تبلیغات
نجوا کنگان - با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟
 
                         با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟

در برخی از کتاب‌های عرفانی و ادبی، ابیاتی  منسوب به امام علی(ع) نقل کرده اند که در یکی از آنها آمده است: «آیا گمان مى‏كنى كه تو موجود كوچكى هستى در حالى‌كه عالم بزرگ در تو نهفته است»این شعر دارای محتوای عمیق ووسیعی  می‌باشد و در بیان حقیقت واقعی و افق دید بلند انسانی و بیان جایگاه و مقامی است که انسان توان رسیدن به آن‌را دارد، اما از آن غفلت کرده و خود را تنها یک جسم کوچک بی‌ اثر می‌پندارد.(1)
از همین رو علاوه بر بسیاری  از عالمان ودانشمندان مسلمان ، برخی از اندیشمندان بزرگ غربی دردوره معاصر مانند "هِرمان هِسِه" (به آلمانی: Hermann Hesse) ( ژوئیهٔ ۱۸۷۷ - اوت ۱۹۶۲ میلادی) ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی-سوئیسی و برندهٔ جایزهٔ نوبلِ سال ۱۹۴۶ در ادبیات که تاکید می شود در برخی از آثارش، تاثیر پذیری از "مولانا" هویداست.به این مضامین رفیع از منظری در پاسخ به نامه  وسوالات جوانان پرداخته است :
در کتابی بعنوان نامه ها ی نوشته شده بوسیله ی وی  مجموعه  کل نامه های او  به سی و پنج هزار نامه رسیده است که برخی از آنها در آرشیو کتابخانه محلی شهر برن سوئیس  و بخش دوم در بایگانی پیشینه ی ادبی در شهر مارباخ آلمان  بایگانی شده اند داستان نویسی وی از سال 1970 آغاز شد ، هنگامی که نامه هایی را برای دوستان خود وسپس به فرزندانش) وبرخی افراد صاحب نام همدوره اش که در مجموع ده  درصد از مکاتبات وی برای جوانان بوده که با انتخاب  برخی پیام هایش  به جوانان در نوشتار زیر با  همخوانی شما با آن همراه می شویم:
 او در پاسخ به جوانان و نوجوانان می نویسد: (شما  خود پاسخ سؤال تان هستید: نامه هایی به جوانان) ، وی توجه ویژه خود را به  جوانان  معطوف می کند و خلاصه تجربیات ادبی و امیدهای خود را در زندگی و هنر را به جوانان ارائه می دهد. گروهی از نامه ها در چند مرحله،تحریر شده اند، که ایده کاملی از دیدگاه هسه در مورد موضوعاتی از قبیل: خدا و ایمان ، ناامیدی ، معنای زندگی ، مشکلات جوانی و نوجوانی ، سیاست و غیره ارائه داده است.  او در پاسخ   بعضی اوقات سخت گیرانه   عمل می کرد ، همانطور که در نامه زیر دانشجویی در دانشگاه آلمان تحصیل می کند ،بتاریخ ( 15 ژوئیه 1930 به   خانم JD -  دانشجوی فلسفه )  می گوید:
"من تصور می کنم که شما  نسلی از جوانانی هستید که همیشه امور را دست کم می گیرند و همه چیز را  به سخره میگیرید. شما در مورد بودا صحبت می کنید و می گویید که او را دوست دارید به دلیل ایده هایی که هیچ ارتباطی با بودا از نزدیکی یا دور ندارد ، در حالی که اصولی را که او برایش  زندگی کرده نمی بینید و به دنبال انتشار آن هستید. شما همه چیز را سریع می خوانید  ومی خواهید، دیدگاه های مذاهب و اندیشمندان  تا جهان خاص خودتان، همه چیزرا در معرض مصرف سریع و دلخواه  می خواهید. من نمی توانم به سؤالات شما پاسخ دهم ، زیرا من هنوز در جستجوی پاسخ به بعضی سؤالات خودم هستم ، همیشه در برابر سختی های زندگی بر انسان تامل می کنم ، اما مطمئن هستم که احساس پوچ بودن زندگی امری اورژانسی و گذرا است که با جستجو در زندگی خود می توان بر آن غلبه کرد.
و بگوئید که فقط یک بار زندگی خواهم کرد ، معنی و هدف  آن رابیابید. به نظر می رسد شما - جوانان - گاهی از مسئولیت های خود فرار  میکنید ، و اینجا اختلاف موجود بین ما  وشما نهفته است....
او غالباً پیامهای زیادی در رابطه با توصیه های كتابها و آثاری كه باید خوانده شود دریافت می كرد ، وی در پاسخ به سؤال خواننده جوان درباره توصیه های این کتاب می گوید: "من به لیست 100 کتاب برتر یا بهترین هزار کتاب   اثار بشر عادی اعتقاد ندارم. هرکدام از ما مجموعه ای از کتاب های زیبا و ارزش دقیق را انتخاب کرده ایم." یک خواننده نمی تواند کتابخانه شخصی خود را با خرید کتاب و انباشته کردن آنها در قفسه ها پیکربندی کند.  شایسته است خواننده با گوش دادن به صدای روح ، دانش و اشتیاق شخصی  خودرا پیدا کند  ، بنابراین کتابخانه شخصی وی مانند دوستی ها ودوستان اوست. "
وی در نامه دیگری می گوید: "داوری های ما در مورد کتاب ها هنگام ستایش یک کتاب مهم است ، اما داوری هایی که از کتابی کسر می می کند ناعادلانه است و بیشتر افراد یکه درمورد کتاب ها نظر  می دهند ، داوری هایی از این نوع هستند." وقتی در مورد کسی می گویم - مثلاً - من ترجیح  می دهم همراه او نباشم ، این جمله عینی وبرای خودم است ،  و حکم کلی صادر نمی کنم ، اما این تصمیم را برای کسانی که  حرفم می شنوند ، وا می گذارم ، اگر این شخص  را نمی خواهی  که  با او دوستی کنی  دوست مکن وحق نداری برای این تصمیم اورا بدنام توصیف  وتحریف کنی؟!   . اینکه مثلاً کسی را "فقیر یا مست" توصیف کنی ، یک رفتار نادرست است.که از نظر کسی دیگر ممکن است اینگونه نباشد ودلیلی داشته باشد  همین موضوع در مورد کتابها نیز صدق می کند ؛ اشتباهات در یک رمان یا کتاب بررسی می شو ند در حالیکه  قابل تجدید نظر نیست ، بلکه یک توصیف ناخوشایند است که شایسته یک روشنفکر واقعی نیست. "
هسه در پاسخ به نامه ی دختر جوانی ،که توضیحی درباره رمان معروف  او، گرگ بیابان می خواست ،نوشت: " متاسفم که به شمابگویم که نمی توانم داستان گرگ وبیابان  را بیشتر توضیح دهم.  زیرا نیازی به تفسیر اضافی ندارد  ، می خواهم به آرامی در گوشت  نجوا کنم:  اما اگر یک خواننده؛  کتابی یا یک اثر هنری را رد کند ،  نویسنده هیچ نکته ای در تلاش برای دفاع یا توجیه کار خود نداردزیرا  ممکن است برای مخاطب قابل قبول نباشد. آثار هنرمندانی که 
از کیفیت و ارزش بالایی برخوردار باشند نیازی به توضیحات و دفاع ندارند. آنها صبور هستند و منتظر خواهند ماند زیرا  آثار باقیمانده بسیار طولانی تر از کسانی که درمورد آن ارزیابی متفاوت دارند، عمر می کنند. "
در میان نامه های اخر، نامه ای بود که در 9 ژانویه 1956  بدست "هسه " رسید  ارسالی از سوی جوانی به نام اختصاری " ب " بود ، که در آن به دنبال  توضیحی در مورد آثار "فرانتس کافکا " بود. می دانیم که هسه یکی از هواداران بزرگ "کافکا" بود ، حتی می توان گفت؛ که او یکی از کاشفان «کافکا» بود و او را  نویسنده ی با استعداد قلمداد کرد و اثار ش را به عنوان یکی از شگفت آورترین و تحسین برانگیزترین پدیده های ادبی عصر ما توصیف  می کرد.
 اما هسه در پاسخ به سخنان این جوان گفت: "داستانهای کافکا به موضوعات مذهبی ، متافیزیکی یا اخلاقی نمی پردازد ، زیرا آنها صرفاً آثار هنری هستند". شخصی که قادر به خواندن اثر یک نویسنده است ، بدون آنکه از خود  سوال کند یا سعی در نتیجه گیری اخلاقی یا فکری از آنها دارد ، به سادگی حاضر است آنچه را که نویسنده دوست دارد بگوید  می پذیرد. کافکا رویاها و چشم اندازهای خود را در مورد تنها زندگی بی رحمانه خود به ما ترسیم می کرد ، و گوئی داستانهایی شبیه به تجربیات ، دلخوشی ها و دردهای خود به ما می داد و ما [خوانندگان] و گویا ما موظفیم که بخوانیم و براحتی بپذیرنم؟!  البته نه با تفسیرهای ناجوانمردانه ؟! "
آخرین نامه ی منتشرشده ، مورخ دسامبر 1961 ، ماهها قبل از مرگ "هسه" در آگوست 1962 ،  از طرف یک دانشجوی آمریکایی به نام" سوزان برومبرگ "دریافت شد.
 "هسه "در آخرین نامه خود می گوید: "خانم برومبرگ عزیز ، بخاطر سخنان دلنشین و محبت آمیز شما ، صمیمانه سپاسگزارم ، اما شما خیلی دیر مرا  یافتید.  دیر یا زود شما یک جایگزین  محلی به جای من پیدا خواهید کرد. اما حقیقت تغییر نمی کند و حق دگر گون نمی شود، هرچند آن را با چهره ها ونگاههای مختلف واز زوایای متفاوت ببینیم. "
توضیح :(1)
دَوَاؤُكَ فِیكَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّكَ‏ جِرْمٌ‏ صَغِیرٌ
وَ فِیكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی
بِأَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟، مولای موحدین امام علی(ع)،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :