دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم

این تابستان گذشت اما....

تاریخ:چهارشنبه 28 شهریور 1397-10:00 ب.ظ

 این تابستان گذشت اما....
 داده های علمی، این تابستان واقعاً داغترین بود ...

وب سایت " Science Focus"  گزارشی تهیه شده توسط "دان میچل" متخصص امور  آب و هوا  در توضیح دلایل اینکه چرا این تابستان به شدت گرمتر از تابستان سال گذشته بوده  را منتشرکرده است.
این گزارش می گوید : که این تابستان  روبه پایان در مقایسه با دمای بالای  ثبت شده ی سال های گذشته در نیمکره شمالی بسیار گرم تر بوده است مشاهدات امواج گرما در روی خشکی، درجه حرارت بالا ثبت شده در سمت راست، چپ و مرکز هر قاره تغییرات جدی  را دراین عرصه نشان می دهد. در روز 27 ژوئن عمان درجه حرارت شبانه را که  به کمتر از 42.6 درجه   نرسید ، بعنوان  رکورد جهانی برای بالاترین درجه حرارت در یک دوره 24 ساعته به نام خود ثبت کرد.
در  حوزه ی دریای سرخ، بویژه در  بخش صحرائی آن، بالاترین دما ی درج شد ه رکوردی میان همه ی  قاره ها ثبت کرده و  به 51.3 درجه رسیده است. در نقاط دیگر سیاره،  رکورد دمای محلی در مدارهای مختلفی مانند دایره قطب شمال، ایالات متحده، ژاپن، یونان و انگلیس شکسته شده است.
 ...
 درادامه ی این مطلب آمده است: که با تشدید گرما و خشکسالی،  بروز پدیده  آتش سوزی های جنگلی را به وجود آورده  و وقوع مکرر آن اجتناب ناپذیر است. در واقع بسیاری از مناطق جهان در این مرحله از دست رفتن فراوان منابع جنگلی و زندگی گیاهی وجانوری و حتی زندگی مردم را تجربه کرده است. نمونه ای واضح تر از یونان وجود ندارد، جایی که آتش سوزی های جنگلی آن از  جو بالای زمین  قابل مشاهده بود و بادهای قوی تقویت شده از این فاجعه، آتش سوزی ها سریع تر و خاکستر های پراکنده در صحنه هایی شبیه به صحنه های هالیوودی در فیلم هایشان پراکنده شده و جریان یافت و این اتفاق در جاده ها زیر یک آسمان پر از آتش های سرخ شوم بوقوع پیوست.
نویسنده  با اظهار تعجب می پرسد  که چرا در دنیائی  که تغییرات آب و هوایی به علت آلودگی ایجاد شده توسط انسان با بروز این حوادث آب و هوایی واقعا  شگفت آور نیست؟ لذا رعایت برخی از احتیاط ها در اینجا مورد نیاز است، چرا که با توجه به این واقعیت که زمین از زمان انقلاب صنعتی به میزان 1.6 درجه افزایش یافته است، شرایط آب و هوایی و دما و همچنین گرمایش جهانی می تواند نقش مهمی در افزایش  میانگین دمای هوا داشته باشد،که آثار آن در  تابستان امسال محسوس بوده است.
...
از لحاظ الگوهای آب و هوایی ،اغلب با توجه به جهت  گیری یک جریان وتداخل آن در جریانی دیگراز عوامل تاثیر گذار دراین ماجراست... که  تغییر آب و هوا   در مکان های خاصی یک اولویت مهم است، اما آن  نیز ثابت می کند که آن را یک مشکل خاص میدانند. توافق عمومی وجود دارد که شرایطی پنهان  وجود دارد که  که تابستان را طولانی می کند اما در حال حاضر ممکن است  که این شرایط در عرض جغرافیایی  کاهش یابد  وبا  مسدود کردن این سیستم در آن دایره به سمت قطب به دلیل تغییر آب و هوائی حرکت کند.
در پایان نویسنده این گزارش نتیجه می گیرد: که آینده ممکن است تعداد کمی از الگوهای نامطمئن آب و هوایی را  در خود داشته باشد، اما مسلما آنها الگوهای هوای گرمتر خواهند بود که باعث می شود که امواج  گرمای ایجاد شده، جنگل ها را  مانند تابستان امسال، در چند دهه پیش رو طعمه ی آتش خواهد کرد...
این گزارشگر  هشدار می دهد: که اگر ما اکنون نتوانیم شرایط آب و هوایی را ثابت نگه داریم،ممکن است 50 سال بعد در بولتن هواشناسی می خوانید که "هوا نسبتا سرد با دمای  گرم  در جنگل و آتش سوزی مشابه سال 2018  قابل مقایسه است."!  بنابراین  باید منتظر بمانیم تا ببینیم  چرا وچگونه تابستان خشن در "آینده" بسیار سخت تر است.
تهیه وترجمه:نجوای کنگان
منبع : What has been causing 2018’s summer heatwave?
نویسنده:  Dann Mitchel 


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

الگوی تفکر و حل یک مسئله

تاریخ:سه شنبه 27 شهریور 1397-05:13 ب.ظ

 
     الگوی تفکر و حل یک مسئله

  الگوی تفکر علمی، به معنای وسیعتر آن، چارچوبی است که شامل همه دیدگاه های پذیرفته شده در مورد یک موضوع یا یک ساختار جهت تحقیقات علمی و نحوه انجام آن اطلاق می گردد.

توماس کوهن پیشنهاد داده بود  که مدل  موردنظر به عنوان: "شیوه هایی که شعبه های مدل علمی را در یک دوره زمانی مشخص تعریف می شود   و همچنین مدل های علمی غیر مرتبط و  مبتنی بر فرهنگ تعریف شود. به عنوان مثال، یک محقق پزشکی چینی با شناخت عمیق از طب غربی، نبسبت  به یک دانشمند غربی کاملا  با شیوه علمی متفاوت  عمل خواهد کرد.
هدف از مدل علمی چیست؟
  توماس کوهن، اولین کسی که از اصطلاح" پارادایم" (paradigm) در عرصه ی علمی استفاده می کند، پارادایم  دراصل کلمه ی یونانی  به معنی (مثال) است، که نشان می دهد به علت عدم داشتن تحمل و پیوند متعصبانه با نظریه های قدیمی تحقیقات علمی به سمت حقایق حرکت نمی کند.
به عقیده کوهن پارادایم، عبارت است از نوعی موفقیت یا دست‌آورد مهم جدید که مورد تصدیق جامعه علمی خاصّ است و الگویی فراهم می‌کند که از روی آن سنّت منسجمی درباره پژوهش علمی و همین‌طور شیوه عامی برای نگرش به جهان تدوین ‌گردد. به اعتقاد توماس کوهن (1973) واحد اصلی و زیربنای هر تحلیل، جامعه علمی است و آموزش‌های تخصصی و حرفه‌ای، عامل پیوند اعضای این جامعه است. خود این آموزش‌ها نیز بر دست‌آوردهای علمی پیشین استوارند. هر جامعه علمی خاص که با تخصّص علمی معینی سر و کار دارد، به‌دست‌آوردهایی توجه دارد، که آن‌را به‌منزله مبنایی برای پژوهش مستمرّ خود قرار داده است. این دست‌آورد یا موفقیت، همان چیزی است که کوهن، از آن با عنوان "پارادایم" یاد می‌کند و تحقیق یا پژوهشی را که بر مبنای پارادایم استوار است را "علم هنجاری" می‌نامد.

   توماس  کوهن چهار  شیوه را مطرح کرد که چگونه" مدل" به شیوه ی  غیرمستقیم بر روش علمی تاثیر می گذارد.  خود او این موارد را اینگونه نشان می دهد:
-  به چه مطالعاتی و تحقیقاتی نیازمندیم ؟
-  چه نوع سوالاتی را  پرسید؟
- ساختار واقعی و ماهیت سوالات چیست؟
- نحوه تجزیه و تحلیل و تفسیر نتایج هر پژوهش کدام است؟

"کوهن" براین واقعیت تاکید داشت که علم دارای دوره هایی است که داده ها  را در مدل علمی جمع آوری می  کند  و سپس تغییراتی رخ می دهد که مدل عملی به اندازه کافی انسجام یافته و به اصطلاح  دوران بلوغ را تجربه می کند. اما مدل علمی می تواند حاوی خطاهای باشد،  که  در نهایت به عنوان حلقه ها دایره های  بطلمیوس تبدیل می شود  که غیر قابل  مردود شمردن است که نتیجه ی آن، تغییر در مدل است.

 مدل جدید  ترجیحاً بهتر از نمونه ی قدیمی خود نیست، اما متفاوت از آن است. پارادایم در راستای حل معمّا، موفقیت‌هایی کسب می‌کند، ولی هیچ‌گاه کامل و جامع نیست و ناهنجاری‌هایی در آن رخ می‌دهد؛ که وقتی این ناهنجاری‌ها، افزایش یابند و روی هم انباشته شوند، موجب وقوع بحران در جامعه علمی می‌گردند. این امر به‌معنای آن است که پارادایم دیگر نمی‌تواند در خدمت هدف اصلی، یعنی به‌عنوان مبنایی برای پژوهش یا علم هنجاری عمل نماید. پاسخ و واکنش مطلوب و مقتضی در برابر این وضعیت، ازدیاد و تکثیر نظریه‌ها و ایده‌هایی است که در نهایت پارادایم جدید از دل آن‌ها سر برآورده، آن‌گاه انقلاب علمی به‌وقوع خواهد پیوست.

 تحول (تغییر) مدل علمی عادی چیست: این موضوع یک فرآیند علمی در مراحل گام به گام متوالی نهفته است که با دقت بر روی تحقیقات قبلی ساخته می شود . انقلاب علمی   ، اغلب به عنوان "لبه های علم" شناخته می شود که به دنبال مدل علمی خود  می آیند .  لذا "کوهن" باورداشت که مدل علمی ممکن است از یک مدل فعلی به یک مدل بعدی پرش کند یا جهش داشته باشد، که اصطلاحا تغییر را ایجاد می کند.  که براین پایه  او مدعی بود  که مدل جدید را نمی توان بر اساس مدل قدیمی ساخت.

پارادایم، الگو، یا سرمشق از چهار عنصر عمده ترکیب می‌شود که عبارتند از:

1) تعمیم‌های نمادین؛ عنوان اظهارات و بیانیه‌های بلاتردید و مورد قبول اعضای گروه که بیان‌گر تعاریف، طبقه‌بندی‌ها و قوانین مورد استفاده در یک رشته می‌باشد؛

2) الگوهای متافیزیکی؛ تعهّد مشترک گروه به مجموعه‌ای از باورها و عقاید و به‌شکل مدل‌های هستی‌شناختی و یا مدل‌های اکتشافی است. مهم‌ترین کاربرد این مدل، عرضه تمثیل‌ها، استعاره‌های مرجّح یا مجاز و بدین ترتیب تعیین تبیین‌ها و معماگشایی‌های مورد قبول است؛

3) ارزش‌ها؛ برای داوری در مورد ویژگی‌های پیش‌گویی، ارزیابی نظریات، ضرورت یا عدم ضرورت، کاربردی و مفید بودن علم به‌کار می‌روند. ارزش‌های مشترک حتّی هنگامی که توسط همه اعضاء به‌ یک شیوه به‌کار رفته نشوند، تعیین‌کننده‌های مهم رفتار گروه می‌باشند؛
4) مثال‌واره‌ها؛ یا مسأله‌گشایی‌های، ملموس که افراد در آزمایشگاه‌ها، امتحانات و متون با آن‌ها مواجه می‌شوند و از طریق نمونه‌ها و مثال‌ها نشان می‌دهند که کار علمی را چگونه باید انجام داد.
هریک از عناصر چهارگانه الگوها، به‌عنوان منظومه‌ای از تعهّدات گروهی با یکی از عناصر زیست جهان ارتباط دارند. تعمیم‌های نمادین از جنس ذخیره دانش، مسلم و بلا تردید می‌باشند. مدل‌های هستی‌شناختی و اکتشافی، مجموعه‌ای از باورها و عقایدند. ارزش‌ها نیز، بایدها، نبایدها و شیوه‌های ارزیابی را تعیین می‌کنند و مثال‌واره‌ها بیشتر جنبه عملی دارند. بنابراین پارادایم، دانش انتزاعی نبوده و به‌عنوان کلیّتی از باروها، ارزش‌ها و رفتارها و به‌مثابه یک فرهنگ، از طریق جامعه‌پذیری به نوآموزان منتقل می‌شود

دراین راستا شاید بهترین مثال فیزیک باشد:  قوانین نیوتن نمونه ی برای یک مدل بودند، و دانشمندان در طول قرن ها  با تکیه بر اصول نیوتن کار  میکردند. کشف ساختار درونی اتم، شکاف هائی در نظریه نیوتن شروع به  نشان دادن خود کرد ،  یعنی زمانیکه تفکراینشتین خارج از جعبه ی ابزار بود، همه ی امور آن مدل عملی از  جاذبه  و گرانش  را به جهت دیگر رانده بود . با این وجود، محافل علمی بعداً اعتراف کرد که  روند  سابق بیشتر تدریجی بوده  و به عنوان مثال، نسبیت گرایی اثبات کرد که تمام کارهای نیوتن اشتباه نبوده است، اما به کار نیوتن اضافه شده ورویه ی ساختاری را برای کارهای تکمیلی بعدی فراهم ساخته است. حتی انقلاب کوپرنیک قبل از اینکه کلیه ی نظرات بطلمیوس را  ملغی اعلام کند ، نیز تدریجاً به این مهم دست یافته بود. با اشاره به مثال  مرتبط به محقق چینی، هم اکنون زمینه ی ادغام بهتر بین فلسفه پزشکی غرب و شرق وجود دارد، بنابراین مدل ها بین این دو ادغام وترکیب می شوند.

مدل علمی عمدتا مربوط به نظرات افلاطون و ارسطو در دانش شناختی است. ارسطو معتقد بود که دانش می تواند بر اساس چیزی از پیش تعریف شده متکی باشد، وپایه گذار روش علمی گردد. در حالی که افلاطون معتقد بود که دانش باید  مشخص کند که چه چیزی نهایی یا هدف نهایی است. فلسفه افلاطون اغلب نشان دهنده جهش های فکری است که انقلاب علمی را شکل داده است.

 منبع:

  (1996-1922: Thomas Samuel Kuhn) د-https://explorable.com/what-is-a-paradigm?

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا آموزش وپرورش کنگان نیاز به تجدید نظر در برنامه های آموزشی اش ندارد!

تاریخ:دوشنبه 26 شهریور 1397-05:29 ب.ظ

   آیا آموزش وپرورش کنگان نیاز به تجدید نظر در برنامه  های آموزشی اش ندارد!
 حقیر هم می تواند همین چندماه باقی مانده به پایان خدمت 30 ساله آموزش  وپرورش مهرسکوت برلب گزیند و بی تفاوتی را بعنوان بهترین ترفند برای گذران اندک ایام زندگی  درپیش بگیرد.
توضیح اینکه  قبل از این  طی   دوره های مختلف مدیریت  افرادمتفاوت  در باره ی  کم وکیف آموزش وپرورش  مطالبی گفته ویا نوشته ام  وهزینه ی  سنگین آن  پرداخته ام. برایم فرقی نمی کند که" مرئوس"  چه کسی  بوده و یا هستم . اما برایم فوق العاده دردناک است که  کیفیت آموزشی از سوئی واز طرفی قبولی های کنکور شهرستان های  همجوار و یا حداکثر تا دویست کیلومتر آنطرف تر را با  قبولی ها ی کنگان مقایسه کنم...  چند بار و از طرف خود و دوستانی که می توانستند نه تنها در خصوص تغییر بلکه تحول آموزشی نقشی وافر  داشته باشیم . پیشنهاداتی مطرح شد ولی متاسفانه نه آغوش بازی بود و نه گوش شنوائی !
در حالی که ما هنوز در مورد توسعه ی دایره کارگاه  آموزشی در آموزش و پرورش،کنگان تردید داریم و به توسعه سیستم «شوک وتصادف»دل بسته ایم ، اکنون بسیاری از  مربیان  و اولیاء  و خانواده ها ی دانش آموزان در شهرهای استان  محصول تلاش های خود را با رشته های  خود انتخاب  کرده  برمی چنینند، وظیفه ی ما چیست؟
روشن است ما باید درک کنیم که این مرحله موفقیت  بیش از پیش  در شهرستانهای دیگر مرهون تلاش و اهتمامی همه جانبه است  ، که حداقل ازدو دهه پیش تا کنون  ادامه دارد. موضوع آموزش و پرورش تبدیل به یک پیشران برای توسعه  و تبدیل به یک مولد فرهنگی، صنعتی  و متاعی سود آور  در دیدگاههای  موجود دیگران شده است که برای تقویت آن از  صرف هزینه ی مختلف  ابائی نداشته و ریسک های مختلف را متقبل می شوند .
 تجربه دیگران در این راستا و کسب اینهمه موفقیت چیست که ما در قبال تکرار آن عاجزیم ؟  کدام تجربه ی سایر شهرها در توسعه آموزش و پرورش از ابتدا و جایی که در حال حاضر به آن رسیده است از ما بیشتر بوده است؟ چه چیزی مانع می شود که ما  حداقل نتیجه ی مانند آنها داشته باشیم؟
 بنابراین  باید اکنون به دور از فرافکنی  و خرسند بودن به بنری دست جمعی از قبولی های سال گذشته تحصیلی  و عکس هایی از این رتبه و آن رتبه ی سرگروه و درخشش تک نفره  به طور خاص، لازم است همه ی  اولیاء  و  مسئولین دست اندرکار با بررسی آسیب ها و شناسائی راه حل های جدید  و عملیاتی کردن تجربیات انتخاب شده از برخی  ازدلسوزان مجرب فرهنگی شهرمان  ،و اتخاذ تدابیر لازم در تحقق اهداف پیش رو و بهینه سازی سازوکارهای لازم  که می تواند مبنای توسعه  ورشد آموزش وپروش شود به جایگاه و ارزش واقعی دراین عرصه دست یابیم   .
حرف آخر اینکه عزیزانم... " بالله علیکم  "همه ی تقصیرات به عهده دانش آموزان نیست و این ما هستیم که در این راه تا حد زیادی  از آنچه را که لازم  مسیر است فراهم ندیده ایم.

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونه علمی فکر کنیم ؟

تاریخ:جمعه 23 شهریور 1397-03:53 ب.ظ


                                 چگونه علمی فکر کنیم ؟
  ممکن است تصور کنید که تفکر علمی متفاوت از روش تفکری است که شما درطول زندگی روزمره و ابزارهای مرتبط با آن استفاده می کنید - اما درواقع دانشمندان  نیز وقتی حرکت می کنند  سری پر از پرسش ها ی متنوع  از جهانی در مقابل  خود می بینند، مرور می کنند. در واقع، بسیاری از جنبه های تفکر علمی دقیقا پسوندوپیشوندی مانند تفکر روزمره شما دارند.
-   گاهی پیش آمده که شما ناگهان  وقوع امری را دیده اید و سعی کردید بدانید که چگونه اتفاق افتاده است؟ شاید   یک شعبده باز را دیده اید که  با کمک دستیارش،  خود را  پس از ورود به یک جعبه ناپدید می کند ودرآن هنگام  این سوال پیش آمده که  چرا تردستی یک ترفند محرمانه باید باقی بماند؟ ....
- آیا در مورداثبات یک موضوع  بدنبال شواهد بیشتری بوده اید (به عنوان مثال با دنبال کردن یک قسمت دقیق از یک وسیله ی کاری)؟
- آیا تا به حال یک تفسیر جدید از رمز و راز  معمائی خاص را بدست  آورده اید؟ شاید  چگونگی یک ترفندکه از یک آینه برای نشان دادن یک تصویری از یک فرد در یک دیوار خالی استفاده می کنندرا بررسی کرده باشید.
   ممکن است ااین مثال ها به نظر ساده  برسند، اما در حقیقت، آنها عادتهای علمی ذهن را در شرایط روزمره به شمار می رو ند. دانشمندان از این روش تفکر برای تحقیق و بررسی موضوعاتشان استفاده می کنند. چه "رفتار انسانی" یا حرکت ستاره های نوترونی !
و شما می توانید از ابزارهای مشابه در زندگی خود استفاده کنید.
 آیا متوجه شده اید  که چگونه کبوتران  نامه بر مقصد خود را پیدا می کرده اند؟ یا چگونه زنبورعسل راه خود را به  کندویشان گم نمی کنند؟ یا آیا رنگین کمان واقعاً نیم دیراه است یا دایره کامل رنگی؟
•در ادامه تحقیقات آنچه در حال حاضر نمی دانید  علل آن را متوجه  خواهید شد .  ... برای مثال: شکست نور و  کسری درجه ی زاویه دید ،با عث می شود تا ما دایره رنگی کامل در شکل رنگین کمان ببینیم و آن را بصورتی سطحی، نیم دایره تعبیر کنیم...  .
•  مجازید شک کنید "اما شک ویقین نباید جای یکدیگر قرار بگیرند " ... شما شنیده اید که زنبور عسل از خورشید برای حرکت و جهت یابی استفاده می کنند، آیا منطقی به نظر می رسد؟ آنها در روزهای ابری چه کار می کنند؟سعی کنید افکار  اولیه ی خود را رد کنید دایره ی ذهنی خود را توسعه دهید وتلاش کنید دراین زمینه کم نظیر باشید.و درجستجوی تعابیر متفاوتی باشید
• خلاقانه فکر کنید سعی کنید توضیحات جایگزین وبدیل را از آنچه متوجه شده اید، بیابید. زنبورها همچنین ممکن است از نقاط اصلی مرجع خود از محیط اطراف خود برای بازگشت به کندو استفاده کنند. آنها ممکن است از میدان مغناطیسی زمین نیز استفاده کنند، شاید تاثیر استشمام و بو   هم قابل بررسی باشد  و شاید از انواع روش های ناوبری و شناور  ونهایتاً  تر کیبی استفاده کنند.
در یا فتن پاسخ   به سوالات اساسی، شما با برخی از این استراتژی ها ممکن است تا پایان  ماجرا کلنجار باشید . دست آخر، شما مقدار زیادی آموخته اید اما شاید هنوز هیچ پاسخ جامعی ندارید. و اگر این موردبرایتان پیش بیاید ،جای تبریک گفتن دارد - زیرا شما واقعاً به مانند یک دانشمند فکر می کنید! تحقیقات علمی، مانند اکتشافات خودشماست، اغلب ما را به جهات غیر منتظره هدایت می کند و از پایانی سیستماتیک جلوگیری می کند.
 در هر حال، این شیوه های تفکر، جهان را در اطراف ما روشن می سازد که همیشه مفید و جذاب است، و نشان دهنده عملکرد درونی ذهن ما در تجارب روزانه است. این که  آن روش را درحال قدم زدن در باغچه ویا یک پارک و... ، یا یک شب ماه مهتابی، و یا درهنگام شستن   لباس و یا کار اداری یا آموزشی بدست آمده است... تفاوتی نمی کند. مهم این است که شما به سبک روش تفکر علمی دست یافته اید.
 

نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روزنامه نگاری که پائین کشیدن رئیس جمهور را شگرد دارد

تاریخ:چهارشنبه 21 شهریور 1397-10:43 ق.ظ

 

روزنامه نگاری که پائین کشیدن رئیس جمهور را شگرد دارد.
كتاب «ترس ، ترامپ  درکاخ سفید» — "باب وودوارد"

  
Imagini pentru Fear Trump in the White House By Bob Woodward



  كتاب «ترس»:  میخی دیگر بر پیکر ترامب
 سال 1974 روزنامه نگاری به نام  " "باب وودوارد"" رئیس جمهور وقت آمریکا  ریچارد نیکسون را به استعفا  وادار کرد. باب  در آنموقع باعث  افشای رسوایی واترگیت شد، که مادر  رسوایی های ایالات متحده بود، بنحویکه هر رسوایی بعدی آمریکا در هر نقطه از جهان  بنوعی به آن  ربط  می دهند .
اینروزها ، یعنی  44 سال بعد، باب در حال رسیدن به موقعیتی است که  می تواند دونالد ترامپ را نیز وادار به  استعفا   کند، این روزنامه نگار این بار از طریق کتاب "ترس: ترامپ در کاخ سفید".  از دوره نیکسون و ترامپ، هیچکدام  از روسای جمهورآمریکا از ارزیابی ونقد سرسختانه باب درامان نمانده اند، بنابراین  گزارشات باب در مورد کارکرد ریاست جمهوری،  دغدغه ی برای هر رییس جمهورآمریکا و یک منبع  ومحتوای غنی برای هر روزنامه نگار و مورخ پژوهشگر است.
 پیش از این باب درکتاب"رهبران: اسرار   قبل و بعد از جنگ خلیج فارس". سپس با کتاب "جنگ های بوش"  و پس از اینها در کتاب سومش با عنوان "جنگ های مخفی سیا طی سال های 1981 و 1987" ودر عهد دولت  اوباما "جنگهای اوباما" را نوشته است. باب دائماً   قادربه رصد جزئیات ودر دسترس داشتن  اطلاعات روسای جمهور  متوالی و همچنین  وی موفق در دستیابی به اطلاعات مستند و طبقه بندی شده تحت مراقبت وکنترل شدید دولت ترامپ در حال حاضر بوده است، لذا طبیعی است که باور کنیم کتاب جدیدش در موردترامپ متکی  به مدارک مستدل و اسناد محرمانه است.و روشن است که او این کتاب که از نظر برخی مراقبین سیاست دولت آمریکا با ضربه های  دردناک 11 سپتامبر به برج های دوقلو برابری می کند اما این بار به سینه ی دولت ترامپ برخورد کرده تصاوفی ننوشته است.
 
باب  دراین کتاب جدید  420  صفحه ی از حوادث داخل کاخ سفید   و آنجائی  که مقامات ارشد و دستیاران ترامپ معرکه می گیرند و بعبارتی دیگر این کتاب خلاصه ی  صدها ساعت از ضبط مصاحبه های مخفی و حاوی مختصر گفتگوی محرمانه میان رئیس جمهور  و نزدیکانش است  . او همچنین می گوید: که کتابش اسناد، فایل ها و یادداشت ها اختصاصی را همراه دارد، از جمله یک یادداشت دست نوشته از خودترامپ.

کاخ سفید =خانه خزندگان و دیوانه
باب  شما را در محتوای کتاب زیاد منتظر نمی گذاردو به صراحت اعلام می کند که کاخ سفید پس از یک سال و نیم  با مدیریت  ترامپ بیشتر شبیه به یک  دیوانه سرا   شده است . ترامپ سریع خشمگین می شود،  در تصمیم گیری های خود، بسیاری از  کلمات ناخوشایند وزشت را در طول سخنان معمولی  خود بکار می برد....
"باب "آنچه در داخل کاخ سفید اتفاق می افتد را به عنوان یک کودتای اداری،توصیف کرده است کارکنان  کاخ سفید با آگاهی از این نکته  که اجرای تمام سفارشات ترامپ به یک فاجعه دیپلماتیک منجر می شود؛  آنها ترجیح می دهند تا اورا به صبر پیشه ساختن و  فکرکردن دعوت کنند  ... یکی از همان مقامات میگوید که  برخی اسناد را  در  دفتر او مخفی کرده اند تا اینکه توسط ترامپ به امضا نرسد، مانند یادداشت ترور بشار اسد، رئیس جمهور سوریه.
این وضعیت  اغلب تکرار می شود تا زمانی که ترامپ، "رنس پریبوس "کارمند ارشد خودرا ، موشی کوچک لقب داد زیرا او  از کسانی بود که مدارک را از دفتر او پنهان می کرده است . توهین های  ترامپ برای دادستان کل " جف‌ سشنز،"   ( عقب افتاده ذهنی)  و فروشنده آبجو برای مک ماستر  McMaster، مشاور امنیت ملی سابق،نیز از دیگر عناوین فحاشی های ترامپ   ذکرشده در این کتاب است...
باب در بخش دیگری  با نقل وقول از "ماتیس" اشاره می کند  : "عقل ترامپ با عقل  یک  دانش آموز پنجم یا ششم ابتدائی  برابر است." گرچه ماتیس بعداً سعی کرد این اظهارات را منکرشده وآنها را اصلاح کند...

آیا او  از این کتاب می ترسد؟
ترامپ این کتاب را به عنوان یک کتاب بد دیگر توصیف کرد و ترجیح می دهد با نویسنده صحبت کند، اما به نظر می رسد که نویسنده می خواست حقایق خاصی را در کتاب خود قرار دهد و....
اما در   مکالمه تلفنی  ترامپ  و باب،  ترامپ اعتراض خود را با این کتاب به شیوه دوستانه ابراز کرد ه است!  اما  باب در این تماس   اعلام کرد که او از رئیس نا امید شده زیرا که ترامپ حاضر به  مصاحبه نشده است، اگرچه   چند درخواست برای آن امر انجام داده است  ...
نتیجه گیری : شاید در برخی  اذهان این موضوع رسوخ کرده است که ایالات متحده   قدرتمند ترین کشور در جهان است، اما واقعیت  و براهین موجود نشان می دهد این برداشت خطا بود و شرایط متفاوت است.  زمانی که آمریکا در صف مقدم نیروهای نظامی جهانی قرار داشت، دومین شاخص رقابت جهانی و سومین در کیفیت آموزش عالی بود مربوط به گذشته بوده  و درحال حاضرآن موقعیت شیب نزولی پیدا کرده و اکنون در  میان مهمترین شاخص های جهانی سال ( 2018 )حتی درمیان رده بندی 40 کشور در فهرست صادره از مراکز اندیشه پژوهی تخصصی  بین المللی بویژه در عرصه های : امنیت، آزادی مطبوعات، و...  قرار ندارد. در این خصوص منابعی تازه جهت اگاهی ومراجعه بیشتر مخاطبین در دسترس قرار گرفته که ذیلاً به تعدادی از آنها اشاره گردیده است ولذا ضرورت دارد که "ترامپ و دولت  او بجای اینکه  بفکر تغییر  دیگر حکومت های جهان باشند .  موقعیت رو به افول خودشان را خودشان را حفظ کنند
تهیه وترجمه : نجوای کنگان
   منبع : Fear
Trump in the White House
By Bob Woodward
   
  1)مایک پنس: رئیس جمهور  پس ازعزل ترامپ  »» Vice President Mike Pence 'Empty suit' or Trump's biggest asset? 7 books let you:جانشن احتمالی ترامپ» معاون رئیس جمهور مایک پنس: "  کت و شلوار تک" و یا بزرگترین دارایی ترامپ؟ 7 کتابی که  به شما اجازه می دهد تصمیم بگیرید
  2)قانون گذاری که  فریاد زد " آمریکا کیست  ؟"از دروغ ونیرنگ و شکنجه در آمریکا می گوید: 
     آمریكا کیست؟: 102
  Georgia lawmaker who came under fire after yelling 'n-word' on 'Who Is America?' says he'll quit
    WHO IS AMERICA?: 102
   3) جهان متغیر.. آیا  بزودی چین وروسیه  در عرصه نظامی و فن آوری بر آمریكا پیشی می گیرند؟»»»»»»»    How the US Is Preparing to Match Chinese and Russian Technology Development
4) -Michael Moore compares Trump to Hitler-ترامپ وهیتلر «دوطرف یک سکه»..  آیا مایكل مور ترامپ را با این فیلم مستند سرنگون می کند؟ in new documentary
Can Michael Moore’s new film Fahrenheit 11/9 halt the ‘insanity’ of the Trump presidency?
5) چگونه ترامب  آمریكا را به یک کشور جهان سومی تبدیل کرده است؟
 how America is becoming 'so deliciously third-world'نویسنده: David D. Kirkpatrick


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عزاداری و برپایی شعائر حسینی

تاریخ:سه شنبه 20 شهریور 1397-11:32 ب.ظ

عزاداری و برپایی شعائر حسینی

عزاداری در جلوه های مختلف آن بر پا داشتن شعائر حسینی است و در قرآن و سخنان ائمه اطهار بر احیای شعائر دینی تاکید شده است.

احادیث بسیاری از ائمه معصومین (علیهم السّلام) به ما رسیده است که در آن برای شیعیانی که در احیای امر اهل بیت عصمت (علیهم السّلام) و عزاداری و سوگواری این خاندان تلاش می کنند اجر و ثواب بیشماری ذکر شده است. برپایی امر اهل بیت (علیهم السّلام) در واقع احیای دین خداوند متعال است. زیرا زندگی و شهادت خاندان عصمت (علیهم السّلام) در راه هدایت مردم به سوی خداوند متعال بوده است و هر گوشه از زندگی و شهادت ائمه اطهار (علیهم السّلام) مبین راه حق و روشنگر صراط مستقیم به سوی خداوند است.

حضرت امام رضا (علیه السّلام) درباره ثواب و اهمیت ذکر مصیبت خاندان عصمت (علیهم السّلام) فرموده اند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا (ع):‏ مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا وَ بَكَى لِمَا ارْتُكِبَ مِنَّا كَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ ذُكِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْكِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.(1)

محمد بن ابراهیم بن اسحاق (رحمه الله) از احمد بن محمد همدانی از علی بن حسن بن علی فضال از پدرش نقل کرده است که حضرت امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: هر كه یاد مصیبت ما كند و به خاطر آنچه با ما كردند؛ بگرید روز قیامت با ما در درجه ما است و هر كه یاد مصیبت ما كند و بگرید و بگریاند دیده ‏اش گریان نشود روزى كه همه دیده ‏ها گریان است و هر كه بنشیند در مجلسى كه امر ما در آن زنده مى ‏شود دلش نمیرد روزى كه دلها بمیرد.

در این مجال به بررسی این مطلب که عزاداری در واقع برپایی شعائر دینی است؛ می پردازیم.

 

1. معنای لغوی شعائر

در قاموس القرآن درباره کلمه قرآنی شعائر چنین آمده است:

«شعائر: جمع شعیره است به معنى علامت و نشانه‏ «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ ...» (سوره مبارکه بقره، آیه 158) در مجمع فرموده: شعائر اللّه محلهاى معلوم و نشاندارى است كه خدا آنها را محل عبادت قرار داده و هر محل معین براى عبادت مشعر آن عبادت است.

على هذا صفا و مروه دو محل هستند كه خدا را یاد می آورند و مكان عبادت هستند. در آیه‏ «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِیها خَیْرٌ» (سوره مبارکه حج، آیه 36) شتران قربانى شعائر اللّه‏ هستند كه به واسطه ذبح آنها به خدا عبادت می شود و خدا را یاد می آورند.» (2)

در فرهنگ ابجدی شعائر چنین معنی شده است: «الشَّعَائِر جمع الشَّعِیرَة است؛ الشعَائِرُ الدِّینِیَّةُ: شعایر مذهبى، مظاهر عبادت و نیایش.» (3)

 در مجمع البحرین نیز درباره این واژه چنین آمده است: «قوله تعالى: وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ‏ [22/ 36] أی جعلناها لكم و جعلناها من‏ شَعَائِرِ الله لكم فیها خیر أی مال من ظهرها و بطنها و إنما قدر ذلك لأنه فی المعنى تعلیل لكون نحرها من شعائر الله، بمعنى أن نحرها مع كونها كثیر النفع و الخیر و شدة محبة الإنسان من مال من أدل الدلائل على قوة الدین و شدة تعظیم أمر الله. قوله: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ‏ [2/ 158] أی هما من أعلام مناسكه و متعبداته. قوله: لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ‏ [5/ 2] قال الشیخ أبو علی: اختلف فی معنى‏ شَعائِرَ اللَّهِ‏ على أقوال: منها لا تحلوا حرمات الله و لا تتعدوا حدوده و حملوا الشَّعَائِرَ على المعالم، أی معالم حدود الله و أمره و نهیه و فرائضه و منها أن‏ شَعَائِرَ الله مناسك الحج، أی لا تحلوا مناسك الحج فتضیعوها و منها أن‏ شَعَائِرَ الله هی الصفا و المروة و الهدی من البدن و غیرها.»(4)

                                                                                                     

2. شعائر الهی در آیات قرآن و حدیث

در برخی از آیات قرآن درباره شعائر الهی سخن گفته شده است برای تبیین معنای این واژه به ذکر این آیات می پردازیم:

*إنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلیمٌ *(سوره مبارکه بقره، آیه 158)

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست. بنابراین كسانى كه حج خانه خدا و یا عمره انجام مى ‏دهند، مانعى نیست كه بر آن دو طواف كنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى ‏رویّه مشركان كه بتهایى بر این دو كوه نصب كرده بودند، از موقعیّت این دو مكان مقدّس نمى ‏كاهد.) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نیك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار و (از افعال وى) آگاه است.

در تفسیر البرهان درباره این آیه از حضرت امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است:

ابن بابویه قال حدثنی أبی (رضی الله عنه) قال حدثنا سعد بن عبد الله عن أحمد بن محمد بن خالد عن محمد بن سنان عن إسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمرو عن عبد الحمید بن أبی الدیلم عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: «سمی الصفا صفا، لأن المصطفى آدم (علیه السلام) هبط علیه، فقطع للجبل اسم من اسم آدم (علیه السلام)، یقول الله عز و جل: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ و هبطت حواء على المروة، و إنما سمیت المروة، لأن المرأة هبطت علیها، فقطع للجبل اسم من اسم المرأة.»(5)

ابن بابویه از پدرش نقل می کند که سعد بن عبدالله از احمد بن محمد بن خالد از محمد بن سنان از اسماعیل بن جابر و عبدالکریم بن عمرو از عبدالحمید بن ابی دیلم نقل شده است که حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: صفا به این دلیل صفا نامیده شد که برگزیده خدا آدم (علیه السّلام) بر آنجا هبوط نمود و بر کوه نامی از نام آدم (علیه السّلام) را گذاشت و خداوند عزّ و جلّ فرمودند: خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برترى دادند و حواء در مروه هبوط نمود و به این دلیل مروه نامیده شد زیرا زنی بر آن هبوط کرد و بر کوه نامی از نامهای زن را گذاشت.

 

در توضیح این آیه حدیث دیگری از حضرت امام صادق (علیه السّلام) در البرهان فی تفسیر القرآن نقل شده است:

عن علی بن إبرهیم عنه أبیه و محمد بن إسماعیل عن الفضل بن شاذان جمیعا عن ابن أبی عمیر عن معاویة بن عمار عن أبی عبد الله (علیه السلام) فی حدیث حج النبی (صلى الله علیه و آله): «أنه (علیه السلام) بعد ما طاف بالبیت و صلى ركعتیه، قال (صلى الله علیه و آله): إن الصفا و المروة من شعائر الله فابدأ بما بدأ الله عز و جل به و إن المسلمین كانوا یظنون أن السعی بین الصفا و المروة شی‏ء صنعه المشركون فأنزل الله عز و جل: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما.» (6)

از علی بن ابراهیم به نقل از پدرش و محمد بن اسماعیل از فضل بن شاذان همگی از ابن ابی عمیر از معاویه بن عمار نقل می کند که حضرت امام صادق (علیه السّلام) در حدیث حج پیغمبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بعد از آنكه طواف خانه و دو ركعت نماز به جای آوردند؛ فرمودند: صفا و مروه از شعائر الهى است سعی را از صفا شروع کن چنانکه خدا در آیه، صفا را ابتدا قرارداده است. و مسلمانان گمان مى ‏كردند سعى بین صفا و مروه از كارهاى مشركین است، پس خداى تعالى فرمود: صفا و مروه از شعائر الهى باشد. بنابراین كسانى كه حج خانه خدا و یا عمره انجام مى‏ دهند، مانعى نیست كه بر آن دو طواف كنند.

                       

در آیه 32 سوره مبارکه حج نیز درباره شعائر الهی چنین آمده است.

*ذلِكَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.* (سوره مبارکه حج، آیه 32)

این است شعائر دین خدا و هر كس باید شعائر خدا را بزرگ و محترم بدارد و بزرگداشت آن از تقوى و پرهیزكارى دلهاست.

در تفسیر اثنا عشری ذیل این آیه آمده است:

«ذلِكَ: حقیقت امر این است كه مذكور شد از اجتناب اوثان و قول زور و تشبیه مؤمن و كافر به امرین مذكورین. وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ: و هر كه تعظیم كند نشانه ‏هاى خداى را كه مناسك حج است اعتقاد به حقیقت آن نموده بر وجه اخلاص به جاى آورد. فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ: پس به درستى كه بزرگ داشتن آن شعائر از پرهیزكارى دلها است، یعنى تعظیم شعائر از فعل كسانى است كه قلوب ایشان ترسناك است از موجبات غضب الهى یا پاكیزه است از شوائب اعتقادات فاسده و مصفا است از زنگ خلل و ذكر «قلوب» به جهت آن است كه منشأ تقوى و فجور است. زیرا تقوى و فجور چون ثابت و متمكن شد در قلوب، اثر آن در سایر اعضاء ظاهر گردد.

آیه شریفه تعظیم شعائر الهى را بیان می نماید، یعنى معالم دین و اعلامى كه نصب فرموده براى عبادت. مفسران «شعائر» را چنین تفسیر نموده اند:

1- مراد حدود الهى و اوامر و نواهى سبحانى است.

2- مراد مناسك حج است.

3- مراد صفا و مروه و هدى و غیره است.

 4- علامات منصوبه بین حل و حرم.

5- مراد جمیع شعائر دین اسلام و احكام و حدود آن است.

و تعظیم آن عبارت است از الزام نمودن به همه اوامر و نواهى و عمل به آن باشد و آن از افعال پرهیزكاران است و البته شخص علاقمند به دیانت حقه اسلامیّه در تعظیم شعائر الهى سعى و كوشش بنماید و براى اعلاى شریعت احمدیه از جان و مال و قلم و بیان مضایقه ننماید.» (7)

«این آیه از واضحترین آیات برای اثبات رجحان برپایی مراسم است زیرا به طور صریح دلالت بر محبوبیّت و رجحان تعظیم شعائر الهی به طور عموم دارد.»(8)

 

*یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَن‏الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ.* (سوره مبارکه مائده، آیه 2)

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید، حرمت شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بى ‏نشان و قربانیهاى قلاده دار و راهیان بیت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى ‏طلبند؛ نگاه دارید. و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏ توانید] شكار كنید و البتّه نباید كینه‏ توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد و در نیكوكارى و پرهیزگارى با یكدیگر همكارى كنید و در گناه و تعدّى دستیار هم نشوید و از خدا پروا كنید كه خدا سخت‏ كیفر است.

 

«طبرسى از حضرت امام باقر (علیه السّلام) روایت كرده است که درباره آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ» فرمودند: این آیه در حق مردى از بنى ربیعه نازل شده است و عادت اعراب این بود كه نمی دانستند صفا و مروه از شعائر است و میان صفا و مروه سعى نمی كردند و طواف نمی نمودند، خداوند در این آیه آنها را نهى فرمود.

عیاشى از موسى بن بكیر روایت كرده است که گفت روزى زید بن على بن الحسین بر حضرت امام باقر (علیه السّلام) وارد شد و با خود مكتوبى داشت از اهل كوفه كه او را دعوت كرده بودند و                     نوشته بودند ما همه اجتماع نموده‏ ایم و شما خروج كنید. حضرت امام باقر (علیه السّلام) به زید گفت خداوند تبارك و تعالى حرام نموده است چیزهایى را و حلال كرده حلالهایى و مثلهایى زده و سنتهایى قرار داده و امام دانا را از اشتباه دور نگهداشته است و از چیزهایى كه خداوند بر امام واجب فرموده که باید اطاعت نموده و فرمانبردار باشد آن است كه امام سبقت بگیرد پیش از وقت و موعد آن و یا آنكه امام بی موقع اقدام به جهاد كند. خداوند فرموده است: «لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ» آیا قتل نفس بزرگتر است یا صید كه موقع و زمان خاص براى آن مقرر داشته؟ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا و نیز فرموده است «لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ» عده ماههاى سال معلوم است و چهار ماه از آنها را ماه حرام قرار داده و نیز فرمود: «فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّه»: پس [اى مشركان،] چهار ماه [دیگر با امنیّت كامل‏] در زمین بگردید و بدانید كه شما نمى‏توانید خدا را به ستوه آورید. (سوره مبارکه توبه، آیه2) (9)

 

4. مظاهر شعائر الهی

شعائر دینی مظاهر گوناگون و مختلفی است که از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

«1 - برپایی یادبود و جشنهای بزرگ میلاد بزرگان دین؛ همانند پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و منتسبان به ایشان.

2 - اهتمام به بزرگداشت روزهایی که در تاریخ اسلام دارای اهمیت هستند و حوادث مهمّی در آن  روزها اتّفاق افتاده است. مثل: روز مبعث، روز جنگ بدر، خندق، روز فتح مکه، شب معراج، شب لیله المبیت، روز مباهله و روز غدیر و غیره.

3 – اهتمام به آبادانی حرم اهل بیت عصمت (علیهم السّلام)

4 - اهتمام به بزرگداشت اماکن مقدس و مکانهای که در آنجا وقایع مهمّی اتّفاق افتاده است. مثل محل غدیر خم، غار حرا، موضع غزوه بدر و مساجدی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آنجا نماز خوانده اند، مسجد کوفه، مسجد سهله. 

5 - برپایی شعائر حسینی (علیه السلام) و اقامه مجالس عزا و روضه خوانی و ذکر مصایب آنان.

6 – ختم قرآن و خواندن دعاها دسته جمعی مانند دعای ندبه به نیّت برپایی شعائر دینی.» (10)

 

یکی از مظاهر شعائر الهی اقامه عزا در شهادت معصومین (علیهم السّلام) و فرزندان ایشان می باشد. شرح فضایل اخلاقی و رویدادهای زندگی این بزرگواران و ذکر مصیبت آنان احیای دین خدا می باشد. زیرا امام معصوم مرکز نور برای پذیرندگان هدایت، رهنماینده به سوی هدایت و چراغ فروزان و راه و شریعت است بنابراین شرح فضایل و رفتار و مصایب چنین امامی سبب هدایت مردم و استحکام دین الهی می گردد.

 

4. عزاداری سنت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در طول سالهای زندگی خود در شهادت یا وفات افرادی که برای اسلام فداکاری کردند یا از شخصیتهای ممتاز اسلام بودند، عزاداری نموده اند.

عزاداری برای از عزیزان از دست رفته سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است. از جمله عزاداری برای حضرت حمزه (علیه السّلام) و مادر حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) فاطمه بنت اسد و جعفر بن ابی طالب.

......

 بنا بر مطالب ذکر شده عزاداری سنت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می باشد.

در جایی که حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) برای حضرت حمزه و حضرت جعفر بن ابیطالب (علیهما السّلام) آن چنان بی تابی و سوگواری نمودند چگونه عزاداری و سوگواری در سوگ شهادت مظلومانه سبط پیامبر و جگرگوشه ایشان حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) روا نباشد در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «حسین منّی و أنا من حسین.»

اقامه عزا و سوگواری به خصوص در شهادت ائمه معصومین (علیهم السّلام) که خلیفه خدا بر خلق و دعوت‏كننده به پروردگار هستند و به واسطه ایشان خداوند شناخته و پرستش می گردد، سبب گسترش دین الهی و شناخت راه خداوندی می گردد و به این دلیل عزاداری برای شهادت ائمه اطهار و منتسبان ایشان(علیهم السّلام) که از یاران راستین ائمه هدی (علیهم السّلام) بوده اند؛ اقامه شعائر دینی محسوب می شود.

 منبع:http://www.imamhussain.org/persian/encyclopedia/18332




نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونه درکنگان شهروندی" شایسته" و فعال رسانه ی "بایسته ی" باشیم؟!

تاریخ:چهارشنبه 14 شهریور 1397-02:21 ب.ظ

 
 
    چگونه  درکنگان شهروندی" شایسته" و فعال رسانه ی "بایسته ی" باشیم؟!

              قسمت اول:
‏ مقدمه:  "گالیله دانشمند مشهور ایتالیایی،زمانی که گفت : زمین  می چرخد  توسط کلیسا زندانی شده و مجبور به عذرخواهی گردید، ولی زیر لب می گفت: با این حال زمین متوقف نمی شود"( حتی با این وضعیت من، زمین می چرخد) !
  این دو سوال  وقتی برایم پیش آمد که همه  امور دراین شهر بحالت عادی  وشکلی متعارف جریان داشت . مبحاثی  چون   اشتغال ودرآمد و دریا وصحرا  و شاکی ومتشاکی و مدعی  و دعاوی و وبکاگیری مدیران بومی از صدر گاز تا  کوچکترین واحد  کار اداری حل وفصل شده بود.  ولبخند رضایت از  لب اهالی  وساکنین ومقیمان ومیهمانان ودر و دیوار می بارید همه و همه  برای بهره مند شدن از فضای خدمت و همکاری  مسابقه گذاشته بودند نه کاری برای پیگیری بود و نه قولی برزمین مانده  برای رهگیری؟  که جای نگرانی  وغصه داشته باشد...  
بنوعی اطمینان حاصل  کردیم که هنگام استراحت فضول باشان نق زن خرده گیر از غرب تاشرق شمال وجنوب شهرستان فرا رسیده  وباید به کنجکاوی غلط انداز و گزاف گوئی بیهوده پایان دهند .لذا چون سوژه ی نبود!  چاره ی نیست که به پیام رسانی و هشدارنشریاتی روی بیاورند تا اینکه فسیل نگشته و در میان خانه وکاشانه و بستگان،  بی فایده  وذلیل  محسوب نگردند؟
برخی از ویژگی شهروندان  شریف شایسته ! 
1) در ابتدا باید معترف شویم که هیچ کدام از ما برای اظهار نظر مناسب نیسیتم؟  وتنها باید مخاطبی حرف شنو بوده، ونزاکت: "دیدن کی بود مانند شنیدن !"را بردیده منت بگذاریم این ایده کلی است که ما باید تمام وقت بویژه در محافلی که دعوت می شویم  آن را به یاد داشته باشیم.
2) چیزی که شما را  نزد صاحب منصبی محبوب می کند این است که  تاحد امکان در تائید اظهارات کوتاهی نکرده وحتی اگر عارضه ی دیسک گردن دارید  در تائید گفتار شان تا پایان نشست بابت هرجمله دوبار سر تائید بالا وپائین ببرید .  و حتماً  وی را در اندازه وقواره  صاحب منصبان فرامرزی ببینید و یا حداقل لایق جایگاهی بهتر و استمرارقدرت  توصیف کنید ؟
3) اینکه  حتماً انگیزه های شما برای حضور در جلسه  مشخص وچک شود ؟ آیا تنها می خواهید او را ببیند یا او را  می خواهید تشویق وتحسین  کنید ؟ آیا می خواهید  دروس مدیریتی و القاء منظور ومفهوم واقناع بدون پیش فرض فرابگیرید؟  و...
4) عدم صحبت از عدالت اجتماعی  و یا  طرح موضوعی  مانند کاندید  احتمالی  شدن برای انتخابات بدون مجوز ورایزنی وهماهنگی قبلی یک جاه طلبی سیاسی  وبلندپروازی اجتماعی  ممنوعه بشمارمی آید که مغضوب شدن اداری،تقلیل مراتب و جایگاه اجتماعی و تخریب های مداوم چندسیگنالی حداقل مجازات آن است...  لذا به خودتان کمک کنید تا از  مزیت موجود خودتان  راضی بوده  و تا بعنوان شهروند شایسته ومنطقی  از شما یادشود و تنها  می توانید دراینصورت به ارتقاء علوم تجربی و تقویت فلسفه ی ذهنی و بنیان فکری تان  واخذ گواهینامه های متعدد پودمانی بیفزائید.
5) توجه داشته باشید درصورت مورد سوال  واقع شدن از بالا دست  در پاسخ فقط  از دوگزینه ی:  درست است؟ بله همینطور است! استفاده کنید  و به ارائه محتوا و  اهمیت انتقاد در روندتعاملی و نقش  خود هیچگاه فکر نکرده  واین معضل وگناه نابخشودنی را  بعلاوه  فعالیت های مطالبه گرانه نفی کرده و عصرپرسشگری  را منکرشوید. زیرا ظاهراً  انتقاد ناشی از این واقعیت است که تلاش جدی برای فهم   توسعه در تعارض  با "صاحب منصب سالاری" است  و  طرح آسیب های فرهنگی ومحدودیت های نقش آفرینی اجتماعی   احیاناً به ذهن متوهم ما برمی گردد و لا غیر...
 قسمت دوم:
روشن است است که هر کس در زندگی روزمره و حرفه ی اجتماعی خود نیاز به رعایت اصولی درتعامل سازنده با آنها دارد: نقاش با دیوار، دکتر با بیماران، کفاش با کفش، دانش آموز با کتاب، سیاسی با مسئولیت های خود، شوهر با همسر خود ....  اما  اگر ما دراین شهر خبر نگاریا فعال رسانه ی شدیم  باید برای بایسته بودن و طی کردن مدارج حلقه ی موجود پیرامون صاحب منصبی ورسیدن به مریدان حلقه ی اول برخی از اصول ثابت آن را کنار بگذاریم... می گوئید نه به امتحان وبررسی اش می ارزد!
بخشی  از خصوصیات  در برخی فعالان رسانه ی  وخبرنگاران محترم "بایسته"  که به فراموشی حداقل چهار اصل زیر برای اثبات توانایی وتوانمندی ونشان دادن حجب ، وقار   وموفقیت در کنگان نیازمندند؟!
 
1) دقت : به نظر میرسد که خبرنگاران و فعال رسانه  نیاز به هدر دادن وقت با ارزش خود ندارند تا خوانندگان را به خبرها وتحلیل ها ومقایسه بیشتر  سوق دهند.   آنها مجبور نیستند،خبر اصلی را پوشش دهند بلکه باید از درون صحبت های شنیده شده  ازموضوعی فرعی باید تیتر پرسروصدا وهیجان انگیزی بسازند ، منبع و موزع خبر بودن اولویت دارد. ونه مقایسه ها تناقض ها و غفلت از تیترهای سابق....آرشیو گوگل پشم و پشمک است؟
2. صداقت: برخی از خبر نگاران  واهالی  رسانه ی ما برای جستجو، تحقیق و تحقیق منابع اصراری ندارند تا اطمینان حاصل شود که ماجرای واقعی کدام است، و پیگیری در پشت صحنه ی خبر و مصاحبه مورد علاقه آنها نیست. دوست دارندصرفاً چیزی را بنویسید که توجیه گزار  تیتری روتین بوده و نقل بی حاشیه ی عاقبت بخیری داشته باشند،  .
 
3)شجاعت: یا قید تاسف، خبر نگار و فعال رسانه ی  وقایع بعد واقعه هستیم،  و تعهد وهزینه ی را  در قبال اعلام آسیب احتمالی و هشدار بموقع متقبل نمی شویم و جسارت پیگیری یک خبر حتی خبر خودمان تا حصول نتیجه را نداریم  ولی در  ستایش  وتمجید برخی  افراد ویادآوری  تلاش وفعالیت  ایشان روز و شب نمی شناسیم.جرات مطالبه گری کیلو چنده!
 
4) بی طرفی:رسانه در مرتبه اول برای بزرگنمائی عنوانی، ترویج سرگرمی های کم اهمیت ، و راستای تولید  محتوای مشغول کننده برای مخاطب ویا حتی تامین معاش نیست  و  سکوی قهرمان ساختن ازاین وآن نیست و مردم دوست دارند ببینند در قبال اتفاقات و قضای جامعه "  مواضع" اهالی رسانه  چیست  و جهت دهی هر گونه تغییر  بسود چه کسی  وچه  بخشی منتفع  وبهره برنده  از آن است ؟ به اشتراک گذاری  آنچه برخی افراد برای  خالی نبودن  عریضه می گویند یک نما چینی جنبی است وتنها مصرف رسانه ی دارد ! ...  بنابر این  لحاظ عدم بی طرفی در بسیاری ماجرا ها  همه این شایستگی ها را  مخدوش کرده ودر زمره ی چینش "بایسته های تحمیلی" وارد می کند؟
      مشکل  در تماشای  بیشتر بازی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این است که هیچ جام حذفی و  مدال لیگ برتری درمیان نیست، که  در آنها نه قانونی رعایت می شود ونه برسوت خطائی دمیده می شود  و نه به رعایت حکم داوری پرداخته می شود  و جالب تر اینکه به  استادیوم ومیدان و زمانی خاصی احتیاج نیست است .. این روند از  خورشید علی الطلوع تا شمس علی الغروب آشکار است .
قبل ازاین "دموستنس "  خطیب معروف یونانی  گفته بود : دو نفر  دعوای ونزاعی را به دادگاه کشاندند  که یکی از آنها اسب دیگر را اجاره کرده بود و صاحب اسب پشت سر او راه می رفت، پس از اندکی  طی مسیر دید که  اجاره کننده اسب آن مورد اجاره را در  زیرآفتاب سوزان نگه داشته و خود  در سایه ی آن حیوان  زبان بسته خوابیده است... وهمین کافی بود تا آنها  برموضوع  سایه اسب مرافعه ی مطرح کنند.؟
این دو مرد با یکدیگر روبرو شده ودرگیر شدند و دراین میان اسب فرار کرد ...   طرح داستان برای نشان دادن دلایل ناگواری بر سر یک توافق ناقص بود و  تفاوت بین نوع نگاه  دوانسان بود، اما  مسئله  چه بود : محدودیت استفاده از ظرفیت ها و  عدم لحاظ همه جانبه نقش  مقررات و قراردادها در همه ی ابعاد آن است؟


نوع مطلب : تحلیل مقاله 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :352
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...