زمانی که قصد تحریم دولتی را دارند به آن انگ ٬٬ تروریست ٬٬ می زنند

تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده علیه ایران ، روسیه و سوریه به تحریمات سابق این کشورها افزوده شد . این مورد سخت ترین محظوریت ها را در نظر گرفته . نحوه ی عمل آنها مطابق با چارچوب قوانین سازمان ملل ، غیر قانونی می باشد :چرا که مانند سلاح های جنگی هدف آن کشتن است

| دمشق (سوریه)
JPEG - 36.9 kb
وزیر دفاع ، جیمز متیس ، از سوی وزیر خزانه داری استیون منوچین مورد تحسین واقع شد

جیمز جفری در ۸ ماه نوامبر به مسکو سفر کرد تا توضیح دهد ایالات متحده در برابر گسترش نفوذ ایران در دنیای عرب ( عربستان سعودی ، بحرین ، عراق ، لبنان ، سوریه و یمن ) نگران است . واشنگتن به لحاظ ژئواستراتژیک و نه مذهبی ( شیعه- سنی ) این سوال را مطرح می کند ، در حالی که تهران دفاع ملی خود را تدارک می بیند که در صف نخست شیعیان عرب قرار دارند .

مسکو در نظر داشت تا برای سست کردن تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده ، خروج نیروهای ایرانی را از سوریه پیشنهاد بدهد . پرزیدنت ولادیمیر پوتین بر موقعیت خود در برابر هم تای آمریکایی و همچنین اسرائیلی در اجلاس پاریس که به مناسبت پایان جنگ دوم جهانی در ۱۱ ماه نوامبر ترتیب می یافت ، تاکید داشت .

و کوشید تا دولت های غربی را متقاعد سازد که روسیه ترجیح می دهد به تنهایی در سوریه باقی بماند تا اینکه با ایران همراه باشد . اما در عین حال نمی توانست بر ادعای واشنگتن و تل آویو بر نفوذ ایران بر حزب الله و خروج این نیروها از سوریه ، سخنی به میان آورد .

نه روز بعد ، واشنگتن در پاسخ ، یازدهمین تحریمات یک جانبه ی خود را علیه روسیه که از ماه اوت آغاز شده بود ،آغاز کرد ، که با سخنرانی مضحکی همراه بود ، و درآن ادعا می شد روسیه و ایران برنامه ی گسترده ای ترتیب داده اند که هدف آن حفظ پرزیدنت بشار اسد بر مصدر قدرت بوده است که این موضوع دست اندازی ایران را بر دنیای عرب نشان میدهد.

در این بیانات که به نظر فراموش شده می آمد ، سه دولت را در هم آمیختند ( فدراسیون روسیه ، جمهوری عرب سوریه و جمهوری اسلامی ایران ) که در خدمت سه نفر می باشند ( بشار اسد ، علی خامنه ای و ولادیمیر پوتین ). آنها نسبت به ملت خود کینه ای در دل دارند . این در حالی است که بر عکس این بیانات ، آنها از حمایت گسترده ی ملت های خود برخوردار می باشند ، برعکس ایالات متحده که به طور عمیقی با گسست عمومی با ملت خود مواجه می باشد .

همچنین در این بیانات آمده است که روسیه برای تسلط ایران بر اعراب فعالیت می کند.

بنا بر ادعای استیون منوچین ، که تحریمات یک جانبه ی ایلات متحده را از ۲۰ ماه نوامبر معرفی کرد ، این تحریمات به صورت دریچه ی اقتصاد جنگی عمل نمی کند ، بلکه تنها به ٬٬ جنایات ٬٬ این سه رژیم پرداخته است . همچنین در مقابل زمستان پیش رو ایالات متحده،به طور عمده متوجه رساندن سوخت به ملت سوریه می باشد که بتوانند خانه های خود را گرم و نورانی نمایند .

هر چند این سه کشو فجایعی را که به آن متهم شده اند ، نفی می کنند ، اما ایالات متحده اعلام کرده که جنگهایی را که در افغانستان ، عراق ، لیبی و سوریه آغاز کرده ، همچنان ادامه خواهد داد .

JPEG - 73.4 kb

تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده ، از سوی شورای امنیت سازمان ملل مشخص نشده اند ، و تنها ایالات متحده در آنها نقش کلیدی داشته است . تحریماتی که به لحاظ قوانین بین الملل قانونی نمی باشند . ایالات متحده این کشورها را مهلک و خطرناک معرفی می کند و می خواهد تا کشورهای ثالثی به آن ملحق شوند که این مغایر چارچوب سازمان ملل می باشد . ایالات متحده اجازه دارد با سایر کشورها مبادلات تجاری نداشته باشد ، ولی نمی تواند بر کشورهای ثالث برای حمایت از خود فشار بیاورد . در گذشته پنتاگون تاکید داشت سو رفتار نسبت به یک ملت باعث خواهد شد تا آنها دولت خود را سرنگون نمایند . این موضوع برای صحه گذاشتن به بمباران درسد به هنگام جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد ، همچنین تحریم های پایان ناپذیر علیه کوبا از ابتدای جنگ سرد . این در حالی است که طی ۷۵ سال هرگز این نظریه با واقعیت های موجود مورد بررسی قرار نگرفته است . پنتاگون قصد دارد علیه یک ملت به جای کاربرد اسلحه ، بد رفتاری کند . و تحریمات برای کشتن شهروندان رادر نظر گرفته .

تمام اقدامی علیه ایران ، روسیه و سوریه به صورت بزرگترین روش محاصره در تاریخ برآورد شده است . این راه کارهای اقتصادی ، به صورت عملیات نظامی در حیطه ی اقتصادی قلمداد می شوند . عملیاتی که باید به مرور زمان جهان را بار دیگر به دو بخش تقسیم نمایند ، همانگونه که در دوران رقابت های ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته .

وزیر خزانه داری ایالات متحده منوچین به مدت طولانی در ارتباط با تحریم هایی که فروش هیدروکربن ها را متوقف می کرد ، تاکید داشت ، به صورتی که این کشورها - که اغلب صادر کننده می باشند - از مهمترین منبع مالی خود محروم بمانند .

به گفته ی استیون منوچین روند این عملیات به این صورت می باشد :
- سوریه قادر نخواهد بود نفت خود را تصفیه نماید ، چرا که تاسیسات تصفیه خانه های نفتی این کشور توسط داعش و یا بمباران های ائتلاف بین الملل علیه داعش از بین رفته است .
- از چهار سال پیش ، ایران نفت تصفیه شده به سوریه ارسال می کند که این مغایر تحریمات یک جانبه ی ایالات متحده می باشد . این نفت از سوی شرکت های غربی که همکاری می کنند ، صورت می گیرد . این شرکتPromsyrioimportدرشرکت روسی اداره می شود که خود تحت Global Vision Groupاز سوی سازمان خصوصی سوری قرار دارد .Tabir Kish Medical and Pharmaceuticalنظارت شرکت ایرانی
- در پایان ، گروه گلوبال ویزیون بخشی از پول دریافتی را به حزب الله و حماس می پردازد

این داستان باور نکردنی است چرا که :
- ائتلاف بین الملل هدفش مبارزه با داعش می باشد . در حالی که بنا به شهود عینی ، طی چهار سال اخیر این ائتلاف اذعان داشت ، حکومت اسلامی را زمانی که از محدوده بمباران کرده وWrightی خود خارج شده بودمطابق با نقشه ی پنتاگون و طرح برای آنها با چتر سلاح فرستاده تا در منطقه ی محاصره شده باقی بمانند . ائتلاف بین الملل و داعش ، هر در نابود سازی تصفیه خانه های نفتی سوریه همکاری داشتند .
- هدف از به کار گرفتن دولت روسیه برای انتقال نفت از تصفیه خانه های ایران به بنادر سوریه چه بوده ؟
- به چه علت ایران ناگهان به کمک سوریه برای انتقال پول به حزب الله و حماس احتیاج پیدا کرد؟
- برای چه سوریه پول از ایران برای حماس دریافت کرده - در حالی که این سازمانی فلسطینی می باشد و اعضای آن جزو اخوان مسلمین می باشند و با سوریه در جنگ اند؟

استیون منوچین از ابراز توضیحات طولانی خسته نمی شود . برای او سوریه یک جنایتکار است و روسیه با آن همکاری می کند ، و ایران و حزب الله و حماس هر سه تروریست می باشند . همین کلمه باعث می شود تا هر گونه تفکری در این خصوص متوقف شود  از این رو هیچ منطقی در پاسخ وزیر خزانه داری ایالات متحده نسبت به میانجی گری روسیه وجود ندارد .

به تدریج ، ایالات متحده گروه های نظامی خود را از بحران های موجودی که خود پدید آورده بیرون می کشد . و به جای آنها از ارتش مزدور ( عناصر جهادی ) و تحریم های اقتصادی ( که خود برداشت مدرنی از محاصرات دوران قرون وسطا می باشد ) استفاده می کند .

تی یری میسان‬
ترجمه توسط




نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ولترشبکه | دمشق (سوریه) | 15 دسامبر/ بوسیله ى تی یری میسان2018، نجوای کنگان/بوسیله ى تی یری میسان/Promsyrioimportدرشرکت روسی اداره می شود که خود تحت Global Vision Groupاز سوی سازمان خصوصی سوری قرار دارد .Tabir Kish Medical and Pharmaceuticalنظارت شرکت ایرانی،
لینک های مرتبط :


مقایسه ای بر بودجه نظامی ایران با دیگر کشور ها

© AP Photo / Ebrahim Noroozi
سیاسی

 

ارقام نشان می دهد که کل هزینه های دفاعی ایران در مقایسه با بودجه نظامی سایر کشورهای خاورمیانه، بسیار ناچیز است.

به گزارش اسپوتنیک، ایران 3.2٪ از بودجه خود را در سال 1397 برای هزینه های نظامی اختصاص داده است.
در عین حال هزینه نظامی شورای همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس در سال آینده بسیار افزایش یافته است: عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال گسترش نیروهای نظامی خود هستند، زیرا این دو کشور در جنگ های مختلف در منطقه، از جمله یمن حضور دارند و حمایت از گروه های مسلح در دیگر کشورهای منطقه، مانند سوریه و عراق را نیز با خود به همراه دارند. 
 

براساس گزارش IHS Markit که در ماه سپتامبر منتشر شد، افزایش بودجه نظامی عربستان سعودی و امارات متحده عربی باعث خواهد شد تا شورای همکاری کشورهای خلیج فارس در سال 2019 به میزان 100 میلیارد دلار صرف بودجه نظامی برای خود تعیین کرده باشد. 
در سال جاری، هزینه های نظامی، هم در ریاض و هم در ابوظبی، به میزان 6 درصد افزایش یافت.
به گفته موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم (SIPRI)، کل هزینه های عمومی برای نیروهای مسلح در کشورهای مختلف به شرح زیر است: بلاروس: 25.3٪؛ عمان: 26.3٪؛ عربستان سعودی: 30.4٪؛ سودان: 30.9؛ ترکیه: 6.4٪؛ جورجیا: 7.5٪؛ قرقیزستان: 7.8٪؛ ایالات متحده: 8.8٪؛ عراق: 9.4٪؛ آذربایجان: 10.4٪؛ کویت: 11.3٪؛ اسرائیل: 11.5٪؛ بحرین: 11.8٪؛ روسیه: 12٪؛ ارمنستان: 15.5٪؛ لبنان: 15.6٪؛ اردن: 15.8٪؛ پاکستان: 16.7٪.
از سال 2008، هزینه های ارتش هند 45 درصد افزایش یافته است، در حالی که هزینه های فرانسه تنها 5/1 درصد افزایش یافته است. مخارج نظامی ایالات متحده در سال 2016 و 2017 تغییری نکرده است.
البته، بزرگترین افزایش هزینه نظامی در دهه گذشته در چین رخ داده است. از سال 2008، بودجه دفاعی پکن به میزان 110 درصد افزایش یافته است. در میان پانزده کشور باقی مانده، ترکیه 46 درصد بودجه نظامی خود را در مقایسه با سال قبل افزایش داده است. 
یکی از بزرگترین شگفتی ها کاهش شدید هزینه های نظامی روسیه است. موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم در این خصوص نوشت: "هزینه های نظامی روسیه در سال 2017 به میزان 66.3 میلیارد دلار در سال 2017 به میزان 20 درصد کمتر از سال 2016 بود، که کاهش میزان بودجه نظامی از سال 1998 به بعد در این کشور رخ نداده بود.




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/اسپوتنیک، ایران 3.2٪/ بودجه/IHS Markit،
لینک های مرتبط :


 
  خلاصه ترجمه کتاب : شبه جنگ،  اطلاعات غلط
              راه های مقابله با تخریب دشمنان در سایت های شبکه های اجتماعی
"پیتر وارن سینگر " و امرسون بروکینگ  "پیتر وارن سینگر" (یکی از کارشناسان استراتژیک در مرکز امریکا جدید) و "امرسون بروکینگ" (همکار تحقیقاتی در شورای روابط خارجی) " درکتاب شبه جنگ  می نویسند:
   کارل فون کلاوزویتس، فرمانده و نظریه‌پرداز نظامی پروسی در کتاب مشهور خود " درجنگ" (قرن نوزدهم)  تصریح کرده است: هر  عصری نوع خاصی از جنگ  را در بطن  خود دارد و نظریه های جدید جنگ اغلب در نتیجه تعدادی تغییرات ریشه ی  ایدئولوژی، اقتصاد و پیشرفت تکنولوژیک.در محیط امنیتی بین المللی ظاهر می شود.
 وی تشریح کرده بود:  درواقع جنگ به معنای  سیاست با ابزار دیگری است  که بخشی از یک پیوستگی شامل تجارت و سایر تعاملات میان  ملت ها و دولتها   را در بر می گیرد. بنابراین "اگر شما متوجه شوید که چگونه روحیه  دشمن  خود را شکل دهید یا درهم بشکنید، می توانید  پیروز جنگ باشید، و نتیجتاً در  همانحالت از مقابله با ارتش دشمن اجتناب  میکنید."
در طول تاریخ، امواج پیوسته ی از پیشرفت های تکنولوژیکی جدید وجود داشته اند که وسیله ای برای تخلیه روحیه رقیب از راه دور محسوب شده است.
 
اینترنت یکی از برجسته ترین این تحولات در عصر مدرن است که توسط ایالات متحده و بازیگران غیر دولتی  برای دستیابی به این هدف تعبیه شده است،ازاین پس حمله به   مرکز ثقل دشمن (ذهن و روح  وجسم مردم )نیاز به بمباران گسترده نیست، ابزار آن تنها یک تلفن هوشمند است، و کاربران هدف و برای رسیدن به هدف سیاسی جنگ بدون شلیک یک گلوله  که نوع جدیدی از جنگ به نام  در این کتاب  تحت عنوان" شبه جنگ: با مسلح کردن سایت های شبکه های اجتماعی "، شبکه ی اینترنت را به میدان جنگ تبدیل کرده است
نویسندگان این کتاب به بسیاری از ویژگی های جنگ تعیین شده در"شبکه های اجتماعی." و حول محور یک سوال مهم پژوهشی اشاره کرده اند  که: چگونه اینترنت  به یک میدان نبرد جدید در    قرن بیست ویکم  تبدیل شده است؟
دو پژوهشگر مذکور در کتاب خود،  سابقه سیستم عامل های رسانه های اجتماعی، استفاده از آنها در فرهنگ عامه و درگیری مدرن، و مقایسه آنها با پیشرفت های فن آوری قبلی (مانند تلگراف و رادیو)، آنها را به  کلاوسیتز از جنگ  مرتبط دانسته اند.
به طور کلی، نویسندگان چارچوبی را برای درک اینکه چگونه رسانه های اجتماعی سیاست جهانی و درگیری های معاصر را شکل داده وبا بررسی نقش آنها به عنوان یک پلت فرم برای جمع آوری اطلاعات، هدف گیری، فرآیندهای الکترونیکی، جنگ های  روانی و روانشناختی، و فعالیت های فرماندهی و کنترل، ارائه می دهند.
جنگ دیجیتال:
ظهور اینترنت یک پیشرفت ناگهانی و خطرناک در جنگ و سیاست های بین المللی است. رسانه های اجتماعی دینامیک درگیری ها را تغییر داده و تبدیل به میدان دیگری برای جنگ  نوین شده اند که قلب و ذهن مردم را هدف قرار می دهند. بسیاری از  دولتها  و همچنین بازیگران غیر دولتی با استفاده از سایت های شبکه های اجتماعی برای دستکاری در تعارض شناختی افراد با بکارگیری این ابزار از آنها برای تأثیرگذاری بر ایده ها، نگرش ها و انتخاب های مخاطبین شان استفاده کرده اند. علاوه بر این، آنها می توانند افراد را به انجام حملات تروریستی یا گسترش نفرت و خشم و فعالیت های ضد امنیتی تحریک نموده  و  در میان مردم  بعنوان رقبای متخاصم تفرقه  ایجاد کنند، که می تواند منجر به جنگ یا نسل کشی شود. همچنین تقسیم و تشتت آرا در همان کشور و رسیدن به هدف سیاسی جنگ بدون تلفات  هدف نهایی باشد.
نویسندگان  مورد اشاره ، معتقدند که اینترنت به دولت های محوری  دراین مبحث،  راه های جدیدی  را برای کنترل مردم خود از یک طرف و به دست آوردن گسترش جهانی از طریق قدرت اعمال«اطلاعات غلط» از سوی دیگر داده است که در این روند  بر مردم  جامعه ی هدف به گسترش ایده های تقسیم و بی اعتمادی را با دستکاری در واقعیت ها و رویدادها به نمایش می گذارد.
در سطح دیگری از جنگ، اینترنت  میزان  شتاب گسترش اطلاعات،حجم انتقال، و ظرفیت دسترسی به خود را توسعه داده است. و بنوعی  پیش نویس همه موارد  از برنامه های عملیاتی نظامی ، اخبار کسب و کار تا مبارزات سیاسی. و ... را تبدیل به شگفتی بزرگ نموده و کاربری عملیات بزرگ نظامی علیه کشور دیگر را تقریبا غیر ممکن ساخته و  رمز و راز  محرمانه ماندن و طبقه بندی شده ی آن را افشا می کند. برخی سازمان های تروریستی مثل داعش  این مدار موردسوء استفاده قرار دادند.
نویسندگان کتاب ؛مجموعه ای از قوانین  جنگ دیجیتال در سایت های شبکه های اجتماعی را به شرح زیر تشریح کرده اند:
1) محیط اطلاعات مدرن پایدار بوده و اینترنت در حال حاضر  رسانه ای پیشرو در جهان است و  وحداقل تا  آینده ی نزدیک  نیز با همین عنوان باقی خواهد ماند و از طریق رسانه های اجتماعی،  اندازه ی شبکه ، دامنه و افزایش تعداد عضویت درآن رشد می کند، اما شکل اولیه و مرکزیتش مانند گذشته در سیستم های اطلاعاتی  سابق تغییر نخواهد کرد.
2)، اینترنت یک میدان جنگ است، نه یک  پیام آورصلح و درک متقابل ، همانطور که گفته  میشود، بلکه یک پلت فرم برای دستیابی به اهداف متفاوت است.
3)  تغییر در این میدان جنگ  به پرداختن در مورد اطلاعات  وداده های موجود  و   فکر کردن به همان موضوعات با شیوه مقابل ارتباط دارد، مشخص شده است که این رویداد تنها اگر با صداقت قوی  با مردم برخورد کند بهره رسان ومطلوب است، لذا"  مدیران شبکه  اینترنتی" به آثاری در تحریف حقایق "  که   به نفع آنها است  از طریق دستکاری روانی و سیاسی و  الگوریتم آنها می پردازند.
4)  رابطه بین جنگ و سیاست هرگز به این پیچیدگی نبوده است، اما در فضای مجازی، با ابزارهای متفاوتی که منجر به موفقیت  در جنبه های سیاسی و نظامی در این رقابت می شود، هماهنگی کامل دارد. به عنوان یک نتیجه،   عناصر جنگ اطلاعاتی  از سیاست  انتخاب شده   و خشونتی مانند مناقشه جنگ از منظری را بر روی اینترنت ، افکار را تحت تاثیر قرار  می دهد، که به معنی  دیگر مهندسان  "دره سیلیکون" آمریکا ، که در آن کسب و کار با تکنولوژی بالا و اختراعات جدید تولید شده در زمینه فن آوری،ترکیب شده  تصمیمات آنها  در میدان نبرد  را عملی کرده است که در آن، جنگ افروزان  و سیاست مداران تصمیم  نهایی را می گیرند.
5).  همه ی مردم  وکاربران بخشی از این نبرد هستند،  که  توسط بسیاری از درگیری های اطلاعاتی،احاطه شده اند  برخی  قابل مشاهده و برخی نامرئی بوده که هدف  این درگیری ها  تغییر درک ما از جهان  امروز است.در این جنگ جدید، زمین خنثی وبی طرف وجود ندارد.
 
بازیگران عمده در این میدان جنگ :
 
  - اسرائیل: این کتاب نشان می دهد :این رژیم از رسانه های اجتماعی برای ترویج یک تصویر مثبت تر از خود در اینترنت  با توجه به نکات ذکر شده در این مطلب  بشکل گسترده ی از آن استفاده می کند،
 - دونالد ترامپ: او   قدرت بیشتری از رسانه های اجتماعی را بیش از هر رئیس جمهور دیگر آمریکا بکار گرفته است . به عنوان مثال، اینترنت موسسه آکسفورد   برخی از برنامه های توییتر، ربات ها (روبات های اینترنتی، برنامه های آنلاین خودکار) نیز  توجه به جذب توجه روزنامه نگاران  ازموارد سرمایه گزاری او در این پروسه است  ترامپ همچنان با استفاده از رسانه های اجتماعی برای بسیج یک پایگاه کوچک،مراکز  تئوری  سازی  توطئه ملی را تقویت می کنند و به مطبوعات حمله می کند.
- سازماندهی "داعش" تروریست:  با کاربری  از برنامه ربات ها  از آن برای گسترش تبلیغات خود در توییتر به زبان عربی استفاده می کرد.
-....

 چه باید کرد؟
این کتاب تعدادی از راه حل ها را برای تضعیف این شکل جدید جنگ و آگاهی از جدیت آثار مخرب آن در سطوح مختلف ارائه می دهد:
- در سطح دولت: نویسندگان معتقدند که اولین گام برای دولت به منظور کاهش اثرات این جنگ جدید این است با به رسمیت شناختن اهمیت و جدی بودن نبرد های جدید، و آنها را به طور جدی مورد مطالعه قرار دهد .  وبرای مقابله با تهدید جنگ سایبری  سازمان یافته  که در طول دو دهه گذشته آغاز شده،  به این جبهه جدید در جنگ رسیدگی کرده و وتاثیرات آن را کاهش دهد.
  مدل های مختلفی وجود دارد در پاسخ کشورها فراتر از سازمان  نظامی در کار به تقویت جوامع خود در برابر روند تهدیدات اطلاعات،پرداخته اند از جمله فنلاند، استونی، لتونی، لیتوانی و سوئد، همه از آن یک مجموعه از حملات اطلاعات روسی روبرو هستند.
-   برضرورت استفاده از رسانه های اجتماعی برای افزایش آگاهی عمومی، ردیابی نیازهای شهروندان و حتی جمع آوری پیشنهادات عمومی تأکید کنند. سوئیس یک مثال برجسته است،  که با استفاده از شبکه های اجتماعی استفاده  اجازه می دهد  با دیجیتالی شدن درخواست های شهروندان و معرفی طرح های سراسری اینترنت  آنها را در مذاکرات شورا ی  سیاست گذاری  شرکت دهد.
  -  سطح شرکت ها و مجامع وگروههای شبکه های اجتماعی:  نقش این نهادها از نقش دولت کم اهمیت تر نیست، آنها باید فعالانه در پیامدهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی  خدمات خود فکر کنند، به خصوص که  هیچ  کدام از آنها تلاشی برای رسیدگی به مشکلاتی که در شبکه هایشان  به نظر می رسد،نمی کنند و  بداخلاقی کارکنان  خود را نادیده  گرفته و همچنان به شکایت و هشدار  از رفتار آنها  اعم از نفرت و آزار و اذیت. حاضر به مقابله با این نگرانی ها نیستند.
- در سطح فردی:  کاربران باید مسئولیت خود را به عنوان شهروندان  "مبارزان" عادی در جنگ های جدید، و نیاز به آگاهی در قبال موضوعات به  اشتراک گذاشته شده توسط فرد وافراد را بخوبی تشخیص دهند، و  ارتباط. افراد عادی در این جریان، نه تنها نقش آنها را تعریف می کنند، بلکه قدرت شان با تأثیر بر آنچه که دیگران می دانند ویا انجام می دهند، بمحک می گذارد که بنحوی  فراوان به کیفیت وکمیت درک آن ها  از این جنگ نهفته است.
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:
P. W. Singer and Emerson T. Brooking, “LikeWar: The Weaponization of Social Media”, (New York: Eamon




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/شبه جنگ با اطلاعات غلط/P. W. Singer and Emerson T. Brooking، “LikeWar: The Weaponization of Social Media”، (New York: Eamon،
لینک های مرتبط :


              نابرابری اجتماعی درکنگان: یعنی؛بنی آدم اعضای یک "پیکر" نیستند؟
      ‏2+2 ‏ درهمه ی شرایط  مساوی با 4 نیست ‏ مثلا‏ آیا :‏ دومرد بعلاوه 2 مرد ‏=‏ 4  مرد می شود!  جواب:  طبعاً همیشه اینطور نیست‏.‏ این حاصل جمع درست نیست مگر اینکه دروزن و قد و همه ی ویژگیهای دیگر دوطرف جمع مساوی باشد ؟!
 و همینطور قابل تعمیم است  ونه یک سیب+‏ سیبی دیگر - ونه خربزه+‏ خربزه‏ ی =2 می شود و....  البته در حوزه دانش ریاضی نمی توان به نتیجه بطورقاطع درصحت اینگونه محاسبه وخطای آن پرداخت‏!‏اما درسایر عرصه ها چرا؟  ممکن است دلیل اینکه  برخی جمع 2 + 2  را  4 بنویسند اما 5  بخوانند. همین باشد!
در واقع اینگونه افراد نامزد جائزه  ریاضی نوبل نیستند  بلکه  شایسته ی بی رقیب برنده شدن در جائزه ی بازیگری برتر اسكارمی باشند
در قرن گذشته، نابرابری اقتصادی درجهان اول با منحنی شکل( U)مشخص شده است - با شروع منحنی ازبالا به پایین، سپس اوج گیری به شدت افزایش پیدا می کند ودر واقع در همان قالب ثابت مانده است و اکنون بنظر می رسد به شکل( V) درآمده باشد؟!
  اقتصاددان فرانسوی توماس پیکتی برای توضیح این منحنی و  داده ها ی مرتبط با آن  پس از تاکید بر استدلال می گوید: که تمایل  به حفظ نابرابری اقتصادی یک ویژگی ارثی از "سرمایه داری"  که همین روند شکاف ها را عمیق تر کرده  است.
     چگونه "نابرابری" در آزمایشگاه ها وکارگاههای اقتصادی شکل می گیرد؟
 برای مثال در  شهرستان ما ، کنگان، ممکن است یک فرد با تحصیلات متوسط وجود داشته باشد که دسترسی به یک رشته ی دانشگاهی معتبر ندارد، کار ساده ای دارد، به اندازه کافی درآمد کسب می کند، و بناچار در خانواده کم بضاعت زندگی می کند.
 در نزدیک به او، در یکی از محلات ثروتمند شهر، یکی دیگر از فارغ التحصیلان از یک دانشگاه  بارشته ی معتبر، یک کار به خوبی دست پیدا می کند و یک پتانسیل اقتصادی بالا برای دسترسی به تمام امکانات دارد .و از طرفی ممکن است دو فارغ التحصیل  دریک رشته و از دودانشگاه همسطح  جویای کار باشند ولی یکی از این دو بنا به روابطی بسرعت مشغول کار شود. و آن دیگری  بیکار بماند؟ و بهمین ترتیب در در بسیاری از سطوح وطبقات اجتماعی مختلف در جهت برخورداری از فرصت ها، تحصیلات، کارودرامد ودستمزد،درمان، تسهیلات و خدمات اداری و شهری و....می توان شاهد میزان زیادی از نابرابریها بود.
 این پدیده (نابرابری) منعکس کننده سیاست های ناعادلانه یا ضعف عمومی است که برفضای شهر ستان  مستولی است . آیا  حجم آسیب ها وتهدیدات ناشی از  این پدیده را از نظر فرهنگی ، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی  را می توان تصور کرد؟
مفهوم نابرابری چیست؟
نابرابری طبقاتی، نابرابری‌ِ را شامل می شود که ریشه در ساختار زندگی‌ اقتصادی داشته باشد و به عملکرد متفاوت اقتصادی مربوط می‌شود و ممکن است از راه  عدم نظارت صحیح نهادهای اساسی اجتماعی و قانونی هر دوره تداوم یافته و تشدید شود. مفهوم نابرابری با نظریه های عدالت اجتماعی ارتباط دارد و به توزیع نابرابر دسترسی به فرصت ها و ثروت در میان اعضای یک جامعه اشاره دارد. به عنوان مثال؛ دست کم:
10 درصد از جمعیت،30 درصد از درآمد عمومی را دریافت می کنند
و 50 درصد از جمعیت،  12 درصد از درآمد عمومی را  بدست می آورند.
در حالی که بهینه موضوع به این معناست که هر سهم  بخش جمعیتی تقریبا نزدیک به  سهم درآمدی دیگر بخشها ی جمعیتی باشد( منهای تفاوت های فردی )موردی برای نمونه درباب تخصصی و غیر تخصصی ویا اختصاصی وغیر اختصاصی.
10٪جمعیت = 10٪ یا 12٪ از درآمد  عمومی دریافت می کنند،
ویا  50٪ از جمعیت 50٪ یا 60٪ از درآمد عمومی را دریافت می کنند.
و برهمین پایه یکی از نشانه های جامعه توسعه یافته میزان دریافتی سرانه نقدی ومحیطی در عرصه های مختلف( فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی ودرمانی، خدمات و...) با معیاری متناسب استاندارهای تعریف شده است.
 
تنوع نابرابری اقتصادی از مناظر متعدد عبارتند از:
1. نابرابری درآمد
درآمد به همه چیزهایی که فرد به طور منظم با آن مواجه می شود، اشاره می کند؛ شامل دستمزد، حقوق بازنشستگی، بهره بانکی، بازپرداخت سهام و اجاره، و نابرابری درآمد یعنی توزیع نابرابر درآمد در میان اعضای یک جامعه واحد.
2. نابرابری در پرداخت / دستمزد:
نابرابری در دستمزدی كه در آن كاركنان حقوق مشابهی برای شغلهای مشابهی به دست می آورند، صورت می گیرد، و دستمزد می تواند از یك مرحله تا مرحله ی دیگر برای یک شغل متفاوت باشد یا با توجه به شرایط غیرواقعی متضارب باشد.
3. نابرابری در ثروت
ثروت به کل مبلغ دارایی های یک فرد یا خانواده اشاره می کند و ممکن است شامل دارایی های مالی مانند اوراق قرضه، سهام، اموال منقول وغیر منقول و حقوق بازنشستگی خصوصی باشد. بنابراین نابرابری در ثروت به توزیع نابرابر دارایی ها در یک گروه از افراد همان جامعه واحد اشاره دارد.
4. نابرابری فرصت ها
نابرابری در فرصت ها  خود منبعی برای سایر انواع نابرابری می شود. برای مثال،زمانیکه همه ی داوطلبان کیفیت تحصیلی به زمینه ی مساعد دلخواه یا  وقتی افراد دارای تحصیلات  یا مهارتهایی  باسطح بالا به  بازار کار دسترسی برابر ندارند، آنها  به شرایط مساوی درنقش آفرینی  دست نخواهند یافت و یا  نقش کاری خود را تامین شده  نمی بینند.
  نابرابری در اقتصاد چگونه ایجاد می شود؟
نابرابری در درآمد، امتیازات ومزایا و فرصت ها بوسیله چندین عامل مربوط به افراد خاص، موسساتی که در آن فعالیت می کنند، تنظیم بازار کار خود و برخی سیاسات دولتی  ویا گریزگاههای قانونی ایجاد می شود.
1.  نابرابری در بکارگیری سرمایه انسانی
حقوق و دستمزد که توسط افراد یا ثروت آنها به دست می آید، با توجه به اندازه سرمایه گذاری انسانی که  آنها زمینه ی مراجعه مساعد به آنها دارند ارائه می شود متفاوت است، بنابراین آموزش عالی و رشته تخصصی،برخی  مدیران ارشد ومیانی و مدیران محلی بانفوذ یا منتخبین مردم در مجلس وشورا  نقش خود را در گسترش و بازتولید سیستم کار،  پذیرش و دستمزد بصورت سازنده بازی نمی کنند.
به عنوان مثال، تعریف دامنه ی برابر بین طبقات کارجو ویا شاغلین، نقش خود را در صورتی که میزان تقاضا وشرایط افراد در یک جامعه برابر است، نقش خود را  فراگیر ایفا نمی کند.
2 .عدم تعادل بازار و نوسانات کار
تحولاتی خواسته یا ناخواسته در بازار کار وجود دارد که بر تفاوت های درآمد صنوف و دستمزد کارگران وکارکنان تأثیر می گذارد . تغییرات تولید ، توزیع ومصرف وهمچنین شرایط کلی اقتصاد وپیمانها ونداشتن الگوی « حمایت از درآمد ها »  با گسترش نو سانات ارزی و تجاری، جذب نیروهای غیر بومی  دیگر و... همه برپایداری درآمد وقدرت خرید شهروندان تاثیر می گذارد.
3. عقب نشینی غیر مجاز
هرچه کارآیی سازمانها  ودستگاهها در برنامه ریزی بالاتر باشد صنوف ،کارکنان و  کارگران بیشتری دستمزد حقوق و درآمد منصفانه تری کسب می کنند. هنگامی که یک کسب و کار با مدیریت ضعیف و سفارشات دست بالائی برای انعقاد یک پیمان  تنظیم می شود ممکن است تفاوت های دستمزد ناعادلانه را در میان کارگران پیدا کنیم(قانون کار نادیده گرفته می شود) ، زیرا بعضی از پروژه ها  تنها با توصیه ی موقتی کارفرمایان ایجاد می شود. تضعیف دستگاههای متولی اشتغال و ناتوانی آنها برای  تعامل و یا مذاکره با کارفرمایان  فرصت های لازم  را برای نابرابری تقویت می کند. برای مثال سالهای گذشته قبل از عید نوروز بسیاری از کارگران بومی تعدیل و تسویه شدند؟!
  4. کاهش نقش حمایتی ونظارتی دولت ومجلس وسایر نهادهای مرتبط :
  نوع نگاه دولت  به اقتصاد منجر به کاهش نقش آن به عنوان مدیر توزیع درآمد سود و دستمزد و مزیای  آن در بازار آزاد  میشود. این امر منجر به انتخاب الگوهای  صرفاً دید طولی ونه عرضی در جامعه می شود - که بیشتر از سوی بازار آزاد و سرمایه داران حمایت می شود - که بنوعی باعث افزایش نابرابری در میان افراد می شود. کاهش سهم شهروندعادی از طبقه کارگر وبازاری یا کارکنان جزء از  ثروت منجر به کاهش ظرفیت  درمان نابرابری  می گردد.
در بخش خصوصی، میزان امنیت شغلی کارکنان کاهش می یابد و حجم اشتغال در مقایسه با بخش دولتی کاهش می یابد.
                زیان نابرابری چیست؟
نابرابری تهدیدات و زیان های مستقیم و غیر مستقیم را برای اقتصاد واجتماع ایجاد می کند.  سرمایه انسانی  را به دو بخش برخودار وغیر برخودار ویا فعال وغیر فعال تقسیم می کند  و زیان های اقتصادی را به همان اندازه که این ظرفیت انسانی می توانند تولید کنند، ایجاد می کند.
نابرابری همچنین می تواند به دلیل  حرمان و محرومیت  به نارضایتی  منجر شود، که منجر به تلفات اموال، دارایی ها وبروز تهدیدات بر منابع انسانی در اجتماع  و اقتصاد شود.
در آغاز قرن 21، برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) توانست یک معیار جامع  کمی را در زیان ناشی از نابرابری، تفاوت بین شاخص توسعه و شاخص توسعه  نسانی معرفی کند.
این برنامه دو شاخص را نشان می دهد: HDI، که میزان پیشرفت هایی که در توسعه کشور از طریق بهداشت، آموزش و  سرانه درآمد حاصل شده است، و سپس  IHD I، که برابر با مقدار توسعه یا شاخص توسعه منهای نابرابری است، اندازه گیری می شود. بنابراین نابرابری تفاوت بین دو شاخص بوده و نشان دهنده میزان تلفات وخسارات در توسعه انسانی می باشد...

چگونه با نابرابری مقابله کنیم؟
به نظر می رسد بهترین و موثرترین نقطه شروع  در این پروسه افزایش آگاهی عمومی و همیشه نقش  مجلس و دولت در اتخاذ سیاست هایی است که بیشتر به طبقه فقیر و متوسط  اهتمام داشته  و از طریق یک سیاست مالی منصفانه و سیاست های منصفانه عمومی که شامل حمایت همه جانبه  از طبقات میانه و فقیر برای تامین نیازهای مناسب زندگی است، که با استعانت از بهبود قابلیت های بخش دولتی وخصوصی قابل اجرا می باشد.
همچنین باید مشتاق به تضمین ارائه فرصت های برابر در آموزش و تکمیل فرایند توسعه ی مهارتها  برای همه اعضای جامعه و سرویس دهی عمومی در اطلاع رسانی شفاف داده های بروز شده ی مورد نیاز ، گسترش مقررات  تسهیل کننده جذب وپذیرش طرح ها وپروژه ها، توزیع عادلانه امتیازات ، توسعه ی  توانایی بخش خصوصی  مطابق با استانداردهای ملی و بومی درسرمایه گذاری و توسعه کارگاههای دانش بنیان و...
همچنین لازم است به این نکته اشاره شود که  میراث نابرابری را از نسلی به نسل دیگر  بر اساس جغرافیایی مختلف منطقه، منتقل می شودکه عموماً  بومیان را برای رسیدگی به امور مورد علاقه در این عرصه به حاشیه  می راند و شکاف نابرابری را بیش از پیش عمیق تر می کند.
آنچه باقی مانده  دراین مسیر است که می گویند : در راه  مبارزه با نابرابری نیاز به یک محیط انعطاف پذیر  وفضای مشحون از تعامل عمومی، و سطح بالایی از شفافیت، و تلاش نهادهای نظارتی رسمی فعال می تواندبه ثمربخشی این فرایند کمک بیشتری نماید .
بنابراین  "برابری " برفراز قله ی کوهی بلند قرار دارد  که او برعرش خود ساكن است حرکت نمی کندوبسوی ما نمی آید، تنها مارا می خواند  هرکه می خواهد به آن دست یابد باید بسوی آن برود این رویه ی است که باید به آن اهتمام ورزید.
  




نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/نابرابری اجتماعی درکنگان: یعنی؛بنی آدم اعضای یک "پیکر" نیستند؟/برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) / IHD I، HDI،
لینک های مرتبط :


 
کتاب جدید آمریکائی: لیبرالسیم؛ شکست خورده است.
ضد  هویت ملی:
چرا لیبرالیسم موفق به صادرکردن مدل خود به خارج از آمریکا نشد؟

 نویسنده استاد علوم سیاسی دانشگاه : جان جی میرشایمر
   جان جی . میر اشمایر(John J. Mearsheimer) استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، در کتاب جدید خود، "توهم بزرگ: رویاهای لیبرال و واقعیت بین المللی"، به دنبال توضیح این  مطلب است که چگونه لیبرالیسم موفق به صادرکردن مدل خود  به  خارج از مرزهای  آمریکا نشد و درادامه آنچه سیاستمدار ایالات متحده باید برای جلوگیری از آن انجام دهد را در  بررسی این شکست تشریح کرده است.
: از زمان پایان جنگ سرد، سیاست خارجی ایالات متحده بدون در نظر گرفتن توازن قدرت بین المللی و هویت ملی که در برخی از کشورها حکمرانی می کند، چشم انداز لیبرال را در جهت گیری های خود دنبال کرده است و نتیجتاً  پیامدهای غلطی  بدست آورده است که موجب جنگ بیشتر برای جهان شده است و   نه تنها به صلح و امنیت بین المللی کمکی نکرده است بلکه آن در معرض هرج ومرج و تباهی قرار داده است....

لیبرالیزاسیون( لیبرالی کردن سایرکشورها) :

 نویسنده مذکور در کتاب خود؛ سلطه امپریالیستی را به عنوان یک استراتژی بلندپروازانه توصیف می کند که در آن دولت  آمریکا قصد  داشت و دارد تا بسیاری از کشورها  را براساس سیاست خود به دموکراسی های لیبرال  دلخواه خود تبدیل کند  و در عین حال درقالب آن،مدعی بود که با  ترویج اقتصاد بین المللی باز و ایجاد نهادهای بین المللی در نهایت با  طرح هدف ایجاد جهانی امن مورد نظر خویش،  با کاهش جنگ ها و  بهبود رژیم عدم  گسترش تسلیحات سلاح های کشتار جمعی و تروریسم و کاهش نقض حقوق بشر، امن تر و پایدار تر بنمایاند؟!
درحالیکه، این دیدگاه  طور کامل اشتباه است زیرا ابرقدرت ها ی دیگر به ندرت به دنبال سیاست های گسترده لیبرال هستند، به ویژه در سیستم دوگانه یا چند قطبی، زیرا در این مورد انتخابی واحد وجود ندارد تمرکز بر قرار دادن آن در تعادل قدرت جهانی، با توجه به دستورات  عملگرایانه  بقای  ترس استعماری، سلطه  و  حمله به آنها از سوی دیگر قدرت های بزرگ دیگر حفظ شده است . بنابراین، قدرتهای بزرگ، رفتارهای پرخاشگرانه خود را درمقابل گفتمان لیبرال ها  حفظ می کنند، به این معنی که  ممکن است آنها  صرفاً مانند لیبرال ها صحبت کنند  اما مانند واقع گرایان عمل می کنند.
در مورد سیستم  تک قطبی، قدرت های بزرگ می توانند سیاست خارجی  متکی بر لیبرالیسم را دنبال کنند که موجب  شود که آنها در امور داخلی کشورهای دیگر برای ترویج دموکراسی دخالت کنند.
  نویسنده معتقد است:  که سلطه لیبرال، اهداف خود را به دست نخواهد آورد وحتماً  با همه هزینه های  سنگین شکست خواهد خورد و  دولت لیبرال وارد جنگهای بی پایان خواهد شد. این ادعا  همچنین با ملیت های ناشناخته ای درگیرشده و آنها  را به همراه نخواهد داشت و سطح درگیری در سیاست های بین المللی را افزایش می دهد و به کاهش آن منجر نخواهد شد....
علاوه بر این، مسلما رفتار نظامیگری دولت آمریکا ارزش های لیبرال خود را که خواستار حل مسالمت آمیز اختلافات است تهدید می کند و حتی اگر دولت لیبرال اهداف خود را در جهت گسترش دموکراسی در داخل و خارج از کشور، ارتقاء ادغام اقتصادی و ایجاد نهادهای بین المللی به دست آورد، صلح جهانی هرگز محقق نخواهد کرد زیرا  جوامع با ایدلوژی خاص و اصرار برهویت ملی و حقوق فردی که برای خود قائلند و براساس فرهنگ خود آن را تعریف کرده اند  با روند نه گفتن به لیبرالیسم در مقابل آن موضع سختی گرفته و با آن مبارزه می کنند...
شکست لیبرالیسم آمریكا:
  "سیاست خارجی آمریکا  بویژه از سال 1993 تا 2017" که به  تغییر جهان از  دیدگاه ایالات متحده پرداخته بوددست آخر؛  از خوش بینی  یک ابرقدرت قادر به رهبری نظم بین المللی در پی فروپاشی اتحاد شوروی سابق منجر به بدبینی در مورد ناتوانی در حفظ صلح ثبات بین المللی پایان یافت. برای مثال در خاورمیانه و اوکراین، عراق ، سوریه وافغانستان وغیره  وحتی اروپا چیزی جز نابودی وخرابی و احتمال روز افزون جنگ وهرج ومرج اثری بجا نگذاشت. در واقع هرجا لیبرالیسم با مقاومتی روبرو شد در مقابل آن بشدت شکست خورد. و سیاست لیبرالیسم ابزاری برای جنگ و ناپایداری شناخته شد.
 میراشمایر یاد آور می شود : درپایان لازم است ؛ نخبگان آمریکا  با  بیدار شدن و درس گرفتن از شکست های متوالی لیبرالیسم درجهان وشناختن حدود مرز خود و  دورشدن  از تحمیل هزینه های سرسام آور،  بی نتیجه ی آن برمردم آمریکا آن راهبرد معیبوب را کنارکذاشته و به واقعیت موجود و ارزیابی صحیح از هویت ملی خود ودیگر جوامع بپردازند.
 تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع:

John J. Mearsheimer, “The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities”, (New Haven: Yale University Press, 2018)
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/خلاصه ترجمه کتاب/John J. Mearsheimer، “The Great Delusion: Liberal Dreams and International Realities”، (New Haven: Yale University Press، 2018)،
لینک های مرتبط :


                 یادگیری تفکر انتقادی، باعث می شود شما باهوش تر باشید .. چگونه؟

 سایت سایکولوژی تودی (Psychology Today) : بعضی از خوانندگان ممکن است فکر کنند که لازم است فرد باهوشی باشند که بتوانند فکر انتقادی داشته باشند، اما نتیجه منطقی این است که با یادگیری تفکر انتقادی شما  هوشمندتر خواهید بود.
 اینگونه  با عبارات بالا دکتر "ویلیام آر.کلم-William R. Klemm Ph.D "  مقاله خود در  سایت مذکور، آغاز می کند : "این فرض که فرد می تواند یاد بگیرد به طور انتقادی فکر کند (یعنی هوشمند بودن) یک فرض معتبر است. امیدوارم  بتوانم به شما نشان دهم که چگونه می توانید با یادگیری مهارت های تفکر انتقادی  هوشمند باشید .
از خودتان بخواهید که به طور انتقادی فکر کنید
وقتی به خواندن  مطالب یا گوش دادن صحبت های دیگران  مشغولید خود را  وادار کنید توجه بیشتری داشته و یا با اطلاعات و داده های پیش رو  کلنجاربروید. سوالاتی که  در اینجا مطرح می کنید مشارکت شما در این عرصه را تایید می کنید
بیاموزید که چرا اشتباهات در  چرخه ی افکار شایع می شوند؟
: متأسفانه - اکثر بزرگسالان حتی در کالج ها و دانشکده ها  منطق را مطالعه نمی کنند، ممکن است  دوره های  مرتبط کالج اختیاری باشند، اما منطق و حس مشترک ممکن است کافی باشد. در اینجا  به برخی از جدی ترین اشتباهات تفکر اشاره می شود:
جذب قدرت و یا اجماع شدن (چشم بسته) : تلاش برای  تبرئه ی  نتیجه گیری که توسط تعدادی از افراد یا  صاحبان نفوذ که عقیده مشابهی دارند، توجیه می شود.
- شواهد انتخابی: هر گونه انتخاب اطلاعات و شواهد که از نقطه نظر خاصی پشتیبانی می کند و   شواهد و استدلال هایی که از دیدگاه مخالف پشتیبانی می کنندنادیده گرفته شوند  نویسنده اشاره کرده است که این روش نه تنها ناعادلانه است بلکه مضر نیز هست، به طور کامل، معمولا  برخی نکات صحیح جذب می شود.

- استنتاج دایره ای: هر نتیجه گیری از نتیجه بحث برای حمایت از استدلال. این خطا معمولا زمانی اتفاق می افتد که فکر می کنید شواهدی را از دست داده اید.
 - (وابستگی)تعصب شناختی: برای دستیابی به دیدگاه خاص یا موقعیتی با پایداری ، زمانی که امکانات دیگر در دسترس هستند. برای مثال، برخی از  شطرنج بازان  ماهر ممکن است زمانی که یک تاکتیک بهتر در دسترس است، از مانور صوری خوبی استفاده کنند.
 - خلط کردن (اشتباه ارتباط و علیت): هنگامی که دو چیز  باهم اتفاق می افتد ، به ویژه هنگامی که  موردی با فاصله ی کوتاهی قبل از دیگری اتفاق می افتد، فرد نتیجه می گیرد که یکی از علت های  مورد دیگر بدون  علت مستقیم  بر سببیت است، و این فرض توجیه پذیر نیست. " زیرا دلیل هر دو رویداد می تواند متفاوت   و چیز دیگری باشد. به عنوان مثال: باران  و رعد و برق با هم اتفاق می افتد  اما به نظر می رسد با هم حادث شده اند ، اما  هیچکدام  باعث  اتفاق دیگری نیستند.
- ( نتیجه گیری انفرادی)اشتباه منحصر به فرد: نادیده گرفتن شناخت عناصری از سازگاری در چند ایده یا افکار به ظاهر متناقض. مهم است بدانیم که این ایده ها ی مستقل، سازگار یا متقابل منحصر به فرد (متقابلا منحصر به فرد) هستند. به عنوان مثال: مفاهیم تکامل و خلق معمولا به عنوان مفاهیم متقابل منحصر به فرد استفاده می شود. با این حال، اعلام کرده اند که عناصر رایج و سازگار با شیوه های دیگرمطابقت دارند.
- انحصار در تشبیه بدلی: ایده را با یک مقایسه موازی مطرح کردن، در مقایسه ی   سیب را با پرتقال توضیح دهید. هرچند شبیه سازی ها و استعاره ها ابزار قدرتمندانه ای هستند، اما آنچه که به آن اشاره شده، برابر نیست.
 - نتیجه گیری جهشی:   استفاده از چند واقعیت قلیل برای رسیدن به نتیجه نهایی، این وضعیت به دلیل ناتوانی درطرح، تفریق و آزمون فرضیه هایی که برای رسیدن به نتیجه استفاده می شود، اتفاق می افتد، شایع ترین  عارضه ی آن در این است که به جایگزین فکر نمی کنید.
- تعمیم بیش از حد: این فرضیه که  موضوعی برای کسی درست است، بر شخص یا چیز دیگری اعمال می شود. به عنوان مثال: برخی از دانشمندان که به  مطالعه اراده آزاد می پردازند ادعا می کنند که روند تصمیم گیری برای فشار دادن بردکمه کنترل  برای تصمیم گیری پیچیده تر است.
                         یادگیری استراتژی های خاص
-افکار خود را بشناسید و به طرف های  تعامل توضیح دهید که نیاز به تفکر دارند. این هنر درونی است. این تمرکز بر ادراک فرد از میزان اموری است که او مانند: توجه، تمرکز، تعصب، بی طرفی ، حالت احساسی وهیجانی، اکتشاف گزینه ها، تفسیر یاتعبیر و اعتماد به نفس ، در خود تکیه دارد.
- توانایی  تمرین بر تمرکز  در یک دنیای چند کاره ، توانایی دانشجویان و ... برای تمرکز معمولا محدود است. زیرا آنها به خوبی گوش نمی دهند و ذهن آنها به راحتی منحرف می شود و معانی را از چیزی که آنها به خوبی می خوانند ، استخراج نمی کنند.
از استدلال مبتنی بر شواهد استفاده کنید. عقیده (نظر) و حقیقت را باهم  اشتباه نگیرید. یعنی وقتی دیگران چیزی را ادعا می کنند، بدون تایید شواهد آن را قبول نکنید و سپس شواهدی را علیه این ادعا  جستجوکرده ومطرح کنید.
- گم شده(حلقه ی مفقوده ) چسیت؟ آن را انتخاب کنید یعنی  برای شناسایی نکات مهم که در گفت وشنود یا خواندن ذکر نشده اند. این معمولا زمانی اتفاق می افتد که کسی تلاش کند شما را  با دیدگاه خود متقاعد کند.
-مطرح کردن پرسش ها و پاسخ های مرتبط  (سناریوهای احتمالی و سوالات مرتبط متنوع )
تهیه وترجمه: نجوای کنگان
منبع:  https://www.psychologytoday.com/us/blog/memory-medic/201710/how-learn-critical-thinking#




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/منبع: https:/ (Psychologدکتر "ویلیام آر.کلم-William R. Klemm Ph.D " y Today)/www.psychologytoday.com/us/blog/memory-medic/201710/how-learn-critical-thinking#،
لینک های مرتبط :



برداشتهای ناصواب و غیرتفسیری ازمعنی آیه
  "لااکراه فی الدین"درآیه الکرسی سوره بقره

نگارش:اسمعیل مختارپور
دوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث
آذرماه نودوهفت
دین ومذهب به دلیل دارابودن پایگاه مهم اجتماعی وفکری همواره دارای نقشی اساسی درزندگی مردم داشته ، دارد. قوانین والزامات آن ملازمت تام بافطره وشاکله هیئت انسانی داشته، بنیادهای فکری واوامراخلاقی وعملی مردم درطول تاریخ برآن بنانهاده شده است.
- لذاپایه اساسی وفکری وجهان شمول آن همواره مدنظرمردم بوده وسعی شده و اوامرونواهی دین برآن پی ریزی شده  برای سعادتمندی دنیاوآخرت مردم می باشد،
-وهمواره دین ازمردم خواسته مسائل،موضع گیریها وواقعیتهاراسطحی وقشری نپذیرند،زیراشناخت ومعرفت تعالیم دینی ، همواره مدعی پاسخگویی به تمام نیازهای مادی ومعنوی بشری درطول اعصاروتاریخها بوده است..
  بنا به دلیل اصالت  وکامل بودن وعدم تحریف موضوع، پایگاه مردمی وشرافت ومعنویت متن ونصوص قرآنی همواره دراذهان عمومی به بحث،نظرکنکاش وحتی چالش کشاندن، وزیرسوال بردن آیات منجرمی شود.
-طبق برداشت ظاهروروخوانی قرآن درآیه الکرسی، فرددر پذیرفتن دین کاملا آزادومختاراست ومی تواندنپذیردوقبول نکند.زیراخداوندخود فرموده است (لااکراه فی الدین)ازسویی ویژگی مهم این نصوص دینی مخصوصاًدر اسلام مبری بودن ازهرگونه تحریف وانحراف وحتی پاسخگوی دقیق به شبهات علمی وهمی وحتی خرافی مخاطب می باشد
- آنچه درمیان مردم کوچه وبازاروانجمن هاومحافل روشنفکری دانشگاهی مطرح می شود به چالش وزیرسوال بردن آیه256سوره مبارکه بقره است لااکراه فی الدین ...بنظراینان،ازاین آیه  صرفاً چنین برداشت وقرائت می شود
که فرددرپذیرش دین  مختاروآزاداست.وهر جورکه می خواهدمی تواندعمل کندوبپذیردویاردکند،  فهمیده می شود.
ودربرداشت ترجمه ،تفسیر، وفن استفاده، وعبارات استنباطی وتفسیری به فاکتورهایی تفسیری مثل عبارتهای محکم ومتشابه،مجمل ومقید،اسباب وشان نزول، ناسخ ومنسوخ وسایرمواردنیازنیست.،وحتی به ادامه خودآیه مذکورآنجایی که می فرماید: "قدتبین الرشدمن الغی"نیزتوجه ندارندواین طوروانمودمی کنندکه هرزمان ودرهرجاعقایددینی ومذهبی طبق ظاهر همین آیه پذیرش آن جنبه آزادودموکراتیک دارد.وهیج فکروفردی قدرت بازدارندگی افرادوکوچ اجباری آنان به تفسیروقرائت ازمذهب ،بجزخودفردندارد.
درنگاه اول شایدهم من حیث ظاهرادعاوبیان این افراد خوش توجیه، شیرین باشد.اماباتوجه به تفسیرتخصصی آن ومدنظرداشتن ذیل خوداین آیه وحتی سایرآیات قرآن وتاریخ شان نزول آن نه تنها این چنین ساده نمی توان برداشت تفسیری کردکه هیچ ،بلکه اگردین و تمام برداشتها وقرآتهای دینی به غیرازدین اسلام ختم شود،فرداززیانکاران خواهدبودونتیجه ای جزخسران وضرردردنیاوآخرت دربرندارد.
 درپایان به تاریخ شان نزول این آیه اکتفامی کنم امیداست عزیزان بامراجعه به متن ونصوص تفسیر برداشت مفسرین راخودمطالعه ومطمح نظرقراردهند
 شان نزول *آیه لااکراه فی الدین قدتبین الرشدمن الغی درآیه الکرسی به نقل ازتفسیرنمونه ج ا ص 231
مردی ازاهل مدینه به نام ابوحصین دوپسرداشت. برخی ازبازرگانانی که به شهر مدینه مبادله  کالاو  وردآن داشتند،هنگام برخوردبااین دوپسرابوحصین،اینان رابه آیین مسیحیت دعوت می کردند.پسران نیزتحت تاثیراخلاقی دعوت بازرگانان درامدند، پدرشان ابوحصین ناراحت شد،ونزد رسول خداشکایت بردوخواست پیامبرباقهرواجبارآنان رابه مذهب خودبرگرداند؟آیه نازل شدواین حقیقت رابیان داشت.که درگرایش به دین زورواجباری درکارنیست.نه اینکه هرلحظه وهرزمان که فردباهربرداشتی وهرذائقه نفسانی وحیاتی دوست داشته تغییردین وآیین بدهد.وخودفهم آیات قران وامرتفسیرراشخصا استنباط کند ومدعی دریافت حقیقت معارف دین شده است.
 آیه الکرسی درواقع مجموعه ای ازتوحیدوصفات جمال وجلال خدامی باشدکه اساس دین راتشکیل می دهدو درتمام مراحل بادلیل عقلی قابل استدلال است ونیازی به اجبارواکراه نیست.چون به دنبال ان ایه می فرمایدقدتبین الرشدمن الغی یعنی راه درست ازبیراهه آشکارشده است.این آیه وادامه آیه آیت الکرسی،پاسخ صریحی به آنهایی است که تصورمی کننداسلام ودرتمام  مواردجنبه تحمیلی واجباری داشته وبازوروشمشیروقدرت نظامی پیش می رود.زیراهمانطورکه درادامه آیه می فرمایدراه رشدازگمراهی روشن شده است.
 مگرمبنی تشخیص راه هدایت، رشدعقل نظری سلیم نیست که طبق حکمت خالق دروجودوذات بشرتعبیه وقرارداده شده است که سیستمی هماهنگ وروشن گرراهی است برای ادامه حرکت تکاملی روبه  جلو  وفرمانده اکتساب وورودبه جامع لذات واقعی وپایداردرعالم دنیاست.
  واین عقل موافق بافطرت وگرایشهای عالی درونی انسانی است که درهمه افرادبشری هماهنگ وهمسوویکسان داده داشته است.ولذاخداوندبه وسیله عقل که راهنمای درونی فردی است،خواسته انسان هدف متعالی خودراتطبیق دهدودرموضع گیریهای واعلام نظرهمواره اعضاء وجوارح بدن درزیرمجموعه عقل سلیم بحرکت روبه جلو وصواب ادامه حیات دهدومسولیت این اعضاء درجهت ادامه زندگی واستفاده ازلذات هستی زیرمجموعه عقل سلیم قرارداده است واین امتیازسالم انسانی ازهیچ فردی سلب نمی شود
  خداونددرسوره آل عمران آیه 85
می فرماید:
ومن یبتغ غیراسلام دینافلن یقبل منه وهوفی الاخره من الخاسرین
که اتفاقافردمی بایست بااستفاده ازابزارعقل وفطرت خودکه بصورت هدیه فیضی دردرون بدن فردبه مثابه معیار،میزان ومفتاح قرارداده شده است،استفاده کند تافردحتی اگرمثلابراثرضرورت وعدم دسترسی به منابع مطالعاتی  ومفسرین کتاب الهی،خودعقل سلیم ساده خودرابکارببردوبتواندصحت این انطباق وتساوی آن درتمامی مواردحیات به اسانی مشاهده کند وبسادگی راه سعادتمندی خودازبیراهه های مکاتب ساختگی ذهن واندیشه بشری معاصربرهاندزیرا دین جای هیچ گونه شک وشبهه ای وسوال بدون پاسخی برای مردم، باقی نگذاشته است.

نگارش اسمعیل مختارپوردوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث آذرماه نودوهفت



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :