دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

آموزش وپرورش اساس تغیرات اجتماعی

تاریخ:دوشنبه 30 بهمن 1396-11:10 ب.ظ


آموزش وپرورش اساس تغیرات اجتماعی

 

تعریف ساده از مدرسه:

  مدرسه یک نهاد سیستماتیک است که در محدوده تحصیل و آموزش فعالیت دارد و به دنبال یک برنامه تربیتی و آموزشی که توسط دولت ومردم تامین  مالی می شود حرکت می ند. به معنای مدرن آن، مدرسه یک موسسه آموزشی-یآدگیری است. تفاوت بین  آموزش و یادگیری این است که اولی به معلم تعلق دارد تا صلاحیت ها ومهارتها را بسازد، در حالی که دومی به دانش آموز ودستاوردش  بستگی دارد..
با این وجود، ما در اینجا سعی نداریم  به  جزئیات تعریف دقیق  مدرسه یا آموزش بپردازیم ، بلکه  هدف  این است که نقش  مدرسه برای حفظ  موجودیت خود و هویت جامعه و ماحصل فرهنگی واجتماعی آن  با باز تولیدخروجی مثبت  آن را در حدتوان مورد توجه واهتمام قراردهیم
تعلیم وتربیت: آموزش وتربیت برای  افای نقش مثبت در زندگی وجامعه و فراگیری مهارت برای احساس مفید بودن...
یکی از این  چالش ها در رویکرد آموزش وپرورش به مدرسه به عنوان  کانون درگیری میان طبقات اجتماعی است و طبقه غالب  فرهنگ و سبک وروش فکری خود را بر وضعیت موجود به عنوان یک فرهنگ  مسلط تحمیل می کند. همچنین اعتقاد بر این است که انتخاب افراد  برای طراحی مبانی تعلیم وتربیتی در هردوره به دلیل مهارت و توانایی آنها نیست بلکه با توجه  به وابستگی گروهی و یا وفاداری به  گرایش  سیاسی فصل  ازمنفذ رهاورد انتخابات قابل مطالعه است..
انتقادی از "بازل برنشتاین" صاحب نظرالمانی در این باب نیز وجود دارد او از این واقعیت سخن می گوید: که فقرا دارای یک کد فرورفته درتنگنا های محیطی هستند که از طریق آن  نمیتوانند با زبان رایج مدرسه همراه باشند. بر خلاف کلاس و سطح برخورداری طبقه غالب که دارای کد داخلیست که می تواند زبان مدرسه را درک کند. به نظر می رسد که کد ضعیف با زبان مدرسه ناسازگار است، بطوریکه باعث می شودتا دانش آموزان فقیر اغلب  درغربت واقعی  زندگی کنند..
دو متفکر فرانسوی، بوردیو و باسروون، همچنین از نوع نگاه مدرسه برای بازسازی و حفظ سیستم موجود خود انتقاد کردند.نقد آنها همچنین زبان و فرهنگ طبقه بورژوایی را در بر می گیرند، که باعث می شود  تا فرهنگ اولیه خود را از بین ببرند و فرهنگ  نشاخته ی را از طریق آنچه فیلیپ برنو " انحلال فرهنگی" و سپس فرهنگی تازه  را فرا می خواند پر  می کند...بنابراین فرهنگ که مبنای آن در مدرسه طراحی واجرا می شودباید ساختاری براساس سبک وهویت سرزمینی همان جامعه باشد تا خروجی رضایتبخشی را تضمین کند.
این روند دلخواه در بسیاری از انتقادات برخی متفکران غربی نیز  که  با طرح نظریه های جدید  نسبت به اتخاذ  موضع  در برابر تعلیم وتربیت جامعه غربی، به ویژه پیرامون نظریه مارکسیسم  وحتی رویکرد  لیبرالیسم نهادینه شده،  نیز همواره به تعبیر  وتفسیر کارکرد آموزش وپرورش می پردازند اکنون شاهداین کنشگری فعال هستیم زیرا آنها نیز از آموزش پرورش انتظار دارند که محصول تولید ی کیفی و کمی انسانی ارائه دهد که نیاز واهداف جا معه ی امروز وفردا را پوشش دهد  لذا این انتقادات صرفاً جامعه ما را شامل نمی شود، بنابراین  باید سعی کنیم  تا نقش  سازنده مدرسه را به عنوان یک کارگاه انسان سازی فراتر از آنچه معرفی  می کنیم ارتقاء دهیم
 نکته : ضمن توجه  وتمرکز به منابع غنی تعلیم وتربیت ایران اسلامی وبویژه سند تحول آموزش وپرورش بعنوان شیوه ی که باید برپایه ی آن باید به باسازی آموزش وپرورش اهتمام ورزید ... در ادامه  نگاهی گذرا برخی از محتوا و مفاهیمی که اکنون درعرصه ی تعلیم وتربیت غربی بصورتی چالشی جدی مطرح  می شودرا با فشرده سازی فایل های دیده شده را به شما مخاطب وعلاقه مند  عزیز عرضه می نمایم:

 
- آماده باش عمومی فرانسه به منظور نجات ریاضیات

رابطه بین فرانسویها و ریاضیات عمیق است و بنابراین، اولین کشور  جهان از نظر نسبت جمعیت به هر مدال به دست آمده، فرسایش رتبه ی اروپایی جوانان خود را در عدم توانایی جذب  نشان ریاضیات نمی پذیرد. بطوریکه این اتفاق برای آنها شرم آور  محسوب شده است
  این کشور در مدل آموزشی خود در چارچوب کلی در تمام سطوح آموزش و پرورش،  از ریاضیدانان ارشد خواسته بود تا به صورت فوری  فکر کنند که  چگونه ریاضیات را به قلب  آموزش بازگردانند و  علاقمندی  دانش آموزان را  به آن تقویت کنند و توانایی آنها را برای شیرین کردن محتوای آن  افزایش  دهند..
سدریک ویلانی فرانسوی  مدال  آور برتر ریاضیات در سال 2010 ، ماموریت می یابد   تا میان ریاضیات وعموم جامعه آشتی برقرار کند :  او وقت بسیاری را صرف پیشنهاداقناعی  به کودکان ونوجوانان  قبل از بزرگسالان  کرد تا  آنها را متقاعد کند که جهان ما  به  زبان   ریاضی  نیازمنداست زیرا این ماده درسی برای ارتباط بین برنامه های کاربردی در زندگی روزمره و تلاش نظری که دارند  یک ضرورت است .  پیام او برای برنامه تقویت علوم کلیدی  وپایه ناگهان  زیر  سقف پارلمان فرانسه در سال 2017  خودرا مطرح کرداو  سه ماه کار را در مشورت با بسیاری از بازیگران در بخش آموزش و پرورش  گذراند  تا به ارائه گزارش نهائی در روز دوشنبه گذشته موفق شودطرح خودرا عملی کند.
  انتظار می رود  این نقشه راه در هدف نجات  اضطراری ریاضیات به ویژه درمیان کودکان اهمیت خود را بازیابد.
از آنجا که محتوای این گزارش قابل بررسی تقریبا شامل  100 صفحه است در وبسایت وزارت آموزش فرانسه منتشر شده است با در نظر گرفتن زمینه های مختلف در میان جوامع، در  21 مورد توصیه هائی را مطرح کرده  که  طبق ماهیت رویه ها و موضوعات مربوط به آن، در 5 شاخص اصلی  بشرح زیر بیان گردیده است:
1) اولین اولویت  از نوع درجه یک شامل 4 اقدام فوری است؛ مهمترین آن اعلامیه از طریق قوانین مصوب در معرفی ریاضیات به عنوان یک اولویت ملی تمرکز شده است که نیاز به جهت دهی تمام تلاش ها دارد، از جمله درگیر شدن خانواده ها در برنامه های تقویت و پردازش موسسات آموزشی با دانلود پیشنهادات تایید شده برای شروع پیاده سازی از  سپتامبر 2018  به بعد ..
2)  ریاضیات، اثربخشی، سرگرمی و بلندپروازی برای همه. این محور 6 اقدام فوری را پیشنهاد می دهد که مهمترین آنها پیوند ریاضی با تمرین از طریق ایجاد باشگاه های بازی های هوشمند و توسعه فرمول های مرتبط با بقیه مواددرسی ومحتواها ، به خصوص زبان فرانسه در ریاضیات و  بهره گیری از فرمول های یونانی از طریق آموزش مفاهیم متکی بر"برهان" ومنطق میسر است..
3) اعداد و محاسبات. این بخش در سه  بخش پیشنهاد ی ، مقدمه ای فوری در روش سنگاپوری تدریس ریاضیات ارائه می دهد که مبتنی بر ارتباط  مطالب به  موضوعات عملی و نظری و تقویت توانایی دانش آموزان از سطوح اول محاسبات ذهنی بر اساس تکرار و تداوم قرار گرفته است..
4) آموزش مداوم و توانمند سازی حرفه ای. این دوره شامل سه اقدام، یعنی ارتقاء آموزش در زمینه های آموزشی، به ویژه در سطوح ابتدایی و ایجادکارگاههای مینی تحقیق در ریاضیات تا سطوح  راهنمائی و متوسطه  ..
5) نظارت و ارزیابی این بخش شامل 6 روش است که مهمترین آنها انتصاب یک ناظر ملی و یک شبکه ناظران منطقه ای برای نظارت بر اجرای برنامه نجات ریاضی
 این برنامه با توجه به پیش بینی های پیشنهادی اصلاح و بروز آوری  می شود و در واقع  برپایه ی امید برای ایجاد یک آینده ای مطمئن بر زبان منطق و تعادل جهانی ایجاد شده است...
- هانا آرنت ؛ بحران  در  آموزش وپرورش  :
 
بحران حاکم بر جهان مدرن در همه جا و تقریبا در هر حوزه زندگی به وضوح در هر کشوری ظاهر می شود، که شامل حوزه های متفاوت و اشکال مختلف است. در ایالات متحده، یکی از برجسته ترین معضلات بحران مکرر در آموزش و پرورش است. در طی دهه گذشته،  آموزش و پرورش به یک مشکل سیاسی  و تقریبا روزانه در روزنامه ها ذکر شده است. قطعا خطر کاهش مداوم استانداردهای اولیه در کل سیستم مدرسه نیازی به تخیل بزرگ ندارد. جدی بودن این مشکل به شدت توسط تلاش های بیهوده و بی شماری سازمان های آموزشی به منظور پایان دادن به آن، تحت تاثیر قرار گرفته است. با این حال، اگر ما به مقایسه آموزش و پرورش و رویدادهای  بحرانی در سایر کشورها در قرن بیستم، و یا اعتصاب انقلابی پس از جنگ جهانی اول،  زندان و نابودسازی، و یا حتی   با وجود جلوه ای از رونق مرتبط است نتیجه ی کارکرد آموزش وپرورش است که در سراسر اروپا پس از جنگ جهانی دوم گسترش ضعف آن ملموس است، بسیار نگران کننده و دشوار است که بحران آموزش و پرورش به طور جدی به عنوان فوریتی شایسته مورد اهتمام قرار نگیرد و  چقدرمخاطره  آمیز است که بحران آموزشی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر نگیریم زیرا  اکنون مسائل  خرد وکلان قرن  را تحت شعاع خود قرار داده است  و بر ویژگی های زندگی در ایالات متحده آمریکا و  تقریبا در سایر نقاط جهان تقریبا  تاثیر خودرا گذاشته است.
با این حال، اگر این نهاد براه درست  رفته بود، بحران نظام مدرسه ما تبدیل به یک مسئله سیاسی نمی شد زیرا سازمان های آموزشی نمی توانستند در  زمان لازم  با آن تعامل  کنند. مطمئنا، بیش از یک سوال گیج کننده وجود دارداما نمونه ی جدی آن ضعف روخوانی  : "چرا جانی  نمی تواند بخواند" (نام کتابی چالش برانگیز است)  . علاوه بر این، همیشه وسوسه می شویم که فکر کنیم که ما با مشکلات محدود و نا محدود در مرزهای ملی و تاریخی روبرو هستیم و این اولویت تنها برای کسانی است که به طور مستقیم تحت تاثیرناتوانی آموزش وپرورش قرار می گیرند. این دقیقا همان باور کنونی است که  آموزش وپرورش ما شکست خورده است که در این قرن می توان آن را یک قاعده کلی دانست. هرچیزی که ممکن است در یک کشوربعنوان یک پدیده   مطرح باشد  که در آینده ای نزدیک در هر کشور دیگر ی بروز آن امکان پذیر باشد..وسوالات زیادی بی جواب مانده است و تنها درمیان ایالات متحده  می تواند با مهاجرت دادن  از سایر نقاط افراد تحصیلکرده برگزیده  این خلاء خود را پرکند وکه را ه حلی مقطعی بوده وتبعات خاص خودرا به دنبال خواهد داشت .
در آمریکا، این تقسیم فیزیکی وذهنی  کودکان به دانش آموزان مستعد و کم استعداد  غیر قابل تحمل خواهد شد. شایستگی در برابر اصل برابری، نشان از دموکراسی برابر است   بنابراین نادیده گرفتن آن دراین میان  باعث بحران های آموزشی در امریکا و خوردگی حاد وضعیت سیاسی کشور است، و کسی   در تلاش برای حل و فصل و یا پاک کردن تفاوت بین پیر و جوان،  بین کودکان و بزرگسالان بااستعداد و کم استعداد، نیست و در نهایت مشکلات در میان طبقه بندی جامعه خودرا آشکار می کند ، به ویژه در میان دانش آموزان و معلمان. واضح است   که این مشکل در رفتار سیاسی دولت ریشه دارد. این برابری  با مزایای خوب از طرف آموزش  و تربیت  عادلانه بعد از رصد همه این عوامل به  اقدامات توجیهی برای خروج  از بحران را دنبال کنید ....
 
-  ارزش مدرسه  و معلم در مصاحبه ی آنتون چخوف با ماکسیم گورکی:

"اگر پول زیادی داشتم، من یک کلینیک برای معلمان روستایی در اینجا ایجاد می کردم . آه اگر شما میزان نیاز  روستایی روسیه را به یک معلم خوب خوشفکر  آموزش دیده  و هوشمندبدانید. در روسیه باید شرایط خاص خود را ببینیم و ما باید این کار را در اسرع وقت انجام دهیم اگر ما متوجه باشیم که بدون مردمی فرهنگی،  وضعف گسترش فرهنگ را تحمل کنیم.  کشور مانند یک خانه از جنس آجری که به خوبی  پخته نشده سقوط خواهد کرد. معلم باید یک هنرمند، یک عکاس، یک مؤمن در کارش باشد.  آنچه که ما داریم  یک کارگر دستی است، یک فرد  با  سوادپائین  که برای آموزش  بچه ها  به حومه شهرها  می رود همان  حسی رادارد که ممکن است یک فرد که به تبعیدگاه می رود دراو باشد . او گرسنه است، مظلوم است، وبرای از دست دادن یک خرده نان می ترسد. در حالی که او باید قادر به پاسخگویی به همه سوالات دهقانان باشد، درحالیکه دهقان باید او را به عنوان یک نیروی ارزشمند دور از نگرانی ها وبا حشمت وشکوه  وپر عظمت ببیند، به طوری که هیچ کس جرأت نکند بر او فریادی بزند و شأنش را تحقیر کند..
“احمقانه است که  مردی  را دعوت کنید تا به  انسان آموزش دهد که او خودش را سرزنش می کند ؟ آموزش وتربیت انسان!  میدانی ! ما نباید اجازه دهیم که این فرد در مدرسه های مرطوب و کلنگی، از سرما بلرزد و از آن سرخ شود. این شرمندگی برای ماست. ".
 
-   اكونومیست : چطور می توانیم یک معلم خلاق داشته باشیم ؟
 
در مدارس  معلم، مهمترین است و ...
ظواهر مدرسه ی فرسوده  و کلاس های  کوچک مدارس را  پشت سر بگذارید؛ معلمان راز کلاس های عالی و دانشجویان موفق هستند. یک مطالعه در ایالات متحده نشان می دهد که  10 درصد از بهترین معلمان  در طول یک سال سه برابر آموزش وتربیت ارائه شده  توسط بدترین 10 درصد از معلمان  دانش آموزان خود رشد تحصیلی  عرضه می کنند . یکی دیگر از این مطالعات نشان می دهد که تفاوت بین دستاورد دانش آموزان سیاه پوست و همتایان سفیدپوستشان وقتی ازبین خواهد رفت ، اگر که سه چهارم معلمین برتر  درشرایط یکسانی آنها را آموزش دهند،..
اما تلاش ها برای اطمینان از این افسانه که هر معلم خوب  متولد می شود و نه ساخته می شود، تضعیف شده است.
توانایی تدریس  چیزی است که شما مالک یا فاقد  آن هستید. قدرت آموزش وپرورش درتربیت  نسل جدیدی از مربیان  و معلمان است که  پس از ایجاد یک آموزش دقیق و جدی می توانند آن ماموریت را  بخوبی انجام دهند زیرا که هدف آن پروسه ساختن معلمان بزرگ از معلمان عادی است  همانند مربیان ورزشی  که می توانند به بهترین شکل ممکن  توانمندی خودرا ارتقاء دهند ، اگر این رویه به درستی انجام شود، مدارس تغییر خواهد کرد و در نتیجه زندگی مردم را تغییر خواهد داد....

برنامه آموزشی در تجربه فلسفی جان لاک

" هدف آموزش و پرورش  تنها در شکل گیری انسان  خلاصه شده است : با احساس مدرسه، خانواده  و یا با آموزش.  تنها این بخش از آموزش است، که هدف آن آموزش  ترکیب فرهنگی انسان را برعهده دارد"
 اهمیت مشکلات آموزش در مشکلات سیاسی و  بحث های عمومی شهروندان و مشاهده از زوایای مختلف مانند نظام اقتصادی و اجتماعی آسان است ... وهمه چیز را دربرگرفته است...
  از این منظر، جان لاک برای تلاش و طراحی برنامه های آموزشی روشنفکرانه و بر اساس نظریه دانش و درک خود  از یک برنامه آموزشی که راه حل های روشنفکرانه را ارائه  می داد،به این حوزه فراخوانده شد.
  جان لاک اعلام کرد : که ذهن کودک یک صفحه سفید است و ذهن او  از تمام ایده های دانش و ذاتی قبلی خالیست  او دانش تولید شده با تجارب انسان در زندگی خود از طریق حواس و نظریات تجربی و واقعی دریافت می کند
  جان لاک در نیمه دوم قرن هفدهم، مجموعه ای روشنگری های فلسفی  و طرح های پیشنهادی نه تنها در حوزه فلسفه سیاسی بلکه در زمینه تعلیم و تربیت برای اعطای اولویت مطلق به آموزش و پرورش دررشد دانش و روش های مرتبط بااین نظریه را مطرح کرده است.
او در کتاب خود "نظراتی در آموزش و پرورش"، در 1693  نوشت: که کودک بعد از مرحله وابستگی به خانواده خواستار آن است که  خود با قوانین طبیعت به توافق برسد و اصول پیکره ی اجتماعی  او   از این به بعد شکل می پذیرد.ومعلم دراین مسیر یاریگر وراهنمای اوست.


-  چگونه می توانیم نظام آموزشی مطلوب وبا ثباتی داشته باشیم حتی اگر دولتی تغییر کند ویا وزیری جابجا شود؟

مشکل واقعی ما در این است که رویدادهای خاص و پدیده های غیر منتظره جامعه را با «عصبانیت» در باره اش صحبت می کنیم  و برای مدتی   آن رابا الفاظی چون شاید، اگر، اما و مشابه اینها سبک سنگین کرده و و سپس آن را فراموش کرده و  به عقب برمی گردانیم، مشکلات آموزش وپرورش هم از همین قاعده مستثنی نیست . باید بدانیم که رویکردگذرا  وفصلی به یک موضوع بدون اهمیت بوده و تاثیر زیادی نخواهد داشت
سیاست عمومی آموزش و پرورش و کل سیستم تعلیم وتربیت باید بدون دخالت تقلید  ونقش بیگانه  بلکه بر اساس منافع ملی ، حیاتی فردی و  عمومی، به  انتقال آموزش و علم و آگاهی به فرزندان میهن بپردازد زیرا این حق  اولیه آنهاست .
 رشد وبهبود تمام سطوح آموزش  در ایجاد یک سیستم آموزشی ملی برای تعلیم وتربیت کشور مان اولویتی بی بدیل است، چرا که نظام آموزشی به طور کلی کارخانه یا قالبی که شهروندان را بر اساس هویت دینی وسرزمینی با واقعیت های لازمه روزمره خود می سازد، بنابر این با توجه به تفاوت های منابع انسانی و ویژگی های آنها بر اساس سه رکن اصلی قابل توسعه است:
 1) برنامه آموزشی و درسی واقعی مغز  این سیستم است که قدرتمند ترین وموثرترین آن می بایست طراحی شود.
2) فضای آموزشی  با همه عناصرش پیکره آن نظام آموزشی است بنابراین  علل بیماریهایش را باید شناخت و آن را درمان کرد.
3) عنصر انسانی سیستم عصبی آن است که به اندازه کافی باید به آن اهتمام داشت.
 این  همان چیزی است که ژاپن آنرا انجام داده ، و  امروزه دستاوردی فوق العاده  در قله فن آوری  جهان برای خویش تعریف کرده است؟ ژاپن همه چیز خودرا به جز نظام آموزش و پرورش پس از شکست  در جنگ جهانی دوم مورد مصالحه ومذاکره قرار داد .تا بدینجا رسید
 انضباطی که دانش آموز  ژاپنی در مدرسه می آموزد: همانگونه که قوطی خالی آبمیوه را حاضر نیست در کف مدرسه بیندازد در گردش علمی دریائی حاضر نمی شود بر سطح اقیانوس بیندازد زیرا به این باور درونی در مدرسه دست یافته که  سیاره زمین نیز خانه ی اوست .
اگر ما به طور کامل در مورد بهبود نظام آموزشی مان جدی باشیم   برای غلبه بر مشکلات  می توان علاوه بر مراجعه به منابع غنی داخلی ، راهکارهای موفقیت  برخی از کشورهای جنوب شرقی آسیا مانند مالزی  ، سنگاپور و  ، که  امروز  به یکی از بزرگترین   پیشرو ان آموزش  در انواع علم و فن آوری تبدیل شده اند را مورد مطالعه قرار داد.
 آنها به این مهم به باور محققان این عرصه نه از طریق آژانسها و یا مشاوره ها ی بین المللی دست یافته اند  زیرا آنها داده های اشتباه که همخوانی با منافع فرهنگی وهویت ملی شان باشد نمی پذیرند  و جوامع  علمی خود را بر اساس اتکا به کار وفکر  خود طراحی کرده اند  همانطور که در بالا خواندید فرانسه هم برای تقویت ریاضیات خود نشانی سنگاپور را می پرسد؟
در نهایت مورد و ما باید راه حل های  نوین و نوآورانه برای مشکلات آموزش و پرورش در خط و منافع عمومی در پرتو  اهتمام به کل نظام آموزشی، ارائه نماییم
 
پانویس ها وبرخی منابع:

[1] Reboul (Olivier), la philosophie de l’éducation, édition PUF, Paris, 1971 , p31.

[2] Faes Hubert, Hanna Arendt : le statut de l’éducation dans la condition humaine, in Théophilyon, Difficile éducation, Revue des Facultés théologie et philosophie de l’université catholique de Lyon, 2014, Tome XIX-Vol2,pp 293.312.

[3] Voir Locke (Jean), quelques pensées sur l’éducation, édition Vrin, Paris, 2007,384p.

[4] instruire

Reboul (Olivier), la philosophie de l’éducation, édition PUF, Paris, 1971.

Locke (Jean), quelques pensées sur l’éducation, édition Vrin, Paris, 2007.

Revue des Facultés théologie et philosophie de l’université catholique de Lyon, 2014, Tome XIX-Vol2.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در این کتاب می خوانیم : لیبرالیسم همان فاشیسم است

تاریخ:یکشنبه 29 بهمن 1396-08:17 ب.ظ

جوناه گلدبرگ"  لیبرالیسم همان فاشیسم است
Image result for The Fascism of Liberalism: Introduction - Jonah Goldberg
این کتاب  با استناد واستدلال مطرح می کند  :  لیبرالیسم همان فاشیسم است
گفتگوی آکادمیک مرتبط با عنوان در آمریکا
مقدمه :
 جورج کارلین: همه چیزهایی که شما در مورد فاشیسم می دانید اشتباه است و فقرا هنوز در این کشور غارت می شوند . ثروتمندان  در سایه این رئیس جمهور فاشیست غنی تر شده اند.
(کف و سوت).
بیل ماهر:   بیسار خوب
جیمز گلاسمن: شما می دانید .. جورج ... جورج! من فکر می کنم شما می دانید - شما می دانید  که فاشیست چیست؟
کارلین: فاشیسم وقتی به امریکا می آید ..
گلاسمن: آیا می دانید چه چیزی نازیسم است؟
کارلین: هنگامی که فاشیسم به آمریکا می آید، با پیراهن و تی شرت خاکستری یا سیاه و چکمه های نظامی  خود را نشان نمی دهد ، بلکه با کفش های نایک و تی شرت ها "لبخند" و "لبخند زدن"  همراه خواهد بود. لبخند بزن. لبخنذ!
نازیسم آلمان، جنگ جهانی دوم را از دست داد، اما فاشیسم برنده جنگ شد!
به من اعتماد کن، باورکن دوست من
ماهر: در واقع، فاشیسم زمانی بوجود آمده است که شرکت ها به دولت تبدیل می شوند.
کارلین: بله همنطور است...
 در عرصه فرهنگی ایالات متحده خارج از چند سمپوزیوم علمی، آنچه آموزش داده می شود، فرهنگ بحث در مورد فاشیسم در آمریکا است. چپگرایان عصبانی فریاد می زنند که هر کس در سمت راست آنهاست - به ویژه گربه های چاق و چله( شرکت های فربه ) و سیاستمدارانی است که آنها را دوست دارند -  نماد فاشیسم هستند.
به طرز وحشیانه ای، نتیجه گیری کارلین درست است.  در واقع، فاشیسم نه تنها در اینجاست، بلکه در اینجا برای بیش از یک قرن ایجاد شده است!  که ما  آن را لیبرالیسم می نامیم - ساخت مجدد پیشرفت آمریكا - در واقع نسل فاشیسم است.  لیبرالیسم فعلی دختر پیشرو اوست. شاید بتوان گفت که لیبرالیسم فعلی دختر خواهر مورد نظر فاشیسم اروپایی است. او به سختی با خویشاوندان زشتش سازگار است، با این حال او شباهتی خجالت آمیز با آنها دارد که همدیگر را برسمیت نمی شناسند..!.
 " راجر گریفین" درکتاب» طبیعت فاشیسم » می نویسد : هیچ کلمه ای سیاسی در زبان انگلیسی وجود ندارد که مردم آن را بیش از فاشیسم آزادانه بیان کنند و درحالیکه چیز زیادی از فاشیسم نمی دانند. در واقع، بیشتر استفاده از یکی از مکالمات روزانه خود  با عدم اطلاع از آن صورت می پذیرد.  تعداد نامحدود از مطالعات آکادمیک برچگونگی آغاز  این عنوان  لیبرالیسم همان فاشیسم است و دیدگاه ها وعملکرد مشابه آن دو در اصطلاح  رسمی صورت گرفته است  که منطبق با عملکرد لیبرالیسم در جوامع حال حاضر بشری است به عنوان  مثال "  گریفین"   در مقدمه  همان کتاب» طبیعت فاشیست»    از این عنوان اغلب به  سنت هرج ومرج اشباع شده یاد می کند  و همه چیز در مورد کمک های فاشیسم با برخی از مشاهدات مشابه با لیبرالیسم را تشریح کرده  است." .
در نسخه  ی پژوهشی دانشگاهی   محققان اذعان دارند که ماهیت فاشیسم مبهم و مه آلود، پیچیده  با تفاسیر گسترده،در رفتار بسیاری از لیبرالها و چپگرایان باز نئو دقیقا  متبلور است واینگونه می  توان فهمیدکه فاشیسم چیست؟
 اکثر اینها  در همه جا دیده می شوند، زمانی که آنها در آینه نگاه می کنند! درست است که چپ این اصطلاح را می چرخاند و آن را مانند لعنت به دشمنان  خود هدیه می کند. اما  شما مجبور نیستید به یک بحث فاشیستی گوش کنید یا از احساسات و حقوق خود مراقبت کنید.  زیرا  اینها همانند کسانی که  نمایندگی بخشی از زمان فاشیسم را برعهده  دارند..
چارلی رنگل نماینده مجلس نمایندگان آمریکا -  قرارداد بین جمهوریخواهان و آمریکا  منعقده در سال 1994 را افراطی تر از نازیسم توصیف کرد و گفت: "هیتلر حتی درباره انجام این امور به این شکل صحبت نمی کرد.. در سال 2000، بیل کلینتون جمهوریخواهان تگزاس را فاشیست توصیف کرد.
 نیویورک تایمزنیز مبارزات گسترده ای از سرفصل های مطرح شده توسط دانشگاهیان را مطرح کرده است که امکان   فاشیستی حزب جمهوریخواه  و  نئو نازی بودن  محافظه کاران مسیحی را مطرح می کند . اخیراً ، در آن روزنامه "کریس هیدگز"  نویسنده ی برنده جایزه پولیتز شد، یک کتاب به نام (فاشیست های آمریکایی: حق مسیحیان و جنگ در امریکا)  منتشر شده است.
این اصطلاح نمادین در متن لیبرالیسم معاصر بی وقفه ادامه یافته است. ما همیشه درباره جنگ علیه سرطان و جنگ با مواد مخدر یا جنگ علیه فقر صحبت می کنیم و بسیاری از موعظه ها برای ایجاد چالش های اجتماعی به عنوان معادل اخلاقی  با جنگ مطرح می کنیم . از مراقبت های بهداشتی و محدود کردن مالکیت سلاح  تا به گرمایش زمین، لیبرال اصرار دارد که ما باید "پشت سیاست" و "تفاوت های ایدئولوژیکی " را به منظور  رفاه  مردم" قرار دهیم. وما باید بگوئیم که کارشناسان و دانشمندان   چه باید بکنند - همانطور که گفته شد - پس بحث ها وجنجال ها تمام شده است. این سخنان، هرچند در قالبی نرم  ارائه شده،  که همان منطق فاشیسم است.   در طول ریاست جمهوری های آمریکا یک نمایش بزرگ  از این موضوع حتی  در دوره های (وودرو ویلسون،  فرانکلین روزولت، جان اف کندی. روسای اسبق آمریکا تاکنون  نیز شاهد بوده ایم  درکناراینها بسیاری از چپگرایان نیز مطرح  می کنند که "صهیونیسم برابر بانژاد پرستی" است و اسرائیلی ها با نازی ها برابرند. ...
 بزرگترین نقص در این همه اینها این است که فاشیسم سلطه گر  بصورتی جنبش جهانی منجر به بسیاری از اشکال و تأثیرات مختلف  در قالبی نو وارد شده است و نام های مختلفی در هر کشوری  تا کشور دیگر  بخود  گرفته است و در جوامع خود را مطرح می کند  گر چه آمریکایی ها دوست دارند خود را نسبت به فاشیسم دور سازند؟
اما نقش وعملکرد آمریکایی همان  فاشیسم  خجالتی
”جورج کارلین این کتاب "فاشیسم با لبخند" و فاشیسم مهربان  لیبرال معرفی می کند  این کتاب سابقه و جایگزینی فاسیسم با لیبرالیسم آمریكا را نشان خواهد داد كه ریشه و پیوند آن با فاشیسم سنتی را نشان می دهد، اما همچنین  استاندارد برابری فاشیسم با فریب در واقعیت ها ، محافظه کاران، لیبرال اصلی سنتی هستند، در حالی که بسیاری از لیبرالها، فاشیست "مهربان" بشمار می آیند. .
شباهت های دیگر بین ایده های فاشیست در نسخه های ایتالیایی و آلمانی و بین لیبرالیسم مدرن آمریکا وجود دارد. به عنوان مثال، تسلط شرکت هایی که در هسته اقتصاد لیبرال قرار دارند، اکنون به عنوان یک مانع در برابر ا حزاب  دیگراست است. با این حال، ایده های بیل و هیلاری کلینتون، جان کری،  و رابرت رایک بسیار شبیه به ایدئولوژی های   (راه سوم“ Third Way) است که اقتصادهای فاشیستی را در دهه های 1920 و 1930  ایجاد کردند. بدون شک، به دست آوردن معامله نو“ New Deal:توسط لیبرالیسم مدرن، لیبرالیسم مدرن را در خانواده فاشیسم قرار می دهد. ” ودررویکرد فرهنگی هم لیبرالیسم دنبال رو فاشیسم است.که بشریت را می خواهد با توابع فرهنگی ظاهراً منفعت آمیز برای آنها تحت سلطه وبندگی خود بگیرد كتاب  ”   دموکراسی در آمریکا  ” توسط - Alexis de Tocqueville-  الکسیس د توکویل به  تشریح جزئیات این پروسه پرداخته است ....
لیبرالیسم امروز تمایل به تسخیر جهان با نیروی بازوی خود ندارد. این یک پروژه ملی یا قومی نیست برعکس، این یک ایدئولوژی مبتنی بر نیت های ظاهراً خوب  ومتکی برلبخند را بعنوان پیشرن خود برگزیده است؟!
سرانجام، چون ما باید فاشیسم را تعریف کنیم، این تعریف من است: فاشیسم  بعنوان مسلک دولت است.  یکپارچگی پیکر سیاسی  با اقتدارگرائی در آن است که همه چیز سیاسی را می بیند و هر عمل را اینگو نه معرفی می کند که به نفع مردم و برای آنهاست. وبراین پایه مسئولیت سازماندهی تمام جنبه های زندگی، از جمله سلامت و زندگی ما و اعمال وحدت در ایده ها و اقدامات، نیروها، قوانین و یا فشار اجتماعی و همه چیز، از جمله دین و اقتصاد، باید با اهداف آن مطابقت داشته باشد. هر هویت رقابتی بخشی از "مشکل" است و بنابراین به عنوان دشمن طبقه بندی می شود. من می توانم استدلال کنم که لیبرالیسم معاصر آمریکا یک تجسم جامع از تمام جنبه های فاشیسم است. ..
تهیه وترجمه نجوای کنگان
منبع :

LIBERAL FASCISM: THE SECRET HISTORY OF THE AMERICAN LEFT, FROM MUSSOLINI TO THE POLITICS OF CHANGE, by Jonah Goldberg

 

Liberal Fascism: The Secret History of the American Left, From Mussolini to the Politics of Change

Broadway Books, 2009 | 502 pagesچاپ اول

 تجدید چاپ با توضیحات جدید :Published on July 6, 2017 by Steve West



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چه زمانی به ایران حمله می کنند؟

تاریخ:شنبه 28 بهمن 1396-10:43 ب.ظ

چه زمانی به ایران حمله می کنند؟

© AFP 2018/ Tiziana Fabi
گزارش و تحلیل
عماد آبشناس
10709

اخیرا تهدید های زیادی مبنی بر اینکه ممکن است جنگی میان اسرائیل وایران و یا آمریکا و ایران ویا عربستان با ایران پیش بیاید و بسیاری تحلیل می کنند در چه شرایطی ممکن است این حمله پیش آید.

می توان گفت آرزو و یا هدف اصلی آمریکا و عربستان سعودی همان حمله به ایران و نابودی آن مانند عراق و سوریه و افغانستان و… می باشد اما اسرائیل حد اکثر می تواند حمله ضربتی ای بر علیه ایران انجام دهد و در لاک خود قایم شود.
شاید هم اگر دستشان برسند با ایرانی ها کاری کنند که از افغانستان تا سوریه و عراق وفلسطین تا یمن مردم به حال ایرانی ها زار زار گریه کنند.
در واقع به دلیل شرایط جغرافیایی اسرائیل در شرایطی قرار ندارد که بتواند یک جنگ تمام عیار بر علیه ایران راه بیاندازد و حد اکثر می تواند از سرزمین های کشورهای همسایه برای جنگ بر علیه ایران استفاده کند که عموما به جز عربستان سعودی هیچ کدام از کشورهای دیگر حاضر نخواهند بود سرزمین خود را برای حمله به ایران در اختیار اسرائیل قرار دهند.

اما در مقابل ایران به دلیل اینکه در حال حاضر توسط نیروهای همپیمان خود بر مرزهای سرزمین های اشغالی فلسطین حضور دارد می تواند به راحتی یک جنگ تمام عیار با اسرائیل راه بیاندازد ویا به اسرائیل ضربه های مهلک وارد کند.
در مورد عربستان سعودی که می توان گفت در حد وقواره ای نیست که بتواند به تنهایی یک جنگ تمام عیار بر علیه ایران راه بیاندازد و همان جنگی که در یمن راه انداخته توان این کشور را نشان داده.
بدیهی است در صورتی که عربستان بخواهد با ایران وارد جنگ شود قطعا ایران از همه ظرفیت های خود بر علیه عربستان استفاده خواهد کرد و اینگونه نخواهد بود که عربستان دیگر بتواند روی پول نفت خود برای همراه کردن دیگران با خود استفاده کند چون کافی است یک فشنگ بر علیه ایران شلیک شود تا همه چاه های نفت عربستان به آتش کشیده شود.
در مورد ایالات متحده نیز باید گفت در شرایط فعلی رئیس جمهوری آن شرایطی را ندارد که وارد جنگی شود که می داند هزاران تابوت آمریکایی نتیجه اش خواهد بود.
این بدین معنا نیست که این کشورها توانایی حمله به ایران را ندارند اما به هر حال حساب کتاب سیاسی و نظامی مانند حساب کتاب ریاضی دو دو تا چهارتایی است و قطعا دشمنان ایران متوجه هستند که در شرایط فعلی هزینه حمله به ایران بسیار سنگین تر از آن خواهد بود تا فایده آن.
اینگونه هم نیست که اینان از حمله به ایران منصرف شده باشند، چون هدف نهایی آنها ایران است و تجربه نشان داده که اینان تلاش می کنند دشمن خود را تا جایی که می توانند ضعیف کنند و سپس حمله کنند.
برخی فکر می کنند که شاید اگر از برخی اصول خود کوتاه بیاییم مشکل حل می شود و آمریکایی ها دست از دشمنی با ایران بر می دارند، شاید بد نباشد شرایط روزهای اخیر قذافی در لیبی را به آنها یاد آوری کنیم و به یاد بیاورند که قذافی به همه خواسته های آمریکایی ها و غرب تمکین کرد اما در نهایت تمکین به خواسته های آمریکا و غرب منجر به نابودی لیبی شد.
می توان گفت دشمنان برای حمله به ایران چند بهانه نیاز دارند که وقتی محقق شود شرایط حمله به ایران فراهم خواهد بود:

1 — سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تضعیف شود: چون این سپاه هم در داخل کشور حامی نظام است و هم در خارج کشور از نفوذ فوق العاده بالایی برخوردار می باشد و تا وقتی که این تشکیلات مقتدر است امکان حمله به ایران و یا سرنگونی نظام از داخل وجود نخواهد داشت ودر واقع همه معادلات اینان به با دیوار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برخورد می کند.
2 — تولید سلاح های دفاعی ایران متوقف گردد مخصوصا موشک های بالستیک: چون دشمنان بخوبی می دانند که در صورت حمله به ایران این موشک ها می توانند منافع آنها در منطقه را نابود کنند و با هیچ تحریمی نمی توانند این اقدار را از ایران بگیرند.
3 — نفوذ ایران در منطقه محدود شود: چون اینان بخوبی می دانند بزرگترین خطر برایشان همان همپیمانان ایران هستند که در سرتاسر منطقه منتشر شده اند و در صورتی که بخواهند به ایران حمله کنند سرتاسر منطقه خاور میانه به یاری ایران خواهد شتافت.
ایران با گسترش نفوذ خود در منطقه عملا مرزهای مجازی و خطوط دفاعی خود را از مرزهای سیاسی دور کرده و در حال حاضر دشمنان مجبور می باشند از این مرزهای مجازی عبور کنند و به ایران برسند و به دلیل این که در سوریه و فلسطین و لبنان و عراق و یمن و افغانستان در گل گیر کرده اند نمی توانند به سوی ایران حرکت کنند.
4 — اعتماد مردم به نظام تضعیف گردد تا نظام از داخل فرو بپاشد و اینان بتوانند از طریق جناح های داخلی نفوذ کنند.
پس در پایان می توان گفت تنها در صورتی شرایط حمله به ایران محقق می شود که این چهار شرط یا حتی یکی از آنها محقق گردد و تا زمانی که این چهار شرط وجود دارد هیچ کس جرئت حمله به ایران را نخواهد داشت.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قانون وارونه:مقاومت در برابر اشغالگران" افراط گرایی" و همکاری با آنها اعتدال است!

تاریخ:جمعه 27 بهمن 1396-05:15 ب.ظ

 
قانون وارونه: چرا  مقاومت در برابر اشغالگران را" افراط گرایی" و همکاری با آنها را  اعتدال می نامند؟

  مقاله ای در رابطه با خشونت در خاورمیانه در تلاش است تا  برای  درک خشونت در خاورمیانه  مفاهیم صحیحی را ارائه کند ، سایت «lse»می نویسد: "چارچوب نظری  Quierکویِر  در روابط بین الملل و نظریه خشونت فرانتس فانون می تواند برای قرار دادن بازیگران این در زمان مناسب  در جایگاه  واقعی خود مورد تجزیه وتحلیل قرارداده و قضاوت یکطرفه را در مورد اقدامات آنها به تنهایی به محکمه نبرد. ..
در ماه مه 2017، دونالد ترامپ  رئیس جمهور آمریکا در ریاض، از رهبران خاورمیانه برای مبارزه با بحران افراط گرایی اسلامی خواستار ائتلاف شد و سپس " داعش   و القاعده  را با حزب الله و حماس دریک ردیف بشمار آورد" همه این گروه ها، علیرغم رغم شرایط سیاسی و زمانی متفاوت، تروریستمحسوب کرد..
قبل از آنهم باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریكا در نوامبر 2012 در مورد حمله موشك های حماس به اسرائیل، اشاره كرده وگفت:   هیچ كشوری در جهان   موشك هایی را كه شهروندان آن را از خارج از مرزها هدف قرار می دهد تحمل می کند . بنابراین، ما به طور کامل از اسرائیل حمایت می کنیم زیرا که  او از خود در مقابل  موشک هایی که بر خانه ها و محل کار مردم فرود می آید و ممکن است غیر نظامیان را بکشد،دفاع می کند  و ما همچنان  در حمایت از اسرائیل دردفاع از خود، دفاع خواهیم کرد. ".
 الگوی ادامه تفکیک وانتزاع اخلاق  از مرتکبین خشونت نیروهای غیر دولتی، با توصیف آنها به عنوان تروریست ، مانند آنچه که  در رسانه ها یا برسر زبان سیاستمداران درمورد  حوتی ها در یمن و اخوان المسلمین اتفاق می افتد،همچنان بر ترسیم سیاست بین المللی دخالت وسلطه می کند..
دردنباله این مقاله می خوانیم :  که  به اصطلاح مرتکبین خشونت در این زمینه همیشه به عنوان  دشمنان اخلاق  و به طور سیستماتیک به  خشونت طلبی    نامعقول  غیر خویشتن دار با شیوه های مصلحت انگیز  اعتدال گرایانه از دایره بشریت حذف شده و یا به طور معمول  به گرایش های "سادیستی" محکوم می شوند..
اما آیا همه شیوه های خشونت مشابه شیوه های جنبش های مقاومت هستند و مانند کسانی که در یمن و فلسطین  با نیروهای اشغالگران خارجی مبارزه می کنند؟ چرا کسانی که در فعالیت های  مبارزاتی مسلحانه قرار می گیرند، افراط گرا در نظر می گیرند در حالیکه کسانی که با نیروهای اشغالگر خارجی همکاری و کار می کنند، معتدل اند؟ چه کسی تصمیم برای  این گونه نام گذاری می گیرد؟ معیارها چیست؟
ما مجبور نیستیم با توجیه خشونت که توسط بسیاری از بازیگران مسلح غیر دولتی ارائه شده موافقت کنیم، اما ما باید از علل روحی خشونت با استفاده از نظریه روابط بین الملل کویرِ Quier و ایده های فانون برای راه حل های ظریف تر، به جای رد خشونت به عنوان  راه حلی قاطع  به عنوان یک اصل، با رویکرد دقیق دنبال کنیم
نویسنده معتقد است که نظریه روابط بین الملل کویِر در مقاومت در برابر دوتایی ها مفید است، مثلا: نظم در مقابل هرج و مرج یا درست در برابر انحراف. با استفاده از این تئوری در قبال خشونت، ما می توانیم با گفتمان استعماری مواجه باشیم که طبق استانداردهای آن  احزاب  وجنبش را به خوبی و بدی طبقه بندی می کند. این اجازه می دهد تا  سیاستمداران بین المللی تاریخ و وضعیت جنبش (یا کار) و دوران زمانی آن، و همچنین دلیل انجام آن قبل از ناظران بین المللی، برای نقض کدهای جهانی رفتار را تشریح کنند...
نویسنده به نقل از گزیده ای از کتاب "شکنجه شدگان زمین-  Wretched of the Earth"  فانون که به دلایل عملی و روانی  اقدام خشونت آمیز علیه استعمارگر می پردازد : "استعمارگر همیشه صاحبان سرزمین را  را به عنوان بازنده هایی می شناسد که تنها زبان خشونت را درک می کنند، وآنها را اینگونه نشان می دهد، اما حقیقت این است که استعمارگر آنها را متقاعد کرده که آنها   آزادی خود را به جز از راه خشونت به دست نخواهند آورد.زیرا استعمارگر با خشونت همه چیز آنها را غصب کرده است ».
در سطح فردی، خشونت  نیروی پاکسازی است که مالکین زمین را از ناامیدی، منفی بودن واحساس خود کمتر بینی؛  رهایی می بخشد و باعث می شود صاحبان زمین از ترس خودساخته خلاص شوند و احترام  به خود گذاشتن را به دست آورند."
چرا استعمارگر به خشونت متوسل می شود؟ آیا او از این روندسود می برد؟
در مقدمه ای بر این کتاب، او اعمال خشونت آمیز یا انقلاب های ضد استعماری را "مردی که خودش را  باز می یابد" توصیف می کند..
فانون معتقد است که حکومت استعماری بر اساس خشونت و سرکوب  برپا شده است، که باعث می شود استعمارگران تنها زبان خشونت ترویج کرده وفقط  همان  زبان  را درک کنند. به همین ترتیب، استفاده از خشونت توسط استعمارگران گسترش یافته و آنها را قادر می سازد تا جامعه را برپایه رویکرد خود بازسازی کنند  ..
  فانون در کتاب"پوست تیره، ماسک های سفید" Black Skin, White Masks»:نوشت: "آزادی خود ازبردگی استعمار بواسطه ی خشونت می تواند یک راه چاره باشد. خشونت درمان الجزایری ها  بود؛ آنها مجبور شدند هویت خود را که به واسطه استعمار به طور سیستماتیک نابود شده بودند مجدداً به دست آوردند. بنابراین، فانون معتقد است که خشونت اجازه می دهد تامستعمره واستعمارشده خود را دوباره کشف کند و ایستادن روی پا خود را از سر بگیرد و همچنین کشور خود را از نظر سیاسی بازسازی کند..
 تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منبع : Can Violence be Moral? Revisiting Fanon on Violence in The Wretched of the Earth
default-avatar


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پیشنهاد تحلیلگر اسرائیلی برای تجزیه ایران

تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1396-02:19 ب.ظ

پیشنهاد تحلیلگر اسرائیلی برای تجزیه ایران

© Sputnik/ Ruslan Krivobok
جهان
0 03

تحلیلگر ارشد نظامی اسرائیل پیشنهاد داده است که اسرائیل باید با شعله‌ور کردن جنگ داخلی،‌ ایران را تجزیه کرده و در نهایت این کشور را نابود کنند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از افکارنیوز، یک تحلیلگر ارشد اسرائیلی طی یادداشتی تحت عنوان «راهکار مشکل ایران، به راه انداختن آتش است» در وبگاه «عروتص شوع» پیشنهاد داد برای ضربه زدن به ایران، باید با همکاری بین‌المللی، این کشور را تجزیه کرد.
«موردخای کدار» تحلیلگر ارشد دانشگاه «بار ایلان» و عضو پیشین بخش اطلاعات ارتش اسرائیل در این یادداشت پیشنهاد می‌دهد «آتشی در ایران به پا کنند» تا آهسته آهسته آن را سوزانده و در نهایت «جهان را از شر آن خلاص کند».
در ابتدای این یادداشت با اشاره به تنش‌های روز شنبه درپی سرنگونی جنگنده F16 اسرائیل پس از حمله به خاک سوریه، ادعا شده است: «ایران به دنبال بالا بردن سطح منازعاتش با اسرائیل است، ابتدا و پیش از هرچیز صدمه زدن به توان بازدارندگی اسرائیل و بعد از آن اقتصاد، صنعت گردشگری، روحیه و اتحاد داخلی.»
این تحلیلگر سپس با متهم کردن ایران به تلاش برای برهم‌زدن امنیت منطقه و کشاندن اسرائیل به جنگی جدید، مدعی شد که عربستان سعودی در طولانی مدت بازنده تقابل با ایران خواهد بود، زیرا درپی توافق هسته‌ای، اقتصاد این کشور بهبود یافته، تحریم‌ها لغو شده و مقدار زیادی پول به این کشور تزریق شد. بی‌اعتنایی دولت امریکا به عربستان به حدی از نظر اقتصادی آنها را نزول داد که ریاض مجبور شد مقدار زیادی از حمایت‌هایش به متحدان خود در یمن، عراق، سوریه و لبنان را کاش دهد.
در ادامه این یادداشت در پاسخ به این سوال که اسرائیل چه کاری باید برای مقابله با چالش روز افزون ایران انجام دهد، آمده است که باید «گام‌های قاطعی» را علیه جمهوری اسلامی طراحی کرد: «یکی از روش‌های مقابله با ایران، تکرار نقشه شکست‌خورده سعودی‌ها در به راه انداختن جنگ نیابتی و درگیری مسلحانه با آن است.»

راه دیگری که این مقام نظامی پیشین اسرائیل توصیه می‌کند، «تجزیه ایران به عناصر قومیتی سازنده آن» است. این تحلیلگر با اشاره به آشوب‌های اخیر در برخی شهرهای ایران، توصیه می‌کند استفاده از گروه‌های تروریستی و شورشی، مسئله‌ای است که باید حمایت‌های بین‌المللی را به آن معطوف کرد.
این یادداشت در ادامه با توهین به مردم ایران و متهم کردن آنها به تفرقه‌افکنی در کشورهای مختلف، تاکید می‌کند که اسرائیل باید مخالفان نظام ایران را بیابد… زیرا «کسانی که خود در خانه‌های شیشه‌ای زندگی می‌کنند، نباید سنگ پراکنی کنند.»
موردخای توصیه می‌کند «اقدامات برای بی‌ثبات کردن ایران باید بین‌المللی و علنی باشد» و کشورهای غربی باید گروه‌های جدایی‌طلب در ایران را حمایت کنند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طنز ومنز "عبود" و مصاحبه ی فوق سنگین کار شرکت

تاریخ:چهارشنبه 25 بهمن 1396-07:44 ب.ظ

                   طنز ومنز
"عبود" و مصاحبه ی فوق سنگین درشرکت

"عبود" یه پای ثابت اعلام سهمیه  و اطلاعیه پذیرش جهت اشتغال در شرکت بود . او  معرفی نامه  های بسیاری از مدتها قبل در جیب چپ وراست لباسهایش داشت . طی یکی از روزها که او مثلاً به قلعه  می رفت، وفرضاً داروغه دلش بحال او سوخت و گفت :  دنبال کار هستی   بیا داخل ... رفت داخل اتاق نشست عبود از فرط خوشحالی پایش به گل میز وسط اتاق خورد و سرزانوی شلوارش پاره شد و پایش هم زخم شده بود . داروغه به او گفت : دستمال کاغذی بردار.. چیزیت نشده. اصلاً خودت می دانی این روزها برخی شلوار نو می گیرند وبرای اعلام همبستگی  مثلاً با بی نوایان ، قسمتی ازسر زانوی آن را مخصوصاً درابعاد 4 در6 نخ ، نخی یا پاره می کنند.عجب حسن تصادفی... معلومه که کارت راه می افته!!
"عبود "به روی خودش نیاورد زیرا می ترسید هنوز  سرکار نرفته مرخصی استعلاجی برایش صادر شود... عبود شروع به دردل کردن کرد .  از زمان اخذ مدرک داشگاهی تا کارت پایان خدمت سربازی و شرط وشروطهای خانواده همسر را  و دین وبدهکاری مخارج زندگی ودور برگردانهای سرکاری همه را بازگفت.
داروغه در میان دوسه پارگراف جملات عبود یکبارمی گفت : درست می شود. پیگیر هستیم و...
عبود معرفی نامه ی جدید را گرفت و رفت که صبح روز بعد دریکی از فازها مصاحبه پس بدهد شب تا صبح برای حقوق اولش برنامه می ریخت و واز انگشتان دست وحتی پایش کمک می گرفت... او صبح زود از  خواب بیدار شده وپس از طی مقدمات معمول  وگرفتن کرایه راه از مادر براه افتاده بود . زیرا پدرش قسم خورده بود پیرامون معرفی نامه های آبکی و مصاحبه سنگین جز مردودی نتیجه ندارد دیگر به او کرایه پرداخت نخواهد کرد !
 او از درب ورود شرکت به محل مصاحبه راهنمائی شد . منشی  "مصاحبه خانه"  قیافه او را براندازی کرد : بچه ی کنگانی ؟
عبود آب دهانش را قورت داد وبا مکثی کوتاه : ب، بله
- بسیار خوب همینجا بشین چند دقیقه دیگر  آقای مهندس (؟) تشریف می آورد!
عبود یکساعتی نشسته بود و  ساعت بالا ی سر منشی از یکساعت مورد نظر به حدود دو ساعت  داشت نزدیک  می شد.
مهندس آمد وقتی مرا دراتاق دید نصف شوخی اش با منشی  را خورد . و به اتاق بغلی رفت . منشی  نامه ی  عبود را  با خود برده و دقایقی رابه مشورت درهمان اتاق با او سپری کرد.. سپس به اتاق انتظار بازگشت ..
عبود "همچنان منتظر بود . وبه پوسترهای براق  وشعارهای برجسته پرطمطراق روی انها بر دیوار اتاق خیره شده بود. با زنگی منشی دوباره به اتاق مهند س رفت  وبار دیگر لحظاتی طولانی چاره جز صبر وشکیبائی برای عبود باقی نگذاشته بود. در حین خارج شدن منشی، مهندس با جمله ی آمرانه گفت : بگو "پسره "بیاد تو!
از این بخش "عبود"خود بقیه ماجرا  رااینگونه تعریف کرد:
 درزده  وارد اتاق شدم سلام کردم ... مهندس بزحمت صرفاً سری را تکان داد و با اشاره چشم دستورداد بر روی یکی از صندلیها که  با فاصله از مبل ها گذاشته شده بود،پس از ارائه مدارک خواسته شده به وی نشستم . برایم آن صندلی با آن برخورد اولیه حکم نشستن روی صندلی برقی اعدام داشت .!
سوالات شخصی تمام شد و نوبت به سوالات فنی و شغلی رسید او در قالب نگاه "عاقل اندر سفیه" وحاکم ومحکوم از با لای عینکش مرا می پائید!
...
» پس انداز داری ؟ چون پرداخت حقوق در اینجا چندماه یکبار است
- بله دارم
» سابقه داری ؟ چون اغلب اینجا اگر خودشان هم سابقه کاری نداشته باشند بالاخره کس وکاری دارند که اینجا سابقه دارد واز آن مایه می گذارند.
 - نه ندارم
»دهانت را کامل باز کن ببینم! باید  مطمئن شوم  زبان  بیرونی ات ، از زبان داخلی  (زبان کوچک یا مَلازه  ) کوتاه تر یا حداقل برابرباشد چون اینجا ما  فقط دستور میدهیم . تو تنها می توانی تنها با بله وخیرپاسخ بدهی که اکثراً باید بلی  باشد
. حالا برای موفقیت در این مصاحبه هم سعی کن تعداد پاسخ های "نه" ومنفی،  خیلی کم باشد
 » میدانی که اینجا ما مشاغلمان پیمانکاری است و کار بهربرداری قبلاً رزرو شده ویا پرشده است با کار در قسمت پیمانکاری  بصورت آزمایشی که مشکلی نداری ؟
-ن ، نه !
 مهندس  بعد از چک کردن میزان تندی زبان ، تیزی چشم وگوشم را هم ارزیابی کرد و پس از صرف صرفه ی دیپلماتیک  گفت: اینجا یعنی داحل فنس ما حاکم مطلقیم، حواست به چشم وگوش وزبانت باشد. شیر فهم شدی ؟
- بله
در همین گیرودار دراتاق به آرامی باز شد تازه از راه رسیده ی که بنظر می رسید از نورچشمی ها بود  مهندس با اوگرم ونرم گرفت  . روبمن کرد وبمن فهماند که  را ه خروج درپیش گرفته. دردفتر بار دیگر منتظر بمانم  منشی به داخل اتاق مهندس فراخوانده شد درحال رفتن  رفتن یک کمک خواست بمن کند یواش گفت: "مگه زبان نداری؟ که بگوئی بله قربان "... قربان را پیشوند جمله هایت قراربده 50% درصد قضیه حل است وبه اتاق رفت   و چند دقیقه بعد ماموریت یافت که کار را برای این نورچشمی تعریف کرده و اشتغال بکار و نام وی در صورت وضعیت این ماه درج کند  . بهمین راحتی...؟
اما مهندس بعد ازآن دوباره ازمن سوال کرد شکمو که نیستی؟ اینجا غذا خوری  برخی کارکنان ومهندسان از کارگران جداست ، دقت کن اشتباهی بو نکشی !
- نه حتماً - چشم قربان
مهندس کارگاهی را درهمان حوالی بمن نشان داد : برو آنجا تابیایم
پیاده رفتم .... مهندس با ماشین وراننده آمدند. و پس از گفتگو با مسئول کارگاه از ما خواست به ته کارگاه مراجعه کنم ... آنجا چند دستگاه مرتبط با رشته ی تخصصی ام بود. مهندس  اولی را بمن نشان داد گفت اینو می تونی راه بیندازی واپراتورش باشی گفتم : بله
» خب ، ولی این خرابه ...
دومی وسومی را بمن نشان داد بازهم همان وضعیت بین من ومهندس رد وبدل شد... "اینها خرابند  کار نمی دهند"
 به چهارمی رسیدیم  مهندس : با این چی می تونی کار کنی ؟
- نه
»»: خب همینه مشکل ما  اگه می تونی تا ...  ولی برویم اون ور
باهم رفتیم مهندس  به یکی دیگر معرفی ام کرد  او گفت : اینجا محل دپوی گوگرد و حمل ونقل  اونه ... اینجا با این ماسک واین ابزار ها فعلاً مثل این چند نفر مشغول باش .. تا ببینم چکار می تونم برات انجام بدم ... وخودش سریعاً محل را ترک کرد
چند نفر مشغول کار بودند... از یک نفرشان سوال کردم کی می روید خانه ؟
 گفت : خیلی کم چون معمولاً  بعد از هشت ساعت کار از اینجا می رویم بستری می شویم تا رفع مسمومیت کنیم ...
در میان صحبت ما دسته ی از غازهای وحشی  که قصد داشتن اشتباهی از بالای سرمان رد شوند یکی دوتا یشان  چند قدم آنطرفتر بصورت عمودی وناگهانی سقوط کردند .... حساب دستم آمد ... سریع به دفتر مذکور برگشتم وبا گرفتن مدارک
گفتم:   قربان! خداحافظ
شب بود که به خانه رسیدم خسته وکوفته وتکیده تر از همیشه...
پدرم با تلخندی پرسید:  زندان "گوانتانامو" بودی ؟ گفتم نه قربان! رفته بودم شرکت، برای مصاحبه...
گفت :  کلمه خوبی یاد گرفته ای ! نمی دانی همین" بله قربان "گفتن، چقدر اعجاز می کند؟!



نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برگ بازنده رئیس جمهور؛ فرار از اقتصاد بسوی سیاست

تاریخ:سه شنبه 24 بهمن 1396-07:30 ب.ظ


برگ بازنده رئیس جمهور فرار از اقتصاد بسوی سیاست
 
اشتراک گذاری مشترکات پیشرفت می آورد نه تبلیغ اختلاف برای رفراندوم
روحانی: اختلاف فکری و نظری را باید به رسمیت شناخت/به تنوع و اختلاف نظر احترام بگذاریم- ۲۴ دی96 -
 و حدوداً یکماه بعد رئیس جمهور در بخش پایانی سخنان خود در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ( 22 بهمن 96) : اصل 59 قانون اساسی می‌گوید برخی موارد قانو‌ گذاری و اعمال قوه مقننه مراجعه به آرای مستقیم مردم است، اگر در دو مسئله اختلاف داریم، دعوا و شعار ندارد صندوق آرا را بیاوریم، طبق اصل 59 قانون اساسی هرچه مردم گفتند به آن عمل کنیم....
  ودر برابر این اظهار نظری که نه از جایگاه اعتباری  لازم انعکاس می یابد  باید گفت : مثل اصل هشتاد و نه (89) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به نام "اصل استیضاح وزیران و رییس جمهور"   شناخته می شود.قانون آیین نامه چگونگی بررسی عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور قابل توجه است. اما چرا لابی ها  اجازه نمی دهند نه رئیس جمهور  ونه حتی وزیران  مورد سوال  نمایندگان مردم  در صحن مجلس واقعا پاسخگو  باشند؟ و چرا موضوع سوال از حضرتعالی روی میز هیات رئیسه  مجلس خاک می خورد؟
و در بخشی دیگر پیش از این درهمین سخنرانی اظهار شد:" کسانی که از قطار انقلاب پیاده شده شده اند به قطار انقلاب برگردانیم" . زمان زیادی نمی گذرد که هزاران نفر  بجهت اینکه جرمی بعنوان  مدیران دولت احمدی نژاد  داشتند از مفاصل  ومناصب سیاسی، اجتماعی وفرهنگی پیاده کردید . حال این سوال در قبال نظر شما مطرح است که آیا رئیس جمهور برای عملی کردن شعار خود می تو انداین گروه گسترده را می تواند به قطار مورد نظرش برگرداند ؟
و پرسش دیگر ایست که بله  بخش عظیمی از مردم  ودولت در باره کارنامه ی اقتصادی دولت بشدت با  آمار قوه مجریه  در این عرصه اختلاف  نظر دارند آیا دولت حاضر است ؟ که نه صندوق رای بیاورد بلکه نتیجه یک نظرسنجی مستقل دقیق را  قبول کند و تبعات آن را که یقیناً  التماس دعای شرکت کنندگان خواهد بود با آغوش باز بپذیرد ! آقای روحانی  از کف تا سقف بازار تخم مرغ ششصد تومانی( که معدو م شدن  حدود 20 ملیون مرغ برای توجیه آن اعلام شده در حالیکه چرا ئی عدم پیش بینی و واکیسنه شدن طیور و مرغ صنعت کشور ،  عذر بدتر از گناه را تداعی می کند)  و دلار پنج هزار تومانی ، باعث شده است تا مردم حسرت دوران احمدی نژاد را بخورند؟
 یقنیاً عقب نشینی با مسافت زیاد دولت شما از رویکرد اقتصادی افزایش  نرخ ها در سال  97  و اهتمام یکشبه  به   برنامه های رفع مشکلات  اقتصادی و اعطای  وامهای خلق الساعه بیانگر این رویه بود که شعارهای غالب منتقدین ومعترضین شرایط بد اقتصادی و نرخ بالای بیکاری است و آن را  تا حدی شنیده اید وعلیرغم اینکه  در حلقه ی اول و برخی رسانه های وابسته به دولت بنحوی سعی کردند شعارهای دیگری را هم  درراستای پوشش نقصان کارائی ها ضمیمه آن اعتراضات کرده تا بار گناه خویش را کم کنند. بعبارتی دیگر می شد همین حرکت ها را تا قبل ازاین انجام داد وچرا اکنون  دولت گوش به زنگ خود را نشان می دهد؟
 حامی احمدی نژاد  با همه ی کم وزیادش بودیم ولی تازمانیکه  او سپر ولایت بود. و یقناً اگر  او دراین مسیر  ثبات بخرج داده ودر معرض سایر حواشی قرار نگرفته بود . در همان مناظره اول قال قضیه را می کند این ادعا را نگرانی شدیدمشاوران و حلقه ی اول همفکران شما  وتحلیلگران بین المللی بی محابا با بیان خود اثبات می کردند و شانس آوردید بطرقی او از قطار پیاده شد.
ودیگر اینکه شما اگر بگفتگو علاقمندهستید و به آن آنطور که اعلام می کنید اعتقاد دارید فقط  تن به یک مناظره  میان دولت پرداخت(نهم ودهم ) ودولت دریافت(یازدهم ودوازهم) برگزار کنید!!  تنها یکبار و شما دونفر روبروی هم قرار بگیرید تا مردم متوجه شوند . که کی  چه  در چنته دارد وداشته است؟!
آقای روحانی؛  علاقه مفرط شما به فضای مجازی  خارجی  باعث شده تا مجال عرصه ی واقعی داخلی را جدی نگیرید روزهای بسیاریست که تیتر  بسیاری از سایت ونشریات خردوکلان خارجی متوجه  موضوع گیری های خاص شما با ارکان واصول انقلاب است وآنها را نو به نو برجسته می کند . البته حداقل خسارت آن این است که بسیاری از  سرمایه گذاران خارجی این رویه را فضای  تنش زا برآورد کرده و حتی  ریسکی بالا برای سرمایه گذاری در کشور مان  مورد مطالعه هم قرار ندهند.  
 
آقای رئیس جمهور! حتی بیگانگان هم متوجه شده اند که یک رئیس  واحد برخلاف روند متعارف  چند گفتمان  متنوع را دنبال می کند و این روند  وجه تسلط  نمی آفریند  وچه که  خود موجب تشتت است . وهمان را  بیگانه تیتر می زند که "روحانی برای جلب رضایت غرب حاضر است هرکاری را انجام بدهد" و...
و یکی از پیامدهای آن که دولت جدی نمی گیرد ماننداین جریان حاکم بر روابط بین الملل است که یورونیوز طی مصاحبه ی درسال 2017 با نائوم چامسکی موضع نهائی  اروپا را اینگونه  گزارش  می دهد :
آیا اروپا  "کُلفَت" ایالات متحده است؟
نوام چامسکی:
"مطمئنا آنها بسیار ترسو تر از این هستند که موضع مستقلی را اتخاذ کنند . "
و باید از رئیس جمهور محترم پرسید چرا از  سرزنش  و اظهار خصومت دشمن وموانع حقیقی خارجی روبرگردانده و به سرمایه گذاری در برجسته کردن موانع فرضی ودشنمان  وهمی داخلی پرداخته است!
 روشن است  تله ای از روال  روتین  که  قادر به انطباق با شرایطی که کشور در آن قرار دارد  و بر پندار و  گفتار و کردار رئیس خواسته ویا ناخواسته سایه انداخته است   با خلاء  در اقدام وعمل، ناتوانی در پیش بینی، واکنش انفعالی   وعدم تحلیل  صحیح  از اوضاع داخلی و اوضاع بین المللی  رئیس جمهور  را درهاله ی از شعارهای عمل نشده غرق کرده است  برای  تشریح این عنوان کافیست  به وعده های انتخاباتی در همان مناظره اخیر از سوی رئیس ومعاون اولشان مراجعه کنیم. و بپرسیم آیا دولت از عملکرد موفق ورضایت بخش بسیاری از مدیران ومشاوران خود  آنچنان که وعده داده بود  در درون حوزه در اختیار خود تمام وکمال سراغی دارد  ومطمئن است که می خواهد  با متمایز کردن آن موفقیت ورشدسازمانی را با ناخنک زدن به سایر قوا تعمیم دهد ؟ با همه ی این اوصاف مراحل ظهور  شعارها  و ارتباط آن با  اقدامات دولت  می توان  حداقل در 8 مرحله به شرح زیر خلاصه کرد:

1.  پیش از برجام و پسابرجام  جدایی بین دولت و جامعه، و  چگونگی جذب همیاری لایه های سیاسی در چگونگی ترکیب اقتصاد و سیاست

2.  شکاف روزافزون  درطبقات اجتماعی حاصله از عواید حداقلی برجام  وسرریز منافع عمومی .از فاصله ی دوانتخابات وبعداز آن

3. تجزیه ساختارهای مکانیزم های سنتی و معنوی و مقدمه ای برای رویکرد شتاب زده . پذیرنده مدرنیته وجهانی سازی شکست خورده و چالش برانگیز حتی در تمدن غربی در قالب شعارهای تبلیغاتی و تسری به موسسات دولتی.
4.  انحصار دولتی  درگفتگوی اقتصاد وفرهنگ وفقدان توجه به اصل عدالت اجتماعی بود.( زیر پوستی کردن قاعده تعلیل وحذف) در بودجه بندی های سالانه ی کشور
- خاموش شدن سیستماتیک در برابرمشکلات حوزه ی  آسیب های واقعی اجتماعی
5- عدم توجه به آمارها وارقام نمودارهای واقعی داخلی وبین المللی در  شناسائی تعاریف ، استانداردها و مقایسه  وشاخص های متعارف دردوعرصه ی قابلیت ها ی انسانی و ظرفیت های سرزمینی  به عنوان معیارهای ا ختصاصی کشور  (د پیش از انتخابات  ها و پس از آن)
- بهره گیری از ارسال سیگنال دوطرف  به برخی رسانه ها  داخلی وخارجی  بدون لحاظ  تفاوت های  فرهنگی ملی و فردی بین دریافت کنندگان  برای گروه های سنی  واطیاف صحنه های احساسی که متناسب با بکارگیری الفاظ   برای تسلط براحساسات  ونه حل مشکلات امری رایج بوده است
-عدم نیاز به  توازن بین دنیا و آخرت را با تقلید از رسانه های غربی و اعمال نظر شخصیت های غربی  که برای  معرفی آن آیتم ها در جوامع  مسلمان توجیه می تراشند.
 6- توسعه ی اصطلاح گرائی  بدون توجه به منافع ومصالح ملی  وانقلاب -  بسیاری از اصطلاحات محبوب  دولت امروز وهمفکران فراتر از نقش  مورد انتظاردر شرح و بیان   برای تبدیل شدن به یکی از علل درگیری ها کنش واکنش های جامعه شده ست.. ( افراط گرائی، بگذارید مردم راحت باشند و... )
-  تهیج غرایز ولذت جوئی ها و رقابت های فوق رفاه طلبانه نامتعارف  با روش های مستقیم و غیر مستقیم  از طریق استفاده از رسانه ها وتریبون ها ، تقریبا هیچ افتراقی  بین حلال و حرام،احکام و شرعیات وضد آن  یا چه چیزی درست است و چه چیزی درست نیست دیگر مهم نبوده است.
7- نپرداختن  به فقر مطلق برای  جدا شدن از  صفر مشکلات ..! به تعبیری کاهش مشکلات اجتماعی   آگاهی از موضوع  ریشه های مشکلات معیشت و اقتصادی مردم در وهله اول هیچگاه  جایگاه اصلی خویش را پیدا نکرده است،  و کم کردن تعارضات در گفتمان داخلی لاقل  به میزان نیمی از تمرکز برمشکلات  روابط خارجی ،اهمیت نیافته است.
 8- برچسب سیاسی به پیگیری ومطالبه رفع فساد و حقوق نجومی و رانت خواری وتبعیض  ...

آیا  اگر نمایشگاهی  مستند از تناقضات بخواهیم برگزار کنیم  که از مبدا پایتخت به شعاع هر طرف در طول وعرض ایران خط طولی برای  پرپائی مستندات آغاز کنیم  مسیر بارگذاری  محتوای نمایش کم نخواهد آمد؟!
 درمقابل برای نمونه اگر مالزی   با تدبیر  و تکیه برآرمان ملی  مسئولین خود  در دستیابی به  رقم  چشمگیر در توسعه دست می یابد  ودر  یک  رستاخیز اقتصادی  و صنعتی موفق می شود ، این مهم را با تمرکز بر توسعه منابع انسانی، و فعال کردن نقش سیاست های تولیدی، از طریق بهره وری در بخش آموزشی  شاخه های عمومی آموزش وپرورش  و دانشگاه، با استفاده از نظریه های آموزش واقعی،توانسته است  با بهترین  ها  در جهان رقابت کند.
 مسلح  شدن مالزی به نسل دانش محور  زمانی روی داد  که  مقامات آن کشور  تصمیم های به  ارائه آموزش  برای هر شهروند مالزی، با ارائه محیط علمی مناسب و ایجاد کار گروه بزرگ در سطح کارگاه ملی صنعت  و تولید بود که امروز مقصد پژوهشگران بسیاری شده است ..
 و از سوئی دیگر این مقاله  علمی وآکامیک نیز جای یکبار خواندن دارد / دانش به عنوان قدرت، دانش به عنوان سرمایه - جان باری / (2011)
در هر صورت، روزهای آینده به ما نشان خواهد داد که آیا دولت  می تواند هزینه های مشکلات داخلی و خارجی را به دلیل سیاست های  عجولانه و  با جایگزینی و استحاله ی اسلام ناب با اسلام معتدل  و انقلابیون حقیقی با انقلابی نما ها، دولت چابک با دولت برخورد تحمل کند؟!
  روشن  است که همواره این  انقلابی ها ی حقیقی وبی ادعا هستند  که هزینه هائی از جان و داشته ی خود را هزینه  کشور  وانقلاب می کنند  ولی مدعیون انقلاب با اصرار برسیاست انکار پس از مدتی، برخوردار از مزایا ی موجود برپائی وحفظ  انقلاب  می شوند
ضعف دولت در برنامه ریزی اقتصادی
همان گونه که  اندیشمندان می گویند، نمی توان بحران های اجتماعی را به صورت تک بعدی و با تکیه بر یک جنبه از آن تحلیل و تجزیه کرد، امکان ندارد بحران امروزی جامعه  را با تکیه بر دیدگاه خاص از یک زاویه تحلیل نمود و به نتیجه رسید. نمودهای این بحران را در افزایش مطالبات اجتماعی وفرهنگی ، بیکاران، فقر، مهاجرت، بزهکاری، دخالت های ونفوذ بیگانه، و… را می توان براحتی دید.
بدون شک در جامعه ای که   مشکلات معیشت افزایش یابد، نباید انتظار داشت که فعالیت های اقتصادی و تکامل فرهنگی افزایش یابد.  بعد از انتخابات کشور  دولت درگیر موجی از ، بی اعتمادی و ناتوانی دولت  شد و دولت برآمده از این انتخابات نتوانست قول های خود را با موفقیت  دنبال نماید. دولت هنوز هم با مشکلات دوران انتخابات چندسال قبل وحتی انتخاباتهایاخیر درگیر است. یکی به خاطر اینکه، تغییراتی که قرار بود بعد از انتخابات در دولت به وجود بیاید هنوز هم بوجود نیامده است و باید منتظر بود تا دیده شود که این تغییرات به وجود می آید یا نه. و از سوی دیگر دولت تا هنوز نتوانسته  برنامه ی قوی حتی در حوزه تحت پوشش ارائه دهد .
 ادامه ی تقابل  گاه وبیگاه دولت  با مجلس  وسایر قوا  وارکان نظام در برنامه های اقتصادی خود وضعیت پیچیده  و نومید کننده اقتصادی در  وارد فاز جدیدی می سازد که دولت نمی تو اند رضایت نمایندگان مجلس و به تبع آن رضایت مردم  را بگیرد و با مخالفت گسترده مردم در  فعالیت های اقتصادی دولت در سال جاری تحت تاثیر وضعیت سیاسی خودساخته  و امنیتی گمترپیش بینی شده با بی برنامگی پیش رفت. نرخ برابری ریال با ارزهای خارجی، کاهش سرمایه گذاری، افزایش بیکاری، افزایش فقر و… را جز به ناتوانی مدیریت دولتی نمی توان به چیز دیگری نسبت داد. تبیلغات کلانی که در رسانه ها از فعالیت اقتصادی دولت می شود و برنامه هایی که در قالب طرحهای  یک ساله و  چند ماهه ارایه می شود، نه تنها کاری از پیش نبرده که بر میزان بی نظمی بازار و  نگرانی مردم افزوده است. دولت  باید این واقعیت را قبول کند که این راه به ثبات و اطمینان واعتماد بازار و مردم به او  ختم نمیشود.
 
 پاورقی:
 1 /BARRY, ‘Knowledge as Power, Knowledge as Capital


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5