کدام مهارت ها برای  کارشناسان و مدیران امروزی ضرورت دارد؟

 افزایش توانمندی مدیران وکارشناسان و همچنین  زمینه توسعه ی کسب و کار در دو دهه ی اخیر، رشد قابل توجه و تغییرات زیادی را تجربه کرده است که می تواند  در مقایسه با دوره های گذشته، یک پیشرفت جهشی بشمارآید.  سازمانها ، شرکت ها و موسسات به شدت و بنوعی باهم رقابت می کنند تا بهترین راه  ها وروش ها برای  ارتقاء سطح خدمات با هزینه ی کمتر وسهولت دسترسی  بیشتر  و بهبود فرایند مدیریت گسترش کسب و کار، موفقیت سازمانی و مدیریت مالی فراهم آورند.
 طی دوره های اخیرسطوح  انتظارات و پیش بینی بسیاری از متخصصان و دانش پژوهان  عرصه ها ی فوق الذکر پا فرا تراز دستورالعمل ها و بخشنامه های مرسوم گذاشته وتاحد چشمگیری شیوه  نامه ها را تحت تاثیرخود قرار داده  است  بنحوی که  همه روزه  شاهدیم برجسته ترین  اتفاقات  درباره انقراض  اغلب "پاراف های قبلی "در  حوزه ی بسیاری از مدیریت ها  یا مشاغل خاص یا ظهور مهارت های جدید به ما می گویند که نیازمندی ها و ضرورت وهمچنین اهداف وبلند پروازیها ی کارآفرینان و کارشناسان  ابعاد جدیدی یافته  و محققان امر  نظرات و افکار نوینی را  برای پیگیری خلاقانه ی  نرخ رشد و گستره توسعه وافزایش  زمینه پیشرفت   توصیه می کنند.
 + خلاصه پیشنها دهای مرتبط به شرح ذیل می باشند:
 بررسی آماده سازی برخی از تحولات تکنولوژیکی،اداری و نحوه ادغام شغل و ترکیب مهارت های مورد نیاز در بازار کار،  طی مطالعاتی  در دانشگاه بنتلی با عنوان (Hybrid Job ) "آینده استخدام: مهارتها، استراتژیها و راهبردهای انقلاب چهارم صنعتی" مطرح شده که  بیشتر  پیش بینی ها ی مربوطه در گزارش انجمن جهانی اقتصاد در سال 2016 منتشر شده است ، این پروسه ی تحقیقاتی شامل نظرسنجی از 350 واحد عملیاتی در 9 حوزه کاری در 15 کشور با بهترین رتبه در جهان برای هدایت  مدیران و کارکنان  و ساماندهی  امورمالی که می توانند به شکل مستقیم  با در اختیار داشتن آن مهارت در دوره های آینده، و به طور خاص  از سال 2020، به کیفیت وکمیت  کارائی، بهره دهی بیشتر خویش بیفزایند.
- مهارت های  گفتگو، چانه زنی، گمانه زنی در این روند به طور فزاینده ای مهم خواهد بود
از آنجایی که مهارت های گفت وشنود یک عنصر انسانی یا مهارت بر مبنای ارتباطات انسانی است، بقای آن طبیعی است و کسب  نتیجه ی سازمانی و درآمد از کار  را به طور  موثری دربرمی گیرد. بر اساس گزارش انجمن جهانی اقتصاد، تا سال 2020 تقاضا برای  افزایش مهارت گفتگو  افزوده خواهد شد  تا در زمینه محاسبات، تجزیه و تحلیل داده ها (data analysis)، برنامه نویسی نرم افزار(software programmer) ، و مهارت های کلیدی  بویژه در گروه طراحی و هنر، مانند تبلیغات و طراحی صنعتی (industrial designer)بیش از پیش  بکارگرفته شود.
- انعطاف پذیری دانش شناختی (Cognitive flexibility)، آگاهی، نسل دوم  ماموریتهای ترکیبی
انعطاف پذیری شناختی اساسا یک مهارت ذهنی روان شناسی است، یعنی: میزان انعطاف پذیری یا سرعت فرد برای تغییر بین دو اصل مختلف موازیست که توانایی ذهن را به طور صحیحی بین دو اصل فکر وعمل را تقویت می کند، شاید گزینش کلمات وانتخاب رنگ ها بهترین توضیح برای این مهارتست که قابل اندازه گیری می باشد و  موجب ارتقاء  وتعامل مطلوب با مشکلات ،  تمایز شایستگی و پاسخ منطقی در انجام ماموریت ها می باشد.

- جهت گیری خدمات،اهمیت مهارت های اجتماعی
گرایش خدمات تحت چارچوب "مهارت های اجتماعی" قرار دارد. تهیه گزارش درخت اولویت بندی در گرایش خدمات یا اهمیت بندی خدمات را به عنوان پیدا کردن راه موثر برای ارائه راه حل ها و کمک به دیگران تعریف می کند.
اهمیت فزاینده مهارت های اجتماعی درفرایند خدمت رسانی و بازار کار و علت  اینکه رایانه ها نمیتوانند واکنش انسانی را شبیه سازی کنند، این است که خواندن ذهن دیگران، یک فرایند ناخودآگاه است که طی هزاران سال در انسان شکل گرفته و ارتباطات انسانی  موجود در محل کار، تولید خرد جمعی را تضمین می کند و  اعضای تیم در متن نقاط قوت و برخی نقاط ضعف ها  قرار دارند برهمین پایه انعطاف پذیری برای انطباق مطلوب با شرایط در حال تغییر محیط پیرامونی، قلب اولویت  انسانی در  یک  سیستم و دستگاه برتری بی بدیل محسوب شده است.

- نوآوری (Creativity) ؛ زمان رها سازی قدرت تخیل شما فرا رسیده است
خلاقیت یکی از مهارتهایی است که ممکن است بسیاری فکر کنند به  عرصه های خاص کارهایی، مانند نوشتن نرم افزار بازاریابی، رسانه یا هنر،  محدود می شود درحالیکه اینگونه  نیست ، رئیس سایت پژوهشی مرتبط «جیسون الپا» می گوید:"ما همه به نوعی خلاق هستیم، اما نمونه ای از چگونگی حل مسئله را به شیوه ای نوین  نشان دادن شامل :  فکر کردن در خارج از جعبه ی موجو، به من کمک می کند که ارزش کار من را اضافه کرده  و یا راه حل بهتری را برای پروژه ام پیدا کند."
 - چگونگی ایجاد اعتماد به نفس خلاقانه( )creative confidence
 سازمان ها و شرکت ها همیشه به دنبال  فردی نوآور هستند که می تواند با چندین نقش سازگار شود تا همچنان آنها بتوانند به طراحی و ارائه ایده های خوب  وبرتر ادامه دهند. لازم به ذکر است که گزارش انجمن جهانی اقتصاد گزارش  تشریح می کند:  نوآوری از جایگاه 10  دهم در لیست مهارت های مورد نیاز برای سال  تا سال 2020  دنبال خواهد شد.

-تفکر انتقادی » (critical thinking)،.. تجزیه و تحلیل داده ها برای یافتن راه حل ها
یکی از مهارت های زیر چتر مهارت های تحلیلی، تفکر انتقادی است، یعنی، مدیر ویا کارشناسان بتوانند  با بکارگیری منطق و استدلال مبتنی بر داده ها، اطلاعات موجود  را برای تعیین جوانب مثبت و منفی هر تصمیم و شناسایی نقاط ضعف و قوت نقاط قوت و تصمیمات خاص سازمانی یا موسساتی استفاده کنند با هدف استفاده از آن دستاوردهای  منطقی در بهبود روند تصمیمات  درجهات وابعاد متنوع، تفکر انتقادی اولین ابزار است که به کارشناسان و مدیران کمک می کند تا مشکلات مشابهی را که در وظایف کاری یا امور روزمره  مواجه می شوند صرف نظر از زمینه کاری خود با تجزیه و تحلیل داده ها دراختیار بتوانند نظارت ، تجزیه و تحلیل و تولید نتایج مثبت و منفی برای هر موقعیت و در هر بخش و حتی بخش های فرعی و بازاریابی معمول بدارند.
- تصمیم سازی، تصمیم گیری
امروزه اکثر سازمانها، موسسات شرکت ها با جمع آوری داده ها و اطلاعات بیشتر به طور جدی تر از قبل با موضوعات احتمالی  برخورد می کنند، زیرا فراوانی داده ها در زمینه کار به میزان زیاد به مهارت افزایی مدیران کمک می کند  مهارت نظم دهی» (system skill)،«مهارت کنترل وفرمان » (Judgment)،ازاین گروهند و روشن است که مهارت سیستماتیک با مهارت کار واقدام متفاوت است، توانایی تجزیه و تحلیل داده ها و تصمیم گیری، به این ترتیب، با توجه به موضوع دوم، ارزیابی، که مفهوم تصمیم گیری در خود است، در  2020 به مهارت دررتبه ی هفتم موردنیاز مدیران تبدیل خواهدشد
 
 - هوش هیجانی، آنچه نسل هزاره سوم انتظار دارد:
به تازگی، بسیاری از متخصصان توسعه ی سازمانی  و کسب و کار آن را یکی از مهمترین مهارت های شغلی مورد نیاز برای  کار  وبازار می دانند. هوش  عاطفی  یا احساسی توانایی تشخیص و مدیریت احساسات خود و دیگران است. کریگ دالزل، مدیر ارشد شرکت فن آوری اشتغال پیرسون فرانک، می گوید:
"افراد با درجه بالایی از هوش هیجانی بیشتر قادر به نشان دادن همدلی هستند، به طوری که مدیران می توانند دیدگاه وسیعتری برای ارزیابی  آنکه  و آنچه که در تیم کار می کنند، و ورود بسیاری انتظارات  نسل های جدید، شناخت خود وهمکاران ومخاطبین وهر آنچه که در محیط کاری خود می خواهند  با آمادگی بهتر  و انجام شرح وظیفه ی برتر ارائه دهند"
- تعامل فرهنگی. ارتباط غیرمنفعل با دیگران
اصطلاح"فرهنگ متقابل" امروزه به طور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفته است، به ویژه در بخش های تجاری بین المللی که خارج از محدوده محلی یا منطقه ای هستند که می تواند به عنوان تلاش ها یا ابتکارات برخی از شرکت های بزرگ تعریف شده و وارد فرهنگ بومی شود،این رویه  با هدف افزایش درک متقابل میان گروه ها ومجموعه  مختلف ریشه های متعددی داشته ومطالعه ی دقیقی و ارزیابی سازمان یافته  که درکنار اینها ارتباط موثری را می طلبد  تا دستیابی به مخاطبین ، کاربران و مشتریان یا شرکای تازه ی  را در حوزه مدیریتی  و مناطق کسب و کار  یا فضا ومحیط  سنتی  ملحوظ بدارد. براساس تحقیقات انجام شده توسط موسسه تحقیقاتی دانشگاه فونیکس، همپوشانی  فرهنگی  ونه تسلط فرهنگی از 10 مهارت مهم برای  مدیریت و بازار کار تا سال 2020 رتبه چهارم را  به خود اختصاص داده است.
  تهیه نقشه راه این مهارت ها، که ممکن است برخی ازآنها را مدنظر داشته باشید  می بایست  طی یک مطالعه ی دقیق بصورت برنامه ی بومی با همپیمائی وهم افزایی  یکدیگر را بیابند، به وضوح و بی تردید  می گویند که آینده  ی مدیریت و اشتغال و دنیای کسب و کار   نقشه  پیشین آن تغییر کرده است و  با کسب مهارت های نوین ودرک صحیح از استانداد های مدیریتی وعلائم تجارتی و به روز شده، ممکن است بیشتر از آنچه تصور می کنیم، به موفقیت تقریبا ایده آل در زمینه  مدیریت و کار دست یابیم.
منابع:
job-skills-report
WEF_Future_of_Jobs.pdf
what-is-cognitive-flexibility
StroopEffects.
nber - (NBER)»
most-important-job-skills-personal-finance-universal
analytical-skills-list
emotional-intelligence
skills-managers-will-need-in-2025
pearsonfrank.com
business-analyst-vs-system-analyst  




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ job-skills-report WEF_Future_of_Jobs.pdf what-is-cognitive-flexibility StroopEffects. nber - (NBER)» most-important-job-skills-personal-finance-universal analytical-skills-list emotional-intelligence skills-managers-will-need-in-2025 pearsonfrank.com business-analyst-vs-system-analyst،
لینک های مرتبط :


 
                عامل تحوّل؛  انسان است و خود او
اخیراً  مطلبی تحت عنوان بازدید گردشگران خارجی از آثار باستانی سیراف را دیدم  که  از جنبه ی می تواند گزارشی مثبت وامیدوارکننده تلقی شود، اما از سوئی این سوال مطرح می شود که چرا نسل فعلی ما از گذشته وتاریخ شهرستان که جای جای آن درس و آموزش است  فاصله گرفته و بسیاری از متولیان امور اجتماعی وفرهنگی شهرستان فضا وزمینه ی را فراهم نمی آورند  بنحویکه  نوجوانان و جوانان شهرمان با توانمندی های تاریخی وظرفیت های جغرافیائی و قابلیت های  محیطی این خطه ی گوهر خیز بصورتی کارگاهی و سازمان یافته آشنا شوند تا هم فضایی برای کسب وکار مضاعف و هم  اینکه  این زمینه  بعنوان مداری  تعریف شده در راستای تقویت ، ارتقاء وبهبود استعدادهای اجتماعی این قشر پرانرژی نگاهی نو وتحولگرا را به اذهان جستجو گرشان تزریق نماید. برای مثال : وقتی  قدمت چاههای آب شیرین کنده شده در دل کوههای سیراف درزمانهایی که نه ابزار کنده کاری مکانیکی مدرن و نه ابزار محاسباتی هندسی دقیقی بوده،و در کناراینها - اثرابنیه باستانی محیرالعقول باقیمانده، چه عاملی پشت این  شاهکارهای عظیم تاریخی ومیراث فرهنگی بوده که بیگانگان را از سالهای بسیار دورتاکنون بخود جذب می کرده است؟!!
وچند نکته ی مرتبط پراکنده با عنوان مطلب:
- یک مطالعه باستان شناسی جدید از دانشگاه ملی استرالیا نشان داد که تنبلی  ومحافظه کاری مفرط  عاملی در انقراض نسل بشری "هومو ارکتوس" گونه ای از اجداد انسان امروزیست که ازچرخه ی زندگی خارج شده اند.
کاوش های باستان شناسی در شبه جزیره عربستان،نشان داد؛ گونه ی بشری "هومو ارکتوس" در طول عصر حجر  با بکارگیری استراتژی هایی  که شامل   تلاش های حداقلی برای ساخت ابزار و جمع آوری منابع  بوده، نتوانسته خود را با شرایط آب هوایی متغیر وفق داده و با اوضاع محیطی تطبیق دهند و چون به کنجکاوی وپیگیری  ضرورت علاقه ی نبوده  وهمچنین اراده ی برای ارائه پشتکار وترسیم چشم اندازی نداشته اند. بخصوص اراده که همان نیمی از مسیر حفظ بقاست‏..‏ درنها یت به انقراض رسیده اند!

 نتیجه ی داشتن یک اراده ی قوی و  آرزوی بلند پروازی:
 
 "جک ما"تاجر چینی شروعی بسیار دشوار داشت، او دوبار در آزمون ورودی دانشگاه  شکست خورد و مجبور شد برای پیوستن به دانشگاهی که از بدترین ها در شهر خود بود به حرفه  آموزش  زبان انگلیسی  با حقوق  و دستمزدی ناچیز تلاش کرد ، پس از چندی ناچارشد  به کار دیگری  روی آورد، برای استخدام  در پلیس 30 بار امتحان دادوهربار  رد شد و شانس  کارخود را در یک رستوران، که  23 نفر نیاز داشت او ازمیان 24 نفر، آخرین امتیاز را آورد نیزآزمود سعی ناموفقی در پذیرش دانشگاه هاروارد نیزداشت! با وجود تمام سرخوردگی  وتجارب تلخ، وی هیچگاه   امید خود را از دست نداد  و تنها  ایده اش زمانی ببار نشست  وقتی بود که  از صفحات اینترنتی بازدید می کرد  بدین ترتیب وی  به راه اندازی یک وب سایت با ایده های جدید در چین،همت گذاشت تا بعدها منبعی برای دسترسی به اطلاعات مربوط به کسب و کار معرفی شود ؛وب سایت او  به نام (صفحات چینی) منتشر شد.
 ایده ی تجارت الکترونیکی وی به شدت گسترش یافت و پس از موفقیت  دراین پروژه او توانست مبلغ مناسب را  جذب کرده و نگاههای زیادی را بسوی  خود جلب کنداو  به کمک دوستانش این وبسایت  را با موفقیت  بنام "علی بابا" ثبت  کرد  و بعدها  با عنوان" تاو باو "به یکی از  محبوب ترین سایت های خرید آنلاین تبدیل شد.  سرانجام "جک ما"  پس از  آنهمه سرخوردگی و بدبختی به یکی از مشهورترین و ثروتمندترین بازرگانان  جهان بدل شد.
 پنجره ی جدید بسوی اراده :
 داستان این مردشنیدنی است‏: او با دست زدن به کاری محال از مرگ حتمی نجات یافت‏..‏ .
کوهنوردی  بنام "ارون رالسون"   تجربه ی دردناکش را در قالب کتاب خاطرات نوشته است:  تمرینات طاقت فرسائی را برای صعود به قله ها  پشت سر گذاشت..‏  درصعود ی به یک قله ی مرتفع صخره ی  بر روی دست راستش   می افتد و هرچه تقلّا  می کند  نمی تواند دستش را از زیر آن صخره رها کند  .‏   شش روز درسرما ی زیر صفر درجه با تنهایی استقامت می کند ‏ و فقط یک راه حل  وحشتناک  پیدا می کند..‏  با چاقوی خود ابتدا  عصب های دستش را می برد و سپس عضله ها و در آخر شرایینش‏ را قطع می کند؟!.‏
او خود درکتابش می نویسد که خدا خواست با این روش من با یک دست ودو پا برگردم تا  نتیجه ی ماجرای اراده، پایداری، صبر واستقامت را برای مردم بازگو کنم
 
  نتیجه گیری:( اراده : ایستادگی پای خواستن ) در مقابل اثرات فاجعه  بار ضعف اراده ونخواستن همواره  اثرات سوء خودرا در زندگی فردی واجتماعی مان خود رانشان داده است و آشکار شده که  تغییرات مطلوب درطول  زمان  نیازمند  میانگین بالایی از ثبات اراده است که توسط  حرکت های پی در پی فرد درزندگی وجامعه  برسمیت شناخته شده  و ما را قادر  می سازد تا  به سمت نقاط عطفی  در مرجع ساختارفردی واجتماعی رهنمون شویم این جریان  همچنین  بعنوان مکانیزمی  پیشبرنده بسوی اهداف بزرگ  تبدیل به یکی از قوانین حاکم برزمینه ی  تحرک  و  واقعیت  امروز ما  محسوب می شود.
ما کارهای روزمره را بنوعی بابت احساس مسئولیت که داریم انجام می دهیم ، ما کار می کنیم بجهت اینکه آگاه هستیم این فرایند به ما نیرو میدهد که زندگی کنیم وفکر کنیم وبه آینده خود و سایرین بیندیشیم  اما انتظار توقع شرایط مطلوب دراین نهفته است  که برای تحقق نتایج معتبر با تکیه برهم افزایی وهمگرایی به ارتقاء اراده ی دستیابی به راه حل های سازنده  هم کار کنیم زیرا سرنوشت همه ی ما بستگی به نوع تفکر واراده ی تک تک ما نیز دارد. زندگی  قبل ازاینکه یک اصطلاح فردی باشد یک تعبیر جمعیست چرا که ؛  زندگی بدون نقش دیگری نه ساخته می شود و نه کسی بدون آن می تواند به حاضر و آینده اش امیدوارباشد. وقتی بزرگان می گویند : عامل تحو  انسان است وخود او  یعنی ظرفیت خودت را  وقتی تشخیص دادی این اراده ات است که تحول وتکامل می افریند.
توضیحات:
1) Laziness led to extinction of Homo erectus
August 10, 2018 by Aaron Walker, Australian National University
2)گروه علی‌بابا (به انگلیسی: Alibaba Group Holding Limited) (به چینی: 阿里巴巴集团控股有限公司)، یک شرکت تجارت الکترونیک چینی است که فروش و خدمات پس از آن را به شکل مصرف‌کننده به مصرف‌کننده، بنگاه به مصرف‌کننده و بنگاه به بنگاه از طریق پورتال وب فراهم می‌کند.





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ عامل تحوّل؛ انسان است و خود او/ Laziness led to extinction of Homo erectus August 10، 2018 by Aaron Walker، Australian National University 2)گروه علی‌بابا (به انگلیسی: Alibaba Group Holding Limited) (به چینی: 阿里巴巴集团控股有限公司)،
لینک های مرتبط :


   
  بامطالعه ی بیشتر؛ 10 سایت برای اینکه  هر روز یک موضوع جدیدی یاد بگیریم ؟!
 اگر بیشتر وقت خود را صرف مرور شبکه های اجتماعی  می کنید می توانید با آشنایی  با برخی سایت های مفید در اینترنت  مقداری از وقت  خود را صرف یادگیری چیزی جدید، در عرض چند ساعت یا حتی چند دقیقه نمائید  از این منظر می توان با  یک جایگزین مناسب برای شبکه های اجتماعی، فضای کاربری قابل بررسی و مفیدی در شبکه ی اینترنت را دنبال کنید.
1- سایت( quora) پاسخ اختصاصی به سوالات شما و بازاریابی!
2- سایت ( coursmos) دوره های کوتاه مدت آموزشی و مهارتی درموضوعات متفرقه
3-سایت : gohighbrow
با ارسال ایمیل به  gohighbrow  - آن سایت با إرسال ایمیل روزانه مختلف موضوع جدیدی که در مدت 5 دقیقه آموختنی است،در عرصه های مختلف با شما همکاری می کند.
4-سایت: creativelive
 افراد خلاق در زمینه های مختلف طراحی وهنر، نوآوری های خود را در قالب دوره های آموزشی بنمایش می گذارند.  
5- سایت: stuk.io
 طراحی نرم افزار در موضوعات مورد علاقه ی شما
6- سایت:  thinkful
 کاریابی ، و تخصص یابی در عنوانی مانند طراحی و تهیه برنامه ی نرم افزاری ( درازای پرداخت وجه )
7- سایت : datamonkey
یادگیری  تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تعدادی از آزمون های تعاملی، این سایت اجازه می دهد تا شما را به یادگیری تجزیه و تحلیل داده ها و همچنین از برنامه اکسل برای تجزیه و تحلیل و نوشتن داده ها،  این سایت  با عرضه ی شخصیت کارتونی( میمون) برای کمک به شما درس را کامل  می کند.
8- سایت:  duolingo
آموزش 20 زبان متنوع  duolingo  و تعدادی دوره برای توسعه ی مهارت شنیدن،  نوشتن وسخن گفتن، ...
9- سایت :  guides
 این سایت به شما لیست های متعددرا  ارائه می دهد که به شما کمک می کند تا موارد خاصی را انجام دهید.  مثال :اگر نمی دانید چگونه تمرین یوگا و یا پولی را  برای  انجام پروژه کوچک خود، جمع آوری کنید، این سایت به شما کمک می کند تا  پاسخ این سوالات  را بیابید .
10- سایت: chesscademy
  آکادمی شطرنج مکان مورد علاقه برای دوستداران شطرنج در توسعه و یا توسعه مهارت های خود است. این سایت ارائه دهنده، دوره های بسیاری از این بازی، و  می توانید  پس از تمرین  و بازی مستقیم با حرفه ای ها از طریق سایت، سعی نمائید مهارت های  خود را به طور مستقیم  افزایش دهید./ تهیه وترجمه : نجوای کنگان



نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
                    پایمال کردن پیمان  وسوگند نزد برخی صاحب منصبان !

آیا  این "شخص" همان کسی نیست که چند سال پیش می شناختیم و یا اورا با ویژگیهایی که ما از شخصیتش  افکار و رفتارش سراغ داشتیم، معرفی  وباور می کردیم پس چرا اکنون متفاوت بوده وفرد دیگریست؟  آن نسخه  ی شناسایی شده از این فرد  در ابعاد زمان و مکانی جامعه  پس از این که با سوگند وپیمان ومنشور اخلاقی نوشته وخوانده شده  که همراه شده بود چرا اکنون به  حداکثرتفاوت وتناقض رسیده است؟
آیا همه چیز در ما واو تغییر کرده است؟  آنچه مشخص است ما  همچنان بعنوان فرد عادی کف  کوچه و خیابان باقی مانده ایم؟ اما...
وقتی بعمق وجود یک  انتظار ثابت  و اتفاق متغیر در طول زمان  و سیرحرکت  جایگاه اجتماعی نگاه می کنیم  می بینیم؛ فردیکه  به منصبی دست یافته ناگهان گسستی در ارتباط سابقش  ایجاد شده است که به ماجراهای چون : شکست پیمان، پایمال شدن سوگند و زیرپا گذاشتن منشور اخلاق بخصوص در عرصه ی سیاسی ختم گردیده است.
بنابراین؛ اگر صاحب منصبی در جریان اخلاق محوری دچار اشتباه  ویا تغافل شود، بی تردید درعرصه ی سیاست بیشتر در معرض حیرت زدگی وخطا کاری و عدم موفقیت  قرارخواهدگرفت .  برهمین اساس، در متن جامعه،  عامه؛  اشتباهات  افراد خاص را قبول نمی کنند و "خاص" تنها می توانند حرف های توده مردم  را کمتربشوند؟!!
 درهمین باب؛ فیلسوف فرانسوی "پروفسور ریموند پولان" استاد دانشگاه سوربن پاریس، در کتاب "اخلاق و سیاست" می نویسد: ، معنی عمیق  اتفاقات روزمره جامعه این است که  سیاست  بدون اخلاق است و بسیاری بر این باورند که اخلاق و ارزش هایی که هر انسانی در وجدان و ذات خود نشان می دهد ممکن  است با  فعالیت سیاسی آلوده  شود، درحالیکه هدف سیاست حفظ  بقای انسان  است و روشن است که انسان یک موجود اخلاقی است و تا زمانی که مفهوم سیاست واقعی به دست نیامده است، اینگونه است که برای رسیدن به خواسته ها، تکمیل پروژه های اجتماعی و  تقویت قوانین و نظم  با ید  به دنبال سیاست اخلاقی باشیم....
نکته اینکه رعایت اخلاق و وفاداری به سوگند  وپیمان  برای همه آحاد جامعه ضامن حفظ اعتماد واطمینان و رشد بشمار می رود که بصورت عمومی اختصاص به قشر وصنف خاصی ندارد.
  حکایتی از روزنامه نگار عراقی :  نقل شده است که در دهه  50 میلادی قاضی صادق و مجربی با کارنامه ی درخشان به  یکی از دادگاههای بغداد  منتقل شده بود.
آغاز دور جدید فعالیت او با ماه  مبارک رمضان،مصادف بود در منزل جدیدش می خواست همراه با روزه داری به تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم بپردازد اما قرآنی   در خانه نو نیافت و خدمتکارش را  به محل کار که دادگاه بود و نزدیک خانه اش، فرستاد ...
روز بعد او به دادگاه بازگشت و به انجام وظیفه خود،مشغول بود  اتفاقاً  طی جلسه ی از دادگاه  به شهادت یکی از طرفهای پرونده ای نیاز افتاد ،  قاضی شاهد را برای ادای سوگند نزد منشی هدایت کرد . اما منشی ، قران را پیدا نکرد و با عصبانیت به این سو وآن سو در طلب قران می رفت  ولی دست خالی بازمی گشت  ناگهان قاضی بیاد آورد که باید مستخدم دادگاه را بخانه  خود جهت  بازگرداندن کتاب خدا ، بفرستد ... روال معمول جلسه  ی دادگاه به تعویق افتاد  مستخدم بی سواد بود و به نظر می رسید  مادر قاضی نیز، همین مشکل را داشته است  و به جای قرآن، فرهنگ لغت را به قاصد داد.و او آن را روی میز درجای ویژه خود قرار داد. شاهد آمد و دستش را روی آن گذاشت و گفت: " بحق این کلام  خدا جز راست نخواهم گفت."
 وبراین منوال  روز هایی طی شد و شاهدان به سوگند خوردن براین کتاب ادامه می دادند  و سرانجام  مرد ی کلیمی  پایش به دفتر قاضی ودستش به سوگند  برآن کتاب رسید . او  نگاهی گذرا به کتاب انداخت و گفت:من "موسوی" هستم  وتنها به تورات قسم می خورم  نه به  فرهنگ لغت ؟!
قاضی به او گفت : چه می گویی ؟ دردادگاه شوخی ممنوع است!
مرد با خواهش از منشی خواست تا کتاب را به قاضی نشان دهد، ...  چهره ی قاضی متغیر شد و  چیزی را در گوشی به منشی  خویش گفت!
قاضی بقیه روز را صرف  تجدید نظر  و بررسی مجدد پروندهائی   کرد که او بر اساس سوگند در این بخش کار کرده بود،...
 و در پایان او با خود  می گفت: بیم این دارم که  برخی صاحب منصبان  و مدیران که کک شان چندان در قبال  امور مردم نمی گزد با " فرهنگ لغت" قسم وسوگند خورده باشند نه کلام الله مجید؟!
نتیجه :
‏ لذا هر اقدام مدیریتی ومسئولیتی در جامعه می بایست بر پایه ی صداقت و معیارهای ثابت اخلاقی باشد درادامه  فعالیت های سیاسی نیز  بر  اساس اصول اخلاقی و عدالت بنا می شود  و هنگامی که تفکر سیاسی با اندیشه اخلاقی در افراد، جوامع،  و روابط هماهنگ وهمراه می شود، آینده امن تر و توسعه پایدارترقابل احساس ولمس است ودرپرتو نهاینه شدن آن بصورت فردی واجتماعی،  عدالت،استقلال، آزادی و آرامش به دست می آید؛ و در غیر اینصورت بداخلاقی سیاسی می تواند  قتل عام اجتماعی  محسوب شود  وبرای پایان بی عدالتی برای همه. راه حل:  آموزش، نظارت مستمر، پژوهش ، نشستن به پای فرهنگ غنی خودی،  با اهمتمام بر همین دیدگاه، درک بموقع آسیب های امروز و فردا ی ما  برای زندگی سعادتمند انه و رضایت فراگیر وکامل ضرورت حیاتی  می یابد.



نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ پایمال کردن پیمان وسوگند نزد برخی صاحب منصبان !،
لینک های مرتبط :


رهبر انقلاب در دیدار مردم قم: در مقابل یاوه گویی های آمریکا و اروپا بایستید؛ اینها تهدید، قول و حتی امضایشان اعتبار ندارد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، قم را سرچشمه اصلی و پشتوانه معنوی انقلاب دانستند و گفتند: بزرگان و جوانان قم نباید اجازه دهند دست‌های خائن، قم را از مرکزیت انقلاب، خارج و این حرکت تحولی را در آن کمرنگ کنند.

در مقابل  یاوه گویی های آمریکا و اروپا بایستید؛  اینها تهدید، قول و  حتی امضایشان اعتبار ندارد

به گزارش حوزه امام و رهبری خبرگزاری فارس، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظّم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در سالروز قیام تاریخ‌ساز مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ در دیدار هزاران نفر از مردم قم، با اشاره به ضرورت پرهیز از سهل‌انگاری و سهل‌اندیشی درباره ریشه دشمنی آمریکا و استکبار با ایران اسلامی، «ماهیت و حقیقت انقلاب و شجاعت و وفاداری ملت و نظام به اهداف و مبانی انقلاب» را علت اصلی این خصومت عمیق و مستمر خواندند و با بیان وظایف مهم «مسئولان و مردم» در این مقطع تأکید کردند: رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم به‌ویژه قشرهای ضعیف مهمترین وظیفه امروز دولتمردان است و ملت و مسئولان باید با هوشیاری، تحریم های آمریکا را همانند دوران دفاع مقدس به شکستی بی سابقه برای شیطان بزرگ تبدیل کنند.

** انگیزه‌هایی برای تغییر فضای انقلابی قم وجود دارد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تجلیل از قیام سرنوشت‌ساز مردم قم در ۱۹ دی سال ۵۶ به‌عنوان نقطه عطف انقلاب اسلامی، قم را «شهر، مرکز و مادر انقلاب» خواندند و افزودند: البته انگیزه‌هایی برای تغییر فضای انقلابیِ قم و کمرنگ کردن روحیه انقلابی و دینی در آن وجود دارد و نباید از مکر دشمن و عوامل آن غفلت کرد.

ایشان با تأکید بر هوشیاری در مقابل این انگیزه‌ها، تأکید کردند: قم سرچشمه اصلی و پشتوانه معنوی انقلابی است که دنیا را متحول کرد، بنابراین بزرگان و جوانان قم نباید اجازه دهند دست‌های خائن، قم را از مرکزیت انقلاب، خارج و این حرکت تحولی را در آن کمرنگ کنند.

رهبر انقلاب اسلامی سپس به بیان چند درس مهم و ماندگار از قیام ۱۹ دی پرداختند و خاطرنشان کردند: رئیس‌جمهور وقت آمریکا در ۱۰ دی ۵۶ به تهران آمد و با تمجید اغراق‌آمیز و دروغین از محمدرضا پهلوی، ایران را «جزیره ثبات» یعنی مایه آرامش خیال آمریکا از ایرانِ وابسته و مسئولان نوکرمآب آن، خواند.

ایشان قیام مردم قم علیه رژیم ظالم، وابسته و فاسد پهلوی در فاصله ای کمتر از ده روز از این سخنان را نشانه ضعف عمیق دستگاه محاسباتی آمریکا و غرب دانستند و گفتند: کمتر از ده روز پس از سفر رئیس‌جمهور آمریکا و تعبیر او از ایران به جزیره ثبات، قیام عظیم مردم قم شکل گرفت و به دنبال آن، قیام مردم تبریز و طوفان انقلاب اسلامی و نابودی رژیم سرسپرده طاغوت محقق شد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، استمرار ضعف دستگاه محاسباتی آمریکا تا امروز را یک واقعیت برشمردند و افزودند: با وجود آنکه عده‌ای غربزده و آمریکازده، پُزِ قدرت محاسباتی و آینده‌نگری آمریکایی‌ها را می‌دهند اما آمریکا همچنان دچار ضعف محاسباتی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، استمرار ضعف دستگاه محاسباتی آمریکا تا امروز را یک واقعیت برشمردند و افزودند: با وجود آنکه عده‌ای غربزده و آمریکازده، پُزِ قدرت محاسباتی و آینده‌نگری آمریکایی‌ها را می‌دهند اما آمریکا همچنان دچار ضعف محاسباتی است.
 

ایشان با اشاره به سخنان سال گذشته‌ی یک دولتمرد آمریکایی در جمع اوباشِ تروریست و وعده او به آنها که جشن سال ۲۰۱۹  میلادی را در تهران خواهیم گرفت، خاطرنشان کردند: توانایی محاسباتی دشمنان ایران در همین حد است، همان‌طور که آن زمان صدام امیدوار بود یک هفته‌ای به تهران برسد و منافقین مزدور نیز خیال می‌کردند در حمله مرصاد سه روزه از کرمانشاه به تهران خواهند رسید.

 

** برخی دولتمردان آمریکایی احمق‌های درجه یک هستند

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: برخی دولتمردان آمریکایی این‌طور وانمود می‌کنند که دیوانه‌اند، البته بنده این را قبول ندارم اما آنها حقیقتاً «احمق‌های درجه یک» هستند.

ایشان قیام مردم قم را نشانه صف‌بندی دو دستگاه محاسباتی یعنی صف‌بندیِ «لیبرال‌دموکراسیِ دروغین و پای در گِل غربی» در مقابل «نظام توحیدی و اسلامی» برشمردند و گفتند: پس از انقلاب نیز آنها با تحریم جمهوری اسلامی تصور می‌کردند کار نظام در کمتر از شش ماه تمام خواهد شد در حالی‌که انقلاب اکنون به چهل سالگی رسیده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در مقابل این محاسبات غلط استکبار، دستگاه محاسباتیِ دقیق نظام اسلامی وجود دارد که امام بزرگوار ما فرمود «صدای شکسته‌شدن استخوان‌های مارکسیسم را می‌شنوم» و یکی دو سال بعد همه دنیا آن صدا را شنیدند....



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، قم/ گزارش حوزه امام و رهبری خبرگزاری فارس،
لینک های مرتبط :


 
                                    با هم به فرصت سوزیها در حوزه تعلیم وتربیت پایان بدهیم
 چندی پیش در دورهمی خودمانی که غالباً چهره های فرهنگی شهر بودند تنی چند از بزرگان شهرمان کنگان نیز حضور داشتند،در این میان یکی ازمعتمدین  عزیز برجسته ی  محلی ، توقع و انتظاری را  از جامعه فرهنگی بمعنای خاص  مطرح کردند که حرف حق ومطالبه ی اولویت دار و مبرم بود، خلاصه ی سخن ایشان این بود: " که ما نسلی  بهتر، برتر و قوی تر از خود مان  در حال حاضر و برای آینده ی این شهر می خواهیم  تا همه ی شهروندان در شرایط  دلخواه برای زندگی  فردی واجتماعی  قرار بگیرند لذا  همه جدیتی تمام  وکمال در جستجوی برترین عناوین منابع انسانی، علمی و فرهنگی، اجتماعی برای جوانان و نسل فعلی ... داشته باشند .  پیگیری  ارتقاء  این خواسته ی عمومی بنوعی بازنشسته وغیر بازنشسته نمی شناسد   واکنون در فضای جامعه این احساس نیاز  به سرحد ضرورت و  عنوان مرجع همه اهداف اجتماعی مطرح شده است، اگر می خواهید به  گروههای  مختلف  سنی فراگیر درجریان  تعلیم وتربیت خدمتی شایسته نماییدآمادگی داریم درکنار شما مجمعی داشته باشیم که از آسیب ها و موانع با کمک  هم در ابعاد رسمی وغیر رسمی عبورکنیم " ‏ .
این  صحبت ها که برآمده از دل یک شهروند دلسوز  وعلاقه مند بود. به دل نشست بطوریکه مورد استقبال عزیزان حاضر در آن محفل قرار گرفت ... بنده هم این خواسته را بحق دیدم هرچند که از بدنه ی آموزش وپرورش با افتخار بازنشستگی جدا می شویم اما فکر و روح تعلیم وتربیت از جسم وجانمان جداشدنی نیست...
بحث تعلیم وتربیت  طبعاً  موضوع ساده و راهی یک شبه نیست اما حرکت  بسمت نشانه های مطلوب و ایجاد روحیه خواستن دررشد این عرصه خود می تواند پایه گذار موفقیت های بیشماری باشد.که بدون اهتمام به  راهکارها ی آن نمی توان امروز وفردای روشنی را برای جامعه متصور بود ، از صدر تا متن و ذیل آموزش وپروش انتقاد های فراوانی وارد است  گرچه  کار بدون نقد تقریباً محال است اما سر فصل نقدهای امروز این دستگاه عریض وطویل  مشورت گریزی وعدم نقد پذیری آن است که در مقام خود حوصله و فلسفه ی وِیژه، اختصاصی می طلبد. ...

در راستای تمرکز دادن اذهان مخاطبین گرامی به این مهم، نکاتی  را  در دامنه ی مطلب معروض میدارم.
 - از این پس هرکسی که بخواهد  نقش اجتماعی بپذیرد  از وی درباره عنوان پدر ، طایفه و طبقه ی اجتماعی وسایر معیارهای ظاهری سوال نخواهند کرد  بلکه از او میپرسند: چه چیزی خوانده اید و چه چیزی را درک کردید و چرا این  رشته را انتخاب کرد ید؟  وآگاهی شما در این نقش جدید چقدر است ؟در صورتی که صبر و شکیبایی  وپشتکاری بخرج نداده باشید  و بی پروا  و سردرگم در  جستجوی   یک هدف و دستاوردی  تصادفی دویده باشید ؟!  روانشناسان آن را (تحریف حرفه ونقش) نامیده اند؟!
.- اگر فرزندی 18 ساله در این دهه جشن تولدش را بگیریم ، بطور نسبی  براساس آمارهای رسمی و غیر رسیمی مراکز پژوهشی  مرتبط  او بر روی  مانیتورگوشی هوشمند وسایر تجهیزات الکترونیکی مشابه  15000  نمایش مخرب  و 250000   صفحه خشونت را دیده است، این آمار  اعماق ذهن  هر  یک از فرزندان ما را بچالش می کشد و آیا چگونگی تاثیر آن بر زبان و رفتارش  و خلاقش و آینده  او و جامعه اش، قابل  ابراز نگرانی نیست...؟
‏- زمانی در عهد  چین باستان ،می خواستند در ایمنی وامنیت  کامل  زندگی کنند؛ آنها دیوار بزرگ چین را ساختند و فکر می کردند هیچ کسی نمی تواند  دیگر به آن صعود کرده و یا آز آن عبور کند !  اما در طول 100 سال اول پس از ساخت این حصار بزرگ، چین سه بار اشغال شد! و هر زمان انبوهی از دشمن وحشی  که نیازی به  عبور و بالا رفتن از  حصار نداشت به درون آن  کشور نفوذ میکرد..! زیرا  هر بار که دشمن قصد تجاوز داشت   نگهبانان برج ودیوار رشوه می گرفتند  و سپس از طریق درب وارد می شدند. چینی ها  خود به این واقف شدند: هنگامیکه مشغول احداث حصار وساخت ساز قلعه وبرج ها  بودند و "ساختن نگهبان" را فراموش کرده اند ..! درواقع آنها انسان ساختند ولی آدم تولید نکرده بودند  که باید قبل از اینکه همه چیز ساخته   شود، واین ممکن است برای هر جامعه ی پیش بیآید و  توجه  به آنچیزی است که تعلیم وتربیت  ما امروز به آن سخت محتاج است. یکی از شرق شناسان می گوید: اگر می خواهید تمدن ملتی را نابود کنید، سه راه وجود دارد: 1. خانواده را نابود کنید. 2. تخریب آموزش وتربیت 3 - و حذف تدریجی اسوه والگوها و نمادهای  و  منابع فرهنگی جامعه ...
و اگر مادر عاقل وآگاه ، معلم وفادار ومتعهد  و  الگوهای خوب ناپدید شوند، چه کسی ارزش فرزندان  جامعه را بالا می برد؟ و چین امروز با تکیه براین عبرت تاریخی به اینجا رسیده است.
- بودا به شاگردان خود گفت: «کتاب را بالای سر خود قرار دهید و آن را آنجا بگذارید». شاگردانش نمیدانستندکه راز این حکمت چیست؟ تا زمانی که دانش آموز  امروزی  هر روز بیست کتاب را در مقابل سرش قرار  می دهد و لی آنها را  نه در مدرسه ونه درخانه نمی خواند ودرسرش قرار نمی دهد . نتیجه اینکه تکلیف ومطالعه و  امتحانات عمومی و چگونگی سوالات و آزمون و  هر روز   بیشتر آب می رود تا  با سلیقه و مزاج  دانش آموز ، والدین،  اعضای مجلس، هیات دولت و... مطابقت داشته باشد گلایه مندی از سوال وجواب بیماری مزمنی شده که ما راضی شده ایم این بیماری را با ذوق خودمان معالجه کنیم نه با نیازمندیهای امروز  وفردای جامعه ...
- ما در بازی صندلی وآهنگ به بچه هایمان یاد می دهیم که وقتی 9 صندلی و ده نفر قراراست با پایان یافتن آهنگ صندلی برای خود بیابند به زور وقلدری هم شده بالاخره صندلی را برای خود دست وپا کنند ویکنفر با یک صندلی کنار برود و بازی تا نفرآخر ادامه یابد و برنده همان  زبل ترین دانش آموزی است که می به او زور زدن برای روی صندلی ماندن را آموزش میدهیم ،  اما در کودکستان ژاپن همان بازی با همان تعداد وشکل انجام می شود ولی به با این تفاوت که به بچه ها می گویند تعداد صندلی ها کافیست اگر کسی بدون صندلی ماند" همه بازنده اند"  وتا آخر اینکه دونفر دوست صمیمی با یک صندلی می مانند... درآنجا بچه یاد می گیرند که موفقییت من ، موفقیت همکلاسی من است  طبعاً  اثار منفی ومثبت این دو نگاه متفاوت به یک بازی در دو جامعه  بشکل واضحی آشکاراست .
- دریکی از لوح های مصر باستان؛ داستان یک پدر  که پسرش را  وقت  درس خواندن، در یکی از باغ ها بازی می کرد، دید از او پرسید: «آیا به پای درس رفته ای؟» او گفت: «نه"؟!
پدر اورا کشان کشان به  نزد معلم برد  و فرزندش را وادار کرد در مقابل استاد  بخاک بیفتد ،و به او گفت  از اینجا پله ی صعود به بالا شروع می شود!

- فیلسوف انگلیسی براند راسل کتابی با عنوان "آموزش و پرورش" دارد که در آن به  والدین توصیه می کند وقتی فرزندشان پس از برخورد با صندلی به زمین افتاد  با دروغ گفتن  به وی،  صندلی را مقصر نکنند،  اول او را آرام  کنند و سپس از او بپرسند:  کی، میدویده است؟ و البته کودک پاسخ خواهد داد،  "من " در اینجا شما  به او گفته اید، که مقصر کیست!
و بدینگونه تا دانشگاه و بعد ازآن ، فرزندان ما به دنبال مقصر ساختن از زمین وزمان نخواهد بود!.
اما برخی رفتارهای ما در قرن بیست ویکم مانند اتفاقات بسیارقدیمی است ، تعریف کرده اند در آن زمانه گذشته  فردی از دهکده ی می گذشت دید که اغلب  بزغاله ها  بصورتی غیر طبیعی  سه پا بیشتر ندارند، علت را پرسید: اهالی گفتند: ما یخچال نداریم و این بهترین راه برای نگهداری گوشت  است.  هروقت که بنای پخت آبگوشت داریم  پای یکی از بزغاله ها را  قلم می کنیم و شکمی از عزا درمی آوریم !... رهگذر با خود گفت : اینها نمی خواهند بدانند که می شود  هر بزغاله ی را  بصورت نوبتی و شریکی کشت و گوشت آن را میان اهالی تقسیم کرد، وقت خودم را تلف نمی کنم وبه راهش ادامه داد؟

بنابراین کنگان ظرفیتی استثنائی برای همکاری و مشارکت فزاینده از منابع انسانی و امکانات مادی دارد که با برنامه ریزی همگانی می توان برای توسعه ی آموزش وپرورش گام های بلندی برداشت. در پایایان بسیار مایلیم که حجم استقبال عمومی را از پیشنهاد این معتمد همشهری را احصاء کرده وانعکاس دهیم ...



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ با هم به فرصت سوزیها در حوزه تعلیم وتربیت پایان بدهیم،
لینک های مرتبط :


  استحاله بومی گری و انحلال حقوق بومیان پیرامون منطقه ویژه انرژی
  هردم از این باغ بری می رسد ؟!
یاسری مدیر عامل شرکت پازارگاد:
 "بومی و غیر معنی ندارد هر کس سه سال در منطقه باشد بومی محسوب می شود ."
 ارائه خدمات از سوی پتروشیمی ها وظیفه نیست!
ارائه خدمات از سوی ما لطف به منطقه است! /بانیان آزادی
  میگویند: پدری  مولتی ملیاردری سه فرزند داشت که شبی ایشان را به آزمون هوش ، امتحان کرد، واز ایشان خواست تا خواسته خود را از پدر ابراز کنند،  اولی گفت :  0000.... دلار می خواهم،دومی برابر اولی  طلب کرد،وسومی که از همه باهوش تر بود گفت : من حصانت گفتار ورفتار می خواهم  .....پدر از فراست پسر خوش آمد و اورا مدیر عامل بی بدیل خواند!
اینگونه که پیداست هر کدام از مدیران کوچک وبزرگ شرکت های نفت و گاز وپتروشیمی که  آمدند وسهم خود را  با قول وعده های بیمقدار  واعمال برنامه ی خودرا با انواع شگرد ها  اجرا کردند و رفتند  اخیراً  مدیر عاملی پا را از همه عرف ورسم وقوانین، فراتر گذاشته و درآغاز به انحلال بومی گری زبان رنجه داشته و سپس به  تعریفی کنجه از نگاه خو د برای بومی  پرده  از معما برساخته است ... این تناقض اشکار برای فردی که فقط دلار وبهار را می بیند خیلی غیر طبیعی نیست ولی در همین عبارات توهین وتحقیر ی آشکار به مردم روا داشته است...
 بمفهومی دیگر ، اشتباهاتی  دولپی، لفظی که از این نوع هرچند وقت یکبار از سوی برخی کارگزاران شرکت ها ی اقماری منطقه تکرار می شود   توهینی واقعیست ،که  در پروسه ی خود برتربینی  از دو دهه قبل حاصله از  چند موضوع اصلی  تا کنون به اشکال گوناگون بروز کرده است عیان ورسانه ی می شود :  1) ضعف مفرط مسئولینی که باید پیگیر حقوق ومطالبات مردم باشند2)عجز فزاینده ی بومیانی که فکر می کنند میزبانی بی زبانی یک امتیاز است 3) رسانه ی که نمی تواند باز گو کننده  رنج های شهرش باشد " شن و سنگ مثانه" است نه رسانه ؟!!
دلایل بسیاری وجود دارد که این درد تهوع آور ، پنهان شده ،گام وبگام ماست مالی می شود،روال غیر طبیعی که دارد کم کم عادی  می شود:  تجزیه، تکه تکه شدن جغرافیای منطقه ،تضعیف منابع انسانی واز میان رفتن منافع ومصالح  محیطی منطقه، رد شدن نیروهای بومی چه  درپست مدیریتی وچه در جذب رسمی وغیر رسمی  همه وهمه بدنبال این بود که با ایجاد فضای  کوته نگری و بی تفاوتی به اینجا برسیم که آقای مدیرعامل و سایرین  به آن رسیده اند  اینجائیکه ما  دیگر نیازی به رصد اظهارات در رسانه ها و  احتیاجی به شواهدی مستند نداریم  زیرا سطح تحقیر، توهین  که ما خود برای خودمان  بنوعی انتخاب کرده ایم.ازچشمان  اشکبار جویندگان کار، قطرات عرق کارگران به حاشیه رانده شده ویا طرد گشته  بسادگی تمام مشخص است و ما در حال تماشای اجرا ی یک مسابقه ورقابتی شدید میان از میان بهتران برای هرچه بیشتر استحصال منابع و انحراف سریز آن به سایر مناطق، توسعه آسیب های زیست محیطی و اجتماعی هستیم حالا ما در موقعیتی قرار بگیریم که  شاید روزی برسد که بابت تماشای این زبردستی  از مابهتران ، جریمه پرداخت  بلیت گردیم!  زیرا برنامه ی طرح ها وپروژها  همواره بسمتی  رفت  که دیروز،  امروز و فردا همه متلق به همان هایی هست که نگاه  از بالا به پائین (عمودی) را برای خود شان درقبال مردم منطقه حفظ کردند.
  منظور  از نوع  گفتمان های مطرح شده توسط مدیر عامل در این است که این نشست ها  یا  هرگونه قول ووعده و شعارهای ومصوبات دولتی ومجلس ،شورا وانتظارات مردم منطقه  با شکست مواجه شده است، که  تنها یک عنصر موفقیت آمیز را شامل می شود، که آنها می توانند  برای عقب راندن مان از مطالبتمان تا نقطه ی صفر دیگر شک نکنیم و...
 نکته : چاره ی نیست : به فلسفه دیوژن روی بیاوریم  که  وقتی بطور عمیقی برخی  برخوردها و رفتارها در  محیط پیرامونی بصورت ناباورانه اورا عصبانی می کرد ، به روالی بر میگشت که  زندگی را به  ساده ترین شکل ممکن ابتدائی کند. او رویکردی   دیوانه وار را برای نشان دادن دردها نشان می داد: و از این طریق  می خواست به مردم کمک کند که فراتر از استانداردها و معیارهایی که زندگی  معمو لی آنها را شکل می داد، اگر ناچارند نبینند؟ او درآتن پایتخت یونان در یک بشکه زندگی میکرد، فقط یک چوبدستی ویک روپوش داشت  و بصورت نمایشی از مجسمه ها طلب کمک می کرد و در میان عابران کوی برزن ، عقب عقب می رفت ... تا نشان دهد که چرا دارا به ندار نمی اندیشد و این  درس را به خودش ودیگران بدهد که نباید از این  دست رد به سینه  زدن مایوس شد بالاخره هرمعضلی چند راه حل دارد؟
دلیلی  وجود ندارد  از کسیکه  مبانی اولیه  حقوق بومیان را  و اصول بدیهی تعامل سرمایه گذاری را نمی خواهد بداند تعریفات خودبینانه را بپذیریم  و آویزان  نشست های آبکی اش شویم  زیرا آنچنان که پیداست "از  شعار  صنعت  گاز منافع ملی؛ فرورفتگی وشکاف طبقاتی و از  اقتصاد انرژی؛ آسیب ها وفر و رفتگی فرهنگی، واز پتروشیمی آپارتایداجتماعی ساخته شود هم جای اشکالی نیست .
 و یک مقایسه : ببینیم پتروشیمی  تبریز که  شرکت نسبتاً کوچکتری در مقایسه با پتروشیمی پازارگاد هم در کنار یکی از کلان شهرهای ایران قرار گرفته در ابعاد مختلف مدیریت شهری، فرهنگی ، اجتماعی و ... چکار وچگونه تعامل کرده کرده است ....https://www.tpco.ir/homepage.aspx?site=DouranPortal&tabid=1&lang=fa-IR#- بعد بیائید بگوئید که ما لطف کرده ایم و بهتراست بومی را اینگونه تعریف کنید زیرا به  واقعیت نزدیکتراست : هرکه دلار بیشتری در اختیار دارد همان بومی است. بقیه غریبه تماشگر رمز ورازند !





نوع مطلب :
برچسب ها : نجوای کنگان/ استحاله بومی گری و انحلال حقوق بومیان پیرامون منطقه ویژه انرژی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 834 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :