دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

39سال بعد ازبسته شدن پیمان کمپ دیوید ، ریاض آن را پذیرفت

تاریخ:چهارشنبه 31 خرداد 1396-05:55 ب.ظ

                     39سال بعد ازبسته شدن پیمان کمپ دیوید ، ریاض آن را پذیرفت

  
 

کشور مصر جزایر تیران و صنافیر را مطابق با وعده خود در ۱۱ ماه اوت ۲۰۱۶ به عربستان سعودی واگذار نمود [1].

از این رو ریاض توافق کمپ دیوید را پذیرفت . مطابق با این توافق صاحب این دو جزیره اجازه ندارد رفت و آمد در تنگه ی سوئز را مختل سازد و باید اجازه بدهد تا کشتی های اسرائیلی آزادانه در این آبراه رفت و آمد داشته باشند .

عده ی بیشماری در مصر با این تصمیم سیسی مخالفت کردند . برای آرام کردن مردم دولت مصر اعلام کرد که هرگز صاحب واقعی این دو جزیره نبوده است . در حالی که این دو جزیره مطابق با کنوانسیون لندن در سال ۱۸۴۰ به مصر تعلق داشتند . برای آنکه مصر مجبور به واگذاری این دو جزیره شود ، عربستان سعودی صدور نفت به این کشور را متوقف نمود ، همچنین انتقال دوازده میلیارد دلار پولی که می بایستی به این کشور قرض دهد مسدود نمود .

در واقع پذیرفتن پیمان کمپ دیوید در سال ۱۹۷۸ ( که پیمان صلح میان مصر و اسرائیل قلمداد می شود) ، می بایستی قوانین میان دو کشور را از انعطاف بیشتری برخورد سازد . پیش از این از قرار داد سری میان تل آویو و ریاض در ماه ژوئن ۲۰۱۵ مطلبی آورده بودیم [2] ، همچنین از نقش ارتش اسرائیل در نیروهای ائتلاف عرب در یمن [3] و خرید بمب های اتمی تاکتیکی توسط خاندان آل سعود از اسرائیل [4] . این موضوع انعکاس مهمی در موضوع فلسطین خواهد داشت .

ترجمه توسط
Sylvia Bejanian

[1] « L’accord israélo-saoudo-égyptien sur les îles de Tiran et Sanafir », Réseau Voltaire, 29 avril 2016, www.voltairenet.org/article1...

[2] “گزارش ویژه : طرح های مخفی اسرائیل و عربستان سعودی”, بوسیله ى تی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 22 ژوئن 2015, www.voltairenet.org/article1...

[3] “نیروی « عرب » برای دفاع مشترک”, بوسیله ى تی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 20 آوریل 2015, www.voltairenet.org/article1...

[4] “خاور نزدیک هسته ای”, بوسیله ى تی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 7 مارس 2016, www.voltairenet.org/article1...



نوع مطلب : تحلیل مقاله  مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رمضان مبارک بجای خود است آیا ما فرقی کرده ایم

تاریخ:چهارشنبه 10 خرداد 1396-12:06 ق.ظ

 رمضان مبارک بجای خود است آیا ما فرقی کرده ایم
ماه مبارک رمضان حتی درسالهای نچندان دور درشهر ما مانند بسیاری از نقاط دیگر، ماه  توجه عمیق به نیکی وبرکت وخانه تکانی دلها ، روح وجانها بود ،روزهایش با همه ی گرما وعرق ریزانش،پراز صفا وصمیمیتی وتجلیل  وتسبیح خالق رحمان بود،  وانتظار اذان مغرب واذان سحری شادیبخش دلها وپیشبازدعای لک صمت وعلی رزقک ... .و سرآغاز بخاک مذلت نشاندن شیطان
بزرگان کودکان رابرسفره ی  فرا می خواندندکه نهایت فیض بانگ معنوی بود،  امتحان  جسم وچشم وگوش وزبان،برای  ایام الله متکی برباور عمیق بی آلایش بود ونه برپایه ی عادت پر پیرایه .
غروب افتاب  با رنگ های زرین متنوع طاوس نشان افق از دوردستها را بر روی اموج دریا قافله ی از تلالو زرافشان برسینه ی ساحل مان می نشاند روزی دیگر را بخاطره می سپرد وشبی پر نشاط را نوید می داد ،  دختران وپسران سینی مملو از کاسه وبشقاب هائی  که نه از وعده غذاهای افطاری شامل لگیمات، خرمای کنجد زده، فرنی، کستر و... به خانه ی همسایگان فرقی نداشت  بلکه تحفه ی از مهر ومحبت بی ریا برای فقیر وغنی هدیه می بردند  وبوی مطبوع ومرغوب مطبوخ فضا وهوا را مجنون خود می ساخت واین تحرک شانه بشانه واین رقابت خانه به خانه نزدیکی اذان مغرب وبسط سفره افطاررا مژده می داد، واین رویه دل تنگیها را می برد و خستگی جانها را می شست هیچگاه فکرش را نمی کردم که مهربانیها غروبی دارد  وتلگرا و م واتس آپ وادا اطوار شهرشنشینی جای آن را میگیرد...
کوچک وبزرگ  قران،درماه ضیافت الله به اهدای ختم به اموات سبقت می گرفتندو به نصب العین قراردادن آیات خدا همت می گماردند .
مادران برای افطارنان گرم تنوری می پختند وپدران هندوانه را می شکافتتند و.. ، هیاهوی بچه ها در کنارسفره افطارخاموش می شد، کسی به فکرعکس سلفی وارسال تصویرفخر فروشانه آن نبود،بلکه سوال اول این همسایه و... هم این نمونه افطار را دارند یا نه...قلپی ازآب نوشیدنی که درپیاله وکاسه بقولاً معدنی بود عطش را از ریشه خشک می کرد، خنکای  گوارای ورودش به مجاری پس از حلق، نه تورا سنگین می کرد ونه کسل وتنبل، همه درانتظاریک سفره بودند وکسی نه بخود اجازه تک خوری می داد و تنهائی خوردن  برایش لذتی داشت، آن سفره ساده ،تلیط  ماسش و قلیه اش فرقی بین این لقمه تا لقمه دیگرش نداشت اشتیاق به شنیدن عبارت  الله اكبرهیچگاه در میان سروصدای اتومبیل های درحال تردد وشدت گفتگوهای آمدوشد گم نمی شد ماذنه درمیان نمای  خانه ها ی کاه وگلی وبعضاً گچی  هویدا بود و اذان گوی خوش لحن  و با سیمای محله در بین منزل ومسجد براحتی وبا احترام تسبیحش را بحرکت درمی آورد ونوای روحبخش خودرا به خانه ها می رساند از آن روزگاران روایت وحکایت هائی مانده که نه قادر به وصفش هستم و نه توان ترسیم کردنش....که بزرگان خود جریانش را با جزئیات می دانند...
 لذت میان وعده های افطار وسحری پس از صرف چای یا قهوه،  تنها الان می تواند  درک نقش سادگی پذیرائی اختصاصی که چقدر صفابخش وگرم کننده دورهم بودن و شب نشینی ها ی رمضان بود را به ما نشان بدهد .
و بالاتر از اینها بویژه قیام به شعائر الله وادعیه ومناجات بزرگترها ، دایره و فرصت بهره گیری افزون از ماه مبارک را برای همگان گسترده تر می کرد. .... واکنون اگرمی خواهیم تحت هر عنوان سفره افطاری  عمومی داشته باشیم عموم فقرا وضعفا را بیاد داشته باشیم و بخصوص بیمارانی هستند که منتظر دعا و حمایت ما هستند واخیراً درگزارشی خواندم که تنها کمیته ی امداد  امام خمینی(ره) با مشکلات حدود 200 بیمار صعب العلاج درشهرمان  درگیراست و درگوشه وکنار شهر حتماً خانواده یا افرادی هستند که به کمک فوری ما نیاز دارند که لازم است با بهترین ومحترمانه ترین روشها به یاری ایشان بشتابیم وآنگاه براستی و صادقانه  وعملاً می توانیم بگوئیم  ... تقبل الله...  

نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

گفتار اندیشمندان و فلاسفه از گوشه وکنارجهان(3)

تاریخ:شنبه 5 فروردین 1396-11:53 ق.ظ


امیل سیوران:
   - همزمان با افزایش سن؛ انسان می آموزد که تنگ نظری های ترسناک را با قهقه پاسخ دهد
-   این نیاز است ،که باب جوشش هوشمندی را در انسان باز می کند
برتراند راسل:

   - جاهل  ابزاری بجز شانس ندارد با آن یا برجسته می شود یا  بیک باره ناپدید می گردد.
  - انسان احمق  به دنیا نمی آید،  بلکه در آن هنگام نادان است  و سپس  آموزش آنها را تبدیل   به یک احمق می کند
- ادراک عدم اهمیت وقت همان دروازه ورود به حكمت است ! 
- دولتی می تواند بدون قوانین  به آسانی بوجود آید،ولی قانون بدون دولت معنا نخواهد داشت.

-  گاهگاهی مفید است که  علامت استفهام  براموری که  مسلّم بنظر می رسد گذاشته شود.
-  علم  شناخت را مرز گذاری می کند، ولی ضروری است که برای خیال مرزی قائل نباشیم.
- براین باورم  که اگر انسان می توانست به درون افکار دیگران رخنه کند  ، دوستی ها مانند برف زیر آفتاب ذوب می شد.
- بیشتر مردم مردن را بر فکر کردن ترجیح می دهند ... در واقع آنها همین کار را در زندگی شان
- کمبود آزادی ، عقب گرد را بهمراه دارد وزیادی آن باعث هرج ومرج است
- گزارش  فرد نادان از گفتار یک شخصیت فرهیخته محال است که دقیق باشد، بحاطر اینکه او غیر ارادی بتفسیر چیزی میپردازد که آنرا نفهمیده است.
- انسان درموقعیت های ترس آور وقتی می تواند احساس آرامش کند که به این فکر کند که از این موقعیت بد بدتر هم وجود دارد وخودش را قانع کند که زندگی اش به آخر نرسیده است .
- یکی از علل نزدیک شدن  به مرحله ی فروپاشی عصبی این است که فرد فکر کند کارش
فوق العاده مهم است .
- حقیقتی آشکار وجود دارد  که باید به آن اعتراف کنیم ، وآن حقیقت اینست که اشرار دائماً  بدنبال چالش برانگیزی هستند و اغلب دریک صف باهم  علیرغم اینکه دردرون خود از همدیگر متنفرند  .. اما منادیان خیر  متفرق وپراکنده هستند  و این سر ضعف آنهاست
- جستجوی یک دشمن درهنگام بروز مشکلات برای اینکه  اورا سرزنش کنند یک انگیزه طبعی است
- زندگی کوتاه تراز ان است که ان را موضعی برای کسب تجربه نمائید.
- ذهن باز همیشگی ، همان عقل همواره آزاد است
- از طرح بظاهر آفکار ساده ات نگران نباش ، چه بسا نظریه ی مورد قبولی، پیش از این پیش پا افتاده بنظر می رسیده است.
- همواره دوانگیزه برای خواندن یک كتاب وجود دارد : أول ؛ بهره بردن از آن.
 دوم؛ افتخار کردن بخواندن یک کتاب

تور هایردال:
 
- پیشرفت یعنی  توانایی انسان در پیچیده کردن سادگی است..
 
- طی یک دقیقه آینده تبدیل به گذشته می شود.
-تجربه کرده ام ، به ندرت می توان  فردی خوشبخت واقعی  در دایره ملیونرها  خوشبخترازخوشبختان واقعی میان آوار گان پیدا کرد.
- من باور دارم که وقتی میمونی می میرد، با واقعیتی بیدار مشود  که برایش ثابت می کند زمان وجود نداشته است
 توماس كارلایل:
- این به باورشما برمی گردد که می توانید هرچیزی را انجام بدهید و یا نمی توانید کاری انجام دهید .
- هرکه از سلامتی برخورداراست ، امیدواراست، وهرکه امید واراست همه چیز را دراختیار دارد.

- به من بگو  چه کسی رادوست داری ؟ تا به تو بگویم  تو که هستی .

- برتر اصالت در یافتن ان نیست، بلکه  در داشتن اخلاص است.

- هیچ چیز مثل موفقیت ، اعتماد به نفس نمی آفریند.
- شجاعتی که بدنبال ان هستیم و برآن شرط می بندیم شجاعت مردن بطریقه ی  شرفتمندانه نیست ، بلکه شجاعت در زندگی مردانه نیز ارزش خاص خود را دارد.
 -تاریخ  چهان چیزی جز سبک زندگی مردان بزرگ نیست.
 اعتقاد به موضوعی وقتی ارزش دارد که درکردار به آن بپردازیم
- افراد   با استعداد  به نکته ی اصلی تمرکزمی کنند  و  بقیه  نقاط را به عنوان سرریز می بینند
- توجه به افکار عمومی بزرگ ترین دروغ تاریخ است.
- برترین تأثیر یک كتاب این است که بتواند بصورت خودکار فرد را به کاری واردار کند  
تهیه وترجمه: نجوای کنگان


نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تروریست ها با سلاح های ناتو به بیمارستانی در غرب حلب حمله کردند

تاریخ:شنبه 20 آذر 1395-11:23 ق.ظ

تروریست ها با سلاح های ناتو به بیمارستانی در غرب حلب حمله کردند

 



در پنجم ماه دسامبر ، عناصر جهادی از شرق حلب به سوی بیمارستان نظامی روسیه واقع در غرب حلب حمله کردند ،که قرار بود در آن کودکان فراری از دست عناصر خودکامه ی القاعده تحت درمان قرار بگیرند .

این بیمارستان در همان روز افتتاح می شد .

بلافاصله ، مقامات روسیه ، ایالات متحده ، فرانسه و انگلستان را متهم کردند که به عناصر جهادی، محل بیمارستان را اعلام کرده اند .

در پاسخ به این اتهام ، بسیاری از اعضای ناتو ، روسیه را متهم به ٬٬ وتو در شورای امنیت ٬٬ نمودند [1].

پس از تحقیق مشخص شد که عناصر جهادی به طور مستقیم بیمارستان را هدف قرار داده بودند ، در حالی که به طور معمول می بایستی اهداف خود را با چند شلیک گلوله مشخص کنند ، و این نشان می داد که نشانی بیمارستان را به صورت عکس های ماهواره ای دریافت کرده اند ، و این عکس ها از طریق - LandCom – مرکز فرماندهی نیروهای زمینی ناتو واقع در ازمیر ( ترکیه)- برای آنها مخابره می شد .

به مانند حمله به لیبی ، امکانات نظامی ناتو که بدون اجازه ی شورای پیمان اتلانتیک ، از سوی برخی از کشورهای عضو آن استفاده می شد و خود حاکی از زیر پا گذاشتن اساسنامه ی این سازمان بود ، جنگ علیه سوریه نیز ، از همان آغاز با هماهنگی از سوی پیمان اتلانتیک صورت گرفت .

ترجمه توسط
Sylvia Bejanian

[1] « Déclaration des chefs d’Etat et de Gouvernement de la France, de l’Allemagne, du Canada, des États-Unis, de l’Italie et du Royaume-Uni à propos de la situation à Alep », Réseau Voltaire, 7 décembre 2016.



نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا جایزه نوبل از ارزش واعتبارافتاده است؟

تاریخ:چهارشنبه 14 مهر 1395-10:56 ب.ظ

پژوهشگران بین المللی: "جایزه نوبل" تحت تاثیر تسلط ونفوذ سیاسی  آمریکا ، انگلیس واسرائیل قرار دارد.

فساد و خیانت حتی  در خق الفرد نوبل

Image result for Politicization and corruption of Nobel prizes

"نوبل" یکی از بزرگترین ومعروفترین جوایز  تشویق کننده در جهان محسوب می شود، که میلیون ها محقق  و اندیشمند درسراسر دنیا شوق به گردن آویختن آن را دارند، بخصوص که اولین دروازه در مسیر شهرت و ستاره شدن و ثروتمندگردیدن  همزمان بشمارمی آید.

115 سال تداوم

پس از نامگذاری جایزه یک ملیون دلاری نوبل به نام پدر  معنوی  سوئدی آن ، یعنی آلفرد نوبل، مخترع دینامیت، که با وصیت  این دانشمند جایزه سالانه  نوبل  در  باشگاه (سوئدی  - نروژی)  از 27 نوامبر 1895  راه اندازی گردید.
این جایزه که در دهم دسامبر هر سال اعلام و طی گذار از  مراحلی به افراد برگزیده اعطا می شود ، همواره خود را در محل بحث و جدل بویژه در روزهای اخیر  قرار داده است، در روزها ی اخیر پس ازاینکه  رسما اعلام چهار برنده جایزه نوبل از انگلیس اعلام شد؟ و این امر موجب  طرح سوال در مورد روش های نامزدی ،  مکانیزم برنده شدن، میزان  استقلال  بنیاد نوبل در تصمیم گیری و نحوه ی انتخاب برترین ها گردیده است.

 عدم استقلال و سیاسی کاری

به ویژه پس از جنگ جهانی دوم پرسش های بسیاری  از سوی  برخی از حقوقدان هاو سیاستمداران در مورد میزان استقلال وبی طرفی  یا سیاسی کاری در این جایزه مطرح شده است  و   از سایه ی علامت سوال بزرگ برچگونگی کسب جایزه توسط برخی افراد مانند  باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و مخالف دولت چین  "لیو شیائوبو."  و... رونمائی شده است .
وکیل وحقوق دانی به نام " فردریک هاورمیل"  رئیس  کمیته ی حایزه صلح نوبل را "سیاسی کار" دانست. و نوشت این جایزه، به دور از روح و اراده" آلفرد نوبل"  اعطا می شود ،او  اشاره کرد که این رویه با نقض قانون نروژ و فرمان نوبل  با اعطای جایزه  به چند شخصیت در سال های گذشته در تناقض بوده است ، به ویژه هنگامی که آن جایزه را به اوباما  دادند . از اعتبار اختصاصی دور کرده اند.
"فردریک"  که صاحب تالیفات متعدد در ادبیات حقوقی است و بعنوان متخصص در فرمان نوبل در مطبوعات شناخته می شود  وی در اظهارات خود  توضیح می دهد:  این جایزه  شروع به از دست دادن ارزش و شکوه خود کرده است، و آنها پس از پایان جنگ سرد، " به سیاسی کاری و عدم شفافیت" به فساد روی آورده اند.
 این  وکیل بین المللی می پرسد، تعجب آور "است که چگونه باید به این باور برسیم که این جایزه عاری از جانبداری سیاسی
و یا عاری از سیاست زدگی است؟  و سازمان دهندگان آن از سیاستمداران خاص حمایت نکرده و علیرغم وابستگی های سیاسی خود به رعایت بی طرفی میپردازند؟ "..
این حقوق دان،که رسماً واز جهت قانونی متخصص جایزه نوبل شناخته می شود - کمیته ی اعطا جایزه ی  نوبل  را   در نزدیک شدن به ایالات متحده و غرب برای دستیابی به منافع بیشتر و موقعیت بین المللی متهم دانست  او همچنین تاکید کرد که رئیس کمیته نوبل، که وابسته  به جناح راست حزب   کارگر حاکم بوده به عنوان رئیس پارلمان برای مدت زمان طولانی خدمت کرده است.  او آن منصب را تنها به خاطر ریاست  کمیته نوبل و ادامه ی کار خود در آنجا  حتی   دبیر کل شورای حقوق بشر اروپا را  در بروکسل ترک کرده است .
همچنین "شل ابسمارک" شاعر آکادمیک سوئدی، در کتاب معروف خود با عنوان"جایزه" از اسناد مشاوره محرمانه بین اعضای  کمیته جایزه نوبل پرده برداشته است  و با اسناد خود آن روند را از حالت محرمانه خارج کرده است، او سیاسی شدن جایزه نوبل و گرایشات نژادپرستانه را افشا کرده وگزارش میدهد: که داوران کمیته ی نوبل، حق نویسنده روسی لئو تولستوی رانادیده گرفته بودند، با وجود  اینکه آن نویسنده یک جایگاه برجسته در ادبیات جهان و رمان نویسی از  ارزش هنری بالائی برخوردار بود ... یکی از داوران جایزه نوبل  دراین رابطه گفته بود: با وجود پذیرش همه ی این معیارها ،  بخاطر انتقاد منفی تولستوی از کلیسا ، دولت و دیدگاه های اجتماعی؛ اورا  از دریافت جایزه محروم کرده اند..

 کما اینکه این کتاب ونویسندگان پژوهشگر مرتبط با موضوع همچنین به ذکر  برخی از نگرش ها و اتفاقاتی و مواضعی ناحوشایند را  از سوی مجریان جایزه نوبل اثبات کرده  وتائید می کنند: جایزه نوبل سیاسی بوده  و ازخود استقلالی ندارد ،  از آنجمله وقتیکه نویسنده مصری "یوسف ادریس" به موجب حکم کمیته اختصاصی بعنوان برنده نوبل معرفی شد ،... او به شرطی این جایزه را می پذیرفت که  دست نویسنده اسرائیلی در اهدای قلم  را رد کند، اما  اقدام ادریس درنپذیرفتن قلم از دست نویسنده اسرائیلی که در مراسم شرکت داشت ، باعث شد تا جایزه را به نویسنده مصری ندهند، و آن جایزه در سال 2001  و در میان جنگی که  ایالات متحده و متحدان آن علیه  به اصطلاح "تروریسم اسلامی" آغاز کرده بودند" به نویسنده " ترینیداد و توباگوئی" که در خصومت با اسلام معروف است و نارضایتی خود از دین اعلام کرده بود، دادند ".
همچنین در مقطعی دیگر  جایزه نوبل را به صهیونیست مجارستانی "ایمره کرتس"، که ظاهراً یکی از بازماندگان "هولوکاست" برای تبدیل کردن او  به یک چهره بین المللی، بخشیدند درحالیکه  او حتی در محافل فرهنگی مجارستانت ناشناخته بود.
درقسمتی دیگر از این کتاب  آمده است: لابی صهیونیستی در آمریکا در انتخاب برندگان نوبل دخالت دارد، ایالات متحده، دارای  اشتها ی سیری ناپذیر خود را برای تحت سلطه قرار دادن تمام  مجامع مهم بین المللی  از کنترل سازمان ملل متحد ، شورای امنیت و صندوق بین المللی پول و دیگر سازمان های جهانی و بین المللی  را همچنان حفظ کرده است، همانگونه  به دنبال  تاثیر مستقیم بر تصمیمات اعطای جایزه نوبل  که از معروف ترین ها  در جهان نیز بوده و هست .
قابل توجه است که عنوان برنده شدن "محمد البرادعی" در جایزه نوبل   باعث شگفتی در بسیاری از مجامع بین المللی گردید ، اما آن جایزه دادن، صرفاً یک دیکته  از سوی آمریکا  بود، چون  او  باید یک  جایزه ازسوی آمریکا دریافت می کرد!  چرا که او در تضعیف و تخریب عراق،    یک شریک برای آمریکایی ها   و درجو سازی دروغین  سلاح های کشتار جمعی  نقش مهمی را بعهده داشت، و  و پس از آن جنگ ، وظیفه فشار بر ایران و حتی سوریه  و  دیگر کشورهای عربی مانند لیبی، و  تقویت سازمان ( صلح سبز)  در ظاهر برای حفاظت  محیط زیست نقش آفزینی دوگانه ی را در  آژانس بین المللی انرژی اتمی بعنوان یک پلیس  در جلوگیری از فعالیت های هسته ای را عهده دار بوده است.
نویسندگان نتیجه می گیرند: که همه آن  طلای درخشان و بسیاری دیگر  از جوایز مجامع وموسسات بین المللی  و نشان های نهادهای بین المللی را  می توان به عنوان نتیجه ی از  دیکته سیاسی و دخالت های  چند کشور  و لابی مشخص ، بشمار آورد . و در پایان همچنان جایزه نوبل  یک رویا  تخیلی برای بسیاری از محققین، روشنفکران و سیاستمداران مستقل ومتعهد در کشورهای مختلف در سراسر جهان باقی خواهد ماند...






نوع مطلب : تحلیل مقاله  مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حِكم،اقوال وامثال در عرصه های مختلف

تاریخ:دوشنبه 12 مهر 1395-10:34 ب.ظ

 حِكم،اقوال وامثال در  عرصه های مختلف
 
تهیه: دکترحسیب شحادة
دانشگاه هلسینکی

این غیر ممکن است که شما همیشه صحبت کنید و باعث سوء تفاهمی نشود
❊   بلاغت چیست؟  چیزی است که عامه آن را درک  کرده، و خواص آنرا می پذیرند.
❊ بدبخت است کسی که نیکو صحبت نمی کند ، وبدبخت تر از او کشی است که قدر لحظه ی سکوت را نمی داند .
❊  از هویت شرقی بودن خود حفاظت کنید و اجازه ندهید که اراده ، آزادی و ایمان شما را سرقت کنند.
❊ بیشتر گوش بدهید وکمتر صحبت کنید.
❊   هستند مردمی  مصیبت دیده که تاوان پرگوئی خود  را می پردازند   .
❊ وسیع ترین و زیبا ترین  عبارات، ساده ترین آنهاست.
❊  هنگامی که  تنها هستید به افکار خود و هنگامی که  درمیان مردم  هستید به کلمات خود اهتمام و مراقبت داشته باشید.
❊ هیچ چیز بهتر از زبان و قلب نیست ، اگر  موذی وبد نباشند .
❊ من شرمنده  هویت خود نیستم، ولی ازرفتار تقلیدی متنفرم .
❊ هیچ چیزی مانند جمله ی لطیف ، لبخندی شیرین، عباراتی نرم   ، و هدفی سالم   و خلوص قلب و چشمپوشی بدون منت  در دلها نفوذ نمی کند.
❊ سخنگوی نیکو   بدکردار مانند قصاب مسموم کننده گوشت در پایان کاراست
❊ اگر فرد بخواهد پویائی خود را به جهان نشان بدهد، لاجرم به تقویم وتاریخ ملی خود تکیه می کند.
❊ زبان بدون استخوان است، اما استخوان های زیادی را شکسته است.
❊ بسیاری سخن باعث دوری فرد از مسیرش می شود
❊ تطبیق با حقیقت در بهترین کلمات نهفته است .
❊ وقتی صحبت می کنید، به این معنی است که شما در حال مبارزه هستید.
آموزش زبان های خارجی ضروری است ❊  و لی آموزش و پرورش دادن  با زبان های خارجی  جرم و جنایت  فرهنگی محسوب می شود .
❊ کلمه ای که برمعنا رسانی غالب است هیچ جایگاهی ندارد.
❊ از زبان  شرارت شروع می شود.
❊ هر زمان که چشم انداز گسترده ترشود، کشتی تنگ تروکوچکتربنظر می آید.
❊ زبان  تنها در دهان خالی حرکت می کند.
❊ خلاقیت و دسترسی به ناشناخته یعنی سرنگونی "فرمت آماده شده" است.
❊  برای من دشواراست  که زبان بتواند  بیان روح  را انتقال دهد.
❊ از مشکلات  شرق میانه است که اجازه می دهد دیگران به انجام امور دلخواه  بپردازند سپس می آید و کار آنها را نقد می کند.
❊ ملتی که روح و ذهنیتش به بردگی گرفته شد ، نمی تواند در لباس و آداب و رسوم  خود آزاد باشد.
❊ مردم ما "دراویش ارثی" هستند.
سخنرانی  مانند بذر نیاز به زمین حاصلخیز دارد.
❊  ما صحبت را طولانی می کنیم وقتی که چیزی برای گفتن نداریم .
❊ زبان ملت پیروز برنده است ، و زبان ملت تحت انقیاد شکست خورده.
❊ سکوت  گویا ترین ادبیات غم و اندوه است .
❊ نگرانی من برطرف شده  چون من قادر به پاسخ سریع هستم: که بگویم: من نمی دانم.
❊  کلمه "غیر ممکن"   در واژه نامه های  ضعیفان وجود دارد.

لحظه مهم،  دسترسی به بالای کوه نیست، بلکه لذت بردن از مناظر زیبا در راه ودامنه ی آن است.
    «  تغییر ی که می خواهید در جهان صورت بگیرد اول در خود ایجاد کنید »

    «اگر ما بتوانیم خودمان را تغییر دهیم، جهان تغییر خواهدکرد»
   «دو چیز هیچ پایان برای آنها متصور نباشید ، جهان و حماقت
    «خودت باش؛ تمام شخصیت های دیگر اکتسابی هستند»
    «در ابتدا آنها شما را نادیده می گیرند، پس از آن به شما طعنه میزنندسپس با تو می جنگند اما "تو "دست آخر پیروز می شوی 
تهیه وترجمه: نجوای کنگان 


نوع مطلب : تحلیل مقاله  مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیاست در ترازوی شرافت؟

تاریخ:جمعه 26 شهریور 1395-09:38 ق.ظ

               سیاست در ترازوی شرافت؟

امام علی (ع): ازتاریخ عبرت بگرید نه اینکه "خود مایه عبرت" شوید

می گویند :روزی  شاگرد مدرسه ی ماکیاولی؛ وینستون چرچیل، نخست وزیرسابق انگلیس و مدعی پیروزی در جنگ جهانی دوم که برای نخستین بار نظریه بمباران هوائی شدید غیر نظامیان را برای تسیلم کردن نظامیان در جهان معاصرمطرح کرد از قبرستانی می گذشت نگاهش بقبری افتاد ،از همراهش پرسید این قبر کیست؟ :همراه او پاسخ داد "دراین قبر سیاستمدار شرافتمند  (چ. ج  )بخاک سپرده شده است"،  چرچیل گفت:"این اشتباه وغیر عقلانی است که   سیاستمدار وشرافتمند باهم دریک قبر قرارو آرام بگیرند"!؟.  

"سیاستمدار" براساس  نظر چرچیل همانطور که از گفته اش پیداست یا  شرافتمند است یا سیاستمدار، وامکان ندارد یک مرد ازاین قشر هردو صفت را در زمیان حیات یا در قبر  بصورت همزمان داشته باشد .چرچیل اینحرف، را از سرتجربه گفته است واز رازبرملا شده خود بعنوان سیاستمدارپرده برمی دارد. همچنانکه  چندبار پیش ازاین اعتراف کرده بود اوجنایتهائی را برای منافع کشورش انجام داده  که مستحق زندان ابد بوده است.

 آنچه نفاق سیاسی را رسوا می کند، عملکرد متناقض پشت درهای بسته با آنچه که  در برابر دوربین و تربیون وبویژه هنگام سخنرانی انتخاباتی گفته می شود این پدیده باعث می شود تاحكمی منفی علیه سیاست وسیاستمدارصادرشود درحالیکه که در حالت عادی سیاست درعلم شریف است وسیاستمدار ودرعمل نجیب؟این چیزی است که عموم بدان معترفند

 چنانکه برخی اندیشمندان و حتی سیاستمداران برای تصحیح برداشت از سیاست وسیاستمدار تلاش داشته اند،که از جمله ی آنها شارل دوگل بوده که گفته است:"شاید اخلاق در سیاست راه نداشته باشد، ولی سیاست واقعی ومطلوب از زمانهای طولانی بدون اخلاق بی معناست".. دوگل می خواسته بگوید: سیاست عملی شریف ونجیب است زیرا که سیاستمداراست که  سرنوشت زندگی ،حقوق ، اموال ،اعراض مردم  را دردست می گیرد و ازاینجا این مسئولیت شرف وفضیلت بشمار می اید

کم وبیش از طریق رسانه ها شاهدیم که دربرخی بخشها ازطبقات سیاست و سیاستمداری،که این مقوله از منظر شرافتمندانه ونجیبانه ی خود فاصله می گیردو گاهی با ان اصلاً میانه ی ندارد سیاستمداری که  قبل رسیدن به كرسی قدرت بنام مردم ومنافع وعده ی ارمانی رساندن به آمال وآرزوها را انتخاب خود میداند و پس از مدتی چه پیروز یا شکست بخورد همه ی  تعهد و مسئولیت خویش را در برابر مردم بنوعی زیر پا می گذارد تنها بمثابه ی جلیقه ی دو رو است که یک طرف آن پشم است که پوشیدنش موجب غرق شدن وسمت دیگرتنها پوستی ناکارمد براق است که فقط بدرد قدم زدن درکنار ساخل می خورد نه بیشتر....

وقتیکه شرکت در انتخابات یک رفتارسیاسی افتخارآمیزپرمسئولیت برای کاندید و برا ی انتخاب کننده است . پشت پا  زدن به آن افتخار چه مفهومی می تواند داشته باشد، حتی شکست در انتخابات برای فرد نمی تواند توجیهی برای فراموشی عهد وپیمان با کشور و کسانی باشد که به شما رای رای داده اند.

 طولانی شدن زمان سهل انگاری وغفلت ونسیان بی اعتمادی را دامن می زند شاید همین روند دلیلی قاطع بر جایگزینی یک رای  حدااکثری با رای حداقلی برای یک شخصیت یا گروه سیاسی باشد

برخی گروههای سیاسی  سعی می کنند بیشترین  وصول طفیلی های باندی  حتی بدون درنظر گرفتن شایستگی  اخلاقی ومدیریتی، پست های مهم تر وبزرگتری دردست داشته باشند اما درگذر زمانی کوتاه با عقب ماندن از شعارهای انتخاباتی ، درواقع همان دست که دستشان را گرفته  ازدست  می دهند. وریزش آراء شان شروع می شود.و عاقبت در ته صندوق جا خوش می کنند.

مشکل بزرگ تر اینست، که تعدادی  از رسانه ها    مختلف  شب وروز برطبل کارائی و توانمندی برخی سیاستمداران می کوبند: که گویا همه چیز با مدح وتقدیر حل شده یا حل می شود...راستی چرا؟

کهکشانی بودن درسیاست  مثل  کهکشانی بودن درفوتبال نبایدباشد .در جهان فوتبال ،نجومی بودن صنعت سودآوری است که تیم وباشگاهها ی خصوصی  حرفه ی پول وشهرتی یکشبه بهم می زنند . وعجیب نیست گاهی جوانی که هنوز گرد کودکی بر چهره اش پیداست تنها بحکمی اینکه توپ فوتبال را می تواند هروقت دوست دارد بحرکت درآورد وهرگاه خواست آن را نگهدارد ودقیق به آن ضربه می زند بصورتی ناگهانی به آلاف والوف می رسد ...

ودر مقابل می بینید کسانی هستند که عمری را بدنبال جستجوی نظری مفید درمیان کتابها و کارگاههای فکری پشت سرگذاشته اند که تا شاید راهی را از بین تاریکی پیدا کنند  وموانعی را از میان بردارند و کشورشان از تحریم بدام محرومیت وبالعکس نیفیتید در روز نعره کشی غوغا ی ابهام افکنی به گوشه ی انزوا رانده می شوند؟

آیا همه چیزباید دوباره تکرارشودتا شناختی جامع ومعرفتی فراگیر نسبت به عملکردسیاست درهمراهی با شرافت داشته باشیم ...

امیر کبیر که دار الفنون را لازمه ی پیشرفت مملکت می داند "شاه رگش" را می زنند "مدرس" که جرمش عینیت بخشیدن به شعار دیانت عین سیاست وسیاست عین دیانت بود،  مسموم می شود. و"شریعتی" که دردفاع از همزادی دین وسیاست وتفکیک ناپذیری ایندو می گوید خفه می شود. و مطهری سحرگاه ترور می شود تا "فلسفه" ،"دارالفنون" ، "مجلس" و"دانشگاه" باشند اما هیچگاه   سیاست وشرافت  حتی بوقت ضرورت از هم جدا نمانند!

فراموش نکنیم اسلام وایران مسئولیت اول ماست



نوع مطلب : مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...