شورا وشهرداری کنگان منتقدین" زبان بریده" می خواهند ؟!
  اشاره:  افراد طالع بین که از خطوط کف دست به پیش گوئی می پرداختند از این حرفه دست کشیده و آن را رها کنار گذاشتند  چرا که با وجودیکه  آنها  آینده   مخاطبین را پیش بینی می کردند ، برای خود آینده ی درست نتوانستند ترسیم کرده وپیش بینی نمایند  ونها یتاً نه آینده خودرا دیدند و ونه آینده مشتریان را ... ‏!‏در واقع اینان برداشته های دیگران ماجراجوئی وکردند تا اینکه اندک داشته خودرا نیز برباد دادند؟ و متاسفانه این پرسش دهان به دهان می چرخد که آ یا برای بسیاری کنگان کارگاهی برای  کسب درآمد وسرمایه مشروع یا نامشروع و طبعاً  در مقابل در نظر گرفتن شهری دیگر دردور دست ها  با  آب وهوای خوش برای تفریح واقامت ... است که هزینه تلخ وکمرشکنش را باید در ابعاد مختلف گسترده شهروند بومی و قشر آسیب پذیر بپردازد؟!
اکنون در کنارهمه ی اینها  و مطلب زیر باید پرسید خرافه گری درسیاست به ما چه آسیبی رسانده است؟ وبه قانونگذاری و مصوبات  و اجرای شعارها و پیگیری مطالبات چه  آسیب هائی وارد کرده است؟
   !گربه گفته های قبل  وبعد از انتخابات برخی صاحب منصبان تکیه زده برکرسی  شورا طی سالهای اخیر بپردازیم دربکار گیری دواصطلاح طلائی پرآوازه "شفافییت" و "تغییر" بشکل افراطی برمی خوریم اما در بوته ی عمل همچنان،  در کنگان نه تحولی ونه تغییری  ونه حتی تکانی پیش افتاده بوقوع پیوسته و بویژه در عرصه  ی توسعه پایدار  تحرکی رقم نخورده است ، براستی  چرا خبری از هیچکدام نیست؟ وتنها آنچه بجامانده ماتَرِکی جانکاه و ارثی پرهزینه ازلابلای  انتخابگری کورکورانه درانتخابات شوراست که جامعه  ما را می فرساید....  یکی دراین میان ادعای " مهماتیر محمد "  کنگان را داشت  و بقول خویش تیغ جراحی  برداشته و پرده  پنجره اتاق جراحی اش را پائین کشیده و "عمل کردن" غدد و "عدد "را آغاز کرد. حالا پس از مدتی شهر و شورا وشهرداری دچار خونریزی شده ، خونریزی که مهار آن  با این روند محال است ...؟
نائب رئیس شورا که که ادعا ها یش بالاتر از رئیس و تاثیر گذاری مطلوبش کمتراز یک عضو عادیست بسیار مایل است زبان نقد شهروند را هم جراحی کند   یعنی اتفاقی که  میتواند  رویاها  و مطالبات را به سربه نیست می کند؟! وطبیعی است که وقتی ابزار حقیقی درانتخابات جایش رابه سازکارهای مادی و   لاف گزاف و بلوف های ناصواب می دهد نباید انتظاری جزاین نتایج حاصله داشت....
درعمده قاعده  مبحث مذکور این نکته قابل درک است که هم انتخاب کننده شکست سختی خورده و هم انتخاب شونده مغلوب دست وپابسته ی خواسته ها ی شخصی باندی وکمبودها ی شخصی خودش شده است....درواقع دوطرف ماجرا بصورتی همزمان بازنده اند. آنهم از نوع بدجورش!
 از بد حادثه وبقول شاهدان عینی: این دوست ما می خواهد با یکدست دو هندوانه بزرگ بردارد  کدخدائی مجامع صنفی برای تامین رای دوانتخابات پیش رو و حفظ دائمی نائب رئیسی شورای شهر برای پشتوانه اقتضاء ات  خودرو!
در حوزه بازار می بینیم که فروشنده و مشتری نالان بوده و هرکه از راه می رسد جوازکسبی می گیرد و بساطی راه می اندازد که هم حق فروشندگان باسابقه و بومی  ضایع می شود و هم عدم رضایت از نحوه ی اداره ی بازار پیش آمده که مشکلاتی برای مصرف کننده و شهروند حتی نمی داند که  در پنجشنبه بازار چرا دو وانت تره بار فروش در فاصله ی چند متری همدیگر  برای یک محصول دوقیمت متفاوت دارد چه برسد در بازار دائمی...؟ شکلی عادی بخود می گیرد.
  نویسنده ی معروف دراین رابطه داستانی آموزنده دارد :  صیادی  مروارید  بسیار بزرگی را در دریا بدست آورد  آن را به خانه آورد، مردم آبادی که از انتشار خبرهای خوش دهانشان آب افتاده بود شبانه روز برای درخواست سهمی پیرامون خانه اش پرسه می زدند ، صیاد خود نیز هیجان زده درمیان بازار و معامله گران جواهر گرانبها  درتردد بود ... طرف های معامله از پرداخت بهای آن مروارید گرانقیمت ناتوان بودند  خود صیاد نیز در استفاده بهینه از مروارید در اختیار،  عاجز گشته بود. ...او دست آخر تنها یک راه حل به ذهنش خطور کرد. این مروارید پرارزش را برده و شنا کنان دور از ساحل به دریا بیندازد و  اتفا قاً همین کار را هم کرد! ...
در حال حاضر بسیاری از فرصت های رسمی نزد برخی از صاحب منصبان ما همین روند را پیدا کرده است؟ و همواره ما باید در مراسم4  ساله تشییع  جناره مطالبات در هر دوره ی چهار ساله شرکت فعالانه داشته باشیم. نقش ما فقط همین است !
   اما عزیزان ارجمند؛ لطفاً  حداقل در این فاصله زمانی ومکانی کوتاه پاسخگو باشید:
- برای شناسایی اولویت ها ی مدیریت در شورا و شهرداری ها با ماهیت خدماتی که شهروند ان  به آن نیاز دارند و چگونگی دستیابی به آنها  کدام برنامه ریزی صورت گرفته است؟
-بهای مشورت در شورا و شهرداری چقدراست و  هزینه خسارت دوباره کاریها برای مثال در خصوص نصب یک تندیس بدون توجه به فرهنگ عمومی و بررسی ،مطالعه وتحقیق و سپس برداشتن آن  چه کسانی باید پاسخگو باشند؟
-  شفافیت در عدم ارائه تراز مالی شورا وشهرداری واطلاع رسانی عمومی  با کدام توجیهات قانونی سازگار است؟
 - شورا و شهرداری به میزان مشارکت نخبگان در تصمیم گیری چقدر اهمیت داده اند. و مبانی تصمیات خلق الساعه و عدم پاسخگوئی به افکارعمومی با کدام معیارهای متداول بین انتخاب کنندگان ومنتخبین  سازگاراست؟
- برای اجرای شعارها و وعدها ی نمادین چه اقدام تعیین کننده ی صورت گرفته است؟
- تاثیر سفارش نزدیکان و همکاسگان در  دریافت مزایا ، امتیازات و عناوین شغلی را  به چه میزان ازریابی می کنید؟
بخدا ما بیچاره ایم که دررسانه های محلی بعضاً به توصیف و تیترپردازی از کسانی می پردازیم که با بهره گیری از عجزما به جایگاهی دست یافته اند و بیچاره ترکسانی هستند که این بزک کاریهای ژورنالیستی را باور می کنند. زیرا که این روند سطحی و قشری گری هم فکر و ذهن  شخصی ما را به ویرانی کشانده  و که توسعه ی پایدار شهر را به  پرتگاه سوق داده است. این مقدمه ی تلخ  گاهی برای سطوح مختلفی از انتخابگری قابل تسری وتعمیم است . اما اینک نزدیک تربه به بخت و شانس وسرنوشت جامعه ی ما "شورای اسلامی  شهر"ماست . که  بوسیله ی تعدادی  افراد مرتبط با  برخی اعضا درمجموعه ی  تفنگدارانش گلوله ی بسمت مشکلات شلیک نمی شود . و بی  شک اگر شلیکی در کار باشد. ما شهروندان عادی سیبل و هدف اولیم ....؟!
- شهردار محترم خویش بهتروبیشتر می دانند که هر هفت نفر عضو شورا با وضعیت فعلی برگزیدگان مردم این شهرند و شهروندان بحسب  نقش "رای واحد" انتظار دارند که آنمقام مسئول فاصله ی یکسان و متناسبی را با  هر کدام از اعضاء بویژه در محل   اخذ شور ومشورت وموقعیت تصمیم گیری و تکامل پازل ها در اهتمام به  نقشه راه مدیریت شهری داشته باشند چون هرکدام  بفراخور حال خود ملجا و منبع دردل و مراجعه عمومندونادیده انگاشتن هر عضو  با هرتوجیه ذهنی وتصور انتزاعی بی حرمتی به بخشی قابل توجه از انتخاب کنندگان  وکانونی برای نقد فزاینده و نارضایتی روزافزون است.
-  دیگر اینکه  این پرسش  نیز مطرح است که پرداختن به  برنامه ریزی جامع فرهنگی ، مدیریت شهری ، اجتماعی  و نیاز سنجی شهروندان از طریق ایجاد پایگاههای رصد داده های معتبر علمی و نظر سنجی عمومی ،چه زمانی مورد توجه عملی واقع  می گردد؟.
- ....
گاهی به اشتباه و یا بصورت غریزی هم نقطه ضعفی بزرگ از  همانهائیکه که فکر می کنیم نزدیکترین و علاقهمندترین به ما هستند نیز ثبت می شود: مادر  آشیل (به یونانی: Ἀχιλλεύς, Akhilleus)  آکیلیس قهرمان اسطوره‌ای یونان در داستان جنگ تروآ است. آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس)  بود. او قویترین جنگجوی یونانیان در جنگ تروا بود و قهرمان حماسه ایلیاد هومر است. همه پیکر او به جز پاشنه پایش رویین بود و همین بخش  پیکرش هم مرگ او را رقم زد . مادر این قهرمان افسانه ی ، کسی بود که نقطه ضعف پسرش را به دیگران نشان داد، او در رودخانه مقدس  پسرخردسالس را برای ایمنی از گزند تیرهای روزگار غوطه  ور کرد اما برای این که فرزندش غرق نشود مچ پایش را گرفته بود و درست همان نقطه ی که  با آب تما س نداشت فلش ها ی غیر ایمن شد. که  به طور غریزی  نقطه ضعف همیشگی و آنهم بوسیله نزدیکترینش ایجاد شد !
اگر چنانچه حرف های حقیر را پسندیدید که بعید است! لاقل عملاً به شعار و  وعده های پیشین خود برگردید و اگر غیر ازاین است .بدانید که سکوت مان بدلیل پاره ی ملاحظات و نقدمان به  زعم مطروحه واخواهی سهم نیست. واگرگران گپی زدیم که به مذاقتان خوش نیامده می توانید برای رسم معمول جاری  هم که شده زبان وگوش مرا بریده  و پیکرم را  روبروی درب بزرگ شورای شهر به دار بزنید تا عبرتی برای دیگران باشد.که به خاموشی خویش ادامه دهند و لاجرم شما به سیادت وسروری تان تا دوره و دوره های بعد..."عساکم من عواده"!!
 

  




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات