پایمال کردن پیمان  وسوگند نزد برخی صاحب منصبان !

آیا  این "شخص" همان کسی نیست که چند سال پیش می شناختیم و یا اورا با ویژگیهایی که ما از شخصیتش  افکار و رفتارش سراغ داشتیم، معرفی  وباور می کردیم پس چرا اکنون متفاوت بوده وفرد دیگریست؟  آن نسخه  ی شناسایی شده از این فرد  در ابعاد زمان و مکانی جامعه  پس از این که با سوگند وپیمان ومنشور اخلاقی نوشته وخوانده شده  که همراه شده بود چرا اکنون به  حداکثرتفاوت وتناقض رسیده است؟
آیا همه چیز در ما واو تغییر کرده است؟  آنچه مشخص است ما  همچنان بعنوان فرد عادی کف  کوچه و خیابان باقی مانده ایم؟ اما...
وقتی بعمق وجود یک  انتظار ثابت  و اتفاق متغیر در طول زمان  و سیرحرکت  جایگاه اجتماعی نگاه می کنیم  می بینیم؛ فردیکه  به منصبی دست یافته ناگهان گسستی در ارتباط سابقش  ایجاد شده است که به ماجراهای چون : شکست پیمان، پایمال شدن سوگند و زیرپا گذاشتن منشور اخلاق بخصوص در عرصه ی سیاسی ختم گردیده است.
بنابراین؛ اگر صاحب منصبی در جریان اخلاق محوری دچار اشتباه  ویا تغافل شود، بی تردید درعرصه ی سیاست بیشتر در معرض حیرت زدگی وخطا کاری و عدم موفقیت  قرارخواهدگرفت .  برهمین اساس، در متن جامعه،  عامه؛  اشتباهات  افراد خاص را قبول نمی کنند و "خاص" تنها می توانند حرف های توده مردم  را کمتربشوند؟!!
 درهمین باب؛ فیلسوف فرانسوی "پروفسور ریموند پولان" استاد دانشگاه سوربن پاریس، در کتاب "اخلاق و سیاست" می نویسد: ، معنی عمیق  اتفاقات روزمره جامعه این است که  سیاست  بدون اخلاق است و بسیاری بر این باورند که اخلاق و ارزش هایی که هر انسانی در وجدان و ذات خود نشان می دهد ممکن  است با  فعالیت سیاسی آلوده  شود، درحالیکه هدف سیاست حفظ  بقای انسان  است و روشن است که انسان یک موجود اخلاقی است و تا زمانی که مفهوم سیاست واقعی به دست نیامده است، اینگونه است که برای رسیدن به خواسته ها، تکمیل پروژه های اجتماعی و  تقویت قوانین و نظم  با ید  به دنبال سیاست اخلاقی باشیم....
نکته اینکه رعایت اخلاق و وفاداری به سوگند  وپیمان  برای همه آحاد جامعه ضامن حفظ اعتماد واطمینان و رشد بشمار می رود که بصورت عمومی اختصاص به قشر وصنف خاصی ندارد.
  حکایتی از روزنامه نگار عراقی :  نقل شده است که در دهه  50 میلادی قاضی صادق و مجربی با کارنامه ی درخشان به  یکی از دادگاههای بغداد  منتقل شده بود.
آغاز دور جدید فعالیت او با ماه  مبارک رمضان،مصادف بود در منزل جدیدش می خواست همراه با روزه داری به تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم بپردازد اما قرآنی   در خانه نو نیافت و خدمتکارش را  به محل کار که دادگاه بود و نزدیک خانه اش، فرستاد ...
روز بعد او به دادگاه بازگشت و به انجام وظیفه خود،مشغول بود  اتفاقاً  طی جلسه ی از دادگاه  به شهادت یکی از طرفهای پرونده ای نیاز افتاد ،  قاضی شاهد را برای ادای سوگند نزد منشی هدایت کرد . اما منشی ، قران را پیدا نکرد و با عصبانیت به این سو وآن سو در طلب قران می رفت  ولی دست خالی بازمی گشت  ناگهان قاضی بیاد آورد که باید مستخدم دادگاه را بخانه  خود جهت  بازگرداندن کتاب خدا ، بفرستد ... روال معمول جلسه  ی دادگاه به تعویق افتاد  مستخدم بی سواد بود و به نظر می رسید  مادر قاضی نیز، همین مشکل را داشته است  و به جای قرآن، فرهنگ لغت را به قاصد داد.و او آن را روی میز درجای ویژه خود قرار داد. شاهد آمد و دستش را روی آن گذاشت و گفت: " بحق این کلام  خدا جز راست نخواهم گفت."
 وبراین منوال  روز هایی طی شد و شاهدان به سوگند خوردن براین کتاب ادامه می دادند  و سرانجام  مرد ی کلیمی  پایش به دفتر قاضی ودستش به سوگند  برآن کتاب رسید . او  نگاهی گذرا به کتاب انداخت و گفت:من "موسوی" هستم  وتنها به تورات قسم می خورم  نه به  فرهنگ لغت ؟!
قاضی به او گفت : چه می گویی ؟ دردادگاه شوخی ممنوع است!
مرد با خواهش از منشی خواست تا کتاب را به قاضی نشان دهد، ...  چهره ی قاضی متغیر شد و  چیزی را در گوشی به منشی  خویش گفت!
قاضی بقیه روز را صرف  تجدید نظر  و بررسی مجدد پروندهائی   کرد که او بر اساس سوگند در این بخش کار کرده بود،...
 و در پایان او با خود  می گفت: بیم این دارم که  برخی صاحب منصبان  و مدیران که کک شان چندان در قبال  امور مردم نمی گزد با " فرهنگ لغت" قسم وسوگند خورده باشند نه کلام الله مجید؟!
نتیجه :
‏ لذا هر اقدام مدیریتی ومسئولیتی در جامعه می بایست بر پایه ی صداقت و معیارهای ثابت اخلاقی باشد درادامه  فعالیت های سیاسی نیز  بر  اساس اصول اخلاقی و عدالت بنا می شود  و هنگامی که تفکر سیاسی با اندیشه اخلاقی در افراد، جوامع،  و روابط هماهنگ وهمراه می شود، آینده امن تر و توسعه پایدارترقابل احساس ولمس است ودرپرتو نهاینه شدن آن بصورت فردی واجتماعی،  عدالت،استقلال، آزادی و آرامش به دست می آید؛ و در غیر اینصورت بداخلاقی سیاسی می تواند  قتل عام اجتماعی  محسوب شود  وبرای پایان بی عدالتی برای همه. راه حل:  آموزش، نظارت مستمر، پژوهش ، نشستن به پای فرهنگ غنی خودی،  با اهمتمام بر همین دیدگاه، درک بموقع آسیب های امروز و فردا ی ما  برای زندگی سعادتمند انه و رضایت فراگیر وکامل ضرورت حیاتی  می یابد.



نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ پایمال کردن پیمان وسوگند نزد برخی صاحب منصبان !،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 28 فروردین 1398 05:09 ب.ظ
Thank you for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I will
be waiting for your next write ups thanks once again.
عبدالمجید اوراWelcome : najvaye-kangan
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :