده یا باهم تماس داریم ، این سوال  را به شیوه های مختلف مطرح می کنند: بررسی ،  مطالعه وگزینه شناسی "خودمان" در دنیای  رقابت منافع ومصالح کوچک وبزرگ  چگونه باید باشد که شهرستانمان آسیب نبیند و شرمنده شهروندان نباشیم   ؟
حقیقت این است قبل از جواب دادن به این پرسش روشن که این سوال خود بتنهائی معانی ومفاهیم زیادی را  دست  می دهد که یک معنای آن این است   اعتبار  وقیمت شما در  نزد خودشما چقدر است؟  و  رضایت تان از خودتان و تمایل تان به  درنظر داشتن واقعیت ها  و آینده پس از اینکه شما سخت  فکر کرده اید ؟ برای کار و ساختن  زادگاهتان، اکنون با سقف بدون ستون،این ساخت وساز را پایان می دهید  و نرخ حق آب وگلی که داریم چند است؟ وباچه چیزی قابل معاوضه ومبادله است؟!...  آیا در درک خودمان  و  در  تعادل  سرمایه گذاری بر زمان  حاضر به نفع خود مان و به نفع خانواده و جامعه خود،  طرح مثبت داشته ایم ،   یا حتی حاضریم به قیمت ورشکستگی  جامعه مان  خود از سود ی مقطعی  بهره مند شویم. هنگامی که خودمان در زندگی  مان در بین خود و خویش  با اقناعی دستیافتیم  ، چه اتفاقی می افتد و چه اتفاقی نمی افتد گرچه  ممکن است مردم را از واقعیتی که ازآن رضایت  ندارند، خاموشی برگزینند  اگر به دنبال  خودمان هستیم   با چشم اندازی توافق کنیم که با  خسارت دیگر همشهری مان برابری  نکند .   بیائیم  ، با زبان  و ذهن  و موضع  خودمان در میان افرادی قرار بدهیم که  منافع  اول خودرا در قبال  منافع شهر وشهروند در درجه ی دوم اهمیت  قرار می دهند.



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : / نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


جمعه 11 آبان 1397 03:17 ق.ظ
سلام عالیه
عبدالمجید اوراسلام. ممنون
جمعه 11 آبان 1397 03:13 ق.ظ
سلام سایت جالبی دارید.
عبدالمجید اوراسلام متشکرم
پنجشنبه 10 آبان 1397 10:39 ب.ظ
,

سلام دوستان ، حتما تا امروز اسم pivot به گوشتون خورده !

در مورد ارز تازه متولد شده pvt چی ؟

کلا در حدود ۱۵ پست گذاشتیم تو کانال تلگــرامیمون ، با توضیحات کامل :

https://t.me/pivot62


,

--------------
http://www.robotblog.ir سیستم اتوماتیک ارسال نظر گروهی
عبدالمجید اوراسلام
پنجشنبه 10 آبان 1397 11:56 ق.ظ
سلام ببخشید من قبلا یکبار به شما پیغام دادم ولی جواب بنده را ندادید من خیلی خیلی از وبلاگ شما خوشم اومده تمایل دارم با شما تبادل لینک کنم اما مثل اینکه شما قابل نمیدونید راستی من یه چیزی را نمیفهمم الان که هرکسی وبلاگ درست میکنه سریعا کسب درآمد هم از طریق بازدید کننده هاش شروع میکنه اما شما در واقع هیچ سودی از این وبلاگتون نمیبرید من بایکی از سایت های بزرگ پاپ آپ کار میکنم از سایت های پاپ آپ قبلی واقعا بهتره به ازای هر آی پی 160 ریال و اگر کاربر طلایی شوید 180 ریال به ازای هر آی پی میده و رتبه ایرانش هم دو رقمی هست لینکش :
http://yon.ir/RLONf
راستی لینک سایت بنده جهت تبادل لینک با شما بزرگوار :
http://wonder-land.rzb.ir
اگر به تبادل لیک تمایل داشتین خوشحال میشم منو لینک کنید و سپس سریعا به من اطلاع بدهید تا شما را لینک کنم ممنون از شما
پنجشنبه 10 آبان 1397 11:56 ق.ظ
سلام ببخشید من قبلا یکبار به شما پیغام دادم ولی جواب بنده را ندادید من خیلی خیلی از وبلاگ شما خوشم اومده تمایل دارم با شما تبادل لینک کنم اما مثل اینکه شما قابل نمیدونید راستی من یه چیزی را نمیفهمم الان که هرکسی وبلاگ درست میکنه سریعا کسب درآمد هم از طریق بازدید کننده هاش شروع میکنه اما شما در واقع هیچ سودی از این وبلاگتون نمیبرید من بایکی از سایت های بزرگ پاپ آپ کار میکنم از سایت های پاپ آپ قبلی واقعا بهتره به ازای هر آی پی 160 ریال و اگر کاربر طلایی شوید 180 ریال به ازای هر آی پی میده و رتبه ایرانش هم دو رقمی هست لینکش :
http://yon.ir/RLONf
راستی لینک سایت بنده جهت تبادل لینک با شما بزرگوار :
http://wonder-land.rzb.ir
اگر به تبادل لیک تمایل داشتین خوشحال میشم منو لینک کنید و سپس سریعا به من اطلاع بدهید تا شما را لینک کنم ممنون از شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :