هوس قدرت و الزایمر خدمت!
 "غزالی" قرنها پیش گفته بود:انسان ؛درآنچه می داند (مُخیر )انتخابگرست،  و درآنچه نمی داند مُسیر(غیر انتخابگر)ست .اما اکنون شتاب دورافکار کندتر ازپوشش مسائل روزاست و زمان سیاست گذاری ها کوتاه تر از خطوط موازی وغیر موازی مستمر مطالبات ... چرخه ی پرسشگری فعال تراز چرخش نقش نخبگان که همه ی اینها تا حد زیادی به هنر مدیریت ما برمی گردد.اما همچنان  برخی افراد که دراین عرصه توانمندی خاصی ندارند اصرار دارند به قدرت ومنصب بیشتری دست یابند و هرجا بروند ویا قرار داشته باشند کرسی ومیزشان همراه ودستی در توزیع صندلی کوچکتر داشته باشند؟! هرچند حق عامه در برخورداری از مدیران شایسته ضایع گردد و هدررفت سرمایه ی ملی درابعاد متنوع انسانی، فرهنگی ، اجتماعی و بیت المال تشدید شود.
 حکایتی مرتبط می تواند به توسعه ی دامنه ی گویای بحث بیشتر کمک کند: دردهکده ی روبروی منزل حکیم زمانه ، کارگاه  کساد نجاری بود که  او رفت و آمد نوجوانان وجوانان را به محفل حکیم بمنظور آموختن حکمت برنمی تافت لذا هر روز برمیزان کینه،حسادت و خصومت نجار به حکیم  افزود ه می شد. درآغاز ابزارهای ساخته شده ی نجار در مقابل چشمان مخاطبین حکیم ، توجهی را بخود جلب نمی کرد. نجار سرراه بر شاگردان حکیم می گرفت و علت را جویا می شد؟ آنها در پاسخ می گفتند : نیاز ما به حکمت بیش از این ابزارهاست و حکمت  تولید فکر در سعادت دین ودنیاست وآن دو رابهم آمیخته به ما می آموزد . مدتی گذشت و نجار فکری بنظرش رسید. و با  نقشه ی جدید تحت عنوان هدایای رایگان، ابزار وتجهیزات چوبی زیبائی ساخت تا بدینوسیله ی فراگیران پیرامون حکیم را جذب خود کند، و رفته رفته درکار خود موفق شد و هرچند وقت یکبار با طرحی نو از ساخته های خود، دوستداران حکمت را به علاقه مندان صنعت خود اعتیاد می بخشید، تا اینکه آنها را به مشتریانی تبدیل کرد که  بنام پرداخت خرید در قالب خدمات انساندوستانه آنها را وابسته ی به خرید مداوم و رقابتی  ورفاهی کاذب کرد. تا جائیکه تعداد قلیلی از مریدان، به نشستن پای آموزه های حکیم حضور می افتند آنها  نیز از قِبِل  دوستان سابق، سرزنش می شدند. ..نجار به صنایعی دیگر کنار نجاری روی آورد طراحی  و خیاطی لباسهای فاخر، واشیاء تجملاتی،... واینگونه سبک وشیوه زندگی دهکده عوض شد، و برخی اهالی آبادی مذکور آنقدرشیفته ظواهر وسطحی نگری شدندکه حکیم را عامل فساد وتباهی عمر خود تصور می کردند!؟  و درازای این  نوع نگرش نجار به ثروت انبوهی دست یافته بود، ونجار دید که فرصت این را یافته است که حکیم را از میدان بدر کند، اهالی آبادی را تحریک کرد تا خانه حکیم را بسوزانند، حمله کنندگان به خانه ی حکیم شعار می دادند آزادی،برابری،برادری ! ...  و اینان تابلو "حکیم دهکده" پایین کشیدند و آنرا بر در کارگاه نجار نصب کردند ونجار از آن پس خود را حکیم  خود خوانده دهکده منصوب کرد..،و برسر مردم  آنجا همان آمد که بره اسیر در رهائی از چنگال گرگ آرزو می کند.
این اشتباه پروسه ی سیاست است که به هرکسی که از راه می رسد اجازه می دهد تا به  هر رویایی بدون تلاش وبدون زمینه و بدون لحاظ منافع عموم به عنوان مقصد اختصاصی خود  به منصبی در جایگاه خدمت به عموم، فکر کند .‏آنها در پشت پرده توافق می کنند که موافقت خودرا با هم  اعلام نکنند..‏  وتوافق می شود که اسرار شان در سراپرده بیان نشود ‏ زیرا این انسان محدود کوچک عاجز  دوست دارد در گذشته اش زندگی کند زیرا کم هزینه است و لی با اینحال فرصت پیش رو برای شخص خویش ، خود را با نامحدودها مشغول می کند ،
مدیریت یک دستگاه کم است حقوق برای هزینه کردهای داخلی وخارجی ناکافیست؟!  با اینکه هدایا ومزایا فراوان است ولی وقت برای خدمت به مردم کم است ، همین مدیرهمان حرفهای مردم را می شنود که به مدیر قبلی گفتند، او هم نمی شنید و این هم نمی خواهد بشنود،وچند روزی پس از این نسیم تغییر  یا رفتن میوزد وپشت سرش می گویند فلانی خودکشی سیاسی کرد، زیرا  بسیاری  ازصاحبان منصبان، مثل نهنگ ها گوششان پر می شود از حرف و کرم  های کشنده، که فرصت بررسی را از دست داده اندنهنگ ها پس از این ماجرا قدرت توازن  خود را درآب از دست می دهند،و شنا کنان خود را به ساحل می کوبد تا با فراهم کردن اسباب مرگ خویش، از مخمصه رهایی یابد و از سوئی صاحب منصب حرف نشنو نیز خود را به دیوار سکوت می رساند.او طوطی عبارات آموز خود را در جامعه رها می کند تا حرفهایش از زبان طوطی منتشر شود. واگر باز خواستی  از سوی افکار عمومی باشدبتواند بگوید من با طوطی سیاسی میانه ی ندارم و اختلاف نظر داریم حرف من چیز دیگریست؟! و اکنون باید فهمید وفهماند که  بسیاری سیاست بازان ما طوطی صفتند که نقد را برنمی تابند و تنها مایلند فقط وفقط حرف خود را تکرار کنند‏. جامعه ی ما به حکیم نجار ونجارحکیم همزمان نیازمند است.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ هوس قدرت و الزایمر خدمت!/ غزالی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :