دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

فراز ونشیب روشنفکری

تاریخ:دوشنبه 26 تیر 1396-02:39 ب.ظ

فراز ونشیب روشنفکری
نویسنده :عبدالمجید اورا
تاریخ:دوشنبه 26 تیر 1396-12:53 ب.ظ

برای مومنان به قران  این آیه ملاک زندگی اجتماعی است« کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّه » . ، شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند ؛(چه اینکه) امر به معروف و نی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید
سوره آل عمران، آیه110
 براستی روشنفکر تفاوت بین موضوعی مطلق در مقابل موضوعی نسبی و اصولی ثابت در مواجهه با شاخه های فرعی متغیر چگونه تفکیک می کند؟ ...
 جامعه روشنفکری در ایران معاصر با چهارقطب مختلف ،شاهد دو نوع جریان روشنفکری دینی و غیردینی بوده است که هر یک ازآنها شاخه های فرعی نیز داشته از فعالیت برخوردار بوده بوده اند. از این رو، شاخه های روشنفکری  در بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای  را مطرح می کنیم : (بیانات ایشان با اعضای هیئت علمی همایش جهانی حکمت مطهر 1382/12/18):
1. جریان روشنفکری صحیح دینی:  منظور جریانی است که با هدف حفظ و استمرار اسلام ناب محمدی (ص) از یک سو با رکود فکری، سطحی نگری، مقدس مآبی و تنگ نظری به مقابله برخاسته است و از سوی دیگر انفعال در مقابل اندیشه های وارداتی و غیرمنطقی را برنمی تابد و التقاط فکری را رد می کند و چهره ای روشن و ناب از اسلام بر اساس مقتضیات زمان و مکان ارائه می دهد.
2. جریان روشنفکری التقاطی دینی: روشنفکرانی که در این جریان جای می گیرند، دغدغه دینی داشته اند، امّا تحت تأثیر مکاتب وارداتی غربی، مانند لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم، درصدد ارائه اسلام مدرن برآمده اند و نتیجه کار آنها دوری از اسلام راستین و ارائه افکار التقاطی بوده است.
3. جریان روشنفکری لائیک یا سکولار: این جریان استمرار جریان روشنفکری غربی است که دین را امری شخصی می داند و با اعتقاد به سکولاریزم، اومانیسم و لیبرالیسم، می کوشد کشور را به سوی ارزش ها و آموزه های غربی سوق دهد.
4. جریان روشنفکری الحادی: این جریان به صورت بنیادی با دین و باورهای مذهبی در ستیز است و بیشتر از تفکرات سوسیالیستی و مارکسیستی برخوردار است .
کما اینکه بعد از جنگ جهانی دوم روشنفکران در جهان معاصر عمدتاً با 4 قطب مختلف (ناسیونالیزم، فاشیزم و کمو نیزم ولیبرالیسم) دربرابر هم صف کشیده بودند و در بیان حقیقت مورد ادعا در رابطه با قدرت به فعالیت پرداختند.
" ژولین بندا" متفکرفرانسوی حدود 90 سال پیش، ودقیقاً در سال 1927م،كتاب خیانت روشنفکران را نوشت این عنوان شوک آور حاصل مطالعه ی او از فاجعه های دوقرن پیش از خود وتا حدودی هشدار به جریان روشنفکری در ازمنه ی بعد از خود بود . "بندا "روشنفکران را به مثابه گروهی محدود و فوق العاده با استعداد می بیند که از نظر اخلاقی روح انسان را به کمال میرسانند. روشنفکر واقعی موجودی است بسیار نادر چون او واقعآ از استاندارد های ابدی چون حقیقت و عدالت که دقیقا دراین جهان کمرنگست حمایت میکند وآزادگی را فدای آزادی نمی کند. از نظر وی روشنفکر واقعی دیگر از جهان مادی عبور کرده و در جستجو و اشاعه عدالت و حق  به جهان ماورای طبیعی قدم گذاشته است. همچنان روشنفکردر جامعه از فساد رنج میبرد، دفاع از توده ها و مستضعفین را یک اصل انعطاف نا پذیر میداند. با این حساب  وبا توجه بررسی افراد زیادی که كتاب "بندا" را مورد تدقیق قرار داده اند. خلاصه همه آن تلخکامی وتراژدی  سرانجام با مرور زمان  صدق گفتار ودرک بالای او  از ماهیت رفتار روشنفکری را روشن کرد، او مختصراً این ماهیت رفتاری را توضیح می دهد : هرگاه موضوعی با سیاست ارتباط  پیدا می کند ، روشنفکر از تفکر مستقل عاجز مانده وبه وکیل مدافع شیطان تبدیل می شود و (شیطان موکلان را تحسین )می کند .
از سوئی دیگر دکتر شریعتی درزمان خود با ابراز نگرانی از نوع نگرش روشنفکری درآینده می گوید: افسوس ، روزی می رسد که بی دینی نماد روشن فکریست.
امروزه آن پیش بینی به این رویه تبدیل شده است: مفتی کانال های ماهواره ای، مخالفت با انقلاب مردمی،تعارض با ارزش های دینی ونامه پراکنی شبهه انگیز ،...
کسانی با تبدیل شدن به یک  نظریه پرداز خلق الساعه با نشانی مشخص "ستاره  تلویزیون ماهواره ی وسایت خبری بیگانه"  تحت عنوان اندیشه آزاد و آزادی بیان  از طرفی که درمقابل ظلم و ستمگری و زیاده خواهی فراگیر جهان سلطه قد علم کرده است با عباراتی سخیف به زبان سرائی ودندان سائی می پردازد چگونه این اتفاق افتاده است؟
نتیجه اجتناب ناپذیر  این اتفاق در دوگانگی سیاسی نهفته است  که با نگاه  کور، واحساس نزدیکی با بسیاری از دولتمردان غربی وموسسات تحت پوشش به" خودنمایی" می پردازد، تا به زعم خود با اطمینان بگوید، بدون امکان افتادن به خطا، درد و رنج بشری را می شناسد و تاکید کند که در سودای عشق به شهرت به بیان درگیری با خود و پدیده پنداری هم ترازست!..
نکته اینکه: میان" ژولین بندا" فرانسوی و آنتونیو گرامشی ایتالیائی و فهرست بلند نویسندگان، متفکران و مباحث مواج در مورد نقش روشنفکر در جامعه یک چیز مشترک است. زیرا همه ی آنها توافق دارند که وظیفه اساسی روشنفکر نهفته در "نقد" واقعی فکری در وهله ی اول همان خود و گروهی است که خودبه حمایت از آن پرداخته است و چالشی برای ارائه راه حلها دراین وادی است. ...
 بنابراین  دست کشیدن از این کار، با توجه به شرح کتاب "خیانت فکری روشنفکران" بندا -  او را به تمرکز اساسی در خیانت روشنفکری سوق داده است..
این گروه زمانی که  طوفان سیاسی به پیکره ی جامعه از سامانه ی اتلانتیک شمالی یا آن سوی اقیانوس اطلس  از سوی چهان سلطه ونه از سوی متفکران مستقل و بی غرض نزدیک و عرضه می شودآنها  با طرح دیدگاه پوپولیستی و رسانه ی، پایه ی منطق و هوشیاری و شجاعت خود را در برابر جزر و مد جهانی سازی از دست می دهند ودر راه  قیمت گذاری  منطق و عینیت بخشی  سطح آگاهی خود تبدیل به غلطتک بوق وطبل و مکانیزم برخی نهادهای بین المللی برج وباروساخته برطراحی های سیا وموساداز خون بهای محرومین ومستضعفین تنها از یک زاویه پرطمطراق  به تهیج احساسات پرداخته با جهلی درهم  ریخته شعار بیگانه را لعاب ذهنیت خود و خواسته های مردم  می پندارند.
 خلاقیت  فکری و ارزشهای والای انسانی  جوهر متعالی  انسان ربانی را  با تردید  پورسانت سیاسی، اختلافات قومی و عدالت خواهی ظاهری، بدون توجه به ملاحظات اصیل با اهداف و منظوردشمن تطبیق می دهند ودرواقع آنها نمونه از "روشنفکران خائن" هستند.
 بسیاری از روشنفکران و نویسندگان با رفتن بسوی  دایره تعمیم وتوجیه واشکال تراشی مذموم،به ارعاب افکار عمومی می پردازند .وتنها به کف زدن و سوت کشیدن برای سوار  بر موجی از نارضایتی سطحی با نادیده گرفته بسیاری از هزینه های سنگین پرداخت شده از سوی انقلاب می پردازند.
آنچه  از روشنفکران و نویسندگان مشمول عبارت  مذکوربرمی آید صرفاً بی منطقی درموضوع، ضعف عینیت بخشی در نقد واقعی و تقلیل وزن خواسته درارائه نظر است که  ارعاب ، تخدیر ،تشویش اذهان و نگاه افکار عمومی همراه با تخریب شخصیتی و تهدیدوتطمیع همگران طیف خوددتخطئه دیگران به عدم تحمل بخش عمده ای از مسئولیت وتعهد وفرار از آن روی می آورند.
در حالیکه جامعه فکری واقعی  بدنبال حقیقت  است وبرای تشویق پوپولیستی کلاهی نمی دورد. زیرا خیانت دراین مرحله به دو سطح  می رسد: خیانت به نقش  خودو خیانت به حقیقت خود. هنگامی که رسانه  بدنام دکانش را با حرفها ومطالب این گروه گرم می کند خیانت دو برابر شده است. او مردم را تحریک به دروغ گفتن و دروغ شنیدن می کند تا در نتیجه به شکل گیری یک فرهنگ پوپولیستی مبتنی بر دروغ، توهم و اغراق و بهانه ی ناشایست گسترده کمک کند، و کسانی که  دشمن  را از روی عقلانیت، روشنگری و خردگرایی همواره دشمن می بینند بایکوت کند.
در جهان معاصر دو نوع از روشنفکران وجود دارند: روشنفکرفکری مردمی؛ روشنفکر فرصت طلب و بازاریاب توهم،  روشنفکری که مردم در برابرواقعیت  قرار می دهد واز حقیقت دور می کند... چقدر تلخ است این سوگند سمی با چاشنی غریزه جناح  خاص سیاسی وقدرت وثروت طلبی آنی..
یکی از توابع تلاش فکری به  اظهارات  وارائه بدیل ها برمی گرد ، که بسیاری از اندیشه های انسانی و ارتباطات« فکری را صیقل می دهدو همانند علم که پاسخگوی نیازهای عادی است گفتمان سیاسی روشنفکر نیز جوابگوی مطالبات توده محروم است .
جهت مطالعه ی بیشتر کتاب: بن بست تاریخی روشنفکران، اندیشمندان غربی یکدیگر را بابت پوچ گرائی تخطئه می کنند
کتاب تورم ذهن : روشنفکران اروپایی و سیاست (نویسنده:دیوید سیسنز)
در زمان و فضا ومحیط .کار فرهنگی و فکری روشنفکر به عنوان یک تولید کننده  ایده ها و اشکال محتوای فرهنگی با  برجستگی عقلانیت، دراعتراض به فرهنگ مهاجم  و مغرض علیه  توده ها با تمایل به حفظ استقلال  با  در نظر گرفتن موقعیت خویش وجامعه ی خود، تحت هرشرایطی بفکر حفاظت از میراث فرهنگی ،هنری و فکری کشور است..
 عنوان روشنفکر  متعهد برای کمک به بازیگران فکری درگیر در مسائل مربوط به ریشه عمده ای از مشکلات جامعه و تلاش برای رسیدگی به معضلات ،به نفع جامعه و تلاش جهت تغییر برای بهترعملکردن است.

در این پروسه ی فعال، "سارتر"آگاهی از منافع عمیق وآینده جامعه به انتقال ایده های خود  ازطریق تقدیم نظر انتزاعی به تجسم عملی را از طریق یک پیشنهاد برای حل مسائل مردم با راه حل های واقعی در آرمان انقلابی و برجسته در جامعه می بیند.
روشنفکران از که دفاع می کنند؟ وآیا  برای  فعالیت های عملی از ذهن خود خارج شده، و با شرکت در زندگی اجتماعی، بوسیله ابراز تجزیه و تحلیل  به طرح  پیشنهادو راه حل ها می پردازند، و همچنین به دفاع از ارزشها و حقیقت، عدالت و آزادی به عنوان نگهبان ارزش های انسانی ثابت شده گام برمی دارندیا برای تبدیل شدن به  طوطی سخنگو، می خواهند تماشگرانی را از دو سکوی رودرو جذب کنند وبه تکرارمحتوای شکست خورده اردوگاه غربی بپردازند ... واینگونه است که صدای مظلومان و به حاشیه رانده شدگان جامعه جهانی ، بایک حس انسانی ظاهری در سطوح بالاتر  در یک سالن فکری بسته ویا برج عاجی در رفاه نشسته خود را به عنوان نمادی از مدلینگ سیاسی گرفتار،سست عنصری درموضع لرزان فرهنگی  می بینند . در اینجا، تنها یک راه انقلابی برای سرعت بخشیدن به انفجار حق و عدالت باقی می ماند آنهم بازگشت به منابع غنی خودی.
همچنانکه"پائول نیزان"  یکی از دوستان سارتر، فیلسوفی که حاضر به قبول بسیاری از مدال ها وجوئز نشد،  و حتی "جایزه نوبل" در ادبیاترا رد می کند، چرا که او این افتخارات را  یک شکل از محدودیت آزادی خویش  و باعث از دست دادن استقلال خود در برابر قدرت سیاسی  معاصر میدانست. تفکرموضوعی ومتن  را بر موقعیت تاریخی و سیاسی ترجیح داد.
قطعات قابل توجه در تعاریف قبلی از سارتر و گرامشی وغیره ،  مجددا بر ضرورت تعامل با روشنفکر و به طور موثر برای انتخاب سبک زندگی پرمحتوا ی وزین، نه تنها با خلاقیت ایده ها و ارزش های معتبر که دارای تاثیردر رفتار مردم است، بلکه  از طریق مشارکت کیفی از جمله خدمات امور عمومی با شناسایی  عوامل وعناصر فرهنگی در توجه به  عنوان تلاش  ومبارزه فکری برای ارائه یک مجموعه منسجم از پاسخ به معضلات آزار دهنده در مقابل جوامع انسانی این دوره از زندگی بشری خلاصه می کند.
 بنابراین آنچه از روشنفکران عنوان مطلب مورد بحث بیشتر شنیده شده ایجاد تردید وشک وشبهه بوده  نه ارایه دفاعی قاطع از موجودیها خویش وبرازندگی فرهنگی خود که صریحاً باید گفت : زمان  تغییر وباز کردن این کلاف سردرگم فرا رسیده است ...بخصوص آناکه این مسیر بی پایان را رفتند اندوهناک ازآن بازمی گردند
این عبارات به این معناست که با از دست دادن فکری روح مبارزه وخم شدن ستون فقرات روشنفکر در مقابل بیگانه و یا خنثی بودن هیچگاه  موقعیت نظارتی ریشه ی در قبال مسائل وپدیده های جاری نداشته وصلاحیت  انتقاد و پیشنهادش را  خدشه دارکرده است، در حالیکه او می بایست به نفع کشور و مردمانش، به ویژه در درفرهنگ و اقتصاد و سیاست  به همه جا ی جهان سرک بکشد ، همانگونه که "ژان پل سارتر و "پیر ویدال ناکی  " شکنجه در الجزایر، زمان استعمار فرانسه و  پیر بوردیو  به منظور دفاع از بیکاران
و نوآم چامسکی در انتقاد از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به شدت در چهارچوبی بین المللی  تلاش کردند ،واز چارچوب جناحی، قومی و فرقه ای و ملی و منطقه ای فراتر اندیشیدند، وپیشتراینکه اینکه "الکسی دو توکویل" فلیسوف فرانسوی ، رفتار وحشیانه  آمریکا وفرانسه علیه عدالت و انسانیت را محکوم کرد.و...
درپایان باید گفت:  آیا این شرم آورنیست که در مسیر تبدیل شدن به "بهترین امتها" همانگونه که درآیه اول آغازین مطلب آمده به فرزندان ملت ومنافع کشور برای دلخوشی دشمنان خود و تجدید سرنوشت بدبختی، با غفلت وتغافل  راه را برای نفوذ بیگانه بازکنیم واز تعهدات اولیه به جامعه ی خود و محرومین ومستضعفین  دنیا ی معاصرچشم بپوشیم  .همواره انتخاب با ماست چون انسانیم وبه انسانیت بهای فراوان قائلیم.



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is a heel lift?
سه شنبه 31 مرداد 1396 08:56 ق.ظ
Hi there very cool site!! Man .. Beautiful .. Wonderful ..

I'll bookmark your web site and take the feeds also?
I am satisfied to seek out numerous useful information right here in the publish,
we need work out more strategies on this regard, thanks for sharing.
. . . . .
پاسخ عبدالمجید اورا : Welcome, . A new visit from this site welcomes you
حـضـرتـــــــ بـاران ( مهدی صاحب الزمان عج الله )
سه شنبه 27 تیر 1396 02:31 ب.ظ
پـنـجـره ای رو بـه مـعـبـود

با سلام و صلوات خداقوت به انضمام صلوات بر محمد و آل مطهرش به طرح پربرکت ختم قرآن کریم دعوتید. لطفا جهت مشارکت جزء انتخابیتان را اعلام بفرمایید. بسم الله...


ختم قرآن کریم

به نیت تعجیل در فرج و سلامتی و خشنودی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه

و هدیه محضر مقدس امام جعفر صادق علیه السلام(سالروز شهادت)

و حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام

و امام محمد تقی جواد الائمه علیه السلام

و حضرت معصومه سلام الله علیها

به نیابت از شهدا و امام ره

زمان قرائت: از یکم تا 31 مرداد ماه
پاسخ عبدالمجید اورا : از لطف شما ممنونم . ماجور باشید . التماس دعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.