به کسی  اجازه ندهید که  روی شما قیمت بگذارد !
 سالها پیش دریک  مرکز علمی،  بعد از ظهری  بسیار گرم ، دانش آموزی مستعدوممتازولی  فقیر و گرسنه پس ازپایان درس  جهت تامین وعده نهاری ازمحوطه ی محل تحصیل خارج شد اوتنها یک فلس و نیم بهمراه  داشت  ودر آنموقع حداقل  برای تهیه یک وعده غذایی" نان و تربچه " دو فلس لازم داشت ...
وی  با یک فلس  یک عدد نان خریداری کرد و نزدمغازه سبزیجاتی رفته و از او یک بسته تربچه خواست ...
 فروشنده به او پاسخ داد ، هربسته  ی تربچه  یک فلس قیمت دارد... دانش آموزبه او پاسخ داد ، من جز دانش خودم چیزی برای شما ندارم؛ من می توانم  شما را راجع به یک موضوع خاص علمی آگاهی ببخشم .. فروشنده تربچه به او پاسخ داد اگر دانش شما سودمند بود ، برای تکمیل قیمت یک بسته تربچه ، نصف فلس دیگر خواهش نمی کردید؟ .. بروید و دانش خود را دهان کوزه بگیرید آبش را بنوشید تا زمانی که سیر شوید !!!
سخنان تلخ وتند  فروشنده  ناامیدی را در سراسر وجود او پر کرد وذهن ناخواسته  او را به صدا درآورد؛ بله ، درست است. * دانش چند ساله  ی من نیم فلس  را برای من به ارمغان نیاورد !! *
چقدر نادان هستم ... زندگی ام را به چیزی هدر دادم که  .. .؟
باید تحصیل را ترک کنم و به دنبال شغلی باشم که مناسب من باشد تا بتوانم آنچه را که می خواهم بخرم و زندگی یک فرد محترم را داشته باشم.
روزهای بعد که استاد ، شاگرد برجسته خود را از دست داد ه بود  از دانش آموزان پرسید: همکلاس زرنگ  شما ، کجاست؟
شاگردان  به او پاسخ دادند كه او مرکز را ترك كرده و به شغلی پیوسته است كه بر شرایط سخت  غلبه کند….
معلم   شگفت زده گفت: خانه او کجاست؟ می خواهم او را ملاقات کنم !!
آنها به او گفتند: استاد ما ، جایگاه شما خیلی  بالاتر ازاین است که به دنبال او بروید !! او  درس را با اراده خود ترک کرده است.
استاد گفت: نه ... من می خواهم دلیل ترک  تحصیلش را بدانم. استاد آدرس را گرفت و با دلسوزی   وارد خانه اش شد محصل شرمنده شد و از معلم خود استقبال کرد ..
  استاد از او پرسید  که چرا  کلاس را ترک کرده ای؟
او داستان را بازگفت و چشمان او پرازاشک شد؟!
معلمش به او گفت که شما به پول احتیاج دارید. این  انگشتر من است. برو ، آن را بفروش و امور زندگیت را  بچرخان! .
 دانش آموز گفت: داستان تنها در مورد انگشتر و پول نیست بلکه من از دانش متنفر شده ام زیرا از آن سود نبرده ام.
معلم  پاسخ داد این انگشتر، نه به خاطر بازگشت به درس شما ، بلکه  کمکی به خاطر تسکین پریشانی شماست. دانش آموز هدیه معلم خود را پذیرفت و به مغازه های جواهرفروشی  رفت و در آنجا انگشتر را برای فروش عرضه کرد.
 جواهرفروش  تعجب کرد و گفت: من این انگشتر را از شما  به هزار دینار می خرم ، اما  بگوئید آن را  از کجا گرفته اید؟
- این هدیه ای است که از طرف معلمم  به من داده شده است !!!
جواهر فروش گفت: یک  انگشتر گرانبها هدیه است؟ !! ظاهر شما نشان نمی دهد که شما بهای آن را می شناسید و...! تو  ...؟
دانش آموز به او پاسخ داد ، با من همراه شوید تا معلم  را ببینید  که اواین هدیه را داده است ...
 جواهرسازبا استاد ملاقات کرد و از صداقت دانش آموز اطمینان یافت و قیمت انگشتری را به دانش آموز داد واو نزد معلم خود رفت تا از او تشکر کند.
معلم به دانش آموز گفت: وقتی خواستید انگشتر را بفروشید کجا رفتید؟
- البته  به  دکان  جواهرفروشان ...!
استاد در پاسخ به او گفت: چرا به مغازه های جواه فروشی رفتید؟
 شاگرد پاسخ داد ، ارزش انگشتری جواهرنشان و فلزات گرانبها را آنجا ارزیابی می کنند !!
استاد  پاسخ داد: پس چرا قبول کردید که فروشنده سبزیجات   بر روی شما و دانش شما قیمت گذاری کند وبگوید دانش شما فایده ای ندارد؟ !!
آیا فروشنده سبزی ارزش دانش  و جوهر دانایی شما را  می داند؟ * فقط کسی ارزشش را می داند  که قدر دانش را دریافته باشد   *
من؛ شما ارزش  را به نیکی می دانم  شما یکی از باارزشترین دانش آموزان  من هستید ..  انتظار نداشته باشید کسانی که ارزش دانش  شما را نمی دانند برای شما ارزش قائل باشند.
* مردم  مانند مواد معدنی مختلف هستند و ارزش  فلزات متنوع  گرانبها فقط در جواهر فروشی ها وبهای دانش در میدان علم واهل آن شناخته  می شود.





نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : به کسی اجازه ندهید که روی شما قیمت بگذارد !، نجوای کنگان .،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 اردیبهشت 1399 :: نویسنده : عبدالمجید اورا


                      همه ی مردان " شیخ موسی "

در سایت خلیج فارس:مطلبی بعنوان :

"شیخ اصولگرا و قرعه‎های سخت نمایندگی جنوب استان بوشهر" بقلم آقای مهدی ارجمند منتشرگردید که براساس واقعیت های دو دوره پیشین مجلس و سهم کارکردی دونماینده سابق و حاضر مصادیقی براساس برداشت نهایی خودشان مطالبی را برشمرده  بودند و نتیجه گیری نهایی را با چینش فرضیاتی به حکم تجربه ی وآینده کاری "شیخ موسای" با تجربه یا  آنگونه که ما  بنام رسمی  دکترشیخ موسی احمدی بعنوان منتخب حوزه انتخابیه ی جنوبی استان می شناسیم، واگذار کرده بودند،در مجموع مبنا را براین می گذاریم که "آقای ارجمند" بدینوسیله نگرانی هایی را که ناشی از دغدغه ی کلی ایشان است مطرح نموده اند تا  از تکرار زوایای احتمالی  ماجراهای گذشته در این یاد آوری زودهنگامی داشته باشند البته که درجای خود بس ارزشمند و مفید بفایده است ...

 اما رویکرد بنده از جهاتی به آن مطلب ازاینجا آغاز میشود که آگر شیخ آن تجربه ی میان  دو دولت را نداشت جای نگرانی بود وبفرض اینکه همه ی آن فرضیات از نظر شکلی تکرار شوند ولی ماهیتاً و ترجیجاً همان عوامل عیناً قرار نیست تکرار گردند واگر غیر ازاین باشد و به تعبیری فرض محال، موانع  آنگونه که فعلاً در این مطلب با احتساب همان تجربه" شیخ " در مقابل هم ردیف شده اند  نیز از همان منظر می توان آسیب ها را تا حد زیادی کاهش داد؟!

-از سوئی در دسترس بودن شاخص های ملی توسعه  برنامه های پنجساله ی ششم و هفتم توسعه که از سال 1396 اولی بصورت قانون درآمده وبعدی  که در آستانه ی تدوین،  قراراست که مجلس آتی زمینه ساز تصویب قانون برنامه(( هفتم توسعه))  باشد  و "شیخ "  با همراهی نخبگان و پژوهشگران و کارشناسان این موضوع را دنبال کرده و  وی این روند را فرصتی برای اصلاح  نواقص وعیوب برنامه  های پنجم وششم می داند. لذا از این بُعد فرصتی استثنائی در اختیار شیخ هم هست که در معادلات و شمارش لحظات حساس باید بحساب آورد !

-  از طریق برنامه های قانونمند(توسعه)  اینچنینی،  قاعدتاً  معیارهای حداقلی برای توسعه ی استان و حوزه های انتخابیه ی آن قابل تعریف و استاندارد گذاری نقطه به نقطه و ارزیابی مطلوب هستند.- از طرفی منتخبین فعلی مجلس یازدهم سخت واقفند که محقق ساختن غالب انتظارات و توقعات عمومی برزمین مانده از مجلس دهم ، عزمی جزم و تلاشی مضاعف واراده ی راسخ می خواهد تا این مهم را در پرتو انسجام وخرد جمعی به سرانجام برسانند و روشن است که آنها به این باور رسیده اند که انسجام و همدلی تنها راه خروج  موفق سزاوارانه وشایسته از چهارسال مجلس نشینی پیش روست.

- دیگر اینکه  قرار نیست دوره ی فطرتی خود ساخته وخود بافته میان تلاش نمایندگان مردم و  تحول و تغییر  دو دولت حائل شود و کاروچرخه توسعه ی معمول مملکت  متاثر  از جزر و مدهای اینچنینی راه  رسیدن  به ساحل را  با تاخیر تدبیر کند  ؟! همچنان که در اغلب کشورها قبل ، در حین و پس از انتخابات و یا حتی بشکلی درصورت انحلال هیات دولت  بنا به عللی ، همه ی امور جاری را تحت تاثیر آمد وشدهای روتین موسساتی و سازمانی قرار نمی دهند.

- در این یکی دوماه گذشته "شیخ "لزوما به برنامه ها و شرایط حاکم برفضای پیش رو اندیشیده و اوضاع آنچه را که باید به آن بپردازدشنیده و دیده است... که همچنان خواهد شنید وخواهد دید...؟!

- به زبانی نزدیک تر و بازبان تروخشک همه ی موارد فوق " مردان کنارشیخ " را هم باید دید، کسانیکه هم از جهت کمّیت و هم از جهت کیفیت  در گستره ی جغرافیایی حدفاصل حوزه ی انتخابیه تا بهارستان قراراست وی را مشورت داده وحسب برنامه ریزی های دقیق همراهان فکری و بازوان طراح  چشم انداز دوره ی چهارساله ی کار او باشند. ... بله "همه مردان شیخ"که بودند و دیگرانی که به این جمع اضافه می شوند و  دقیقا همه ی "مردان شیخ "باید در دفاع  علمی  پاسخگویانه از آراء حامیان شیخ  ومطالبات عمومی مردم حوزه انتخابیه و غیر از آن  روند جامع توسعه را دنبال کنند. که  امیدوارم در مطالب بعدی  سخن گفتن از همه ی "مردان شیخ " با نقص وکاستی، کمتری همراه بوده و با نشانی  مثبت بیشتری  گزارش نمایم!؟

عبدالمجید اورا
      کنگان / شانزدهم اردیبهشت هزاروسیصد ونود ونه



























نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                                          هندسه ی اجتماعی مبارزه باکرونا !

با بررسی وضعیت کلی مقابله با کرونا در سطح بین المللی بویژه آنجائیکه موفقیت در این نبرد رودرو از فاصله ی صفر بدست آمده، در سایه ی سازماندهی منظم  ومنضبط ایجاد شده در قالب سه ضلع (مردم، دولت،نیروهای مسلح) "" اگر نگوئیم همانند چند ضلعی منتظم کندوی زنبورهای عسل" با فعال نمودن همه اجزا توانمند جامعه در هرقابلیتی؛ داشته های علمی و اقدامات عملی ومنابع مالی همراه بوده که  با ساختاری تعریف شده در نقش های مشخص در این مثلث پیکان مانند که در طول وعرض جوامع به مثلث های کوچکتر حاوی همان ظرفیت منسجم با مقیاسی کم حجم تردر هرمحدوده جغرافیایی با واحد های کوچکتر اما برخوردار با همان ابعاد ابتکار عمل ، هماهنگ تحت فرمان پذیری از مدیریت واحد به پیشگیری ،درمان و ریشه کنی کرونا کمر همت بسته اند.در این مسیر  "اندیشمندان متخصص تاریخ بیماریهای  همه گیر"، "روانشناسان این عرصه"، "متخصصان اپیدمی" و  کادر علمی پزشکان ارشد فوق تخصص در کنارشرکت های دانش بیان ، لحظاتی پر هیجان ونفس گیر را تجربه می کنند تا هرچه زودتر حال وروزابری این روزهای بشریت را عوض کند.... بنابراین برای رسیدن به این چرخه ی ارزشمند وحیاتی هندسه ی اجتماعی مقابله با کرونا باید بیاندیشم که در کجای این مسیر هوشمند ، هدفمندفرضی قرار داریم و برای رسیدن به نقطه ی مطلوب چه کارهایی باید انجام دهیم  و نقاط قوت وضعف مان کدام است؟




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . هندسه ی اجتماعی مبارزه باکرونا !،
لینک های مرتبط :


 
                                   نیوزویک: پیامبر اکرم(ص)   دستورالعمل های موفقی برای مقابله با بیماری های همه گیر ارائه کردند

آیا می دانید چه کسی بهداشت و قرنطینه خوبی را در زمان  همه گیری پیشنهاد کرده است؟
محمد (ص)، پیامبر اسلام ، بیش از 1300 سال پیش.
اگرچه او به هیچ وجه یک متخصص "سنتی" در زمینه بیماری های کشنده نیست ، اما با این وجود توصیه های صحیحی برای جلوگیری و مبارزه با پیشرفت بیماری مانند COVID-19 داشت.
محمد (ص) گفت: "اگر از شیوع طاعون در یک  سرزمین زمین شنیدید ، وارد آن نشوید ؛ اما اگر طاعون در یک مکان در حالی که شما در آن هستید شیوع پیدا کند ، آن مکان را ترک نکنید."
وی همچنین گفت: افراد مبتلا به بیماری های مسری باید از افرادی که سالم هستند دور نگه داشته شوند.
محمد(ص) همچنین انسان را به شدت ترغیب به رعایت نكات بهداشتی كرد كه باعث می شود افراد از عفونت در امان بمانند. احادیث زیر یا گفته های پیامبر (ص) را در نظر بگیرید: وی همچنین گفت: "افراد مبتلا به بیماری های مسری باید از کسانی که سالم هستند دور نگه داشته شوند."

محمد همچنین انسان را به شدت ترغیب به رعایت نكات بهداشتی كرد كه باعث می شود افراد از عفونت در امان بمانند. احادیث زیر یا گفته های پیامبر (ص) را در نظر بگیرید:

"پاکیزگی بخشی از ایمان است."

"دست های خود را بعد از بیدار شدن بشویید ؛ شما نمی دانید که دستانتان هنگام خواب حرکت کرده است."

"نعمت غذا در شستن دستها قبل و بعد از غذا نهفته است."

و اگر کسی بیمار شود ، چه می شود؟ چه نوع توصیه ای را به همنوعان خود که از درد رنج می برند ، ارائه دهد؟

وی مردم را ترغیب می کند که همیشه به دنبال معالجه و داروهای درمانی باشند: "و از پزشک معالج استفاده کند ،" زیرا خداوند بدون تعیین دارویی برای آن ، بیماری ایجاد نکرده است ، بجز یک بیماری در سن و سال. " مردم را تشویق کرد که در دین خود به دنبال راهنمایی باشند ، اما او امیدوار بود که آنها اقدامات احتیاطی اساسی را برای ثبات ، ایمنی و رفاه همگان انجام دهند.

بخشی از این دستور العمل :
Do you know who else suggested good hygiene and quarantining during a pandemic
?

Muhammad, the prophet of Islam, over 1,300 years ago.

While he is by no means a "traditional" expert on matters of deadly diseases, Muhammad nonetheless had sound advice to prevent and combat a development like COVID-19.

Muhammad said: "If you hear of an outbreak of plague in a land, do not enter it; but if the plague outbreaks out in a place while you are in it, do not leave that place."

He also said: "Those with contagious diseases should be kept away from those who are healthy."

Muhammad also strongly encouraged human beings to adhere to hygienic practices that would keep people safe from infection. Consider the following hadiths, or sayings of Prophet Muhammad:He also said: "Those with contagious diseases should be kept away from those who are healthy."

Muhammad also strongly encouraged human beings to adhere to hygienic practices that would keep people safe from infection. Consider the following hadiths, or sayings of Prophet Muhammad:

"Cleanliness is part of faith."

"Wash your hands after you wake up; you do not know where your hands have moved while you sleep."

"The blessings of food lie in washing hands before and after eating."

And what if someone does fall ill? What kind of advice would Muhammad provide to his fellow human beings who are suffering from pain?

He would encourage people to always seek medical treatment and medication: "Make use of medical treatment," he said, "for God has not made a disease without appointing a remedy for it, with the exception of one disease—old age."

عنوان منبع:

Can the Power of Prayer Alone Stop a Pandemic like the Coronavirus? Even the Prophet Muhammad Thought Otherwise | Opinion

By Craig Considine




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .Can the Power of Prayer Alone Stop a Pandemic like the Coronavirus? Even the Prophet Muhammad Thought Otherwise | Opinion،
لینک های مرتبط :


کتابی در تلاش برای درک بحران اقتصادی و اجتماعی  دنیای غرب 

 کتاب: وضعیت بحران

نتیجة بحث الصور عن The book: The State of Crisis Written by: Zygmunt Bauman - Carlo Bordoni
 تالیف: زیگمونت باومن - کارلو بوردونی

نویسندگان کتاب "وضعیت بحران"( State of Crisis) حاصل کار دو جامعه شناس لهستانی Szigmont Baumann و Carlo Bordoni ایتالیایی است که در راستای گفتگو ی گسترده و عمیق در درک بحران اقتصادی و اجتماعی در دنیای غرب منتشر شده است ، آنها در این کتاب  ایده های خود  را  بر اساس تعریف و آناتومی معنای بحران و سعی در درک نقش آن در بازیابی وقایع دارند. تشکیل جوامع و دولتها ، پس از تجزیه و تحلیل بحران مدرنیته و پیامدهای آن که با پایان گرفتن بحث درباره بحران دموکراسی به اوج می رسد.
درآغاز ، بوردونی معتقد است كه "بحران" ممكن است بیانگر امری مثبت ، خلاقانه و امیدوار کننده باشد ، زیرا نشانگر تغییر است و ممكن است پس از جدایی و فروپاشی تولدی تازه ای در راه باشد. همچنین ممکن است بلوغ یک تجربه جدید باشد که منجر به یک نقطه عطف در سطح شخصی ، تاریخی و اجتماعی گردد.
 " بوردونی" بحران کنونی اروپا ، به ویژه  بیکاری فراوان و افزایش نابرابری اجتماعی را با پیامدهای وقایع دهه اول قرن بیست و یکم پیوند داده است. به گفته وی ، این تصادفی نیست که حمله به برج های دوقلوی در نیویورک در سال 2001  موجبات زلزله  را در بازارهای مالی فرا هم آورد  و  تأثیر آن تا  به امروز ادامه داشته باشد. جدای از این واقعیت که "انفجار اقتصادی جدید" ناشی از جهانی سازی بوده ، که در آن شرکت های چند ملیتی و "آزادسازی اقتصادی مرزها" - علاوه بر تأثیر مهم بر آزادی مطلوب و ارتباطات شخصی ، منجر به مشکلات اقتصادی بزرگی نیز شده اند. "اگر  بازار مالی در توکیو فروپاشد.خسارات این کشور پیامدهای مستقیمی در لندن یا میلان دارد و بنابراین حباب اقتصادی ناشی از اوراق بهادار پر ریسک و پر مخاطره که در آمریکای جنوبی آغاز شده ، مسئولیت جدی ترین سقوط سیستم بانکی در تاریخ را بر عهده داشته است و به اروپا راه یافته و بحران فعلی را برانگیخته است که راهی برای  نجات از آن نمی بینیم.

اما ازسوی دیگر  باومن  می گوید:  اجازه دادن به بازار آزاد افسار گسیخته برای پیش راندن سودبیشتر ، منجر به بروز بلایای اقتصادی و اجتماعی خواهد شد ، وی می پرسد: "آیا ما باید و آیا می توانیم به ابزارهای قدیمی که دولت در نظارت ، کنترل  و مدیریت استفاده می کرد ، برگردیم؟ هیچ تردیدی وجود ندارد که انجام این کار  شاید برای ما امکان پذیر نباشد دولت مانند گذشته نیست زیرا  آنگونه که در نظر گرفته شده بود نیست...

"باومن" نیز معتقد است آنچه بحران فعلی را متمایز می کند این است که در دوره جدایی قدرت و سیاست در حال حاضر به این نتیجه "عدم وجود نیروی کارآمد قادر به انجام آنچه هر که مقابله با بحران نیاز دارد ،رسیده ایم، یعنی انتخاب مسیر و استفاده از درمانی است که آن انتخاب مستلزم  پیگیری این گزینه است ..  بویژه که در بسیاری از کشورهای غربی دیگر ایمانی به اخلاص سران و پارلمان ندارند و مردم برای اعتراض به کف خیابان مراجعه می کنند.

 وداع طولانی با مدرنیته
"بوردونی و باومن" سپس به بحث و گفتگو درباره بحران مدرنیته می پردازند و بوردونی بحث را در مورد آنچه او  آن را واقعیت موجود می داند ، یعنی عقب نشینی مدرنیته از وعده های خود  و بی توجهی پسامدرن به آن وعده ها  با تمسخر آغاز می کند. او می گوید ، اولین این وعده ها ، ایده عصر روشنگری امنیت است ،که نیست "زیرا یقین های بزرگی از فناوری که قادر به جلوگیری و جلوگیری از بلایای طبیعی استفروپاشیده و پیش از این واقعیت که وعده ی طبیعت تسلیم  میشود ، سقوط کرده است" علاوه بر "بلایای اخلاقی" ناشی از فعالیت های نادرست انسان ، که این ممکن است از اولی  خطرناک تر باشد "، در یک مسابقه برای نشان دادن مهارت های تخریب" بحران  سازی را تشدید کرده است.
وی ادامه می دهد که سایر وعده ها  نیز همان سرنوشت را یافته است  مانند:  حضور ضامن  پیمان اجتماعی   پس از نبردهای مهم سیاسی و صنفی که مطرح شد ، به   "موضوع شک و تردید"دچار شده است ... این شامل کلیه اقدامات مقرر شده توسط دولت به عنوان بخشی از توافقنامه مشترک متقابل با شهروند ، برای تضمین سلامت وی ​​، حق وی برای کار ، خدمات اساسی ، تأمین اجتماعی و بازنشستگی  و سالمندی است، که نادیده گرفته اند "
 پسادموکراسی

در جبهه عمومی ، بدهی های دولت رفاه را ناشی از فشار فزاینده افکار عمومی برای ارائه کالاهای اساسی و خدماتی که کیفیت زندگی را بهبود بخشیده اند ، می یابیم. این اتفاق در سال 2008 رخ داد.
"بوردونی" همچنین در طولانی مدت روی مفهوم "پسا دموکراسی"  تمرکز می کند که در آن  طی سیاست بیشتر با شهروندان ارتباط برقرار می کند و با وضعیت "ضد سیاسی" پایان می یابد و هشدار می دهد که بیگانه کردن شهروندان از مشارکت سیاسی و در نظر گرفتن سیاست "کار کثیفی است که نباید در آن دخیل باشد و باید در اختیار کسانی باشد که آن را به صورت حرفه ای تمرین می کنند". ... یک مسیر مستقیم به اقتدارگرایی "، یعنی دقیقاً مسیری که موسولینی از آن استفاده کرد اکنون در غرب بشدت رواج پیدا کرده است.
پسا دموکراسی ، همانطور که "بوردونی" می بیند ، "روشی پنهان است که به عنوان یک فرآیند طبیعی به تصویر کشیده می شود ، زیرا آزادی های رسمی را تضمین می کند در حالی که آنها  خودرا از محتوای دموکراسی واقعی  مورد ادعای  قبلی خود؛ خالی کنند".

بوردونی ویژگی های این مرحله را در غرب به شرح زیر خلاصه می کند:

1- لغو قوانین حاکم بر روابط اقتصادی و کنترل پول و بازارهای مالی.

2- کاهش چشمگیر مشارکت شهروندان در زندگی سیاسی و انتخابات.

3- واگذاری وظایف دولتی و خدمات اداری به بخش خصوصی.

4- وخیم ترشدن وضعیت رفاه و  محیط زیست  و محدود کردن  خدمات اساسی به فقرا.

5- تأثیر گروه‌های فشار که سیاست را در جهت مورد نظرشان هدایت می کنند.

6- انقباض سرمایه گذاری های عمومی.

8- حفظ عناصر صوری دموکراسی به شکلی که بوسیله ی جنبه های  از  آزادی آن  را حفظ کند

 تهیه وترجمه نجوای کنگان
منبع:
State of Crisis
by Pro Zygmunt Bauman (Author), Mr Carlo Bordoni (Con
Paperback: 172 pages
Publisher: Polity; 1 edition (July 8, 2014)
Language: English
 




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .کتابی در تلاش برای درک بحران اقتصادی و اجتماعی دنیای غرب کتاب: وضعیت بحران/ State of Crisis by Pro Zygmunt Bauman (Author)، Mr Carlo Bordoni (Con Paperback: 172 pages Publisher: Polity; 1 edition (July 8، 2014) Language: English،
لینک های مرتبط :


              تنگ نفسی کنگان و دلتنگی برای گذشته
سازگاری باطبعیت درصنعتی شدن کنگان یک ضرورت حیاتی است!
وقتی سراغ گذشته ی شخصی واجتماعی مان می رویم تصویری چهار بعدی ترسیم می کنیم مبتنی برابعاد فرهنگی ،تاریخی، روحی وروانی،محیطی  - تا مبنای هویت و آگاهی را در وجود خودمان تقویت کنیم ودر رو درئی با چالش ها از آن  عناصر کمک بگیریم یا حداقل بعنوان سایه روشنی از تجربه ی ماندگار آن را منعکس کنیم .
دوستی از خاطرات شفاهی قدیم کنگان تعریف می کرد‏:الف )‏ اگر بخواهی لحظات  خوش و نشاط آوری را مرور کنی، زندگی شخصی و عاطفی اجتماعی دوران نوجوانی ایده ال وآرمانی است  ب) و اگر بخواهی سر انبان اندوه و غم وغصه ی را برای خود باز کرده و سرگذشتی تلخ  را یادآورشوی همان اندک کارسیاسی که داشته ای کافیست!
لذا همان "بند الف" را فعلا بگیریم ودرباره اش کمی  مطالعه کنیم و بنویسم ودر باره اش فکر کنیم : گاهی حرکتی،عبارتی وکلمه ی یا ابزار و وسیله ی که حتی غیرمنتظره پیش رویت، خودی نشان میدهد، کافیست تا شباهت  موارد مرتبط از گشته ی دور در ذهنت، روی سطح فکرت شناور شوند و با پاروئی بی اختیار تورا به ساحل دور فراموش شده ی از زندگی دوردست سابق رهنمون  شوند می برند و می برند تا ناگاه خیلی از موضوعات کاملاً مورد غفلت قرارگرفته دوباره در قالب خیالت شکل و وزن بگیرند ؟ آها حالا یادم آمد ...؟ یکی از این عناوین طبیعت بکر و هوای پاک کنگان بود که در تابستان گرم  وتفتیده و شرجی دم کرده با نسیم دریا به خشکی و بالعکس ، حتی در ظواهر طبیعت آن سالها با جسم آفتاب درخشان  تنیده ، ساحل دیده و لبان آب دریا چشده مان سازگار تر و مسالمت آمیز ترمی نمود. دنبال کردن  برخی خاطرات که از ذهن ما محو شده یا درشرف پاک شدن هستند مانندجستجوی خروسی سیاه درشبی تاریک است، که صدای آن را می شنویم، اما آن را نمی بینیم، بنابراین نمیتوانیم آن را بگیریم.؟!
  مثالی جالب برای عبارت  تنها اگرکسی  از درد خود رها شده و آن را نبیند، می تواند درد کسی دیگر را دیده و یا حس کند از نویسنده ی روسی :  روزی که عیسی مسیح (ع) را با غل وزنجیری ثقیل به  صلیب کشیده بودند در واقع اورا با وزن رنج بدفهمی  وکج فهمی بسیاری از مردمان عصرش بسوی "کوه جمجمه " می بردند تا به جوخه ی مرگ بسپارند ؟! وعده ی قلیل هم از حواریون  وآشنایان با فریادبلند وشیونی رسا بدنبال قافله ی اعدام براه افتاده بودندتا معترض باشند ...  و از این سو برپشت بام خانه ی در همان حوالی، مردی که دندان درد در فک پائینی داشت و با صورتی متورم این صحنه ی دهشتناک را به اتفاق همسرش، تماشگر بود، از "عیالش" پرسید راستی بگو ببینم چطور امکان دارد "انسانی" فک هایش را  اینقدر باز کند تا این همه داد و فریاد وحشتناک سربکشد و  اینچنین جنجال گوش خراشی را به پا کند؟ زن نگاهی "عاقل اندر سفیه" به شوهر انداخت : تو دندانت درد می کند و صورتت ورم کرده نمی توانی داد بزنی؟! بقیه که  این مشکل را ندارند، البته تا تو  خوب شوی و بتوانی اینکار بکنی دیگر "عیسائی" در کار نخواهد بود؟!
این داستان برای همه معضلات و مشکلات درگیر و پیش رو و نوع ارزیابی های متنوع مقابل آنست که اقشار مختلف مردم با نوع برداشت خاص خود آن را پایش می کنندتا حدی گویاست ؟
 کنگان قدیم‏:‏بنوعی هبه ی دریابود‏ که بر دامنه ی عریضی از کوه خود نمائی می کرد و واسطه ی مهربانی بود که کوه ودریا را با طبعیت زیبایش بهم پیوند داده بود.....‏
کنگان فعلی ‏:‏ با همه ی کم وزیادش و آلودگی وگرد خاکش نتیجه ی صنعت است...که مشاهده می کنید ؟!
هوای مطبوع و پاکی که در بیشترین روزهای سال به هوای مرغوب "اتاق آی سی یو"  در لطافت  وتغییر مناسب می مانست مغلوب حجمی انبوه از حاصل فلرسوزها و تراکم دوده ها و نشت پسماندهای خروجی به خشکی ودریا ناشی از صنعتی شدن  گردیده است ،....
خاطرات کنگان قدیم برای ضمیر و ذهن ما مثل خمیرک است برای نان و مایه ی غنی شده ی است برای بارگذاشتن خوراک فکری بازسازی خود وجامعه و گرد دانه برای شکوفا شدن وبه ثمر نشستن نخل های فرسوده ؟! اما گویا که  همه ی اینها به فراموشی هولناکی پیوسته است!
رسوم وآداب وسنن زیبای گشته از گفتار وکردار خانواده و زمینه ی واقعی ارتباط سالم سابق تنها به تیتر رسانه و نوشتار تاریخچه و گاه گداری یادگاری زبانی وشفاهی از قدیم ها ختم شده است  و ما آدم بزرگ ها هم مثل بچه ها به همان حکایت ها و داستانک های شب نشینی یا شب خاموشی قصه های سر رختخواب دلخوش هستیم .
معلم ها می گویند که اگر می خواهید کودکی قانع شود که حتماً دو دوتا چهارتاست با کمک  چهار شکلات  زودتر می پذیرد ‏2+2=4‏  اما برای بزرگسالی که ذوقش به بازی گرفته می شود بجز فریاد کردن گذشته ی خودش و یادی  مقطعی  از محیطی که درآن رشد کرده چه  دارد که عرضه کند وبپذیرد ؟
 و در افسانه یونانی ها،بی علت نبود که شاعران به آبشارها  پناه برده وبا آواز پرندگان به خواب می رفتند و تصادفی نبود که پرندگان به  لبان "هومر" شاعر مشهور آتن  نزدیک میشدند  تا با مکیدن قطراتی آبی که از رخ او جاری میشد ..شهد شاعرانه ی برای تجدید آواز برچینند ...
و اکنون هم صاحب نظران براین باورند که حال جسمی و روانی اهالی روستا و دهات از ساکنین شهرها بهترست و به همین مناسبت "شهری " به کوه و جنگل بعنوان درمانگاه طبیعی می نگرد.و به طلب احضار گذشته ی خود می پردازد.وتصویر ذهنی اش و پردازش احساسش میان سه مرحله گذشته وحاضر و آینده به حیرت افتاده تا نو به نو تغییر کند و اکنون آن فضا ومحیط طبیعی سرشار از طراوت و دلگشای حلاوت در میان  معماری آهن و سیمان ترکیبی عصبانی ساز گم شده می بیند!
 ولی همراه با گذر زمان این دلتنگی و مهربانی با گذشته جریان یافته و خود را درحافظه کودکانه مان هرچند وقت یکبار خود را احیاء می کنیم، زندگی با آن لحظات و به یاد آوردن آنها، و ماجراهای بی بازگشت زیبا تنها می توان با بازسازی صحنه ها و طرح های مشابه ساختنی روی آورد... درست می شنویم خودش نیست" طرح  گذشته" و  ناخودگاه تصدیق می کنیم که روستا برشهر پیروز شده است.
 جان سخن اینکه : در حفظ سلامت و ماندگاری روایت های زیبا از طبعیت و محیط اجتماعی شهرمان که هرگاه اراده کنیم در دسترس است باید کوشا بود برخلاف ادعای رایج که برخی از ما که گاهی  فکر می کنیم بانگ خروس در سحرگاه دلیلی برای روشن شدن هواست و  نه برآمدن و طلو ع آفتاب ! بنابراین چاره ی نیست جز اینکه با اصل ماندگاری و بقای طبیعت آنچنان که باید باشد می توانیم توافق کنیم.
 
 
 
 
 




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . تنگ نفسی کنگان و دلتنگی برای گذشته سازگاری باطبعیت درصنعتی شدن کنگان یک ضرورت حیاتی است!،
لینک های مرتبط :


جمعه 21 تیر 1398 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
 
                                                  اعتماد و چند نکته !
  هدهد پرنده ی است که به اعتبار آموزه ی دینی مورد اعتماد حضرت سلیمان بود و ودر مصداقی تاریخی به راستگوئی در میان همه ی پرندگان مشهور ومعروف گردید. همانگونه که طوطی به تقلید صدای کورکورانه و کلاغ به قارقار بیهوده !
براین پایه نقل می شود: هدهدی با کلاغی بر سر مالکیت برکه ی کوچک آبی اختلاف پیدا کردند و موضوع را به قاضی پرندگان ارجاع دادند ولی هچکدام برهان ودلیلی قاطع نداشتند و قاضی ناچار بنا به سابقه ی ذهنی که از صداقت هدهد داشت رای بنفع او داد اما هدهد گفت: با توجه به اینکه مردم در صداقت وراستگوئی به من اعتماد دارندو  ونباید این اعتماد را مخدوش کنم واقع امر این است که  این برکه متعلق به کلاغ است و حفظ اعتبار آن اعتماد مردمی  برایم از هزار برکه ارزشمند تراست.
اعتماد در مجموع تصویری ذهنی مثبت با برداشتی سازنده و پذیرنده از سوی یک فرد تا فرد دیگر ونسبت به گروه یا مجموعه و موسسه و سازمان متغییری باز وبسته است.که نتیجتاً گفتار وکردار متقابل برآن تکیه دارد وکانون اعتباربخشی محسوب می شود. هرگاه عملکرد فرد یا کارکرد سازمانی بتواند اعتماد پایدارعمومی را جلب کند زمینه ی کارآئی خودرا نشان داده وگسترش اهداف خود را تسهیل کرده است.
جلب اعتماد خود به صداقت، عدالت، اصالت افق نگاه سخت وابسته است.و بدین ترتیب اعتماد مبنایی برای توسعه ی اعتباربخشی فردی یا سازمانی  بشمار می آید. در کنارهمه ی اینها رسانه ها و شبکه ی اجتماعی بعنوان ابزاری که تاثیر مثبت ومنفی براین روند دارند خود نیز درآستانه ی محک جدی قرار می گیرند زیرا در همین دایره فرصت ها و یا عکس آن تهدیدها را خواسته ویا ناخواسته شکل میدهند و مورد ارزیابی مستمر افکار و اذهان عمومی قرار می گیرند.
بی اعتمادی یکی از خصوصیات زمانه ی ماست براساس گزارش هایی مبتنی برنظر سنجی تحقیقی دربخش هایی از نقاط مختلف جهان بسیاری از مردم به بخشهای زیادی در میان نخبگان رسمی جامعه یعنی دولتمردان،سیاستمداران،اهالی رسانه، دانشمندان،بازرگانان، وحتی واتیکان در معرض  درصد بالائی از بی اعتمادی قرار دارند، در مباحث اخلاقی نیز اعتماد از سوی کارشناسان ارشد آن نیز دامنه ی پرفراز ونشیب و پیچیده و گسترده ای یافته است زیرا که این مفهوم علاوه  براینکه  در حوزه معارف وعلوم انسانی یک عنصر وجه تمایز بی بدیل است درعرصه ی صنایع نوین، تغذیه، دارو ،انرژی و تجارت و... ابعادی چالش برانگیز ایجاد کرده است.
آزمایش و آزمون ها وتجارب ، مقایسه ی رفتار با گفتار یکی دیگر از عینی ترین ابزارهای اعتبار سنجی  میزان"اعتماد" است. درواقع به دو نفر نمی شود اعتماد کرد: کسیکه به همه اعتماد می کند و کسیکه به هیچ کس اعتمادی ندارد !وگاهی قربانی اعتماد عبث می شود و زمانی مغلوب  عدم اعتماد بی سبب می گردد.
یکی از بزرگان  کشورمان می گوید : "ممکن است در موضوعی افرادقابل اعتماد محدود باشند اما درمیان این عده، هستند کسانیکه تا نامحدود می توان برآنان اعتماد کرد".کاربری  عملی این پروسه در جامعه  به زمینه های خاصی نیازمنداست  که دو مورد  از زیرساخت های آن آموزش واتخاذ تدابیراعتمادسازی است.بالاخره اعتماد کردن و اعتماد داشتن و اعتمادساختن هم  مثل خیلی چیزها استعداد ، کار و رشد می خواهد...
 با این اوصاف تک تک افراد در شکل دهی  ساختار اعتماد متقابل به ترتیب جایگاه اجتماعی ومیزان آگاهی هرکدام نقشی غیر قابل انکار دارند تا علاوه بر رشد اخلاقی دراین عرصه یعنی اعتماد سازی در توسعه ی اجتماعی نیز اعتباری قوی بوجود  بیاورند.و شاید حکیم چینی کنفسیوس با این پاسخ فراز و نشیب های  اعتماد وبی اعتمادی را از زاویه ی دیگر تشریح کرده است: از او پرسیدند  آیا پایانی برای گله مندی وشکایت هست ؟
-تا وقتی انسانی هست ،خیر! - از او باز پرسیدند آیا پایانی برای درد وجود دارد؟ -  آری ، تا وقتی انسانی هست بله امکانش وجودارد.
بار دیگر از اوپرسیدند پُل رسیدن به خوشبختی  و آرامش کدام است ؟- انسان ... که اگر غیر از این بود و حیوان  وسایر موجودات را بر انسان برتری می دادند.
و اینگونه بودکه  مولانا  در تنگنای  زندگی  به فراخنای ذهنی   خویش روکرده و فریاد می زد" انسانم آرزوست" انسان مورد اعتماد تا بی نهایت...!
 




نوع مطلب : مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . اعتماد و چند نکته ! هدهد،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 29 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات