با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟

در برخی از کتاب‌های عرفانی و ادبی، ابیاتی  منسوب به امام علی(ع) نقل کرده اند که در یکی از آنها آمده است: «آیا گمان مى‏كنى كه تو موجود كوچكى هستى در حالى‌كه عالم بزرگ در تو نهفته است»این شعر دارای محتوای عمیق ووسیعی  می‌باشد و در بیان حقیقت واقعی و افق دید بلند انسانی و بیان جایگاه و مقامی است که انسان توان رسیدن به آن‌را دارد، اما از آن غفلت کرده و خود را تنها یک جسم کوچک بی‌ اثر می‌پندارد.(1)
از همین رو علاوه بر بسیاری  از عالمان ودانشمندان مسلمان ، برخی از اندیشمندان بزرگ غربی دردوره معاصر مانند "هِرمان هِسِه" (به آلمانی: Hermann Hesse) ( ژوئیهٔ ۱۸۷۷ - اوت ۱۹۶۲ میلادی) ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی-سوئیسی و برندهٔ جایزهٔ نوبلِ سال ۱۹۴۶ در ادبیات که تاکید می شود در برخی از آثارش، تاثیر پذیری از "مولانا" هویداست.به این مضامین رفیع از منظری در پاسخ به نامه  وسوالات جوانان پرداخته است :
در کتابی بعنوان نامه ها ی نوشته شده بوسیله ی وی  مجموعه  کل نامه های او  به سی و پنج هزار نامه رسیده است که برخی از آنها در آرشیو کتابخانه محلی شهر برن سوئیس  و بخش دوم در بایگانی پیشینه ی ادبی در شهر مارباخ آلمان  بایگانی شده اند داستان نویسی وی از سال 1970 آغاز شد ، هنگامی که نامه هایی را برای دوستان خود وسپس به فرزندانش) وبرخی افراد صاحب نام همدوره اش که در مجموع ده  درصد از مکاتبات وی برای جوانان بوده که با انتخاب  برخی پیام هایش  به جوانان در نوشتار زیر با  همخوانی شما با آن همراه می شویم:
 او در پاسخ به جوانان و نوجوانان می نویسد: (شما  خود پاسخ سؤال تان هستید: نامه هایی به جوانان) ، وی توجه ویژه خود را به  جوانان  معطوف می کند و خلاصه تجربیات ادبی و امیدهای خود را در زندگی و هنر را به جوانان ارائه می دهد. گروهی از نامه ها در چند مرحله،تحریر شده اند، که ایده کاملی از دیدگاه هسه در مورد موضوعاتی از قبیل: خدا و ایمان ، ناامیدی ، معنای زندگی ، مشکلات جوانی و نوجوانی ، سیاست و غیره ارائه داده است.  او در پاسخ   بعضی اوقات سخت گیرانه   عمل می کرد ، همانطور که در نامه زیر دانشجویی در دانشگاه آلمان تحصیل می کند ،بتاریخ ( 15 ژوئیه 1930 به   خانم JD -  دانشجوی فلسفه )  می گوید:
"من تصور می کنم که شما  نسلی از جوانانی هستید که همیشه امور را دست کم می گیرند و همه چیز را  به سخره میگیرید. شما در مورد بودا صحبت می کنید و می گویید که او را دوست دارید به دلیل ایده هایی که هیچ ارتباطی با بودا از نزدیکی یا دور ندارد ، در حالی که اصولی را که او برایش  زندگی کرده نمی بینید و به دنبال انتشار آن هستید. شما همه چیز را سریع می خوانید  ومی خواهید، دیدگاه های مذاهب و اندیشمندان  تا جهان خاص خودتان، همه چیزرا در معرض مصرف سریع و دلخواه  می خواهید. من نمی توانم به سؤالات شما پاسخ دهم ، زیرا من هنوز در جستجوی پاسخ به بعضی سؤالات خودم هستم ، همیشه در برابر سختی های زندگی بر انسان تامل می کنم ، اما مطمئن هستم که احساس پوچ بودن زندگی امری اورژانسی و گذرا است که با جستجو در زندگی خود می توان بر آن غلبه کرد.
و بگوئید که فقط یک بار زندگی خواهم کرد ، معنی و هدف  آن رابیابید. به نظر می رسد شما - جوانان - گاهی از مسئولیت های خود فرار  میکنید ، و اینجا اختلاف موجود بین ما  وشما نهفته است....
او غالباً پیامهای زیادی در رابطه با توصیه های كتابها و آثاری كه باید خوانده شود دریافت می كرد ، وی در پاسخ به سؤال خواننده جوان درباره توصیه های این کتاب می گوید: "من به لیست 100 کتاب برتر یا بهترین هزار کتاب   اثار بشر عادی اعتقاد ندارم. هرکدام از ما مجموعه ای از کتاب های زیبا و ارزش دقیق را انتخاب کرده ایم." یک خواننده نمی تواند کتابخانه شخصی خود را با خرید کتاب و انباشته کردن آنها در قفسه ها پیکربندی کند.  شایسته است خواننده با گوش دادن به صدای روح ، دانش و اشتیاق شخصی  خودرا پیدا کند  ، بنابراین کتابخانه شخصی وی مانند دوستی ها ودوستان اوست. "
وی در نامه دیگری می گوید: "داوری های ما در مورد کتاب ها هنگام ستایش یک کتاب مهم است ، اما داوری هایی که از کتابی کسر می می کند ناعادلانه است و بیشتر افراد یکه درمورد کتاب ها نظر  می دهند ، داوری هایی از این نوع هستند." وقتی در مورد کسی می گویم - مثلاً - من ترجیح  می دهم همراه او نباشم ، این جمله عینی وبرای خودم است ،  و حکم کلی صادر نمی کنم ، اما این تصمیم را برای کسانی که  حرفم می شنوند ، وا می گذارم ، اگر این شخص  را نمی خواهی  که  با او دوستی کنی  دوست مکن وحق نداری برای این تصمیم اورا بدنام توصیف  وتحریف کنی؟!   . اینکه مثلاً کسی را "فقیر یا مست" توصیف کنی ، یک رفتار نادرست است.که از نظر کسی دیگر ممکن است اینگونه نباشد ودلیلی داشته باشد  همین موضوع در مورد کتابها نیز صدق می کند ؛ اشتباهات در یک رمان یا کتاب بررسی می شو ند در حالیکه  قابل تجدید نظر نیست ، بلکه یک توصیف ناخوشایند است که شایسته یک روشنفکر واقعی نیست. "
هسه در پاسخ به نامه ی دختر جوانی ،که توضیحی درباره رمان معروف  او، گرگ بیابان می خواست ،نوشت: " متاسفم که به شمابگویم که نمی توانم داستان گرگ وبیابان  را بیشتر توضیح دهم.  زیرا نیازی به تفسیر اضافی ندارد  ، می خواهم به آرامی در گوشت  نجوا کنم:  اما اگر یک خواننده؛  کتابی یا یک اثر هنری را رد کند ،  نویسنده هیچ نکته ای در تلاش برای دفاع یا توجیه کار خود نداردزیرا  ممکن است برای مخاطب قابل قبول نباشد. آثار هنرمندانی که 
از کیفیت و ارزش بالایی برخوردار باشند نیازی به توضیحات و دفاع ندارند. آنها صبور هستند و منتظر خواهند ماند زیرا  آثار باقیمانده بسیار طولانی تر از کسانی که درمورد آن ارزیابی متفاوت دارند، عمر می کنند. "
در میان نامه های اخر، نامه ای بود که در 9 ژانویه 1956  بدست "هسه " رسید  ارسالی از سوی جوانی به نام اختصاری " ب " بود ، که در آن به دنبال  توضیحی در مورد آثار "فرانتس کافکا " بود. می دانیم که هسه یکی از هواداران بزرگ "کافکا" بود ، حتی می توان گفت؛ که او یکی از کاشفان «کافکا» بود و او را  نویسنده ی با استعداد قلمداد کرد و اثار ش را به عنوان یکی از شگفت آورترین و تحسین برانگیزترین پدیده های ادبی عصر ما توصیف  می کرد.
 اما هسه در پاسخ به سخنان این جوان گفت: "داستانهای کافکا به موضوعات مذهبی ، متافیزیکی یا اخلاقی نمی پردازد ، زیرا آنها صرفاً آثار هنری هستند". شخصی که قادر به خواندن اثر یک نویسنده است ، بدون آنکه از خود  سوال کند یا سعی در نتیجه گیری اخلاقی یا فکری از آنها دارد ، به سادگی حاضر است آنچه را که نویسنده دوست دارد بگوید  می پذیرد. کافکا رویاها و چشم اندازهای خود را در مورد تنها زندگی بی رحمانه خود به ما ترسیم می کرد ، و گوئی داستانهایی شبیه به تجربیات ، دلخوشی ها و دردهای خود به ما می داد و ما [خوانندگان] و گویا ما موظفیم که بخوانیم و براحتی بپذیرنم؟!  البته نه با تفسیرهای ناجوانمردانه ؟! "
آخرین نامه ی منتشرشده ، مورخ دسامبر 1961 ، ماهها قبل از مرگ "هسه" در آگوست 1962 ،  از طرف یک دانشجوی آمریکایی به نام" سوزان برومبرگ "دریافت شد.
 "هسه "در آخرین نامه خود می گوید: "خانم برومبرگ عزیز ، بخاطر سخنان دلنشین و محبت آمیز شما ، صمیمانه سپاسگزارم ، اما شما خیلی دیر مرا  یافتید.  دیر یا زود شما یک جایگزین  محلی به جای من پیدا خواهید کرد. اما حقیقت تغییر نمی کند و حق دگر گون نمی شود، هرچند آن را با چهره ها ونگاههای مختلف واز زوایای متفاوت ببینیم. "
توضیح :(1)
دَوَاؤُكَ فِیكَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّكَ‏ جِرْمٌ‏ صَغِیرٌ
وَ فِیكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِینُ الَّذِی
بِأَحْرُفِهِ یَظْهَرُ الْمُضْمَر




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .با حقیقت جوئی نوجوانان و جوانان چگونه تعامل کنیم ؟، مولای موحدین امام علی(ع)،
لینک های مرتبط :



                                   تبعیض ونژاد پرستی ویژگی ومیراث غیرقابل  اصلاح استعمار است +   کتاب

اگر دانشنامه  جنگ های ناپلئون را ورق بزنید ، صفحاتی در مورد موسیقی دان بزرگ آلمانی بتهوون  می یابید  که او چگونه وچقدر شیفته ناپلئون بود و چه میزان زحمت کشید تا  با ساختن آهنگ های  حماسی  درموسیقی به نام او  تلاش کرد تا نشان دهد که چه مقدار به اوعلاقه و ایمان دارد، اما ناگهان دید که  ناپلئون به آلمان حمله کرد وبرنامه ی قتل وکشتار وتخریب ونابود ی را درطول وعرض آلمان بصورت رفت وبرگشت پیاده کرد... وناچار به او کافر شد .                 
 سارتر فیلسوف  فرانسوی  می گوید: وقتی کشور ما بوسیله ی آلمان ها اشغال شد آنگاه قدر آزادی خود را کاملاً  فهمیدیم . آنها ما را از فکر و احساس مسئولیت محروم کردند و بی اراده هر کاری را بخاطر آنها انجام می دادیم ..
 هیتلر وقتی فرانسه رااشغال کرد  در کنار  قبر ناپلئون حاضر شده وگفت : متاسفم عزیزم!  که توانستم کشورتان را اشغال کنم  زیرا زمانیکه که ما در حال  تولید آتش بارها وطراحی نقشه جنگ بودیم ، هموطنان شما در عیش ونوش غرق شده بودند.
 روز 16 دسامبرهرسال ، سرخپوستان و سیاهپوستان آمریکا به مناسبت  سالگرد قیام علیه مصیبت  کشف قاره ی آمریکا بوسیله کریستف کلمب ، که درقالب  زیاده طلبی استعماری  که درحدود  500 سال پیش روی داد ، علیه کشورهای اروپایی  مراسمی ویژه می گیرند .
واضح است که  این احساسات ضد استعماری در قاره آمریکای لاتین نیز گسترش یافته است ، برهمین اساس اکثریت مردم این محدوده ی جغرافیایی مواضعی ضد اروپائی و آمریکائی دارند و و انقلاب ها و  مبارزات زیادی علیه  آمریکا و همپیمانانش در آن اقلیم صورت گرفته است
  زیرا آنها   کریستف کلمب  و جانشینان او را  به عنوان قاتلان  سریالی توصیف کرده اند که به بهانه گسترش صلح و تمدن ، بدبختی را برای مردمان قاره آمریکا از شمال تا جنوبش به ارمغان آورده است .

فردریک داگلاس (Frederick Douglass؛( ۱۸۱۸- فوریه ۱۸۹۵)  برده ی که به مقام  روزنامه‌نگاری، دیپلمات و نویسندگی وبعنوان یکی از رهبران بزرگ ضد برده داری در آمریکا  رسید با این عبارت برجسته خود را به جهان  معرفی کرد: سیاه پوستان سه ابزار دارند: صدا ، قلم و رأی آنها ، که  امروز آنها مورد تهدید قرار گرفته اند.
"جانسون" رئیس جمهور وقت آمریکا  بهمراه نمایندگان افراطی جمهوری خواه  نگاه نژاد پرستانه ی خود را همچنان بشدت اعمال می کرد  اما  در زمستان 1866  داگلاس  با هیئت 12 نفره ی بنمایندگی جامعه ی سیاه پوستان  به کاخ سفید  رفت تا مراتب اعتراض  وحق خواهی خود را اعلام کنند . اما جانسون با عصبانیت تمام  و انتقادات تند بهمراه بکارگیری عبارات  نژادپرستان از مخاطبین استقبال کرد :  "من برده هایی دارم و برده های دیگری خریده ام اما هیچ برده ی نفروخته ام این ها فکر می کنند مرا به دام انداخته اند من معتقدم این داگلاس ملعون مثل هر زنگی دیگری اگر فرصت بیابد ، گردن هر سفید پوستی را خواهد زد " واما  ساعاتی بعد در جواب او داگلاس نوشت : رئیسی که بدنبال مطیع ساختن  چشم وگوش بسته ی مردم است " عین نکبت"  است .
و مبارزه سیاهپوستان حتی با  قتل مالکوم ایکس  و  مارتین لوتر کینگ  دو رهبرضد نژاد پرستی آنها ادامه یافت اما همچنان نژاد پرستی  و تبعیض به سرکردگی ترامپ شدت و قدرت بیشتری می یابد تا  علاوه بر ساکنین حتی  به مهاجرین و مسافرین به آمریکا نیز سرایت کند.
چندی پیش کتابی منتشر شده که نشان میدهد نژادپرستی در میان دولتمردان آمریکا  سیاستی نهادینه شده است و حتی با روی کارآمدن رئیس جمهور و وزیری  سیاهپوست  این ماجرا همچنان استمرار خواهد داشت.
   ای وای براسیری کز یاد رفته باشد؟!نتیجة بحث الصور عن ‪'Isolation' is Albert Woodfox diary,‬‏
«عزلت اجباری» ."Isolation"  کتابی بعنوان : تنهایی و انزوا درقالب ایزوله کردن در برگیرنده خاطرات دوران زندان  است  از آلبرت وودفوکس، مردی که چهار دهه  از عمر خودش را درسلول  انفرادی در  زندان لوئیزیانا به جرم و جنایتی که مرتکب نشده بود به سر برد. دهه 1960 بود که او  به عنوان یک زندانی محکوم به طولانی ترین دوره زندان انفرادی ،رهسپار  مدت  حبس شد  با این حال تلاش وی برای بقا به اندازه  ی دوست داشتن زندگی ،انسجام،  امید  و به همان اندازه مضطرب و غم انگیز است.وی در سال 2016 از زندان آزاد شد و برتری ذهن خود را پس از آن سالهای سخت حفظ کرد و به خودی خود شاهد پیروزی روح بشر ی بود.
 نویسنده  در این کتاب به صراحت وبشدت  از سیستم قضایی آمریکا  انتقاد کرده و روایات فراوانی از رفتار غیرانسانی با خود در  سلول انفرادی نقل می کند ،  و  با یاد آوری  نکات مهم  از زندگی جوامع محروم در ایالات متحده و چگونگی مجبورساختن آنها به ارتکاب جرم مواردی را برشمرده است.

وودفوکس می نویسد که  او توسط یک سیستم پیش داوری در آمر یکا محاصره  قربانی شده  و به زندان افتاده است  تا هزینه ی بالایی  را بدون ارتکاب گناهی بپردازد اما هر بازپرداخت به او هدفی می داد. او مکانیزمهایی را برای مقابله با انزوا ی کشنده در خود ایجاد  میکرده است  گرچه احساس خشم ، ناتوانی و ناامیدی همیشه وجود داشته  که عزم  و سلامت عقل او را تهدید می کرده است . "هر روز مجبور  می شدم آن قدرت را پیدا کنم ، مجبور شدم اراده و عزم را پیدا کنم که شکسته نشوم. آن خصوصیات را از مادرم دریافت کرده بودم."
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع :
Solitary – 5 Mar 2019
by Albert Woodfox


 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .نجوای کنگان منبع : Solitary – 5 Mar 2019 by Albert Woodfox،
لینک های مرتبط :



                   مسئولیت دولت درشرایط اقتصادی فعلی کشورمان کدام است؟

پنجاه سال پیش در میان ورزشکار دونده این باور وجود داشت که یک مرد در کمتر از چهار دقیقه نمی تواند مسافت یک  مایل را طی کند و هر کسی که سعی در شکستن این رکورد دارد قلبش منفجر می شود !! اما یکی از ورزشکاران پرسید که آیا کسی سعی کرده این رکورد را بشکند که  قلبش ترکیده باشد ؟ و خود ناگهان جواب داد نه ؟! . دریک  سال   بعد بیش از 100 ورزشکار این رکورد را شکستند و سال های بعد 300 ورزشکار این  رکورد  را بصورت متوالی بهبود بخشیدند.
اگر می خواهید نتایج متفاوتی داشته باشید ، باید روش دیگری را امتحان کنیم پیش بروید و ابزارهای بهتری را نسبت به هم اکنون در اختیاربگیرید ودر مسیر بهبود شرایط قرار دهید.
ادبیات و تئوری های اقتصادی از قرن هجدهم تا به امروز  درحیطه ی مسئولیت اقتصادی دولت ها نیز بهمین ترتیب متفاوت بوده است و نقش آن در اقتصاد با دخالت کامل دولت برای داشتن اختیارات و تسهیلات درتولید فکر وکار ملی، عرضه و سبک مصرف و نظارت بر بازار  بین  دو جریان چپگرا  و راستگرا از دیر باز در  جریان سیاست گذاری اقتصاد در تقابل بوده است ، تجربیات اقتصادی دولتها ، به ویژه در طول قرن بیستم و عبور از نظم جهانی در مرحله ی بحران طاقت فرسا اقتصادی ، حتی در قالب بازار آزاد به تنهایی هرگز نتوانسته  جلوه ی فراز ونشیب اقتصادی جوامع را  اصلاح  کرده و به ثبات  نزدیک کند ، اما در مجموع چگونگی نقش دولت ها دراداره ی اقتصادجوامع، روش ها  و شرایطی قابل مطالعه را ایجاد و مطرح کرده است که به هیچ وجه نباید آنها را بدون بررسی رها کرد،این نقش ها بشرح زیر هستند:
1. حمایت و امنیت
نقش اصلی دولت، ایجاد زمینه ی حمایت و فراهم کردن امنیت ،منافع ومصالح ملی و دفاع ازآن درداخل مرزها و خارج  آن بوده و اجرای  مقررات و قانون وطرح های پیشگیرانه است که جامعه را از  پدیده جرم و هرج و مرج محافظت می کند زیرا هیچ فعالیت اقتصادی نمی تواند در کشوری که از بی ثباتی امنیتی رنج  ببرد یا  در آن رخ دهد  بتواند در آن شرایط رشد کند و یا در میان جرم و فساد توسعه یابد.
  2. سازماندهی
دولت از طریق تدوین راهبرد و طراحی قوانینی که معاملات اقتصادی را تنظیم می کند (یعنی هرگونه فعالیت اقتصادی مانند ایجاد کارخانه ها ،  کار ، گرفتن وام ، ارائه اوراق بهادار ،خرید فروش ، تولید عرضه، و ...) نقش مهمی در اقتصاد دارد. رابطه بین بازیگران اقتصاد (از جمله تنظیم تسهیلات برای تولید ، ایجاد زمینه مساعد برای سرمایه داران ، کارشناسان ، کارکنان وکارگران عرصه ، مؤسسات مالی ، شرکت ها و غیره را به شکلی مطلوب هدایت می کند.
3. برنامه ریزی
  شامل تدوین سیاست  اقتصادی دولت است که باید به موسسات نظارتی ارائه شود و همراهی مردمی را بدست آورد و ساختار اقتصاد را ترسیم کند ؛ یعنی سهم بخشهای مختلف (مانند کشاورزی ، صنعت و خدمات) در تولید ناخالص داخلی مشخص باشد، و تعیین کند که هرکدام  ازبخش ها  از بهترین گزینه برای رشد اقتصادی برخوردار باشند و کدام یک بیشتر به حمایت دولت احتیاج دارند و کدام به زمینه اشتغال بالاتر و بهبود جریان کسب کار وسرانه ی درآمد دست پیدا می کنند.
4. ارائه خدمات عمومی و تامین و پشتیبانی از کالاهای اساسی
دولت باید برای شهروندان دسترسی به خدمات عمومی و کالاهای اساسی را که آنها به تنهایی نمی توانند به آنها دسترسی پیدا کنند ، با یک قیمت منصفانه ، برابر ، بدون تبعیض ، قیمت مناسب و با کیفیت بالا فراهم سازد. خدمات عمومی عبارتند: از حمل و نقل ، مراقبت های درمانی و بهداشتی ،شبکه ی زیرساختی: راهها، انرژی وسوخت ، برق ، شبکه های ارتباطی مجازی ، آب ، بهداشت و بهداشت و خدمات حفاظت از محیط زیست ازاین جمله اند.
دولت باید بتواند شهروندان را در زیر چترحمایتی خود با تامین  کالاهای اساسی مانند خواربار و فرآورده های انرژی به ویژه در شرایط سخت  و برای گروههای هدف مانند:  بیکاران ، سالخوردگان ، ناتوانی و بیماری  افزایش دهد. در سرمایه گذاری ، دولت باید از طبقات پایین در برابر پیامدهای شدید سرمایه داری محافظت کند. این روند می بایست در شبکه های زیرگروه تعاون و کار ،تأمین اجتماعی  وسازمانهای مشابه که نمایانگر  پروسه ی زیرساخت رفاهی است ، می تواند شهروندان را به شکوفایی اجتماعی و اقتصادی و همچنین ایجاد امنیت اقتصادی  پیرامون خود امیدوار کند و درحوزه  برخورداری از خدمات دهی هوشمند، هدفمند را گسترش دهد .
5. سرمایه گذاری عمومی مؤثرو فعال
در سرمایه گذاری عمومی ضروری است  همچنانکه که "کینز "، اقتصاددان انگلیسی در پرداختن به رکود بزرگ سال 1929  آن را برجسته نشان داد او احساس کرد که دولت برای تأمین شغل برای بیکاران و احیای تقاضای کلی ، باید برای پروژه های سرمایه گذاری عمومی هزینه کند. با توسعه تجربیات بین المللی ، می توانیم به مهمترین زمینه های سرمایه گذاری عمومی ، که   به عهده دولت است رجوع کنیم،یعنی:
الف: سرمایه گذاری درصنایع جدید و صنایع بزرگ ، به ویژه در صورت عدم ورود به بخش خصوصی،از جمله: صنایع سنگین ،انرژی و صنایع مرتبط با لجستیک و پشتیبانی سخت افزاری و تمهیداتی برای کارگاههای متوسط وکوچک.
ب) حمایت از تحقیق و توسعه ، زیرا سطح تحقیق و توسعه در هر اقتصاد بر عهده دولت است ، که قرار است بودجه و ساختار نهادی و همه ابزارهای پشتیبانی را برای بهبود سطح تحقیق در توسعه ی فن آوری فراهم کند.
ج)  سرمایه گذاری در منابع انسانی و میدان دادن به جوانان ، زیرا دولت باید از طریق هزینه کردن در خدمات رسانی مرتبط با کیفیت بالا برای آموزش عمومی و عالی، بهداشت ، آموزش فنی و حرفه ای و پرورش استعداد ها ، روی جمعیت یا ثروت انسانی خود سرمایه گذاری کند. و با فراهم آوردن محیط وفضای مناسب تربیت  نیرو ی مورد نیازجامعه را برای شهروند فعال یا علاقه مند مهیا نماید، به این معنی که شهروندان بتوانند توانایی های خود را در همه سطوح  معرفی کرده و توسعه دهندبه طور کلی ، طبق رویکردمجامع جهانی اقتصاد ، دولت باید منابع و زیرساخت هایی را فراهم کند تا شهروندان بتوانند در مقیاس وسیع به نقش آفرینی موفق  شوند ، بنابراین "شهروندان مولد وتولید کننده در همه ی ابعاد"  هدف گذاری در این مرحله است.
6. عدالت یاحسن توزیع ثروت
دولت ملزم به توزیع وتعریف مجدد ثروت و تولید آن در بین مردم ، کاهش اختلافات بین طبقات و کاهش فقر و نیازمندی از طریق اعمال ابزار سیاست های مالیاتی برای دریافت مالیات از کسانی است که می توانند بتدریج نرخ عدالت را برای خود ودیگران افزایش دهند ؛ و حمایت اجتماعی را به ذینفعان منتقل کنند.
7. مقابله با بحران های اقتصادی
دولت در تدوین وسیاستگذاری برنامه ها و ارائه ی راه حل ها برای  پیش گیری و رفع هرگونه بحران احتمالی در اقتصاد ، چه تورم و یا رکود در  بخشهای متنوع ، یا شیوع فقر و بیکاری و گسترش نابرابری بین طبقات ، اولین و بزرگترین نقش را دارد. در برخی کشورهای پیشرفته  برای مقابله با بحران مالی جهانی سابق، از  سرمایه ی نقدی مؤسسات مالی ، وامها و بانکها در حمایت توانمند سازی سرمایه گذاری وشهروندان  عملیاتی کردند، برای نمونه  انگلیس برنامه کینزی را برای خروج  از رکود بزرگ سال 1929 اجرا کرد.
8 . ایجاد مشارکت فرا مرزی  
نقش دولت در اقتصاد در مرزهای جغرافیایی آن متوقف محدود نمی شود ، بلکه باید برای تقویت معاملات بخش خارجی اقتصاد،با ایجاد مشارکت های اقتصادی با سایر کشورها و جهان خارج و با گسترش همکاری مشترک اقتصادی با کشورهایی که به طور استراتژیک با منافع کشور مرتبط هستند ، تلاش کند. 15 کشور همسایه ی ما دراین راستا  ظرفیت قابل توجهی بشمار می آیند ایجاد مشارکت اقتصادی چندین ساز و کار دارد که از جمله آنها می توان به امضای معاهدات ، راه اندازی سرمایه گذاری های مشترک، سرمایه گذاری تزریقی  یا تسهیلات  منشعب از خطوط  مرزی و مالی و کمک در پرداخت مالی ودادوستد کالا.
9.به روز رسانی داده ها و توزیع عادلانه اطلاعات در مورد اقتصاد
  دولت از طریق نهادها و سازمانهای وابسته  اختیارات خود برای جمع آوری اطلاعات ، گزارش های به روز ، کامل ، رایگان و در دسترس را در مورد کلیه داده های کلان و خرد و شاخص های مربوط به اقتصاد کشور تهیه می کند. می توان گفت که تجارب بین المللی در توسعه اقتصادی از آنچه  گفتمان مختلف اقتصادی برای نقش دولت تعریف کرده است ، فراتر رفته تا ویژگی های مشخصی از مسئولیت اقتصادی دولت در عمل وتولید را معرفی کند.
 اهمیت نقش دولت در اقتصاد
 این مهم است که دولت و شهروندان آن کشور نقشهای اصلی خود را در اقتصادایفا کنند با:
- بالا بردن سطح اعتماد به نفس و انسجام وهمدلی با سایر قوادر اقتصاد زیرا هردو شاخصی هستند كه توسط مؤسسات مالی بین المللی دایم در معرض ارزیابی قرار دارند.
-تقویت  چشم انداز و پیمان اجتماعی ، موفقیت دولت در دستیابی به استاندارد زندگی مناسب برای شهروندان و جلب رضایت عمومی آنها از خدمات عمومی و پشتیبانی کالاها و کاهش اختلافات طبقاتی که همه این موارد باعث کاهش خشم عصبانیت می شود و احتمال بروز درگیری یا تعامل بین لایه های جامعه را به دلایل اقتصادی کاهش می دهد.
- ارتقاء توسعه پایدار، زیرا توسعه اقتصادی یكی از مهمترین ستونهای توسعه پایدار بوده تا توسعه ی فرهنگی جامع ترین و اهمیت زیرساختی آن  كه شامل هدفمند کردن تلاشهای  دولت در زمینه های دیگر از جمله اجتماعی و اقتصادی است را درمی گیرد. می توان گفت که نقش های اقتصادی دولت در نهاد های اساسی برای بهینه سازی میزان امیدواری به توسعه پایدار نهفته است..
  نقش دولت در حالت جنگ و محاصره اقتصادی دراین عرصه چیست؟
وضعیت  رقابت و تسلط برمنابع ومنافع همواره از سوی ابرقدرتها  روابط بین الملل پرتنش و حتی مه آلود ساخته است جنگ و محاصره اقتصادی و سیاسی موارد خاصی است که در گام اول؛ دولت باید قادر به انجام نقش اصلی خود در دستیابی به اقتدارامنیتی و دفاعی با تکیه بر قوای مسلح و دستگاههای امنیتی ومراکز تصمیم سازی راهبردی باشد. در اینجا ، یکی از مهمترین اولویت های دولت،تهیه مواد اولیه و داروهای اساسی برای شهروندان و هماهنگ نمودن سازمان های نظارتی،بهداشتی و امدادی برای ارائه راه های ایمن درتهیه مواد غذایی است. نقش دوم منطقی کردن هزینه های عمومی به منظور عدم غفلت از بودجه فعالیت دفاعی و امنیتی است.
   سوم به ویژه در مورد حصار وتحریم اقتصادی ، که در آن شرایط ویژه ایجاب  می کند تا دولت در حال گسترش ساخت و ساز امکانات تولیدی در مناطق و فضای تعاملاتی به دور از کشف در محاسبات و معادلات دشمن  - جایگزینی بخش خصوصی -باشد که از رقابت محض در اقتصاد خارج می شود و به منظور پاسخگویی به نیازهای بازار محلی کالاها و خدمات  نقشه راهی را  طراحی کرده وتأمین می کند ضمن اینکه  افزایش فرصت های شغلی ، تلاش برای جلوگیری از رکود اقتصاد را توسعه می دهد.
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . مسئولیت دولت درشرایط اقتصادی فعلی کشورمان کدام است؟،
لینک های مرتبط :


چرا حمایت از نوشت افزار ایرانی لازم است؟

چرا حمایت از نوشت افزار ایرانی لازم است؟

کیفیت وسایل مدرسه در بازار در این فصل نارضایتی بسیاری از والدین را به دلیل گرانی مفرط و فرمهایی نامتعادلی که گرفته را فراهم نموده و برانگیخته است و همین امر باعث شده تا این بازی ها به وسایل آموزشی نزدیکتر شود  وبر طرز تفکر كودك تأثیر منفی بگذارد.

به دلیل واردات نامتعارف لوازم التحریر سالانه تقریباً  ۴۰۰ میلیارد تومان ارز از کشور مان خارج می‌شود که این مقدار پول با حمایت از تولید داخلی می‌تواند در رشد و پیشرفت تولید کشور سرمایه ی قابل توجه بشمار آید از همین رو  می طلبد، موسساتی  که در زمینه ی تولید نوشت افزار ایرانی فعالیت می‌کنند را شناسایی کرده و از آنان حمایت کنیم در این عرصه لازم است که در آغاز ضمن بررسی نیازها و اهداف تامین لوازم التحریر و میزان حجم کمی و کیفی ضرورت های تهیه ی آن بر اساس پایه های و مقاطع آموزشی و گروههای سنی، آسیبهای فرهنگی و اقتصادی و حتی بهداشتی، واردات بی رویه را شناخته و برای جامعه ی خود تشریح کنیم.

واضح است که برخی از واحدهای آموزشی مختلف با ارائه ی لیست نوشت افزار به دانش آموزان، راهنمای خرید مستلزمات تحریر را به آنها ارائه می دهند. اما اغلب سلایق شخصی کودکان بر رهنمون مشاوره ای اولیاء چربش نشان می دهد و بگونه بی رویه از همان اوان در شکل پذیری شخصیتی دانش آموز  بخشی از روند مصرف زدگی اجتماعی بصورتی خودکار وبی مهار نهادینه می کند؟!

در این رابطه مربیان و اولیاء،مشاوران آموزشی و صاحب نظران مرتبط هر کدام به فراخور حال و شرایط موجود می توانند در جهت روش شناسی تولید، تهیه و توزیع عرضه و چگونگی مصرف برنامه ی توجیهی کوتاه تا بلند مدت طراحی نمایند. زیرا ضعف در هر یک از عناصر فوق می تواند بعنوان تهدیدی علیه شاخص های اصلی حوزه تعلیم وتربیت و درسطحی بالاتر منافع ملی گوشه هایی از ضرر و زیان خود را آشکار نماید:

 فرهنگی

اشکال و قالبها ابزار کمک آموزشی و تحریریه ی نامناسب می تواند بر دانش آموزان تأثیر منفی بگذارد خصوصاً اشکال و تصاویر تحریک کننده که از انواع هیولا های عجیب در انواع مختلف بر روی جلد دفاتر و کیف ها و ترکیب قالبی قلم و مداد و خودکارها به شکل شمشیر و خنجر یا به شکل دوچرخه یا ماشین تنها ذهنیت سرگرمی دهنده و بازی طلبی کودکان را به خود جلب می کند و آنها را به جای دنبال کردن برنامه های کلاس مشغول حواشی در ابعاد عاطفی روانی و ناسازگاری روحی می کند که این رویه با طراحی عروسک های معارض فرهنگ و هویت اجتماعی ما یا بسته های رنگ آمیزی در شبیه سازی از جعبه  لوازم آرایشی در سبد دانش آموزان و یا معرفی صامت شخصیت های کارتونی و قهرمانان ساختگی فیلم وسریالهای خارجی، بدآموزیها را ترویج می دهد.

در حالی که والدین انگیزه خود را از حضور بچه ها در مدرسه  تربیت و آموزش مطلوب می دانند. چگونه می توان یک کودک شش ساله که دائماً تصاویر غیر اخلاقی و خشن که بر روی اقلام نوشت افزار خود تماشا می کند؟   و با افزایش این پدیده که از همه لحاظ کودکان ما را محاصره کرده است. در چارچوبی سالم به هدف رساند؟

لذا متولیان امور و ذینفعان ماجرا باید بر بازار ابزار نوشتار نظارت داشته باشند و از هر چیزی که ممکن است بر تخریب تفکر ذهن و جسم بچه ها تأثیر بگذارد  می بایست جلوگیری کنند نباید برای مان ساده باشد که در گشت و گذار بازبینی بر روی میزهای کلاسی برخی مدارس دخترانه انواع و اقسام اشکال رنگ ها که نقش انواع لوازم آرایش مانند رژ لب و لاک ناخن و شخصیت هایی ناهنجار گرافیکی را بعهده گرفته اند مشاهده کنیم.

توضیح اینکه کیفیت وسایل مدرسه در بازار در این فصل نارضایتی بسیاری از والدین را به دلیل گرانی مفرط و فرمهایی نامتعادلی که گرفته را فراهم نموده است برانگیخته است و همین امر باعث شده تا این بازی ها به وسایل آموزشی نزدیکتر شود بر طرز تفکر کودک تأثیر منفی بگذارد و به گونه ای که تفکرات اورا با چیزهایی که در گروه سنی مناسبش نیست درگیر می کند و طرح نوشت افزار برای تفریح و سرگرمی صرف باعث می شود تا دانش آموز تمرکز خود را در درون کلاس از دست بدهد و بر پیشرفت تحصیلی او تأثیر می گذارد و نسبت به عوامل عملکردی مورد انتظار ما بی تفاوت می شوند و در کنار این اتفاقات از معلمان کمک بخواهیم که  لیست ابزارها و وسایل مورد نیاز  را بطور استاندارد تنظیم کرده تا از دستیابی به ابزارهایی با طرح های ساده اطمینان حاصل کنیم متخصصان نسبت به تغییر بی سرو صدای و سایل مذکور در  مدرسه هشدار می دهند و می دانند که این نوع ابزار خشونت های عجیب، رفتار جسورانه و پرخاشگرانه دانش آموزا را به دنبال دارد و توصیه می کنند که برای کنترل محتوای نمونه کارها به لیست های تلفیقی برگشتی دوباره داشته باشیم.

 اقتصادی

این ابزارها علاوه بر تبعات منفی، به دلیل طرح های آنها که به فرم اسباب بازی ها نزدیک است، قیمت ها یش از ابزارهای معمولی نیز بالاتر است. هزینه ی بیشتری به خانواده ها تحمیل می کنند دارند و با توجه به قیمت های متفاوتی که از نقاط متفاوت به دست آورده ایم معلوم می شود که بسیار گران تر از نرخ واقعی آن است در این زمینه نیز نظارت خاص خود را می طلبد علاوه بر اشکال عجیب و غریب نوشت افزارها که در شبکه های اجتماعی ایجاد شده است قیمت ها به میزان قابل توجهی افزایش یافته و بسیاری از خانواده ها را در معرض مشکل قرار می دهد تهیه ابزار برای یک دانش آموز حداقل متوسط در مقایسه با فصل گذشته به کجا رسیده است؟

بهداشت و سلامت

برخی از نوشت افزارها بدلیل غیر استاندارد بودن و یا وجود ترکیبات شیمیایی متناسب و ورود به بازار از مبادی ناشناس و بی اعتبار خطرات و عوارض احتمالی را متوجه  زمینه ی بهداشت و سلامت دانش آموزان می نمایند
هشدار دادن به کودکان و آگاهی والدین آنها از آنها در مورد خطرات ناشی از وزن اضافی ابزار و وجود مواد خطرناک در برخی از وسایل مدرسه که حاوی مواد شیمیایی هستند باعث بروز مشلاتی از قبیل (آلرژی، سوزش پوستی و اختلات تنفسی و ضعف بینایی در کوتاه مدت) یا در طولانی مدت (بیماری کلیه، سرطان و…) می توانند بشوند.

بنابراین با رجوع  به هم اندیشی و همدلی عمومی و شعار سال یعنی رونق تولید ملی برای شروع سال تحصیلی چه لوازم تحریری را بایدخرید؟

فهرست لوازم التحریر بسته به سن سال ها و پایه های تحصیلی، دختر یا پسر بودن، میزان فعالیت های فوق برنامه، با بودجه و توان خرید متفاوت و بصورت مرحله ی به عنوان یک ایرانی لازم می داینم که به این نکته مهم اشاره کنم که با توجه به این که برند های مطرح و بسیار با کیفت و متنوعی در لوازم تحریر کشورمان که خوب و خلاقانه زیبا و با کیفیت و منطبق بر فرهنگ ایرانی تولید می شوند را باید به عنوان فرهنگ خرید نوشت افزار نو باوگان و فرزندان خودمان بعنوان یک اصل بی بدیل مد نظر داشته باشیم

عبدالمجید اورا





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .چرا حمایت از نوشت افزار ایرانی لازم است؟،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 مرداد 1398 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
 
                                                     آیا فلاسفه هم "زن ذلیل" بودند !

  یکی از دوستان فعلی که سابقاً محصلی فعال درمدرسه ی محل کارم بود  ولی دانش آموزی دندان گرد وسر به هوا  محسوب می شد که به سختی با معاونین مهارش میکردیم  اما این روزها می شنوم که  یه ربع مانده به ساعت دوازه نیمه شب  "وای فا ی " ش توسط عیال خاموش می شود و تا وقتی دیگر که مجوز ی دوباره صادرمی گردد  تا ایشان آنلاین شوند....  با این ماجرا ، یاد حکایتی دیگر افتادم که سالها پیش نویسنده مشهوری از کشورمان در بخشی از نقد سریالی نوشته بود که عیال دیشب نگذاشت که درست  ودقیق قسمت دیگری  از آن سریال را ببینیم و کانال را رد میکرد و دوباره برمی گشت همان شبکه... زیرا معتقد بود که "قطام ش" زیاد است وبرای سن من مناسب نیست !
 اما این دو حکایت مرا واداشت که مطلبی تهیه کنم تا ببینیم  برخی از فیلسوفان جهان  که سرگذشتشان ثبت شده ودردسترس ماست و دنیا را بنوعی با دیدگاه  وبرداشت خودتفسیر می کردند در عرصه ی همسر داری چه کارکردی داشته اند؟
فیلسوفان قرن ها در  میان افکار  خود موضوعات مختلفی  بررسی میکردند  و گاهی هم در مورد ازدواج و شرایط خانوادگی خود می نوشتند  البته تعدادی از  آنهائیکه بعنوان  موضوعی خاص  به این دو مقوله وارد می شدند در تاریخ از آنان بعنوان مبارزی شکست خورده  در خانه و پیروز در جامعه از آنها یاد شده است ؛ و از این منظر یکی ا ز آنها می گوید : اگر  مردی، به دختری علاقه داشت و به او می رسید وبا هم  ازدواج کردند، سکوتی خردمندانه  درپیش می گرفت و اگر شکست  می خورد ،  کتابی می نوشت.
 سقراط ممکن است  از این لحاظ یک مورد خاص در میان فلاسفه باشد او سکوت نکرد و کتابی هم ننوشت. همسر وی برخلاف فیلسوفانی که تا بعد از طلاق سفرفلسفی خود را آغاز  میکردند طرفدار فلسفه بود.
فیلسوفی بنام  "موسونیوس روفوس"، که فلسفه را راهنما ی زندگی می شمرد ، درباره ی  زنان دیدگاه های عقلی و انسان گرایانه تری داشت: "  زنان برای اجرای امور خود نیز باید فلسفه را بیاموزند ؛ زیرا فلسفه  علم وهنر زندگی است و همسر ایده آل ، همسر پاکدامنی است که  از نزاع لذت نبرد و   ظاهر پردازی او آزار دهنده نباشد.  هرکدام مسئولند تا حسن رابطه را چه مرد و چه زن کنترل کنند و  بر احساس غم و عصبانیت غلبه کنند.
ماکسیم گورکی و چخوف در حال قدم زدن در ساحل کریمه بودند تا اینکه با تولستوی آشنا شدند.او را  دیدند در کنار ساحل  در تاملی عمیق فرو رفته ودرحالت نشسته ، طوری سرش را  مایل  به پائین گرفته بطوریکه  ریش بلندش با شن و ماسه  ساحل درگیر بود  آن دو  درکنارش نشستند  و در باره زنان خود صحبت می کردند. تولستوی در سکوت محض به صحبت های آنها گوش فرا  میداد  ساعتی بعد ناگهان گفت: "اما من فقط وقتی پایم  را در قبر بگذارم ، در مورد حقیقت زن  سخن خواهم گفت و صراحتاً نظرم را اعلام خواهم کرد ، سپس به تابوت پرش می کنم ، و خودم را می پوشانم و  آنگاه می گویم: آنچه را که الان می خواهید با من انجام دهید، انجام دهید ».  زمانی نیز برنارد شاو  در فصلی  از كتابش بعنوان "زوجین نوشت:  "هیچ كس جرات نمی كند وقتی همسرش زنده است ، چیزی در مورد واقعیت ازدواجش بنویسد."
اگرچه همسر ویل دورانت ، آریل دورانت ، درنوشتن  بزرگترین دانشنامه ی تاریخی  کتاب او "داستان تمدن ها " به شوهر کمک می کرده است ، اما ویل دورانت  می گوید : از سلاح همسران علیه یکدیگر یعنی اشتباهات ناخواسته بایست صرفنظر کرد و توجیه كرد كه او در وضعیت ضعیفی قرار دارد و به این هنرها  امکان  سرزدن خطا نیاز دارد تا تعادل و توازن برقرار كند.
ناپلئون  هم گفت: " افراد فراوانی غالباً از قدرت خلاقانه ی من تمجید می کردند ، اما از نظر خانواده ام ،  من فقط یک مرد ضعیف بودم. آنها  نقطه ضعف مرا می شناختند. آنها با پشتکار و سرسختی عصبانیتم را پشت سر  می گذاشتند و آنچه را که از من می خواستند  وقتی انجام می دادند که  مرا  کاملاً خسته کرده بودند."
"  ماریا لوئیزا گونزاگا "  ملکه ی لهستان  ، افتخار داشت که همیشه آنچه را که از  همسر خواسته بود  با دو بار گریه کردن ، بدست آورده است .او برگشت به گریه در هنگام  جنگ با شوهر را یک قاعده اساسی زندگی میدانست: "اگر شما برای اولین بار موفق نشوید ، باید دوباره گریه کنید."  
 "متودوس" نویسنده مطرح اسلواک : از آنجا که "حوا "سیب را به آدم معرفی کرد ، زن با استفاده از تغدیه و سبک پخت خود، مرد را کنترل می کند. "
برتراند راسل یکی از مهمترین فیلسوفان قرن بیستم  او بعد از بیست سال زندگی مشترک از همسرش سوال کرد آیا مرا دوست دارید ؟ او پاسخ داد: نه !  برتراند به جرم بی وفائی همسرش او را طلاق داد  و احتمالاً آن زن مجرد ماند. ولی زن بعدی" راسل" پس از مرگ برتراند راسل دوبار ازدواج کرد...!  تا ثابت کند که فیلسوفی  چون راسل  هم  می تواند بی وفا و با وفا را نشناخته باشد.
  "شكسپیر"  هم معتقد بود كه بسیاری از مردان   نمی خواهند كه همسرانشان صرفاً  از نظر عاطفی  به آنها توجه کنند ، بلكه آنها را با فضیلت هم می خواهند ؛ یک زن باید نسبت به همسر خود با  احساس وظیفه و مسئولیت برخورد كند و تصور نكند كه شوهرش او را تنها به عنوان  همسر در اختیار بگیرد.
بسیاری از روشنفکران زمان  انتشار کتاب شوپنهاور با عنوان "مقاله ای درباره زنان" از این  تیتر لذت می بردند  انجا که  گفته بود : "این جنس سرکوبگر ، شانه باریک ،چاق بازو ، ساق کوتاه  "  بخشی از جنگ ابدی بین  دوجنس مذکر ومونث است که باید به او توجه  داشت...
اما در مقابل نیچه به مردان توصیه کرد: "اگر  با زنی  می خواهید روبرو شوید ، همراه داشتن شلاق خود را فراموش نکنید."؟!
 می توان گفت که مانند  این گفته ها در تاریخ فلسفه  فراوان است  ؛ حکمتی که از شکست مردان  یا زنان شکست خورده  باقیمانده است، زیرا آنها در تعامل و ارتباط همیشگی در طول تاریخ بشریت  نتوانسته اند از هم جدا  شوند  از نظر برتراند راسل " نهاد خانواده  معمولاً به سه عامل دین، غریزه ، اقتصاد تشکیل می شود و  قوانین و آداب و رسوم اعمال شده بر زن و شوهر ، صرف نظر از نظر جنسیت ، عادات مفید با منشأ دینی زنده می ماند ، به دلیل مفید بودن آنها ،    زندگی مشترک استوار است زیرا تمایز بین آنچه دینی و غریزی است برای انسان دشوار است... همه ی اینها را نوشتم تا بگویم هرخانواده ی برای خودش مقررات و نظمی دارد که قراردادی مرورشده میان اعضا ء آن را برسمیت می بخشد . قاعدتاً وقتی روندعادی خانواده سیر معمولی خود را اینگونه برنامه ریزی کرده، رضایت مندی همه ی افراد عضو آن خانواده را به ارمغان می آورد. وکسی   مجاز به  دخل وتصرف و طرح اشکال برآن  نیست . چه زنی حرف آخر را برند و چه مردی کلمه آخر را بگوید : "چشم " راه دوری نمی رود.

برخی منابع :
 
Why do philosophers make unsuitable life partners?
10 philosophers with complex views on love  …
WHAT IS A WIFE?
Marriage and Morals, 1929,
by Bertrand Russell
Minimizing Marriage: Marriage, Morality, and the Law
Marriage and Morals




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان . Why do philosophers make unsuitable life partners? 10 philosophers with complex views on love … WHAT IS A WIFE? Marriage and Morals، 1929، by Bertrand Russell Minimizing Marriage: Marriage، Morality، and the Law Marriage and Morals،
لینک های مرتبط :


 

          ترجمه خلاصه کتاب: به من اعتماد کن! من دروغ می گویم

Trust Me, I'm Lying: Confessions Of A Media Manipulator By Holiday,
"رایان هالیدی"  نویسنده، بازاریاب و کارآفرین آمریکایی  که  در حوزه ی استراتژی رسانه‌ای فعالیت می‌کند، مدیر سابق بازاریابی امریکن اپرل بوده و در نشریه ی" نیویورک ابزرور" ستون‌نویس است.
 این کتاب منتشر شده ی او از تجارب رسانه ی وتبلیغاتی آمریکا وغرب که به فریبکاری مشغولند، پرده برداشته و اعترافات تلخی را مطرح می کند :
... شبکه های اجتماعی و رسانه های جدید ممکن است مورد توجه همه قرار بگیرند ، آن صفحات  دراین اواخر به یک منبع خبری مهم برای میلیون ها نفر تبدیل شده اند. با این حال ، پس از شیوع این پدیده و تأثیر چشمگیر آن ، باید در مورد دقت و صحت محتوا سؤال کنیم ، شبکه های اجتماعی موفقیت های زیادی را درانعکاس  سریع رویدادهای سیاسی  و اجتماعی  داشته اند ،  البته بسیاری از کارشناسان امر در نقش مثبت و سازنده آن تردید دارند ! چگونه و چرا؟  پاسخ این سوال را دراین کتاب بعنوان " به من اعتماد  کنید یا من را دنبال کنید" ! "من دروغ می گویم "،  درمی یابید که چگونه رسانه ی جدید، از طریق وبسایت ها  ، شبکه های اجتماعی و دیگر ابزار های مشابه  ، می تواند یکی از زشت ترین جنبه های رسانه ها ی بزرگ را در سطح وسیعی   پراکنده کرده ونشان دهد ، اما به روشی جدید وجذاب ؟!
این کتاب؛ با به چالش کشیدن ماموریت این دست رسانه ها - هوشمندی ما را با مثال های عملی  به دقت وحوصله ی بیشتر دعوت می کند. هدف اینجا تلویزیون یا شبکه های رسانه ای جمعی سنتی نیست ، بلکه  شبکه ها و وب سایت های تجاری هستند که از مظاهر  و رویاهای فردی و شخصی مخاطبین سود سرشاری می برند.
 چگونگی تقلب در فضای آنلاین و شبکه های اجتماعی ؟
از لحظه ای که یک ایمیل، صفحه ی یک محتوا مجازی را باز می کنیم یا مطالب وب سایتی را می خوانیم یا توییت های توییتر  را بررسی می کنیم ، مفاهیم ما از  موارد دریافتی نه با اطلاعاتی که می خوانیم تنظیم می شوند بلکه توسط "مکانیسم های هوس مصرف اطلاعات" مرتبط با همه چیزهایی است که می خوانیم ، می شنویم یا می بینیم تحت تاثیر قرار می گیرند.
این  روند ممکن است برای بسیاری آشنا یا شناخته شده باشد - اما آنچه ما نمی دانستیم این است که چگونه متخصصان رسانه  شکل گیری تصورات را  ایجاد می کنند این موضوع هیچ ارتباطی با "الهام غیرمستقیم" یا مسمومیت ذهن،  همانطور که در دهه 1970 و 1980 فکر می کردیم  ندارد،  بلکه همه مربوط به پیچیدگی های فنی است که گرایش های رفتاری و انسانی  را برای پردازش اطلاعات کنترل ومدیریت می کند وتحت تاثیر قرار می دهد .
    "
رایان هالیدی" خود اذعان  میدارد : من متخصص  امور استراتژیک در زمینه بازاریابی و رسانه برای بسیاری از مشتریان و مشاغل هستم و به عبارت دیگر ، یک سرگرم کننده حرفه ای در سوء استفاده از بازاریابی و دستکاری در رسانه ها برای جلب و حفظ علاقه ی کاربران با ساختن "داستانهای ساختگی" همراه با سفارشی که حتی اگر آن را نمی خواهید ، به شما قالب می کنم !
  او  توضیح داده  که  شرکت های رسانه ای بزرگ در حال خرید امتیاز  همان سناریو برای   وبسایت معروف سیاسی  هستند که  خود  به یک شبکه مستقل تبدیل شوند   با عنوان وبسایتی معروف در تلاش است نرخ ترافیک را برای کاربری های فزاینده افزایش دهند   و اینگونه  توانستند این کارها را  با  به دست آوردن میلیون ها بازدید کننده انجام دهند تا علاقه امپراطوری های رسانه ای سنتی برای ایجاد تله ای در به دام انداختن عموم کاربران، تامین وعملی کنند !
 
رایان همچنین بسیاری از  فعالیت های  شدید بازاریابی گمراه کننده را که او به عمد برای ایجاد سردرگمی و جلب افکار عمومی برای تبلیغ یک ایده ، محصول یا هدف  نجام داده را دراین کتاب تشریح  کرده است. و می گوید این روزها آژانس های تبلیغاتی زیادی وجود دارند که  علاوه  بر تخصص  در بازاریابی و اهداف تجاری مانند دستکاری در بورس سهام از طریق شایعاتی که  حتی برای اهداف سیاسی  منتشر می شود ، این نمونه کار را مورد استفاده قرار می  دهند.
من دیگر انتظار ندارم کسی من را از بروز چنین اتفاقی مطلع کند ، وقتی  که به آسانی در وبسایت  ها  بازاریابان از آن  شرایط تقلب آمیز استفاده  می کنند وبنوعی نمی توانم از شر آن ها و  احساس شک و تردید خلاص شوم زیرا به همان روشی که با مخاطبین  خود رفتار کرده ام با من معامله خواهند کرد . وقتی خواندن  این کتاب را تمام کنید ، بعضی از شما نسبت به من متنفر خواهید شد زیرا  من حقیقت را در مورد افرادی که در پشت وب سایت ها قرار دارند فاش کردم  بویژه که آنها شما را به عنوان فریب خورده،گمراه شده  و .... می بینند امااین روش ادامه دارد، چون جهان امروز، دنیای رقابت است و شما برای معاملات مختلف آنها یک برند هستید. در اینجا هدف اصلی ساختن یک برند با هزینه دیگران است ... علاقه و اعتبار شما همان چیزی است که به سرقت رفته است.
در اینجا ، ما درمورد مثال های عملی صحبت می کنیم که توسط رویدادهای شناخته شده و مستند در این زمینه پشتیبانی می شوند و  این دغدغه اصلی کارشناسان رسانه و روابط عمومی است که از میلیونها میلیون نفری سود می برند  که  اخلاق تجارت ، بازاریابی و رسانه نیز سعی در مبارزه با آن دارند.

 کتاب دوم نویسنده :بازاریابی به وسیلهٔ "هک رشد": آغازگر آیندهٔ روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات نام دومین کتاب از نویسندهٔ معروف رایان هالیدی است. این کتاب توضیح می‌دهد که هک رشد ارزان‌تر و مؤثر تر از روشهای سنتی بازاریابی است و مطالعاتی موردی در خصوص شرکتهایی چون توییتر و فیسبوک را برای نشان دادن قدرت تکنیک هک رشد( آغازگر آیندهٔ روابط عمومی، بازاریابی و تبلیغات) را آشکار می کند
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
منبع : Trust Me, I'm Lying: Confessions of a Media Manipulator Hardcover – July 19, 2012
by Ryan Holiday





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان/ ترجمه خلاصه کتاب: به من اعتماد کن! من دروغ می گویم+ عکس /"هک رشد" /.Trust Me، I'm Lying: Confessions of a Media Manipulator Hardcover – July 19، 2012 by Ryan Holiday،
لینک های مرتبط :


به نام خدا
موضوع: طراحی و ساخت بوستان چشمه بی بی حبش
تهیه کنندگان: مهندس  ابراهیم بحرانی زاده و امید محمدزاده
در سال های اخیر اهمیت وجود فضای سبز در سطح شهرها بیش از پیش نمایان شده است. به همین خاطر مسئولان شهری می‌کوشند تا این دست از فضا ها را در نقاط مختلف شهر گسترش دهند.
 فقدان رویکردهای اکولوژیک در طراحی و برنامه ریزی شهری، پایداری شبکه اکولوژیک شهری را دچار اختلال کرده و به همین دلیل نیز ساختار و کارکردهای اکولوژیک شهری با اشکال مواجه شده و پایداری آنها در معرض آسیب جدی است.
بوستان چشمه بی بی که اخیرا توسط شهرداری کنگان طراحی و در حال اجرا و با ظاهری نیمه کاره در دست افتتاح است با معضلات و خطرات بسیار جدی در زمینه های های اکولوژیکی، طراحی و اجرا روبروست. در طراحی و اجرای این بوستان ( که البته طرح اجرا شده فعلی شبیه طرح آبروها و آبنماهای پیاده روهاست)، به خطری جدی برای از بین بردن سیستم اکولوژیک چشمه بی بی حبش تبدیل شده است. در این طراحی از یک طرف به از بین بردن گونه های بومی منطقه که سالیان سال در این مکان روییده و رشد کرده اند (از جمله درخت های بسیار زیبا و سازگار نخل و کنار) اقدام شده، و از طرفی دیگر هیچ اقدامی اصولی ای جهت جانمایی و کاشت این درختان صورت نگرفته است. طرح اجرا شده فعلی بسیار مبتدیانه و محدود به محدوده ای کوچک شده و با مشاهده کانالهای آب اجرا شده به نظر می رسد آب چشمه فقط به همین ناحیه محدود شده است که این اقدام به خطری جدی جهت نابودی درختانی که در قسمت های غربی واقع شده اند تبدیل شده است. در طراحی پارک های جنگلی در صورت عدم داشتن بودجه کافی، در ابتدا طرح کلی پارک تهیه و فاز بندی می شود. در این بوستان بسیار وسیع نیز می بایست طرح در چندین فاز دیده شده به طوری که هم این بوستان به طور اصولی قابل توسعه بوده و هم طرح اجرا شده فعلی، خطری برای سایر درختان و گونه های فعلی نداشته باشد.
در این طرح (که بسیار مبتدیانه به نظر می رسد)، نواقص و ایرادت بسیاری مشاهده می گردد که عنوان وار در ذیل آمده است:
۱- عدم وجود طرحی مناسب برای خود چشمه که محل خروج آب را می توان با طرحی بسیار زیبا اجرا کرد.
۲- طراحی و جانمایی اصولی فضای سبز (در نواحی پیرامون و شیب ها) و درختان جهت ایجاد محیطی زیبا و تامین فضایی دنج و خنک به هیچ عنوان صورت نگرفته است.
۳- درخت ها و گونه های اجرا شده در قسمت شمالی فضای موجود بومی منطقه نبوده و به شکلی بسیار نامناسب و نامنظم کاشته شده اند.
۴- عدم وجود فضاهای پارکینگ، پارک بازی کودکان، محیط نشاط بزرگسالان، سرویس بهداشتی، نمازخانه، پیست مخصوص دوچرخه سواری و پیاده روی، شهربازی، یادمان دفاع مقدس و شهدا، روشویی و شیرآبه، بوفه ها و فروشگاه های مورد نیاز، زباله دان و ...
۴- به لحاظ اجرایی و مشخصات فنی مشاهده می گردد که در حوضچه ها و کانالها ی آب اجرا شده از مصالح نامناسب استفاده شده همچنان که همین الان قبل از افتتاح نیز در کف آنها ترک های گسترده ای مشاهده می شود که نفوذ آب به زیر کف حوضچه، تخریب سریع آن را در می خواهد داشت. بحث آب بندی و مصالح مناسب جهت آب بندی نیز رعایت نشده است. در دیوار های کانالها نیز می بایست بجای سنگ ساختمانی از سنگ های چینی طبیعی مخصوص نما استفاده شود.
نکات بسیاری در این زمینه وجود دارد که در این بحث به همین موارد اکتفا شده است. به عنوان یک راهنما و چشم انداز، چند عکس از طرح های اجرا شده در کشور در ادامه پیوست می گردد.



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : نجوای کنگان .طراحی و ساخت بوستان چشمه بی بی حبش، کنگان/ مردادماه 98 مهندس بحرانی زاده / امید محمد زاده،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 371 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :