دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

این تابستان گذشت اما....

تاریخ:چهارشنبه 28 شهریور 1397-10:00 ب.ظ

 این تابستان گذشت اما....
 داده های علمی، این تابستان واقعاً داغترین بود ...

وب سایت " Science Focus"  گزارشی تهیه شده توسط "دان میچل" متخصص امور  آب و هوا  در توضیح دلایل اینکه چرا این تابستان به شدت گرمتر از تابستان سال گذشته بوده  را منتشرکرده است.
این گزارش می گوید : که این تابستان  روبه پایان در مقایسه با دمای بالای  ثبت شده ی سال های گذشته در نیمکره شمالی بسیار گرم تر بوده است مشاهدات امواج گرما در روی خشکی، درجه حرارت بالا ثبت شده در سمت راست، چپ و مرکز هر قاره تغییرات جدی  را دراین عرصه نشان می دهد. در روز 27 ژوئن عمان درجه حرارت شبانه را که  به کمتر از 42.6 درجه   نرسید ، بعنوان  رکورد جهانی برای بالاترین درجه حرارت در یک دوره 24 ساعته به نام خود ثبت کرد.
در  حوزه ی دریای سرخ، بویژه در  بخش صحرائی آن، بالاترین دما ی درج شد ه رکوردی میان همه ی  قاره ها ثبت کرده و  به 51.3 درجه رسیده است. در نقاط دیگر سیاره،  رکورد دمای محلی در مدارهای مختلفی مانند دایره قطب شمال، ایالات متحده، ژاپن، یونان و انگلیس شکسته شده است.
 ...
 درادامه ی این مطلب آمده است: که با تشدید گرما و خشکسالی،  بروز پدیده  آتش سوزی های جنگلی را به وجود آورده  و وقوع مکرر آن اجتناب ناپذیر است. در واقع بسیاری از مناطق جهان در این مرحله از دست رفتن فراوان منابع جنگلی و زندگی گیاهی وجانوری و حتی زندگی مردم را تجربه کرده است. نمونه ای واضح تر از یونان وجود ندارد، جایی که آتش سوزی های جنگلی آن از  جو بالای زمین  قابل مشاهده بود و بادهای قوی تقویت شده از این فاجعه، آتش سوزی ها سریع تر و خاکستر های پراکنده در صحنه هایی شبیه به صحنه های هالیوودی در فیلم هایشان پراکنده شده و جریان یافت و این اتفاق در جاده ها زیر یک آسمان پر از آتش های سرخ شوم بوقوع پیوست.
نویسنده  با اظهار تعجب می پرسد  که چرا در دنیائی  که تغییرات آب و هوایی به علت آلودگی ایجاد شده توسط انسان با بروز این حوادث آب و هوایی واقعا  شگفت آور نیست؟ لذا رعایت برخی از احتیاط ها در اینجا مورد نیاز است، چرا که با توجه به این واقعیت که زمین از زمان انقلاب صنعتی به میزان 1.6 درجه افزایش یافته است، شرایط آب و هوایی و دما و همچنین گرمایش جهانی می تواند نقش مهمی در افزایش  میانگین دمای هوا داشته باشد،که آثار آن در  تابستان امسال محسوس بوده است.
...
از لحاظ الگوهای آب و هوایی ،اغلب با توجه به جهت  گیری یک جریان وتداخل آن در جریانی دیگراز عوامل تاثیر گذار دراین ماجراست... که  تغییر آب و هوا   در مکان های خاصی یک اولویت مهم است، اما آن  نیز ثابت می کند که آن را یک مشکل خاص میدانند. توافق عمومی وجود دارد که شرایطی پنهان  وجود دارد که  که تابستان را طولانی می کند اما در حال حاضر ممکن است  که این شرایط در عرض جغرافیایی  کاهش یابد  وبا  مسدود کردن این سیستم در آن دایره به سمت قطب به دلیل تغییر آب و هوائی حرکت کند.
در پایان نویسنده این گزارش نتیجه می گیرد: که آینده ممکن است تعداد کمی از الگوهای نامطمئن آب و هوایی را  در خود داشته باشد، اما مسلما آنها الگوهای هوای گرمتر خواهند بود که باعث می شود که امواج  گرمای ایجاد شده، جنگل ها را  مانند تابستان امسال، در چند دهه پیش رو طعمه ی آتش خواهد کرد...
این گزارشگر  هشدار می دهد: که اگر ما اکنون نتوانیم شرایط آب و هوایی را ثابت نگه داریم،ممکن است 50 سال بعد در بولتن هواشناسی می خوانید که "هوا نسبتا سرد با دمای  گرم  در جنگل و آتش سوزی مشابه سال 2018  قابل مقایسه است."!  بنابراین  باید منتظر بمانیم تا ببینیم  چرا وچگونه تابستان خشن در "آینده" بسیار سخت تر است.
تهیه وترجمه:نجوای کنگان
منبع : What has been causing 2018’s summer heatwave?
نویسنده:  Dann Mitchel 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توسعه ی تفکر

تاریخ:چهارشنبه 28 شهریور 1397-06:10 ب.ظ



                                   توسعه ی تفکر  

 در راستای بهبود کارکرد نحوه تفکرمان مهم است که   فعالیت فکری خود را  طوری ساماندهی کنیم  تا بین سه اصطلاح که برای بیان آن تعریف می شود، تفاوت قائل شویم:
     سبک فکر کردن
این  بخش شامل ابزارهای مختلف تفکر مانند (تحلیل، مقایسه، توصیف، نتیجه گیری ، فرض ، اختصار، رتبه بندی، ترکیب  و غیره) است.
     تحقق فعالیت  مطلوب ذهن
آیا از  ابزار ها ی سبک فکر استفاده می شود؟
     بلوغ ذهنی
تحقق رشد ذهن تا وضعیت مطلوب با استفاده از  ابزار تفکر برای تولید وایجاد یک رفتار متوازن و یک احساس سالم).
شیوه های تفکر پیشرفته:
     تفکر " پرسشی "  با طرح سوالاتی از زمان ، محیط و فضای معاصر  - سعی  در جستجوی علل یابی ویافتن پاسخ هائی برای  آنها و ایجاد هم افزائی پیرامون آن سوالات دارد، از همه ی موضوعات  مرتبط می پرسد،مناسبت ،سود و زیان آ ن  را برای جامعه و مردم لحاظ  می دارد.
     تفکر خلاق یا"نوآورانه" بر مبنای اصول و مبانی بدیهی  قرار گرفته است که بر روی آن جزئیات و ایده های جدید ایجاد می شود.
     "تفکر انتقادی " بر پایه تمایز و وجوه افتراق نهادینه شده است که پاسخ های زمان گذشته را مورد سوال وبازبینی  دوباره  قرار می دهد و در صورت لزوم  پاسخ جدیدی درکنار آن  جایگزین می کند و از آن دستاورد وبدیل های احتمالی انتظار دارد که در زمان حاضر و آینده  نشان دهند که چقدر قوی وکارآ هستند.

     تفکر تفصیلی؛ 
تفکری"دقیق" است که به جزئیات وظرافت ها ی چند بعدی در امور مورد نظر توجه کرده و  این جزئیات را منصفانه بررسی می کند ..
    تفکر انعطاف پذیر؛انعطاف پذیری بمعنی داشتن نوسان و عقب گردو تردید داشتن و ناتوانی در تصمیم گیری ها نیست.بلکه انعطاف پذیری توانایی تغییرات ساده برای دستیابی به نتایج بیشتر یا پیشگیری از  بحرانی بزرگ و توانایی دقیق تر بدست آوردن مزایا و منافع  با کاهش معایب ونواقصات است.

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا و دفاع مقدس در امتداد آن

تاریخ:چهارشنبه 28 شهریور 1397-04:32 ق.ظ

     اسوه ی بنام حسین (ع) الگوئی از عاشورا  و حماسه ی دفاع مقدس

 جغرافیای کربلا  همه ی تاریخ را پشت سرگذاشت و تاریخ کربلا نگاه همه جغرافیا را تسخیر مکتب خود کرد نبردسال 61 هجری کربلا ،صرفاً یک جنگ در دو جبهه ی  نابرابر یعنی در قالب دو جریان حسینیان و یزیدیان نبود.بلکه تقابل نور باظلمت و عدالت طلبی با ستمگری- موحدان با مفسدان-  امران به معروف با تباه کنندگان دین - ناهیان ازمنکر با منحرفین غفلت زده و دانائی و پارسائی با جهل و زخارف زدگان دنیا - پاکی با پلیدی-  همه ی دین در مقابل همه ی دنیا  ... و در یک عبارت" اسلام ناب در مقابل اسلام یزیدی" بود ...
نتایج و توابع روشنگرانه   این واقعه در تجلی نهضت عاشورا  و پیامدهای دینی ، فرهنگی سیاسی بیدارگرانه ی  آن،  همچنان موضوع بحث محوری و تمرکزمبارزان آزاده  ومحرک جنبش های محرومین نه تنها در محرم وصفر  بلکه در اغلب رخدادهای  تاریخی جامعه ی مسلمانان وحتی برخی جوامع دیگر و  پس از آن  در رویدادهای دوران معاصر قرارگرفته است.  بطوریکه روز عاشورا بعنوان  نمادی روحیه آفرین ،برای نهضت محرومان و ستمدیدگان علیه ستمگران و روز پیروزی خون بر شمشیر تبدیل شده است.
براستی هر که حسین (ع)  را شناخته و فلسفه ی حرکت و نهضت اورا دانسته ، عظمت ارزش ها و فداکاری ها و ایثارگری بشری را درطول همه تاریخ درک کرده است و میداند که این انتخاب استوانه ی مستحکم برای زندگی فاخر و عزتمندانه است
   پرچم امام حسین (ع)  و علم ابوالفضل العباس(ع)  در هر بخشی از این آب وخاک و بردوش هر انسان پاک نهاد  به نمایندگی ازاجابت ندا ی "هل من ناصر   ینصرنی" در اظهار  همراهی  با هدف  مقدس و گرامیداشت یاد حماسه ی حسینی به فراز درمی آیدو بربلندای  اندیشه شکوهمند انسان وارسته به اهتزاز درمی آید  ودر واقع حمل پرچم امام حسین (ع)  جلوه ی از عزت طلبی و آزادگیست . و پیشانی بند لبیک یا حسین عشق به قیام حسینی  وسر نهادن در امتداد  آن  مسیری است که حضرتش برای حفظ دین جدش (ص) هر گونه ایثاری را سهل ومیسر می داند  و اینگونه بود که رزمندگان اسلام و جوانان ایثارگر خصوصاً  در الگو پذیری  از جانفشانی امام حسین (ع) ویاران وفا دارش  که در  حماسه ی ابدی تا روز قیامت جاودانه باقی خواهد ماند با شعار  "  هیهات من الذله" از انقلاب اسلامی و  سرزمین اسلامی  ارزشمندترین داشته ی خویش را که همان جان گرانقدر بود تقدیم نمودند.   زیرا  حسین در مفهوم  عام خود نامی متبرک ،انقلابی، غرورانگیز وندائی شورانگیز در میان امت محمد(ص)  و پیامی رسا و چشمه ی جوشان ونامحدود برای  گسترش مبارزات عقیدتی است..
 براستی نام حسین (ع)،انسان ساز در همه ادوار و عهدها  بعنوان منبع آزاد مردی و مرجع شرافت  بی نهایت، شناخته  شده است نام حسین همواره برای درهم شکستن ستمگران و متجاوزان  گرگ صفت، قوی تر ین  سلاح  حرکت ، مقاومت ، استقامت و پایداری، سلحشوری  در جبهه ی بطول وعرض تاریخ و کره زمین است ...
  درس های کربلا  الهام بخش  مختارثقفی ،  زید بن علی،و...   امام خمینی(ره) .  . و منشاء  حماسه شهیدان  وایثارگران و رزمندگان  دفاع مقدس ...   و بسیج  توده های ظلم ستیز  تا مدافعان حرم  و رزمندگان محورمقاومت است که در متن   نگاه عمیق وپرمعنای همه ی آنها نگرشی مقدس بر محور رهبری مکتب امام حسین (ع) خودرا برجسته نشان داده است.
 در دفاع مقدس هشت ساله از نوجوان 13 ساله به تاسی از قاسم بن حسن(ع) و جوانان 18 ساله به  پیروی از علی اکبر امام حسین و از سوئی حبیب مظاهر های سپید مو  یادآور سالهای دیرین نوحه وسینه زنی و خانواده های معزز ومکرم شاهد الگو گیری از زینب کبری در پیام رسانی ، درتبیین اصالت محتوای گفتمان انقلاب و دفاع از آن بمیدان امدند همچنانکه جانبازان عزیز هرجا که مصیبتی برایشان وارد شد.وخود را فدا کردند، گفتند: "ما راینا الا جمیلا" ...
قرن ها گذشت  تا همانگونه  که اصحاب امام در رفتن به میدان سبقت میگرفتند  در عصر حاضر  نیز رزمندگان اسلام  در طول دفاع مقدس در عبوراز میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن برهم پیشی بگیرند.صدها سال گذشت تا آرزوی احدی الحسنیین ( پیروزی یا شهات) بعنوان دستور العمل شبهای عملیات بلاجویان جبهه های غرب وجنوب باشد. 
چندین سده پشت سرگذاشتیم تا قمقه های ترکش خورده ی  شهدای غریب دوکوهه ، تداعی گر مشک سوراخ شده ی ساقی تشنگان کنار فرات باشد.    با هزار واندی  سال گذشته از آن ماجرا دوباره خیمه  ی دعا ونیایش در کنار قتلگاه های بلا وآزمایش برپا شود و  خضاب و خرامیدن سرو نازهای جوان در میان تاریکی نخلستان و  بی اعتنائی به خارهای طبیعی و مصنوعی مغیلان  بیابان و پیشانی گذاشتن برزمین برای سربه آسمان سائیدن  تاچفیه ی سرخ کنند و دشمن را مبهوت شهادت طلبی خود نمایند...  گرچه این روند چشمان مادران را اشکبار و نگاه واپسین خواهران را اندوه بار کرد اما جهان توانست عظمت وبزرگی   یاران امام حسین(ع) را در  61 هجری قمری را بوسیله ی عاشورائیان پاکباخته پیر خمین(ره) در سالهای دهه ی(شصت)  1360هجری شمسی  بمدت 8 سال از نزدیک نظاره گرباشد و ماجرای آزادگان سرافرازی که به اسارت در خیابانها ی بغداد و .... گردانده شدند...از دیگر تبلورهای پایداری بود که دنیارا متحیر ساخته بود  که برای دفاع از آرمان پسر فاطمه (س)  تحمل همه ی اینها ساده بود. ...
مردان مردی که در میان همه ی آتشباران دشمن از زمین و آسمان و دریا  پای عقب نکشیدند تا امروز که  عملیات تفحص پیکر پاکشان را از عمق میدان نبرددر جزیره بوارین پس از 37 سال را به دستان مشتاق مردم انقلابی می سپارد هنوز هم استخوان گمنامان زمین و مشهوران در آسمان پای در پوتین می فشارد....
در 1400 سال پیش زر و زره و تیغ وشمشیر ونیزه ی دشمن بیشمار بود. و آلت قتاله  پرتعداد گرداگرد هر مبارز که از لشکر امام به میدان می رفت  در می گرفت در دفاع مقدس نیز  جنگ افزار  مدرن روسی و فرانسوی، اسرائیلی وآمریکائی و...  همه جوره اش و درکناراینها  سلاح شیمیائی و کانال های آب و موانع ایذائی  در گرماگرم جنگ  رزمندگان اسلام را از چند جهت در فشار قرار می داد. و جالب اینکه هر دو گروه مورد اشاره  در سپاه اسلام با همه ی آن فاصله ی زمانی طولانی تاریخی یک نقطه اشتراک آشنا در بیان جملات آخر داشتند " یا حسین گویان" تا رسیدن به شهادت برعقیده خود راسخ ماندند.    
 كربلای زمانه بوقوع پیوست وقتی که همه ی مبارزان حقیقتجوی انقلاب اسلامی  و هواداران  صادق آن به شعار ( یالیتنا كنا معكم لنفوز فوزا عظیما) به یاری طریقت قران و  عقیده امام حسین (ع ) شتافتند و خود را در اردوگاه سرورآزادگان عالم پرافتخار یافتند  و اینگونه حقیقت  بر همه جهانیان روشن شد   که سینه های پر از عزم جهاد و سرهای آماده شهادت در راه عقیده شکست ناپذیرند.
و چه خوش خواند صادق اهنگران ... کربلای جبهه ها یادش بخیر ....
و دفاع مقدس مان، با نیت تقرب به خدا و تبرک لبیک یا حسین(ع) قبل از آنکه میدانی برای ابراز رشادت ها باشد .محفلی روحانی برای دلباختگان شهادت دراه خدا  بود ... آه جبهه کو برادر های من .... وجمله ی آخرعباس(ع) : یا اخی ادرک اخاک ... برادرم ...برادرت را دریاب.
 
    



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عاشورا و دفاع مقدس در امتداد آن

تاریخ:چهارشنبه 28 شهریور 1397-04:30 ق.ظ

     اسوه ی بنام حسین (ع) الگوئی از عاشورا  و حماسه ی دفاع مقدس

 جغرافیای کربلا  همه ی تاریخ را پشت سرگذاشت و تاریخ کربلا نگاه همه جغرافیا را تسخیر مکتب خود کرد نبردسال 61 هجری کربلا ،صرفاً یک جنگ در دو جبهه ی  نابرابر یعنی در قالب دو جریان حسینیان و یزیدیان نبود.بلکه تقابل نور باظلمت و عدالت طلبی با ستمگری- موحدان با مفسدان-  امران به معروف با تباه کنندگان دین - ناهیان ازمنکر با منحرفین غفلت زده و دانائی و پارسائی با جهل و زخارف زدگان دنیا - پاکی با پلیدی-  همه ی دین در مقابل همه ی دنیا  ... و در یک عبارت" اسلام ناب در مقابل اسلام یزیدی" بود ...
نتایج و توابع روشنگرانه   این واقعه در تجلی نهضت عاشورا  و پیامدهای دینی ، فرهنگی سیاسی بیدارگرانه ی  آن،  همچنان موضوع بحث محوری و تمرکزمبارزان آزاده  ومحرک جنبش های محرومین نه تنها در محرم وصفر  بلکه در اغلب رخدادهای  تاریخی جامعه ی مسلمانان وحتی برخی جوامع دیگر و  پس از آن  در رویدادهای دوران معاصر قرارگرفته است.  بطوریکه روز عاشورا بعنوان  نمادی روحیه آفرین ،برای نهضت محرومان و ستمدیدگان علیه ستمگران و روز پیروزی خون بر شمشیر تبدیل شده است.
براستی هر که حسین (ع)  را شناخته و فلسفه ی حرکت و نهضت اورا دانسته ، عظمت ارزش ها و فداکاری ها و ایثارگری بشری را درطول همه تاریخ درک کرده است و میداند که این انتخاب استوانه ی مستحکم برای زندگی فاخر و عزتمندانه است
   پرچم امام حسین (ع)  و علم ابوالفضل العباس(ع)  در هر بخشی از این آب وخاک و بردوش هر انسان پاک نهاد  به نمایندگی ازاجابت ندا ی "هل من ناصر   ینصرنی" در اظهار  همراهی  با هدف  مقدس و گرامیداشت یاد حماسه ی حسینی به فراز درمی آیدو بربلندای  اندیشه شکوهمند انسان وارسته به اهتزاز درمی آید  ودر واقع حمل پرچم امام حسین (ع)  جلوه ی از عزت طلبی و آزادگیست . و پیشانی بند لبیک یا حسین عشق به قیام حسینی  وسر نهادن در امتداد  آن  مسیری است که حضرتش برای حفظ دین جدش (ص) هر گونه ایثاری را سهل ومیسر می داند  و اینگونه بود که رزمندگان اسلام و جوانان ایثارگر خصوصاً  در الگو پذیری  از جانفشانی امام حسین (ع) ویاران وفا دارش  که در  حماسه ی ابدی تا روز قیامت جاودانه باقی خواهد ماند با شعار  "  هیهات من الذله" از انقلاب اسلامی و  سرزمین اسلامی  ارزشمندترین داشته ی خویش را که همان جان گرانقدر بود تقدیم نمودند.   زیرا  حسین در مفهوم  عام خود نامی متبرک ،انقلابی، غرورانگیز وندائی شورانگیز در میان امت محمد(ص)  و پیامی رسا و چشمه ی جوشان ونامحدود برای  گسترش مبارزات عقیدتی است..
 براستی نام حسین (ع)،انسان ساز در همه ادوار و عهدها  بعنوان منبع آزاد مردی و مرجع شرافت  بی نهایت، شناخته  شده است نام حسین همواره برای درهم شکستن ستمگران و متجاوزان  گرگ صفت، قوی تر ین  سلاح  حرکت ، مقاومت ، استقامت و پایداری، سلحشوری  در جبهه ی بطول وعرض تاریخ و کره زمین است ...
  درس های کربلا  الهام بخش  مختارثقفی ،  زید بن علی،و...   امام خمینی(ره) .  . و منشاء  حماسه شهیدان  وایثارگران و رزمندگان  دفاع مقدس ...   و بسیج  توده های ظلم ستیز  تا مدافعان حرم  و رزمندگان محورمقاومت است که در متن   نگاه عمیق وپرمعنای همه ی آنها نگرشی مقدس بر محور رهبری مکتب امام حسین (ع) خودرا برجسته نشان داده است.
 در دفاع مقدس هشت ساله از نوجوان 13 ساله به تاسی از قاسم بن حسن(ع) و جوانان 18 ساله به  پیروی از علی اکبر امام حسین و از سوئی حبیب مظاهر های سپید مو  یادآور سالهای دیرین نوحه وسینه زنی و خانواده های معزز ومکرم شاهد الگو گیری از زینب کبری در پیام رسانی ، درتبیین اصالت محتوای گفتمان انقلاب و دفاع از آن بمیدان امدند همچنانکه جانبازان عزیز هرجا که مصیبتی برایشان وارد شد.وخود را فدا کردند، گفتند: "ما راینا الا جمیلا" ...
قرن ها گذشت  تا همانگونه  که اصحاب امام در رفتن به میدان سبقت میگرفتند  در عصر حاضر  نیز رزمندگان اسلام  در طول دفاع مقدس در عبوراز میادین مین و شکستن خطوط دفاعی دشمن برهم پیشی بگیرند.صدها سال گذشت تا آرزوی احدی الحسنیین ( پیروزی یا شهات) بعنوان دستور العمل شبهای عملیات بلاجویان جبهه های غرب وجنوب باشد. 
چندین سده پشت سرگذاشتیم تا قمقه های ترکش خورده ی  شهدای غریب دوکوهه ، تداعی گر مشک سوراخ شده ی ساقی تشنگان کنار فرات باشد.    با هزار واندی  سال گذشته از آن ماجرا دوباره خیمه  ی دعا ونیایش در کنار قتلگاه های بلا وآزمایش برپا شود و  خضاب و خرامیدن سرو نازهای جوان در میان تاریکی نخلستان و  بی اعتنائی به خارهای طبیعی و مصنوعی مغیلان  بیابان و پیشانی گذاشتن برزمین برای سربه آسمان سائیدن  تاچفیه ی سرخ کنند و دشمن را مبهوت شهادت طلبی خود نمایند...  گرچه این روند چشمان مادران را اشکبار و نگاه واپسین خواهران را اندوه بار کرد اما جهان توانست عظمت وبزرگی   یاران امام حسین(ع) را در  61 هجری قمری را بوسیله ی عاشورائیان پاکباخته پیر خمین(ره) در سالهای دهه ی(شصت)  1360هجری شمسی  بمدت 8 سال از نزدیک نظاره گرباشد و ماجرای آزادگان سرافرازی که به اسارت در خیابانها ی بغداد و .... گردانده شدند...از دیگر تبلورهای پایداری بود که دنیارا متحیر ساخته بود  که برای دفاع از آرمان پسر فاطمه (س)  تحمل همه ی اینها ساده بود. ...
مردان مردی که در میان همه ی آتشباران دشمن از زمین و آسمان و دریا  پای عقب نکشیدند تا امروز که  عملیات تفحص پیکر پاکشان را از عمق میدان نبرددر جزیره بوارین پس از 37 سال را به دستان مشتاق مردم انقلابی می سپارد هنوز هم استخوان گمنامان زمین و مشهوران در آسمان پای در پوتین می فشارد....
در 1400 سال پیش زر و زره و تیغ وشمشیر ونیزه ی دشمن بیشمار بود. و آلت قتاله  پرتعداد گرداگرد هر مبارز که از لشکر امام به میدان می رفت  در می گرفت در دفاع مقدس نیز  جنگ افزار  مدرن روسی و فرانسوی، اسرائیلی وآمریکائی و...  همه جوره اش و درکناراینها  سلاح شیمیائی و کانال های آب و موانع ایذائی  در گرماگرم جنگ  رزمندگان اسلام را از چند جهت در فشار قرار می داد. و جالب اینکه هر دو گروه مورد اشاره  در سپاه اسلام با همه ی آن فاصله ی زمانی طولانی تاریخی یک نقطه اشتراک آشنا در بیان جملات آخر داشتند " یا حسین گویان" تا رسیدن به شهادت برعقیده خود راسخ ماندند.    
 كربلای زمانه بوقوع پیوست وقتی که همه ی مبارزان حقیقتجوی انقلاب اسلامی  و هواداران  صادق آن به شعار ( یالیتنا كنا معكم لنفوز فوزا عظیما) به یاری طریقت قران و  عقیده امام حسین (ع ) شتافتند و خود را در اردوگاه سرورآزادگان عالم پرافتخار یافتند  و اینگونه حقیقت  بر همه جهانیان روشن شد   که سینه های پر از عزم جهاد و سرهای آماده شهادت در راه عقیده شکست ناپذیرند.
و چه خوش خواند صادق اهنگران ... کربلای جبهه ها یادش بخیر ....
و دفاع مقدس مان، با نیت تقرب به خدا و تبرک لبیک یا حسین(ع) قبل از آنکه میدانی برای ابراز رشادت ها باشد .محفلی روحانی برای دلباختگان شهادت دراه خدا  بود ... آه جبهه کو برادر های من .... وجمله ی آخرعباس(ع) : یا اخی ادرک اخاک ... برادرم ...برادرت را دریاب.
 
    



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

الگوی تفکر و حل یک مسئله

تاریخ:سه شنبه 27 شهریور 1397-05:13 ب.ظ

 
     الگوی تفکر و حل یک مسئله

  الگوی تفکر علمی، به معنای وسیعتر آن، چارچوبی است که شامل همه دیدگاه های پذیرفته شده در مورد یک موضوع یا یک ساختار جهت تحقیقات علمی و نحوه انجام آن اطلاق می گردد.

توماس کوهن پیشنهاد داده بود  که مدل  موردنظر به عنوان: "شیوه هایی که شعبه های مدل علمی را در یک دوره زمانی مشخص تعریف می شود   و همچنین مدل های علمی غیر مرتبط و  مبتنی بر فرهنگ تعریف شود. به عنوان مثال، یک محقق پزشکی چینی با شناخت عمیق از طب غربی، نبسبت  به یک دانشمند غربی کاملا  با شیوه علمی متفاوت  عمل خواهد کرد.
هدف از مدل علمی چیست؟
  توماس کوهن، اولین کسی که از اصطلاح" پارادایم" (paradigm) در عرصه ی علمی استفاده می کند، پارادایم  دراصل کلمه ی یونانی  به معنی (مثال) است، که نشان می دهد به علت عدم داشتن تحمل و پیوند متعصبانه با نظریه های قدیمی تحقیقات علمی به سمت حقایق حرکت نمی کند.
به عقیده کوهن پارادایم، عبارت است از نوعی موفقیت یا دست‌آورد مهم جدید که مورد تصدیق جامعه علمی خاصّ است و الگویی فراهم می‌کند که از روی آن سنّت منسجمی درباره پژوهش علمی و همین‌طور شیوه عامی برای نگرش به جهان تدوین ‌گردد. به اعتقاد توماس کوهن (1973) واحد اصلی و زیربنای هر تحلیل، جامعه علمی است و آموزش‌های تخصصی و حرفه‌ای، عامل پیوند اعضای این جامعه است. خود این آموزش‌ها نیز بر دست‌آوردهای علمی پیشین استوارند. هر جامعه علمی خاص که با تخصّص علمی معینی سر و کار دارد، به‌دست‌آوردهایی توجه دارد، که آن‌را به‌منزله مبنایی برای پژوهش مستمرّ خود قرار داده است. این دست‌آورد یا موفقیت، همان چیزی است که کوهن، از آن با عنوان "پارادایم" یاد می‌کند و تحقیق یا پژوهشی را که بر مبنای پارادایم استوار است را "علم هنجاری" می‌نامد.

   توماس  کوهن چهار  شیوه را مطرح کرد که چگونه" مدل" به شیوه ی  غیرمستقیم بر روش علمی تاثیر می گذارد.  خود او این موارد را اینگونه نشان می دهد:
-  به چه مطالعاتی و تحقیقاتی نیازمندیم ؟
-  چه نوع سوالاتی را  پرسید؟
- ساختار واقعی و ماهیت سوالات چیست؟
- نحوه تجزیه و تحلیل و تفسیر نتایج هر پژوهش کدام است؟

"کوهن" براین واقعیت تاکید داشت که علم دارای دوره هایی است که داده ها  را در مدل علمی جمع آوری می  کند  و سپس تغییراتی رخ می دهد که مدل عملی به اندازه کافی انسجام یافته و به اصطلاح  دوران بلوغ را تجربه می کند. اما مدل علمی می تواند حاوی خطاهای باشد،  که  در نهایت به عنوان حلقه ها دایره های  بطلمیوس تبدیل می شود  که غیر قابل  مردود شمردن است که نتیجه ی آن، تغییر در مدل است.

 مدل جدید  ترجیحاً بهتر از نمونه ی قدیمی خود نیست، اما متفاوت از آن است. پارادایم در راستای حل معمّا، موفقیت‌هایی کسب می‌کند، ولی هیچ‌گاه کامل و جامع نیست و ناهنجاری‌هایی در آن رخ می‌دهد؛ که وقتی این ناهنجاری‌ها، افزایش یابند و روی هم انباشته شوند، موجب وقوع بحران در جامعه علمی می‌گردند. این امر به‌معنای آن است که پارادایم دیگر نمی‌تواند در خدمت هدف اصلی، یعنی به‌عنوان مبنایی برای پژوهش یا علم هنجاری عمل نماید. پاسخ و واکنش مطلوب و مقتضی در برابر این وضعیت، ازدیاد و تکثیر نظریه‌ها و ایده‌هایی است که در نهایت پارادایم جدید از دل آن‌ها سر برآورده، آن‌گاه انقلاب علمی به‌وقوع خواهد پیوست.

 تحول (تغییر) مدل علمی عادی چیست: این موضوع یک فرآیند علمی در مراحل گام به گام متوالی نهفته است که با دقت بر روی تحقیقات قبلی ساخته می شود . انقلاب علمی   ، اغلب به عنوان "لبه های علم" شناخته می شود که به دنبال مدل علمی خود  می آیند .  لذا "کوهن" باورداشت که مدل علمی ممکن است از یک مدل فعلی به یک مدل بعدی پرش کند یا جهش داشته باشد، که اصطلاحا تغییر را ایجاد می کند.  که براین پایه  او مدعی بود  که مدل جدید را نمی توان بر اساس مدل قدیمی ساخت.

پارادایم، الگو، یا سرمشق از چهار عنصر عمده ترکیب می‌شود که عبارتند از:

1) تعمیم‌های نمادین؛ عنوان اظهارات و بیانیه‌های بلاتردید و مورد قبول اعضای گروه که بیان‌گر تعاریف، طبقه‌بندی‌ها و قوانین مورد استفاده در یک رشته می‌باشد؛

2) الگوهای متافیزیکی؛ تعهّد مشترک گروه به مجموعه‌ای از باورها و عقاید و به‌شکل مدل‌های هستی‌شناختی و یا مدل‌های اکتشافی است. مهم‌ترین کاربرد این مدل، عرضه تمثیل‌ها، استعاره‌های مرجّح یا مجاز و بدین ترتیب تعیین تبیین‌ها و معماگشایی‌های مورد قبول است؛

3) ارزش‌ها؛ برای داوری در مورد ویژگی‌های پیش‌گویی، ارزیابی نظریات، ضرورت یا عدم ضرورت، کاربردی و مفید بودن علم به‌کار می‌روند. ارزش‌های مشترک حتّی هنگامی که توسط همه اعضاء به‌ یک شیوه به‌کار رفته نشوند، تعیین‌کننده‌های مهم رفتار گروه می‌باشند؛
4) مثال‌واره‌ها؛ یا مسأله‌گشایی‌های، ملموس که افراد در آزمایشگاه‌ها، امتحانات و متون با آن‌ها مواجه می‌شوند و از طریق نمونه‌ها و مثال‌ها نشان می‌دهند که کار علمی را چگونه باید انجام داد.
هریک از عناصر چهارگانه الگوها، به‌عنوان منظومه‌ای از تعهّدات گروهی با یکی از عناصر زیست جهان ارتباط دارند. تعمیم‌های نمادین از جنس ذخیره دانش، مسلم و بلا تردید می‌باشند. مدل‌های هستی‌شناختی و اکتشافی، مجموعه‌ای از باورها و عقایدند. ارزش‌ها نیز، بایدها، نبایدها و شیوه‌های ارزیابی را تعیین می‌کنند و مثال‌واره‌ها بیشتر جنبه عملی دارند. بنابراین پارادایم، دانش انتزاعی نبوده و به‌عنوان کلیّتی از باروها، ارزش‌ها و رفتارها و به‌مثابه یک فرهنگ، از طریق جامعه‌پذیری به نوآموزان منتقل می‌شود

دراین راستا شاید بهترین مثال فیزیک باشد:  قوانین نیوتن نمونه ی برای یک مدل بودند، و دانشمندان در طول قرن ها  با تکیه بر اصول نیوتن کار  میکردند. کشف ساختار درونی اتم، شکاف هائی در نظریه نیوتن شروع به  نشان دادن خود کرد ،  یعنی زمانیکه تفکراینشتین خارج از جعبه ی ابزار بود، همه ی امور آن مدل عملی از  جاذبه  و گرانش  را به جهت دیگر رانده بود . با این وجود، محافل علمی بعداً اعتراف کرد که  روند  سابق بیشتر تدریجی بوده  و به عنوان مثال، نسبیت گرایی اثبات کرد که تمام کارهای نیوتن اشتباه نبوده است، اما به کار نیوتن اضافه شده ورویه ی ساختاری را برای کارهای تکمیلی بعدی فراهم ساخته است. حتی انقلاب کوپرنیک قبل از اینکه کلیه ی نظرات بطلمیوس را  ملغی اعلام کند ، نیز تدریجاً به این مهم دست یافته بود. با اشاره به مثال  مرتبط به محقق چینی، هم اکنون زمینه ی ادغام بهتر بین فلسفه پزشکی غرب و شرق وجود دارد، بنابراین مدل ها بین این دو ادغام وترکیب می شوند.

مدل علمی عمدتا مربوط به نظرات افلاطون و ارسطو در دانش شناختی است. ارسطو معتقد بود که دانش می تواند بر اساس چیزی از پیش تعریف شده متکی باشد، وپایه گذار روش علمی گردد. در حالی که افلاطون معتقد بود که دانش باید  مشخص کند که چه چیزی نهایی یا هدف نهایی است. فلسفه افلاطون اغلب نشان دهنده جهش های فکری است که انقلاب علمی را شکل داده است.

 منبع:

  (1996-1922: Thomas Samuel Kuhn) د-https://explorable.com/what-is-a-paradigm?

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا آموزش وپرورش کنگان نیاز به تجدید نظر در برنامه های آموزشی اش ندارد!

تاریخ:دوشنبه 26 شهریور 1397-05:29 ب.ظ

   آیا آموزش وپرورش کنگان نیاز به تجدید نظر در برنامه  های آموزشی اش ندارد!
 حقیر هم می تواند همین چندماه باقی مانده به پایان خدمت 30 ساله آموزش  وپرورش مهرسکوت برلب گزیند و بی تفاوتی را بعنوان بهترین ترفند برای گذران اندک ایام زندگی  درپیش بگیرد.
توضیح اینکه  قبل از این  طی   دوره های مختلف مدیریت  افرادمتفاوت  در باره ی  کم وکیف آموزش وپرورش  مطالبی گفته ویا نوشته ام  وهزینه ی  سنگین آن  پرداخته ام. برایم فرقی نمی کند که" مرئوس"  چه کسی  بوده و یا هستم . اما برایم فوق العاده دردناک است که  کیفیت آموزشی از سوئی واز طرفی قبولی های کنکور شهرستان های  همجوار و یا حداکثر تا دویست کیلومتر آنطرف تر را با  قبولی ها ی کنگان مقایسه کنم...  چند بار و از طرف خود و دوستانی که می توانستند نه تنها در خصوص تغییر بلکه تحول آموزشی نقشی وافر  داشته باشیم . پیشنهاداتی مطرح شد ولی متاسفانه نه آغوش بازی بود و نه گوش شنوائی !
در حالی که ما هنوز در مورد توسعه ی دایره کارگاه  آموزشی در آموزش و پرورش،کنگان تردید داریم و به توسعه سیستم «شوک وتصادف»دل بسته ایم ، اکنون بسیاری از  مربیان  و اولیاء  و خانواده ها ی دانش آموزان در شهرهای استان  محصول تلاش های خود را با رشته های  خود انتخاب  کرده  برمی چنینند، وظیفه ی ما چیست؟
روشن است ما باید درک کنیم که این مرحله موفقیت  بیش از پیش  در شهرستانهای دیگر مرهون تلاش و اهتمامی همه جانبه است  ، که حداقل ازدو دهه پیش تا کنون  ادامه دارد. موضوع آموزش و پرورش تبدیل به یک پیشران برای توسعه  و تبدیل به یک مولد فرهنگی، صنعتی  و متاعی سود آور  در دیدگاههای  موجود دیگران شده است که برای تقویت آن از  صرف هزینه ی مختلف  ابائی نداشته و ریسک های مختلف را متقبل می شوند .
 تجربه دیگران در این راستا و کسب اینهمه موفقیت چیست که ما در قبال تکرار آن عاجزیم ؟  کدام تجربه ی سایر شهرها در توسعه آموزش و پرورش از ابتدا و جایی که در حال حاضر به آن رسیده است از ما بیشتر بوده است؟ چه چیزی مانع می شود که ما  حداقل نتیجه ی مانند آنها داشته باشیم؟
 بنابراین  باید اکنون به دور از فرافکنی  و خرسند بودن به بنری دست جمعی از قبولی های سال گذشته تحصیلی  و عکس هایی از این رتبه و آن رتبه ی سرگروه و درخشش تک نفره  به طور خاص، لازم است همه ی  اولیاء  و  مسئولین دست اندرکار با بررسی آسیب ها و شناسائی راه حل های جدید  و عملیاتی کردن تجربیات انتخاب شده از برخی  ازدلسوزان مجرب فرهنگی شهرمان  ،و اتخاذ تدابیر لازم در تحقق اهداف پیش رو و بهینه سازی سازوکارهای لازم  که می تواند مبنای توسعه  ورشد آموزش وپروش شود به جایگاه و ارزش واقعی دراین عرصه دست یابیم   .
حرف آخر اینکه عزیزانم... " بالله علیکم  "همه ی تقصیرات به عهده دانش آموزان نیست و این ما هستیم که در این راه تا حد زیادی  از آنچه را که لازم  مسیر است فراهم ندیده ایم.

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ناکامی برخی طرح ها وپروژه ها و یک حکایت

تاریخ:جمعه 23 شهریور 1397-07:33 ب.ظ

      ناکامی برخی طرح ها وپروژه ها و یک حکایت
  جا داشت چندین  تفاهم نامه و یا سند همکاری میان فروشندگان قیچی وکلنگ وعکاسان زبردست و  فلیم برداران فرز که بسرعت برق وباد از سازهای بلند بالا می روند بسته شود تا هر وقت روبان پروژه ی را خواستیم قیچی کنیم ویا طرحی را کلنگ بزنیم  هیچکدام از با وقفه و معطلی روبرو نشوند. دراین راستا گاهی مشاهده میشودتعدادی تماشگر اتوکشیده و برخی عکاس باشان زبل و فیلم برداران خپل برای شکارلحظه ی ماندگار وتیترآفرینی  پرنقش ونگار   همانند پرگاری  چابک در حلقه ی تودرتو ورقابتی تنگاتنگ،چشم درچشم وگوش بردهان دوشادوش ...   اما از روبروی عدسی  دوربین ها آزاد پیرامون صاحب منصبی دایره ی گرم وموقت می گیرند... تا از حواشی  قاب دوربین دور نیفتاده  و در همگوئی هم باهم بتوانند براحتی بگویند: سیب ... و از قضا کم نیستند از این دست طرح هائی که یا شروع نمی شوند ویا در میان راه، نیمه کاره رها شده، و یا  برای بهره برداری در پیچ  وخم اما واگر وشاید گرفتار می شوند.واندکی هم  ...
وبدین ترتیب سه نظر پیرامون  اینگونه پروژه وطرح ها دراذهان خود نمائی می کند:  یا اینکه در همان دوره ی صاحب منصب به هرترتیب پایان می یابد و آب دوغش می دهند. یا  اینکه قابل واگذری به بخش خصوصی می شود و یا اینکه نسل بعد بلاخره یا آن را میکوبد و یا بعنوان آثار نیمه باستانی از آن گزارش مستند تهیه می کند!
 
اما یک نکته:  خانم"ایندیرا گاندی(1)  نخست وزیر اسبق و سیاستمدار هندوستان بی ربط نگفته بود که  :  " روزی پدربزرگم به من گفت؛ که در عالم سیاست دودسته  از افراد وجود دارند: کسانی که کارهایی را انجام می دهند و کسانی که کارهای انجام گرفته و یا انجام نگرفته را به خود نسبت می دهند ... من توصیه می کنم که تو در میان صنف اول قرار بگیر ،زیرا در میان آن دسته رقابت کمتری وجود دارد" 
حکایت  !!
 آورده اند : کدخدائی به  منظور بررسی بخشهایی از آبادی تحت  پوشش خود  در  کوی وبرزن چرخیدن گرفت او  دید که رهگذران   مستقیما از  "آبسردکن  عمومی " که قبلاً  واقع در میدان اصلی روستا نصب شده بود، آب می نوشند....   بی مقدمه به مشاور اعظم خود  گفت : حتماً کاسه ی ، لیوانی در کنار این آبسرد کن قرار دهید. ...  و بلافاصله به بازدید خود ادامه داد.
 همراه  اول کدخدا  بدون فوت وقت به سفارش خرید لیوان و قرار دادن آن در لبه ی آبسرد کن برای  سهولت نوشیدن آب بوسیله ی عابرین اقدام کرد.
   مسئول خرید پس از آوردن لیوان به جمع بزرگان ده وارد شد و گفت: «این لیوان های گرانقیمت از پول عمومی تهیه شده است و برچسب خورده است ، بنابراین باید یک نگهبان داشته باشد که آنهارا نگه دارند و همچنین نیاز به پر کردن  هر روزمخزن آبسردکن می باشد  که طبعاً از عهده یک نگهبان و یک میرآب برنمی آید .... بنابراین مشاوراعظم کدخدا شش نگهبان و شش میرآب را جهت انجام وظیفه بصورت متناوب در طول هفته،  استخدام کرد.
 
سپس یکی دیگر از مشاوران  به کدخدا نزدیک شده  و گفت: این  آبسردکن  نیاز به یک پوشش زیبا و دکوری مناسب و پارچ و کوزه ی سیار ، دوربین مدار بسته و کنتور مصرف و... دارد که  باید یک کارشناس امور بهره برداری ونگهداری و متصدی خدمات  ویژه ی پیگیری این امور را در این پروژه ی عظیم منصوب کنیم.
در اینجا بود که مشاور دست چپی کدخدا که به فراست مشهور و به زیرکی ودهای فی البداهه معروف و  ودر این عرصه گوی سبقت از مشاور دست راستی  کدخدا درربوده و لوح و تقدیرنامه های زرینی در این مقال وتحت عناوین مختلف دریافت داشته بود ... پس از گشودن زبان به تحسین وتمجید  کدخدا گفت : چه عالی  !  چه کسی حقوق تمام این افراد را  محاسبه خواهد کرد؟ بنابراین لازم است یک واحد حسابداری ایجاد شود و حسابدارانی را برای پرداخت حقوق کارکنان وکارگران  را تعیین کنید او با مکثی دیدنی ، وقتی متوجه شد که کدخدا نظر سابق را می پذیرد افزود لذا کسی را هم باید بکارگیریم تا تضمین  کننده کار منظم ومنضبط گونه در این کارگاه فاخرباشد که نیاز به پیگیری امورجاری و نظارت بر نگهبانان،  میرآب ها و  متصدیان حرف وفنون متنوع را مرتفع کند. یک واحد پرسنلی هم تاسیس شود تا حضور و خروج کارکنان و کارگران و امور رفاهی ایشان را هم عهده دار باشد.
  و مشاور دست راستی که خواست از معرکه نظریه  پردازی جا نماند ناگهان گفت : آیا تنها اینگونه می تواند کار ها درست پیش رود، در صورتی که اختلافی و یا سوء تفاهمی میان کارگران و کارکنان پیدا شود و آنگاه این مهم متولی نداشته باشد چه اتفاق ناگواری می افتد؟ . بنابراین من فکر می کنم لازم است یک واحد حقوقی حل وفصل دعاوی برای بررسی نقض کنندگان مقررات و همچنین رفع اختلافات لازم باشد.
 اینها گذشت تااینکه  پس از تاسیس تمامی این واحد ها و متصدیان تخصصی امور، مشاور دست چپی کدخدا آخرین برگ برنده را از آستین  روکرد وگفت: «چه کسی  به این همه کارمند وکارگر را باید کنترل کند؟ این قسمت حیاتی نیاز به انتصاب کارشناس ارشدی برای مدیریت کار دارد.... و خلاصه همه ی این پیشنهادها حول محور"آبسردکن" به ترتیب  دلخواه مرتب شد و در بوته ی عمل  اجرا شد...
یک سال بعد، کدخدا  با عبور از همان محل که به طور معمول  به بازرسی  می پرداخت...  در کمال شگفتی متوجه ساختن یک آسمانخراش لوکس با چراغ های بسیار و تابلو الکترونیک شد  که روی آن نوشته بود: " مدیریت کل امور آبسردکن آبادی "  که در آن ساختمان مجلل ، سالن اجتماعات و اتاق ها و دفاتر بسیاری دیده می شد و مردی  هیکلی با مو ی جو وگندمی با قیافه ی حق بجانب، پشت یک میز بزرگ که در مقابلش قرارداشت، بعنوان "مدیر کل امور  آبسرد کن" نشسته بود ....
کدخدا  از راز ورمز این ساختمان بزرگ و این اداره عجیب و غریب که هرگز قبل از این، از آن  چیزی نشنیده بود، شگفت زده شد  و مشاور اعظم را  برای پرسیدن علت ، خطاب قرار داد؟
مشاور اعظم گفت : قربان "همه اینها برای مراقبت و محافظت از لیوان گرانقیمت و  آبسردکنی است که  سال گذشته  دستور اجرائی شدنش طرحش را دادید و برای حسن اجرای آن دستور ، توسعه ی همه ی این تشریفات راضروری تشخیص دادیم؟!
  کدخدا حیرت زده به سراغ خود "آبسردکن" رفت  و متوجه شد که  "آبسرد کن " روز و حال  خوبی نداشته و شیرآلات  آن در هم شکسته شده و آب خنکی برای خوردن  در آن وجود ندارد و مردم از شیرآب  کناردستی گذرمیدان آب می نوشند ...
و  جالب تراینکه در کنار  آب سردکن شکسته  یک نگهبان و دو  "میرآب"   دست ها را زیر سر بالش قرار داده  و در خواب خوش، خرناسه می کشند در حالیکه بالای سر آنها  روی یک  بنر کوچک   1متری رنگ ورو رفته ی  آویزان نوشته شده بود :  » خیرین عزیز» :   "لطفاً برای تعمیر  آبسرد کن مقداری وجه نقد اهدا کنید "  با تشکر از همکاری قبلی شما  "گروه  خدمات عمومی آبسردکن آبادی"

 پی نویس(1) :Indira Gandhi



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :824
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...