استحاله بومی گری و انحلال حقوق بومیان پیرامون منطقه ویژه انرژی
  هردم از این باغ بری می رسد ؟!
یاسری مدیر عامل شرکت پازارگاد:
 "بومی و غیر معنی ندارد هر کس سه سال در منطقه باشد بومی محسوب می شود ."
 ارائه خدمات از سوی پتروشیمی ها وظیفه نیست!
ارائه خدمات از سوی ما لطف به منطقه است! /بانیان آزادی
  میگویند: پدری  مولتی ملیاردری سه فرزند داشت که شبی ایشان را به آزمون هوش ، امتحان کرد، واز ایشان خواست تا خواسته خود را از پدر ابراز کنند،  اولی گفت :  0000.... دلار می خواهم،دومی برابر اولی  طلب کرد،وسومی که از همه باهوش تر بود گفت : من حصانت گفتار ورفتار می خواهم  .....پدر از فراست پسر خوش آمد و اورا مدیر عامل بی بدیل خواند!
اینگونه که پیداست هر کدام از مدیران کوچک وبزرگ شرکت های نفت و گاز وپتروشیمی که  آمدند وسهم خود را  با قول وعده های بیمقدار  واعمال برنامه ی خودرا با انواع شگرد ها  اجرا کردند و رفتند  اخیراً  مدیر عاملی پا را از همه عرف ورسم وقوانین، فراتر گذاشته و درآغاز به انحلال بومی گری زبان رنجه داشته و سپس به  تعریفی کنجه از نگاه خو د برای بومی  پرده  از معما برساخته است ... این تناقض اشکار برای فردی که فقط دلار وبهار را می بیند خیلی غیر طبیعی نیست ولی در همین عبارات توهین وتحقیر ی آشکار به مردم روا داشته است...
 بمفهومی دیگر ، اشتباهاتی  دولپی، لفظی که از این نوع هرچند وقت یکبار از سوی برخی کارگزاران شرکت ها ی اقماری منطقه تکرار می شود   توهینی واقعیست ،که  در پروسه ی خود برتربینی  از دو دهه قبل حاصله از  چند موضوع اصلی  تا کنون به اشکال گوناگون بروز کرده است عیان ورسانه ی می شود :  1) ضعف مفرط مسئولینی که باید پیگیر حقوق ومطالبات مردم باشند2)عجز فزاینده ی بومیانی که فکر می کنند میزبانی بی زبانی یک امتیاز است 3) رسانه ی که نمی تواند باز گو کننده  رنج های شهرش باشد " شن و سنگ مثانه" است نه رسانه ؟!!
دلایل بسیاری وجود دارد که این درد تهوع آور ، پنهان شده ،گام وبگام ماست مالی می شود،روال غیر طبیعی که دارد کم کم عادی  می شود:  تجزیه، تکه تکه شدن جغرافیای منطقه ،تضعیف منابع انسانی واز میان رفتن منافع ومصالح  محیطی منطقه، رد شدن نیروهای بومی چه  درپست مدیریتی وچه در جذب رسمی وغیر رسمی  همه وهمه بدنبال این بود که با ایجاد فضای  کوته نگری و بی تفاوتی به اینجا برسیم که آقای مدیرعامل و سایرین  به آن رسیده اند  اینجائیکه ما  دیگر نیازی به رصد اظهارات در رسانه ها و  احتیاجی به شواهدی مستند نداریم  زیرا سطح تحقیر، توهین  که ما خود برای خودمان  بنوعی انتخاب کرده ایم.ازچشمان  اشکبار جویندگان کار، قطرات عرق کارگران به حاشیه رانده شده ویا طرد گشته  بسادگی تمام مشخص است و ما در حال تماشای اجرا ی یک مسابقه ورقابتی شدید میان از میان بهتران برای هرچه بیشتر استحصال منابع و انحراف سریز آن به سایر مناطق، توسعه آسیب های زیست محیطی و اجتماعی هستیم حالا ما در موقعیتی قرار بگیریم که  شاید روزی برسد که بابت تماشای این زبردستی  از مابهتران ، جریمه پرداخت  بلیت گردیم!  زیرا برنامه ی طرح ها وپروژها  همواره بسمتی  رفت  که دیروز،  امروز و فردا همه متلق به همان هایی هست که نگاه  از بالا به پائین (عمودی) را برای خود شان درقبال مردم منطقه حفظ کردند.
  منظور  از نوع  گفتمان های مطرح شده توسط مدیر عامل در این است که این نشست ها  یا  هرگونه قول ووعده و شعارهای ومصوبات دولتی ومجلس ،شورا وانتظارات مردم منطقه  با شکست مواجه شده است، که  تنها یک عنصر موفقیت آمیز را شامل می شود، که آنها می توانند  برای عقب راندن مان از مطالبتمان تا نقطه ی صفر دیگر شک نکنیم و...
 نکته : چاره ی نیست : به فلسفه دیوژن روی بیاوریم  که  وقتی بطور عمیقی برخی  برخوردها و رفتارها در  محیط پیرامونی بصورت ناباورانه اورا عصبانی می کرد ، به روالی بر میگشت که  زندگی را به  ساده ترین شکل ممکن ابتدائی کند. او رویکردی   دیوانه وار را برای نشان دادن دردها نشان می داد: و از این طریق  می خواست به مردم کمک کند که فراتر از استانداردها و معیارهایی که زندگی  معمو لی آنها را شکل می داد، اگر ناچارند نبینند؟ او درآتن پایتخت یونان در یک بشکه زندگی میکرد، فقط یک چوبدستی ویک روپوش داشت  و بصورت نمایشی از مجسمه ها طلب کمک می کرد و در میان عابران کوی برزن ، عقب عقب می رفت ... تا نشان دهد که چرا دارا به ندار نمی اندیشد و این  درس را به خودش ودیگران بدهد که نباید از این  دست رد به سینه  زدن مایوس شد بالاخره هرمعضلی چند راه حل دارد؟
دلیلی  وجود ندارد  از کسیکه  مبانی اولیه  حقوق بومیان را  و اصول بدیهی تعامل سرمایه گذاری را نمی خواهد بداند تعریفات خودبینانه را بپذیریم  و آویزان  نشست های آبکی اش شویم  زیرا آنچنان که پیداست "از  شعار  صنعت  گاز منافع ملی؛ فرورفتگی وشکاف طبقاتی و از  اقتصاد انرژی؛ آسیب ها وفر و رفتگی فرهنگی، واز پتروشیمی آپارتایداجتماعی ساخته شود هم جای اشکالی نیست .
 و یک مقایسه : ببینیم پتروشیمی  تبریز که  شرکت نسبتاً کوچکتری در مقایسه با پتروشیمی پازارگاد هم در کنار یکی از کلان شهرهای ایران قرار گرفته در ابعاد مختلف مدیریت شهری، فرهنگی ، اجتماعی و ... چکار وچگونه تعامل کرده کرده است ....https://www.tpco.ir/homepage.aspx?site=DouranPortal&tabid=1&lang=fa-IR#- بعد بیائید بگوئید که ما لطف کرده ایم و بهتراست بومی را اینگونه تعریف کنید زیرا به  واقعیت نزدیکتراست : هرکه دلار بیشتری در اختیار دارد همان بومی است. بقیه غریبه تماشگر رمز ورازند !





نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ استحاله بومی گری و انحلال حقوق بومیان پیرامون منطقه ویژه انرژی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :