دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

رمضان مبارک بجای خود است آیا ما فرقی کرده ایم

تاریخ:سه شنبه 9 خرداد 1396-11:06 ب.ظ

 رمضان مبارک بجای خود است آیا ما فرقی کرده ایم
ماه مبارک رمضان حتی درسالهای نچندان دور درشهر ما مانند بسیاری از نقاط دیگر، ماه  توجه عمیق به نیکی وبرکت وخانه تکانی دلها ، روح وجانها بود ،روزهایش با همه ی گرما وعرق ریزانش،پراز صفا وصمیمیتی وتجلیل  وتسبیح خالق رحمان بود،  وانتظار اذان مغرب واذان سحری شادیبخش دلها وپیشبازدعای لک صمت وعلی رزقک ... .و سرآغاز بخاک مذلت نشاندن شیطان
بزرگان کودکان رابرسفره ی  فرا می خواندندکه نهایت فیض بانگ معنوی بود،  امتحان  جسم وچشم وگوش وزبان،برای  ایام الله متکی برباور عمیق بی آلایش بود ونه برپایه ی عادت پر پیرایه .
غروب افتاب  با رنگ های زرین متنوع طاوس نشان افق از دوردستها را بر روی اموج دریا قافله ی از تلالو زرافشان برسینه ی ساحل مان می نشاند روزی دیگر را بخاطره می سپرد وشبی پر نشاط را نوید می داد ،  دختران وپسران سینی مملو از کاسه وبشقاب هائی  که نه از وعده غذاهای افطاری شامل لگیمات، خرمای کنجد زده، فرنی، کستر و... به خانه ی همسایگان فرقی نداشت  بلکه تحفه ی از مهر ومحبت بی ریا برای فقیر وغنی هدیه می بردند  وبوی مطبوع ومرغوب مطبوخ فضا وهوا را مجنون خود می ساخت واین تحرک شانه بشانه واین رقابت خانه به خانه نزدیکی اذان مغرب وبسط سفره افطاررا مژده می داد، واین رویه دل تنگیها را می برد و خستگی جانها را می شست هیچگاه فکرش را نمی کردم که مهربانیها غروبی دارد  وتلگرا و م واتس آپ وادا اطوار شهرشنشینی جای آن را میگیرد...
کوچک وبزرگ  قران،درماه ضیافت الله به اهدای ختم به اموات سبقت می گرفتندو به نصب العین قراردادن آیات خدا همت می گماردند .
مادران برای افطارنان گرم تنوری می پختند وپدران هندوانه را می شکافتتند و.. ، هیاهوی بچه ها در کنارسفره افطارخاموش می شد، کسی به فکرعکس سلفی وارسال تصویرفخر فروشانه آن نبود،بلکه سوال اول این همسایه و... هم این نمونه افطار را دارند یا نه...قلپی ازآب نوشیدنی که درپیاله وکاسه بقولاً معدنی بود عطش را از ریشه خشک می کرد، خنکای  گوارای ورودش به مجاری پس از حلق، نه تورا سنگین می کرد ونه کسل وتنبل، همه درانتظاریک سفره بودند وکسی نه بخود اجازه تک خوری می داد و تنهائی خوردن  برایش لذتی داشت، آن سفره ساده ،تلیط  ماسش و قلیه اش فرقی بین این لقمه تا لقمه دیگرش نداشت اشتیاق به شنیدن عبارت  الله اكبرهیچگاه در میان سروصدای اتومبیل های درحال تردد وشدت گفتگوهای آمدوشد گم نمی شد ماذنه درمیان نمای  خانه ها ی کاه وگلی وبعضاً گچی  هویدا بود و اذان گوی خوش لحن  و با سیمای محله در بین منزل ومسجد براحتی وبا احترام تسبیحش را بحرکت درمی آورد ونوای روحبخش خودرا به خانه ها می رساند از آن روزگاران روایت وحکایت هائی مانده که نه قادر به وصفش هستم و نه توان ترسیم کردنش....که بزرگان خود جریانش را با جزئیات می دانند...
 لذت میان وعده های افطار وسحری پس از صرف چای یا قهوه،  تنها الان می تواند  درک نقش سادگی پذیرائی اختصاصی که چقدر صفابخش وگرم کننده دورهم بودن و شب نشینی ها ی رمضان بود را به ما نشان بدهد .
و بالاتر از اینها بویژه قیام به شعائر الله وادعیه ومناجات بزرگترها ، دایره و فرصت بهره گیری افزون از ماه مبارک را برای همگان گسترده تر می کرد. .... واکنون اگرمی خواهیم تحت هر عنوان سفره افطاری  عمومی داشته باشیم عموم فقرا وضعفا را بیاد داشته باشیم و بخصوص بیمارانی هستند که منتظر دعا و حمایت ما هستند واخیراً درگزارشی خواندم که تنها کمیته ی امداد  امام خمینی(ره) با مشکلات حدود 200 بیمار صعب العلاج درشهرمان  درگیراست و درگوشه وکنار شهر حتماً خانواده یا افرادی هستند که به کمک فوری ما نیاز دارند که لازم است با بهترین ومحترمانه ترین روشها به یاری ایشان بشتابیم وآنگاه براستی و صادقانه  وعملاً می توانیم بگوئیم  ... تقبل الله...  

نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
زهرا
چهارشنبه 10 خرداد 1396 01:08 ق.ظ
سلام از وبلاگت خوشم اومد. مطالب قشنگی داری. به منم سر بزن. کامنت بذار. منتظرتم
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.