دارالاماره منطقه ویژه ونقشه های ریزه،میزه  ؟!
سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت رسول اکرم)ص)، شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر همگان تسلیت باد. آنچه   به ما در فلسفه ی  بزرگداشت سجایا و سوگواری  پیامبر اکرم (ص) وائمه ی اطهار حیاتی دوباره می بخشد آموزه ها، رهنمودها و سنت وسبک زندگی و  انتظارات آن اولیاء الله در رویکرد ما بعنوان یک مسلمان به زندگی فردی واجتماعی مان است متن و هدف آئین های بزرگ یادواره بزرگان دین  اسلام می بایست سرلوحه ی حرکت و رفتار مان باشد زمانیکه  رسول اعظم صلوات الله علیه وآله  وسلم  دین اسلام  را برای جهانیان به ارمغان آوردند یک رویکرد سیاسی زمینی ایجاد نمودند که بر اساس پیام کامل آسمانی بر پایه های یک  حکومت  بزرگ بشری قرار می گیرد  که حتی در حال حاضر  بوسیله بسیاری از اندیشمندان معاصر مستقل مورد استقبال قرار گرفته است زیرا انسان را بسوی سعادت دنیوی واخروی رهنمود کرده است... و اکنون تا زمانی که برای حل مسائل فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مان بر پایه همان رویکرد و تفکر و قانون اسلامی تمسک  عقیدتی و عملی قوی نداشته باشیم ، همچنان ما از لحاظ اخلاقی و فرهنگی وسایر امور مرتبط با زندگی اجتماعی فقیر باقی خواهیم ماند ودر خم یک کوچه  سردرگم می مانیم....
  ما درسیر مسائل روز  با بسیاری از افراد که که در طیف سیاسی واجتماعی  متنوعی فعالند روبرو هستیم  یا حداقل از طریق رسانه ملاقات می کنیم و  گاهی تا بیشتر از یک روز در نمادها ورویکردهای واقع،  فکر کرده یا در باره ی آن  صحبت می کنیم، اما افکار و  اعتبارات مورد نظر بر خی از این افراد  برای همین جامعه محدود ما نیز  کارگشا نیست زیرا بیشتر اقدامات درواقع بخشی از باشگاه وجشنواره ی بزرگ بینی شخصی است تا بها دادن به مطالبات وحقوق مردم پیرامون خویش....  
  یک نظر سنجی پژوهشی که در دهه اخیر دریکی از کشورهای پیشرفته غربی صورت  گرفت تایید می کند : که  از نظر  بیشتر توده مردم با توجه به سیاست بازی بسیاری از سیاستمداران، شخصیت های داستان ها واقعی بوده و قهرمانان واقعی تنها شخصیت داستان ها هستند!
در اینجا  ما نیز دوباره خود را در مقابل دو موضع در هنر گفت و گو  می یابیم سهم قهرمانان  جامعه اینگونه تعریف می شود :  ایمانداری ، وطندوستی وفداکاری،قانونمداری و فقربرای اقشارقابل توجهی از مردم ودر مقابل  آن قدرت، پول و ثروت ومناصب برای اقلیت سیاستمدار لابی زن  ....
 و حالا این سوال مطرح است ارزش طلا و الماس در سیارات دور از ما چقدراست؟  طلا و الماس و گاز ونفت ومعادن  و  فلزات نادر به عنوان وسیله تمایز طبقاتی  که بمیزان فراوان وسرسام آوری در سیارک ها و سیاره های شناور در فضا  وجود دارد کدام است وچه چیزی می تواند به آن ارزش حقیقی ببخشد ؟! آیا ما اکنون متوجه هستیم که ارزش و هدف این منابع در کنار سرمایه های عظیم انسانی چیست؟ واضح است که وجود انسان بها دهنده به همه ی این هاست  انسانی که  از سهمی عادلانه برخورداراست وبرای کار کردن برآن نقشی دارد و نه تماشاگر است.
 برای نمونه در حوزه ی جنوبی استان بوشهر با وجود گردش  مالی هزاران هزارملیارد تومانی  صنعت گاز ونفت وپتروشیمی  شهروندان باید با مبلغ شگفت انگیز بسته ی 600 ملیارد تومانی کلاهشان را به آسمان بیندازند!  همان آسمانی که "فلرها" ابر باران زایش را فراری می دهدو اکسیژن پاکش را می بلعد؟! یعنی دقیقاً ما "ریز" دیده شده ایم؟!
برداشت های موجود نتیجه برخورد ما  با تصاویر و رنگ های وطرح ها ونقشه های زمینه ی پیش رو هستند   و هر کس دارای زاویه دید خود است و از این رو، ادراکات و ایده ها متفاوت است. با این حال، همه چیز  فقط به چشم انداز بصری  وسمعی وابسته نیست، بلکه بر دیدگاهی بصری و فرهنگی تکیه دارد  که متاسفانه به واویلای شبانه و وانفسای روزانه منتهی شده و درارتباط است تا این روند در نظر بگیرند وجاری شود که  طبیعت متفاوت و عمق مشارکت انسانی  مانع توسعه و خلاقیت است!
" سید پیروز" پیروز آمد ‏..‏ ولی آیا مردم منطقه هم در دفتر یاد داشت شان جای خواهند داشت و یا صرفاً  تقویم اجرائی منطقه ویژه براساس توصیه و سفارش این خاله و آن عمه و این پسر عمو وآن دائی تحولات وتغیرات وخانه تکانی مشروط در آن دستگاه دولتی رقم خواهد خورد؟!
آیا بازهم شاهد این خواهیم بود که پایمالی مطالبات مردمی منطقه بویژه در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی وحتی سیاسی قربانی برنامه های اقلیتی خواهد بود که فقط به منصب و قدرت خویش می اندیشند؟! و از آن محدوده وپیرامون آن می خواهند سکوئی برای پروازهای انتخاباتی بسازند ؟ آیا درست است منطقه ی ما به اینجا  برسند که برخی با سرمایه گذاری برچالش ها ومشکلاتی که خود در ایجاد بسیاری از آنها نقش عمده دارند،  مردم منت کش روز شمار وتیترهای دفتر یاداشت شان باشند؟!
داستانی  به ما می گوید: که یکی از کدخدایان  برای انتخاب ندیم مجری دست راست  مسابقه ی با رقابت خنده داری طراحی کرد:  او از هر یک مشاوران نزدیکش خواست که برای رسیدن  به این پست  خروسی آزموده را آورده  ودر حیاط قلعه به  نزاع و جنگ جمعی وادار کنند تا برنده ماجرا بواسطه ی خروسی تعیین می شود  که  پیروز این معرکه باشد ...
در روز موعود همه ی  داوطلبان منصب مورد نظر خروس های گردن کلفت جنگجوی خود را به میدان آوردند، اما یکی  ازمتقاضیان پست مورد اشاره  خروسی لاغر  و ضعیف و نه به اندازه کافی قوی  به جمع  خروس های اضافه کرد ... همه  در اطراف حلقه  مبارزه  به تماشای رقابت با استرسی  پر هیجان دچار بودند و
 خروس لاغر وضعیف در یک گوشه کز کرده بود  در حالی که بقیه خروس ها به  کشتن یکدیگرمشغول بودند تا مشخص شود کدامیک از آنها زنده  می ماند،  زخم های مرگبارو خونریزی شدید باعث شد تا خروس های درگیر معرکه به اجسادی بی جان تبدیل شده و در وسط میدان نبرد برزمین افتند  و ناگهان خروس ضعیف   بدون یک قطره خون که از منقارش بچکد  و ارد گود شد  و با اعلام پیروزی ، صاحبشموفق به کسب عنوان بزرگ ندیم مجری گردید. ... وممکن است برخی نصب وانتخاب های منطقه ی ما نیز اینچنین رقم بخورد؟!
 ونهایتاً انتظار  مردم منطقه ی ما  از صنعت نفت وگاز  احتمالاً به این حکایت پیوند می خورد :
در فرهنگ عامه می گویند: شخصی  بنام ‏(‏ عرقوب‏)‏ بود که  "جاخالی دهنده ترین" زمانه ی خود بود ...  از پدر نخلستانی به  دو برادر رسیده بود برادر عرقوب از او  مقداری  "خارک" درخواست کرد.
‏عرقوب:‏ باشد اجازه بده تا  خارک ها رنگ شده  و یا به دمباز برسند‏ و همینطور اصرار و انکار میان دوبرادرادامه یافت تا اینکه نخل ها به رطب رسیدند و عرقوب به برادرش گفت : تا اینجا که حوصله کردی یه مرتبه بگذار تا خرما برسد وسهمت را بدهم.
  پس از اینکه  باغستان کاملاً به بار نشست... عرقوب شبانه  وغافلگیرانه همه محصول را  برداشت کرده و چیز ی به برادر نداد و اینگونه عرقوب ضرب المثل شد ( که قدما می گفتند: برادری فلانی مثل برادری عرقوب است!‏ ) بنابراین بین همه ما ارتباط چندانی وجود ندارد، جز یک درک مشترک میان ما  و دوستان نفت و گاز  عنصر شگفتی است که اتفاق افتاده است. ما شگفت زده ایم که این همه بی توجهی چرا؟ آنها هم شگفت زده شده که اینهمه بی تفاوتی ما از کجا  ؟!



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : دارالاماره منطقه ویژه ونقشه های ریزه، میزه ؟!// منطقه ی انرژی پارس جنوبی/ استان بوشهر/ کنگان نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :