تبلیغات
نجوا کنگان - مطالب آبان 1396
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه سرلشکر سلیمانی

تاریخ:سه شنبه 30 آبان 1396-09:52 ب.ظ

پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه سرلشکر سلیمانی

صمیمانه تبریک می‌گویم و تأکید می‌کنم که از کید دشمن غفلت نشود/ حفظ انگیزه و آمادگی‌های همه‌جانبه نباید فراموش شود

خبرگزاری فارس: صمیمانه تبریک می‌گویم و تأکید می‌کنم که از کید دشمن غفلت نشود/ حفظ انگیزه و آمادگی‌های همه‌جانبه نباید فراموش شود

رهبر انقلاب اسلامی به نامه سرلشکر قاسم سلیمانی درباره پایان سیطره شجره خبیثه داعش پاسخ داد.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای، مقام معظم رهبری به نامه سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسخ داد.

متن این نامه به شرح زیر است: 

بسم الله الرحمن الرحیم
سردار پر افتخار اسلام و مجاهد فی سبیل‌الله آقای سرلشکر حاج قاسم سلیمانی دام توفیقه
خدای بزرگ را با همه‌ی وجود سپاسگزارم که به مجاهدات فداکارانه ی شما و خیل عظیم همکارانتان در سطوح مختلف، برکت عطا فرمود و شجره‌ی خبیثه‌ئی را که به دست طواغیت جهان غرس شده بود، به دست شما بندگان صالح در کشور سوریه و عراق ریشه کن کرد. این تنها ضربه به گروه ستمگر و روسیاه داعش نبود، ضربه‌ی سخت‌تر به سیاست خباثت‌آلودی بود که ایجاد جنگ داخلی در منطقه و نابودی مقاومت ضدّ صهیونیستی و تضعیف دولتهای مستقل را به وسیله رؤسای شقیّ این گروه گمراه هدف گرفته بود. ضربه بود به دولتهای قبلی و کنونی امریکا و رژیمهای وابسته به آن در این منطقه که این گروه را به وجود آوردند و همه گونه پشتیبانی کردند تا سلطه‌ی نحس خود را در منطقه‌ی غرب آسیا بگسترانند و رژیم غاصب صهیونیست را بر آن مسلط سازند. شما با متلاشی ساختن این توده ی سرطانی و مهلک نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید. این نصرتی الهی و مصداق: و ما رمیتَ اذ رمیت و لکن الله رمی بود که به خاطر مجاهدت شبانه روزی شما و همرزمانتان به شما پاداش داده شد.
اینجانب صمیمانه به شما تبریک میگویم و با این حال تأکید میکنم که از کید دشمن غفلت نشود.
آنهائی که با سرمایه گذاری سنگین این توطئه ی شوم را تدارک دیده بودند آرام نخواهند نشست سعی خواهند کرد آن را در بخشی دیگر از این منطقه و یا به شکلی دیگر دوباره به جریان افکنند. حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت افزا و خلاصه، آمادگی‌های همه جانبه نباید فراموش شود. شما را و همه‌ی برادران مجاهد از کشورهای عراق و سوریه و دیگران را به خدای بزرگ می‌سپارم و به همه‌ی شما سلام و دعا میکنم.
والسلام علیکم و رحمةالله
30 آبانماه 1396     
سید علی خامنه‌ای   

سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صبح امروز طی نامه‌ای به محضر رهبر انقلاب اسلامی، پایان سیطره‌ی شجره‌ی خبیثه‌ی داعش را اعلام و این پیروزی بزرگ را به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و جهان اسلام تبریک گفته بود.



نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

طرح جدید آمریکا برای خاور میانه

تاریخ:سه شنبه 30 آبان 1396-05:55 ب.ظ

طرح جدید آمریکا برای خاور میانه
© AFP 2017/ Adem Altan
جهان
17:45 21.11.2017
0 2920

اردوغان آمریکا را به طراحی «دزاین جدید» خاورمیانه متهم کرد.

به گزارش اسپوتنیک،رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، دوباره به مشغولیت مورد علاقه  خود برگشت. او  واشنگتن را سوال باران کرد و خود پاسخ آنها را داد.

 

اردوغان با سخنرانی در پارلمان گفت:«ما همیشه در باره نگرانی نسبت به سیاست آمریکا در منطقه صحبت می کنیم. داعش ظاهر شد و ناپدید شد اما «علامت سوال» باقی ماند. شما —آمریکایی ها- گفتید که سوریه را از وجود داعشی ها پاک کردید، پس چرا سیل تسلیحات به آنجا جاری می شود؟ این تسلیحات علیه چه کشوری مورد استفاده قرار خواهند گرفت؟ ما می دانیم موضوع از چه قرار است. آمریکایی ها  نگران مبارزه با تروریسم نیستند، نگران دمکراسی نیستند، نگران سرنوشت ساکنان غیر نظامی نیستند. آمریکایی ها با استفاده از بهانه مبارزه با تروریسم سعی می کنند «دزاین جدیدی» برای خاورمیانه طراحی کنند. بعید نیست که جای تروریست های کنونی را تروریست های دیگری بگیرد. آشکارا واشنگتن مقصر اصلی این رویدادهاست».


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هشدار : چرا "نقد" تاثیر وارزشی ندارد!

تاریخ:سه شنبه 30 آبان 1396-01:46 ب.ظ

 
هشدار  : چرا "نقد" تاثیر وارزشی  ندارد!

خود انتقادی، واقعیت نقد، نقد واقع
این مقاله عمدتاً براساس  برداشت های کوتاه  از دیدگاههای علمی، پژوهشگران علوم اجتماعی و سایر منابع مرتبط  تشریح شده است .
 در هر پروسه ی اجتماعی ، فرقی ندارد که  صاحب منصبی  در کدام سطح ، میزی را اشغال کرده وچه عنوانی را می خواهد یدک بکشد،  وقتی  توانائی  پیش بینی نداشته باشد  پیشگیری هم نمی تواند بکند وهنگامی که در پیشگیری ناتوان مانده  از علاج مسئله باز می ماند و درشرایطی که نه به خود می تواند بپردازد ونه مجموعه زیرگروهی خود را  را جمع کند. انبوه مشکلات متراکم می شود وبه معضل وسپس بحران ونهایتاً فاجعه منتهی می شود؟ وناگاه روی آوردن به رسانه برای پوشش نارسائی، شعار ، وعده و بعضاً اقدام اورژانسی کارشناسی نشده و شتابزده باب می شود ! واما چه رویکردی باید داشت؟
الف ) خود انتقادی:
خود انتقادی در کشف این احتمال که فرد  به نوعی  در برابر "خود انتقادی" مقاومت کند، با تصور  اینکه  که در آن حالت ، عزت نفس وشخصیت خود را بچالش نکشد  سعی می کند خویش را در محل "خود انتقاد ی"  قرار ندهد و زمانیکه به این مرحله رسیدطبعاً هیچ نقدی را برنمی تابد .
  اما بداید بدانیم  همیشه  رابطه  بین تفکر انتقادی و سوء ظن  نسبت بخود و دیگران؛ دومقوله جدا گانه است  و ممکن است با نقطه ی غیرقابل بازگشت  که نمیتوان برآن   غلبه کرد همین عامل  برگرفته در مقابله با رویکرد خود انتقادی باشد؟  روشن است بخش مرکزی منطق ما بین خود انتقادی  مخرب و انتقاد سازنده  از خود متمایز می کند زیرا دراکثر اوقات انتقادی که برما وارد است  از خود دور کرده  آنرا به دیگری انتقال می دهیم!  باید دید کجا انگیزه های سازنده ما تولدی دوباره یافته و جای شکایت، نفی خود، ناامیدی و شک را می گیرد؟
اکنون،  با  روشی باز تر به موضوع  بپردازیم، خط مشی تفکیک تفکر انتقادی  یا شکایت فرد از خود را در نظر بگیرید. عبور از این خط به این معنی است که  فرد خود را از فرط بیچارگی و ناکامی از  وادی منطق و تفکرخردورزانه به  دره ی از ابهام تا وقتی دیگر رها کرده است  . اما چاره چیست؟
 به هر حال باید از  این خط عبورکنیم، به جایی که گستردگی بیشتری نسبت به توانایی ما برای  استقبال از تازیانه ی  بی  رحمانه یا منصفانه از  نقد آشکارمی کند . می رسیم وآنگاه تعامل واقعی را دریافته ایم...
 طبیعت توسعه  یافته ی  ما تمایلی  چندان  به انتقاد سازنده  ندارد  که حتی بصورتی ناخودآگاه  با هدف بهبود کاستی ها  در درون ما شکل گرفته است یعنی گاهی که ما از انتقاد دیگران  برآشفته می شویم  پس از آن ،  زمان چندانی نمی گذرد که خود همان  انتقادات را  بازبان بی زبانی برخود وارد می دانیم  واز آن یاد می کنیم . ویا فراتر از آن، مسئولیت عدم موفقیت  را برعهده می گیریم ویا به کاستیها  ونارسائیها  اقرار می کنیم  زیرا  ما جای تحسین وتقدیر وخود شیفتگی  بی محل  گذشته  را  می خواهیم عوض کنیم و  گناه خودمان و  عواقب منفی دستاوردهایمان را  می خواهیم به حداقل برسانیم...
نویسنده و تحلیلگر انگلیسی آدام فیلبس فاکتور روانشناختی فراگیر برای این انگیزش  را  در مقاله جالبی با  عنوان " ضد خود انتقادی" در مجموعه فوق العاده اش "آرزوهای ناعادلانه / لذت های غیر مجاز " مورد بررسی قرار داده است..
 او  در مورد تنوع وسیع تجربیات روانشناختی خود در نگاهی جذاب  و ساده  ، مانند اهمیت "جدا شدن خلاق از خود "  ارزش درک  ناتوانی در کسب آنچه که می خواهیم، و مزایای  درک عدم توازن، توضیح می دهد:  که چگونه نفی خود انتقادی، بعنوان غارتگر  درون ما  به یکی از بزرگترین لذت های گمراه کننده ما تبدیل شده است، که با "عبور از مرزهای فضای فرهنگی  با دو معیار  شک وتضارب احساس ؛ زمان بیشتری را برای بالا بردن مقابله و پذیرفتن تضاد فوق العاده با خومان در برابر درک صحیح  صرف می نمائیم " ..  
  ارائه ایده  های  نوین انسان  در نگاه اول    به نوعی  باعث "خود بحرانی"  وخودانتقادی  شده  و لی ما دنیائی را اکنون تصور  می کنیم که در آن تعامل  را به  خود کمتر  دیده  ومنتقد متهم به انتقاد  غیرموجه  می شود و بدنبال  دنیایی هستیم  که  جایگزین  انتقاد  با جشن خود تحسینی،  محدودیت های توانایی های  خودما ن را به رسمیت نشناسیم و آنچه را که باید انجام دهیم یا آنچه  که می توانیم انجام دهیم سهواً ویا عمداً فراموش کنیم .
  خود انتقادی ناشی  ازبازبینی  این واقعیت است که سوء ظن و درگیری احساسات شخصیتی دو معیار اساسی زندگی ما  هستند.   که بازتاب   «تناقض آشکار میان احساسات سرخوردگی و خشم، و به عنوان یک عامل کلیدی در اعلام مواضع مان، رنگ و بوی تازه پیدا می کند .
  تنوع زیادی از تجربه روانی در راه خود انتقادی «اهمیت انزوا ی خلاق» به  ارسال گزارش از عملکردمان  به ضمیرمان می پردازد  «ارزش  شکست وموفقیت  در  آنچه  که انجام داده ایم »    ما  را  از مزایای استفاده از تبدیل شدن به  نگاه  متعادل  برخوردارمی  کند   واینک باید گفت: چگونه می توان از خود انتقادی  با طبیعت خصمانه  و  درنده اش به   حداکثر  احساس  آرامش و رضایت دوطرفه  اجتماعی درمیان خود ومردم  رسید .
"  از نظر فروید،احتمالات ما بالاتر از همه احتمالات جانداران است که تمایل به شک و تردید دارد : نفرت در محل عشق، و عشق درموضع  نفرت. هرکسی که احساس رضایت به ما می دهد، می تواند ما را دلسرد سازد و برعکس. بنابراین، ما همیشه با دوگانگی و احساسات متضاد از نظر انتقاد و رضایت روان شناختی در ارضاء شخصیتی خود به بایجاد بهانه ی  دست می زنیم .
نحوه بیان  نقد ما  لزوماً  به آنچه ما آن را دوست داشتیم وداریم بستگی دارد  و یا بالعکس. البته، به این دلیل که این احساسات ودرک متناقض از پدیده ها  منبع مشترک همه افکار و اعمال ما هستند، اینها همیشه روی  ارائه و ادای یک  نقدخیمه می زنند و  این  اتصال  برداشت با یک محصول مثبت یا منفی است که  همه چیز را بیان می کند.
 دوگانگی در دیدگاه فروید - گرایش اصلی است، ما بینشی دوبعدی درباره چیزی و یا همه چیزهایی که واقعا برای ما اهمیت دارد، داریم. دوگانگی اندازه گیری  دوست داشتن یا علاقه ما به یک فرد یا چیزی است. بنابراین هرجا که علاقه و تعهد است  شکایت و اعتراض هم هست.
ممکن است ما  بتوانیم تصوری از  زندگی بدون انتقاد از خود و نقد دیگران داشته باشیم، اما باید در نظر داشته باشیم که عشق ونفرت ورزیدن همیشه نقش خود را در پس زمینه همه امور بازی می کند.
حس خودخواهی ما به دلیل ناشی از شستشوی مغزی مرحله ی یا تغییر جهت راهنمائی و فراموشی قطب نما ی رشد در سطوح جمعی و فردیست که به طرقی رشد می کند، تا هرگونه فرضیه دیگر را به طور غیرمستقیم رد کنیم. واینجا "یک چیز قطعی  مشخص است، ضعف انسانی ما به عنوان  فرد  ، خوب وبدها را باهم مخلوط می کند.
"خود انتقادی و  انتقاد ازخودبرای ایجاد درک ما و ایجاد یک تصویر صحیح از آنچه " خود ما  "نامیده می شود ضروری است. چیزی که باعث می شود ما بحرانی تر، پیچیده تر و یا بیشتر  در علل تردید  تحقیق کنیم را بشناسیم ، یا حتی   تتوجه به تمام انتقادات سخت را رها کنیم و به طور غیرمنتظره طبق دلخواه خود حرکت کنیم، یا حداقل  باید برای کنترل  آن  ناکامیها  بدنبال متوقف کردنش نباشیم  ".
البته گاهی نشان می دهیم که تمایل به انتقاد از خود - بخش حیاتی از خودمان بوده - «غیر داستانی و شگفت آوراست»، برای آنچه که صحنه های ظاهراً موفقیت آمیز برای خود وهمفکران  می بینیم انعطا ف پذیر  وسریالی  از درام زندگی،شرایطی  سرگرم کننده یا  تسکینی موقتی ادامه  داده ر.زمینه ی ابقای خود خودرا دریک پست  فراهم کنیم " فروید" این گرایش  را به نام  طنز آمیز «نفس عالی من » توصیف می کند به نوعی  که همه  ی ما را از اثرات آن رنج می بریم ..
این درحالی است که  اکثر اقدامات ما از لحاظ اخلاقی مبهم هستند و در زمان قدردانی  خودمان از خود تغییر می کنند. هیچ عمل خودمحورانه ای در   وجود ما پایه ی فطری ندارد این بخصوص وقی  پس از ترک یک موقعیت بصورتی خواسته یا ناخواسته آن را کنار می گذاریم آشکار می شود و زمانیکه حتی توجیهی دست وپا شکسته برای آن نداریم! فرض بر این است که هوشیاری  و گاهی  وجدان ، ما را به ترسو تبدیل می کند، اما اگر در یک قایق  همگانی به پایان  کار برسیم. این چگونگی شروع  و انجام کارها را بوسیله ی ما  نشان داده ست.
اما اگر آگاهی به سادگی ما را از بزدلی رها می کند،  به راحتی می توانیم سوال کنیم که چه چیزی می تواند  دراین آگاهی تا این مرز  وجود داشته که ما آن را نادیده گرفته ایم ؟
در همه موارد، آگاهی برای ما ایجادکننده فرصت وتولید کننده شرایط هستند  . آگاهی از طبیعت، آگاهی از توانمندی  خودمان و قطعا منابعی مادی دیگری  که دراختیار داریم  که با آنها مرتبط است و سازنده است. البته خط فاصله در اینجا  و شکاف روزافزون، درتعریفی  شخصیت مستقل  معرفی می شود که   به خود برتر بینی ما تمرکز دارد  واین روند مایه به چالش  کشید ن دیدگاهی اینچنینی خواهد بود ، انگار که پیش بینی آینده را با تظاهر به شناخت پیامدهای اقدامات خود پیش بینی می کند.  درحالیکه  که اکثر اعمال ما از لحاظ اخلاقی مبهم بوده و در برآورد ما با گذشت زمان تغییر می کنند، در عمل "خود  گریزی  ودیگر ناپذیری "  مطلقا   آشکارمی شود."».
بنابر انتقاد از خود  به طور کامل نباید ازمیان  برو د ، اجازه بدهید مطمئن شویم که اینگونه هست ، و نباید حذف شود زیرا  آن ابزار کلیدی ما برای  ممیزی  دوباره جامعه ، زندگی  وکارمان است  که  با توسعه توانایی می  توانیم برای تفسیر و باز بودن فضای تعامل به گزینه های متعدد درجهت  تکمیل  حرکت روبه جلو ضروری ببینیم »..
 ب) واقعیت نقد
 
واقعیت  نقد : همان داشتن موضعی  در قبال  دنیای پیرامون خود  و بروز اگاهیها ی  لازم در جامعه است و چشم خود را به طور برجشته گشودن بسوی  پدیده های عموماً غیر قابل پذیرش وحتی غیر قابل باورست فیلسوف معاصر   روی باسکار (1944-2014) و تعدادی از دانشگاهیان،به این موضوع بعنوان   یکی از  منابع فلسفه ی   تحقیقات علمی اجتماعی تبدیل شد ه می نگرند . رئالیسم انتقادی به تعامل با ایده های   تا حد بزرگ، به  یک "متا تئوری"  که در تعریفش می توان گفت  که این چرخه  از کنار هم گذاشتن نظریه ها در یک قالب موزون و منسجم  بوجود می آید،
  نظریات  از دهه هفتاد و هشتاد به عنوان یک موقعیت  متفاوت از وضعیت  اجتماعی  ومدیریتی که بستگی به تعمیم و تفسیر متغیرات داشته و سعی  می کندتا قوانین  و مقرراتی را از غایت شناسی نهفته از واقعیت اجتماعی دردسترس عموم قرار دهد )  واقعیت انتقادی به عنوان یک دیدگاه متفاوت، و یا جعبه ی در خارج از جعبه مد روز  فکر می کند  تا به ارائه یک چشم انداز گسترده  به دنبال واقع گرایی   ساده و بی تکلف و مستقیم در کنار  موضوعات روز باشد  که  (حقیقتی  قابل فهم و تفسیر باشد )، گرچه  نسبی گرایی   را در همه چیز و در طرفهای دیگر خود به رسمیت می شناسد.
 نقطه ی  شروع، واقعیت نقد انتقادی   میدا ند که جهان مستقل از ذهن ماست ،وشاید تحمیل یک مکانیزم  بر حالت مستقل ذهن ماست. این مسئله را  با مثالی واقعی  دنبال  می کنیم.  مثال : در باب  تغییرات  آب هوآئی  وگرمایش زمین؛ پدیده ی   فیزیکی و طبیعی   چگونه  می توان درک کاملی از شناخت مرتبط با این تغییر  ات  داشته باشیم  درحالیکه  گسترش گرمایش زمین  بسادگی ملموس ومحسوس است   اما  انکار کنندگان آن به این علت است که نمی خواهند اقدام کاهش دهنده را دراین خصوص مراعات کنند، درجبهه ی مقابل موضع سختی گرفته اند؟! .
  این در حالی است  که حقیقت مستقل از دانش است، زیرا دانش نسبی است.  بنا به گفته ی نظریه پردازان امر دو طبقه فکری   در دوگروه از امور وجوددارد . انکار کنندگان"ضرورت" این است که در تمام اجزا ء این موضوع باید پیچیدگی ها وابهاماتی وجود داشته باشد که با این توجیه ممکن است فراتر از توانایی ما برای درک کامل آن وجود داشته باشد .
"  پیرامون شناختی" دانش چندگانه و تغییر در مورد قسمت هایی از موضوع گرمایش زمین است    که  واقع گرایی انتقادی به اصل نسبیت شناسی معرفتی شناختی یا نسبیت آنچه که در مورد  موضوع می تواند شناخته شود، متکی است. یعنی، دانش از یک زمینه به زمینه دیگری و از زمان به زمان  دیگر تغییر می کند. منتقد  لازم است تا بخشی از "ضرورت ها" را درک کند، شناختن اینکه "ضرو رت" بروز یک پدیده  که چگونه می توان به طور کامل  آنرا شناخت.ومنتفعان ومتضرران آن  پدیده چه کسانی هستند؟ یا مکانیزم خاصی علمی دراینمورد  با دایره ی بزرگتر  از " نقد واقعی" جایگاهی که  دانش های همه جانبه ی پیرامون آن به  این رویداد  پاسخگو ست کجاست؟..
 ج) نقد واقع :

واقع  نقد در برابر پدیده های غیر قانونی، غیر مسئولانه، عقب ماندگی رفتارها وشرح وظایف  وانتظارات سازمانی و  نابهجاریهای فرهنگی واجتماعی و اقدامات   نامطمئن  و... بطر ور مثال بویژه  در تفاوت طبقاتی، بی عدالتی،  تبعیض و ناکارمدی مدیریتی  وغیره  خودرا  بصورت پنهان وآشکار نشان می دهد.
 
مکانیسم های مختلفی که "واقع نقد" را  مورد کنکاش  قرار می دهند، همه مکانیسم های  بالقوه وگاهی بالفعلی هستند   که  توان شناخت مسیری برای جلوگیری از افتادن به دام گریزگاهها  فراری از حقیقت موضوع  را فراهم می آورند ، به طوری که شما می توانید با استفاده  از این مکانیزم لزوما   با نتیجه گیری از واقعیت   آشکار شده  زمینه رسیدن به اهداف اجتماعی را نشان دهید و  دسترسی به اهداف را عملاً ساده ترمعرفی نمائید
 مثال : شما در یک کتابخانه نشسته اید و در مقابل شما لپ تاپ تان  قرار گرفته است.  برای چند دقیقه  از جای خود برخواسته و وقتی که برمی گردید  می بینید که لپ تاپ ناپدید شد ه است . تجربه نظارت  متکی بر حواس ، ناپدید شدن لپ تاپ است   نقد واقع  این است که دزد لپ تاپ را دزدیده است،  اما این قضیه پیچیده و متصل به قضایای متفاوتی است که سئوالات متفاوتی را  حسب دیدگاه صاحب لپ تاب از این پدیده  برمی انگیزد.
"نقد واقع" با مفروضات مهمی درگیر  می شود   طبقه بندی  به دنبال برش  قضیه درابعاد گوناگون  از تجربه  به واقع   امر می پردازد، بسته تفکر واقع بینانه مهیاست ،   شما یک  پژوهشگر اجتماعی با پدیده سرقت را مورد مشاوره قرار  می دهید  و درخواست  آمار شیوع نرخ سرقت و افزایش یا کاهش  آن  در زمان حاضر را جستجو کنید ، و ارقامی ر ا میان یک محله و محله دیگر  در همان شهر  بررسی می کنید ... . علاوه برسرنخ های امنیتی وانتظامی درجای خود ...
 سوالات جامعه شناسانه  در عنوان  آمارها یا واقعیت ها  ی  ناشناخته را مطالعه می کند- و  به دنبال مکانیزم هایی هستند که می توانند "تفسیر" علت  بروز سرقت را بیابند. که قبلاً  در آن جریان در نظر گرفته نشده است اما اکنون عوامل وعناصر  وپیامدها ی آن را   دنبال  می کنید "
  برای نمونه، نابرابری و  فقر، و یا نقش بوروکراسی و فساد در تداوم تفاوت طبقات محروم جامعه، و یا ...    فرض های اساسی - ترکیبی از مکانیسم های مختلف را درذهن خود برمی شمارید .
یک فرض مهم دیگر وجود دارد   که در اینجا ادیده گرفتن  واقع پدیده مورد ذکر  تنها  به  رد فرجام ویا پذیرش  آن  (یعنی   مکانیسم X لزوما منجر به  بروز این واقع شده  بسنده نمی کنید و حتی پس از برخورد قانونی با سارق دستگیر شده در اندیشه آن هستید که چگونه به  کاهش وتکرار بروز رفتارها ی مشابه کمک کنید ! ودر سطح پیچیده تر (به عنوان بالاتر:  از نقش سطوح نهادهای اجتماعی و...  چه کمکی می توانند در از میان  برداشتن  فکر  دزد ی داشته باشند ، فکر کنید)؟
  گاهی بررسی  نقدواقع   به دلیل تلاش ارزشمندانه عمیق  خود برای کشف مکانیزم های اساسی مشکلات اجتماعی با  برخورد منفی روبرو می شود  و عنصری"بحران زا"  تلقی می شود . گرچه این روند مطالبه گر از طریق تفسیر و توضیح پدیده هایی که بر واقعیت فیزیکی وروانی اجتماع  تأثیر می گذارند، می تواند آگاهی و تشخیص صحیحی با این واقعیت معنوی  و مادی   ایجاد کند که  افراد وجامعه بصورتی خودکار در مقابل بسیاری از رفتارهای بد محکم بایستند و رفتارهای خوب را تقویت کرده  وارتقا ء ببخشند که این امر مستلزم اعتقاد ضمنی  و نیاز به تغییر  نگاه  به نقد واقع از طریق مکانیسم هایی است که  مانع از بروز  پدیده های  مجرمانه یا ناپسند اجتماعی بشود   که  می توانند  برای انسان ها وجامعه  مضر بوده ومانع از توسعه وپیشرفت گردند..
 
نتیجه اینکه :  بروز مشکلات  متنوع  اخیر با وجود  گستردگی فراوان   هشدار می دهند که فعالیت اجتماعی  با  پروژه ی "نقد واقع" به عنوان یک حوزه ی تحقیق علمی از آغاز یک فاز بازنگری کامل  برای  غلبه بر پدیده های رنج آور  و خطربی تفاوتی محتوائی بسیار عالی است. فعالان اجتماعی ورسانه  با  افزایش کار دراین عرصه  آنوقت می توانند سودمندی خود را حفظ کنندونشان دهند و این استراتژی  را از فرد  انتخاب شونده ومسئول یک عنوان ،واهداف جناحی بالاتر وفراتر ببینند  ....


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دانشمند آمریکائی: شبکه های اجتماعی را ترک کنید

تاریخ:یکشنبه 28 آبان 1396-04:23 ب.ظ

دانشمند آمریکائی: از شبکه ی اجتماعی خارج شوید
چرا باید شبکه اجتماعی  را ترک کنیم؟

دکتر کال نیوپورت

30 مارس، 2017

دانشمند آمریکائی :   شبکه های اجتماعی را ترک کنید

من  دانشمند فن آوری رایانه  ( تکنولوژی کامپیوتر)و نویسنده  چند کتاب  هستم ولی هرگز در رسانه های اجتماعی حساب کاربری ایجاد نکرده ام .
قبلاً ؛این ماجرا واقعا به صورتی تصادفی برایم اتفاق افتاد  زمانی که من در سال دوم تحصیلات دانشگاهی بودم " فیس بوک"  در آن زمان به دانشگاه های ما پا گذاشت ، موقعی که بلافاصله پس از این جریان ، فروش حباب به اصطلاح آنلاین (که بین سال های 1999 و 2001 رخ داده است) برما وارد شد و من در آن دوره   در یک  غرفه ی فروش دراتاق کوچک خود در دانشگاه محل تحصیل مشغول بکار جنبی در کنار درس بودم به هر حال باید آنجا را تحت تاثیر  این پاییز تعطیل می کردم  زیرا ناگهان مرد جوانی به نام "مارک زوکربرگ " از دانشگاه هاروارد  به ارائه دستاورد خود   به نام "فیس بوک" پرداخت ،مردم  هیجان زده در اطراف او گرد آمده بودند به دلیل تجربه  و غرور شخصی و حسادت های حرفه ای  نا مسجم و شاید حساب سرانگشتی گفتم: من  ازبرنامه های  او استفاده نمی کنم، زیرا در غیراین صورت  به اوکمک خواهم کرد که تجارت این پسرک رشد کند  و همه هزینه این تصمیم را تحمل می کنم، ولی کم کم   این سایت گسترش  پیدا کرد و مردم  عمیقا به آن متصل شدند، اما به وضوحی که شما می توانید هنگامی که  برخی عینیت ها را  در دیدن چیزها ئی در نقطه نظر ی خاص    به آن مورد   دریافت شک وتردیدی  دریافت می کنید ،منهم متوجه شدم که تا حدودی وصل شدن به آن پروسه خطرناک باشد هرگز از آن به بعد  حساب در آن سایت نداشته ام.
در اینجا من روبروی شما  قرار گرفته ام و هدف من این است که دو پیام را به شما بدهم ؛  اول)  با توجه به اینکه من هرگز   یک حساب در شبکه ی اجتماعی  ایجاد نکرده ام وحتی بفکر آن نیستم ، ولی من در  وضعیتی عالی  بدون استفاده از آن قرار دارم  ونگران من نباشید  و می دانم که پیرامونم در جهان  حاضر چه خبراست وکدام اتفاقات در حال جریان است، به عنوان یک دانشمند کامپیوتر، هنوز هم قادرم تا  برای برقراری ارتباط و همکاری با تمام متخصصان مرتبط به رشته ام  در سراسر جهان بدون کاربری شبکه ی اجتماعی کارم را انجام دهم  و به طور مداوم بر ایده ها و تعالی تفکر خلاقانه  اشراف داشته باشم، و  احساس نمی کنم  که  فاقد گزینه های متعددسرگرمی هستم  ....
  بنابراین من لازم می بینم  مقداری بیشتر از این  مقدار که توصیف کردم ، پیش بروم  تا بگویم وضعیت فعلی من در واقع بدون  شبکه اجتماعی بهتر است.
لذا من فکر می کنم بسیار خوشبخت هستم و  با ثبات تر در زندگی ام هستم ،  واز نظر کار حرفه ای موفق ترم  چرا که من   ازشبکه ی ارتباطات اجتماعی استفاده نمی کنم. هدف دوم من در اینجا این است که بسیاری از شما را تا حد ممکن برای پذیرش این مورد متقاعد کنم.زیرا  فکر می کنم اگر بتوانم شما را متقاعد کنم، زندگی شما بهتر خواهد شد و  امیدوارم که افراد کمتری در  آینده  از این شبکه استفاده کنند.زیرا   این یک ادعای بزرگ و اطمینان بخش از سوی من  است و من متخصص این رشته  باید باطرح  حقایقی از این مطلب  خودحمایت کنم.   من وقتیکه این  موضوع  را مطرح می کنم با سوء ظن و یا نگرانی سه گانه اکثر مردم در ایده " ترک استفاده از شبکه  اجتماعی"  روبرو می شوم ومن در قبال هر یکی از آن نگرانی ها  سعی  می کنم تا با حذف  شبکه اجتماعی  از ذهن  آنها در آن کانون ذهنی حقیقت مستند ی را جایگزین کنم.
وقتی پیشنهاد می کنم رسانه های اجتماعی را ترک کنید  اولین چیزی که من از مخاطبین می شنوم  (تصویر یک مرد در جنگل را ببینید):
 مردی که در تصویر مشاهده می کنید یک راهب نیست، نه!  بلکه مردی است  که  موسیقی جاز را دوست داشته و در طراحی وب کار می کند، بله گاهی اوقات بین راهب و توسعه دهنده وب تفاوتهائی  وجود دارد [خنده حضار]
او مشغول است   به این مفهوم که شبکه ی اجتماعی یکی از اساسی ترین تکنیک های قرن بیست و یکم است. برای رد رسانه های اجتماعی واگر شما از این روش اجتناب کنید یا به آن  اعتراض کنید به جهالت شدید  متهم می شوید،وآنرا مانند رفتن به سمت  یک درشکه  یا استفاده از  تلفن هندلی یا آسیابی قدیمی می پندارند. شخصاً نمی توانمآن را  موقعیت بزرگی  را در زندگی ام  فرض کنم و  واکنش واقعی من به این منفی است که این ابزار بی معنی و حماقت است.زیرا  شبکه های اجتماعی یک روش اساسی نیستند، اما از برخی تکنیک های اولیه در عرضه ی کار خود سود می برد و درست این است که برداشت را درک کنیم (نگاه کنید به تصویر یک دستگاه قمار بازی):
در این معنی  می توان گفت: که محصول سرگرمی، تبدیل به منبع  سرگرمی شده و درحالیکه یکی از موارد سرگرمی است. شیوه ای که  متخصصین این رسانه های اجتماعی  ایجاد می کنند این است که آنها به شما هدیه ی  می دهند که براق ولذت بخش بنظر  می رسند و به لحاظ  جلب توجه  شما در لحظاتی چند در مقابل  جذب اطلاعات شخصی شما که طبقه  بندی می شوند و سپس فروخته می شوند.
 بنابراین  صحیح است  بگویم که از رسانه های شبکه اجتماعی استفاده نکنید  وبنابراین اقدام مثبت واکنشی  جدیدتان نباید یک نگرش اجتماعی بزرگ وسخت فرض کنید، بلکه فقط یک نوع سرگرمی کاذب را رد کرده اید و می توانید از سرگرمی های دیگر استفاده کنید.و نباید این موضع  برای شما بحث برانگیز باشد  همانند   گفتن این جمله " من دوست ندارم  اخبار را از روزنامه ها را بگیرم، به عنوان مثال  می توانم از مجلات خبری بگیرم ، یا مثلابگوئید که ترجیح میدهید به جای شبکه تلویزیونی کارتی از تلویزیون متعارف برنامه های دلخواه را تماشا می کنید، این یک  ایستار اجتماعی یا سیاسی بزرگ نیست که بگویند شما از آن محصول استفاده نمی کنید..
همانطور که می بینید  استفاده از تصویر یک دستگاه   قماربازی  در اینجا تصادفی نیست،  اگر شما   از نزدیک  وبا دقت بیشتر به این فن آوری ها  "رسانه های اجتماعی" نگاه کنید شما نه تنها فقط یک منبع سرگرمی بیهوده  بلکه به نوعی یک منبع "بی اهمیت ناخوشایند" از سرگرمی  نابهنجار  در این منابع  پیدا  میکنید،  ما می دانیم در حال حاضر  بسیاری از شرکت های بزرگ شبکه های اجتماعی  با استخدام افراد شناخته شده به عنوان "مهندسی جلب توجه/ attention engineers "   آنها   اساس  بازی قمار  (principles ) در لاس وگاس و  قمارخانه های دیگر را به عاریت می گیرند  تا این محصولات "هر وسیله  شبکه ی اجتماعی"  تاآنجا که ممکن است اعتیاد آورتر شود ،هدف مورد نظر  از سوی آنها برای گسترش  این محصول آن است که با الگوی اعتیاد آور به سود آوری  بیشتری  دست یابند، سود ی که آنها می توانند آن سودی انبوه را از  پیگیری نگاه چشمی  و نوع پلک بهم زدن  شما بدست آورند و داده های  شما را بنفع خود  مصادره کنند،  این تکنولوژی نیست، فقط یک منبع سرگرمی فریبنده در میان بسیاری از منابع دیگر، منبع نفرت انگیز ناخوشایندی که در آن اگر با دقت بیشتری نگاه  کنید، منبع هرزگی آن را بیشتر لمس می کنید.
نگرانی یا سوء ظن دوم که  من می شنوم وقتی که   مردم  را به ترک وسایل  شبکه ی اجتماعی فرامی خوانم  عبارت  است از: من نمی توانم  استفاده از ارتباطات شبکه ی  اجتماعی را ترک کنم  چرا که آن ابزار برای موفقیت من در زمان فعلی بسیار مهم است و بویژه  در اقتصاد قرن بیست و یکم سخت به آن نیازمندم، و سپس اضافه می کند اگر   یک  آرم اجتماعی قوی  و یک  مجموعه بزرگ  از مخاطبین نداشته باشم با مشکلات زیادی روبرو می شوم  روبروی شما لوگوی  ایستاده می گوید:" به راحتی با این وسایل موانع را له کن! -،،
 کاربر می گوید: مردم  ممکن است مرا نشناسند، و نتوانندمن را پیدا کنند، وبنابراین  فرصت های زیاد ی در راه من نیست، و من ناپدید می شوم واین پایان من است.
 واکنش واقعی ام به  این سوء ظن این است که: این حرف بی معنی و  ابلهانه است. من به تازگی یک کتاب جدید منتشر کرده ام ،  که  بر فلسفه ی اهمیت ترک این  داستان از طریق شواهد  و  از زوایای مختلف  تاکیدکرده ام : در اقتصاد قرن بیست و یکم،آن چیزی  که از ارزش ویژه در بازار برخوردار است،توانایی تولید کارهای استثنایی و مهم ؛ ارزشمند است ، اگر چیزی فوق العاده و مهم تولید کردید  بازار  به آن اهتمام خواهد کرد ، ومهم  است  بدانید که  بازار به  کارهای  فله ی تکراری ضمن فعالیت های ما که  می توان  آنرا به راحتی تکرار کرد  مقدار کمی از اهمیت قائل است، کسی است که با استفاده از ارتباطات اجتماعی تولید یک تصویر کامل از فعالیت های آسان  مشغول به تکرار چیزیست که بسیاری از اهمیت تولید را نفهمیده است، چیزی است که   هر کودک می تواند انجام دهد هربچه  16 ساله  که تلفن   هوشمند دارد  ، بازار اهمیت چندانی به چنین رفتارهای  مقلدانه نمی دهد و به جای آن ما می بینیم که بازار کار با تمرکز عمیق  به امور مورد نیاز برای ساخت مهارت های واقعی ، حرفه ی ( craftsman) استفاده از این مهارت ها برای تولید اشیای با ارزش به عنوان  هنرمندومبتکر که انجام می شود اهتمام دارد ، کارهای فوق العاده ای با ارزش مهم و پر پاداش.  در  راههای دیگری نهفته  است، بازار بصورتی تحت اللفظی بما می گوید اگر شما قادر به ارسال یک الگوریتم فاخر، و اگر شما قادر به ارسال یک یادداشت قانونی توسعه دهنده هستید که می تواند مورد پرونده ی  حاد را تغییر دهد، و اگر شما قادر به در نظر گرفتن یک کیس از مفاهیم کاربردی  و یا دریایی از کد ها که پس از آن دانشی از مبانی آماری  و عصاره آن سند چشم اندازی باشد که می تواند تغییر استراتژی کلی کسب و کار را محقق کند ، اگر شما قادر به انجام این نوع کار ها هستید که نیاز به یک کار عمیق و منجر به خروجی با نتایج استثنایی دارای ارزش قابل توجه و ملموس برای مردم  باشد آنوقت  آنها  شما را  جسجو می کنند بدون اینکه زمانی را از دست بدهند،آنگاه شما قادر به ارسال  ودریافت بلیط  پرواز  اختصاصی خود خواهید بود، آنگاه شما قادر خواهید بود تا برای پر کردن حرفه ی خلاء های روزمره  پایه زندگی موفقی و معنی دار ی را بنا کنید  بدون در نظر گرفتن  اینکه چند نفر اکنون شما را ازطریق اینستاگرام instagram stagram دنبال می کنند.

سومین سوء ظن، که همیشه می شنوم وقتی که به مردم پیشنهاد می دهم  که رسانه های اجتماعی را ترک کنند،  ممکن است یکی از مهمترین نگرانی هایی باشد که باید پاسخ داده شود:آنها ابراز می کنند  این شبکه ها مضر نیستند و ما در آن سرگرم  هستم و برای مثال فکر می کنم توییتر سرگرم کننده است و من از آن زیاد استفاده نمی کنم وفقط ازقسمتهای  جالب  آن  استفاده می کنم و شاید اگر   از آن استفاده نکنم، چیزی از دست خواهم داد، مشکل این چیست  ؟!!
درپاسخ به عقب برمی گردم و دوباره پاسخ  این سوء ظن را اینگونه بیان می کنم: اینگونه فکر کردن بی معنی و نادانی محض است. در این مورد، کسی این نگرانی  دارد من فکر می کنم  که درباره آن موضوع   بسیار مهم  باید  واقعی  وصریح صحبت کنیم  با این عبارت : که در استفاده از ارتباطات شبکه ی اجتماعی   با آسیب های جدی مستند ،علمی و حقیقی روبرو هستیم  که ما باید با شجاعت از این آسیب ها سخن گفته  وآن را گزارش دهیم . گزارش ما، .. از این روش استفاده کنید یا نه و اجازه ندهید که به زندگی ما وارد شود بنابراین یکی از این خسارات که ما از این تکنیک می شناسیم، مربوط به موفقیت حرفه ای شما است. که من کمی قبل از آن بحثش کردم، توانایی تمرکز خوب برای تولید چیزهای استثنایی و مهم است که مهارت ها را در بازار تقویت می کند،  در اقتصاد ما تغییر می کند. اما قبل از آن من بحث کرده بودم که رسانه های اجتماعی طراحی شده اند تا انسان ها به آن اعتیاد داشته باشند.وبا استفاده این روندمورد نظر  این ابزاریعنی  شبکه اجتماعی برای منحرف کردن یا انحراف دادن شما از موضوعات اساسی در حد امکان در طول ساعات بیداری روزانه فراهم کرده است،،
نکته دراینجا این است که چگونه این ابزارها برای افراد جوامع طراحی شده اند که بتوانند از این طریق  تعداد از تحقیقاتی که به همان نتایج دلخواه  جهت بدهند ایجادکنند   که نتیجه همان  پژوهشها به ما  می گوید که شما بخش های بزرگی از وقت خود را در توجه نامتمرکز""a state of fragmented attention" در حالت توجه  پراکنده  و مغشوش ومشوش صرف می کنید ، به این معنا که شما در بخش های بزرگی از روز به طور مداوم در "شکست  توجه " از یک نگاه سریع برای اسکن و یا چک موردی  فقط به سرعت به حساب اینستاگرامی  Anstjeram یا دیگر حسابها ی خود  می پردازید، این می تواند از توانایی شما بکاهدزیرا به طور دائم در   مدت باقیمانده از وقتتان  بصورتی (مزمن) یا به عبارت دیگر برموضوعات حساس دیگر تمرکز ندارید، با انجام این کار، شما توانایی خود را به طور مداوم در برخی از مدت باقیمانده(زمان دراختیار) از دست می دهید زیرا  تمرکز از نوع تلاش عمیقی است که ما در طول هر روز  به آن نیاز داریم  اما رفته رفته این توانمندی کاهش می یابد درحالیکه این قاعده ذهنی لازم است بیشتر و بیشتر در اقتصاد رقابتی موثر مورد استفاده باشد. بنابراین حرف درستی نیست که ابزار شبکه ی اجتماعی مضر نیست،چون تأثیر منفی زیادی بر توانایی شما برای موفقیت و رشد در اقتصاد نوین وزندگی فعال روزانه دارد..
 pervasive background hum of anxiety.
ومن به خصوص در مورد این نگران هستم، و ما شاهد نسلی   هستیم که قبل از اینکه  در مقابل چشمان ما بزرگ تر شوند  آنها بیشتر در این  محصول تکنولوژی غوطه ور شده وغرق می شوند. که منجر به از دست دادن توانایی برای حفظ تمرکز برمسائل عمومی است که به تدریج سبب کاهش در  اقتصاد زمان ما و  عدم موفقیت کلی در زندگی  شخصی واجتماعی ما می شود. همچنین آسیب روانی ناشی از ابزار شبکه های  اجتماعی در جامعه روزافزونتر شده  است که باید آنها را برجسته ببینیم. ما براساس   تحقیقات علمی می دانیم که هر زما نیکه شما  از این ابزارهای ارتباطی بیشتر استفاده کنید دقیقاً  درهمان زمان   شما احساس تنهایی و جدا شدن بیشتری می کنید، و ما می دانیم که قرار گرفتن در معرض مداوم این گونه ابزارها  برای زندگی اجتماعی با  دوستان خود  با دقت  و ادراک مثبت وهمی از زندگی خیالی در چشم شما ایجاد می کند، که این رویه می تواند به شما احساس ناکافی( نارضایتی از خود ) و یا غیر واجد شرایط بودن و یا ناموفق  بودن دست دهد، و  به افزایش نسبت اضطراب در شما گردد، و چیز دیگری شاید  که  بیشتر در آینده  از آن بشنویم   این است که تطابق اساسی بین راه طراحی شده توسط ذهن ما و این رفتارابزاری وجود ندارد، ارائه پاداش برای شما  در ساعت خواب ویا بیدار باش (به عنوان مثال  لایک ها ) نقش برآب است  و  به صرف چند ساعت  از وقت در مقابل دستگاه قمار در لاس وگاس  می مانداین  چیزی است، که آن در  ماشین  تا خانه با شما ست و تبدیل  به دستگاهی  شده که شما را بطرف یک قمار بازی دسته جمعی یعنی هنگامیکه شما صبح  از خواب بیدار  می شوید تا زمانی که شما  شب هنگام به رختخواب  می روید، می راند این چیز دیگری است که ما در راه زندگی آنرا دوست نداریم اما مشخص نیست چرا درگیر آن شده ایم ؟   و ما شاهدیم که در آن زمان کوتاه و  به اختلال  در مدارهای کوتاه مغزی short-circuits می انجامد و تحقیقات امروز به ما می گویند که نتایج حاصل از پیامدهای واقعی یکی از آنها به عنوان شیوع  اضطراب"  با پس زمینه فراگیر همهمه "پس زمینه اضطراب شناخته شده است.  (pervasive background hum of anxiety.)
 اگر شما با متخصصین بهداشت روانی در دانشگاه ها صحبت کنید، آنها به شما خواهند گفت: استفاده زیاد از تلفن های هوشمند در همه جا همراه با استفاده از رسانه های اجتماعی، موجب بروز اختلالات مربوط به اضطراب  حتی دردانش آموزان ودانشجویان  می شود، آن  کارشناسها می توانند قارچ را در معدن ذغال سنگ درک کنند. بنابراین به سادگی باید گفت : این نوع رفتارها با  سیم و اتصالات منظو مه  مغز ی ما سازگار نیست،این همه چیزی است  که مدتی بعد  باعث می شود تا شما احساس بدبختی کنید.
  تاکیددارم  به مرور زمان هزینه واقعی برای استفاده از رسانه های اجتماعی به شما تحمیل می شود ، اما این شما هستید  که باید تصمیم بگیرید که آیا شما باید از آن استفاده کنید یا خیر؟  این مضرات را دست کم نگیرید! شما  بدون این ابزارها  و باید یک مزیت بزرگ، واضح و مثبت داشته باشید که می تواند از این آسیب های بالقوه که هرگز  حتی خسارت جزئی نداشته باشد، بیشتر  برای خود درنظر بگیرید..
افرادی که اغلب اثرات سوء این زیانکرد را متوجه می شوند،می پرسند: خب، زندگی بدون رسانه های اجتماعی چگونه به نظر می رسد؟ آیا حتی فکر کردن به آن ترسناک نیست؟
 اما  از افرادی که در طی این مرحله - فرآیند ترک رسانه ها دیده ام  -  مشخص شده  که ممکن است چند هفته این امر برای کاربر دشوار باشد و در واقع همانند روند سم زدایی است. دو هفته اول ممکن است ناراحت کننده باشد،یا  احساس کمی نگران  داشته باشید، وحتی احساس   کنید که یکی از اندام های بد نتان  را از دست داده اید. اما پس از آن همه چیز شروع به حل و فصل  وکارگشائی می کند و شما احساس می کنید این واقعیت که زندگی پس از ارتباطات اجتماعی بسیار مثبت است یک احساس حقیقی ودلچسب است ..
دو  مورد وجود دارد که می توانم از  دنیای  بدون هیچ وسیله شبکه اجتماعی به شما بگویم جائی که هیچ وسیله ارتباطی اجتماعی وجود ندارد:
 اول، آنکه این دیدگاه  برایم بسیار مولد است. من  استاد و پرفسور در یک موسسه پژوهشی  هستم  که توانسته ام 5 کتاب  بنویسم. من به ندرت بعد از ساعت 5 بعد از ظهر در روزهای هفته به طور مرتب کار می کنم (نه ایام آخر هفته ). که باعث می شود من قادر به انجام  چیزی باشم که نتایج مثبت آن برای من آشکار شده  که اگر شما  به "توجه  و تمرکزخود" با تمام احترام برخورد کنید، به این معنا که شما   پوسته پوسته شدن  و پراکندگی آن  را نپذیرید ، این روند به  شما اجازه می دهد تا  او را  مانند طیفی از توانایی درونی برای تمرکزپیوسته  intense concentration.نگه  دارید،  و وقت ( زمان) ی که از زندگی وعمر ما می گذرد تنها با این تمرکز مقصد  دار و  بار گذاری زندگی ما   برابری می کند. این تعجب آور خواهد بود تا ببینید که چه می توانید در عرض 8 ساعت کار روزانه انجام دهید اگر شما قادر باشید  به همه چیز یکی پس از دیگری با  حجم کامل  ذهن متمرکز  شوید..
 نکته ی مهم دیگری که در مورد زندگی بدون   شبکه اجتماعی می توانم به شما بگویم  این است که از خارج کار  ، چیزهایی می توانند آرام بخش باشند و بسیار آرام  دهنده باشند. بنابراین  من اغلب با گفتن  جمله  بسیار راحتی احساس خودرا دراین باره بیان می کنم  خیلی راحت بودم اگر من یک کشاورز در سی سالگی عمرم در دهه ی   1930 قرن بیستم بودم،  اگر شما  به  اوقات فراغت من نگاه  کنید درمی یابید که  من  با خواندن  روزنامه  در طلوع آفتاب ، و  گوش دادن  ودیدن بازی بیس بال در رادیو و تلویزیون ، و نشستن  "صادقانه" بر کرسی پوستین ، کتاب های کاغذی را در شب می خوانم و  بعد از آن   بچه ها را  به رختخواب می برم . ممکن است این برنامه به نظر  قدیمی برسد ، اما اجازه دهید به شما بگویم که آن دسته از افراد قدیمی در آن زمان چیزی مهمی که  داشتند.  یک راه پر طراوت و سالم برای گذراندن  مفید وقت شان بود .  و آنها با انجام  این کارها  این نگرانی انگیزشی مداوم و پس زمینه از اضطراب  و بیمار های متنوع که همراه با آن  یا در قبال انجام  آن کارها  باشد  در مقابل شان وجود نداشت..

پس زندگی بدون شبکه های اجتماعی  دراین مفهوم خیلی بد نیست، همانطور که بعضی ازشرایط  را توضیح دادم  و شما می توانید تمام استدلالات مرا ببینید که چرا من فکر می کنم   بدون شک  افراد بسیاری   که  اکنون ازرسانه های اجتماعی استفاده می کنند ، براحتی می توانند بدون اینکه مشکلی داشته باشند آنرا کنار بگذارند واز مشکلات آنهم پیشگیری نمایند . این حرف  به دلایلی است که   ابتدا توضیح د ادم زیرا صرفاً  نگرانی های اصلی  خود را   از تخریب  ذهن ها  با فرض ضرورت فن آوری وشبکه های اجتماعی برشمردم  و هرکس انتقادی از این قضیه دارد به من گزارش دهد.
 
 
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منبع:Dr. Cal Newport: Quit Social Media at TEDxTysons (Full Transcript)

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ژنرال آمریکایی: از دستور کاربرد سلاح هسته ای، اطاعت نخواهم کرد

تاریخ:یکشنبه 28 آبان 1396-09:51 ق.ظ

  ژنرال آمریکایی: اگر ترامپ دستور استفاده از سلاح های هسته ای را صادر کند، ازاو اطاعت نخواهم کرد
OTTAWA - AP
یکشنبه، 19 نوامبر 2017 03:47
 
ژنرال آمریکایی: برای کاربردسلاح های هسته ای از ترامپ اطاعت نخواهم کرد

واشنگتن (رویترز) - جان هاتون، رئیس فرماندهی استراتژیک ارتش آمریکا، در روز شنبه گفت : که در دستور غیر قانونی استفاده  از سلاح های هسته ای از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، اطاعت نمی کنم.
  او در پاسخ به این سوال ؛ اگر ترامپ فرمان استفاده از سلاح هسته ای را بدهد،چکار خواهید کرد؟ گفت: من  مامور ارائه مشاوره وتوصیه به رئیس جمهورهستم ، اما درحالتی که که  او به من بگوید که اینکار را باید انجام دهید و اگر (آن) غیر قانونی باشد، من  به او  خواهم  گفت  : آقای رئیس جمهور، این اقدام غیر قانونی است (  او به من پاسخ خواهد داد)، پس روند قانونی موضوع چیست؟ و در اینجا ما در مورد گزینه ها ی متنوع صحبت خواهیم کرد ...البته این مورد خیلی پیچیده نیست.

 هاتون "در یک نشست امنیتی در هالیفاکس، کانادا گفت: "این یک مأموریت نظامی و یک کار نظامی است و اگر ما کاری غیر قانونی انجام دهیم، آن موضوع می توانیم  ما را به زندان ابد محکوم کند.
اظهارات هاتون در زمانی اتفاق افتاد که دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا، قبلا "کره شمالی" را با آتش و خشم بر سر آزمایشات هسته ای آن کشور  " تهدید کرده بود.

  تهیه وترجمه : نجوای کنگان


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نخست وزیر سابق قطر : بدستورآمریکا سوریه ویمن را نابود کردیم

تاریخ:شنبه 27 آبان 1396-09:34 ب.ظ

 
 
 نخست وزیر سابق قطر درمصاحبه با BBC :  به دستور آمریکا لیبی ،سوریه، یمن ، لیبی ومصر را  نابود کردیم
در سوریه تنها تا الان 137 ملیارد دلار  هزینه کرده ایم
نوامبر 18, 2017
 Image result for ‫حمد بن جاسم لـ BBC فی مقابلة جدیدة یفجر قنبلة من العیار الثقیل فی وجه السعودیة‬‎

حمد بن جاسم، نخست وزیر و وزیرامورخارجه  سابق قطر در مصاحبه بی بی سی  از رسوایی عربستان سعودی و نقش آن در نابودی و ویرانی سوریه، بنا به دستورات  آمریکا پرده برداشت. از  مهمترین  بخش های اعتراف این مقام سابق قطر ی در این گفتگو این بود که گفت :  ما با مبلغ 30،000 دلار    افسران و 15،000 دلار امریکایی   نیروهای عادی  را جهت جدا شدن از دولت سوریه می خریدیم  و به رئیس  شورای وزیران  سوریه "ریاض حجاب" 50 میلیون دلار  از سوی عربستان سعودی پرداخت کردیم !!!  بنابراین مبلغ  هزینه شده در جنگ در سوریه از روز ایجاد آن  تاکنون به بیش از 137 میلیارد دلار رسیده است  ودراین مسیر سرکردگان سازمان های ترویستی مسلح با استفاده از فراوانی منابع مالی  میلیونر  شدند .!.
وی افزود که سعد حریری، نخست وزیر لبنان،نیز نقش مهمی در جنگ سوریه ایفا کرد. او   دفتر ی  در ترکیه در شهر غازیانتپ، تحت رهبری نماینده مجلس لبنان، یعنی عقاب صقر قرار داشت. این یکی از دلایل ورشکستگی حریری بود. و  مسعود بارزانی  نیز سهم چشمگیری دراین جنگ داشته است.درپایان، حمد بن جاسم گفت: "ما نقش مهمی در تخریب مصر، لیبی، سوریه و یمن ایفا کردیم که همه آنها تحت دستورات آمریکا بود.
 تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع : موقع اخبار الساعة/
حمد بن جاسم لـ BBC فی مقابلة جدیدة یفجر قنبلة من العیار الثقیل فی وجه السعودیة
 

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

15 قاعده انضباطی که فقط در مدارس ژاپن اعمال می شود

تاریخ:شنبه 27 آبان 1396-05:23 ب.ظ

                            15 قاعده انضباطی که فقط در مدارس ژاپن  اعمال می شود
 

مهمترین مسئولیت  بچه ها در دوران حضور درآغوش  آموزش و پرورشی برای طی مدارج تربیت،پیشرفت تحصیلی و رشدفکری ومهارتی، با رفتن به مدرسه درقالب یادگیری خلاصه  می شود . اگرچه کودکان ممکن است از آغاز این مرحله  از سختی  شرح وظایف خود شکایت کنند،ولی در عرصه ی تعلیم وتربیت  رعایت مقرراتی که  به آنها  ارائه  می  شود ارزش آن را دارد که با آن قوانین کناربیایند وآنها را ملکه ی ذهن خود قرار دهند.زیرا باید آنان طوری ساخته وپرداخته شوند  آنگونه که جامعه درجهت رسیدن به اهداف خود به آنها نیازدارد لذا می بایست هرکدام نقشی موثر بعنوان عضوی از اجتماع برای خود متصور باشند که بتعبیری این پروسه همان خروجی آموزش وپرورش است
هر محیطی  از نظر آموزش و پرورشی سبک  خاص خود را دارد، اما مسیرمشترک آنها راهی است تقریباً مشابه که  برای  آموختن نظم  وفراگیری قوانین واداب زندگی که باید دنبال شود، بدون حرف وحدیث است ، تا فرد درنهایت  قانونمندی ، منظم ومنضبط وآگاه دراین راستا به جامعه تحویل داده شود...
 به عنوان مثال  کشور ژاپن قوانین  خاص  مدرسه ای  بخود دارد که با مقررات بسیاری از کشورهای جهان متفاوت است؛ در این سرزمین چندین قاعده  جدی  وجود دارد که ممکن است  ما آنرا  کمتر شنیده باشیم ولی در رویکرد دانش آموزان ومحصلان نهادینه شده است  :
  1- وقت شناسی در هرمدرسه بسیارمهم است

Image result for All students under 18 have a curfew of 10 pm.

 2 - در ژاپن، اگر دانش آموز در ساعت 8:30  صبح پنج بار حضور نداشته باشد، او با تمیز کردن  فضا ومحیط مدرسه مجازات خواهد شد و برای همه دانش آموزان زیر 18 سال ممنوع است که بعد ازساعت  10 شب   بیرون خانه باشند.
.Image result for The students are the cleaning staff.
3-  دانش آموزان در ژاپن خود  برای تمیز کردن کلاس های درس، سرویس های بهداشتی و   راهروها ی مدرسه اقدام می کنند
 4- به جای رفتن به فست فود فروشی وبوفه و...، دانش آموزان در کلاس های خود وعده غذا ئی کامل صرف می کنند.
 5 -باید درس فنون شنا  را به طور جدی مورد توجه قرار  دهند
6- دانش آموزان مجاز به تغییر ویژگی های  ظاهری خود مانند آرایش، رنگرزی مو و ناخن بلندنیستند، اما این قانون در برخی مدارس معدود ژاپن پوشش داده نمی شود
7- مدارس فقط یک روز آخر هفته در ژاپن تعطیل هستند.
8-  در تمام مدارس متوسطه روابط میان  دانش آموزان ژاپن محدود است و ایجاد فراتراز محدوده تعیین شده بوسیله ی آموزشگاه  ممنوع  است.
9-تعطیلات تابستانی   تنها 5تا 6 هفته -  از 20 ژوئیه تا پایان ماه اوت  طول می کشد
10 - معلمان   حرمت  ویژه ی دارند و از معلمان قدیمی تر با احترامی فراوان  استقبال می شود.Image result for . Elders are always greeted as a sign of respect..
11_ مقررات جدی برای دختران و پسران در نحوه آراستگی  وظاهر موهایشان وجود دارد.
12- دانش آموزان در استفاده  و بردن تلفن های همراه به مدرسه مجاز نیستند
13-به هیچ وجه نپوشیدن لباس رسمی مدرسه درآموزشگاه مورد قبول  مدرسه نیست
14-به ندرت یک معلم جایگزین وجود دارد، ودراین عنوان دانش آموزان به جای معلم خودشان  گاهی تدریس می کنند
.15-دانش آموزان حق پوشیدن  لباس رنگی یا هرلباس  دیگری بر روی لباس فرم خود ندارند.  
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:www.lifebuzz.com/japanese-school/3

Japanese School Rules That Would Never Fly In America15.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7