شورا وشهرداری کنگان منتقدین" زبان بریده" می خواهند ؟!
  اشاره:  افراد طالع بین که از خطوط کف دست به پیش گوئی می پرداختند از این حرفه دست کشیده و آن را رها کنار گذاشتند  چرا که با وجودیکه  آنها  آینده   مخاطبین را پیش بینی می کردند ، برای خود آینده ی درست نتوانستند ترسیم کرده وپیش بینی نمایند  ونها یتاً نه آینده خودرا دیدند و ونه آینده مشتریان را ... ‏!‏در واقع اینان برداشته های دیگران ماجراجوئی وکردند تا اینکه اندک داشته خودرا نیز برباد دادند؟ و متاسفانه این پرسش دهان به دهان می چرخد که آ یا برای بسیاری کنگان کارگاهی برای  کسب درآمد وسرمایه مشروع یا نامشروع و طبعاً  در مقابل در نظر گرفتن شهری دیگر دردور دست ها  با  آب وهوای خوش برای تفریح واقامت ... است که هزینه تلخ وکمرشکنش را باید در ابعاد مختلف گسترده شهروند بومی و قشر آسیب پذیر بپردازد؟!
اکنون در کنارهمه ی اینها  و مطلب زیر باید پرسید خرافه گری درسیاست به ما چه آسیبی رسانده است؟ وبه قانونگذاری و مصوبات  و اجرای شعارها و پیگیری مطالبات چه  آسیب هائی وارد کرده است؟
   !گربه گفته های قبل  وبعد از انتخابات برخی صاحب منصبان تکیه زده برکرسی  شورا طی سالهای اخیر بپردازیم دربکار گیری دواصطلاح طلائی پرآوازه "شفافییت" و "تغییر" بشکل افراطی برمی خوریم اما در بوته ی عمل همچنان،  در کنگان نه تحولی ونه تغییری  ونه حتی تکانی پیش افتاده بوقوع پیوسته و بویژه در عرصه  ی توسعه پایدار  تحرکی رقم نخورده است ، براستی  چرا خبری از هیچکدام نیست؟ وتنها آنچه بجامانده ماتَرِکی جانکاه و ارثی پرهزینه ازلابلای  انتخابگری کورکورانه درانتخابات شوراست که جامعه  ما را می فرساید....  یکی دراین میان ادعای " مهماتیر محمد "  کنگان را داشت  و بقول خویش تیغ جراحی  برداشته و پرده  پنجره اتاق جراحی اش را پائین کشیده و "عمل کردن" غدد و "عدد "را آغاز کرد. حالا پس از مدتی شهر و شورا وشهرداری دچار خونریزی شده ، خونریزی که مهار آن  با این روند محال است ...؟
نائب رئیس شورا که که ادعا ها یش بالاتر از رئیس و تاثیر گذاری مطلوبش کمتراز یک عضو عادیست بسیار مایل است زبان نقد شهروند را هم جراحی کند   یعنی اتفاقی که  میتواند  رویاها  و مطالبات را به سربه نیست می کند؟! وطبیعی است که وقتی ابزار حقیقی درانتخابات جایش رابه سازکارهای مادی و   لاف گزاف و بلوف های ناصواب می دهد نباید انتظاری جزاین نتایج حاصله داشت....
درعمده قاعده  مبحث مذکور این نکته قابل درک است که هم انتخاب کننده شکست سختی خورده و هم انتخاب شونده مغلوب دست وپابسته ی خواسته ها ی شخصی باندی وکمبودها ی شخصی خودش شده است....درواقع دوطرف ماجرا بصورتی همزمان بازنده اند. آنهم از نوع بدجورش!
 از بد حادثه وبقول شاهدان عینی: این دوست ما می خواهد با یکدست دو هندوانه بزرگ بردارد  کدخدائی مجامع صنفی برای تامین رای دوانتخابات پیش رو و حفظ دائمی نائب رئیسی شورای شهر برای پشتوانه اقتضاء ات  خودرو!
در حوزه بازار می بینیم که فروشنده و مشتری نالان بوده و هرکه از راه می رسد جوازکسبی می گیرد و بساطی راه می اندازد که هم حق فروشندگان باسابقه و بومی  ضایع می شود و هم عدم رضایت از نحوه ی اداره ی بازار پیش آمده که مشکلاتی برای مصرف کننده و شهروند حتی نمی داند که  در پنجشنبه بازار چرا دو وانت تره بار فروش در فاصله ی چند متری همدیگر  برای یک محصول دوقیمت متفاوت دارد چه برسد در بازار دائمی...؟ شکلی عادی بخود می گیرد.
  نویسنده ی معروف دراین رابطه داستانی آموزنده دارد :  صیادی  مروارید  بسیار بزرگی را در دریا بدست آورد  آن را به خانه آورد، مردم آبادی که از انتشار خبرهای خوش دهانشان آب افتاده بود شبانه روز برای درخواست سهمی پیرامون خانه اش پرسه می زدند ، صیاد خود نیز هیجان زده درمیان بازار و معامله گران جواهر گرانبها  درتردد بود ... طرف های معامله از پرداخت بهای آن مروارید گرانقیمت ناتوان بودند  خود صیاد نیز در استفاده بهینه از مروارید در اختیار،  عاجز گشته بود. ...او دست آخر تنها یک راه حل به ذهنش خطور کرد. این مروارید پرارزش را برده و شنا کنان دور از ساحل به دریا بیندازد و  اتفا قاً همین کار را هم کرد! ...
در حال حاضر بسیاری از فرصت های رسمی نزد برخی از صاحب منصبان ما همین روند را پیدا کرده است؟ و همواره ما باید در مراسم4  ساله تشییع  جناره مطالبات در هر دوره ی چهار ساله شرکت فعالانه داشته باشیم. نقش ما فقط همین است !
   اما عزیزان ارجمند؛ لطفاً  حداقل در این فاصله زمانی ومکانی کوتاه پاسخگو باشید:
- برای شناسایی اولویت ها ی مدیریت در شورا و شهرداری ها با ماهیت خدماتی که شهروند ان  به آن نیاز دارند و چگونگی دستیابی به آنها  کدام برنامه ریزی صورت گرفته است؟
-بهای مشورت در شورا و شهرداری چقدراست و  هزینه خسارت دوباره کاریها برای مثال در خصوص نصب یک تندیس بدون توجه به فرهنگ عمومی و بررسی ،مطالعه وتحقیق و سپس برداشتن آن  چه کسانی باید پاسخگو باشند؟
-  شفافیت در عدم ارائه تراز مالی شورا وشهرداری واطلاع رسانی عمومی  با کدام توجیهات قانونی سازگار است؟
 - شورا و شهرداری به میزان مشارکت نخبگان در تصمیم گیری چقدر اهمیت داده اند. و مبانی تصمیات خلق الساعه و عدم پاسخگوئی به افکارعمومی با کدام معیارهای متداول بین انتخاب کنندگان ومنتخبین  سازگاراست؟
- برای اجرای شعارها و وعدها ی نمادین چه اقدام تعیین کننده ی صورت گرفته است؟
- تاثیر سفارش نزدیکان و همکاسگان در  دریافت مزایا ، امتیازات و عناوین شغلی را  به چه میزان ازریابی می کنید؟
بخدا ما بیچاره ایم که دررسانه های محلی بعضاً به توصیف و تیترپردازی از کسانی می پردازیم که با بهره گیری از عجزما به جایگاهی دست یافته اند و بیچاره ترکسانی هستند که این بزک کاریهای ژورنالیستی را باور می کنند. زیرا که این روند سطحی و قشری گری هم فکر و ذهن  شخصی ما را به ویرانی کشانده  و که توسعه ی پایدار شهر را به  پرتگاه سوق داده است. این مقدمه ی تلخ  گاهی برای سطوح مختلفی از انتخابگری قابل تسری وتعمیم است . اما اینک نزدیک تربه به بخت و شانس وسرنوشت جامعه ی ما "شورای اسلامی  شهر"ماست . که  بوسیله ی تعدادی  افراد مرتبط با  برخی اعضا درمجموعه ی  تفنگدارانش گلوله ی بسمت مشکلات شلیک نمی شود . و بی  شک اگر شلیکی در کار باشد. ما شهروندان عادی سیبل و هدف اولیم ....؟!
- شهردار محترم خویش بهتروبیشتر می دانند که هر هفت نفر عضو شورا با وضعیت فعلی برگزیدگان مردم این شهرند و شهروندان بحسب  نقش "رای واحد" انتظار دارند که آنمقام مسئول فاصله ی یکسان و متناسبی را با  هر کدام از اعضاء بویژه در محل   اخذ شور ومشورت وموقعیت تصمیم گیری و تکامل پازل ها در اهتمام به  نقشه راه مدیریت شهری داشته باشند چون هرکدام  بفراخور حال خود ملجا و منبع دردل و مراجعه عمومندونادیده انگاشتن هر عضو  با هرتوجیه ذهنی وتصور انتزاعی بی حرمتی به بخشی قابل توجه از انتخاب کنندگان  وکانونی برای نقد فزاینده و نارضایتی روزافزون است.
-  دیگر اینکه  این پرسش  نیز مطرح است که پرداختن به  برنامه ریزی جامع فرهنگی ، مدیریت شهری ، اجتماعی  و نیاز سنجی شهروندان از طریق ایجاد پایگاههای رصد داده های معتبر علمی و نظر سنجی عمومی ،چه زمانی مورد توجه عملی واقع  می گردد؟.
- ....
گاهی به اشتباه و یا بصورت غریزی هم نقطه ضعفی بزرگ از  همانهائیکه که فکر می کنیم نزدیکترین و علاقهمندترین به ما هستند نیز ثبت می شود: مادر  آشیل (به یونانی: Ἀχιλλεύς, Akhilleus)  آکیلیس قهرمان اسطوره‌ای یونان در داستان جنگ تروآ است. آشیل پسر پلئوس (پهلوان یونانی و از یاران هراکلس)  بود. او قویترین جنگجوی یونانیان در جنگ تروا بود و قهرمان حماسه ایلیاد هومر است. همه پیکر او به جز پاشنه پایش رویین بود و همین بخش  پیکرش هم مرگ او را رقم زد . مادر این قهرمان افسانه ی ، کسی بود که نقطه ضعف پسرش را به دیگران نشان داد، او در رودخانه مقدس  پسرخردسالس را برای ایمنی از گزند تیرهای روزگار غوطه  ور کرد اما برای این که فرزندش غرق نشود مچ پایش را گرفته بود و درست همان نقطه ی که  با آب تما س نداشت فلش ها ی غیر ایمن شد. که  به طور غریزی  نقطه ضعف همیشگی و آنهم بوسیله نزدیکترینش ایجاد شد !
اگر چنانچه حرف های حقیر را پسندیدید که بعید است! لاقل عملاً به شعار و  وعده های پیشین خود برگردید و اگر غیر ازاین است .بدانید که سکوت مان بدلیل پاره ی ملاحظات و نقدمان به  زعم مطروحه واخواهی سهم نیست. واگرگران گپی زدیم که به مذاقتان خوش نیامده می توانید برای رسم معمول جاری  هم که شده زبان وگوش مرا بریده  و پیکرم را  روبروی درب بزرگ شورای شهر به دار بزنید تا عبرتی برای دیگران باشد.که به خاموشی خویش ادامه دهند و لاجرم شما به سیادت وسروری تان تا دوره و دوره های بعد..."عساکم من عواده"!!
 

  




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
اعتدال وعقلانیت ازمنظرقرآن کریم

 
اساسی ترین آموزه های بشری که سنگ بنای زندگی فردی واجتماعی افراد برآن بنانهاده شده،قانون اساسی زندگی اقوام وملتهااست.آنان به فراخورمیراث وحیات تمدنی خویش ،می توانندقضاوتی برماندگاری وپویش حاکمیتها، درطول تاریخ داشته باشند.باتوجه به گذرزمان وشهادت اکثر جوامع بشری، آیین هاو حاکمیتها،مسلمانان مردمی بودندکه همواره نوک پیکان  توجه، بطرف شان  اشاره رفته است.آنچه همه ملتها رامدهوش ومتوجه خودساخته است،دستورو قوانین زندگی آنان است.که گرانسنگ ترین کتاب قانون بشری (قرآن)است ،هموکه توانسته ،این جمعیت میلیاردی،رامتحدو جهانیان راشگفت زده نماید.زیرااین نحله فکری،جمعیتی پویا،متحرک پرطرفدارودارای کتاب آسمانی فوق اندیشه بشری وغیرقابل خدشه وتحریف ازسوی مبداآفرینش است.بامولفه اکسیری چون اعتقادراسخ به  خدای واحدوتوحیددرنیایش ویکتایی،درهمه سطوح، ایمان به معادواعتقادبه بعثت پیامبران ازخودمردم انتخاب شده،که بااکثرفاکتورهای حقوقی وفطری آدمیان معاصرهمخوانی وسازگاری دارد،می باشد.
 اهم محتوی این کتاب ،توجه به رشد عقلی،در میزان هدایت و راهنمایی زندگی است .همسویی وهمسانی با فطرت آفرینش وغرایزساختاری در فیزیک جسم و روان آدمی واحترام به معنویت ،اخلاق ،کرامت انسانی واعلام مواضع قوانین حیاتی وزیرساختهای فکری ومقابله گفتمانی باسایرکتب ملتها واعلام تحدی ومبارزه طلبی فکری درصداقت متن و کلمات موزون ،محتواواعجازهای علمی وحقیقی این
درتقابل متنی باسایرکتب وقوانین حکومتی وبشری کنونی ازبدوتاسیس جامعه اسلامی تاکنون ولویک بخش ویک سطروبه صراحت مدعی شده است ،که اگرکل موجودات هستی ازنظرتکمیل قوا،پشتوانه ومددفکری جمع شوندو همنوعان بشری رایاری اندیشه ای وفکری کنند، نمی توانندچنین کتابی باچنین دستاوردغنی محتوایی وآموزه های مترقی وپیشرو بیاورند.که رمز تداوم وماندگاری این کتاب حتی درحافظه ملتها، سازگاری بافطرت وانطباق باقوای عقلی وجسمی افراددرتمام زمانهااعلام شده است.
دراین مقاله بخشی ازآموزه های غنی این کتاب درباب اعتدال وعقلانیت جامعه  پیشرووالگوآورده واشاره شده است وبر مطالبی تحت عنوان .........
امت میانه ووسط...
........خردگرایی.
 .روابط وکنش متقابل اجتماعی....
.....اقتصادو میانه روی..
....معنویت واخلاق بطوراختصاراشاره وسخن رفته است.

امتی میانه ووسط

سوره بقره آیه 143(وبدینسان ماشماراامتی میانه قراردادیم تابرمردم گواه باشید)
که عنصراصلی این کارآمدی عمل به آیه فوق و نظارت همگانی دراصول امربه معروف ونهی ازمنکراست که ضمانت جدی جامعه ازآفات وکجرویهایی ناشی ازتمامیت خواهی وفزون طلبی برخی افرادجامعه درجلب وتفسیرقانون جامعه به نفع خودوعدم تمکین به هنجارهای جامعه است. این نظارت فی نفسه ،راه رابرترقی واعتلای اخلاقی وبزرگواری وکرامت انسانی افراد،
هموارمی کند تازمینه های لازم اجتماعی برای اعتلاء رشدفکری وفرهنگی پدیدارشود،استعدادهاشکوفه شودوراه رابرای رقابت سالم فکری مهیاوآماده کندتاجامعه براحتی بتواندراه تکامل وپیشرف راطی کند. برخی به اشتباه امت میانه ووسط رادربیطرفی وانفعال دررویدادهای جامعه بشری و موضع گیریهای اجتماعی می دانندکه این امرخودعدم اشراف ودرک موقعیتهای زمانی ومکانی ومسولیتهای اجتماعی درجامعه وسط، رامی رساند.واین خودتعبیری ناکارآمد،ناصواب وغیرمنطقی، ازامت میانه ووسط است.امت وسط ومیانه نه یعنی اینکه  درجریانات وحوادث ورویدادهای اجتماعی روزمره موضعی بیطرفانه وحدوسط راپیش بگیرد،منظورازامت میانه اینجا مردم وجامعه ای است، که دربرابرحوادث ورخدادها بدورازافراط وتفریط ویکجانبه گرایی قضاوت واعلام موضع نمی کندوتصمیمات وداوریش بجاوعقل پسندوازسرحکمت وغرض وهدف است

   
خردگرایی

یکی ازمولفه های قوی قوام وبقاء جامعه عشق به خردورزی وروش بکارگیری آن برای ایجاد رویه وحدت وپیشرفت بهبودزندگی مادی ومعنوی بشر است، وراه عبوربه این پیشرفت جزازطریق تحمل آراء وافکاردیگران امکان پذیرنیست. زیراآدمیان ازسرحکمت وغرض آفرینش ،دارای افکارونظرهای متفاوت وبه اصطلاح فنی آن دارای تفاوتهای فردی درالگوگیری وبکاربستن آن دربسترحرکت اجتماع می باشند.قرآن کریم همواره براین مقوله صحت تاییدگذارده هنگامی که سوره زمرایه 26مطالعه می کنیم خداوندمی فرماید.بشارت بده به آن بندگانی که همه اقوال وگفته هارامی شنوندوبهترین آن انتخاب می کنند.زیرابه فرمایش امام علی( ع )شنیدن افکاروآراءدیگران خودشریک درعقل وذهن دیگران است.که این امرزمانی میسرمی شودکه فردبااستفاده ازعقل وخردجمعی بتواندتحمل افکاروعقایددیگران داشته باشدوسعه ظرفیت وجودی خویش رابالابرد

وعزت،تکریم ومناعت نفس خودرادرلیاقت وتدبیروکفایت ظهوروبروزدهد.این کتاب آسمانی مرتبا بادعوت به استفاده ازعقل درموضع گیری های زندگی فردی واجتماعی نداسرمی دهدوبشدت ازبکارگرفتن قضاوتهای احساسی ومقطعی واعلام موضع گیری بدون دخالت
 
عقل ،ردونهی می کندوهمواره ازدست آورداطلاعاتی که بدون دخالت فکروپالایش وتحقیق ومقایسه عقلی درترازکارگیری باشد. نهی می کندومی فرماید،ولاتقف مالیس لک به علم ان السمع والبصروالفوادکل اولئک کان عنه مسولا
ازآنچه بدان آگاهی نداری بپرهیز،زیراگوش وچشم دل همگی مسول وپاسخ گوهستند.

 
مخاطب پذیری دوسویه درروابط اجتماعی

یکی ازمسائلی که جوامع مختلفی بشری رابهم تنیده وآنان راپیکرواحدومتحدمی نماید. حوزه روابط عمومی افرادبا یکدیگروبعبارتی کنش متقابل افرادبه همدیگردرمام وطن بزرگ دینی است.علاوه برذکرفاکتورهایی نظیراحترام متقابل،دیدارخویشان واقوام،ارتباط بااقشارضعیف وکم درامدواحوالپرسی، حتی نحوه قرارگرفتن ونشستن درمجالس وجابازکردن برای راحت ترنشستن دیگران و همه این فعل وانفعالات عمومی جامعه،اسلام  دستوری خاص دارد. درسوره مبارکه نحل آیه125دستوری خاص دربرخوردبادیگران ومخاطب پذیری ارائه نموده است.دردعوت دیگران به حق وحق طلبی این بیان معنادار،ذکرمی کند.
.ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن.می فرماید
دردعوت گفتمانی به حق وحق پذیری ودرنهایت به خداپرستی  ازحکمت.(سخنی محکم واستواربادلایل عقلی..واندرزوپندی نیکو... وروش ارتباط کلامی صحیح واصولی و دوطرفه سخنی پسندیده وبادیالوگ پرسش وپاسخی بهترومتین وجذاب تر..که نقشی دوسویه دربرقراری
عامل ارتباطی داردبکارببرید. وهمواره ازماخواسته که این سه اصل ضروری که موجب محبت وتمایل افرادبه یکدیگراست،ومی تواند
مردم رابه سوی خدا گرایی دعوت می کندبکاربندیم.واین دیالوگی شیرین که ازحکمت ودانش نظری افرادسرچشمه گرفته وهمگان برآن صحه گذارده اندو روشی مقبول وپسندیده است ان رانهادینه ومرسوم سازیم.
 
 اقتصادومیانه روی
پسندیده ومناسبت است که
امت اسلامی بابهره گیری ازالگوی اقتصادقرآنی جامعه ای پویاوپیشروداشته باشند.پیش فرمان چنین امری خداونددرسوره مبارکه اعراف آیه ..31.قرارداده است وفرموده، بخوریدوبیاشامیدولی اسراف وزیاده روی نکنیدودرجایی فرموده جهت شرکت درمسجدواجتماع اززینتهای خوداستفاده کنید..درجایی دیگرفرموده چه کسی استفادصحیح وبهینه وپاکیزه ازنعمات اللهی به بشررا منع کرده است؟همواره برخمس وزکات به عنوان عامل اصلی دراحیای اقتصادومعیشت مسلمانان تکیه نموده است.که خودنشان ازاهتمام جدی به اقشارآسیب پذیرجامعه دارد.اتفاقااسلام مخالف کهنه وژنده پوشی است ..دربیشترآیات عدم اسراف واستفاده اززیباییهای خلقت وهستی گوشزدنموده است
درسوره مبارکه اسراخداوندازاسراف وتبذیردربذل وبخشش کاملانکوهش ومنع می کندوبیکارگان رانهی وبانگ وانکاروتوبیخ می کندوازبذل وبخشش بدون حساب واندازه نهی می کند ودرحدمیانه توصیف وتشویق ودورازهرگونه افراط وتفریط معرفی می کند.وی اقتصادومیانه روی درمصرف  راالگووسمبل صحیح جوامع بشری می داند.
دراقتصادوقدرت مالی وخریدمردم هشدار می دهدوهمواره اززراندوزی مفرط وبیکارگی مطلق مردم رابدوروازهرگونه بخششی بدون وحساب وکتاب برحذرمی داردکه نتیجه بی انظباطی مالی راحسرت فقرونداری معرفی می کند

 
معنویت واخلاق

دین اسلام اخلاق وگذشت راتنهامعبرزندگی جمعی وسلامت اخلاقی جامعه می داندوازهرگونه  سوءظن وگمانه زنی وکنجکاوی درزندگی مردم،غیبت وتجسسهای بی مورددرامورروزمره گی یکدیگرراشوم وباطل وموجب انحطاط وزوال اخلاقی ونابودی کرامت انسانی وحذف شخصیت معنوی مردم  می داند.ازدرگیری وکشمکش بدون دلیل، جوامع بشری رانهی می کندونتیجه آن راازهم پاشیدگی جمعی واتحادوثبات می داند.معیاربزرگی وارجمندی راتقوی وخشوع بیشتردرمقام ربوبیت خدامعرفی می کند.
دربرخوردباعوامل محیطی غضب ،وخشونت غیرمنطقی  ودرگیری قبیله ای و بحران های عمومی،نهی می کندوبه اموری چون تشویق به عفووبخشش گذشت وایثاروانفاق رامدنظرقرارمی دهدوتصریح می داردلذت عفوشیرین ترازانتقام حتی انتقام حساب شده است،زیراموجب دوستی وتقریب قلوبهاوآشتی وصفاوبرادری می شود.
ودربرابربی ادبان درجامعه بشری وتوهین کنندگان به ساحت قدس اخلاقی جامعه که کم نیستند، روش تربیتی رفق ومداراپیشه کنند.درسوره فرقان آیه 63 می فرمایدعبادالرحمن الذین یمشون علی الارض هوناواذاخاطبهم الجاهلون قالواسلاما. ودرآخرنیزفسادوتباهی وتجاوزبه حقوق دیگران رانتیجه هلاکت وقهقرای جامعه دانسته ،عامل انحطاط وازهم پاشیدگی تمدن بشری می داند.
 
تهیه کننده
اسمعیل مختارپور
دوستداراعتلای علوم قرآن وحدیث آبان ماه نودوهفت ..کنگان 




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : اعتدال وعقلانیت ازمنظرقرآن کریم،
لینک های مرتبط :


 

                  دارالاماره منطقه ویژه ونقشه های ریزه،میزه  ؟!
سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت رسول اکرم)ص)، شهادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر همگان تسلیت باد. آنچه   به ما در فلسفه ی  بزرگداشت سجایا و سوگواری  پیامبر اکرم (ص) وائمه ی اطهار حیاتی دوباره می بخشد آموزه ها، رهنمودها و سنت وسبک زندگی و  انتظارات آن اولیاء الله در رویکرد ما بعنوان یک مسلمان به زندگی فردی واجتماعی مان است متن و هدف آئین های بزرگ یادواره بزرگان دین  اسلام می بایست سرلوحه ی حرکت و رفتار مان باشد زمانیکه  رسول اعظم صلوات الله علیه وآله  وسلم  دین اسلام  را برای جهانیان به ارمغان آوردند یک رویکرد سیاسی زمینی ایجاد نمودند که بر اساس پیام کامل آسمانی بر پایه های یک  حکومت  بزرگ بشری قرار می گیرد  که حتی در حال حاضر  بوسیله بسیاری از اندیشمندان معاصر مستقل مورد استقبال قرار گرفته است زیرا انسان را بسوی سعادت دنیوی واخروی رهنمود کرده است... و اکنون تا زمانی که برای حل مسائل فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مان بر پایه همان رویکرد و تفکر و قانون اسلامی تمسک  عقیدتی و عملی قوی نداشته باشیم ، همچنان ما از لحاظ اخلاقی و فرهنگی وسایر امور مرتبط با زندگی اجتماعی فقیر باقی خواهیم ماند ودر خم یک کوچه  سردرگم می مانیم....
  ما درسیر مسائل روز  با بسیاری از افراد که که در طیف سیاسی واجتماعی  متنوعی فعالند روبرو هستیم  یا حداقل از طریق رسانه ملاقات می کنیم و  گاهی تا بیشتر از یک روز در نمادها ورویکردهای واقع،  فکر کرده یا در باره ی آن  صحبت می کنیم، اما افکار و  اعتبارات مورد نظر بر خی از این افراد  برای همین جامعه محدود ما نیز  کارگشا نیست زیرا بیشتر اقدامات درواقع بخشی از باشگاه وجشنواره ی بزرگ بینی شخصی است تا بها دادن به مطالبات وحقوق مردم پیرامون خویش....  
  یک نظر سنجی پژوهشی که در دهه اخیر دریکی از کشورهای پیشرفته غربی صورت  گرفت تایید می کند : که  از نظر  بیشتر توده مردم با توجه به سیاست بازی بسیاری از سیاستمداران، شخصیت های داستان ها واقعی بوده و قهرمانان واقعی تنها شخصیت داستان ها هستند!
در اینجا  ما نیز دوباره خود را در مقابل دو موضع در هنر گفت و گو  می یابیم سهم قهرمانان  جامعه اینگونه تعریف می شود :  ایمانداری ، وطندوستی وفداکاری،قانونمداری و فقربرای اقشارقابل توجهی از مردم ودر مقابل  آن قدرت، پول و ثروت ومناصب برای اقلیت سیاستمدار لابی زن  ....
 و حالا این سوال مطرح است ارزش طلا و الماس در سیارات دور از ما چقدراست؟  طلا و الماس و گاز ونفت ومعادن  و  فلزات نادر به عنوان وسیله تمایز طبقاتی  که بمیزان فراوان وسرسام آوری در سیارک ها و سیاره های شناور در فضا  وجود دارد کدام است وچه چیزی می تواند به آن ارزش حقیقی ببخشد ؟! آیا ما اکنون متوجه هستیم که ارزش و هدف این منابع در کنار سرمایه های عظیم انسانی چیست؟ واضح است که وجود انسان بها دهنده به همه ی این هاست  انسانی که  از سهمی عادلانه برخورداراست وبرای کار کردن برآن نقشی دارد و نه تماشاگر است.
 برای نمونه در حوزه ی جنوبی استان بوشهر با وجود گردش  مالی هزاران هزارملیارد تومانی  صنعت گاز ونفت وپتروشیمی  شهروندان باید با مبلغ شگفت انگیز بسته ی 600 ملیارد تومانی کلاهشان را به آسمان بیندازند!  همان آسمانی که "فلرها" ابر باران زایش را فراری می دهدو اکسیژن پاکش را می بلعد؟! یعنی دقیقاً ما "ریز" دیده شده ایم؟!
برداشت های موجود نتیجه برخورد ما  با تصاویر و رنگ های وطرح ها ونقشه های زمینه ی پیش رو هستند   و هر کس دارای زاویه دید خود است و از این رو، ادراکات و ایده ها متفاوت است. با این حال، همه چیز  فقط به چشم انداز بصری  وسمعی وابسته نیست، بلکه بر دیدگاهی بصری و فرهنگی تکیه دارد  که متاسفانه به واویلای شبانه و وانفسای روزانه منتهی شده و درارتباط است تا این روند در نظر بگیرند وجاری شود که  طبیعت متفاوت و عمق مشارکت انسانی  مانع توسعه و خلاقیت است!
" سید پیروز" پیروز آمد ‏..‏ ولی آیا مردم منطقه هم در دفتر یاد داشت شان جای خواهند داشت و یا صرفاً  تقویم اجرائی منطقه ویژه براساس توصیه و سفارش این خاله و آن عمه و این پسر عمو وآن دائی تحولات وتغیرات وخانه تکانی مشروط در آن دستگاه دولتی رقم خواهد خورد؟!
آیا بازهم شاهد این خواهیم بود که پایمالی مطالبات مردمی منطقه بویژه در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی وحتی سیاسی قربانی برنامه های اقلیتی خواهد بود که فقط به منصب و قدرت خویش می اندیشند؟! و از آن محدوده وپیرامون آن می خواهند سکوئی برای پروازهای انتخاباتی بسازند ؟ آیا درست است منطقه ی ما به اینجا  برسند که برخی با سرمایه گذاری برچالش ها ومشکلاتی که خود در ایجاد بسیاری از آنها نقش عمده دارند،  مردم منت کش روز شمار وتیترهای دفتر یاداشت شان باشند؟!
داستانی  به ما می گوید: که یکی از کدخدایان  برای انتخاب ندیم مجری دست راست  مسابقه ی با رقابت خنده داری طراحی کرد:  او از هر یک مشاوران نزدیکش خواست که برای رسیدن  به این پست  خروسی آزموده را آورده  ودر حیاط قلعه به  نزاع و جنگ جمعی وادار کنند تا برنده ماجرا بواسطه ی خروسی تعیین می شود  که  پیروز این معرکه باشد ...
در روز موعود همه ی  داوطلبان منصب مورد نظر خروس های گردن کلفت جنگجوی خود را به میدان آوردند، اما یکی  ازمتقاضیان پست مورد اشاره  خروسی لاغر  و ضعیف و نه به اندازه کافی قوی  به جمع  خروس های اضافه کرد ... همه  در اطراف حلقه  مبارزه  به تماشای رقابت با استرسی  پر هیجان دچار بودند و
 خروس لاغر وضعیف در یک گوشه کز کرده بود  در حالی که بقیه خروس ها به  کشتن یکدیگرمشغول بودند تا مشخص شود کدامیک از آنها زنده  می ماند،  زخم های مرگبارو خونریزی شدید باعث شد تا خروس های درگیر معرکه به اجسادی بی جان تبدیل شده و در وسط میدان نبرد برزمین افتند  و ناگهان خروس ضعیف   بدون یک قطره خون که از منقارش بچکد  و ارد گود شد  و با اعلام پیروزی ، صاحبشموفق به کسب عنوان بزرگ ندیم مجری گردید. ... وممکن است برخی نصب وانتخاب های منطقه ی ما نیز اینچنین رقم بخورد؟!
 ونهایتاً انتظار  مردم منطقه ی ما  از صنعت نفت وگاز  احتمالاً به این حکایت پیوند می خورد :
در فرهنگ عامه می گویند: شخصی  بنام ‏(‏ عرقوب‏)‏ بود که  "جاخالی دهنده ترین" زمانه ی خود بود ...  از پدر نخلستانی به  دو برادر رسیده بود برادر عرقوب از او  مقداری  "خارک" درخواست کرد.
‏عرقوب:‏ باشد اجازه بده تا  خارک ها رنگ شده  و یا به دمباز برسند‏ و همینطور اصرار و انکار میان دوبرادرادامه یافت تا اینکه نخل ها به رطب رسیدند و عرقوب به برادرش گفت : تا اینجا که حوصله کردی یه مرتبه بگذار تا خرما برسد وسهمت را بدهم.
  پس از اینکه  باغستان کاملاً به بار نشست... عرقوب شبانه  وغافلگیرانه همه محصول را  برداشت کرده و چیز ی به برادر نداد و اینگونه عرقوب ضرب المثل شد ( که قدما می گفتند: برادری فلانی مثل برادری عرقوب است!‏ ) بنابراین بین همه ما ارتباط چندانی وجود ندارد، جز یک درک مشترک میان ما  و دوستان نفت و گاز  عنصر شگفتی است که اتفاق افتاده است. ما شگفت زده ایم که این همه بی توجهی چرا؟ آنها هم شگفت زده شده که اینهمه بی تفاوتی ما از کجا  ؟!



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : دارالاماره منطقه ویژه ونقشه های ریزه، میزه ؟!// منطقه ی انرژی پارس جنوبی/ استان بوشهر/ کنگان نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 آبان 1397 :: نویسنده : عبدالمجید اورا
                                       لطفاً "خودمان "باشیم؟!
 ممکن است گام ها  مسیر را گم کنند اما راه ها همواره  گام ها را می شناسند وگم نمی کنند. بنابراین همیشه راهی درست برای رفتن هست اگرکه چشم رصد کردن  ودست از زمین بلند شدن و پای رفتن داشته باشیم،اما  گاهی همه ی اینها در نشناختن خودمان گیر کرده و برخی رویاهایمان سوخته است.
  حکایت : خروسی در هر سپیده دم   اذان می داد ، صاحب خروس  آمد و به او گفت: اگر فردا دوباره صدای بانگت را شنیدم  بال و پرت را می چینم .
خروس ترسید و با خود گفت: در همان محل دیگر خروس ها  بانگ می دهند ضرورت ندارد  که من خطر کنم لذا از اذان گفتن دست کشید.
یک هفته بعد صاحب خروس آمد : از امروز به بعد مثل مرغ ها ، قد قد  می کنی. ...
خروس پذیرفت....و صاحب خروس یک ماه بعدآمد و گفت : آگر فردا "تخم "نگذاشتی ترا سر می برم
  خروس  آنموقع بخود آمد و سخت  اندوهناک شده گفت: کاشکی همان روز اول از بانگ دادن دست نکشیده بودم و بهتر بود کشته شده بودم و امروز به این تحقیر غیر قابل تن نمی دادم!
 نکته ی اصلی ماجرا این است که ماهیت خود تحت هر شرایطی  فراموش نکنیم.
با بازگشت به نقطه ی اشتراکمان و هم ترازی با نام شهرستانمان وترسیم چشم انداز روشن در اهداف بزرگ فراگیر "خودمان" را با فکر کردن در مورد گزینه های پیشنهادی دیگران  فرسوده نکنیم و ویژگی های گرانش وجاذبه  ی یک پیشنهاد خود ساخته ویا از روبرو پرداخته به  برداشت طرف مقابل ازشخصیت ما و به حجم واقعی ما برمی گردد کدام گزینه را انتخاب کرده ایم آیا گزینه ی  که خود مان انتخاب کرده ایم؟ آیا با آنچه که   معادلات  جاری و توابع آن برای  ما در زندگی شخصی  واجتماعی  جامعه ی ما مفید است محاسبه کرده ایم یا تنها با یکی از این متغیرها مطابقت داشته باشد کافیست .
ما  گاهی در قبال ستایش غیر واقعی ومصنوعی دیگران خودرا تامین شده و حتی در مقابل وعده ی بی سرانجام  بشکلی ناباورانه می بازیم. قولی  که نه ما را با   در عرصه  ی  توسعه ی واقعی همه جانبه بی نیاز  می کند  وچشم اندازی پایدار را ترسیم می کند و درواقع چیزی جز سرمایه گذاری  برنیاز ها ی مصنوعی، خلاء تصنعی واسیب های اجتماعی جدی که پدید آمده و بهره برداری از هویت نزدیک به صفر شده ی ما  که  در معرض بازنده بودن برای قرارداد دائمی بی اعتبار ، بدون نام و بدون امضا وتاریخ و تضمین اجرا   قرار می گیریم  همان که قابی از ای کاش وافسوس مداوم میسازد ...
البته اگر می شد به تعدادی از اذهان در سرتاسر شهر ستانمان سفر  می کردیم و در مورد ماهیت افراد در لباس  علاقه و دلسوزی  و دلبستگی به مردمان دیارم از آن منبع بی واسطه سراغی  بی پرده از راز رمز های نهفته ودرگوشی های سر بسته می گرفتیم . امروز این عنوان را برای مطلبم انتخاب کردم تا به عقاید ذهنی بالغ که به دنبال حقیقت و موفقیت هستند،بگویم که فردا  ممکن است برای این بازشناسی نقش مان در کنگان دیر باشد ؟! به ویژه در سایه  صمیمت های  موقتی و غیرواقعی که یکی از مهمترین ابزار موفقیت دیگران در به زانو درآوردن ماست، رویه ی که با ظاهر زیبا فریبش  رسیدن  به ساحل آسایش روحی و روانی، جسمی و اجتماعی  ومادی آنی وگذر هرلحظه از روز به رنگی و هر ساعت درشب به آهنگی خودرا معرفی می کند.این ریسک ابعاد تازه تری یافته است.
 در عنوان و محتوا  و متن هویت  حاضر و آگاهی  واقعی  تنها  پیروز میدان کسی است که بداند این خود او ست که حاضر وناظر مسایل جاری روز خود است واو انتخابگر است، و آنچه برگرفته اصالت و نجابت فردی،  پاکی  وصفای محیط ، محاسن جامعه همگرا و بالنده ومنسجم است اینجا متبلور می شود.
آنگاه می شود  امیدوارانه  یک رقابت برای درک و تجزیه و تحلیل  هوشمندانه وهدفمند در میدان عمل نه  تکرار کلمات و عبارات و اصطلاحات،تن دادن به افکاری یکطرفه را مشاهده کرد.  در این روند  که ما  در "شخصی گری" این یا آن هضم شویم ، واز این طریق فرم و رومینگ شناسایی ، برای خود بسازیم  درواقع اسیر   پروژه ی ساختگی   از طریق شبکه های اجتماعی  و عناوین اشتباهی از طریق ارسال عکس وتصاویر تبلیغاتی، پایه منفعت دیگران واقع شده ایم چه بخواهیم وچه نخواهیم   و طرح ویژه "خودمان بودن" را به عنوان مناسب ترین مسیر رشد را در پرتو واقعیت، چالش ها و فرصت ها و تهدیدها  ندیده ایم

خودمان باشیم - جویندگان فردا - درقامتی راسخ برای نگاه کردن به خودمان، دانستن نقاط قدرت و ضعف خود مان و موفقیت های واقعی ویا احیاناً تصادفی و برخی ناکامی ها ی  رسمی و غیر رسمی در واقعیت های امروز که خودمان مستقیماً در آن دخیلیم  و این خود مان است که مارا سرزنش و یا تحسین می کند، و آنچه  که  از طریق اندازه گیری به رسمیت شناخته   شده دیگر معیار و مقیاسی دردسترس ندارد ،باخطراین رویه تلخ است که دیگر خودمان نیستیم     و  افراد موفق، برای موفقیت واقعی خودشان  به "خودشان" بستگی  و وابستگی دارند .

گاهی تعدادی  از کسانی که در محافل عمومی ملاقات کرده یا باهم تماس داریم ، این سوال  را به شیوه های مختلف مطرح می کنند: بررسی ،  مطالعه وگزینه شناسی "خودمان" در دنیای  رقابت منافع ومصالح کوچک وبزرگ  چگونه باید باشد که شهرستانمان آسیب نبیند و شرمنده شهروندان نباشیم   ؟
حقیقت این است قبل از جواب دادن به این پرسش روشن که این سوال خود بتنهائی معانی ومفاهیم زیادی را  دست  می دهد که یک معنای آن این است   اعتبار  وقیمت شما در  نزد خودشما چقدر است؟  و  رضایت تان از خودتان و تمایل تان به  درنظر داشتن واقعیت ها  و آینده پس از اینکه شما سخت  فکر کرده اید ؟ برای کار و ساختن  زادگاهتان، اکنون با سقف بدون ستون،این ساخت وساز را پایان می دهید  و نرخ حق آب وگلی که داریم چند است؟ وباچه چیزی قابل معاوضه ومبادله است؟!...  آیا در درک خودمان  و  در  تعادل  سرمایه گذاری بر زمان  حاضر به نفع خود مان و به نفع خانواده و جامعه خود،  طرح مثبت داشته ایم ،   یا حتی حاضریم به قیمت ورشکستگی  جامعه مان  خود از سود ی مقطعی  بهره مند شویم. هنگامی که خودمان در زندگی  مان در بین خود و خویش  با اقناعی دستیافتیم  ، چه اتفاقی می افتد و چه اتفاقی نمی افتد گرچه  ممکن است مردم را از واقعیتی که ازآن رضایت  ندارند، خاموشی برگزینند  اگر به دنبال  خودمان هستیم   با چشم اندازی توافق کنیم که با  خسارت دیگر همشهری مان برابری  نکند .   بیائیم  ، با زبان  و ذهن  و موضع  خودمان در میان افرادی قرار بدهیم که  منافع  اول خودرا در قبال  منافع شهر وشهروند در درجه ی دوم اهمیت  قرار می دهند.



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : / نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :



                  چرا باید در تقدیر و تمجید از نمایندگان بوشهر  در مجلس ازهم سبقت بگیریم ؟
نماینده واقعی مردم کسی است که باید بتواند  تکلیف خود را برای پاسخگو ئی خود و دولت درقبال مطالبات مردمی و نظارت عملکردی هر دو  و انجام  شرح وظایف  تصریح شده در قانون وماموریت محوله، به نحو احسن انجام داده وبسمع شهرو ندان بصورتی مستند برساند .
 وظایفی مانند مشارکت فعالانه وموثردر بحث های مجلس،وضع قوانین ومصوبات، ارائه پیش نویس های مفید و پیشنهاد قوانین ومقررات  ضروری و درخواست برای جلسات و مصاحبه ها  بنحویکه در  فرهنگ قانون گذاری و فضای نظارت مورد نیاز است و دربخشی از این جریان با دراختیار گرفتن دستیاران ومشاورانی برجسته که  در تحلیل و پیش بینی مسائل جاری فراتر از بضاعت موجود  پیشرو بوده و در اجرای کار  پیشاهنگ ماجرا های جاری باشند و نه آنطورشود که نماینده کرمانشاه برخی از این مجموعه  ی  تعیین کننده  را توصیف  می کند برای نمونه این عنوان : (انتقاد نماینده کرمانشاه از رفتار نمایندگان در صحن مجلس. عبدالرضا مصری از رفتار برخی نمایندگان  در صحن علنی  را جستجو کنید ....)
  برای  تحقق این منظور  متخصصان قانون گذار و سیاستمداران  منتخب تکیه زده برکرسی مجلس همواره باید از ویژگی های ثابت زیر برخوردار باشند :
  باورداشتن عملی:  فرهنگ قانون پذیری وقانوگرائی با اشراف بر مواد قانون اساسی و شهرت در مردمداری و مبارزه با فساد وعدم ترجیح منافع شخصی برمنافع عموم ؛  انعطاف پذیر ی درتوسعه عملکرد  فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی  در ارتقاء کارآمدی و درک واقعیت اهداف  کلان وخرد جامعه امروز ضروتی انکار ناپذیر و انتظاری در حال رشد از نمایندگان ماست...
  امیدواریم مرکز پژوهش های مجلس به کمک نمایندگان بیاید وحداقل در دو مورد به ایشان اطلاعات کافی بدهد: الف) نظر سنجی زمان بندی شده  درمورد میزان رضایت مندی موکلین در هرحوزه از وکلای خود.
ب) رویکرد مقایسه ی در بررسی تبعات امورجاری  با تکیه بر برتجارب تاریخی کشورمان ومنطقه و همچنین  مطالعه ارزیابی اندیشمندان مستقل حوزه ی فرهنگ سیاسی جهان  امروز از سایه روشن کارکرد های روابط بین الملل  در قالب دیدگاهها وچشم اندازها  ونتایج مرتبط برآن...
 
 اما  وقتی قرار است که این روزها موسسات و شرکت ها  و برخی اشخاص حقیقی و حقوق بنا برمصالحی به تقدیر و تحسین از نماینده یا نمایندگان استان بوشهر  بپردازند چرا ما عقب بیفتیم سریعا ما هم بدون بررسی  ومطالعه و چشم داشت می گوییم نماینده محترم ما هم متشکریم؟!
لذا :
- متشکریم از  عدم طراحی برنامه ی جامع توسعه و پیشرفت هماهنگ و همه  جانبه استان بوشهر طی  دوره نمایندگی چهار ساله فعلی!
 - متشکریم که انرژی تان صرف ردکردن همدیگر و تشدید اختلافات فیمابین در ارائه طرح نظر ودیدگاهها ی عام المنفعه نکردید!
 - متشکریم از عدم طفره رفتن با بهانه هائی مثل بیماری ، وجود دست انداز، وپاسخی برای این سوال ندارم؟! (وبالاخره از  رای مثبت، منفی، ممتنع، به رای مخترع هم رسیدیم) پاسخگوئی صریح وشفاف شما در رابطه  که با سوالات بی ربط ما  برای مشخص شدن هویت  آرای مسئولانه تان به مسائل مهمی چون  سوال از رئیس جمهور، استیضاح وزراء، اف‌ای‌تی‌اف ، کنوانسیون مهم پالرمو  ومشابه اینها !
- متشکریم از ریشه کنی بیکاری در استان بوشهر  و ساماندهی اشتغال و رضایت مندی صنوف مختلف از درآمد کافی شهروندان!
- متشکریم ازایجاد بانک مدیران بالقوه استان و جلوگیری از هدررفت سرمایه انسانی بومی   با محوریت شایسته سالاری و تقویت مدیران لایق وخدمتگذار!
- متشکریم  از سعی بی شائبه تان  برای  کاهش هزینه های جدید شهروندان ورشد چندده درصدی  خدمات و سرویس دهی مطلوب  مخصوصاً مطابق با توان اقشار کم بضاعت در حوزه ی بهداشت ودرمان، آموزش عمومی و آموزش عالی!
- متشکریم از موضعگیری عاجزانه در برابر برخی وزراء و مدیران  نفت وگاز ، پتروشیمی  و درمقابل آن اظهار مواضع شجاعانه  وصولت آور دربرابر مراجعان و موکلین و برخی اهالی رسانه ی  به اصطلاح منفی باف!
- متشکریم برای تصویب سخاوتمندانه  قانون افزایش  دستمزد مکفی و حقوق  کارگران ،کارمندان و معلمان  و مستمری بازنشستگان  ودر عوض کاهش حقوق ومزایای بخشی ها ی ویژه حقوقهای نجومی  درقالب توسعه ی فراگیر عدالت اجتماعی مبارزه با تبعیض و اختلاف طبقاتی و...!
-   متشکریم از فراموش نکردن  برنامه  های فوق العاده رفاهی برای بهبود شرایط و حقوق معلمین و ترمیم شرایط زندگی  آنان  که قدردانی شما  از نقش معلم  را می رساند!
-  متشکریم از شما برای بحث  های جدی و طراحی روشهای جدید پیشرفته در  سیستم آموزشی که با تصوری  متعارف که سزاوار فرزندان ماست و آینده آنها را تضمین کرده است!
- با تشکر از شما برای  عدم بروز شرایط رو به وخامت بیمارستان ها و مراکز درمانی دولتی  و سازمان یافته کردن رنج و درد و رنج بیماران و شهروندان سالخورده وکاهش چشمگیر آسیب های اجتماعی ؟!
-  متشکریم بابت  عدم افزایش قیمت ها و حذف  روند  رانت خواری  ومقابله  با بهره برداری  مستقیم معامله گران  وکاسبکاران زالو صفت  و معاملات  پشت پرده فرصت طلبانه حاصل از پست های باد آورده و  نوسانات ارزی و عدم نظارت برچرخه ی اقتصاد از تولید تا مصرف!
 در پایان با  سپاسگزاری مجددازشما - هرگز فراموش نخواهیم کرد آنچه را که  دراین زمان اندک و تلاش زایدالوصف خود انجام داده اید و غفلت از عهد ومیثاقی که با مردم استان بستید که خود جای  اهتما می ویژه داردکه توجیه پذیر بوده  و طبعاً شما خدا را شکر می کنید که ما افرادی  سر به زیر و  نا آگاه هستیم که به راحتی آنچه را که  کشیده ،چشیده و دیده فراموش می کنیم و در سوال ومطالبه کردن از شما  بی خیال بوده و بسرعت توجیه وتفسیرتان را می پذیریم ؟




نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : در تقدیر و تمجید از نمایندگان بوشهردر مجلس ازهم سبقت می گیریم ؟/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


                  به روز رسانی؛ چهار ماهه شبکه ی آنتن دهی ایرانسل  در کنگان "نوبر" است !

کلاً ما  اغلب بومیان کنگان  حداقل از سه نعمت برخورداریم که دیگران  به آن (جمع الجمع نَعَم !) نه حسودی شان می شود و نه طمعی به آن سه می ورزند و نه رقابتی در این  سه عرصه با ما دارند؛ اول : آخر قناعتیم-  دویم : کمال رضایتیم- سُیم:  نهایت ارادتیم .
  توضیح اینکه  الف)هر توجیهی می شنویم بسرعت برق وباد باورمی کنیم ب)هراتفاقی می افتد منت  برخودمان می گذاریم که "راضی هستیم به رضای خدا"  ج)  به هر ازما بهتری رسیدیم چشم وگوش بسته منتهای ارادت واخلاص  می ورزیم و چنان مریدش می شویم چنانکه طرف خودش باشگفتی تمام  پس از رویت جلوه های موثر  ویژه ی سریالی وسینمائی مرتبط  پس می افتد...
جالب اینکه گاه گداری که  اتفاقاً مسئولی با"توپ پُر"می آیدو یا انتخاب می شود  و یا همسایه وهمشهری جدیدی پیدا می شود چنان تاثیر همنشینی ما براو اثر می کند که اوهم  "توپ پُر" را کنار گذاشته و ترجیحاً به بازی بدون توپ روی می آورد ! چنانچه اگر موضوعی حالتی بغرنج پیدا کرد راحت می تواند بگوید:  کدام شهروند  این مطلب را گفت ؟ و چه کسی از من خواست ؟ که ظاهراً حرف درستی است  "مو" که سهل است "میکرو مو" هم لای درز این عبارت نمی رود.

اما ماجرای قطعی وضعف آنتن دهی ایرانسل در برخی نقاط شهر کنگان و نوسانات  مداوم این شبکه قبل از مرداد 97  هم ملموس بود و تقریباً نیمه های همان  برج که شاید قمر در عقرب بود! آنتن دهی ایرانسل در پی پائین آمدن دکل مربوطه  واقع در استادیوم  ورزشی مرکز شهرغایب شد. و تعدادی زیادی از مشترکین ایرانسل بخصوص آنهائیکه کسب وکارشان مستقیماً با  شماره خطوط آن  مربوط می شد به تکاپو افتاده بدنبال آنتن یابی را از این خیابان تا خیابان بعدی و ازاین کوچه به آن  کوچه واز این محله تا آن محله  در جستجو  ی  حداقل  دوخط و  یا  سه خط آنتن بودند وشدیداً به احوالپرسی شبکه و اشخاص پشت خط مانده بصورت حضوری نائل می شدند تا اینکه  دسته دسته افراد مستاصل گوشی به دست در نمایند گی  ایرانسل با سوالات مشابه وجوابی متشابه بصف  می شدندو یا فوج فوج با ستاره و تعدادی شماره ومربع  گوشی خود را مشغول می کردند تا شاید از این دایره  و موج محدویت های فنی خارج شوند. اما وعده های اپراتورهای مرکزی به مشترکین مرزی در این شهر چیزی جز امروز وفردا نبود،لازم به اشاره است که این داستان تا بحال هم  ادامه دارد. ..
بنده هم بعنوان یکی از مشترکین که شبانه روز شاهد تبلیغات ایرانسل یعنی پیشروی در ارائه خدمات ارتباطی  از طریق شبکه ی سراسری صدا وسیما هستم ... شماره های پیگیری را یکی  پس از دیگری ردیف کرده و با  حفظ رعایت نوبت اجباری در صفوف بهم فشرد ه و  طولانی تماس گیرندگان به اظهار مشکل می پرداختم . پاسخگو یان بسیارمودب و فصیح با احترام تمام چنان سرکارمان می گذاشتند. که دیگر روی مان نمی شد. تا 48 ساعت بپرسیم ...، پس چی شد ؟
وزیر ارتباطات هم از منطقه بازدید سربسته داشت و در حلقه ی مدارشسته که احتمالاً ایشان هموصف حلقه ی گل وبلبل و سبزه وصفای دشت ودمن را شنید و دست آخر فقط دهان باز متعجب وخموش ما ، پسته ی خندان وار تا  بوشهر وتهران  بدرقه اش کرد. ... همه چیز به خیر خوشی گذشت زیرا نمیدانم وزیر محترم  آیا از جمله  مشترکین ایرانسل هستند یاخیر؟!   
اما  آنچه که  دستاورد خود م از  پیگیری این قضیه تا اینجای کار ست چه بود؟ دو فقره کد رهگیری: 51070659-5073737154و  پیشنها د تعویض مودم  و مراجعه به مرکز استان / اعلام  مختصات  عددی طول وعرض جغرافیایی محل سکونت ... رست مرتب روزانه مودم بسمت نزدیکترین دکل و تعدادی تشکر بابت صبر وحوصله ی که بخرج داده ام و تماس های متعددگرفته شده و دیگر هیچ !

اکنون از گوشه و کناراستان خبر می رسد که اخیراً گونی گونی  کارت شماره ایرانسل میان  همشهریان ما ویا همان  مشترکین عزیز توزیع شده است!. که این  ماجرا  حکایت  رسیدن  کامیون  کمک های داروئی و احتمالاً چترها وچادرهائی اهدائی کشورکویت به شهر ی قحطی زده در سومالی را تداعی  می کند، که معتمدین محلی آن شهرافریقائی، محموله های انساندوستانه را با گفتن  این عبارات : ممنون از محبت شما ولی روی این  داروها نوشته شده که بعد از صرف غذا میل شود. همینطور که می بینید ما فعلاً غدائی نداریم و ابری هم در آسمان ما دیده نمی شود که دارو ، چتر وچادر در اختیاربگیریم. ..برگرداندند. حالا  داستان ما  ودوستان ایرانسلی  یه چیزی تو همین مایه هاست  درواقع بی اختیار از منطقه ی پوشش آنتن شما خارج شده ایم  و حالا پس از روبروئی با انبوه     شمارهای جدید ایرانسل واگذاری، چه کنیم ؟! این سوال  همچنان می ماند که  باید پرسید : آنهمه تیتر تبلیغاتی مقفی وموزون  وشمارهای رند که تند وتند ردیف می شوند با این آه"نت  ندهی " ببخشید آنتن دهی حلزونی "کند کند"  چه مجانستی باهم دارند و  تقریباً چهارماه  ضعف  وقطعی شبکه که درآغاز با بهانه  به روزشدن شروع شد تاکی برای به شب رساندن روز مشترکین سردرگم ادامه می یابد.
 



نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : به روز رسانی؛ چهار ماهه شبکه ی آنتن دهی ایرانسل در کنگان نوبراست !/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :


رهبر انقلاب در دیدار خانواده شهدای مدافع حرم: اگر مدافعان حرم نبودند راهپیمایی اربعین نبود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به مجاهدت‌های شهدای مدافع حرم تصریح کردند: اگر آنجا کسانی فداکاری نمی‌کردند، امروز شوکت و هیمنه‌ محبّت اباعبدالله(ع) این‌چنین دنیا را فرانمی‌گرفت.

اگر مدافعان حرم  نبودند راهپیمایی اربعین نبود

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر نشر آثار آیت‌الله خامنه ای، رهبر انقلاب اسلامی روز دوشنبه سی‌ام مهرماه در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم، با اشاره به شباهت حرکت مدافعان حرم اهل بیت علیهم‌السلام در سال‌های اخیر با حرکت کسانی که در دوران خلفای عباسی با نثار جان خود نگذاشتند قبر مطهر سیدالشهداء از بین برود، فرمودند «اگر آنجا کسانی فداکاری نمیکردند، امروز شوکت و هیمنه‌ی محبّت اباعبدالله الحسین (علیه‌السّلام) این‌جور دنیا را فرا نمیگرفت این خشت اوّل و اصلیِ این کار را همان کسانی گذاشتند که درواقع جانشان را برای زیارت قبر اباعبدالله (علیه‌السّلام) فدا کردند. این بچّه‌های شما هم همین‌جور... اگر این کسانی که رفتند آنجا مجاهدت کردند نبودند، دشمن تا نزدیکی قبر مطهّر حضرت اباعبدالله، چند کیلومتری کربلا، جلو آمده بود».

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (KHAMENEI.IR) متن و فیلم سخنان رهبر انقلاب در این دیدار را به مناسبت فرارسیدن ایام اربعین حسینی منتشر می‌کند.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
خیلی خوش‌ آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، خانواده‌های مکرّم و معظّم شهدای عزیزمان! حرکت این شهدای شما که در این برهه در خارج از کشور به شهادت رسیدند، درواقع شبیه حرکت آن‌کسانی است که با جانِ خودشان توانستند قبر حضرت اباعبدالله را حفظ کنند. یک روزی بود که خلفای بنی‌عبّاس همّت گماشته بودند که قبر مطهّر حضرت اباعبدالله و لابد به تبعِ آن، بقیّه‌ی قبور مطهّره را از بین ببرند؛ یک عدّه‌ای با جانِ خودشان نگذاشتند؛ یعنی [آنها] گفتند اگر بیایید، دستتان را قطع میکنیم، پایتان را قطع میکنیم، شما را به قتل میرسانیم؛ درعین‌حال [اینها] رفتند. همان رفتن‌ها بود که حالا رسیده به بیست میلیون زائر پیاده‌ی اربعین. اگر آنجا کسانی فداکاری نمیکردند، امروز شوکت و هیمنه‌ی محبّت اباعبدالله الحسین (علیه‌السّلام) این‌جور دنیا را فرا نمیگرفت؛ که شما می‌بینید در راه‌پیمایی اربعین از کشورهای مختلف -از فارس و ترک و اردو و کشورهای اروپایی و حتّی از آمریکا- افرادی بلند میشوند می‌آیند آنجا؛ این [کار] را چه‌کسی کرد؟ این خشت اوّل و اصلیِ این کار را همان کسانی گذاشتند که درواقع جانشان را برای زیارت قبر اباعبدالله (علیه‌السّلام) فدا کردند. این بچّه‌های شما هم همین‌جور؛ اگر چنانچه این فرزندان عزیز شما، شهدای عزیز شما، این کسانی که رفتند آنجا مجاهدت کردند نبودند، دشمن تا نزدیکی قبر مطهّر حضرت اباعبدالله، چند کیلومتری کربلا، جلو آمده بود؛ با خمپاره‌ی کوتاه‌بُرد -خمپاره‌ی ۶۰- کربلا را میزدند؛ این‌قدر نزدیک آمده بودند! به کاظمین نزدیک بودند، به زینبیّه نزدیک بودند، در واقع [آنجا را] محاصره کرده بودند. این جوانهای شما رفتند در خلال هزاران نفرِ دیگر، رفتند این بلا را از سرِ اسلام و مسلمین در واقع رفع کردند؛ کار بزرگی که این جوانهای شما انجام دادند، این است. و این برای خدا بوده؛ وَالّا ما که کسی را تشویق نکردیم [برود]؛ مثل دوره‌ی جنگ که تشویق میکردیم و امام دستور میدادند و مارش عملیّات میزدند؛ این خبرها نبود، امّا درعین‌حال این جوانها با شوق، با التماس، با علاقه‌مندی، بلند شدند رفتند؛ این اخلاص است دیگر؛ این اخلاص را خدای متعال برکت میدهد. ان‌شاءالله در آینده‌ی نه‌چندان دوری، برکات اینها را دنیای اسلام خواهد دید.

 البتّه برای شماها -چه پدر، چه مادر، چه همسر، چه فرزند، چه برادر و خواهر- سخت است، [این] معلوم است، لکن خب این سختی‌ای است که در مقابلش چشم‌روشنی خدای متعال هست که به صابرین وعده فرموده که «أُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة»؛(۱) خدای متعال بر کسانی که صبر میکنند در این مصائب، درود میفرستد و صلوات میفرستد و رحمت میفرستد؛ این وعده‌ی‌ الهی است، آیه‌ی قرآن است؛ ان‌شاءالله مشمول این الطاف الهی خواهید بود. خداوند ان‌شاءالله ما را هم به این جوانهای شما ملحق کند؛ ما هم دنباله‌ی همانها، در همان راه حرکت کنیم و به همان سرنوشت برسیم. خب یک صلوات دیگر بفرستید.
 
۱) سوره‌‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۱۵۷

انتهای پیام/





نوع مطلب : تحلیل مقاله، 
برچسب ها : پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (KHAMENEI.IR)/ گروه سیاسی خبرگزاری فارس/نجوای کنگان/najvaye-kangan،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 356 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
نجوا کنگان
دلگیرم از خود با تو نجوا می کنم دریا این سفره ی دل پیش تو وا می کنم
درباره وبلاگ

سلام علیكم اینجانب عبدالمجید اورا متولد1348/6/25- كنگان-محله خور چوری(خیابان استقلال)

مدیر وبلاگ : عبدالمجید اورا
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :