دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

جارد کوشنر اعتبار خود را در بخش دفاع سری از دست می دهد

تاریخ:سه شنبه 29 اسفند 1396-01:07 ب.ظ

جارد کوشنر اعتبار خود را در بخش دفاع سری از دست می دهد

 
 

ژنرال جان کلی ،اعتبار جارد کوشنر را که مشاور مخصوص پرزیدنت ترامپ در دفاع سری بوده به حالت تعلیق در آورد .

با وجود آنکه مطبوعات ایالات متحده از مشکلات حقوقی داماد پرزیدنت ترامپ نوشته اند ، اما همچنان دلیل این تعلیق مشخص نشده است .

به نظر می رسد که اعضای دولت از اینکه مشاور مخصوص ، گذارشی از ملاقات های خود تقدیم نمی کند ، راضی نیستند .

با این وجود ، جارد کوشنر به همکاری های خود ادامه می دهد ، به خصوص در رابطه با آماده سازی طرح صلح برای فلسطین . شاید حذف اعتبار او در دفاع سری بتواند او را در برابر مخاطبین نگرانش که می ترسند او به بخش های سری عملیات آنها دست رسی پیدا کند ، حفظ خواهد کرد .

      

ترجمه توسط
Sylvia Bejanian



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رسانه‌های جهانی: پیروزی گیچ کننده پوتین

تاریخ:دوشنبه 28 اسفند 1396-11:25 ب.ظ

رسانه‌های جهانی: پیروزی گیچ کننده پوتین

© Sputnik/ Alexei Druzhinin
گزارش و تحلیل

به گزارش اسپوتنیک، رسانه‌های گروهی غرب اشاره می‌کنند که انتخابات ریاست جمهوری روسیه در روز چهارمین سالگرد پیوستن مجدد کریمه به روسیه برگزار شد.

این انتخابات رئیس جمهور روسیه در تاریخ 18 ماه مارس در مقایسه با دور پیشین سال 2012 توأم با رشد چشمگیر حضور انتخاب کنندگان و در زمان تیره شدن مناسبات با کشورهای غربی بود.

گفتنی است که هشت نفر،سرگئی بابورین (حزب اتحادیه ملی روسیه)، پاول گرودینین (حزب کمونیست فدراسیون روسیه)، ولادیمیر ژیرینوفسکی (حزب لیبرال دمکرات روسیه)، ولادیمیر پوتین (نامزد نستقل)، کسیانا سوابچاک ("ابتکار مدنی")، ماکسیم سوارایکین ("کمونیست های روسیه")، بوریس تیتوف (حزب رشد)، گئورگی یواولینسکی (یابلوکو) مدعی احراز پست ریاست جمهوری روسیه بودند.

داده های مقدماتی حاصله پس از پردازش 95 درصد از پروتکل های راگیری نشان می دهد که ولادیمیر پوتین در انتخابات کنونی ریاست جمهوری با کسب 76.54٪ از آرا، اول است.

کانال تلویزیونی آمریکایی اِی بی سی نیوز با اشاره به نتایج رای گیری، درباره "پیروزی گیچ کننده" ولادیمیر پوتین خبر داد. به گفته این کانال پوتین مردی شد که از بزرگترین کشور جهان در طول کل قرن 21 رهبری می‌کند

رسانه های غربی نه تنها نتایج انتخابات را مورد توجه قرار دادند، بلکه، در درجه اول حضور انتخاب کنندگان در حوزه های اخذ رأی در سال 2018. واشنگتن پست می نویسد: "بزرگترین سوال در مورد میزان حضور در انتخابات بود." در حالی که مطالعات مستقل نشان می دهد که اکثر روس ها از پوتین به عنوان رئیس جمهور حمایت می کنند، عدم اطمینان به نامزدهای دیگر از طرف مخالفان خطر آن داشت که مردم درخانه بنشینند

این روزنامه خاطرنشان می کند که "کرملین، به گفته تحلیل گران، امیدوار بود که حضور در انتخابات بالا باشد تا قانونی بودن دوره بعدی ریاست جمهوری برای پوتین تضمین شود." روزنامه پاریزین چاپ فرانسه اعلام کرد که "حضور در انتخابات "در یک کشور پهناور و دارای حداقل 11 منطقه زمانی در مقایسه با سال 2012 افزایش یافته است".

وال استریت ژورنال می نویسد: "سیاست خارجی پوتین، همراه با مساعی معطوف به احیا و بازسازی نیروهای مسلح روسیه، بخشی از تلاش ها برای تقویت موقعیت کشور در عرصه جهانی است — مبارزاتی که برایش کمک کرد محبوبیت را در میان مردم حفظ کند".

روزنامه های غربی خاطرنشان کردند که نتایج مقدماتی انتخابات پیروزی پوتین را نشان می دهد. جریده آلمانی زوددویچه تسایتونگ می نویسد: "پوتین زمامداری خود را تا سال 2024 را تأمین کرد." و از آنجاییکه پیروزی پوتین تردید نداشته است، رسانه ها به تجزیه و تحلیل آنچه که پوتین در شش سال آینده با آن مواجه است، پرداختند.

© Sputnik/ Sergey Guneev
شوخی جالب پوتین با خبرنگاران
روزنامه ونگاردیا چاپ اسپانیا خاطرنشان میكند كه در شش سال روی کار بودن پوتین نیاز به حل وفصل مسایل بسیار زیادی دارد. این روزنامه می افزاید: "مشکلات داخلی — ادامه مبارزه با فقر و رشد دادن اقتصاد پس از بحران و مسائل خارجی با کشورهای غربی از جمله آن‌ها است." اما، همان طور که این روزنامه می نویسد، باید به یک مسأله توجه کرد و آن "نام جانشین است، زیرا احتمال دارد که سال 2024 سال وداع پوتین با قدرت حکومتی باشد". این روزنامه می نویسد که "سیاستمداران مخالف از این واقعیت انتقاد دارند که پست ریاست جمهوری را در طول چندین سال یک شخص اشغال کرده است.

روزنامه آلمانی زوددویچه تسایتونگ یادآور می شود که "انتخابات در اوج تنش های شدید در روابط با غرب" رخ داد. این نشریه در مورد مسمومیت سرهنگ سابق سرویس جاسوسی نظامی روسیه سرگئی اسکریپال و دخترش در انگلیس که منجر به اخراج 23 دیپلمات روسی از بریتانیا شد، می نویسد. شایان ذکر است که سرد شدن روابط بین لندن و مسکو بر علاقه یا درستتر گفته شود بر بیعلاقگی رسانه های بریتانیا به انتخابات در روسیه تاثیر گذاشت. با این حال روزنامه انگلیسی دیلی میرور می نویسد که پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه او را به عنوان رئیس کشورتبدیل خواهد کرد که از زمان استالین تا کنون مدت بیشتر از دیگران روی کار بوده است.

انتخاب رییس جمهور روسیه یک رویداد مقیاسی بود که رسانه های جهانی نتوانستند آنرا در نظر نگیرند. تا به حال، تعدادی از نشریات و کانال های تلویزیونی غربی ارزیابی خود را از انتخابات ریاست جمهوری روسیه انجام داده اند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

درجستجوی نماینده ی" شش دانگ "

تاریخ:شنبه 26 اسفند 1396-11:57 ب.ظ

  درجستجوی نماینده ی" شش دانگ  " 
   با وصف حال دیوژن، فیلسوف معروف یونانی مشهور (دیوجانس کلبی)... نوشتار آغاز می کنم:
زمانی  اسکندر مقدونی به دیدار دیوژن رفته بود؛ از او پرسید که آیا نیاز به چیزی داری؟ دیوژن در پاسخ گفت: «بلی، خواهش می ‌کنم از جلوی آفتاب من کنار برو. اسکندر به همراهانش که از خشم می خواستندبا دیوژن برخوردکنند، گفت‌: اگر اسکندر نبودم، دوست داشتم "دیوژن" باشم.
می گویند او روزروشن گردا گرد شهر می‌گشته و  "انسان "طلب می‌‌کرده‌ است. مولوی هم در بیت مشهور خویش   حال وهوای او را چنین توصیف نموده ‌است (منظور از «شیخ» در بیت زیر دیوژن است):دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر   ...،...  و انسانم آرزوست ؟و   در حال حاضر ترجیحاً برای پیدا کردن نماینده ی ششدانگ برای حوزه انتخابیه چاره ی جز تکرار این تجربه نداریم!
 اگرکاندیدائی  آرام  وموزون که مسلط ومعقولانه پاسخگوست و پس از اینکه  فکر کردحرف می زند و  منتظر می ماند تا شما هم فکر کنید،وسپس هردو با هم در خصوص موضوعی به فکرکردن پرداختید  و مجال مطالعه ی امر ی داشتید مطمنئاً  به یک نتیجه منطقی دست می یابید و اینگونه هردو  به گفتگوی دلچسب ورضایتبخشی دست یافته اید وآنگاه  هر دو خواهید گفت : آنچه می خواستم  پیدا کرده ام  .. اگر این اتفاق افتاد و این شخص را پیدا کردید، به ماهم نشان بدهید، زیرا این کیفیت گفتگو  نادر است؟! . ‏..‏
   ‏اما دلیل واقعی کاربرد"بندرت" دراینجا چیست ؟ ممکن است تاحدی با توضیح بعدی موافق باشید:  "شدت حساسیت" بویژه از قرن گذشته، هر کس   نشاطش را و چابکی را از دست داده ، پس از شنیدن ، کلمه "آلرژی" از زبان  پزشک برای او "حساسیت " بهانه ی خوبی بوده تا امور محوله را بشکل چندش آوری از شانه ی خود پائین بیاورد و گره ی را از سر خود بازکرده وبه سر دیگری ببندد. این عارضه ازمیزی کوچک تا میزی بزرگ قابل توسعه است بعضی به بیشتر پرسش ها حساسیت دارند و گاهی هم به راه حل ها حسادت می ورزند!  مخصوصاً  وقتی که سوال شود چند نفر  بینوا و آسیب پذیر  در حوزه ی کاری شما زیر خط فقر هستند؟ وبرایشان چه کاری صورت گرفته است؟ در این مرحله حساسیت برای پاسخ دهنده تا استرس درجه 6 قابل  ارتقاست!  واگر پرسش جدیدی با وی درمیان گذاشته شود که اشخاص غنی بالاتر از خط عقل فعال درمنظومه ی شما  چندنفرند؟ طبعاً پاسخ انکاری و احتکاری دریافت می کنید   وبه دو پرسش فوق تعداد علامات سوال رایج بیشمار  در میان شهروندان را اضافه کنید!!

تفریقی دیگر خارج از چهار عمل اصلی ریاضی!  وقتی از کنشگری اجتماعی پرسیده شود که  شما  در مورد یک جلسه لوکس با یک نماینده و یا یک مسئول  چه فکر میکنید ؟
  ترجیحاًپاسخ او اینگونه است: اگر  جواب های قانع کننده مثل پذیرائی نقد بود  واگر عدد راه حل ها برای یک مسئله  بتعداد میکروفون های روی میز بودو   اگر  کیفیت و کمیت  وشفافیت بررسی فراوان موارد موارد به  تعداد فنجان های روی میز  بود و اگر  چگالی عطر خوش بینی آکنده در سالن وزیر سقف محل نشست فقط به اندازه الودگی یک روز تابستانی بود  واگر  طول بحثهای مطرح شده و پاسخ های بلند به کوتاهی سوال وقطع ووصل شدن آن بود، واگر پذیرش نظرات و عملیاتی شدن آنها بتعداد خودکارهای بی زبان بکارگرفته شده در ثبت آنان بود این جلسه ونشست رویائی می شد وما گله ی برای گفتن نداشتیم و   علتی برای تشدید  گشتاور ذهنی نمی دیدیم که چرا  وقتی تلف شد و چرا فرصتی چهارساله از دست رفت ! .با احتساب خروجی آواخر جلسات گذشته ویا  آغاز جلسات حاضر ویا نشست های بعدی هنوز هم ما بر این باوریم که ارتقاء فرهنگ  گفگوی جدی و فراهم آوردن زمینه ی جدید گفتگو های سازنده، مفید و لذت بخش، یک وظیفه مقدس برای هر  مطالبه گر متعهد و مسئول پاسخگوست.  در گوشه ای از فرهنگ و فکر مان این روند نهادینه شده که شنیدن وگوش دادن دو مقوله ی متفاوت است   ...
   اما پس از همه این ماجرا ها  اکنون با گذشت  هرروز    یک گام به انتخابات مجلس شورای اسلامی  نزدیکتر میشویم ان شاء الله انتخاب  به تا خیرنمی افتد و لی تقریبا مطمئنم که بسیاری از انتظارات حوزه ی انتخابیه مان حتی  برخی امور ساده وپیش پا افتاده اش به تعویق می افتند.؟!

یکی از مهم ترین ویژگی های این انتخابات  پرشماری تعداد کاندیداهاخواهد بود و تراکم حضور چهره های قدیمی در کنار نیروهای جدیداست که به دو عامل مرتبط است:

1 - ماهیت متناسب قانون انتخابات ، که اجازه می دهد گروه ها وافراد متنوع   از روندپیش فرض "سنگ مفت وگنجشک هم مفت" نهایت  استفاده ببرند
2 - تصور عمومی در میان نخبگان که اگر نمایندگی مجلس به این سادگی است چرا  ما  نه ؟  ..
البته این  دو مزیت مثبت نباید مردم را به جستجو برای آنچه دراین جریان مد نظر دارند با کمبود وقت یا احیاناً انتخاب سخت روبرو کند . از یکسواگر بیشتر نیروهای طبقه سیاسی  مورد بحث بفکرطراحی یک برنامه ی کارشناسی شده باشند   واز سوی دیگر روحیه ی خلاقیت پذیری  تازه واردان به عرصه انتخابات، به سهم خود، مبارزه ی پرورونق انتخاباتی با چرخه سالم فعالیت سازنده و کارآمدی ترکیب کند این مهم به دستیابی و اجماع بر گزینه ی مناسب کمک خواهد کرد آنهم با نرخ تصاعد ی اش..
 
همه ی این عزیزان متفق القول با حقوق مردم هستند و همه علیه فساد وعدم مسئولیت پذیری و فقدان شفافیت و علیه   بیکاری، حل مسأله مسکن و اشتغال برای جوانان و جلوگیری از و آسیب های جامعه  و  مرتفع ساختن مشکلات مربوط به مسائل  آلاینده های زیست محیطی بهداشت ودرمان وسرمایه گذاری دفتر چه یاداشت دارند..اما کدام یک از این جمع شیوه ی متیقن و متدی ملموس در رمز گشائی از عناوین مذکور را دارد. بحث مورد نیاز اینجاست؟
 همه ی آنها خودرا منسوب به مردم وبرآمده از متن توده  و طعم محرومیت وفقرچشیده می دانند
درد ورنج ها  معضلات مردم این خطه غالباً در فراوانی تعدد و تنوع شبیه به همندلاجرم برنامه های نامزدها  وتا حدی شعارها ونوع گفتمان شان مشابه هم هستند  و اغلب کاندیداها  موضوع استفاده از  موضوع انتخابات و رقابت های  آن برای  سوار شدن برموج احساسات شریف شهروندان یک فرصت بی بدیل می دانند ومدعی برنامه هستند..
برنامه لوگوی انتخاباتی نیست! بلکه واقعیتی است که توسط علم سیاست برسمیت شناخته شده است، این برنامه مجموعه ای از خواسته های عام و غیرشخصی است که مردم به آن اعتقاد دارند و می خواهند بدون به خطر انداختن ارزش ها و منافع عالی خود وکلان کشورشان  به آن دست یابند، که  ارزش های مورد نظرشان  را تقویت می کند و زندگی شان را برای بهتر شدن به سمت رفاه  پیش می برد. این برنامه مبانی حسابگرانه داشته ومنابع معنوی ،فکری ومادی دارد و دارای سازکار، بدیل هاوچشم اندازی روشن است.ظرفیت ها شناخته شده و قابلیت ها آماده بالفعل شدن است...
در اینجا بحث موردی این است. ناتوانی در ایجاد یک برنامه  ی همه جانبه نشان دهنده سطحی بودن مفاهیم بکاربرده شده  در میان نیروهایی است که می خواهند نظر خاص و عام  و حتی قانون  را تا وقت انتخاب بنفع خود تغییر دهند. علاوه بر این، سکوت  وخروج  از مسائل اصلی  یا از دست دادن موقعیت ها  بعلت نداشتن استراتژی  و تناقض آشکار  و عدم  وضوح امور را  از سوی خود موجه جلوه دهند . این نکات نمونه ای از  سوالات فراوان اساسی است که در مجموعه جدیدی از سخنرانی ها ومصاحبه ها ی انتخاباتی  پیدا می کنیم..
دستاوردهای منطقه از رها ورد مجلس چه باید باشد؟
  تنها دریک بخش ؛ هر ناظر امور سیاسی منصف در منطقه می تواند با آنالیز ،اتفاقات ریز ودرشت تا تغییرات عمده اوضاع وشرایط محیطی واجتماعی  و مفاصل مدیریتی میانی تا شهرستانی  این رویه را لمس کند   که  بویژه  در دوره   اخیر با  افت در رشد منابع انسانی شاهد کم ترین توجه به ارتقا مدیریت بومی بویژه در صنایع گاز وپتروشیمی بوده ایم بطوریکه وزن تجمع مطالبات و یا حجم  فکری به نمایندگی از نقش باشگاه رقیب بسمت خواهش والتماس در جذب کارکنان ساده و حتی کارگری رانده شده وحتی دراین محدود نیز ناموفق بوده وپسرفت داشته ایم !
  هیجان زدگی  برای قرار گرفتن در لیست دولتی یا لیست گروههای سیاسی با  محتوای غیر واقعی، بدون در نظر گرفتن افکار عمومی منجربه  گسترش غفلت ورزی ها  و  ترسیم مرکز زدگی ودر نهایت  چشم داشتن به لینک  به به وچهچه تربیون های دولتی و شرکتی  شده است.
این فرم انتخاب شدن وانتخاب کردن  موجب بروز نتیجه ی  از اقدامات و تصمیمات ابتر با چشم پوشی از حقوق شهروندان بومی ودر بسیاری از مراحل ضایع شدن آن در بهره گیری از سرریز منافع  اقتصادی پارس جنوبی ومرزنشینی گردیده است... 
اگر  وکیل مردم هژمونی  قدرت خود را صرفاً در  سازماندهی رسانه ای و محدود کردن در به اشتراک گذاشتن فعالیتهای خود در میان افکار عمومی ببیند ، برای ترویج فضای مشارکت عمومی در حل مسائل  روزمره با تنگنا روبرو می شود ضمن اینکه در صحن مجلس وکریدورهای ساختمان ها دولتی نیز راه بجائی نخواهد برد.
   قدرت واقعی نماینده  زمانی آ شکار میشود که از سازکار های قانونی در اختیارخود بنحو موثری در جلب نظر دولت بسوی مردم منطقه استفاده ببرد.
  غرق سازی ذهنیت  شهروندان بصورتی غیر مسطح، و گاهی تقاطعی برای انتخابات برپایه ی بخشی کردن کانون توجهات چیزی جز تبعیض نیست  بمفهوم دیگر نماینده  برای مبارزه با بی عدالتی خود موجب تشدید آن شده است!
 از طرفی تحمیل هژمونی  قدرت با کمک برخی  رسانه ها وتربیونهای دولتی  بمنظور اعمال محدودیت  و  ممانعت از تحلیل صحیح صادقانه و  گردش فکر  همان  بی اثر کردن نقش  دوره ا ی نخبگان است  که برای انحصار گزینش  در فضای  عمومی  و همان نگرانی فراگیر در راهروهای قدرت  انتخابات کاربردی صوری دارد.
 همچنین در تنوع جغرافیای انسانی ومطابقت  با فهرست برجسته ترین مطالبات شرایط قانع کننده ی را  شکیل نداده است که این  خود منجر به تغییر واقعیت و در قالب  انحلال مطالبات یک بحران حقوقی وحتی علمی بدنبال داشته است  و به عنوان ضعفی توجیه ناپذیر شناخته می شود 
 انتخابات یک  کانال گسترده ورودی واقعی برای کار   در کارگاه  انتقال داده  ها و بهبود تجربیات بمنظور رفاه  حال عموم است  نه کانون قدرت طلبی وتوسعه ی ثروت افزائی... .
 نتیجه گیری:  اگر گروه های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی،اقتصادی  با نگرانی های جامعه، درد و رنج طبقات مختلف مردم از طریق کار عرضی آشنا باشند و  متعهد به بازگرداندن  نقش فعال آحاد رای  دهندگا ن نه تنها درپای صندوق رای بلکه در دوره چهارساله با همان ارزش روز رای گیری واقف باشند و توانائی پاسخگو کردن  عضو مجلس داشته باشند و تعاملی مورد وثوق و تفاهمی مطمئن ایجاد شود و او  مشتاق برای تامین منافع عمومی از طریق اصلاح و نظارت بر عملکرد و شیوه های  خدمت رسانی دولت و پاسخگویی باشد و این رویه را فعال کند.  آنوقت به  بهبود امور   اجتماعی، اقتصادی، انسانی،  بیش از پیش می توان در این حوزه  امیدوار بود و برای پیدا کردن بهترین گزینه  چندان نگران نبود وبه زحمت نیفتاد. 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چامسکی:حمایت آمریکا از اسرائیل، عدالت را درهم شکسته است و "تجارت" واشنگتن را اداره می کند

تاریخ:جمعه 25 اسفند 1396-10:24 ق.ظ

  درخلاصه ترجمه این کتاب: 
  چامسکی: حمایت آمریکا از اسرائیل، عدالت را درهم شکسته است ... و "تجارت" واشنگتن را اداره می کند
دموکراسی در معرض خطر ... خشم جهانی و نتایج وحشتناک آن
 Image result for Chomsky Democracy is in danger .. Global outrage and horrific results / David Barsamian

 نام پروفسور چامسکی با موقعیت او به عنوان یک متفکر واستاد دانشگاه  به طور منظم در طرح دیدگاه وی از مسائل جهان و در برخورد با مشکلات مختلفی که در حال حاضر  گریبانگیر جهان است، پیوند خورده است وی معتقد است. مسئله ی فلسطین و  درگیری فلسطین و اسرائیل نه به عنوان یک درگیری بین دو طرف نابرابر، بلکه به عنوان مبارزه میان یک طرف ظالم (اسرائیل) و یک قربانی فلسطین  همچنان جریان دارد....
پیرامون این مقدمه ی کوتاه، تنها در یک بخش زمانی(اخیراً) کتابی مفصل حاصل دیدگاه او منتشر شده که خواندن چند سطر ازاین کتاب ، به دلایل مختلف اهمیت ویژه دارد ؛ بخصوص که دربرگیرنده یکی از جدیدترین مضامین ایده های پروفسور نوام چامسکی است. متن این کتاب شامل گفتگوهایی است که طی چندین گفت وگو انجام شده است که شامل مصاحبه ی چامسکی و روزنامه نگار برجسته ی آمریکایی  دیوید پارسامیان بوده که او به سهم  خود چندین کتاب مهم مشابه  را با همکاری دیگر چهره های معروف مانند ادوارد سعید و... منتشر کرده است..
 گفتگوهای مندرج این کتاب از چشم انداز پیش رو پیشی گرفته است وچندان به گذشته اشاره نمی کند، همانطور که تلاش می کند تا وضعیت و رویدادهای آینده را بطور مصرانه ی  بررسی کند..دراین راستا یکی از ویژگی های اصلی در دیدگاه جامع چامسکی این است.  که او هنوز به پشت صحنه ی سیاسی آمریكا  تمرکز دارد  و با تکیه برآن  به یک موضوع اساسی  که همچنان توجه جهان را جلب کرده به پیدا وپنهان بازیهای آن پشت صحنه ، در  عنوان فرعی این کتاب  : "تهدید رو به رشد علیه دموکراسی.." خلاصه شده، پرداخته است

اما عنوان اصلی کتاب، خلاصه ای از گفتگوها در عبارتی دیگر می تواند به شرح روبرو ترجمه شود: ابعاد خشم و نارضایتی در جهان امروز..
این کتاب شامل 12 مصاحبه است.
 کانون  اصلی مباحث، تلاش او برای مطالعه و بررسی وضعیت جهان کنونی ماست - " جهانی که ما به نوه های خود می سپاریم" در تعبیرات چامسکی، هر چند با شرایط و وضعیت حاضرآن  ما را بنوعی دلسوزی بحال خودمان دعوت می کند  . و اینکه چگونه وچرا این جمله می تواند به یک هدف تبدیل شود؟! نمونه هائی رابر می شمارد . دنیای ما با خطر تغییرات اقلیمی و جهانی و نیز افزایش احتمال آنچه که می تواند به عنوان یک "جنگ هسته ای" توصیف شود در معرض تهدید قرار گرفته است..
این گفتگوها همچنین زوایای مختلف صحنه جاری جهانی با ساکنانش از مقامات و توده های عادی مردم ، روشنفکران و تا مجموع بشریت را مورد بررسی قرار داده است.
ایده های چامسکی به طور فزاینده ای به مسائل جاری دنیای امروز مربوط می شود: بدتر شدن نابرابری های اقتصادی میان مردم، ملت ها ، کشورها ودولت ها، شرایط و دگرگونیهای دوران  ریاست جمهوری دونالد ترامپ در ایالات متحده و وضعیت کنونی در خاورمیانه،  موضوع فصل دوم این کتاب است.
در  فصل اصلی این کتاب تحت عنوان "گشت وگذاری در خاورمیانه" این پرسش محوری مطرح می شود:
- دکتر چامسکی: چرا ایالات متحده بر حمایت خود از سیاست های اسرائیل اصرار می کند؟
 پاسخ چامسکی: دلایل اصلی عوامل ژئو استراتژیکی/geostrategic است، و برهمین اسرائیل ارتباطات نزدیکی با ارتش وآژانس های اطلاعاتی در ایالات متحده دارد.
سپس چامسکی دلایل متعددی برای این روابط صمیمانه، از جمله ماهیت دستاوردهای اقتصادی از یک طرف، و ماهیت وابستگی های مذهبی که در مسیحیت - صهیونیستی به دست آمده است، اشاره دارد . او تاکید می کند که "کسب و کار(بیزنس )" در واقع "کسی" است که آمریکا را اداره می کند
در پایان، چامسکی صحنه سیاسی داخلی در آمریکا را به عنوان یک نظام مبتنی بر دموکراسی دو حزب (دموکراتیک و جمهوری خواه) نمی داند، بلکه یک نظام تکی حزبی است  که به دو دسته تقسیم شده است که مفهومی تحت عنوان منافع تاجران و کارگران وابسته  را تداعی کرده است
تهیه وترجمه : نجوای کنگان

 منبع:

Global Discontents: Conversations on the Rising Threats to Democracy

by
Paperback, 240 pages
Published December 5th 2017 by Metropolitan Books



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سوء مدیریت اداری چگونه آشکار می شود؟

تاریخ:پنجشنبه 24 اسفند 1396-07:14 ب.ظ

                               سوء مدیریت اداری چگونه آشکار می شود؟
اهتمام  به مدیریت مطلوب  وتکنیک ریسک اداره مناسب در   موسسات ، سازمان ها ودستگاهها   در بخش های مختلف جامعه و  مشکلات سوء مدیریت و عدم توانایی در انجام وظایف و عملکرد های  مورد انتظار در حال حاضر بعنوان موضوعی علمی و نماد توسعه وپیشرفت  اجتماعی جایگاه ویژه ی داشته است وهرگاه در این عرصه حتی پاره ای نارسائی و ناکارآمدی به شیوه ای در میان مدیران رسوخ  پیدا کرده  موجبات رنج و معضل آفرینی ونارضایتی را برای شهروندان فراهم نموده و یا عکس آن زمینه های رفاه و رشد را  تقویت کرده است ، هرگاه از سوء مدیریت سخن گفته می شود  طبیعتاً اختلال سازمانی  بنحویکه بار منفی بر خروجی های مختلف آن مفاصل اجتماعی سنگینی می کند،مدنظر است زیرا  این معضل  بر دستیابی به اهداف تعیین شده، کوتاه مدت ، میان مدت، و درازمدت تاثیر گذاشته و  عوامل آن باید ریشه یابی شده  وتبعات ناشی از سوء مدیریت که به صورت ویژگی های مختلف ظاهر می شود، با آسیب شناسی دقیق مرتفع گردد.
با توجه به مقدمه ی بالا مهمترین این جنبه ها را در قالب چند نکته ساده زیر بطورخلاصه قابل بررسی می باشد: 
 ضعف مدیریتی با حجم غیر طبیعی وتراکم انبوه  انتظارات وکارهای عقب مانده  وپراکنده کاری ودوباره کاری های موازی خودرا نشان می دهد ، بهره وری پائین و کاهش بازدهی از دیگر علائم آن است
 عدم پیش بینی های بموقع ، تقلیل ظرفیت  مقابله با چالش ها ، نابسامانی وضعیت مالی  ونوسانات سازمانی . ناتوانی درمراقبت و نگهداری اطلاعات و عجز در تامین مبانی آماری وارقام  و داده ها مورد نیاز  وسرعت ندادن به چرخه ی فایل های کاری  و پرونده های ارجاعی ، ناچابکی  و سردرگمی سازمانی، قرض گرفتن زمان برای پاسخگوئی متناقض ، بدون تعیین پایه های روشن منطقی و  موجه، فقدان مکانیزم ها ی آماده  وگزینه های متنوع و نبود مراحل زمان بندی اجرای امور فرا روی مردم. عدم اجرای اصول مردمداری . اعتماد به موفقیت های تصادفی ، عدم اطمینان  به اعتبار های مختلف سازمانی،  بکارگیری ضعیف   و نامطلوب عناصر انسانی در جایگاه غیر واقعی  ورابطه ی وبخشی کردن مدیریت منابع انسانی،  غفلت از کارکرد دانش، سهل انگاری در بکارگیری تجربه و مهارت ها در جای مناسب وفدا کردن مواضع  اصولی درمقابل موقعیت های محدود گذرا ،  شدت دادن به  بوروکراسی وکاغذ بازی اداری ، تعویق و ارجاع تصمیم گیری به منابع گروهی وجناحی ، افزایش  رجوع  به مدیریت مرکزی و بالادستی ،تراکم شعارووعدهای محقق نشده در هنگام انتخابات وبعد از آن، تصمیم سازی و تصمیم گیر ی دولت مردان بر پایه منافع شخصی  وباندی خود و نه منافع سازمانی و مردمی، شیوع فساد و خیانت و اختلاس و  سرمایه گذاری های صوری  تک ماده ی وتبصره ی بی مطالعه ی بانکی ، مانع تراشی در فرآیندهای تولیدفکر ،کسری  مشارکت کارشناسان دلسوز  در فرایند برنامه ریزی استراتژیک و برنامه های ناقصی که بدون اجماع وآزمایش میدانی  برای اجرا  آماده می شوند . ناتوانی در پاسخ دادن به شرایط و متغیرها، به ویژه که با سرعت  وشتاب وتنوع تغییر روند امور ومطالبات در تمام سطوح انتظارات  روبروهستیم ، از جمله سطوح فرهنگی ، اجتماعی، اقتصادی، فنی و تکنولوژیکی.  واختلاط این تغییر ات که با عدم رویکرد واضح در باب فرصت ها و تهدیدها تکمیل می شود. ضعف فرهنگ  مبانی برنامه ریزی اداری ، هدر رفت زمان ، هزینه ، انرژی و به بازی گرفتن وضعیت روانی جامعه ،  نادیده گرفتن مولفه ی آموزش و انگیزه  سازی برای  جلب رضایت کارکنان وشهروندان ؛عدم لحاظ این موارد و آیتم های مشابه ومترادف دیگر ، که همه وهمه  ارتباط بسیار نزدیکی میان سوء مدیریت و عدم  رضایت  مندی شهروندان دارد .که این دو  در مجموع رابطه ی  تعادلی باهم داشته اند  یعنی هر زمان که مدیریت شکوفا و پربار ودرخشان بوده، رضایت مندی شهروندان ومردم نیز با افزیش اعتماد  سیر صعودی  همراه بوده است .
ونهایتاً براین پایه مدیران ودستگاههای موفق با علم وآگاهی به این موضوع که آنان  معمولاً با بروز مقیاس های متعارف، تعریف های مشخص، واستانداردهای شناخته شده از کارکردها متعارف برسمیت شناخته شده در میزان و محک رسانه ی قرار داشته و در معرض سنجش ارزیابی ذهنی عموم شهروندان قرار دارند و هرکدام بعنوان سلولی از ساختار بزرگ ساختار  اداری جامعه باید پویائی وبالندگی لازم را داشته باشند لذا برهمین باور برای مراقبت از تعادل مورد نظر دراین پروسه همواره هرچند وقت یکبار عیار سازمانی خود ارشیابی کرده  به نظر سنجی و نظر خواهی های معتبر روی آورده و دمای پیکره سازمانی خود را با تب افکار عمومی تراز  و هماهنگ نموده  وبه روز آوری می کنند. و مطلقاً  از  خود تمجیدی اغراق آمیز ، و شرط و رهن گزاری مرسوم عناوین ، تطبیق توجیه مصنوعی و ابهام آفرینی و فرافکنی دوری می نمایند بخصوص که همه مدیران  در طبقات وسطوح متفاوت بالحاظ تجارب مدیران ماقبل خود، بررسی و دیدن و درک لازم از اوضاع و شرایط موجود وپیش رو به مناصب انتخابی یا انتصابی دست یافته اند  بنابراین هیچ بهانه جوئی قابل پذیرش نیست .
 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سبک تفکر مان را چگونه طراحی و ارزیابی کنیم؟

تاریخ:پنجشنبه 24 اسفند 1396-10:12 ق.ظ

 
 
                   سبک تفکر مان را چگونه طراحی و ارزیابی  کنیم؟
 
موضعگیری ، موقعیت و تصمیمات ما بازتابی ازسبک تفکر ماست و نوع اشتباه در تفکر، تصمیم اشتباه را می سازد و هر کسی که موضع خود را تعیین می کند، هر آنچه که هست  و می خواهد  درمورد هر چه که باشد تصمیم گیری کند - نیاز به تمرین در یک روش علمی و  یک  بخش تفکر سازمان یافته دارد، که  می توانیم از آن سبک در امور روزمره بهره ببریم، ومشخصاً در فعالیت هایی که ما انجام می دهیم از  وقتی که ما خرید وفروشی معمولی انجام می دهیم یا در رابطه   با مردم و با جهان اطراف مان آنرا بکار می بندیم نقشی بهم پیوسته دارد..." بعبارتی دیگر این روند متعلق به یک طبقه خاص از مردم یا یک سطح مشخص از سلسله مراتب اجتماعی نیست..
هیچ انسانی در طرح سیر  همه ی مسائل  بدون اشتباه ونقص نیست  ، اما آشکار است در هر صورت، وی  محتاط تر در تفکر ات غیرواقعی  و واقعی عملکرده است و  در برخورد با امور متفاوت زندگی  و  تصمیم گیری سالم وایمن ار تبعات ناخواسته  و تردید تحمیلی  همواره بدنیال تضمین  تفکر سلیم در موقعیت و مواضع مختلف قرار داشته است..
  برای تصمیم گیری درست تنها فکر کردن کافی نیست، بلکه به درستی فکر کردن مهم است و برای اینکه تفکر ما درست باشد، باید بر اساس قواعد و مبانی معین باشد که دقت و علم، آنها  را فراتر از شک و عدم امکان تضاد با اطمینان یا الهام خاص ارزیابی کند..
این  توجیه برای تلاش مستمر انسان از زمان بسیار قدیم از سوی دانشمندان، فیلسوفان و رهبران عقاید مطرح بوده است تا اصول تفکر صحیحی را تدوین کنند. که در جریان این تلاش تاریخی، توسعه انسانی اغلب با این پیشرفت در زمینه روش تفکر رشد کند..

درادامه اکنون  سوال مهمی مطرح می شود: آیا می توان گفت که انسان به شکل گیری نهایی اصول و قواعد تفکر مطلوب دست یافته است؟

 مقدمه ی  بالا پاسخ این سوال را بدون درنگ منفی می بیند، که مفهومش این است : تلاش انسان هنوز در این زمینه و در دو سطح زیر در حال انجام است:
1-سطح عمودی: عمیق کردن اصول موجود و توسعه و تقریب آن به صحت بیشتر ازصِرف دقت وکلی نگری، و تلاش برای اندازه گیری کمی، ارزیابی  پایانی و کنترل و تعمیم آنهاست  گرچه چندان قابل تصور نیست که گسترش این محدودیت تا رسیدن به مرز کمال و تا بیکران چگونه ادامه  می یابد..
2. سطح افقی: تعمیم و انتشار قواعد تفکر سلیم، به جای انحصار در دیدگاه نخبگان  یعنی ارتقاء "مشروعیت آن"   تا آنجا که امکان پذیر است توسعه می یابد ،این روند بر ضعف فکری  انسان دلالت دارد و تاکید  می کندکه  کمال مطلق متعلق به خداوند است.
فکر کردن در اصل تنهامتکی بر سرمایه گذاری مثبت برجمع آوری دانش وآگاهی ، عادت های روان شناختی و تجربیات انباشته شده قرار دارد  . نبوغ تفکر، همانطور که  "یونگ "(1) می گوید: " "دانش افزائی "نهادینه شده در ذات  و غریزه انسان است که آن پروسه با همه ی جزئیاتش ویژگی اختصاصی ماست"
دستیابی به میزان قابل توجه و فزاینده ی از دانش - اگر چه ضروری است - اما همچنین نیاز به روش متداول برای خلاص شدن از عادت های روحی وروانی نادرست یا نابالغ است که توسط محیط اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و نحوه ی اهتمام به شاخص ارزشی صعودی شرایط غالب پیرامون آن ایجاد می شود..
ما اغلب "با توجه به ماهیت امور" به آنها فکر نمی کنیم: بلکه با توجه به عادت های فکری، فکر ما در نگاه اول در یک جهت خاص هدایت می شود، این که آیا این روند معتبر یا مناسب است وبه حل مشکلات می انجامد در پرده ی از ابهام قرار می گیرد." این عادات معمولا تحت تاثیر قدرت خانواده، مدرسه، یا سطح اجتماعی، قرار گرفته و هر تلاشی برای ترمیم آن  با عدم پذیرش و مقاومت مواجه می شود..
وقتی ما شیوه های تفکر را مورد بررسی قرار می دهیم، برخی از این عادت ها را پیدا می کنیم، ممکن است محدود نباشند، اما ممکن است ما توانایی تعیین جدی ترین  سیر خطوط فکری پیرامون  مواردی را داشته باشیم که در قالب های زیر قابل بررسی هستند:
 
1) خط  سطحی وکم عمق(  sinplicité )   از قضاوت های مبتنی بر تصورات گذرا و مشاهدات سریع تشکیل شده است. در این حالت، تفکر از مهمترین ویژگی هایش - آگاهی و حضور ادراک است..اما سهل اندیشی و قشری نگری برآن سایه می اندازد
 
2)  خط ذاتی ( subjectivité) ما نمی خواهیم امور را همانطور که در ذات و واقعیت  خود جریان دارند، ببینیم  و ما آنها را همانطور که  خودمان می خواهیم و منطق مان به ما می گوید می  پذیریم، تفسیر می کنیم وبه خودمان   اطمینان می دهیم ؟! و نمی خواهیم حرف دیگری  را بدون توجه به اینکه آیا آن حرف درست است یا نه!  بشنویم..
 3)  خط اَتُمیک( Atomisme ) یک فرمول ساخته شده  برای تفکر  جزء به جزء یا ذره به ذره است  که یکی از منابع ذهن است و  قادر به تعمیم است و به معنی کنار گذاشتن تفکر  کلی و  روی آوردن  به تفکیک موضوعی جامع و تقسیم به جزئیات در هسته و جزئیات ریز علی الظاهرناپیداست، به عبارت دیگر بدون غفلت از روابط میان این ذرات است که می تواند مسئله را با هم مرتبط کندو نمای جامعی را ازآن تعریف کند  و در مورد شباهت یا در مورد تضاد آنها با هم به یافته های جدیدی دست یابد..(تفکرمسلح)
4.خط  روش شناسی (Typésme ) شامل هر گونه تلاش برای شکل دادن به تفکر الگوهای آماده  شده  به طوری که آنها بدون خطا  هستند  وبه طور مداوم معتبر می باشند که هر گونه تلاش برای لغو، یا تعدیل آن یک انحراف از سمت مستقیم یا انحراف از هنجاربشمار آمده است..
عدم شناخت این عادتها برخی از ویژگیهای تفکر ناتوان را نشان میدهند که در نهایت چیزی جز تکذیب، توهم و خروج از مسیر درست تولید نمیکند، و اغلب باعث سوء تفاهم و تنش در روابط انسانی میشود، همچنین مانع خلاقیت و محدود کردن اثربخشی مقابله با مشکلات است..
بهبود تفکر به خودی خود هدف محسوب نمی شود و  تنها یک محصول لوکس وفاخر برای اوقات فراغت ما نیست، بلکه پیش نیازی همه جانبه و یک عامل حیاتی در توسعه توانایی ما برای مقابله بامعضلات  زندگی فردی واجتماعی، چالش ها و نیازهای آن است.


توضیح:
1.کارل گوستاو یونگ (به آلمانی: Carl Gustav Jung) (۱۸۷۵ - ۱۹۶۱) روانپزشک و فیلسوف بزرگ سوئیسی که به‌خاطر فعالیت‌هایش در روانشناسی و ارائهٔ نظریاتش تحت عنوان روان‌شناسی تحلیلی معروف است. یونگ را در کنار زیگموند فروید از پایه‌گذاران دانشِ نوین روانکاوی قلمداد می‌کنند. 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انبار جنگ افزار هسته ای نوین روسیه و بازگشت به جهان دو قطبی

تاریخ:چهارشنبه 23 اسفند 1396-09:13 ب.ظ

انبار جنگ افزار هسته ای نوین روسیه و بازگشت به جهان دو قطبی

در حالی که کارشناسان دربارۀ امکان تحول نظم جهانی به سوی نظام چند قطبی، و حتا سه قطبی درنگ می کردند، پیشرفتهای نظامی غافلگیر کنندۀ روسیه بازگشت به جهان دو قطبی را تحمیل کرد. در اینجا به درس های سه سال گذشته تا گزارشات رئیس جمهور پوتین در اول مارس 2018 می پردازیم.

| دمشق (سوریه)

بازگشت به خان اوّل : جهان دوباره دو قطبی شد. ایالات متحدۀ آمریکا اشباع از برتری خود پیشرفتهای نظامی روسیه را ندیده بود.

در دومین فصل سال 2012، روسیه و هم پیمانانش بر پایۀ پیمان نامۀ ژنو متعهد شده بودند که نیروهای حافظ صلح را در سوریه مستقر کنند.

ولی این پیمان نامه بی نتیجه ماند زیرا فرانسه در ژوئیۀ 2012 دوباره جنگ علیه سوریه را تمدید کرد. گرچه روسیه سازمان پیمان امنیت جمعی را به سازمان ملل متحد معرفی کرده بود تا سربازان مسلمان را که عموماً از اهالی قزاقستان بودند در سوریه مستقر کند، ولی هیچ حرکتی در این راستا صورت نگرفت، و با وجود درخواست کمک از سوی دمشق، مسکو مدتها سکوت اختیار کرد. ولی سه سال بعد ارتش نیروی هوائی روسیه از راه رسید و ساخت و سازهای زیر زمینی جهاد طلبان را بمباران کرد.

در کوران سه سالی که گذشت، برخوردهای نظامی متعددی روسیه و ایالات متحدۀ آمریکا را در مقابل یکدیگر قرار داد. برای نمونه، پنتاگون از خشونت بمب افکن های روسیه که به سواحل ایالات متحدۀ آمریکا نزدیک شده بودند شکایت داشت. در دمشق دربارۀ سکوت مسکو همه از خودشان می پرسیدند که چرا به تعهداتش عمل نمی کند. ولی رویداد دیگری در شرف وقوع بود. روسیه در حال ایجاد انبار نظامی نوینی بود که اجرای طرح آن را مخفیانه به پیش می برد و تا وقتی که فکر می کرد هنوز آماده نیست نیروهایش را به میدان نفرستاد.

روسیه از همان آغاز مداخلۀ نظامی اش، سامانه ای را مستقر کرد که کار کرد [مأموریت نظامی] آن نه ایجاد پارازیت و اغتشاش در ارسال امواج بلکه قطع ارتباطات در مراکز فرماندهی ناتو به شعاع 300 کیلومتر در پیرامون لاذقیه بود. سپس، همین سامانه را در دریای سیاه و کالنینگراد مستقر کرد. افزون بر هواپیما های جدیدش، روسیه موشکهای کروزی را به کار بست که خیلی دقیقتر از موشکهای آمریکائی بود. این موشکهای کروز از روی شناورهای روسی در دریای مازندران (کاسپین) پرتاب شدند. در ماه گذشته، روسیه در میدان نبرد هواپیماهای چند منظورۀ نوینی را آزمایش کرد که از توانائی های ناشناخته ای برخوردار بودند.

به گفتۀ ژنرالهای آمریکائی حاضر در منطقه، ارتش روسیه از این پس نیروی کلاسیک مؤثرتری نسبت به آمریکا در اختیار دارد. با وجود این، هم قطارانشان در پنتاگون تا وقتی که به برتری نظامی ابدی و ازلی آمریکا اطمینان دارند دربارۀ این پیشرفتها تردید می کنند. به گفتۀ آنان، مقایسۀ این دو ارتش خیلی به سادگی مسخره است، زیرا بودجۀ نظامی آمریکا هشت برابر روسیه است. با وجود این، در علوم نظامی هرگز مهارت دو ارتش رقیب را فقط با شاخص بودجه نسنجیده اند. چنین مسئله ای به این علت مطرح شد که ولادیمیر پوتین به کیفیت استثنائی سربازان روسی در مقایسه با سربازان آمریکائی اشاره کرده بود.

به هر صورت، اگر روسیه اندکی در زمینۀ تجهیزات کلاسیک در وضعیت بهتری باشد، توانائی نبرد هم زمان در چندین جبهه را نخواهد داشت و واشنگتن برتری هسته ای خود را حفظ خواهد کرد.

در 24 فوریه 2018 ورود پیاده نظام روسیه به غوطه مطمئناً نتیجۀ توافق با آمریکا بوده که در سوریه مداخله نکند و کارزار مشابه به دوران جنگ علیه ارتش سرخ در افغانستان را به راه نیاندازد. این موضوع در عین حال نشان از بیم واشنگتن دارد که مبادا ارتش روسیه در جای دیگری مقابله به مثل کند.

بطور مشخص در چنین موقیعتی ست که رئیس جمهور پوتین برتری هسته ای آمریکا را به مبارزه می طلبد. او در بیانیه ای که روز اول مارس 2018 در مقابل پارلمان ایراد نمود، اعلام کرد که کشورش انبار هسته ای شگفت آوری در اختیار دارد.

همۀ این برنامه ها از مدتها پیش شناخته شده بود، ولی کارشناسان تصور نمی کردند که عملی شدن آن به این زودیها امکان پذیر باشد. ولی بیشتر این برنامه ها از هم اکنون به انجام رسیده است. باید بپرسیم که چگونه روسها به دور از چشم سرویس های اطلاعاتی آمریکا به چنین اهدافی دست یافته اند. با وجود این، روسها موفق شدند سوخو 57 را در سه هفتۀ پیش در نبرد واقعی آزمایش کنند، در حالی که سازمان سیا تصور نمی کرد که تا پیش از سال 2025 چنین کاری برای روسها ممکن باشد.

ولادیمیر پوتین انبار جنگ افزارهایش را به نمایش گذاشت. موشک بالیستیک قاره پیما سارمات (نام مردم دوران باستان روسیه، دورانی که زن و مرد روس برابر بودند). این موشک فن آوری «کلاهک مدار پیما» را احیا کرد که در سالهای 70 ضامن برتری روسیه بود، و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی با امضای پیمان نامۀ دوم برای منع گسترش جنگ افزارهای اتمی (SALT II ) از آن چشم پوشی کرده بود. در نتیجه، سنای آمریکا هرگز این پیمان نامه را تأیید نکرد و آن را باطل نمود. این نوع موشکها نخست کلاهکها را در مدار قرار می دهد، سپس وارد آتمسفر می شود و به هدف حمله می کند. شعاع عملیاتی این موشکها بی حد و مرز است. بر اساس پیمان نامه اتمی سازی فضا و مستقر کردن کلاهک هسته ای برای دراز مدت در مدار ممنوع است، ولی نه برای استفاده از فضا در بخشی از مسیر موشک. در وضعیت کنونی تا جائی که می دانیم، امکان رهگیری موشکها طی این مسافت وجود ندارد. موشک سارمات می تواند در آتمسفر وارد شود و به هر کجائی که روسیه بخواهد حمله کند.

موشک داگ (Kinzhal به روسی) می تواند از روی بمب افکن پس از عبور از آتمسفر با سرعت فرا صوتی پرتاب شود، یعنی 5 برابر سرعتی که برای شکستن دیوار صورتی ضروری ست. با این سرعت سرسام آور رهگیری آن ممکن نخواهد بود. این موشکها سه ماه پیش با موفقیت آزمایش شدند.

روسیه به نوعی موتور با انرژی هسته ای نیز مجهز شده (یعنی یک مرکز هسته ای) مینیاتوریزه و به اندازه ای که می تواند بجای موتور موشک کروز با شارژ هسته ای به کار برده شود. موشکهای کروز با برد عملیاتی پیشبینی ناپذیر با وجود چنین موتورهائی دارای استقلال بی حد و مرزی هستند، این موشکها در حال حاضر شکست ناپذیرند.

با کار گذاری این موتور روی پهپاد زیر دریائی، سرعت آن را نسبت به زیر دریائی کلاسیک با شارژ هسته ای قابل ملاحظه به چندین برابر ارتقاء می دهد. افزون بر تأثیرات رادیو آلکتیو، شارژ اتمی می تواند در سواحل هر اقیانوسی سونامی هائی به ارتفاع 500 متر ایجاد کند.

سرانجام روسیه به موشکهای فرا صوتی خیلی بالا و پیشگام دست یابد که نه فقط توانائی عبور از فضا همانند موشک سارمات و سرعت داگ را دارا می باشد بلکه مسیر آن نیز می تواند در کوران حرکت تنظیم شود.

جنگ افزارهای نوین روسیه به شکلی اندیشیده و ساخته شده اند که سپر ضد موشکی پنتاگون را ناکارآمد می سازد، یعنی سپری که آمریکا از 40 سال پیش پایگاه به پایگاه، در سرتاسر جهان مستقر کرده است. این موضوع به برتری نیرو بستگی ندارد، ولی مسئله فن آوری نوین است. موضوع این است که سپر قدیمی در مقابل این فن آوری هیچ دفاعی را تضمین نمی کند.

خبر ناگوارتر، افزون بر اینها، رئیس جمهور پوتین اعلام کرد که ساخت جنگ افزار لیزری که ویژگیهای آن به اسرار نظامی تعلق دارد به انجام رسیده است. گویا که این جنگ افزار لیزری می تواند بخشی از پرتابگرهای آمریکائی را رهگیری کند.

در حال حاضر مراکز فرماندهی مشترک کشورهای عضو ناتو یک کلمه از این دعاوی را باور نمی کنند، این جنگ افزارهای نوین روسیه به اندازه ای دور از ذهن آنان است که گوئی به ادبیات علمی تخیلی تعلق دارد.

با وجود این، تاریخ به ما آموخته است که روسیه سرزمین شطرنج، و نه پوکر دروغگو، هرگز دربارۀ انبار جنگ افزارهایش بلوف نمی زند. روسیه غالباً چنین جلوه داده است که جنگ افزارهائی که در دست پژوهش دارد از هم اکنون عملیاتی شده اند، ولی هرگز رسماً در مورد جنگ افزارهائی که هنوز آماده نشده اند برای نبرد اعلام آمادگی نکرده است. بیش از 200 جنگ افزار نوینی که در سوریه به کار بسته شد به ما اطمینان می دهد که پیشرفتهای علمی دانشمندان روسی واقعیت دارد.

پیشرفتهای عظیم روسیه امتیاز ضربۀ نخست را از آمریکائی ها سلب کرد. از این پس، در صورت وقوع جنگ هسته ای، هر دو ابر قدرت می توانند به یکدیگر ضربه بزنند. ایالات متحدۀ آمریکا شمار قابل توجهی موشک با شارژ هسته ای در اختیار دارد، و روسیه نیز می تواند بسیاری از آنها را رهگیری کند. هر یک از این دو ابر قدرت می توانند چندین بار کرۀ زمین را نابود کنند، و هر دو در این زمینه از دیدگاه نظری در چهار چوب چنین برخوردی برابر هستند.

در جبهۀ آمریکا، مجتمع نظامی و صنعتی از 20 سال پیش دچار نقص فنی ست. مهمترین طرح هواپیماسازی تاریخ، اف 35 باید جایگزین اف 16، اف 18 و اف 22 می شد، ولی لاکهید مارتین قادر به تهیۀ نرم افزار رایانه (لوژیسیل) اعلام شده نیست. در نتیجه اف 35 در واقع قادر به پاسخگوئی به تکالیف تعیین شده نیست و نیروی هوائی ایالات متحدۀ آمریکا از سر گیری تولید هواپیماهای قدیمی را پیشبینی کرده است.

البته، دونالد ترامپ و تیم او تصمیم گرفته اند که مغزهای جدید را به ایالات متحدۀ آمریکا جذب کنند تا به تولید جنگ افزار بال و پر بدهند و لابی نظامی صنعتی را نیز مجبور کنند که بجای ادامۀ فروش همان تجهیزات اسقاطی قدیمی به نیازهای پنتاگون پاسخ بگویند. ولی پنتاگون به 20 سال نیز خواهد داشت تا تأخیر خود را جبران کند.

خلاف همۀ انتظارات، پیشرفتهای فنی روسیه فقط نظم جهانی را با ایجاد جهان دو قطبی متحول نمی کند، بلکه موجب بازخوانی و باز اندیشی استراتژی نظامی (جنگ) نیز خواهد شد.

تاریخ به ما آموخته است که مردان اندکی می توانند بی درنگانه در الگوی نظامی دگرگونی هائی ایجاد کنند. در سدۀ پانزدهم وقتی سپاه فرانسه (18000 نفر) و سپاه انگلیس (6000 نفر) در نبرد آزینکور جنگیدند، شوالیه های زره پوش فرانسوی بدست کمانداران پیادۀ انگلیسی در هم کوبیده شدند در حالی که شمارشان کمتر بود. با وجود این، ژنرالها همچنان روی مبارزۀ تن به تن نسبت به مبارزه از راه دور با تیروکمان و پرتاب گلوله پافشاری کردند. نتیجۀ این پافشاری بی هوده این بود که در کوران سدۀ بعدی شوالیه های زره پوش در میدانهای نبرد پیوسته کشته شدند.

برای نمونه، از تاریخ شکست رئیس جمهور صدام حسین در سال 1991 در کوران عملیات توفان صحرا هیچ نبردی با حضور تانک به وقوع نپیوسته است. با وجود این کمابیش هیچ یک از ارتش ها قادر به تعبیر اتفاقی که افتاده بود نبودند. پیروزی در سال 2006، یک گروه اندک از مقاومت حزب الله علیه تانکهای مرکوای اسرائیلی به شکل اجتناب ناپذیری ضعف این نوع سلاح های را نشان داد. هیچ دولتی بجز استرالیا و سوریه از این رویداد درس عبرت نگرفتند. خود روسیه همچنان به تولید این دژهای غول پیکر متحرک ادامه می دهد، در حالی که حتا در مقابل آر پی جی، در صورتی که با مهارت به کار بسته شود، مقاوم نیست.

انبار جنگ افزارهای روسیه شکست ناپذیر است، در هر صورت اگر بخواهند با روشهای قدیمی علیه روسیه بجنگند شکست خواهند خورد. برای نمونه، موشکهای فراصوتی روسیه رادار گریزند. ولی شاید بتوانیم آنها را پیش از این که به سرعت فراصوتی برسند رهگیری کنیم. در نتیجه پژوهشهای نظامی متوجه کنترل فرماندهی و ارتباطات دشمن شده است. بد شانسی، در این زمینه نیز روسها پیشگام هستند.

تی یری میسان‬

ترجمه توسط
حمید محوی



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5