تبعیض ونژاد پرستی ویژگی ومیراث غیرقابل  اصلاح استعمار است +   کتاب

اگر دانشنامه  جنگ های ناپلئون را ورق بزنید ، صفحاتی در مورد موسیقی دان بزرگ آلمانی بتهوون  می یابید  که او چگونه وچقدر شیفته ناپلئون بود و چه میزان زحمت کشید تا  با ساختن آهنگ های  حماسی  درموسیقی به نام او  تلاش کرد تا نشان دهد که چه مقدار به اوعلاقه و ایمان دارد، اما ناگهان دید که  ناپلئون به آلمان حمله کرد وبرنامه ی قتل وکشتار وتخریب ونابود ی را درطول وعرض آلمان بصورت رفت وبرگشت پیاده کرد... وناچار به او کافر شد .                 
 سارتر فیلسوف  فرانسوی  می گوید: وقتی کشور ما بوسیله ی آلمان ها اشغال شد آنگاه قدر آزادی خود را کاملاً  فهمیدیم . آنها ما را از فکر و احساس مسئولیت محروم کردند و بی اراده هر کاری را بخاطر آنها انجام می دادیم ..
 هیتلر وقتی فرانسه رااشغال کرد  در کنار  قبر ناپلئون حاضر شده وگفت : متاسفم عزیزم!  که توانستم کشورتان را اشغال کنم  زیرا زمانیکه که ما در حال  تولید آتش بارها وطراحی نقشه جنگ بودیم ، هموطنان شما در عیش ونوش غرق شده بودند.
 روز 16 دسامبرهرسال ، سرخپوستان و سیاهپوستان آمریکا به مناسبت  سالگرد قیام علیه مصیبت  کشف قاره ی آمریکا بوسیله کریستف کلمب ، که درقالب  زیاده طلبی استعماری  که درحدود  500 سال پیش روی داد ، علیه کشورهای اروپایی  مراسمی ویژه می گیرند .
واضح است که  این احساسات ضد استعماری در قاره آمریکای لاتین نیز گسترش یافته است ، برهمین اساس اکثریت مردم این محدوده ی جغرافیایی مواضعی ضد اروپائی و آمریکائی دارند و و انقلاب ها و  مبارزات زیادی علیه  آمریکا و همپیمانانش در آن اقلیم صورت گرفته است
  زیرا آنها   کریستف کلمب  و جانشینان او را  به عنوان قاتلان  سریالی توصیف کرده اند که به بهانه گسترش صلح و تمدن ، بدبختی را برای مردمان قاره آمریکا از شمال تا جنوبش به ارمغان آورده است .

فردریک داگلاس (Frederick Douglass؛( ۱۸۱۸- فوریه ۱۸۹۵)  برده ی که به مقام  روزنامه‌نگاری، دیپلمات و نویسندگی وبعنوان یکی از رهبران بزرگ ضد برده داری در آمریکا  رسید با این عبارت برجسته خود را به جهان  معرفی کرد: سیاه پوستان سه ابزار دارند: صدا ، قلم و رأی آنها ، که  امروز آنها مورد تهدید قرار گرفته اند.
"جانسون" رئیس جمهور وقت آمریکا  بهمراه نمایندگان افراطی جمهوری خواه  نگاه نژاد پرستانه ی خود را همچنان بشدت اعمال می کرد  اما  در زمستان 1866  داگلاس  با هیئت 12 نفره ی بنمایندگی جامعه ی سیاه پوستان  به کاخ سفید  رفت تا مراتب اعتراض  وحق خواهی خود را اعلام کنند . اما جانسون با عصبانیت تمام  و انتقادات تند بهمراه بکارگیری عبارات  نژادپرستان از مخاطبین استقبال کرد :  "من برده هایی دارم و برده های دیگری خریده ام اما هیچ برده ی نفروخته ام این ها فکر می کنند مرا به دام انداخته اند من معتقدم این داگلاس ملعون مثل هر زنگی دیگری اگر فرصت بیابد ، گردن هر سفید پوستی را خواهد زد " واما  ساعاتی بعد در جواب او داگلاس نوشت : رئیسی که بدنبال مطیع ساختن  چشم وگوش بسته ی مردم است " عین نکبت"  است .
و مبارزه سیاهپوستان حتی با  قتل مالکوم ایکس  و  مارتین لوتر کینگ  دو رهبرضد نژاد پرستی آنها ادامه یافت اما همچنان نژاد پرستی  و تبعیض به سرکردگی ترامپ شدت و قدرت بیشتری می یابد تا  علاوه بر ساکنین حتی  به مهاجرین و مسافرین به آمریکا نیز سرایت کند.
چندی پیش کتابی منتشر شده که نشان میدهد نژادپرستی در میان دولتمردان آمریکا  سیاستی نهادینه شده است و حتی با روی کارآمدن رئیس جمهور و وزیری  سیاهپوست  این ماجرا همچنان استمرار خواهد داشت.
   ای وای براسیری کز یاد رفته باشد؟!نتیجة بحث الصور عن ‪'Isolation' is Albert Woodfox diary,‬‏
«عزلت اجباری» ."Isolation"  کتابی بعنوان : تنهایی و انزوا درقالب ایزوله کردن در برگیرنده خاطرات دوران زندان  است  از آلبرت وودفوکس، مردی که چهار دهه  از عمر خودش را درسلول  انفرادی در  زندان لوئیزیانا به جرم و جنایتی که مرتکب نشده بود به سر برد. دهه 1960 بود که او  به عنوان یک زندانی محکوم به طولانی ترین دوره زندان انفرادی ،رهسپار  مدت  حبس شد  با این حال تلاش وی برای بقا به اندازه  ی دوست داشتن زندگی ،انسجام،  امید  و به همان اندازه مضطرب و غم انگیز است.وی در سال 2016 از زندان آزاد شد و برتری ذهن خود را پس از آن سالهای سخت حفظ کرد و به خودی خود شاهد پیروزی روح بشر ی بود.
 نویسنده  در این کتاب به صراحت وبشدت  از سیستم قضایی آمریکا  انتقاد کرده و روایات فراوانی از رفتار غیرانسانی با خود در  سلول انفرادی نقل می کند ،  و  با یاد آوری  نکات مهم  از زندگی جوامع محروم در ایالات متحده و چگونگی مجبورساختن آنها به ارتکاب جرم مواردی را برشمرده است.

وودفوکس می نویسد که  او توسط یک سیستم پیش داوری در آمر یکا محاصره  قربانی شده  و به زندان افتاده است  تا هزینه ی بالایی  را بدون ارتکاب گناهی بپردازد اما هر بازپرداخت به او هدفی می داد. او مکانیزمهایی را برای مقابله با انزوا ی کشنده در خود ایجاد  میکرده است  گرچه احساس خشم ، ناتوانی و ناامیدی همیشه وجود داشته  که عزم  و سلامت عقل او را تهدید می کرده است . "هر روز مجبور  می شدم آن قدرت را پیدا کنم ، مجبور شدم اراده و عزم را پیدا کنم که شکسته نشوم. آن خصوصیات را از مادرم دریافت کرده بودم."
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع :
Solitary – 5 Mar 2019
by Albert Woodfox


 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .نجوای کنگان منبع : Solitary – 5 Mar 2019 by Albert Woodfox،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :