دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

سارتر توضیح میدهد:اعلامیه ی حقوق بشر غربی بی اعتبار است

تاریخ:شنبه 19 فروردین 1396-02:25 ب.ظ

  سارتر: منشورحقوق بشر غربی برای  تامین منافع سرمایه داری نوشته شد
 ژان پل سارتر فلیسوف ومدافع حقوق بشر: فرانسه ی عزیز من از تو متنفرم
 
Image result for I Hate You, My Lovely France!

آیا تا به حال در مورد کسی که در آن واحد موردی را دوست دارد و همزمان از آن متنفر باشد چیزی  شنیده اید؟ این می تواند به جنون حداقلی  و یا  به درد و رنج شدید منتهی شود و وضعیت وقتی بدتر می شود که اگر آن مورد با وطندوستی مرتبط باشد.
 نمونه ی برجسته این موضوع  "ژان پل سارتر" است که بشدت از چنین وضعیتی رنج می برد. این  فیلسوف فرانسوی؛ دوستدار و درعین حال دشمن فرانسه بود. سارتر برای فرانسه در جنگ جهانی دوم جنگید وحتی بعنوان  یک اسیر جنگی در آلمان مدتی زندانی بود، اما  او پس از جنگ  به یکی از مهم ترین دشمنان سیاست فرانسه تبدیل شده است. چرا؟

Image result for Crimes France
کشتار درالجزایر
سارتر خود شاهد بود که چگونه آن فرانسه ی که - سرزمین آزادی، برابری و برادری نام گذاری بود- مانند یک حیوان درنده به استعمارگری در  الجزایر، کامرون، هند و چین.به جان مردم  بی دفاع افتاده بود   ...
در تحریریه مجله «Les Temps Modernes«له تامپز مدرنز» در سال 1945، سارتر و استاد پدیدارشناسی موریس مرلوپونتی اعلام کردند که نیروهای مقاومت فرانسه که برای آزادی فرانسه در طول جنگ جهانی دوم جنگیده بودند،  در حال حاضر در هندوچین، مانند سربازان آلمانی که برای فاشیسم جنگ می کردند همان نقش را ایفا می کنند. با توجه به نوشته ی سارتر، پاریس که به اصطلاح نماد آزادی در برابر فاشیست بود در (کتاب : آزادی پاریس، 1945)  مشاهده کنید او گزارش می دهد:  یک هفته پس از مرگ هیتلر،  فرانسه نیروهای آزادیبخش خود را برای  ارتکاب  قتل وعام خونین  به شهر  ستیف الجزایر  اعزام کرد،تا در آنجا  به کشتار هزاران   الجزایری بپردازد. در سالهای بعد، فرانسه ی  متمدن به سرکوب وحشیانه جنبش ضد استعماری ادامه داد، و اغلب مردم آن مناطق را  به مرگ در دادگاه های نظامی محکوم کرد. همه این کشتار باعث شد تا سارتردر مقاله ای  درهمان مجله، در شماره  145، 1958: 1958:بنویسد : «ما همه قاتل هستیم»
سارتر معتقد است: که فرانسه  دیگر یک یاور آزادی نیست؛ بلکه در مقابل آزادی  قرار گرفته است. وفرانسه خود به بازیگری با استاندارد دو گانه در این عرصه  تبدیل  شده بود؛ درحالیکه آنها در تلاش برای ایفای نقش پیشرو در گفتمان حقوق بشر بودند، و در همان زمان به سرکوب مردم بومی در مستعمره ها و قلمرو  خود می پرداختند. در مقدمه کتاب «دوزخیان روی زمین»فرانتس فانون در سال 1961، سارتر می گوید، که فرانسه باید از" فرانسه" خلاصی یابد .   به این معنی  که فرانسه ی  آزاد و آرمان گرا باید خود را از استعمارگری فرانسه جدا کند..

"رنه کسن"، استاد حقوق  ونماینده فرانسه در  کمیته تهیه پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر، و کار در تجدید نظر در پیش نویس اول از سال های پس از جنگ جهانی اشاره می کند:  اگر  سارتر این پیش نویس  را دیده بود موجی روانی تهوع روانی و انزجارسراپای اورا دربرمی گرفت ؛ چرا که آن پیش نویس اعلام کرده که حقوق بشر فرض درجه بالایی از تمدن است، و بنابراین برای افراد در مراحل  بدوی (جهان سوم) صدق نمی کند «. این اظهارات نشان می دهد که حقوق بشر برای همه انسان ها برابر نیست، اما تنها برای کسانی که انسان تر هستند  لازم است ( در اینجا قابل ذکراست که  آگهی خوک ها در کتاب جورج اورول «مزرعه حیوانات»: «همه حیوانات برابرند اما برخی از حیوانات بیشتر از دیگران از برابری برخوردارهستند»)!..
در هر صورت، دیدگاه سارتر، در بیش از سه دهه، نسبت به  ایده حقوق بشر مطروحه درنوسان بود ؛ چرا که از نظر او یکپارچگی نظریه حقوق بشر برای به اصطلاح انسان متمدن سوال برانگیز ونشانه ی بدبختی است. و اگر اعلامیه حقوق بشر توسط امپراتوری های استعماری مانند فرانسه و انگلستان منتشر شده ،آیا  آن  واقعا می تواند صلح آمیز باشد، آیا واقعاً این اعلامیه معقول و مناسب برای همه انسانهاست ؟ وآیا پشت این لبخند زیبا ی بشری، دندان های تیز ودرنده ی وجو ندارد؟
در آن زمان، سارتر برخی اوقات  از این آگهی دفاع می کرد، چرا که او که با وجود کاستی های فراوان آن  برخی از حقوق اساسی که باید توسط هر انسانی  از آن  استفاده کند تقویت می کند. در بیانیه ، «نسل کشی» در دومین جلسه دادگاه جنایات جنگی بین المللی، که توسط برتراند راسل در سال 1967 تاسیس شد، او  ابراز نگرانی عمیق خود را از حقوق بشر جهانی، و اقدام ایالات متحده در نقض این حقوق را در ویتنام محکوم کرد..
 سارتر نیز در مورد آنچه  به عنوان عناصر بورژوا ی ضمنی در اعلامیه جهانی حقوق بشر، و به ویژه گرایش فردگرایی افراطی دیده ، نگران بود.  او در تجزیه و تحلیل بورژوایی در  مجله «له تام مدرن» (انتشارات دانشگاه هاروارد چاپ مجدد تحت عنوان: «ادبیات چیست و مقالات دیگر») نوشته است:  این اصل  سلطه بر اعلامیه جهانی حقوق بشر است.وقتی که یک نفر از قلمرو خود،  تجارت، و استفاده مطلوب  از جوانی محروم می شود، و او هیچ چیز، بجزخاص بودن خود را حفظ نکرده است ،  او به یک مالکیت فردی و خصوصی نیاز دارد؛ در مقابل،  او به زندگی  جمعی به جای فردگرایی نیاز دارد، و بازگشت به سنت  جمعی  را برای تعیین سرنوشت ضرورت می داند..
 "اسلاوی ژیژک "نیز در مقاله خود «علیه حقوق بشر» (2005). را  متصل به  تئوری سرمایه داری لیبرال  با حقوق بشر،می داند مثل  سارتر. با این حال، او با توجه به یک پدیده جدید - پدیده مداخله بشر دوستانه. به تازگی،  راه مخربی که در آن کشورهای غربی مداخله سیاسی، اقتصادی و نظامی در کشورهای جهان سوم به بهانه دفاع از حقوق بشر بکار می گیرند. در این راستا، ژیژک می نویسد: «برای مثال، روشن است که سرنگونی صدام حسین، توسط ایالات متحده،  به بهانه پایان دادن به درد و رنج مردم عراق، برای منافع سیاسی و اقتصادی غربی ها  یک  انگیزه بود، تا آنها نیز در این ایده از شرایط سیاسی و اقتصادی  با تکیه براصطلاح  آزادی »مردم عراق را به  بازار سرمایه داری لیبرال دموکراتیک در اقتصاد بازار جهانی، و غیره  واردکنند»..

می توان با ترکیبی از این نقاط مثبت و منفی، گفت: که اگر چه سارتر و فعالان جهان سوم ممکن است حقوق بشر را در ادعای خود  در برابری و کرامت انسانی  هیجان انگیز ببینند، اما تاریخ اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما نشان می دهد که در آغاز این اعلامیه  حقوق در دفاع از شهروندان اروپایی در برابر وحشت نازی ها نوشته شده ، نه در دفاع از غیر اروپایی ها  علیه استعمار اروپا  بکار برده شود.
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:
Philosophy Now / : 25/03/2017 -

     


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Josh
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:17 ق.ظ
A fascinating discussion is worth comment. I do believe that you ought to write more on this issue, it might
not be a taboo matter but typically folks don't talk
about such topics. To the next! Kind regards!!
پاسخ عبدالمجید اورا : Welcome / Thank you for your visit/najvaye-kangan.mihanblog.com
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:52 ب.ظ
After I originally left a comment I seem to have clicked the -Notify me when new comments
are added- checkbox and now each time a comment is added I get four
emails with the same comment. Is there an easy method you can remove me from that
service? Cheers!
پاسخ عبدالمجید اورا : najvaye-kangan.mihanblog.com/-Hi Thank you for choosing our website
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.