سه شنبه 7 آبان 1398 :: نویسنده : عبدالمجید اورا

                             همه ی حرف های خانم نماینده !

دو اصطلاح وجود دارد كه کردار و  گفتار ما  را شكل می دهند : اولی "مفاهیم" نامیده می شود  که برخی ممکن است " حرف ها ی ایده آل" و دیگراینکه "اعمال" یا "کاربرد آن حرف ها " در نحوه ی تحرکات ما نظاره گر باشند در هرحال این دو مورد حول محور اکثر گفتگوها و  ماجراهای  زندگی  روزمره  ما چرخیده است. مفاهیم یا ایده آل ها قالبی انتزاعی از ذهن هستند که ما در مورد آن صحبت می کنیم ، می نویسیم و خواستاراجرای آن بوده و ادعا می کنیم  که به آن پایبند هستیم  در این میان گروهی ممکن است مشتاقانه  آن را را باورکرده  و منتظر کار بر طبق آن  سخنان باشند.   و "برخی" به  تعمیم آن ها  ، بجای اقدام می پردازند لذاانتظارات  همچنان بشکلی متراکم باقی مانده است.  ، خواه آن مفاهیم مربوط به مسائل عادی یا اجتماعی یا  از جنس گفتارهای سیاسی وفرهنگی  عمومی  باشند و اینگونه در پایان   ارزیابی ها ناگهان متوجه  می شویم که بسیاری از آن گفته به خواب زمستانی خزیده و ابتکارعمل به مرخصی رفته است ودر واقع  آنچه ما می خواهیم از قانون حاکم بر روند انتخابات و گزینش افراد  شرایط را برای توسعه و رونق فراهم می کند و نه بازیی که به تصمیم گیرندگان کمک کند تا به قدرت برسند!
در این باب بد نیست همین منبع که در اختیار بنده و شماست یعنی مرور گر گوگل را  با عنوان  گفته های  " سرکار خانم الماسی "از آغاز دوره نماینده فعلی حوزه ی جنوب استان بوشهر  یکبار دیگر تا زمان فعلی بازخوانی کرده و بترتیب جدول زمانی و تبعات  عملی آن  ردیف کرده  و دنبال کنیم تا تناسب بین گفتار و کردار روشن گردد.
برای نمونه ی از نیاز سنجی تا بنزین یورو 4  تا اشتغال و ...  پیگیری وعده های رئیس جمهور وسپس بیائیم" باید "ها ی اول  و نحوه آخر عبارات را در مصباحبه و نطق ها و پاسخ به سوالات در جلسات متعدد از حجم  جملات حذف کنیم تا میزان کارکردها در این سه سال ونیم بصورت سرانگشتی مشخص شود .
بدون تردید اگر بخواهیم این موضوعات را عیار سنجی کنیم روشن می شود که  حدوداً :  منهای عملکردهای پراکنده جزیره ی 10 درصدی ، سمت وسوی50 درصد اظهارات ایشان صرفاً مصرف انتخاباتی وبازاریابی سیاسی داشته و 30 در درصد اشتغالزائی برای رسانه و شبکه اجتماعی و 10 درصد مربوط به ترور  کارنامه ی  ونفی کارکرد سازنده نمایندگان قبل از خود و  بعضی از رقبای فعلی داشته که یکی از آنها زیر خروارها خاک آرام گرفته و سایرینی که نه تیم رسانه ی  قابل ذکری دارند و نه باشگاه تبلیغاتی چشمگیر هاج و واج مانده اند که چه اتفاقی افتاده است ! زیرا علاوه براینکه وجه ضرورت پرداختن به آن  قابل درک نیست و از جهتی ترجیحاً هرصاحب منصب ونماینده در گام اول کارکرد مقایسه ی خودرا می بایست با توجه به شعارها و وعده ها و همچنین برنامه ی کاری و شرایط و امکانات و موقعیت در اختیار و ابزار دردسترس در طول عهده داری مسئولیت عرضه نماید تا  غصه دار میراث  سالهای تلخ قحط و آوار زلزله ی بلخ برجای مانده خود را معرفی ننماید ! چه اینکه هرآنکه پای در گود کار می گذارد به  انتظارات عمده  و شرح وظایف محوله آگاه است . همانگونه که هرکسی بعد از این چشم انداز ترسیمی خود را تعریف می کند وجوابگوی مسافر ، سفر رفته به ینگه دنیا نیست ؟
می توانید بپرسید که نماینده چکار باید می کرد که انجام نداده است  ؟ پرسشی موجه ولی  در عین حال چالشی طاقت فرسا هم هست ؟
وا زسوی دیگر شاید این داستان زیر در مقیاسی کوچک شده  از واقع امر ناصواب تعدادی آمد وشدها و برخی  عزل  و نصب ها  و انتصابات اختصاصی در بخش جنوبی استان بوشهر را آشکار  می کند؛ می گویند :
 ... پس از  جنگ سرد بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی  ، بسیاری از مأموران (دوطرف درگیر جنگ سرد) در  صد جمع آوری اطلاعات برای ازپای در آوردن طرف مقابل  بودند ، هر یک از طرفین به دنبال تخریب ساختار فیزیکی و اجتماعی واقتدارعمومی دیگر بود .
 در بین مقامات ارشد شوروی  از  سوی طرف آمریکایی ،ماموری گماشته شده بود تا آن فرد بکارگرفته شده ، خرابکاری همه جانبه  را در حد اعلای به انجام برساند  اما در مرحله ی زمانی ویژه، مسئولان آمریکائی  به نیت و وفاداری  او به آمریکا مشکوک شدند. و مورد سین جیم قرارش دادند!
این مقام شوروی اظهار داشت: من  کار دلخواه شما را  با دقت انجام داده ام  ، اما هیچ کس نه در حال حاضر و هیچ کس در گذشته  وآینده نمی تواند ونتوانسته  این را اثبات کند!
 مسئول آمریکایی با تعجب پرسید: چگونه؟
  مقام بلند پایه ی شوروی : "من همیشه   افراد  کار نابلد ، ناتوان و ناکارآمد را  برای موقعیت های مسئولیت انتخاب می کردم و یا از آنان حمایت می کردم  و از ورود افراد شایسته ی توانمند و میدان دادن به آنها جلوگیری کردم و دسته دسته   مدیران وصاحب منصبان   چشم بسته ی وابسته به میز دلبسته ی ، بله قربان گو را  برمی گزیدم ، تا   پس از  چند سال  از  اجرائی شدن این طرح من؛ بخش های آموزش، اقتصاد ، پزشکی ، کشاورزی و دامپروری  وتجارت  نابود شوند ؟!... به گونه ای که انحطاط  و تضعیف جامعه ی و عقب ماندگی، مورد نظرتان به راحتی انجام شد ... اکنون می بینید که این نقشه ی تخریبی  از هرطرح خراب کاری و آتش سوزی دیگر مورد انتظارتان مخرب ترو موثر تراست  وتحرکات بعدی را راحت می توانید دنبال کنید ؟! "که نقش تاثیر گذار مدیران و صاحب منصبان را تعیین کننده میداند".
اکنون هر کارنامه نگاری که می خواهد مدافع نماینده  ی ما  باشد بیاید در  پروسه اقناع افکار عمومی ، آنها را با پارامترهای کمی وکیفی توجیه کند ؟
یکی از معتبر ترین رویکرد ها ی مرتبط در بخشی از پاسخ با نتایج مطالعات ارزیابی میزان کیفیت زندگی  و سطح رضایت مندی در محدوده ی  جنوب استان بوشهر با قابلیت های عظیم سرریز منافع پارس جنوبی را باید بتوانیم نشان بدهیم تا جنبه هایی از رضایت عمومی نمودی عینی پیدا کند:
رتبه بندی نهایی وضعیت کیفیت زندگی و پیگیری مطالبات در شهرستان های مذکور از بعد ذهنی و ملموسش  به ترتیب از  زمان تصدی گری نمایندگی  تا زمان  حاضر حتی اگر بخواهیم به نوشتار   اغلب مطالبه گران  عرصه ی رسانه وفعالین اجتماعی ونه سطوح واقشار آسیب دیده هم مراجعه نمائیم بحد کافی گویا ی نقاط ضعف بالقوه در کارنامه ی یک نماینده می تواند باشد که اگر سبک مطالعه ی آن بشرح زیر در نظر بگیریم با دیدن همه ی کم و زیاد آن بصورتی تفکیکی در سه سطح  و براستی بگوئیم : جامعه ی حوزه ی انتخابیه ی ما در کدامیک از این سطوح قرار گرفته است : 
- رتبه اول کیفیت زندگی شهری وروستایی از بعد ذهنی  وعملی (منطقه توسعه یافته)
- رتبه های دوم و سوم به ترتیب  (مناطق در حال توسعه)
- آخرین رتبه  مربوط به بخش های (منطقه محروم)
 مهمترین شاخص های ارزیابی در این بررسی عبارتند از:
شاخص‌زیست  محیطی
شاخص‌  درمان وسلامت
شاخص ‌اقتصادی
شاخص‌ فرهنگی و آموزش عمومی و آموزعالی
شاخص‌اجتماعی
شاخص‌های کالبدی با رویکرد توسعه ی پایدار
...  لطفاً با تکیه برمبانی آماری از نقطه ی شروع تا وضعیت فعلی  آن شاخص ها را توصیف کنند؟
 حکایت و نتیجه گیری پایانی : از اتفاقات گذشته ی   آلمان شرقی  نقل می کنند :    کارگری آلمانی در سیبری مشغول بکار می شود  و چون می فهمد که همه نامه ها توسط مقامات شوروی کنترل می شود ، با دوستانش  توافق  می کند که نامه های  واقعی و رضایت مند او به رنگ آبی خواهد بود   و جوهر قرمز به دلیل چشم سانسورگر  ومراقب روس ها   حاوی پیام ها ی غیر واقعی  وناخشودانه است.
یک ماه بعد او اولین نامه خود را که با جوهر آبی نوشته شده بود به دوستانش ارسال کرد : " در اینجا همه چیز عالی است : مغازه ها پر از کالا و فعال  است ، مواد غذایی فراوان است ، آپارتمان ها بزرگ و زیبا ست و  که به طور مناسب گرم می شوند ، امکانات فراوان و  اکران سینماها  با فیلم های سرگرم کننده دائم درجریان است ، و  همه چیز  روبراه و موجود است وتنها چیز یکه در دسترس نیست جوهر قرمز است !









نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . همه ی حرف های خانم نماینده !،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 آبان 1398 05:34 ب.ظ
تعدادی از مطالب سایتتونو خوندم
سایت خوبی دارید
عبدالمجید اورامتشکرم
سه شنبه 7 آبان 1398 11:43 ب.ظ
اگر مایل هستید که آمار وبلاگ و یا سایت خود را بالا ببرید تا در جستجو های موتور های جستجو از جمله گوگل و یاهو در صدر باشید به وب سایت زیر رفته و وبلاگ و یا سایت خود را در لینک باکس الوند باکس ثبت نمایید .
آدرس وب سایت هوشمند لینک باکس:

http://www.box.alvandblog.ir

می باشد

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :