دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

اینجا تفاوت دموکراسی و مردمسالاری دینی مشخص می شود

تاریخ:پنجشنبه 29 تیر 1396-01:12 ب.ظ

   اینجا تفاوت دموکراسی و مردمسالاری دینی  مشخص می شود

 برنارد شاو، در عباراتی طنز آمیز از بنیانگذار  جایزه نوبل می گوید: «من می توانم " نوبل" بخاطر اختراع دینامیت  ویرانگر ببخشم، اما برای طراحی جایزه نوبل  هیچوقت اورا نمی بخشم.. من برای مخاطبینم می نویسم ونه برای برای به دست آوردن  آن جایزه سالانه »..
و امروز باید از نمای دیگر گفت : می توان پیشناد دهنده دموکراسی را بخشید اما پاداش دهنده صرف به بازاریاب ستاد تبلیغاتی را هرگز...
 و اینک می خوانیم رئیس جمهور می گوید:《امروز در مسئولیتهای رده بالا نوبت این ۲۴ میلیون است》
ودرحالیکه انتخاب وانتصاب  برای انجام خدمت است ونه برای اعمال قدرت  با وجود رشدفرهنگی  قابل توجه در کشوردر چهار دهه گذشته،  جناحی سیاسی خاص همچنان با اشکال و درجاتی ازعلائم استبدادی که یا مظاهرمردمسالاری درتعارض است، متفاوت فکر می کند و نسبت به رابطه مثبت میان توسعه و مردمسالاری تردید دارد. هدف از این نوشته بررسی عوامل اصلی در پشت این پدیده، و  تجزیه و تحلیل کمی و کیفی دوگانگی موضوع از یک طرف،وتبعات گسترده  آن  درمفهوم توسعه متکی براین مدل من درآوردی ازسوی دیگراست..
دراین راستا  فراتر از تفسیر فرهنگ سیاسی فکری ساده که به  بهم خورد مهم مناسبات سیاسی و نقش خو دبرتربینی است، و نشان می دهد که تاثیر طراحی سیاسی و مداخلات خارجی و جذب بخشی نخبگان توسط مقامات به عنوان عوامل توسعه ی دموکراسی از منظر آنان درکشور ،پسرفت اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی را دامن زده است وآنگهی  مبرهن است که هیچوقت تنها یک بخش از پیکره جامعه که شاید برای تقسیم مزایا کافی بنماید اما کفاف دهنده مسیر حرکت همه نیازهای حرکت یک دولت برای ادامه کار نیست..
 این بحث در سه بخش  وابسته به مفاهیم  استقلال کشور پس انقلاب اسلامی و  ترانزیت آزادی یکطرفه وارداتی وتفسیر یکجانبه از قانون بنفع خود برای ایجاد یک دولت موسوم به "اعتدال "در کشور است..
استقلال ایران اسلامی وقتی بدست آمد که انقلاب اسلامی با تقدیم  دهها هزار شهید و مجروح که این پرداخت هزینه تا هنوز هم ادامه داردانرا تضمین کرد و مردمسالاری  دینی را نه تنها صرفاً به عنوان یک مسئله سیاسی وملی بلکه  بعنوان یک مطالبه ی فرهنگی تاریخی فراگیر مطرح کرد،که  در هیکل یکدست ومنسجم یک موضوع بالفعل بنام ملت ایران پس از کسب استقلال با وجود رشد قابل توجه دشمنی بیگانه در اشکال و این پروژه که حتی دراشکال مختلف  مورد تهاجم، تجاوز، هجمه ونفوذ در مقابل نرخ توسعه ی کشور  هیچگاه از نظرافکارعمومی دور نشدو با موانع وآسیب ها مقابله کرد  ..
بنابراین روشنفکران حقیقی و گروه های روشنگر را  نبایدمحکوم کرد چون آنها برای  دفاع واقعی ، در هردوره، در مواجهه با  آسیب های مردمسالاری  دینی مسئولیتی عظیم وتعهدی پیگیر دارند واین تنها حق آنها نیست بلکه وطیفه شان هم هست. انکار حقوق  سیاسی شهروندانی که به شخص یا جریان سیاسی خاصی رای نداده اند،  مفهومی جز اعمال محدودیت حتی در آزادی مدنی ومنشور حقوی که خود آن جریان مدعی آن است نیست و نشانه ی برعدم پاسخگو ئی  دولت می تواند باشد؛ وباید تشریح کرد که برای دستیابی به توسعه فرهنگی  و اقتصادی  عادلانه و پایدار اجتماعی، مسئله  همین است ..
 و این رویه چیزی جز آشکارکردن عنوان "عجز دموکراسی " مورد ادعا نیست، و تداوم این کسری به  کاهش استقلال دولت در رها شدن از قید وبندهای جناحی  وافت شعارها ی  هنگامه ی انتخابات می انجامد که آنرا  اینگونه توضیح می دهد؟؟
اداره امور اجرائی کشور، به وسیله  یک سیستم دولتی انحصاری((polity IV index )  به  یک مدل  از شیب  نزولی مردمسالاری تغییر می کند   شاخصی که  به طور مداوم در مقایسه باآموزه های دینی قابل اندازه گیری وعملکردسنجی است که درمقابل بحران دموکراسی مورد ادعا درتمایل برای چسبیدن به دولت طبقاتی   موضع می گیرد..
 و روند فعلی پس ازکنترل وبه اختیار درآوردن یک سری از متغیرهای  اقتصادی، اجتماعی و تاریخی، سیاسی وفرهنگی به تفسیر تأثیر ویژه و منفی قطع ارتباط یک بخش سیاسی بعنوان  ماهیت گفتمانی ورفتاری با سایر بخش های سیاسی در عرصه ی تعاملات اجتماعی می انجامد ...
که اینک برجسته ترین  بار منفی  پروژه ی جناحی دربرابر منافع  ملی و تاثیر مستقیم در سیاست متغیر، اثرات مشابه خودرا از یک دوره به دوره دیگر انتقال داده است...
درحالیکه تمام و کمال مورد منابع ملی انسانی منبع  وموتورمحرکه ی توسعه یافتگی  وپیشرفت  از نظر بسیاری  از اقتصاددانان و دانشمندان علوم سیاسی در  هرکشور با توجه بر عوامل موثر بر مخدوش شدن آزادی بیان و تفکربمعنی در نقاطی با دو قطبی کردن یک کشور و یا رتبه بندی طبقات اجتماعی ومنابع انسانی در قالب دو قسمت همراه وغیر همراه و تقسیمات انحصار طلبانه سیاسی مطابقت داشته ومورد مطالعه قرار می گیرد ..
همچنین برخی از مطالعات در مورد ویژگی های جوامع، و چگونگی تقسیم آنها  به  سیستم های دموکراتیک  غیر دموکراتیک  نابرابری سیاسی با رخت بربستن شایسته سالاری حادث جز موید ماهیت ذاتی جناح سیاسی غیر مقید به اصول اولیه "دموکراسی مورد ادعا" نیست. وتنها برنامه های  انتخاباتی وشعارهای مرتبط و توجیهات جایگزین به ادامه خودخواهی سیاسی وتبعات آن منجرشده است.
شاید این اجماع درذهن جناح سیاسی فصل حاصل شده است که مفهوم دموکراسی شامل یک جناح سیاسی  است که در آن افرادمورد نظر خود را از نظر سیاسی برابر وشایسته می دانندودیگران درسطح وتراز خدمت به مردم نیستند؟ و دولت در مجموع، تمام انرژی و منابع و نهادهایی که به آنها نیاز دارد را درخود ادغام کرده است .و هر نیروی سیاسی دیگر نامشروع وفاقد وجاهت  حضور در عرصه اداره امور کشور است در حالی که، تبدیل شدن  یک دولت بعنوان حل کننده نهادهای سیاسی و اقتصادی دیگر وانحلال گرایش های متفاوت ومنتقد  همه ی ارزش های مردمسالاری دینی مخدوش  می کند..
از سوی دیگر گرچه لیبرالیسم و ​​دموکراسی باهم فرق دارندولی آنهادر همگرایی قدرت طلبانه تمایل به شعار "هرکس با مانیست ازما نیست " اصراری مشابه دارند؛ بظاهر سیستم های لیبرال دموکراتیک معاصر  از طریق انتخابات آزاد به قدرت می رسند  اماافرادی ضد دموکراسی برمنصب تصمیم گیری قرارمی گیرند وبه دیکته کردن موضوعات دلخواه می پردازندودرحالیکه قبلاً شعارمی دادند زنده باد مخالف من به تخطئه وتهدید و تحریم و تنبیه او می پردازند . این پدیده یک چالش مهم در چشم انداز برای ادامه سازگاری میان  ​​دموکراسی مورد ادعا وپذیرش مردمسالاری محسوب می شود و طبعاً  هر چه این چشم انداز بخاطر ترس از  پویش و جنبش های منتقد مردمی در استدلال دچار تناقض می شود ودرادامه  همانقدر به خشونت لفظی وتشدید تقسیم دستیابی به حقوق سیاسی و اجتماعی ،خود را نیازمند مناقشات وجنجال آفروزی می بیندتا اصل را بفراموشی سپرده و فروعی نچندان مهم را برجسته کند...
 علل ریشه ای ظهور این پدیده سیاسی کم وبیش به سه عامل زیر که با هم تداخل دارند مرتبط است: عدم تمایل طبقات دولتی وجناحی به تقسیم نقش و ادوار چرخش نخبه ها متنوع اجتماعی به دلیل ترس از دست دادن کنترل سیاسی و امتیازات مربوطه -  ادامه حمایت  غرب  از موضعی که معارض  با استقلال وارزشهای ایران اسلامی است که  این  خودتامین کننده منافع غرب  است و به رسمیت نشنا ختن اعتقاد ات وباورها ئی و که به پایداری اسلام ناب  وافق چشم انداز کشور می انجامد  ..
در مقابل هر اندازه همانطور که حق همه ی احاد جامعه برای مشارکت سیاسی در انتخابات به رسیمت شناخته شده است.هیچ دولتی  حق ندارد بصراحت این مشارکت را پس از انتخابات از دور کارکردهای اجتماعی خارج کند.و  این مشکل برای تعریف گذار درپروسه  همان دموکراسی مورد ادعا و مردم سالاری خونبهای شهدا مهم است چرا که باید عده مشارکت کننده آنقدر باشد که مشروعیت انتخابات ومیانگین حد نصاب ارزشمند را تضمین کنند بنابراین مشارکت  نه فصلی و نه سوا کردنی است و درغیراینصوررت از نه تنها از مردم یالاری دینی بلکه از"دموکراسی"رنگ باخته بسمت تبعیض سیاسی گام برداشته ایم   ..
حق رای بخشی از مسئله برابری افراد در جامعه است، که به عنوان شاخص  برتر انتخاب شایسته شناخته شده است و نوعی واکنش  دائم به مبارزه  برای ایفای حقوق  افراد و مشارکت کنندگان وپرداختن به دیدگاههای متفاوت   در زمینه های سیاسی و اقتصادی  نشان دهنده  شناخت ودرک ما از مردمسالاری آزاد واقعی  و دموکراسی مقید مشروط است که شامل  بازدهی فرهنگ و استقلال سیاسی  درطول حدود چهار دهه ی گذشته است وگرنه قبل از وزیر امور خارجه آمریکا نیز مردم ایران را به دو دسته ی "خوب" و"بد" تقسیم کرده است..
دراین رابطه قابل لمس ومشاهده است که یک معیار تجربی از دموکراسی غربی به طور گسترده ای برقوانین   ارزیابی از شرایط و وضعیت گروهها همراه وغیر همراه  تکیه دارد" تروریسیت خوب وبد"، "مسلمان میانه رو وتندرو"، "روشنفکر آیده آل، نرمال،مبتذل" که  در کشورها و مناطق مختلف  حسب تعریف یک پروژه تعمیم داده ولینک ها وآیتمی هائی برای آن درنظر گرفته اند..
متوجه هستیم  که برای جابجائی وتغییر افراد باید با اصرار بر اشکال مختلف بهانه و اعلال به حذف آنها بایدپرداخت!  از جمله  افزایش خط مشی فرافکنی در القابی چونی افراطی وتندرو و توجیهی برای مهار مطالبات  مردمی که به یک شکل از سرکوب نقد وطرح خواسته تبدیل شده است. شواهد فراوانی وجود دارد که حقوق سیاسی و اجتماعی در کشور دچار نقض جدی  با توجه به ارزیابی شاخص ها واستاندارد های مختلف  درراستای حفظ  و تعیین اشخاص مورد نظر دریک پست ومنصب، معمول گردیده است بنابر دستاویز قراردادن محاسبات  ذهنی در تفکیک 24 ملیون که خود در معیارهای دقیق جای بحث دارد  از بقیه جامعه  در بستن معادله ی انحصاری، هیچگاه  تعیین کننده نهائی نخواهد بود و آشکار است که هدف روشن وکلان جمهوری اسلامی استقلال آزادی وهوشیاری دائمی در راستای تامین منافع وحراست از منابع متنوع عظیم کشور است ...  تنها سود  دفع  جناحی ،جاذبه های خبری برای رسانه بیگانه است  و  همچنان که مشخص است با کمرنگ شدن مدیریت متدین وانقلابی ،  دموکراسی لرزان یکی به میخ ویکی به نعل  با فاصله ی بسیار از مردم سالاری دینی عقب افتاده وناتوانی های متعدد خودرا بروز خواهد داد.

 

نوع مطلب : تحلیل مقاله  مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
kafehtop@
پنجشنبه 29 تیر 1396 08:13 ب.ظ
سلام

وب عالی داری

مطالبت هم قشنگ و مفید بود

یه سری هم به وب من بزن

cafetop.rozblog.com

منتظرت هستم
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.